فهرست مطالب

پژوهش های فلسفی - کلامی - سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 83، بهار 1399)
  • سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 83، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهروز اسدی، انشاالله رحمتی*، بابک عباسی صفحات 5-26

    صفات محدود و مقید فعلی خداوند ، تجلی و بروز صفات مطلق ذاتی او در مقام فعل هستند ، اما محدودیت آنها به جهت اعمال توامان آنها در کنار یکدیگر و در ارتباط با مخلوقات است. در میان صفات فعلی ، صفت «حکمت» - تجلی صفت ذاتی علم - حاکم بر دیگر صفات بوده و تقید بخش آنهاست. جان شلنبرگ، در «برهان اختفای الهی» از تمایز میان این دو دسته صفات غفلت کرده و همین امر سبب شده تا اولا با اتخاذ رویکردی تشبیهی ، عشق الهی را صورت مطلق شده عشق انسانی قلمداد کند. ثانیا ، با خلط میان صور مختلف عشق، یعنی آگاپه و اروس، درک نادرستی از عشق الهی و میزان اطلاق آنها داشته باشد و ثالثا، به  رغم صحت تاکید شلنبرگ بر تمایز میان برهان اختفا و برهان شر ، استفاده او از اختفا - به عنوان مورد نقضی بر عشق نامتناهی الهی - به نوعی، بازگشت به برهان شر را به ذهن مخاطب متبادر می کند و برداشت و بهره گیری ای نادرست است. بر مبنای صفت فعلی حکمت، می توان نشان داد که اختفای الهی - بر خلاف مدعای شلنبرگ - نه تنها نقضی بر عشق الهی نیست ، بلکه مظهری از عشق حکیمانه خداوند به انسان هاست که در این نوشتار به برخی از این حکمت ها اشاره خواهد شد.

    کلیدواژگان: جان شلنبرگ، برهان اختفای الهی، عشق الهی، برهان شر، حکمت الهی
  • قدرت الله قربانی* صفحات 27-52

    انحصارگرایی دینی از صفات ذاتی و مشخصه های تاریخی سنت مسیحی است. در این دیدگاه بر دو ویژگی حقانیت و نجات بخشی انحصاری دین مسیحیت، تاکید اساسی می شود. این نگرش، مولفه های مهم تاریخی و الهیاتی دارد که عبارتند از: 1) قابلیت استناد به کتاب مقدس ؛ 2) ابتنا بر واقعیت های تاریخی زندگی عیسی مسیح ؛ 3) لزوم دخالت مستقیم الهی ؛ 4) محوریت آموزه های الهیاتی خاص ؛ 5) محوریت شخص عیسی مسیح ؛ 6) جایگاه مهم کلیسا و پاپ ؛ 7) نقش فرعی شریعت و محوریت فیض و ایمان ؛ 8) بی توجهی به آموزه های درست ادیان دیگر. انحصارگرایی مسیحی، به بروز پیامدهای مهمی در طول تاریخ این دین منجر شده است که برخی از آنها عبارتند از: 1) غفلت از ارزش های ادیان دیگر و استغنا از آموختن از آنها ؛ 2) تقدس گرایی افراطی و دوری از عقلانیت ؛ 3) اثبات هویت خودی و نفی هویت دیگری ؛ 4) رسالت ایدیولوژیک ، تهدید صلح و گسترش جنگ ها. راه برون رفت از این بحران ، عدول از انحصارگرایی مسیحی و گشودگی نسبت به حقایقی است که ادیان دیگر حاوی و حامل آن هستند؛ حقایقی که با گفت و گو و احساس نیاز به شنیدن صدای دیگری قابل حصول اند.

    کلیدواژگان: انحصارگرایی، مسیحیت، عیسی مسیح، گفت و گو، حقانیت، نجات
  • زهرا سرکارپور* صفحات 53-77

    همه ما این شهود را در خود داریم که گویی خودآگاهی ، نوع خاصی از معرفت است که با دیگر معرفت های ما متمایز است. انگیزه فیلسوفان برای پرداختن به این موضوع به عنوان یک مسیله فلسفی غالبا همین تمایز یاد شده است و آنان همواره تلاش داشته اند تا ماهیت این معرفت خاص را توضیح دهند. در بین نظریه های خودآگاهی ، نظریه های عقل گرا ، این معرفت خاص را بر اساس ارتباط آن با عقلانیت توضیح داده اند. به ادعای هواداران این رویکرد و نظریه، برخوردار بودن ما از قوای عقلانی، ارتباط مهمی با خودآگاهی و خاص بودن آن دارد. در این مقاله - پس از معرفی کلی نظریه های عقل گرایانه در بحث خودآگاهی - به تحلیل نظریه شفافیت ریچارد موران، به عنوان یکی از موفق ترین نظریه های عقل گرایانه خواهیم پرداخت و در ادامه، به یکی از چالش های مهمی که همواره پیش روی این نظریه قرار داشته است، اشاره خواهیم کرد و سپس راه حل جالبی را که متیو بویل برای حل این چالش و در واقع ، تکمیل نظریه شفافیت مطرح کرده است ، معرفی و تحلیل خواهیم کرد. و در پایان نیز ضمن اشاره به برخی ضعف های این راه حل، دو پیشنهاد آزمایشی برای پیشرفت این راه حل و در واقع ، پیشرفت نظریه شفافیت، ارایه خواهیم داد.

    کلیدواژگان: خودآگاهی بنیادی، عقلانیت، نظریه شفافیت، ریچارد موران. خودآگاهی و عقلانیت، تامل گرایی
  • سید رضا اسحاق نیا* صفحات 79-99

    مسیله توحید خداوند در سه مقام مطرح می شود: 1) وجوب؛ 2) الوهیت؛ 3) وجود حقیقی. در باب توحید در مقام وجود حقیقی ، اعتقادات گوناگونی وجود دارد ، از قبیل اعتقاد عامه مردم ، فیلسوفان مشاء ، جهله صوفیه و نیز اکابر ایشان ، حکمای فهلویین ، محقق دوانی و میر داماد ، عرفا و حکمای متالهین. صدرالمتالهین شیرازی به اقتضای مقام و در ابواب مختلف کتاب اسفار ، اقوال متعددی در این باب داشته است. این مقاله به مقایسه آرا و اقوال مذکور با یکدیگر می پردازد و در نهایت، توحید ناب و خالص را در میان آن ها که بری و بدور از اشکال و ایراد است، معرفی می نماید. توحید ناب، توحیدی است که مشوب به هیچ گونه شرکی در مقام وجود حقیقی نباشد و آن جز قول عرفای شامخین و حکمای متالهین نیست ؛ چنان که نظر نهایی ملاصدرا نیز بر آن است. دیدگاه مذکور مبتنی بر قول به وحدت وجود و موجود در عین کثرت آن دو است و بر پایه آن ، وجود و موجود منحصر در ذات حق تعالی است و در عین حال، اشراقات و مظاهر گوناگون و حقیقی دارد و از سوی دیگر با این که وجود و موجود دارای اشراقات و مظاهر گوناگون و حقیقی است ، در عین حال، واحد بوده و منحصر در ذات باریتعالی است. روش این پژوهش، توصیفی۔ تحلیلی است.

    کلیدواژگان: توحید حقیقی، ذات حق، وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت، وحدت جمعیه، وحدت عددی
  • احسان جوادی ابهری*، حسین شیخ رضایی صفحات 101-126

    تغییر مفهومی و بررسی نتایج آن بر تاریخ علم همواه یکی از مسایل چالش برانگیز در مباحث تاریخ و فلسفه علم بوده است. در این مقاله ابتدا به معرفی آرای پل تاگارد یکی از فیلسوفان طرفدار فلسفه علم محاسباتی در مورد چیستی و چگونگی تغییر مفاهیم می پردازیم و بر این اساس، به رویکرد او به تاریخ علم از جهت انباشتی بودن یا انقلابی بودن اشاره خواهیم کرد. از نظر تاگارد، شواهد و روش ها دست کم چیزهایی هستند که در اکثر انقلاب های علمی بین نظریه موجود و نظریه جایگزین مشترک هستند. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که این ادعا با رویکرد کل گرایی معناشناختی تاگارد سازگار به نظر نمی رسد. همچنین با موردکاوی تاریخی در خصوص انقلاب علمی مکانیک کوانتومی در تاریخ علم فیزیک، نشان خواهیم داد که - برخلاف نظریه پل تاگارد - تدریجی بودن و همپوشانی نظریه موجود و جایگزین دلیلی بر پیوستگی آن دو نیست ؛ زیرا اگر چه مرز دقیقی نمی توان میان آن دو یافت ، اما این به معنای عدم وجود هیچ مرزی نیست و علی الاصول جایی نظریه موجود کنار رفته و نظریه جایگزین مستقر شده است.

    کلیدواژگان: انقلاب علمی، تغییر مفهومی، ناهمسنجگی، پیشرفت علمی، پل تاگارد
  • حسن احمدی زاده* صفحات 127-146

    یکی از مباحث کلیدی در فلسفه دکارت که امروزه نیز در میان پژوهشگران فلسفه مدرن و قرون وسطی ، از اهمیت بالایی برخوردار است ، رویکرد دکارت در خصوص ارتباط علت و معلولی پدیده ها و رویدادهای مختلف است. دکارت برای ارتباط علی میان نفس و بدن ، رویکردی اکازیونالیستی یا همان رویکرد مبتنی بر اصالت علل موقعی، اتخاذ کرده است که بر مبنای این رویکرد، علت نهایی ، خداوند است ، اما پرسش اصلی جستار حاضر این است که آیا دکارت ، همه ارتباطات علت و معلولی میان پدیده ها - چه مادی و چه فرامادی - را اکازیونالیستی تبیین می کند و آیا اساسا می توان دکارت را بنیان گذار اصلی اکازیونالیسم در فلسفه دانست یا این که ریشه های علیت اکازیونالیستی را باید در آثار و افکار متفکران قرون وسطی جست وجو کرد؟ از این رو ، در این جستار تلاش خواهیم کرد تا با توجه به آثار مختلف دکارت و نیز با توجه به دیدگاه های برخی متفکران قرون وسطی در خصوص علیت ، نشان دهیم که دکارت را در بهترین حالت ، می توان طرفدار نظریه یا رویکردی شبه اکازیونالیستی در خصوص علیت دانست که بر اساس آن ، چنین نیست که علل فیزیکی و طبیعی در رویدادهای مختلف ، تاثیرگذار نباشند، بلکه - به زعم دکارت - در کنار علیت خداوند ، می توان از تاثیرگذاری علل طبیعی نیز سخن گفت.

    کلیدواژگان: رنه دکارت، علیت، اکازیونالیسم، رویکرد اکازیونالیستی، قرون وسطی
  • توکل کوهی گیگلو*، جواد دانش صفحات 147-163

    این نوشتار متکفل تبیین و بررسی رهیافت جدیدی از جان مارتین فیشر در حل تعارض احتمالی میان علم خطاناپذیر و سابق خداوند با مسیولیت اخلاقی عامل است. اگر چه فیشر از یک سو اوصافی چون علم را از ویژگی های ذاتی و خطاناپذیر الهی برشمرده و همچنین خداوند را متصف به ازلیت زمانی غیرتومیستی در همان چارچوب زمانی موجودات مادی می کند و در نهایت ، اصل ثبات گذشته و فقدان کنترل انسان بر رخدادهای انقضاء یافته زمانی را می پذیرد و در بادی امر با تعارض چنین علم پیشینی با اراده آزاد انسان در کنش ها مواجه می شود ، اما سنخ دیدگاه او در باب ماهیت اختیار انسان ، او را از این چالش می رهاند. در تلقی فرانکفورتی فیشر اختیار عامل مسبوق به توانایی او برای مبادرت به کنش بدیل در روند خلاف واقع نیست و از همین رو ، اگر هم علم الهی مرادف با یکسویه شدن فعل باشد، چنین پیامدی برابر با انتفای اختیار و آزادی عمل انسان نخواهد بود. در این مقاله پس از تبیین مختصر دیدگاه فیشر - در باب علم پیشین الهی - ، بررسی اصل ثبات گذشته و امکان های بدیل و رهیافت فرانکفورتی فیشر در برابر آن ، به ارزیابی راه حل فیشر می پردازیم و ملاحظه می کنیم که به هر حال، تصور وجود بدیل فعل برای تحقق اختیار عامل ، اجتناب ناپذیر خواهد بود.

    کلیدواژگان: واقعیات مستقر، فیشر، الگوی فرانکفورتی، اصل ثبات گذشته، اراده آزاد
|
  • Behrouz Asadi, Enshaallah Rahmati *, Babak Abbasi Pages 5-26

    God’s limited and conditioned attributes of action are the manifestation and expression of His essential absolute attributes of action; however, their limitedness is due to their simultaneous working with each other and in relation to creation. Among the attributes of action, the attribute of wisdom – the manifestation of the essential attribute of knowledge – is dominant over other attributes and constraints them. John Schellenberg, in the Divine Hiddenness Argument, has been heedless of the distinction between these two categories of attributes; something that has resulted in firstly, that he assigns Divine love to an absolute form of human love by employing an analogous approach and secondly, by confusing the different forms of love, i.e. agape and eros, that he have an incorrect understanding of Divine love and the level of their absoluteness and thirdly, even with the validity of Schellenberg’s emphasis on the distinction between the Hiddenness Argument and the Argument for Evil, his use of the former as a disaffirmation of Divine infinite love somehow takes a person’s mind to the Argument of Evil and is an incorrect use of it. Based on the action attribute of wisdom, one can show that in contrast to Schellenberg’s claim, Divine hiddenness does not only not disaffirm Divine love; rather, it is a manifestation of God’s wise love for man and we will be indicating some of this wisdom in this paper.

    Keywords: John Schellenberg, Divine Hiddenness Argument, divine love, Argument for Evil, divine wisdom
  • Qodratullah Qorbani * Pages 27-52

    Religious exclusivism is one of the essential properties and historical characteristics of the Christian tradition. This approach has some significant theological and historical elements which include: 1. Bein referenceable to the New Testament, 2. Relying on historical facts of Jesus Christ’s life, 3. The necessity of direct Divine interference, 4. Centrality of some theological teachings, 5. The central and prominent place of Jesus, 6. The significant place of the Church and the Pope, 7. The secondary role of legal laws and the centrality of faith and grace, 8) Ignorance of other religions realities and values. Christian exclusivism has resulted in some important consequences during its history some of which are as follows: negligence of other religions’ values and the needlessness of learning from them; extreme belief in the sacred and avoiding rationality; a positive approach to one’s own identity and a negative to others’; ideological thought, threatening peace and extending war. The solution is to put aside exclusivism, and to be open to truths that other religions introduce which is attainable through dialogue and listening to other’s voices.

    Keywords: Exclusivism, Christianity, Jesus Christ, dialogue, rightfulness, Salvation
  • Zahra Sarkarpour * Pages 53-77

    We all have the intuition that self-knowledge is a special kind of knowledge that is distinct from the rest of our knowledge. The motivation of philosophers for addressing this issue as a philosophical issue is often the mentioned distinction. They have tried to explain the nature of this particular knowledge. Among their self-knowledge theories, rationalist theories have explained this particular knowledge based on its relation with rationality. According to them, rationality has an important relation to self-knowledge and to its distinctive nature. In this paper, after the general introduction of the rationalist theories in the debate of selfknowledge, we will analyze Moran's Transparency Theory as one of the most successful rationalist theories. After that, we will mention one of the most important challenges that this theory always faces, and then we will introduce and analyze an interesting solution that Boyle has suggested to solve this challenge and, in fact, to complete the Transparency Theory. Finally, we will mention some of the weaknesses of this solution and, ultimately, we will suggest two proposals to improve this solution and for the progress of the Transparency Theory.

    Keywords: Fundamental self-knowledge, rationality, Transparency, Reflectivism
  • Seed Eshaghnia * Pages 79-99

    The matter of God’s Unity is addressed in three capacities: 1. necessity, 2. Divinity, and 3. real existence. Regarding unity in the position of real existence various beliefs exist; for example, the beliefs of the common people, the Peripatetic philosophers, the ignorant from among the Sufis as well as their elders, the Pahlavi scholars, Mirdamad and Davvani, the great mystics the Pahlavi scholars and the transcendental philosophers. Mulla Sadra also has many views in this regard in different periods and discussion of his The Transcendent Philosophy of the Four Journeys of the Intellect. This paper compares the aforementioned beliefs and views with each other and ultimately, introduces the pure and sincere Unity of God from among them which is free from all other errors as well. Pure monotheism is monotheism that is not polluted with any type of polytheism regarding real existence and this is only the view of the mystics and transcendental philosophers; this is also the final view of Mulla Sadra. The aforementioned view is based on the view of the unity of existence and existents while preserving the plurality of both and according to that, existence and existent is limited only to God’s essence and at the same time it has real and various manifestations and illuminations; on the other hand, even though existence and existents have different and real manifestations, at the same time, they are one and limited to God’s existence. It is clear that this study is descriptive-analytic.

    Keywords: Real monotheism, God’s essence, unity in plurality, plurality in unity, comprehensive unity, numerical unity
  • Ehsan Javadi Abhari *, Hossein Sheykhrezaee Pages 101-126

    Conceptual change and its effects of the history of science has always been one of the challenges issues in historical and philosophical discussions of science. In this paper, we will first introduce Paul Thagard, one of the advocates of Philosophy of Computational Science regarding the essence and circumstances of conceptual change; based on this, we will indicate his approach to the history of philosophy in respect to its being accumulative or revolutionary. According to Thagard, evidence and methods are the least common things which are common in scientific revolutions between an existing and replacement theory. In this article, we will show that this claim does not seem to be compatible with Thagard’s semantic holistic approach. Similarly, through historical case studies regarding Quantum Mechanics scientific revolutions in the history of physics, we will show that contrary to Thagard’s theory, gradualness and overlap of an existing and substituent theory is not proof of cohesion between the two because even though one cannot find a precise boundary between them; this, however, does not mean that there is none and principally, the existing theory has been set aside and the replacement theory has been established.

    Keywords: Scientific revolution, conceptual change, incommensurability, scientific progress, Paul Thagard
  • Hasan Ahmadizade * Pages 127-146

    One of the key issues in the philosophy of Descartes that is very important today for researchers of the philosophy of the middle Ages and the New Period in the West is Descartes’ approach regarding the causal relation between different things in the world. Descartes’ view on the relation between soul and body is an Occasionalistic view. According to this view, it is God that is the final causation in the relation between soul and body. But in this article, the key question is whether Descartes’ view on the relation between all things in the world, material or immaterial an Occasionalistic one. And can we call him the founder of Occasionalism; or should we trace this view back to the books of Medieval Age philosophers? Therefore, in this article we will try to show that, based on Descartes’ different books, and according to some Medieval Age texts, we can ascribe to Descartes a Quasi-Occasionalistic, according to which, besides God, we can ascribe a causal faculty to material and physical things in the world.

    Keywords: René Descartes, causation, Occasionalism, Medieval age
  • Tavakkol Kuhi Giglou *, Javad Danesh Pages 147-163

    This paper seeks to explain and study a new approach by Fischer in solving the possible conflict between God’s fore and infallible knowledge with the moral responsibility of the agent. Even though, on one hand, Fischer considers attributes such as knowledge to be essential and infallible Divine characteristics and also attributes temporal non-Thomistic eternity to God within the temporal framework of material existents and ultimately accepts the Fixity of the Past Principle and man’s lack of control over temporally expired events and at first glance is faced with the conflict between such foreknowledge with man’s free will in his actions; however, his type of view regarding the essence of man’s free will frees him from this challenge. In Fischer’s Frankfurter explanation, free will is not a factor preceded by man’s ability to attempt an alternative act in the opposite course and therefore, even if Divine knowledge is synonymous with the one-sidedness of action, such a consequence would not be equal to man’s loss of volition and free will. In this article, after presenting a short explanation for Fischer’s view regarding Divine foreknowledge and addressing the Fixity of the Past Principle and the possibilities of alternatives and Fischer’s Frankfurter approach in encountering that, we will assess Fischer’s solution and observe that, anyway, envisioning the existence of an alternative for actions to actualize the free will of the agent is unavoidable.

    Keywords: Fixed reality, Fischer, Frankfurter model, Fixity of the Past Principle, free will