فهرست مطالب

  • Volume:12 Issue: 4, 2020
  • تاریخ انتشار: 1398/11/12
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ندا محمدی، امید گرکز، لیلا ظاهر، حمیدرضا مهریار* صفحات 1-9
    زمینه و هدف

    اورژانس بیمارستان به عنوان خط اول برخورد با بیماران دارای اهمیت ویژه ای است. با توجه به اینکه مرگ ومیر بیماران در بخش اورژانس مشکلی است که در سال های اخیر تشدید یافته است. این مطالعه باهدف بررسی علل مرگ ومیر در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی ارومیه در نیمه اول سال 1396 انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی است؛ که پس از کسب مجوز پرونده تمامی افراد مراجعه کننده به اورژانس در بازه زمانی 1 فروردین 1396 تا 31 شهریور 1396 که به هر علت در اورژانس فوت کرده بودند، از بایگانی استخراج و ازنظر متغیرهای سن، جنس تاهل، محل سکونت، شکایت اولیه، مدت بستری در اورژانس، سرویس ویزیت شده، محل فوت و علت فوت جمع آوری شد.

    یافته ها

    در مجموع 133 پرونده موردبررسی قرار گرفت که 77 (9/57 درصد) مرد، 114 (7/85 درصد) از فوت شدگان متاهل و 71 (4/53 درصد) ساکن شهر و میانگین سنی بیماران مراجعه کنندگان 9/18 ±8/66 بود؛ که بیشترین شکایت ذکرشده توسط بیماران و یا همراه بیماران افت هوشیاری و کمترین موارد ذکرشده مربوط به درد قفسه سینه، هماچوری و تورم اندام تحتانی بود و زمان حضور درصد بالایی از فوت شدگان (6/58 درصد) 24 ساعت و کمتر از آن بوده است. بیشترین علل مرگ ومیر ایست قلبی تنفسی و بیماری های قلبی عروقی بوده و درنهایت در بررسی مدت زمان ابتلا و مشکل دار بودن بیماران (حاد یا مزمن)، 38 مورد (6/28 درصد) دچار اختلال حاد و 95 مورد (4/71 درصد) سابقه قبلی بیماری مزمن داشتند.

    نتیجه گیری

    بیشتر علل مرگ ومیر، ایست قلبی تنفسی و مشکلات قلبی عروقی بوده که لذا بیان کننده اهمیت کنترل و پیشگیری از این بیماری ها و از طرف دیگر برنامه ریزی مناسب، آموزش کارکنان و تجهیز کردن بخش اورژانس در کاهش موارد مرگ ومیر تاثیرگذار باشد.

    کلیدواژگان: مرگ ومیر، بیماران، سرویس اورژانس
  • غلامحسین فلاحی نیا، فریبا طیبی آراسته، یونس محمدی، مهدی مولوی وردنجانی* صفحات 10-18
    مقدمه

     از مهمترین مشکلات بیماران بستری در بخش های مراقبت های ویژه افزایش بار حسی است و یکی از مهم ترین پیامدهای افزایش بار حسی بروز اختلالات عصبی و  روانی از جمله دلیریوم و بیقراری می باشد و از طرفی بروز دلیریوم باعث افزایش نیاز به داروهای آرامبخش می شود. با استفاده از روش ها و ابزارهای غیر تهاجمی از جمله چشم بند و گوش بند، از طریق کم کردن اثر عوامل محیطی می توان به کاهش بروز دلیریوم و  عوارض آن کمک کرد.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو گروهی است که بر روی 88 بیمار بستری در بخش مراقبت های ویژه مرکز آموزشی درمانی بعثت شهر همدان در سال 1396 انجام گرفت. مداخله به مدت 7 شب و از شب دوم بستری انجام شد. در گروه مداخله برای بیماران از ساعت 10 شب تا 6 صبح همزمان از چشم بند و گوش بند استفاده و در گروه کنترل، مداخله خاصی انجام نشد. جهت جمع آوری اطلاعات دموگرافیک از پرشسنامه پژوهشگر ساخته که تعیین اعتبار و روایی شده بود. جهت سنجش بروز دلیریوم از پرسشنامه (CAM- ICU Confusion Assessment Method fore the ICU) و پرسشنامه Richmond Agitation - sedation scale RASS جهت بررسی سطح بیقراری استفاده گردید. داده ها با نرم افزار آماری SPSS 20 در سطح معناداری 05/0 و با استفاده از آزمون های آماری کای دو، تی تست مستقل، Ancova repeated measure  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

    نتایج

      نتایج مطالعه نشان داد بیماران در دو گروه مداخله و کنترل از نظر مشخصات دموگرافیک، شرایط اتاق و علل بستری در بخش، تفاوتی نداشتند. همچنین نتایج نشان داد استفاده از وسایلی نظیر گوش بند و چشم بند به طور معناداری باعث کاهش سطح بیقراری (بر اساس مقیاس RASS) بیماران در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل گردید 001/0 =p . همچنین میزان بروز دلیریوم (بر اساس مقیاس CAM- ICU) در گروه مداخله کاهش معنادار آماری نسبت به گروه کنترل داشت. 001/0 <p

    نتیجه گیری

    استفاده از وسایل محافظت کننده چشم و گوش می تواند باعث کاهش بروز میزان بروز دلیریوم و کاهش سطح بیقراری بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه شود.

    کلیدواژگان: دلیریوم، بیقراری، چشم بند، گوش بند
  • سیده سادات مشهدی، سیده نوابه حسین خانی*، معصومه حیدری، سید داوود تدریسی صفحات 19-25
    زمینه و هدف

    خانواده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه قلبی سطح بالایی از اضطراب را تجربه می کنند که می تواند سبب ایجاد مشکلات جسمی و روانی در آنها شود. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر حمایت اطلاعاتی بر اضطراب خانواده بیماران بستری در بخش ویژه قلبی انجام گرفته است.

    روش ها

     این مطالعه نیمه تجربی بر روی مراقبان خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه قلبی بیمارستان سوم شعبان دماوند و با روش نمونه گیری آسان در سال 1398 انجام شد. تعداد 60 مراقب خانوادگی به دو گروه 30 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. مراقبان خانوادگی گروه آزمون محتوای حمایت اطلاعاتی را به صورت ارایه چهره به چهره وکتابچه آموزشی دریافت کردند و گروه کنترل، بروشور آموزشی بخش را دریافت نمودند. هر دو گروه علاوه بر تکمیل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه HADS را در دو مرحله تکمیل نمودند.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نمره اضطراب گروه آزمون و شاهد قبل از حمایت اطلاعاتی به ترتیب (2/46) 8/53 و (2/91) 7/70 بود. دو گروه از نظر سطح اضطراب قبل از مداخله تفاوت معناداری نداشتند. بعد از مداخله در گروه کنترل در هر مرحله میانگین نمره تغییر چشمگیری نداشت (3/51) 7/07، ولی در گروه آزمون میانگین نمره اضطراب کاهش یافت (6/62) 5/77. البته میزان این کاهش از نظر آماری در بین دو گروه تفاوت معنادار نداشت (0/25=P). اما با استفاده از آزمون معادلات برآوردی تعمیم یافته از منظر زمان- گروه معنادار بود (0/001=P) که نشان می دهد مداخله نقش تسهیل کننده در کاهش اضطراب دارد.

    نتیجه گیری

     استفاده از حمایت اطلاعاتی در کاهش اضطراب خانواده بیماران بخش ویژه قلبی موثر است.

    کلیدواژگان: حمایت اطلاعاتی، اضطراب، خانواده، بخش مراقبت ویژه قلبی
  • سید علی مهدیون، محمد اقبالی، مجید حمیدی، یونس محمدی، محمد بابامیری* صفحات 26-34
    مقدمه

    مرگ ناگهانی و غیر منتظره از یک سو و تصمیم بسیار مهم اهدای عضو از سوی دیگر می تواند وضعیت سلامت روانشناختی خانواده بیماران مرگ مغزی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف تعیین وضعیت سلامت روانشناختی ناشی از مرگ و اهداء عضو بر خانواده بیماران مرگ مغزی انجام شد.

    مواد و روش ها

    طرح پژوهش در این مطالعه از نوع طرح توصیفی- مقطعی است. جامعه مورد نظر در پژوهش حاضر شامل تمامی اعضای درجه یک خانواده بیماران مرگ مغزی رضایت دهنده به اهدای عضو بودند که بر اساس روش نمونه گیری در دسترس تعداد 50 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه سلامت روان، افسردگی و اضطراب بک و پرسشنامه تجربه سوگ است.

    یافته ها

    میزان سوگ و اضطراب شرکت کنندگان در پژوهش در حد متوسط بود (به ترتیب 52 درصد و 38 درصد). میزان افسردگی اکثر افراد شرکت کننده در پژوهش (50%) در حد متوسط بوده است. از لحاظ میزان سلامت عمومی نیز نیمی از آزمودنی ها وضعیت سلامتی خیلی ضعیف تا ضعیف داشتند. داده ها نشان داد که بین نمره کلی سوگ با اضطراب و افسردگی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (001/0 <p).

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج حاصل از پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که افرادی که به اهدای عضو رضایت داده اند از لحاظ وضعیت روانشناختی چندان شرایط مطلوبی ندارند. جهت ارتقاء و بهبود وضعیت روان شناختی خانواده های اهدا کننده عضو توصیه می شود، برنامه های آمادگی روانی توسط تیم روان شناسی ارایه شود.

    کلیدواژگان: مرگ مغزی، اهدای عضو، سلامت روان، اعضای خانواده
  • حسین باباتبار درزی، سعید باباجانی وفسی، حسین محمودی، عباس عبادی، امیر واحدیان عظیمی، لیلا کریمی* صفحات 38-48
    زمینه و هدف

    خارج کردن لوله سینه ای یکی از استرس زاترین رویدادها در بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه است، ماساژ بازتابی پا یکی از رویکردهای غیر دارویی است که به دلیل کاهش عوارض و هزینه ها در کانون توجه محققین در جامعه بیماران تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر ماساژ بازتابی پا بر اضطراب بیماران در هنگام خروج لوله قفسه سینه پس از جراحی قلب باز انجام شد.

    روش ها

    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل دار سه گروهی دو سویه کور است که در بیمارستان بقیه االله اعظم (عج) و جماران تهران، در سال 93-1392 انجام شد. تعداد 88 بیمار پیش از خروج لوله قفسه سینه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تخصیص تصادفی با بلوک های شش تایی در سه گروه آزمون (ماساژ بازتابی مرکز و یک سوم قدامی کف پا 10 دقیقه با 29نفر)، درمان نما (تماس سطحی یک سوم خلفی کف پای چپ بیمار 10 دقیقه با30 نفر) و شاهد (مراقبت های معمول با 29 نفر) قرار گرفتند. قبل از مداخله در هر سه گروه ابزار سنجش اضطراب اسپیلبرگر تکمیل شد. پس از خروج لوله قفسه سینه بلافاصله میزان اضطراب اسپیلبرگر ثبت شد.

    یافته ها

    بر اساس یافته های حاصل از این مطالعه تفاوت میانگین متغیرهای کمی شامل سن، قد، وزن و سطح بدن و متغیرهای کیفی جمعیت شناختی بیماران شامل وضعیت تحصیلات، اشتغال و تاهل در بین سه گروه قبل از مداخله معنادار نبود (0/05>p) که نشان دهنده همگن بودن نمونه ها پیش از شروع مداخله است. آزمون تی زوجی تفاوت معناداری را بین دو گروه از نظر آماری نشان داد به طوری که میزان اضطراب موقعیتی پس از خروج لوله قفسه سینه در گروه آزمون کاهش داشت (0/003<p) اما در گروه های درمان نما و شاهد با افزایش اضطراب همراه بود (به ترتیب 0/025=P و 0/001<p).

     نتیجه گیری

    ماساژ بازتابی پا تغییر معنا داری در کاهش اضطراب بیماران در هنگام خروج لوله قفسه سینه پس از جراحی قلب باز ایجاد می کند و یک مداخله پرستاری سودمندی در خروج لوله قفسه سینه در بیماران پس از جراحی قلب باز است که با حداقل هزینه و بدون هیچ عوارضی موجب ارتقای سطح مراقبت از این بیماران در مرحله حساس بهبودی پس از جراحی قلب باز می شود.

    کلیدواژگان: ماساژبازتابی پا، اضطراب، جراحی قلب باز، لوله قفسه سینه، کارآزمایی بالینی
  • حمیدرضا حریریان*، امین سلیمانی، هادی حسنخانی صفحات 49-56
    زمینه و هدف

    معمولا هرگاه بیماری در بیمارستان دچار ایست قلبی ریوی می شود، در زمان شروع عملیات احیا خانواده بیمار به اتاق انتظار هدایت می شود و یک نفر از اعضای تیم احیا از اتاق احیا خارج شده و خانواده را در جریان وضعیت بیمار قرار می دهد. یکی از موضوعات مورد بحث در بسیاری از کشورها از جمله ایران حضور خانواده حین احیا است که در ایران به صورت جدی اجرا نمی شود. از عوامل موثر نسبت به پذیرش و اجرای آن می توان به میزان اعتماد به نفس پرستاران اشاره کرد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین تجربه کاری و اعتماد به نفس پرستاران اورژانس نسبت به حضور خانواده حین احیا است.

    روش ها

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است که در مدت سه ماه (از خرداد تا مرداد 1398) و در 7 بیمارستان آموزشی شهر تبریز انجام شد. 140 نفر از پرستاران بخش اورژانس به روش تصادفی طبقه ای نسبی در این مطالعه انتخاب شدند. از پرسشنامه های اطلاعات فردی اجتماعی و اعتماد به نفس پرستاران نسبت به حضور خانواده حین احیا استفاده شد.

    یافته ها

    متوسط سن مشارکت کنندگان در پژوهش (05/7±) 87/30  سال بود. اکثر پرستاران زن و دارای مدرک کارشناسی بودند. نزدیک به نصفی از پرستاران (42/46%) کمتر از 5 سال سابقه کار داشتند. همچنین میانگین نمره اعتماد به نفس ایشان نسبت به حضور خانواده حین احیا  (69/12 ±) 91/52 از 85  و در حد متوسط بود. پرستاران با سابقه کاری بیشتر، اعتماد به نفس بالاتری داشتند، به طوری که بین میانگین نمره اعتماد به نفس پرستاران با سابقه کمتر از 5 سال و پرستاران با سابقه 11 تا 20 سال اختلاف معنادار (P=0/025 و F=3/200) وجود داشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج مطالعه حاضر، پرستارانی که سابقه کاری بیشتری دارند از اعتماد به نفس بالاتری برای حضور خانواده حین عملیات احیای قلبی ریوی دارند. بنابراین به مدیران پرستاری و بیمارستانی پیشنهاد می شود تا برای اجرای بهتر مراقبت خانواده محور در بخش اورژانس، از پرستاران با سابقه کاری بیشتر و به تبع آن دارای اعتماد به نفس بالاتر استفاده کنند.

    کلیدواژگان: احیای قلبی - ریوی، حضور خانواده هنگام احیا، اعتماد به نفس، پرستاران، تجربه کاری
  • سیده رقیه حسینی، محمدامین ولیزاد حسنلویی، سید مرتضی موسوی، یوسف حقیقی مقدم* صفحات 54-63
    زمینه و هدف

    بیماران تحت تهویه مکانیکی به دلیل وجود لوله تراشه در داخل دهان دچار نقص در برقراری ارتباط کلامی می شوند و از آنجایی که امروزه حرکت به سمت الگوی آرام بخشی سبک در حال جریان است، برقراری ارتباط یکی از چالش های مهم برای این بیماران هوشیار تحت تهویه مکانیکی به شمار می آید. این مطالعه با هدف تبیین تجارب بیماران هوشیار تحت تهویه مکانیکی از برقراری ارتباط در بخش مراقبت ویژه انجام گرفت.

    روش ها

     در این مطالعه از روش پدیدارشناسی برای تبیین تجارب بیماران هوشیار تحت تهویه مکانیکی از برقراری ارتباط در بخش مراقبت ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه استفاده شد. برای جمع آوری داده ها مصاحبه از 10 مشارکت کننده که حداقل 24 ساعت هوشیاری تحت تهویه مکانیکی در بخش مراقبت ویژه را داشتند در یک دوره 6 ماهه در سال 2019-2018 انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کلایزی و برای تسهیل در طبقه بندی کدهای اولیه بدست آمده از نرم افزار MAXQDA 10 استفاده شد.

    یافته ها

     از کدهای اولیه بدست آمده، دو مضمون اصلی "رنج روحی - روانی" و "تاب آوری" بدست آمد. مضمون اصلی رنج روحی - روانی از زیر مضمون های "وحشت محرومیت" و "نادیده گرفته شدن از جانب دیگران" و مضمون اصلی تاب آوری نیز از زیر مضمون های "درک نقش تامین کننده های مراقبت و خانواده" و "به کارگیری جایگزین های مناسب" تشکیل یافته است.

    نتیجه گیری

    بیماران هوشیار تهویه مکانیکی در تلاش برای افزایش برقراری ارتباط هستند و زمانی که از طرف کادر درمان به ادامه برقراری ارتباط با این بیماران اهمیت داده شود، می تواند باعث ایجاد حس امیدواری و افزایش اعتماد به نفس و کنترل شرایط برای بیماران شود.

    کلیدواژگان: تجارب، ارتباط، تهویه مکانیکی، بخش مراقبت ویژه، مطالعه پدیدارشناسی
|
  • Neda Mohammadi, Omid Garkaz, Leila Zahir, HamidReza Mehryar* Pages 1-9
    Introduction

    Hospital emergencies are of particular importance as they are considered as the first-line treatment for patients. Patient mortality in the emergency department is considered to be a problem as it has intensified in recent years. The aim of this study was to investigate the causes of mortality in patients admitted to the Emergency Department of Imam Khomeini Hospital in Urmia in the first half of 2017.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional descriptive study, after obtaining permission, the medical file of all those patients who had referred to the emergency department during the period of April 1st to September 31st, 2017 and who had died in the emergency for any reason was gathered. Data were collected from the archive and were collected for variables such as age, sex, marital status, residence, initial complaint, length of hospital stay, visitation service, place of death and cause of death.

    Results

    A total of 133 cases were studied, of which 77 (57.9%) were male, 114 (85.7%) were married and 71 (53.4%) were residents of Urmia and the mean age of patients was 66/8±18/9. The most common complaints reported by patients or their companions were about consciousness loss and the least reported were chest pain, hematuria, and lower extremity swelling, respectively. A high percentage of mortality (58.6%) had occurred in patients who had been in the emergency department for 24 hours or less. The most common causes of mortality were cardiopulmonary deaths and cardiovascular disease, and ultimately in the evaluation of the duration of the disease (acute or chronic), 38 (28.6%) had acute disorder and 95 (71.4%) had a previous chronic disease.

    Conclusion

    According to the results of the present study, most of the causes of mortality included cardiopulmonary arrest and cardiovascular problems. These findings reveal the  importance of controlling and preventing these diseases and on the other hand, shows the necessity of proper planning, staff training and equipping the emergency departments in order to reduce mortality rates.

    Keywords: Mortality, Patients, Emergency Service
  • Gholam Hosein Falahinia, Fariba Tayebi Arasteh, Younes Mohamadi, Mehdi Molavi Vardanjani* Pages 10-18
    Introduction

    One of the most important problems in the intensive care unit patients is the increase  sensory over load. Delirium and agitation are its consequences. The aim of this study was to evaluate  the effect of using non-invasive methods such as the use of eye masks and earplugs on the level of agitation  and the prevalence of delirium in hospitalized patients in intensive care units.

    Materials and Methods

    Present study was a randomized clinical trial of two groups of 88 patients admitted to the intensive care unit of Besat Educational and Medical Center in Hamadan in 2017. Patients were randomly divided into two groups:  intervention and control. The intervention lasted from the second night for seven nights. In the intervention group for patients from 10 pm to 6 am simultaneously, eye mask and earplug were used and in the control group, no special intervention was performed. To measure the incidence of delirium, the CAM-ICU questionnaire and the RASS questionnaire were used to assess the level of agitation.

    Results

    The results of this study showed that patients in both intervention and control groups did not differ in terms of demographic characteristics, room conditions and hospitalization reasons. The results also showed that the use of instruments such as earplug  and eye plug  significantly reduced the level of agitation  (based on the RASS scale) in the intervention group compared to the control group (P = 0.001). Also, the incidence of delirium based on CAM-ICU scale in the intervention group had a significant reduction rather than control group (P <0.001).

    Conclusion

    The use of eye mask and ear plug can reduce the incidence of delirium agitation of hospitalized patients in the intensive care unit

    Keywords: Delirium, Agitation, Eye Mask, Ear Plug
  • SEYEDEH SADAT MASHHADI, SEYEDEHNAVABEH HOSSEINKHANI*, MASOOMEH HEIDARI, Seyed Davood Tadrisi Pages 19-25
    Background and Aim

    Family members of patients admitted to cardiac care units experience high levels of anxiety which can cause mental and physical problems. This study aimed to determine the effect of face to face information support on the anxiety of the family members of patients admitted to the Cardiac care unit has been assessed.

    Methods

    This quasi-experimental study was performed on family caregivers of patients admitted to cardiac care units in Sevome Shaban Damavand Hospital In 2019. Sixty family caregivers were divided into two groups of 30 intervention and control groups. Family caregivers of the intervention group received information support such as a face to face presentation content as a training booklet. The control group received the educational brochure. Both groups completed the demographic information form. The HADS questionnaire was completed in two stages.

    Results

    The mean and standard deviation of the intervention and control groups anxiety scores were 8.53 (SD=2.46) and 7.70 (SD=2.29) respectively before the information support. The two groups had no significant difference in the level of anxiety before the intervention. After the intervention in the control group, at each stage, the mean score did not change significantly 7.07 (3.51), but in the intervention group the mean anxiety score decreased 5.75(6.62). However, the difference was not statistically significant (P=0.25). However, it was significant with the time group Generalized Estimating Equation test (P=0.001). This suggests that intervention has a facilitating role in reducing anxiety.

    Conclusion

     Using information support is effective in reducing anxiety in family of patient of cardiac care unit.

    Keywords: Information Support, Anxiety, Family, Cardiac Care Unit
  • Seyyed Ali Mahdiyoun, Mohammad Eghbali, Majid Hamidi, Younes Mohammadi, Mohammad Babamiri* Pages 26-34
    Introduction

     Sudden and unexpected death on one hand, and the crucial decision over organ donation on the other hand, can severely affect the mental health status of the family members of brain death patients. The purpose of this study was to investigate the psychological health status of the family members of the patients with brain death and organ donators.

    Methods

     In this cross-sectional descriptive study, the target population included all immediate family members of the patients with brain death who had agreed on organ donation. For this purpose, 50 individuals were selected as the sample of the study based on available sampling method. The instruments used in this study were the Mental Health Questionnaire, Beck Depression and Anxiety Questionnaire and Grief Experience Questionnaire.

    Results

    The results showed that the level of grief and anxiety of the participants was moderate (52% and 38%, respectively). Most of the participants (50%) experienced moderate depression. In terms of general health, half of the subjects were reported to have poor or very poor health indices. The findings also showed that there is a positively significant relationship between the scores of grief and anxiety and depression (p < 0.001).

    Conclusion

    Based on the results of this study, it can be concluded that people who have given consent to organ donation are not in good psychological conditions. Therefore, it is recommended that the psychology team provide psychological programs to those family members in order to improve their psychological conditions.

    Keywords: Brain Death, Organ Donation, Mental Health, Immediate Family Member
  • Hossein Babatabar-Darzi, Saeed Babajani Vafsi, Hossein Mahmoudi, Abbas Ebadi, Amir Vahedian Azimi, Leila Karimi* Pages 38-48
    Background and aim

    Chest tube removal is one of the most anxious events in Intensive Care Unit patients. Reflexology foot massage is considered to be one of the non-pharmacological approaches that has been the focus of researchers in patients undergoing open heart surgery due to the reduction of complications and costs. The purpose of this study was to evaluate the effect of foot reflexology massage on patients' anxiety during chest tube removal after open heart surgery.

    Methods

    This double-blind, three-group, randomized, controlled, clinical trial study was conducted in Baqiyatallah and Jamaran hospitals in Tehran, Iran in 2013-2014. Eighty-eight patients were selected by convenience sampling method prior to chest tube removing and were randomly allocated in six-blocks into three groups: intervention (10 minutes center and anterior one-third reflective massage of foot (n=29), placebo (one-third posterior surface contact of patient's left foot (n=30), and control (routine care (n=29). Before intervention, the Spielberger anxiety test was completed in all three groups. This test was again immediately recorded after removing the chest tube. Data were analyzed by SPSS software version 18 and descriptive and inferential statistics.

    Results

    Based on the results of this study, the mean difference of quantitative variables including age, height, weight and body surface, and qualitative demographic variables including educational status, occupation, and marital status were not significantly different between the three groups before intervention (P>0.05), indicating that the samples were homogeneous before the intervention.  Paired t-test showed a statistically significant difference between the two groups so that the level of situational stress decreased post-removing the tube in the intervention group (P<0.003) but significantly increased in the placebo and control groups (P=0.025, P<0.001), respectively.

    Conclusion

    According to findings it can be stated that foot reflexology massage significantly reduces anxiety in patients undergoing chest tube removal after open heart surgery and as a result is a useful nursing intervention in patients undergoing chest tube removing procedure after open heart surgery. Actually, with minimum costs and no side effects this technique can improve the level of care for these patients in the critical phase of recovery after open heart surgery.

    Keywords: Foot Reflexology Massage, Anxiety, Open Heart Surgery, Chest Tube, Clinical trial
  • Hamidreza Haririan*, Amin Soleimani, Hadi Hassankhani Pages 49-56
    Background and aim

    In hospitals, it is usually practice with patients presenting in cardiac arrest for family members to be taken outside of the resuscitation room; And family members are informed about the patient’s situation periodically by a team member. One of the issues discussed in many countries, including Iran, is the presence of family during resuscitation, which is not seriously implemented in Iran. Nurses' self-confidence is considered to be one of the effective factors in accepting and implementing this process by nurses. The aim of this study was to evaluate the correlation between the work experience of emergency nurses and their confidence during the family presence of patients while resuscitation.

    Methods

    This study was carried out in 7 teaching hospitals of Tabriz during three months (June to August 2019). For this purpose, 140 nurses were selected through stratified random sampling method. Nurses' demographic and self-confidence questionnaires about family presence during resuscitation were used.

    Results

    The mean score of the participants’ age was 30.87±7.05. The majority of nurses was female and had a bachelorette degree in nursing. About half of the nurses (46.42%) had less than 5 years of work experience.  However, the mean confidence scores of nurses were 52.91±12.69 which was in a moderate level. Nurses with more work experience, had higher levels of self-confidence. This is while nurses with less than 5 years of work experience  had less self -confidence than nurses with 11-20 years (P = 0.025 and F =3.200) of work experience.

    Conclusion

    According to the findings of this study it can be stated that nurses who have higher levels of self-confidence are more prepared for family presence during resuscitation. Therefore, it is recommended that nursing and hospital managers engage highly experienced and confident nurses in the emergency departments in order to provide family centered care more effectively.

    Keywords: Cardiopulmonary Resuscitation, Family Presence during Resuscitation, Self-confidence, Nurses, Work Experience
  • Seyede Roghayeh Hosseini, MohammadAmin Valizade Hasanloei, Seyed Mortaza Mousavi, Yusef Haghighi Moghadam* Pages 54-63
    Background and Aim

    Patients undergoing mechanical ventilation have verbal communication deficits due to endotracheal intubation. As there is s trend towards light sedation patterns nowadays, communicating is considered to be one of the major challenges for these mechanically ventilated patients. The purpose of this study was to describe the communication experiences of mechanically ventilated conscious patients in the intensive care units.

    Material and methods

    In this study, the phenomenological method was used to explain the experiences of conscious patients undergoing mechanical ventilation communication in the intensive care unit of Imam Khomeini Hospital in Urmia. For data collection, 10 participants who had at least 24 hours of mechanical ventilation consciousness in the intensive care unit were interviewed over a 6-month period in 2019-2018. The researchers used the Colaizzi method to analyze the data and in order to facilitate the classification of the primary codes, the MAXQDA version 10 software was used.

    Finding

    From the primary codes, the two main themes of "psychological suffering" and "resilience" were formed. The main themes of psychological suffering included the sub-themes of "fear of deprivation" and "being ignored by others" and the main theme of resilience included the sub-themes of "understanding the role of care providers and family" and also the "use appropriate alternatives".

    Conclusion

    Mechanically ventilated conscious patients are in an effort to increase communication, and when health providers continue to communicate with these patients, a sense of hope, increased levels of self-esteem and controlling conditions is developed in patients.

    Keywords: Experiences, Communication, Mechanically Ventilated, Intensive Care Unit, Phenomenological Study