فهرست مطالب

دانشکده دندانپزشکی مشهد - سال چهل و چهارم شماره 2 (پیاپی 113، تابستان 1399)
  • سال چهل و چهارم شماره 2 (پیاپی 113، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سمیه انصاری مقدم، شهرزاد سلجوقی، فتیحه کرمان ساروی* صفحات 99-113
    مقدمه

    آموزش بهداشت دهان ودندان در خدمات اولیه بهداشتی و غربالگری کمک کننده می باشد. لذا انتخاب شیوه آموزشی موثر جهت انتقال دانش و مهارت های بهداشتی حایز اهمیت می باشد. با توجه  به توان بالقوه آموزش بازخورد محور در تغییر رفتار، مطالعه حاضر با هدف تاثیر این شیوه آموزشی بر شاخص های بهداشت دهان، خودکارآمدی و رفتارهای خود مراقبتی انجام شد.

    مواد و روش ها

    این مطالعه نیمه تجربی بر روی دانش آموزهای دختر دبیرستانی در سال 1398 انجام شد. 70 دانش آموز بهروش تصادفی انتخاب  و سپس  به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در گروه مداخله، برنامه آموزشی در 4 جلسه آموزش فردی بر مبنای بازخورد محور ارایه شد. داده ها در دو مرحله با استفاده از فرم اطلاعات فردی،پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی، پرسشنامه خودکارامدی بهداشت دهان و دندان،شاخص PBI جهت بررسی میزان التهاب لثه و شاخص Quigely Hein  برای بررسی پلاک دندانی جمع آوری شد و با استفاده از آمار توصیفیو آزمون های تحلیلی تی مستقل و تی زوجی با استفاده از نرم افزار SPSS با ویرایش 22 انجام شد.

    یافته ها

    دوگروهکنترلومداخلهازنظر متغیرهای فردی تفاوت معنی داری نداشتند.مقایسه میانگین نمرات پلاک دندانی و خونریزی لثه، تفاوت معنی داری را بین دوگروه نشان داد (001/0>P). آزمون تی زوجی نشان داد که گروه مداخله با بهبود وضعیت شاخص ها و گروه کنترل با افزایش معنی دار نمره خونریزی لثه (002/0=p) و پلاک دندانی (001/0>P) همراه بوده است.میانگیننمرات کل رفتارهای خود مراقبتی (001/0> P) و خودکارآمدی (001/0=p) در پایان مداخله در گروه مداخله افزایش معنی داری داشت.

    نتیجه گیری

    آموزش بازخورد محور در بهبود شاخص های بهداشت دهان، خودمراقبتی و خودکارآمدی دانش آموزان موثر بود. پیشنهاد می شود از این  مدل به عنوان رویکردی جامعهنگر، جهت بهبود رفتارهای خود مراقبتی و شاخص های بهداشت دهان استفاده شود.

    کلیدواژگان: بهداشت دهان، خودکارآمدی، رفتارهای خود مراقبتی، شاخص پلاک، شاخص خونریزی لثه، آموزش بازخورد محور
  • صادق خدایی، رخساره صادقی، فریال طالقانی، آرش محبوبی، مریم طهرانچی*، امیر شفایی مبارکه صفحات 114-126
    مقدمه

    ذراتنانونقره به سبب اثرات ضدمیکروبی یون نقره، پتانسیل کاربرد به عنوان عامل ضدمیکروبی را دارا می باشد. هدف از مطالعه ی آزمایشگاهی حاضر، ارزیابی خصوصیات ضد باکتریایی و ضد بیوفیلم نانونقره در برابر دو میکروارگانیسم پلاک دندانی، استرپتوکوکوس موتانس و اگریگاتیباکتراکتینومیست کومیتنس (Aa) بود.

    مواد و روش ها

    ابتدا تست هاله عدم رشد در محیط  Brain heart infusion agar با روش Cup plate انجام شد. سپس حداقل غلظت ممانعت کننده از رشد (MIC) و حداقل غلظت کشنده ی باکتری (MBC) با استفاده از روش میکرودیلوشن تعیین شد. کینتیک مرگ باکتری با استفاده ازTime-Kill Test  در زمان های مختلف 30، 60، 120 ثانیه و 5 دقیقه تعیین شد. هم چنین اثر این دو ماده در ممانعت از تشکیل بیوفیلم دو سویه باکتریایی با استفاده از روش Tissue Culture Plate (TCP) مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون های t مستقل و من-ویتنی انجام شد.

    یافته ها

    مقایسه عملکرد ضد میکروبی دو ماده براساس آزمون tنشان داد که در غلظت μg/ml 200 نانوسیلور و μg/ml 120 کلرهگزیدین هر دو ماده اثر مشابهی روی استرپتوکوکوس موتانس دارند و در مورد اگریگاتیباکتراکتینومیست کومیتنس، کلرهگزیدین موثرتر بوده است .0001/0 P<. MIC و MBC ذرات نانونقره برای استرپتوکوکوس موتانس به ترتیب µg/ml 9/3 و 9/3 و برای اگریگاتیباکتراکتینومیست کومیتنس µg/ml5/6 و  01/13 بدست آمد. ارزیابی کینتیک مرگ نشان داد که در هر دو باکتری مورد مطالعه، عامل ضد میکروبی قادر به کاهش سریع جمعیت میکروارگانیسم های زنده به میزان 6 سیکل لگاریتمی بعد از 30 ثانیه تماس با عامل ضدمیکروبی بود.بررسی های آماری نشان داد درصد کاهش بیوفیلم برای باکتری استرپتوکوکوس موتانس و اگریگاتیباکتراکتینومیست کومیتنس در گروه مواجهه با نانوسیلور نسبت به کلرهگزیدین تفاوت معنی داری نداشت (05/0>p).

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ما نشان داد که نانونقره اثرات آنتی باکتریال معناداری با شروع اثر سریع بر میکروارگانیسم های پلاک دندانی دارد. هم چنین، باعث کاهش تشکیل بیوفیلم هر دو گونه باکتری مورد مطالعه در شرایط آزمایشگاهی می شود.

    کلیدواژگان: نانونقره، دهانشویه، حداقل غلظت ممانعت کننده از رشد، حداقل غلظت کشندگی باکتری، کینتیک مرگ، تشکیل بیوفیلم
  • زهرا دلاوریان، عباس جوادزاده بلوری، ابوالفضل پاینده، طاهره نصرت زهی*، مصطفی محمدی صفحات 127-137
    مقدمه

    (AFP) Atypical Facial Pain به صورت احساس درد مخاط دهان بدون هیچگونه اختلال مخاطی قابل مشاهده، در حین معاینات کلینیکی مشخص می شود. پزشکانی که با درد آتیپیک صورت آشنا نیستند علایم بیماران را جدی نمی گیرند و این حس را یک حس غیر واقعی می دانند، این عدم توجه پزشکان نه تنها موجب افزایش اضطراب بیمار بلکه باعث افزایش حس درد بیماران نیز می شود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه، تعداد 47 نفر از بیماران مبتلا به AFP پس از کسب شرایط ورود به مطالعه از نظر سن و جنس با گروه شاهد هماهنگ شدند و پرسشنامه های هولمزراهه و فرم ثبت شکایت ها را به منظور مقایسه فراوانی شکایت ها، نوع و شدت حوادث استرس زا تکمیل نمودند. سپس اطلاعات توسط آزمونهای آماری تی (t)، کای دو، من ویتنی، رگرسیون چندگانه و لوجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین سطح معناداری آماری 05/0 نظر گرفته شد.

    یافته ها

    در این مطالعه دو گروه مورد و شاهد مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی نوع شکایت بیماران در گروه مورد نشان داد که در 9/80 درصد انواع دردهای غیردندانی عامل بروز درد هستند. آزمون من ویتنی نشان داد که اختلاف معنی داری در شدت درد بین دو گروه شاهد و مورد وجود نداشت (251/0=p) مدت زمان شکایت ها بین بیماران مبتلا به درد آتیپیک صورت و گروه شاهد از لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشت (004/0=p) مقایسه حوادث استرس زا نشان دادکه در گروه مورد در 7/12 درصد فوت همسر یا اعضای خانوده عامل استرس بود. نتایج آزمون تینشان داد شدت حوادث استرس زا در دو گروه از لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشت. (032/0=p)

    نتیجه گیری

    براساس یافته ها، فراوانی شکایت ها، نوع و شدت حوادث استرس زا در بیماران به مبتلا درد آتیپیک صورت با افراد سالم مراجعه کننده به کلینیک دانشکده دندانپزشکی زاهدان از لحاظ آماری تفاوت معنی داری داشت.

    کلیدواژگان: درد آتیپیک صورت، حوادث استرس زا، هولمزراهه
  • معظمه رحمانی، میثم مهابادی، اکرم گوهری فر* صفحات 138-148
    مقدمه

    از تمام آلیاژهای دندانی عناصری به حفره دهان آزاد می شود که می تواند تاثیرات منفی بر سلول های بدن داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آلیاژهای بیس متال و نابل بر بقای فیبروبلاست های لثه انسان بود.

    مواد و روش ها

    فیبروبلاست های بدست آمده از لثه سالم انسان حین جراحی افزایش طول تاج، کشت داده شد. در پاساژ سوم، فیبروبلاست ها در معرض غلظت های مختلف دو نوع آلیاژ بیس متال (وراباند 2، کامند) و دو نوع آلیاژ نابل(دگوباند 4، پال کرمیت 2) قرار گرفتند. برای تکرارپذیری نتایج از هر ماده حداقل شش نمونه تهیه شد (n=18) و پس از گذشت 9 و 15 روز میزان بقای فیبروبلاست ها با روش MTT مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با آزمون ANOVA و نرم افزار SPSS ویرایش 20 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

    یافته ها

    هم نوع آلیاژ، هم غلظت آلیاژ و هم مدت زمان، بر درصد سلول های باقیمانده موثر بود. حداکثر و حداقل سلول های باقیمانده به ترتیب در مجاورت آلیاژهای دگوباند4 و وراباند2 بود. میانگین درصد سلول های باقیمانده در غلظت 20 به طور معناداری بیشتر از غلظت 60 و در غلظت 60 به طور معناداری بیشتر از غلظت 100 بود. میانگین درصد سلول های باقیمانده در دگوباند 4 و کامند در روز 9 به طور معناداری بیشتر از روز 15 بود. اختلاف معناداری در آلیاژ پال کرمیت 2 و وراباند 2 در روز 9 و 15 دیده نشد.

    نتیجه گیری

    آلیاژ بیس متال وراباند 2 به طور قابل توجهی بیش از سه نوع آلیاژ دیگر بقای فیبروبلاست ها را به صورت وابسته به غلظت کاهش داد. آلیاژ نابل دگوباند 4، نسبت به سه نوع آلیاژ دیگر به طور قابل توجهی کمترین اثر منفی را بر بقای فیبروبلاست های زنده داشت. بنابراین با توجه به میانگین درصد سلولهای باقی مانده، آلیاژ وراباند 2 دارای سمیت خفیف و سه نوع آلیاژ دیگر زیست سازگارهستند.

    کلیدواژگان: زیست سازگاری، فیبروبلاست، آلیاژ نابل، آلیاژ بیس متال
  • ارزو ریانی، مریم زمان زاده*، فرزانه کریمی رومنی صفحات 149-156
    مقدمه

    با افزایش میانگین سن افراد جامعه، علاوه بر مشکلات دندانی، بیماریهای مختلفی نیز مخاط دهان سالمندان را درگیر می کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی فراوانی ضایعات دهانی و ارتباط آن با ریسک فاکتورها در سالمندان آسایشگاه های شهر بندرعباس در سال1397 بود.

    مواد و روش ها

    این مطالعهی توصیفی - تحلیلی، بر روی 68 سالمند ساکن آسایشگاه های شهر بندرعباس در سال 1397 انجام شد. اطلاعات جمع آوری شده در چک لیست ثبت و با استفاده از نرم افزار SPSS با ویرایش 20 و آزمونهای آماری Mann- Whitney، Chi-square و Fisher exact test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    از 68 سالمند مورد بررسی، 42 نفر (8/61 درصد) مرد و 26 نفر (2/38 درصد) زن بودند و میانگین سنی افراد 59/70 سال بود. ضایعات دهانی در 1/69٪ افراد مشاهده شد. بیشترین ضایعه ی مشاهده شده، پیگمانتاسیون (6/42%) و شایعترین مکان برای بروز ضایعات، لثه و ریج آلویولار (7/31%) بود. همچنین ارتباط آماری معنی داری بین حضور ضایعات دهانی و مصرف سیگار مشاهده شد (034/0 -value=p).

    نتیجه گیری

    با توجه به فراوانی نسبتا بالای ضایعات دهانی در سالمندان این مطالعه، لزوم پیگیری و معاینات دهانی جدی تر این قشر جامعه توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: شیوع، ضایعه دهانی، سالمندان
  • لیلا غلامی*، رضا شهریاری، علیرضا انصاری مقدم صفحات 157-165
    مقدمه

    بیماری پریودنتیت به عنوان یک معضل بهداشتی دهانی مهم با اثر بر سلامت سیستمیک و کیفیت زندگی بیماران می باشد. این مطالعه جهت بررسی تغییرات شاخص کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان در بیماران مبتلا به بیماری های پریودنتال بعد از انجام فاز درمان غیر جراحی پریودنتال طراحی گردید.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه کلینیکی، 60 بیمار که تنها نیازمند فاز یک درمان پریودنتال (درمان غیر جراحی) بودند، وارد مطالعه شدند. برای هر یک از بیماران پرسشنامه Oral lmpact on Daily Performance (OIDP) قبل از درمان و یک ماه بعد از درمان فاز یک غیر جراحی پریودنتال کامل گردید. نمرات شاخص اندازه گیری و مقایسه شد و ارتباط آن با سن ، جنس و نوع بیماری پریودنتال بررسی شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که کیفیت زندگی در بیماران دچار بیماری پریودنتال می تواند بعد از درمان فاز غیرجراحی پریودنتال بهبود یابد. همچنین تفاوتی بین نتایج تغییرات در کیفیت زندگی در دو گروه بیماران مورد بررسی (ژنژیویت مزمن جنرالیزه و پریودنتیت مزمن جنرالیزه خفیف) دیده نشد. از نظر جنس و سن نیز تفاوت معنی داری در میزان تغییرات در شاخص کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج بدست آمده، بیماری پریودنتال می تواند تاثیر به سزایی در کیفیت زندگی بیماران مبتلا داشته باشد و درمان غیرجراحی پریودنتال می تواند موجب بهبود شاخص کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دهان و عملکرد روزانه این افراد گردد.

    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، جرمگیری دندان، بیماری پریودنتال
  • سجاد ملک، وحید اصفهانیان*، مجید ترابزاده صفحات 166-173
    مقدمه

    پریودنتیت یک بیماری التهابی بافت های حمایت کننده دندان است که بوسیله میکروارگانیسم ها ایجاد می شود. امروزه نقش مدیاتورهای التهابی در ایمنی ذاتی و اکتسابی در پریودنتیت نشان داده شده استو بعضی از آنها نقش های مهمی در پاتوژنز پریودنتیت بازی می کنند. هدف از این مطالعه، تعیین و مقایسه غلظت سیتوکین های التهابی TNF-αو IL-1ß در بزاق افراد مبتلا به ژنژیویت،پریودنتیت مزمن و افراد سالم بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه توصیفی تحلیلی، نمونه بزاق غیرتحریکی 45 فرد شامل 15 فرد مبتلا به پریودنتیت، 15 فرد مبتلا به ژنژیویت و 15 فرد سالم جمع آوری شد. سپس میزان TNF-αو IL-1ß توسط دستگاه ELISA Reader مشخص شد. داده ها با آزمون های های آماری ANOVA و Tukey و ضریب همبستگی Pearson تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین غلظت IL-1ß و TNF-α بین سه گروه اختلاف معنادار داشت (001/0<p). به این صورت که میانگین غلظت TNF-α در افراد سالم به طور معناداری کمتر از گروه مبتلا به ژنژیویت و در گروه مبتلا به ژنژیویت کمتر از گروه مبتلا به پریودنتیت مزمن بود (001/0<p). میانگین غلظت اینترلوکین1 بتا در افراد سالم به طور معناداری کمتر از گروه مبتلا به پریودنتیت مزمن (001/0<p) و در گروه مبتلا به پریودنتیت مزمن کمتر از گروه مبتلا به ژنژیویت بود (001/0=p). بین غلظت IL-1ß و TNF-α در افراد مبتلا به ژنژیویت (03/0=P و 354/0=r) و نیز در کل افراد مورد مطالعه (001/0<p و 561/0=r) ارتباط مستقیم و معنادار وجود داشت.

    نتیجه گیری

    سطح IL-1ß و TNF-α در بزاق، در شرایط بیماری پریودنتال، نسبت به شرایط سالم افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: IL-1ß، TNF-α، پریودنتیت، ژنژیویت، بزاق
  • سیده فاطمه میرشفیعی لنگری، مریم جوهری*، احسان موعودی، زهرا سادات مدنی صفحات 174-183
    مقدمه

    توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی CBCT  یک روش جدید تصویربرداری است که در آن از یک پرتو مخروطی شکل استفاده می شود. این تکنیک به طور گسترده ای در حیطه ی رادیولوژی دندانپزشکی مورد پذیرش قرار گرفته است. CBCT توسط بسیاری از دندانپزشکان به عنوان روش تصویربرداری منتخب در کنار سایر روش های متداول برای ایمپلنت های دندانی، ارتودنسی و اندو مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از این مطالعه ارزیابی آگاهی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل نسبت به کاربردهای CBCT در دندانپزشکی بود.

    مواد و روش ها

    189 نفر از دانشجویان دندانپزشکی عمومی و 19 نفر از دستیاران تخصصی در این مطالعه شرکت کردند. در این تحقیق از پرسشنامه ی 16 سوالی به عنوان ابزار اصلی جهت ارزیابی سطح آگاهی دانشجویان از کاربرد توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از منابع، مقالات معتبر علمی و با ارایه و نظر خواهی از متخصصین و اساتید دندانپزشکی و کارشناسان مربوطه تایید گردید و پایایی با استفاده از آزمون مجدد ضریب آلفای کرونباخ (75/0) تعیین گردید. اصلاحات لازم در پرسشنامه به عمل آمد و در نهایت نتایج بدست آمده به وسیله ی نرم افزار SPSS و آزمون های t  و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    بنابر نتایج این مطالعه، سطح آگاهی دستیاران تخصصی از گروه دانشجویان عمومی بیشتر بوده است. همچنین بین سطح آگاهی دانشجویان با مدت زمان تحصیل در دانشگاه تفاوت معنی داری وجود داشت و با بالا رفتن سال تحصیلی، آگاهی هم بالا می رود.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل، دارای آگاهی نسبتا متوسطی در زمینه ی کاربرد توموگرافی کامپیوتری با اشعه ی مخروطی (CBCT) بودند. به نظر می رسد برای رسیدن به سطح مطلوبی از آگاهی دانشجویان در زمینه ی CBCT باید آموزش های لازم در قالب های مختلف مانند کارگاه و سمینار داده شود.

    کلیدواژگان: توموگرافی کامپیوتریبا اشعه مخروطی، دانشجویان دندانپزشکی، رادیولوژی
  • ماریه هنرمند*، علیرضا نخعی، شیرین شایسته صفحات 184-190
    مقدمه

    هرپس راجعه یکی از زخم های دهانی شایع است که بصورت دردناک، بیشتر روی لب ها ظاهر می شود.از طرفی آلفاآمیلاز بزاق، پروتیین ترشحی است که در شرایط پراسترس سطح آن افزایش پیدا می کند. این مطالعه با هدف بررسی میزان آلفاآمیلاز بزاق در افراد مبتلا به هرپس راجعه لب صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه ی مورد- شاهدی، بزاق غیرتحریکی 60 فرد مراجعه کننده (30 فرد مبتلا به هرپس لب و 30 فرد بعنوان شاهد) به بخش بیماری های دهان دانشکده دندانپزشکی زاهدان جمع آوری شد. سطح آلفاآمیلاز بزاق به روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد و اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار آماری SPSS با ویرایش 19 و آزمون t-test تجزیه و تحلیل گردید.05/0>P معنادار در نظر گرفته شد.

    یافته ها

    میانگین سطح آلفاآمیلاز تام بزاق در افراد مبتلا به هرپس راجعه لب 05/192±68/459 IU/L و در افراد سالم 51/166±29/290 IU/L بود که این اختلاف از لحاظ آماری معنادار بود.(001/0=p)

    نتیجه گیری

    سطح آنزیم آلفاآمیلاز در دوره ی عود هرپس لب به طور معناداری بیشتر از دوره ی بهبودی و گروه شاهد بود که احتمال وجود ارتباط بین میزان آلفاآمیلاز بزاق و هرپس لب را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: هرپس راجعه لب، بزاق، آلفاآمیلاز
  • سهند سمیعی راد، علی لبافچی* صفحات 191-200
    مقدمه

    هدف از مطالعه حاضر، گزارش درمان موفقیت آمیز استیونکروز مربوط به دارو در فکین (MRONJ) با استفاده از فیبرین غنی از پلاکت (PRF) به عنوان یک تسریع کننده بهبود زخم در بیمار تحت درمان با بیس فسفونات تزریقی که سابقه کشیدن دندان داشته، بود.

    گزارش مورد

    بیمار خانمی 65 ساله با شکایت از درد، تورم و عفونت در ناحیه سمت راست فک بالا با سابقه کشیدن دندان به بخش جراحی دهان، فک و صورت دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه کرد. نمایان شدن استخوان به همراه عفونت و درد در ناحیه دندان خارج شده، حدود دو هفته بعد از خارج سازی دندان پرمولر دوم فک بالا سمت راست، آغاز و بیشتر از 8 هفته در دهان بیمار باقی مانده بود که تشخیص MRONJ داده شد. با استفاده از 10 سی سی خون بیمار PRF تهیه شد. استخوان نکروز با احتیاط خارج گردید. سپس در محل جراحی PRF آماده شده، قرار داده و فلپ به صورت بدون کشش بخیه شد. در فالوآپ 6 ماهه هیچگونه عارضه ای مشاهده نشد و تمام علایم بیماری پایان یافت.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتیجه مطالعه ما و سایر مطالعات مرور شده، استفاده از PRF بعد از جراحی می تواند اثر بسیار مفیدی در بهبود و ترمیم زخم و ساکت استخوان در بیماری MRONJ داشته باشد. PRF نسبت به درمان های جایگزین، دارای تکنیک ساده تر و ارزانتری می باشد و می توان از این روش به عنوان روشی نوین در درمان MRONJ سود برد.

    کلیدواژگان: داروی بیس فسفونات، استئونکروز فکی، پلاکت تجمیع شده، فیبرین غنی از پلاکت
|
  • Somaie Ansari Moghaddam, Saljoughi Shahrzad, Fatihe Kermansaravi * Pages 99-113
    Introduction

    Oral health education is helpful in basic health services and screening. Therefore, it is important to select the most effective educational strategy for transferring knowledge and health skills. Regarding the potential of teach Back method to change the behavior, the current study was conducted aimed to investigate the effect of this educational method on oral health indicators, self-efficacy and self-care behaviors.

    Material and Methods

    This quasi-experimental study was conducted on female high school students in 2019.  70 students were randomly selected and then randomly allocated into two groups of intervention and control. In the intervention group, educational program was presented in 4 sessions of individual education based on feedback method... Data were collected in two phases using demographic information form, self-care behaviors questionnaire, self-efficacy scale for oral health behavior, PBI index for assessment of Papillary Bleeding Index and Quigely Hein index for dental plaque. Data were analyzed through using descriptive and analytic statistic such as Independent–t test and paired t-test in SPSS 22.

    Results

    There were no significant differences between the two groups in terms of demographic variables Comparison the mean score of dental plaque and Papillary Bleeding showed the significant difference between the two groups (P<0.001) Paired t-test showed that in the intervention group, dental indicators was significantly improved and in control group score of Papillary Bleeding (P=0.002) and dental plaque (P<0.001) was significantly increased. Mean scores of total self-care behaviors (P<0.001) and self-efficacy (P=0.00) was significantly increased after the intervention in intervention group

    Conclusion

    Teach Back method was effective in improving students' oral health, self-care, and self-efficacy indices. Teach Back method improve students' self-care and promote self-efficacy and oral health indicators. It is recommended to apply this model as a community-based approach to improve the self-care behaviors and oral health indicators.

    Keywords: Oral Health, Self-efficacy, Self-care behaviors, plaque index, Papillary Bleeding Indexm, Teach Back Education, High school
  • Sadegh Khodaee, Rokhsareh Sadeghi, Ferial Taleghani, Arash Mahboubi, Amir Shafaei Mobarakeh Pages 114-126
    Introduction

    Nanosilver particles have the potential to serve as bactericidal agent because of the antimicrobial influences of silver ion. This in vitro study aimed to evaluate the antimicrobial and antibiofilm properties of nanosilver against two dental plaque microorganisms, namely Streptococcus mutans (Sm) and Aggregatibacter actinomycetemcomitans (Aa).

    Materials and Methods

    Initially, growth inhibition zone test was performed in brain heart infusion agar medium using Cup-plate method. Subsequently, microdilution method was utilized to determine the Minimal Inhibitory Concentrations (MIC) and Minimal Bactericidal Concentrations (MBC). Furthermore, the kinetics of bacterial death was assessed by the Time-Kill Test in different time points (i.e., 30, 60, and 120 sec, as well as 5 min). In addition, the effect of these microorganisms was investigated on the formation of the bacterial biofilms using the tissue Culture Plate Method (TCP).

    Results

    The results of the t-test indicated that chlorhexidine (120 μg/ml) and nanosilver (200 μg/ml) had the same antimicrobial effect on S m, whereas chlorhexidine was more effective against Aa (P<0.0001). The MIC and MBC of silver nanoparticles were 3.90 and 3.90 μg/ml for Sm and 6.5 and 13.01 μg/ml for Aa. The kinetics of bacterial death evaluation demonstrated that in both tested bacteria, the antimicrobial agents were able to reduce microorganism populations regarding 6 algorithmic cycles significantly after 30 sec of the contact with the antibacterial agent. The t-test statistical analysis showed no significant difference between nanosilver and chlorhexidine groups regarding the biofilm decreasing percentage for Sm and Aa (P>0.05).

    Conclusion

    Nanosilver had rapid and significant antibacterial effects against dental plaque microorganisms. It is also very effective in inhibiting biofilm formation in two bacterial species in in vitro condition.

    Keywords: biofilm formation, Kinetics of Death, Minimal Bactericidal Concentration, Minimal Inhibitory Concentration, Mouth Rinse, Nanosilver
  • Zahra Delavarian, Abbas Javadzadeh Bolouri, Abolfazl Payandeh, Tahereh Nosratzehi *, Mostafa Mohammadi Pages 127-137
    Introduction

    Atypical Facial Pain (AFP) refers to the sensation of pain in oral mucosa without any visible mucosal lesions and can be diagnosed during a clinical examination. Doctors who are not aware of AFP do not take the symptoms seriously and consider it as an unrealistic feeling. The ignorance of doctors in this regard increases anxiety and the sense of pain in patients.

    Materials and Methods

    The present study was performed on 47 eligible patients with AFP who were similar to the control group regarding their age and gender. The Holmes-Rahe stress inventory and the complaint registration form were used to collect the required data which were used to compare the frequency of complaints and the type and severity of stressful events. The collected data were analyzed using t-test, chi-square, Mann–Whitney, multiple regression, and logistic tests. Moreover, a p-value of 0.05 was considered statistically significant.

    Results

    According to the findings, 80.9% of the patients complained of non-dental pain. The results of the Mann-Whitney test revealed no significant difference between the case and control groups regarding the severity of pain (P=0.251). Moreover, the results of the Chi-square test indicated that the duration of pain complaints had a significant difference in the two groups (P=0.004). Furthermore, a comparison of stressful life events revealed that the death of a spouse or a family member, changes in lifestyle (e.g., change of location, activities, diet, sleeping habits, and responsibilities), and changes in living conditions and financial status were the cause of stress in 12.7%, 17.02%, and 14.58% of cases in the control group. In addition, the results of the t-test showed that the level of stress was significantly higher in the case group, compared to the control group (P=0.032).

    Conclusion

    Based on the findings, there was a significant difference between the patients with AFP and other patients referring to the clinic of Zahedan dental school, regarding the frequency of complaints as well as the type and severity of stressful events.

    Keywords: Atypical facial pain, Stressful events, Holmes-Rahe stress inventory
  • Moazame Rahmani, Meysam Mahabadi, Akram Goharifar * Pages 138-148
    Introduction

    All dental alloys release some elements into the oral cavity which may have negative effects on body cells. The purpose of the present study was to evaluate the effects of base metal and noble alloys on the survival rate of human gingival fibroblasts.

    Materials and Methods

    For the purposes of the study, fibroblasts were isolated from healthy human gingival tissue during crown lengthening surgery. In the third passage, fibroblasts were exposed to different concentrations of two base metal alloys (i.e., VeraBond 2, Commend) and two noble alloys (i.e., Degubond 4, Pal Kermit 2). To ensure the repeatability of the results, at least six samples of each material were prepared (n=18) and the survival rate of fibroblasts was evaluated using the MTT assay after 9 and 15 days. The collected data were statistically analyzed in SPSS software (version 20) using the ANOVA test.

    Results

    According to the findings, the alloy type, alloy concentration, and the duration affected the remaining-cell ratio. The most and least remaining cells were observed in the presence of Degubond 4 and VeraBond 2 alloys, respectively. Moreover, the average percentage of the remaining cells at the concentration of 20 was significantly more than that at the concentration of 60 which was, in turn, more than that at the concentration of 100. Besides, the average percentage of the remaining cells in Degubond 4 and Commend on day 9 of the research was significantly more than that on day 15. Furthermore, no significant difference was observed in Pal Kermit 2 and VeraBond 2 on days 9 and 15 of the research.

    Conclusion

    VeraBond 2 base metal alloy decreases the survival rate of fibroblasts, based on the concentration, significantly more than the other alloys. Degubond 4 noble alloy has significantly the lowest negative effect on the survival rate of fibroblasts. Therefore, given the average percentage of the remaining cells, VeraBond 2 alloy has mild toxicity, and the other ones are biocompatible.

    Keywords: base metal alloy, Biocompatibility, Fibroblast, Noble alloy
  • Arezoo Rayyani, Maryam Zamanzadeh *, Farzaneh Karimi Roumani Pages 149-156
    Introduction

    In addition to dental problems, the increase in the average age of the population causes various diseases which affect the oral mucosa of the elderly. The current study aimed to investigate the prevalence of oral lesions and the related risk factors in the elderly residing in nursing homes in Bandar Abbas in 2018.

    Materials and Methods

    This descriptive-analytical study was carried out on 68 elderly people residing in nursing homes in Bandar Abbas in 2018. The obtained data were recorded in a checklist and analyzed in SPSS software (version 20) using Mann-Whitney, Chi-square, and Fisher exact tests.

    Results

    Out of 68 elderly subjects, 42 (61.8%) cases were men and 26 (38.2%) were women, and the mean age was reported as 70.59 years. Oral lesions were observed in 69.1% of the subjects. The most observed lesions were pigmentation (42.6%) and the most common sites of lesions were gingiva and alveolar ridge (31.7%). Furthermore, a significant relationship was detected between the presence of oral lesions and smoking (P= 0.034).

    Conclusion

    The relatively high prevalence of oral lesions in the elderly who were investigated in the current study suggested the need for more serious follow-up and dental examinations in this population.

    Keywords: Prevalence, Oral lesions, Elderly
  • Leila Gholami *, Reza Shahryari, Alireza Ansari Moghaddam Pages 157-165
    Introduction

    Periodontitis is considered an important oral health issue, that may affect systemic health and quality of life of the patients. The effects of its treatment on improving the mental health and quality of life of patients is an important issue needing further evaluations. This study was designed to investigate the changes in oral health related quality of life of the patients with periodontal disease after the non-surgical phase of periodontal therapy.

    Materials and Methods

    In this clinical study, a total of 60 patients who only needed periodontal phase I treatment (i.e., nonsurgical treatment) were enrolled. For each patient, the Oral Impact on Daily Performance questionnaire (OIDP) was completed before and 1 month after scaling and root planning. The index scores were measured and compared, and their relations with the age, gender, and type of periodontal disease were evaluated.

    Results

    The Results showed that the quality of life improved in patients with the periodontal disease after the nonsurgical phase of periodontal therapy. Also, it was observed that changes in the patients’ quality of life had no relevance to the type of the investigated periodontal diseases (i.e., generalized chronic gingivitis and generalized mild chronic periodontitis). Regarding the gender and age of the patients, there was no significant difference in the level of changes in the quality of life related to oral health.

    Conclusion

    According to the obtained results of this study, it was shown that periodontal disease can have an important impact on the patients’ quality of life, and nonsurgical periodontal treatment can improve quality of life related to oral health and daily performance of patients.

    Keywords: Quality of life, Dental scaling, periodontal disease
  • Sajad Malek, Majid Torabzadeh Pages 166-173
    Introduction

    Periodontitis is an inflammatory disease of the supporting tissues of the tooth that is caused by microorganisms. Nowadays, the role of inflammatory mediators has been shown in innate and acquired immunity in periodontitis, and some of them play important roles in the pathogenesis of periodontitis.This study aimed to determine and compare the concentration of inflammatory cytokines TNF-α and interleukin-1 beta in the saliva of healthy subjects and patients with gingivitis and chronic periodontitis.

    Materials and Methods

    This study was conducted based on a descriptive-analytical design. Unstimulated saliva samples were collected from 45 subjects, including healthy individuals (n=15), and the patients with periodontitis (n=15) and gingivitis (n=15). Subsequently, the level of TNF-α and interleukin-1 beta were determined by enzyme-linked immunosorbent assay reader. The data were analyzed in SPSS software (version 11) through ANOVA, Tukey's post hoc tests, and Pearson correlation coefficient.

    Results

    There was a significant difference among the three groups regarding the mean concentration of interleukin-1 beta and TNF-α (P<0.001). Healthy subjects exhibited significantly lower concentration of TNF-α, compared to those with gingivitis. Moreover, the patients with gingivitis showed lower concentration of TNF-α, compared to the group with chronic periodontitis (P<0.001). Regarding the concentration of interleukin-1 beta, healthy subjects exhibited significantly lower concentration in this regard, compared to those with chronic periodontitis (P<0.001). Furthermore, the group with chronic periodontitis obtained lower level of this value, compared to the group with gingivitis (P<0.001). Additionally, there was a direct and significant relationship between IL-1 and TNF-α concentration in patients with gingivitis (P=0.03 and r=0.354) and all the subjects (P

    Conclusion

    The levels ofTNF-αand interleukin-1 beta in saliva increased during periodontal disease, compared to healthy conditions.

    Keywords: Gingivitis, Interleukin-1 beta, Periodontitis, Saliva, TNF-α
  • Fatemeh Mirshafiei Langari, Maryam Johari *, Ehsan Moudi, Zahra Madani Pages 174-183
    Introduction

    Cone-beam computed tomography (CBCT) is a new imaging technique that uses cone-shaped beams. This technique has been widely accepted in dental radiology. The CBCT is used by many dentists as the preferred imaging method, along with other commonly used methods for dental implants, orthodontics, and endodontics. The purpose of this study was to assess the knowledge of CBCT application among dental students in Babol University of Medical Sciences, Babol, Iran.

    Materials and Methods

    A total of 189 undergraduate students and 19 postgraduate students participated in this study. In the current study, a 16-item questionnaire was used as the main tool for assessing the students’ levels of knowledge of the CBCT application. The validity of the questionnaire was confirmed by sources, authoritative scientific articles, and opinions of experts and dental professors. To determine the reliability of the questionnaire, the test-retest reliability and Cronbach's alpha coefficient (0.75) were used. Moreover, necessary corrections were made in the questionnaire. Finally, the obtained results were analyzed by SPSS software, t-test, and analysis of variance.

    Results

    According to the obtained results, the knowledge level of the postgraduate students was higher in comparison to that reported for the undergraduate students. There was also a significant difference between the level of students’ knowledge and duration of studying. In addition, with increasing the number of academic years, the knowledge of the CBCT application enhanced.

    Conclusion

    The results of this study revealed that the dental students at Babol University of Medical Sciences had a relatively moderate knowledge of the CBCT application. It seems that in order to achieve a satisfactory level of CBCT knowledge, it is required to provide necessary training in various forms, such as holding workshops and seminars.

    Keywords: Cone-beam computed tomography, Dental students, Radiology
  • Marieh Honarmand *, Alireza Nakhaee, Shirin Shayesteh Pages 184-190
    Introduction

    Recurrent herpes simplex labialis, also known as oral herpes, is one of the most common painful oral ulcers mostly observed on the oral mucosa or lips. On the other hand, salivary alpha-amylase (sAA) is a secretory protein which increases in stressful situations. The current study aimed to evaluate salivary alpha-amylase in patients with recurrent herpes labialis (RHL).

    Materials and Methods

    In this case-control study, the unstimulated saliva of 60 patients (30 patients with RHL and 30 controls) referred to Oral Medicine, School of Dentistry of Zahedan were collected. Salivary alpha- amylase levels were measured using spectrophotometry methods, and the obtained data were analyzed in SPSS software (version 19) using t-test. A p-value less than 0.05 was considered statistically significant.

    Results

    Theaverage levels of alpha-amylase in the saliva of patients with RHL and healthy individuals were reported at 459.68±192.05 U/L and 290.29±166.51 U/L, respectively. This difference was statistically significant (P=0.001).

    Conclusion

    As evidenced by the obtained results, the level of alpha-amylase enzyme was significantly higher in the recurrent period of herpes labialis, as compared to recovery period and the control group. This finding is indicative of a possible association between salivary alpha-amylase levels and herpes labialis.

    Keywords: Recurrent herpes labialis, Saliva, alpha-amylase
  • Sahand Samiee Rad, Ali Labafchi * Pages 191-200
    Introduction

    The aim of the present study was to report the successful treatment of medication-related osteonecrosis of the jaw (MRONJ) using platelet-rich fibrin (PRF) as a wound-healing accelerator in patients who underwent bisphosphonate therapy with a history of tooth extraction.

    Case Report

    A 65-year-old woman referred to the Oral and Maxillofacial Surgery Department of Mashhad Dental School in Mashhad, Iran, complaining of pain, swelling, and infection in the right maxilla area with a history of tooth extraction. Bone exposure, with infection and pain in the extraction area, started about 2 weeks after the extraction of the upper right second premolar and remained in the patient's mouth for more than 8 weeks when MRONJ was diagnosed. The PRF was prepared using 10 ml of the patient blood. The necrotic bone was removed with caution. The PRF was then inserted to the surgery site, and the flap was sutured without stretching. No complications were observed in the 6-month-old follow-up, and all the symptoms were discontinued.

    Conclusion

    According to the results of our study and other reviewed studies, the use of PRF after surgery can have a beneficial effect on bone and wound healing in the MRONJ case. The PRF has a simpler and cheaper technique than alternative treatments and can be used as a novel approach in MRONJ treatment.

    Keywords: Bisphosphonate-related, Osteonecrosis of the jaw, Platelet concentrates, Platelet-rich fibrin