فهرست مطالب

  • پیاپی 21 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمدحسن امرایی* صفحات 13-50

    شرایط زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ادبی نیمایوشیج و بدر شاکر سیاب در موارد فراوانی، شباهت و نزدیکی دارد؛ از آن جمله می توان به زندگی در محیطی روستایی با طبیعتی بکر، تعهدات اجتماعی، تاثیرپذیری از مکتب های ادبی غرب، زندگی در سایه حکومت های دیکتاتوری، گرایش های سیاسی، استفاده از مضامین ادبی مشترک، پیشگامی و سنت شکنی در شعر نو و... اشاره کرد که غالبا مورد توجه صاحب نظران ادبیات تطبیقی نیز واقع شده است. قصیده جیکور و اشجار المدینه، از مهم ترینقصاید سیاب و به تعبیر خود او، جیکور دیوان شعر اوست. قصیده در کنار رودخانه نیز ازقصاید مهم نیما است که تقریبا هر دو در شرایطفرهنگی و اجتماعی یکسانی سروده شده اند. ناظر به همین شباهت ها ونیز حجم اندکقصاید،کیفیت انسجامدو قصیده،می تواندمورد سوال قرارگیرد. هدف این مقاله، ارزیابی انسجام و هماهنگی انسجامی در متن قصیده جیکور و اشجار المدینه از سیاب، شاعر نوگرای عراقی و در کنار رودخانه از نیمایوشیج، شاعر سنت شکن فارسی است که به صورتی کاملا تصادفی و گزینشی و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و آماری نگارش یافته است.نگارنده بر آن است تا با نگاهی فراجمله ای و متن بنیاد و با اعتماد به نظریه نظام مند هالیدی و حسن 1985م، میزان انسجام و عوامل انسجام بخش را در شعر دو شاعر به بوته نقد و تحلیل تطبیقی بسپارد. بررسی و کاربست نظریه انسجام هالیدی و حسن در سطح قصاید نیما و سیاب، نشان داد که قصیده نیما (93/65درصد)، به دلیل تعامل زنجیره ای بیشتر میان عناصر انسجام بخش واژگانی و دستوری در متن آن، از انسجام معنایی، لفظی، نحوی و منطقی بیشتری نسبت به قصیده سیاب (88/95درصد) برخوردار است. می توان گفت آشنایی و تسلط نیما بر واژگان و ظرفیت های دستوری و واژگانی زبان فارسی، سبب شده است از مولفه های انسجام بخش متون به نحو مطلوب تری استفاده کند. از طرفی، هر دو شاعر با بهره مندی از عناصر انسجام واژگانی و دستوری، توفیق یافته اند پیوندی ناگسستنی میان الفاظ و معانی ایجاد کنند و از این طریق، اندیشه و امیال درونی خود را در متن اشعار منعکس سازند.

    کلیدواژگان: انسجام، شعر معاصر فارسی و عربی، جیکور و اشجار المدینه، در کنار رودخانه، بدر شاکر سیاب، نیما یوشیج
  • محمدرضا حیدری، مریم خلیلی جهانتیغ*، محمد بارانی صفحات 51-78
    پارودی یا نقیضه، ترفندی هنری است که در آن تقلیدی طنزآمیز از اثر ادبی جدی صورت می گیرد. در این پژوهش، خارستان، پارودی طنزآمیز ادیب قاسمی کرمانی (1308-1238 ش) در دو سطح روساخت و ژرف ساخت، یعنی لفظ و صورت و معنا، به روش تحلیل مقایسه ای محتوای متن و با استفاده از ابزار کتابخانه ای، بررسی شده است. ادیب کرمانی، یکی از نویسندگان و شاعران حوزه ادبیات انتقادی و فولکوریک است و کتاب خارستان وی به پیروی از گلستان سعدی نوشته شده و او در قبال واژه های استوار، اصیل و ادبی و موضوعات جدی مطرح در گلستان، از کلمات و عبارات خاص و موضوعات غیرجدی و عمدتا مطایبه آمیز و انتقادی استفاده کرده است. پاسخ به سوال اصلی تحقیق، یعنی چگونگی کاربرد مهم ترین ابزارهای نقیضه پردازی در اثر مذکور و میزان موفقیت قاسمی در آن، هدف نویسندگان است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نویسنده توانسته با کاربرد واژگان محلی و عامیانه، تعبیرات و اصطلاحات صنف شال بافان، کنایات و ضرب المثل های خاص مردم کوچه و بازار، در شکل ساختاری گلستان، به تناوب، هر سه نوع نقیضه لفظی، صوری و محتوایی را در اثر خود بگنجاند و در شکل دادن نقیضه ای طنزآمیز بر گلستان سعدی، موفقیتی نسبی را کسب کند.
    کلیدواژگان: ادیب قاسمی کرمانی، نقیضه پردازی، خارستان، گلستان سعدی، ادبیات انتقادی و زبان عامیانه
  • قدرت الله خیاطیان*، الهام رضوانی مقدم صفحات 79-100
    علوم معانی و بلاغت در شکل دهی زبان عرفانی بسیار موثر بوده است؛ به گونه ای که عرفا توانسته اند با استفاده از این قواعد و اصول، تجارب و تعالیم عرفانی بیان ناپذیر خود را به مخاطبان انتقال دهند. بدون تردید، شرط تاثیر علوم معانی و بلاغت آن است که نویسنده، حال و وضعیت مخاطب خویش را به درستی بشناسد. عزیزالدین نسفی، در کتاب الانسان الکامل کوشیده است تا به یاری نثر عرفانی خطابی، در اذهان و نفوس مخاطبان خویش تصرف و اهداف و مقاصد گوناگون خود را به آنان القا کند. این کتاب، همانند دیگر آثار وی، متاثر از مشرب و مشی عرفانی اوست و در عین تعلیمی بودن، تجربیات عارفانه او را نیز بیان می کند. نسفی به خوبی می داند که تاثیر گفتار، بسی بیشتر از نوشتار است؛ زیرا گفتار، نتیجه ارتباط مستقیم میان گوینده و شنونده است؛ از این رو از کلام خطابی بهره می گیرد تا  ارتباط صمیمی و پویا با مخاطب ایجاد کند و او را راضی و خشنود نگه دارد؛ به نحوی که مخاطب، هم مفاهیم تعلیمی عرفانی را بفهمد و هم حضوری فعال و دایم در متن احساس کند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به بررسی اقسام خطاب در نثر عرفانی خطابی نسفی می پردازد. برآیند این تحقیق نشان دهنده آن است که نسفی به جای پرداختن به مفاهیم خشک و بی روح جملات خبری، تلاش کرده از انواع جملات انشایی با معانی ثانوی بهره بگیرد تا از این طریق بر تاثیر کلام خویش در ارتباط با مخاطب بیفزاید و به سالکان طریق با شیوه های گوناگون، در این مسیر یاری رساند.
    کلیدواژگان: عزیزالدین نسفی، کتاب الانسان الکامل، بلاغت، نثر عرفانی خطابی، جملات انشایی
  • سیما رحیمی*، حسن ذوالفقاری، نسرین فقیه ملک مرزبان، حسنیعلی قبادی صفحات 101-128
    آیرونی یکی از شیوه های بیان است که بر ایجاد غافلگیری و طنز از طریق دوگانگی و تقابل میان دو معنا یا موقعیت تکیه دارد. تمثیل های مثنوی مولوی (604-672 ه.ق) غالبا برگرفته از فرهنگ عامه و حکایات رایج شفاهی یا مکتوب است. بااین همه مولانا در تمثیل سازی های خود عالمی شگرف از معنا ورای جهان مبتنی بر عرف و عادت عامه پیش چشم خواننده گسترانیده است. تاثیر این معناپردازی مرهون شیوه خاص تمثیل سازی و فرایند ذهنی خلاقانه او در انتخاب فضاهای متعارف برای اشاره به معنای هدف نامتعارف، سازوکار آمیزش فضاهای دوگانه و ارایه معنا از دل این آمیختگی است. معنایی که حاصل تنش میان مفاهیم و عناصر دور از هم و گاه متضاد است و با این همه از برجستگی و  تاثیر بسیار برخوردار است. در این پژوهش قصد داریم به روش توصیفی- تحلیلی طی تحلیل سازوکار معناپردازی  در تمثیل «زیافت تاویل رکیک مگس» بر اساس تحلیل فرافکنی و آمیزش فضاهای مرجع و هدف، طبق نظریه آمیختگی مفهومی مارک ترنر (1954)، چگونگی ایجاد معنای آیرونیک در این تمثیل را بررسی کنیم. نتایج نشان می دهد که قدرت و ارزش معناپردازی در این تمثیل برخاسته از خلاقیت مولانا در انتخاب فضاهای نامتعارف مرجع و هدف به گونه ای است که آمیزش آنها در عین تطبیق الگوهای ساختاری، حایز تنش و تقابلی قدرتمند در سطح عناصر و مفاهیم است. از درون این کشمکش نامتعارف شگرد معناساز و زیبایی آفرینی چون آیرونی به وجود می آید. تضادهای آیرونیک و طنزی که از این امتزاج و تنش ایجاد می شود تاثیری اقناع کننده و ساختارشکن بر اذهان مخاطبین باقی می گذارد که عامل برجستگی معنایی این تمثیل است.
    کلیدواژگان: آیرونی، تمثیل، معناشناسی شناختی، نظریه آمیختگی مفهومی مارک ترنر
  • ساره زیرک*، حدیث عزیزیان گیلان صفحات 129-154
    نقدهای کلاسیک، ویژگی سبکی سهل ممتنع را در حکایت های سعدی از رهگذر تحلیل های بلاغی توجیه می کردند؛ اما با رویکردهای نوین نقد ادبی نیز می توان تبیین های دیگری از آن ارایه داد. در مقاله حاضر، با استفاده از روش ریخت شناسی پراپ، توصیف بلاغی سبکی سهل ممتنع را از نظرگاه ساخت گرایانه، تحلیل و تبیین کرده ایم. نتیجه تحلیل داده ها نشان می دهد حکایت ها اغلب بیش از دو یا سه شخصیت ندارند و از ساختاری بسیار ساده برخوردارند؛ اما وجود یک پیرنگ معنادار در ساختار متن کلی گلستان، این داستان های مجزا را به صورت اجزای یک ساخت کلان معنادار می سازد. کوتاهی اغلب این حکایت ها از تداوم خویشکاری ها و کنش ها می کاهد و غیاب خویشکاری های چالشی و ناظر به حل مسیله، ساختار حکایت ها را ساده کرده است. افزون بر این، تناسب بسامد شخصیت ها، خویشکاری ها و صحنه های آغازین، در فراسوی حکایت های منفرد، انسجام سراسری را در ساحت کلی متن گلستان به نحو پیچیده و غیرمستقیم فراهم آورده است. این گونه سعدی توانسته است سویه ای دیگر و عمیق تر از بلاغت به معنای هنر چگونه گفتن را به نمایش بگذارد. از تلفیق وجه صوری و ساده حکایت ها با ساختار تنیده و معنادار متن کلان، جلوه ریخت شناسانه و ساختاری وصف سهل ممتنع در متن گلستان آشکار می شود.
    کلیدواژگان: گلستان سعدی، ریخت شناسی، پراپ، سبک، سهل ممتنع
  • حسن سلطانی کوهبنانی، کامیار صیدی* صفحات 155-182
    آیرونی از اصطلاحات مهم و پرکاربرد در سه حوزه نقد ادبی، فلسفه و بلاغت است که برای آن معادلهایی نظیر طعنه، استهزا، کنایه، طنز، تهکم، تجاهل العارف، ریشخند، وارونه گویی و... قرارداده اند؛ اما هیچ یک از این معادلها تعریف درست و جامع و مانعی از آیرونی نیست. ساده ترین تعریف از آیرونی تضاد بین بود و نمود است؛ اما آیرونی علاوه بر تضاد بین بود و نمود، عناصر دیگری هم دارد که در ایجاد آن، نقش اساسی ایفا می کنند. مصیبت نامه  یکی از آثار مهم ادب عرفانی است که عطار در این کتاب برای بیان مسایل اجتماعی و یا طرح مباحث عرفانی در قالبهای متعدد و مبتنی بر دریافت مخاطب از این شگرد هنری و انواع آن بهره جسته است. عطار از موضعی فراتر از دیگران مسایل مهم زمانه خود را به دقت نگریسته و درک کرده است. نگارندگان با بررسی و تحلیل این اثر عرفانی دریافته اند که عطار از انواع آیرونی موقعیت، زبانی، ساده لوح، تقدیر، سقراطی، خودزنی و نمایشی در ساختار داستانهایش استفاده کرده است؛ می توان گفت مهمترین دلایل استفاده از آیرونی در مصیبت نامه، بستر روایی و داستانی کلام، بیان مضامین انتقاد اجتماعی و اخلاقی و خفقان سیاسی و محافظه کاری عطار بوده است.
    کلیدواژگان: آیرونی، عطار نیشابوری، مصیبت نامه، بلاغت، روایت
  • آزاده شریفی مقدم*، فتانه سادات فاطمی صفحات 183-214
    پژوهش حاضر به بررسی مفهوم سازی استعاری خشم در یکی از آثار حماسی ارزشمند زبان فارسی بر اساس الگوی شناختی کووچش می پردازد. داده های این پژوهش از پیکره کلامی داستان منظوم هفت خوان رستم و نیز نگاره های مرتبط با آن استخراج گردید. ابتدا، حوزه های مبدا به کاررفته در متن بر اساس الگوی سه گانه خشم مشخص شد و سپس میزان کاربرد استعاره های کلامی در سطح تصویر، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد که اولا انواع سه گانه استعاره شامل استعاره شاخص آتش، استعاره های اصلی شامل مفاهیم حیوان/خوی وحشی، جنون، آسیب و بار و نیز استعاره های عام در پیکره مورد نظر مشاهده شد. همچنین از میان حوزه های مبدا به کاررفته، مفاهیم آتش، خوی وحشی و استعاره عام «پیروزی بالا است»، استعاره های مشترک دو سطح کلام و تصویر بودند. در نهایت، بررسی سناریوی نمونه اعلای خشم در پیکره مورد بررسی، فقدان مرحله کنترل خشم را نشان داد که می تواند بیانگر این مطلب باشد که هرچه میزان و شدت خشم بیشتر باشد، احتمال وقوع این مرحله کمتر است.
    کلیدواژگان: مفهوم سازی استعاری، خشم، حوزه مبدا، حوزه مقصد، هفت خوان رستم
  • محمد شکرائی* صفحات 215-238
    هدف از این مقاله، بررسی واژگان و ساخت نحوی در اشعار سیاوش کسرایی است. مسلما نزد هر پژوهشگر ادبی، یکی از مهم ترین وجوه تحلیل شعر، بررسی توانایی شاعر در بهره گیری از امکانات زبانی است و بدون تردید، یکی از بارزترین ویژگی های شعر معاصر، جریت شاعر در به کارگیری واژگان جدید و استفاده از ساخت های نحوی متنوع است. سیاوش کسرایی را می توان یکی از پیروان موفق نیما یوشیج دانست؛ کسی که از غالب امکانات زبانی بهره گرفته و تنوع واژگان و استفاده از ساخت های نحوی کهن و جدید، از ویژگی های زبانی شعر اوست. توجه کسرایی به واژگان زبان محاوره، در کنار به کارگیری واژگان قدیم، باعث نشده است خلاقیت شعری و هنری در اشعار وی رو به افول بگذارد. صرف نظر از لغزش های زبانی بسیار اندک، در مجموع، زبان شعر کسرایی، زبانی است منسجم و روان که غالبا رنگ و بوی اجتماعی دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، در پی بررسی واژگان و ساخت نحوی در شعر این شاعر هستیم.
    کلیدواژگان: شعر معاصر، سیاوش کسرایی، زبان شعر، واژگان، ساخت نحوی
  • فریبا صادقی*، رویا صدیق ضیابری، رضا خیرآبادی صفحات 239-274
    زبان شناسی شناختی به عنوان رویکردی معنابنیاد، مجموعه ای از نظریات را شامل می شود که استعاره مفهومی و طرح واره تصوری، از مهم ترین آن هاست. طرح واره های تصوری، ساخت های مفهومی بنیادین و انتزاعی در ذهن هستند که براساس تجربیات و فعالیت های بدنی در حین تعامل یا مشاهده جهان اطراف حاصل می شوند. پژوهش حاضر، قصد دارد به روش توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای و برای آشنایی با نظام استعاری و فرهنگی «آب و آتش»، به تحلیل شناختی طرح واره های تصوری برگرفته از این دو عنصر متضاد در شش دفتر مثنوی معنوی و کلیات دیوان شمس بپردازد. هدف این پژوهش دستیابی به شناخت، از طریق کاربرد طرح واره های حجمی، حرکتی و قدرتی در اشعار مولاناست تا با بررسی کارکرد این طرح واره ها، شناختی دقیق تر از شخصیت فردی و اجتماعی این شاعر حاصل شود. مهم ترین دستاوردهای این پژوهش عبارت است از اینکه این دو عنصر در مفاهیم ادبی و کارکرد استعاری، به ویژه مضامین عرفانی، وقتی در طول یک بیت قرار می گیرند، خاصیت فراطبیعی یافته، به نوعی تضاد دیرینه عقل و عشق را به تصویر می کشند. تحلیل شناختی طرح واره ها، بیانگر شخصیت درون گرا، شهودی، احساسی و دریافتگر مولاناست.
    کلیدواژگان: آب، آتش، اشعار مولانا، طرح واره های تصوری، زبان شناسی فرهنگی
  • ناصر علیزاده خیاط، اعظم روحی کیاسر* صفحات 275-300
    ندا علاوه بر نقش نحوی در دستور زبان، مبحثی مهم در علم معانی است. علم معانی با سنجش کلام، میزان اثرگذاری آن را بر مخاطبان تعیین می کند. بنابراین، در این علم، به اغراض کاربرد ندا و جایگاه آن در بلاغت متن پرداخته می شود. از آنجا که علم معانی در بسیاری از مباحث، با شاخه های مختلف زبان شناسی، به ویژه صورت گرایی و نقش گرایی، قابل انطباق است، از ابزارهای این علوم نیز در تحلیل های این نوشتار استفاده شده است. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی، مبحث جملات ندایی (خطابی) در آثار اخوان ثالث، شاعر برجسته و صاحب سبک معاصر و نقش عناصر و جنبه های مختلف آن، ازجمله تاخیر ندا، حذف ندا، تکرار در ندا، تلفیق جملات ندایی و انگیزشی و منادای نکره بررسی شد و تاثیرات مهم این عناصر بر بلاغت بسیاری از ابیات چهار مجموعه شعر او، زمستان، آخر شاهنامه، از این اوستا و سواحلی و خوزیات، مورد توجه قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان می دهد که اخوان ثالث با شناخت کامل از جنبه های زیبایی شناسی ادبیات فارسی و تسلط بر زبان، از همه امکانات آن، ازجمله عنصر ندا برای ابلاغ مفاهیم مورد نظر خود به طور کامل استفاده کرده و گاه ساخت های کم نظیری از نظر بلاغت آفریده است.
    کلیدواژگان: اخوان ثالث، بلاغت، جملات ندایی
  • رضا قنبری عبدالملکی*، آیلین فیروزیان پور اصفهانی صفحات 301-333
    بررسی ساختارهای روایی پایه که در میان فرمالیست ها و ساختارگرایان، در قرن بیستم به طور منسجم دنبال شد، در پژوهش های ادبی، از اهمیتی ویژه برخوردار است. در میان فرمالیست ها، می توان نظریه ولادیمیر پراپ را که در کتابی با عنوان ریخت شناسی قصه منعکس شد، اولین تلاش به منظور نظریه پردازی روایت دانست که بعدها توجه روایت شناسان ساختارگرای فرانسوی را به خود جلب کرد. به کمک روش پراپ، آشکار شد که ساختار نهایی روایت را می توان کشف کرد. این روش که به نقش ویژه شخصیت ها در طرح روایی اهمیت می دهد، در آثار گرماس و برمون دگرگون شد. گرماس با مطالعه ساختارهای معنا و ادامه پژوهش های پراپ، توانست فرضیه مدل کنشی را ارایه دهد. برمون نیز که اساس کارش بر آثار پراپ استوار بود، نظریات خود را بر مبنای تکمیل و بازبینی تیوری پراپ پایه گذاری کرد. در جستار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، بین آرای گرماس و برمون در باب روایت، با نظریات پراپ در این باره مقایسه انجام شده، نشان داده می شود که چگونه گرماس و برمون، آرای پراپ را دست مایه نظریه های جامع تر خود قرار داده اند.
    کلیدواژگان: ساخت گرایی، روایت، پراپ، گرماس، برمون، نقش ویژه
  • سیدمجید مقیمی، علیرضا فولادی*، سیدمحمد راستگوفر، رضا روحانی صفحات 333-362
    مناسبات میان فن خطابه و فن شعر، از آغاز، محل مناقشه صاحب نظران بوده است و این مناقشه بدون رسیدن به یک نتیجه مشخص، تا امروز ادامه دارد. ریشه چنین مناقشه ای، در دو رساله فن خطابه و فن شعر ارسطو، نهفته است. در این دو رساله، میان این دو فن، مرزهای کلی کشیده می شود و مرزهای جزیی آن ها همچنان ناپیدا باقی می ماند. مقاله حاضر کوشیده است با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی نقاط اشتراک و افتراق دو فن خطابه و شعر، تفکیک شگردهای بلاغی خاص آن ها را بر اساس دو رساله فن خطابه و فن شعر ارسطو، به طور جزیی‎ تر مورد مطالعه قرار دهد. این مقاله سرانجام نتیجه می گیرد که فن خطابه و فن شعر، افزون بر نقاط اشتراک و افتراق کلی در اغراض و اجزا و مواد و انواع و متکلمان و مخاطبان و سبک ها، از جهت چند و چون کاربرد شگردهای بلاغی بیشتر اشتراک مصالح و اختلاف غرض دارند؛ یعنی مصالح کار این دو فن، عموما مشترک و غرض کاربرد این مصالح در آن ها متفاوت است.
    کلیدواژگان: فن خطابه، فن شعر، ارسطو، بلاغت
  • مجید منصوری*، طاهره قاسمی صفحات 363-386
    ردیف آغازین را باید گونه ای از تکرار دانست که در شعر شاعران سنتی و معاصر، به وفور دیده می شود. این نوع تکرار که در آغاز بندهای شعر می آید، در شعر شاعران سنتی، از همان شاعران دوره های نخست، همانند منوچهری و ناصرخسرو دیده می شود. با این حال، در شعر برخی از شاعران، مانند سنایی، خاقانی و مولوی بیشتر دیده می شود. در شعر شاعران معاصر که فاقد وزن و قافیه و ردیف به صورت معمول و سنتی است، این ردیف ها بیشتر به چشم می آید. در شعر شاعرانی مانند فروغ فرخزاد و احمد شاملو این ردیف ها بسامدی بالاتر نسبت به شاعرانی چون نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری دارد. ردیف آغازین، به شکل های مختلف وجود دارد و می توان آن را در سطح هجا، واژه، جمله و شبه جمله در شعر شاعران معاصر و سنتی یافت. هدف اصلی ردیف آغازین را باید جنبه موسیقیایی آن دانست. علاوه بر این، گاهی تکرار آن بنا به اغراض دیگری در شعر رخ می دهد که از آن جمله می توان به برجسته سازی، تاکید سرایندگان به منظور القای معانی خاص به مخاطبان و ایجاد انسجام در ساخت و محتوای شعر اشاره کرد. گاهی نیز ردیف آغازین، جنبه تفسیری پیدا می کند و در جایگاه ابزاری برای تبیین، توضیح بیشتر و روشن شدن مقصود شاعر به کار می رود؛ گویی شاعر، قصد توضیح و جا انداختن مطلبی را برای مخاطب دارد که با تکرار یک واژه یا عبارت، به این هدف دست می یابد. اهداف و اغراض دیگری نیز در این ردیف ها دیده می شود. این مقاله درصدد است که به ردیف های آغازین به صورت جامع، در شعر شاعران برجسته سنتی و شاعران نو فارسی بپردازد.
    کلیدواژگان: ردیف، ردیف آغازین، شعر فارسی، بسامد
  • مصطفی میردار رضایی، سیاوش حق جو* صفحات 387-414

    یکی از محک ها و ابزارهای بررسی عناصر تصویرآفرین، دانش سبک شناسی است که در آن، </em>بررسی و سنجش ابزارهای ادبی و عنصرهای بلاغی موجود در زبان شاعران، یکی از شیوه های دقیق و متریک برای شناخت و ترسیم تصویرهای شعری است. </em>این مطالعه که به روش کمی آماری انجام شده است، نخست به بررسی آماری و مقایسه ای دو گروه از صناعات ادبی منفرد (تشبیه، کنایه، استعار ه مصرحه، استعاره مکنیه و ایهام) و ترکیبی (استعاره کنایه، استعاره ایهامی کنایه و استعاره ایهامی کنایه تشبیهی) در پانصد بیت از دو مثنوی منطق الطیر و مصیبت نامه و سپس در همین مقدار، از مثنوی معنوی و سپس تحلیل آن ها می پردازد. نتیجه پژوهش، نشانگر برتری بلاغت مثنوی مصیبت نامه در بین سه مثنوی، از منظر به کارگیری شگردهای ترکیبی است. مثنوی معنوی با احتساب مجموع شگردهای منفرد، بالاتر از دو اثر دیگر قرار می گیرد؛اما در بخش به کارگیری شگردهای ترکیبی، پایین ترین بسامد را دارد. منطق الطیر در بخش صناعات منفرد، کم بسامدترین اثر است و پایین تر از دو اثر دیگر قرار می گیرد و در بخش شگردهای ترکیبی، پس از مصیبت نامه و بالاتر از مثنوی معنوی دیده می شود؛ اما در بخش مجموع شگردهای منفرد و ترکیبی، پایین تر از دو مثنوی دیگر مشاهده می شود.

    کلیدواژگان: تصویر، سبک، شگردهای ادبی مفرد، صناعات ترکیبی
  • یحیی نورالدینی اقدم*، نرگس محمدی بدر، سید غلامرضا غیبی صفحات 415-444

    بیشتر سروده های حافظ، معیارهای بلاغی نابی هستند که در ساحت زبان و معنا رخ می نمایند و ادراک مخاطب را به لایه هایی فراتر از سطح نخستین بیان، رهنمون می سازند. حافظ برای بیان دریافت های هنری خود در قالب شعر به طور عام و غزل به طور خاص از فرایندی پیچیده مدد می گیرد که امروزه می توان آن را از منظر نشانه شناسی توضیح داد. بلاغت اعجاز گون کلام حافظ در کنار نشانه های چندلایه ای که از آن ها به عنوان واژه/ مصالح زبان، بهره برده است، جزء شاخصه های شعر او محسوب می شوند. برای توضیح این امر، نظرات خاص نشانه شناس معاصر، اومبرتو اکو واجد اهمیت بسیار است. تطبیق دیدگاه های او در سروده های حافظ، می تواند مبناهای نظری قابل توجهی را درباره نشانه شناسی شعر حافظ فراهم سازد. در دیدگاه اکو، نقش نشانه ای، مفهو می محوری دارد و به مثابه حلقه ارتباط میان صورت بیان و صورت محتوا، عمل می کند. این مفهوم از لحاظ کلی می تواند برتاباننده نوعی بلاغت زبان شناختی نیز باشد که مطابقت با مقتضای حال را با توجه به فصاحت کلام فرا یاد می آورد. مقاله حاضر، بر آن است در پژوهشی توصیفی تحلیلی، دو نشانه زبانی محتسب و دنیا را در یکی از غزل های مشهور حافظ، بر مبنای رویکرد نشانه شناسی اکو، مورد بررسی قرار دهد. نتایج تحقیق، بیانگر آن است که حافظ از نشانه های ملموس در فضای ذهنی و ادبی روزگارش برای بیان اندیشه ها و عوالم شعری خود بهره می گیرد. استفاده او از این نشانه ها به سطح بیرونی زبان محدود نمی شود؛ بلکه می کوشد به مدد امری که آن را می توان بهره گیری از توابع نشانه ای قلمداد کرد، دامنه بسیار گسترده تری را بیافریند و ساحتی چندبعدی و متکثر پیدا کند که هم در حوزه بلاغت و هم معنا، شایان توجه است.

    کلیدواژگان: حافظ، امبرتو اکو، نشانه شناسی، محتسب، دنیا
|
  • Mohammadhassan Amraee * Pages 13-50

    The conditions of social, cultural, political, and literary life of Nima and BadrShakirSyab in many cases are similar .Among these, we can refer to a life in rural environments with barbaric nature, social commitments, the influence of Western literary schools, life under the shadow of dictatorship, political tendencies, the use of common literary themes, the pioneering and breaking the tradition in new poetry Which has often attracted the attention of comparative literature experts. The "Jikour and the Trees of the City" ode is one of the most important ode of Seyyeb and, in his own words, is "Jokur of his Poetry". The ode of "along the river" is also an important piece of Nima which have been written in almost the same cultural and social conditions. Observing the similarities and the small volume of the odes, the quality of the coherence in these two odes can be questioned.  The purpose of this paper is to evaluate the coherence and coordination, coherence in the text of the ode "Jikour and trees in the city" of Sayab, Iraqi modernist poet and the "river" of Nima, the Persian modernist poet NimaUshij Which is chosen selectively And written on the basis of descriptive-analytical and statistical methods. The author intends to find the coherence and it factors in poetry of two poets in a comparative analysis and critique with a spectacular and textual looking and with the trust of the systematic theory of Holliday and Hasan, 1985. It can be said that the co-ordination theory of coherence can be used in Persian and Arabic languages, and this pattern can be used in literary and non-literary texts and even quantitatively determine the coherence of the text. The study and application of the theory of coherence of Holliday and Hassan (1985) in the poem of Nima and Sayab showed that The Nima verse (93.65%), because of the greater interaction between the elements of the coherence of the lexical section and its syntax, is more coherent than the Sayab (88.95%). Both poets have succeeded to create an unbreakable link between words and meanings and thus reflect their thoughts and inner desires in the lyrics by using the elements of verbal and grammatical cohesion.

    Keywords: Coherence, Contemporary Persian, Arabic poetry, Jikuor, Medina trees, along the river, BadrShakirSayyab, NimauShij
  • Mohammadreza Heydari, MARYAM KHALILI JAHANTIGH *, Mohammad Barani Pages 51-78
    Parody" or "contradiction" is an artistic trick in which a humorous imitation of a serious literary work takes place. In this research, the most important tool of "Kharestan"; AdibGhasemiKermani's satirical parody (1308-1238 Hijri / 1849-1929 AD) has been studied in two levels of surface structure and deep structure by comparative analysis using library tools, that is, word, form, and meaning.AdibKermani is one of the authors and poets in the field of critical and folklore literature. And his book "Kharestan" is written with the following of GolestanSaadi and he has used special words and phrases and non-natural and mostly comparative and critical words in response to the stable, original and literary words and serious issues raised in Golestan. Answer the main research question; That is, how to use the most important tools of controversy in the work and the degree of success of Ghasemi in it, is the goal of the authors. The results of the research show that the author has been able to use the local and slang words, interpretations and terms of Weaver's scarf class, specific allusions and proverbs of people in the streets and bazaars, in the structural form of Golestan, alternately, all three types of verbal, formal and content contradictions. Include in your work and achieve relative success in forming a humorous contradiction on GolestanSaadi.
    Keywords: AdibghasemiKermani, parody, Kharestan, GolestanSa`di, Critical Literature, folk language
  • Ghodratollah Khayatian *, Elham Rezvani Moghaddam Pages 79-100
    Meaning and rhetorical science have been very effective in shaping mystical language؛ the way mystics have been able to convey their inexpressible mystical experiences and teachings through these rules and principles. It is undoubtedly a prerequisite for the influence of the sciences of meaning and rhetoric on the author's Understand the mood of the audience correctly. AzizoddinNasafi has tried to address the mystical prose in the book Al-ensan al-Kamel, in the minds and souls of their audiences, to convey to them their various goals and purposes. This book, like his other works, is influenced by his mysticism and mysticism, and also teaches mystical experiences while being educated. A relative knows very well that the impact of speech is far greater than writing ؛ Because speech is the result of direct communication between the speaker and the listener; it therefore uses the speech to create a close and dynamic connection with the audience and to keep it satisfied ؛ So that the audience understands both the mystical teaching concepts and the active and constant presence in the text. This research uses a descriptive-analytical approach to investigate the types of addressing in the mystical prose of relational addressing. The result of this study shows that Nasafi has attempted to use a variety of secondary meanings instead of dealing with the crude concepts of news sentences. In this way to increase the impact of his words in relation to the audience and to help seekers of the path in various ways along this path.
    Keywords: AzizoddinNasafi, The Book of Al-ensan Al-Kamel, Rhetoric, Mystical Prose Addressing, Excerpts
  • Sima Rahimi *, Hasan Zolfaghari, Nasrin Faghih Malek Marzban, Hosienali Ghobadi Pages 101-128
    Irony is an expression style which is based on creating surprisal or satire through binary opposition and contrast between two meanings or situations. MasnaviManvi’s allegories are often derived from folklore culture and common oral or written anecdotes. Yet, Moulana has created a wonderful world of meaning beyond the world and structure of Folk traditions for his readers. The influence of this transference of meaning is due to his special method of allegorization and his creative mental processes in choosing the conventional spaces to point out the unconventional purpose, the mechanism of blending dual spaces and providing meaning from the heart of this fusion. A meaning which is resulted from conflict between the opposed elements and concepts, and yet they are very prominent and influential.In this research, we intend to analyze the mechanism of creating ironic meaning through the study of projection and conceptual blending from a source to a target space in “Inadmissibility of indecent interpretation of the housefly” allegory based on Mark Turner’s theory of Literary Mind. The findings show that power and worth of such creation of meaning in this parable are resulted from Moulana’s creativity in choosing the unusual source and target spaces in a way that their blending, while corresponds structurally, possess a powerful conflict in terms of concepts and elements. The final meaning of a parable, as Turner says, is not resulted only from the meaning of each input, nor simply from sum of them. It is rather a resultant meaning generated from the contrast of the elements and contexts of the source and target stories. It is such conflict from inside of which an aesthetic technique like irony is generated from the point of view of Moulana’s mental mechanism. The ironic and humorous contradictions that arise from this mixing and tension have a persuasive and destructive effect on the minds of the audience, which is the semantic prominence of this allegory.
    Keywords: irony, Parable, Cognitive Semantic, Literary Mind Theory by Mark Turner
  • Sare Zirak *, Hadis Azizian Gilan Pages 129-154
    Most criticisms have justified the stylistic feature of the "easy and complicated" in the Golestan (a Persian literary book written in prose by Saa’di) through classic rhetoric, but new approaches to literary criticism justify it from a structural point of view. Present paper, use morphological analysis for explaining the "easy and complicated" feature of the book from a structural point of view. As results show, the tales in Golestan have a very simple structure so that they often have no more than two or three characters, but the existence of a deeper and comprehensive plan in the underline of the entire text turns the separated tales to components of a complicated building. The absence of problem-solving and its mechanisms makes simplified the structure of the tales. The manner of the distribution of the characters, functions, and initial situations, in the level beyond mere individual narratives, has provided a comprehensive coherence in the text, which explain how Saa’di create a new version of rhetoric in the way of "how to say". Combining simple and micro narrative tales with a well-structured macro text, makes the stylistic feature of the Golestan as something non-imitable.
    Keywords: Saa’di, Golestan, Morphology, Style, easy, complicated feature
  • Hassan Soltani Kohbanani, Kamyar Saydi * Pages 155-182
    Irony is one of the important and highly used term in the three fields of literal critics, philosophy and eloquence. There are many equivalent terms such as sarcasm, satire, quip, ridicule, etc. for it. But not of these equivalents are a comprehensive definition for it. The contrast between existence and representation is the simplest definition. However, more than this contrast, irony has other components that play crucial role in its creation. Mosibatname is one of the theosophical curtsy books in which he has used this artistic technique to present theosophical and social issues in varieties of patterns based on the readers’ understanding. Atar in a superior position than others, has deeply comprehended his contemporary issues. The authors, by carrying out this analysis, have understood that Atar has used different types of irony like situational, lingual, dramatic, and Socratic   in the structures of his stories. It can be said that the important reasons for using irony were flow of the story, expressing social and ethical concepts, political oppression, and Atar’s conservatism.
    Keywords: irony, Atar-e- Nishaburi’s, Mosibatname, eloquence, narrative
  • Azadeh Sharifi Moghaddam * Pages 183-214
    The present research aims at the metaphorical conceptualization of ‘anger’ in one of the most valuable epic works of Persian based on the cognitive pattern proposed byKövecses. The data wereextracted from the corpus under study as well as from the related drawings. In thefirst stage, the target domains were identified and then they were classified into three categories of anger metaphors. Then, the pictures were investigated regarding the degree of correspondence between verbal and pictorial levels. The results showed metaphors of three types of central (fire), principal (insanity, dangerous animals, burden, trespassing) as well as minor metaphors.Moreover, metaphorical concepts of ‘fire’, ‘dangerous animals/nature’ as well as the orientational metaphors of ‘victory/failure is up/down’ were common in verbal and pictorial corpus. Finally, the analysis prototype scenario revealed the absence of an "anger control" phase, which could indicate that the greater the degree of anger is, the less likely anger control may occur.
    Keywords: metaphorical conceptualization, Anger, source domain, target domain, Haft Khan of Rostam
  • Mohammad Shokraei * Pages 215-238
    The aim of this article is to investigate the words and syntactic structure in Siavash Kasrai's poems. Certainly, one of the most important aspects of poetry analysis for any literary researcher is to examine the poet's ability to take advantage of linguistic possibilities. Undoubtedly, one of the most prominent features of contemporary poetry is the poet's courage in using new words and using various syntactic structures. The studied poet, Siavash Kasraei, can be considered one of the successful followers of Nima Yoshij. The person who has used most of the linguistic possibilities and the variety of words and the use of old and new syntactic structures are the linguistic features of his poetry. Kasraee's attention to colloquial language words, along with the use of old vocabulary, did not cause the poetic and artistic creativity in his poems to decline. Regardless of the very small language slips, in general, the language of Kasra'i's poetry is a coherent and fluent language that often has a social color and smell. In this research, using descriptive-analytical method, we seek to study words and syntactic construction in the poetry of this poet.
    Keywords: modern poetry, Siavash Kasrai, poetry language, lexicon, syntactic structure
  • Fariba Sadeghi *, Roya Sedigj Ziabari, Reza Kheirabadi Pages 239-274
    Cognitive linguistics as a semantic approach included a set of theories, which conceptual metaphor and imaginary schema are the most important. Imaginary schemas are fundamental and abstract conceptual structures in the mind that are based on physical experiences and activities during the interaction or observation of the surrounding world. The present study intends to conduct a descriptive, analytical and comparative method and in order to get acquainted with the metaphorical and cultural system of "water and fire", to conduct a cognitive analysis of imaginary schemas taken from these two opposing elements in six books of MasnaviManavi and Shams Moulana’s general poetical works. The aim of this study was to achieve cognition through the use of volumetric, motion and power schemas in Moulana’s poems, so that by examining the function of these schemas, a more accurate knowledge of the individual and social personality of this poet can be obtained. One of the most important achievements of this research that can be mentioned:These two elements find supernatural properties in literary concepts and metaphorical functions, especially mystical themes, when placed along a verse, and depict a kind of long-standing contradiction between reason and love.
    Cognitive analysis of schemas expresses the introverted, intuitive, emotional, and receptive personality of Moulana.
    Keywords: Water_fire_Moulana's poetry_image schemas & cultural linguistics
  • Nasser Alizadeh Khayyat, Azam Roohi Kyasar * Pages 275-300
    In addition to its syntactic role in grammar, interjection is an important topic in semantic science. The science of meanings determines the extent to which it is influenced by the audience by measuring the word; hence, it examines the implications of the use of Interjection and its place in the rhetoric of the text. Because semantic science can be adapted to various disciplines of linguistics, in particular, formalism and functionalism, in many respects, the tools of these sciences have also been used in the analysis of this paper.
    In the present paper, the analytical – descriptive, the issue of exclamations (addressing sentences) together with component roles and different aspects thereof such as addressee delay, omitting interjections, repetition in interjection, combining interrogative and addressing sentences were studied in the works of Mehdi Akhavan Sales (Prominent contemporary poet). Also, the impacts of such components on the rhetorical aspects of the verses in four poetry collections of his (namely: Zemestan (winter), the end of Shahnameh, from this Avesta, Swahili and Khoziat) were taken into account. The results show that Akhavan with full knowledge of the aesthetic aspects of Persian literature andlanguage proficiency of all its features-and considering the subject of an element called - used to deliver the desired concept In changing the position of interjection in his poems, he cares about two axes: the subject and the content of the structure that was originally laid out, as well as the emotional and emotional load on it. By examining the structureshighlighted in the poetry of the Akhavan as well as examining the emotions on them, one can receive the intensity of his interest or hatred towards the subject.
    Keywords: Akhavan Sales, Addressing sentences, Rhetoric Abstract
  • Reza Ghanbari Abdolmaleki *, Ailin Firoozian Pouresfahani Pages 301-333
    The investigation of basic narrative structures which were followed regularly between formalists and structuralists in twentieth century, has a salient role in literary researches. Among formalists, Vladimir Propp’s theory, manifested in the book “Morphology of Folktale”, can be mentioned as the first attempt in theorizing narration that later attracted French narrative structuralists' attention. By utilization of Propp method, it was revealed that final narrative structure could be determined. This method in which the functions of narrative design were taken into consideration, was changed in Greimas’s and Bremond’s works. By studying structural semantics and continuing Propp’s researches, Greimas could present actantial model. Also Bremond whose works were based on Propp’s view, completed and revised his opinion according to Propp’s theory. In the present study, by using descriptive-analytical method, Greimas’s and Bremond’s narrative viewpoints will be compared with Propp’s opinion. Then it will be represented how Greimas and Bremond, applied Propp’s perspective as a source for reflecting their comprehensive theories.
    Keywords: structuralism, Narration, Propp, Greimas, Bremond
  • Seyyed Majid Moghimi, Alireza Fouladi *, Seyed Mohammad Rastgofar, Reza Rouhani Pages 333-362
    The relationship between rhetoric and poetry has been the subject of experts’ controversy since the beginning of the controversy, and this controversy has continued to this day without reaching a definite conclusion. The root of such controversy lies in Aristotle's two treatises on rhetoric and poetry. In these two treatises, the general boundaries between these two techniques are drawn and their minor boundaries remain invisible.
    In this descriptive-analytical method, while examining the commonalities and differences between the two rhetoric and poetry techniques, the present article tries to study the separation of their specific rhetorical techniques based on the two treatises of rhetoric and Aristotle's poetry. This article concludes that the art of rhetoric and the art of poetry, in addition to the commonalities and differences in generalities, components, materials, types, theologians, audiences, and styles, have more to do with the use of rhetorical techniques than the sharing of materials and differences; That is, the working materials of these two techniques
    Are generally common, and the purpose of using these materials in them is different.
    Keywords: “Art of Rhetoric”, “Art of Poetry”, “Aristotle”, “Rhetoric”
  • Majid Mansouri *, Tahereh Ghasemi Pages 363-386
    The opening line should be seen as a kind of repetition that is abundant in the poetry of traditional and contemporary poets. This kind of repetition, which occurs at the beginning of the verses of the poem, is seen in the poetry of traditional poets, from the same primitive poets as Manouchehri, NaserKhosrow and other poets. However, in the poetry of some poets, such as Sanai, Khaghani, and Shams Moulana's lyric poems, it is more common. In the poetry of contemporary poets, who lack the usual weight, rhyme, and row, these lines are more common. In the poetry of poets such as ForoughFarrokhzad and Ahmad Shamloo, these lines have a higher frequency than poets such as NimaYoshij, Mehdi Akhavan Sales, SohrabSepehri. There are initial lines in different forms and it can be found at the level of syllables, words, sentences and quasi-sentences in the poetry of contemporary and traditional poets. The main purpose of the opening line should be considered its musical aspect. In addition, it is sometimes repeated for other purposes in poetry, such as highlighting, emphasizing the poets in order to convey specific meanings to the audience, and creating coherence in the composition and content of the poem. Sometimes the first line is interpretive and is used as a tool to explain, further explain and clarify the poet's intent, as if the poet intends to explain and convey something to the audience that achieves this goal by repeating a word or phrase. . Other goals and objectives can be seen in these lines. This article seeks to comprehensively address the initial lines in the poetry of prominent traditional poets and modern Persian poets.
    Keywords: Row, Starting Line, Persian Poetry, Frequency
  • Mostafa Mirdar Rezaei, SIAVASH HAGHJOU* Pages 387-414

    One of the benchmarks and tools for investigating the elements of the art is "stylistics", in which the study of literary instruments and rhetorical elements in the language of poets is one of the most accurate and metric methods for the understanding and drawing of poetic images. This quantitative-statistic based, first analyzes and compares two groups of single literary techniques (simile, poem, metaphor, metonymy, and amphibology) and combined Techniques (metonymy metaphor, metonymy amphibology metaphor, simile metonymy amphibology metaphor) in five hundred bits of two logical and ritualistic Masnavi (Mosibatnameh and Mantegh Al-teir) and then in the same amount of Rumi's MasnaviManavi and then analyzes them. The results of the research indicate the magnificent rhetoric of Mosibatnameh among the three Masnavi according to using the combined techniques. The amount of Rumi's usage of the single technique "metonymy" and "metaphorical" is so impressive that, taking into account the totality of dingle techniques, MasnaviManavi is better than the other two. But in the field of combined techniques, the MasnaviManavi has the lowest frequency, and it can be said that Rumi has little desire to take advantage of these techniques. However, in the combined section of single and combined techniques, it is considered to be at the higher level than the Mantegh Al-teir and at the lower level than Mosibatnameh. The Masnavi “Mantegh Al-Teir” in the single techniques section is the least-productive work and is lower than the other two works, and it is considered to be at the higher level than the MasnaviManavi and at the lower level than Mosibatnameh. But in the total number of single and combined techniques, it is lower than two other masnavi.

    Keywords: Style, Single Literary Techniques, Combined Techniques
  • Yahya Nooraddini Agdam *, Narges Mohammadi Badr, Gholamreza Ghaybi Pages 415-444

    Most of the Hafez’s poems are rhetorical criteria that appear in the field of "language" and "meaning," and lead to the perception of the audience to layers beyond the initial level of expression. Hafez provides a complex process for expressing his artistic expressions that we can now explain in terms of semiotics. To explain this, the specific views of Umberto Eco in semiotics are very important. The adaptation of his view on Hafez's poems can provide significant theoretical bases for the semiotics of Hafez's poetry; In Eco's view, "role of the sign" has an implicit concept and acts as a link between the form of expression and the form of content. This concept can, in general, also be a kind of linguistic rhetoric; In the present article, an attempt is made to study the two signs of "Mohtaseb" and "the world" in a descriptive analytical research in one of the famous sonnets of Hafez based on the echo denominational approach. The research results indicate that Hafez uses concrete signs in his literary and contemporary atmosphere to express his poetry's thoughts and realms; his use of these signs is not limited to the exterior level of the language, but he tries to do so by the means that we can use it. Consider the functions of a sign to create a much wider scope and find a multi-dimensional area that is worthy of attention in both rhetoric and meaning.

    Keywords: Hafez. Umberto Eco, semiotics, Mohtaseb, World