فهرست مطالب

پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی - سال سی و ششم شماره 2 (پیاپی 79، تابستان 1399)
  • سال سی و ششم شماره 2 (پیاپی 79، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • امید فلاحت خواه، علی اصغر ثیاب قدسی*، علی کدخدایی صفحات 1-22

    سازند زاکین یکی از سازندهای مخزنی احتمالی گاز در ناحیه رسوبی زاگرس محسوب می شود. در پژوهش حاضر، بررسی چینه نگاری چرخه ای بخش بالایی این سازند با استفاده از روش های تحلیل طیفی تحولی (Evolutionary Spectral Analysis methods) انجام شد؛ به این ترتیب که ابتدا با یکی از روش های تحلیل طیفی تحولی یعنی دوره نگار روش چندکاهنده (Multi-tapper method periodogram) که در مطالعه ها صرفا برای شناسایی و اثبات نسبت بسامدهای چرخه های میلانکوویچ در رسوبات به کار می رود، نسبت بسامد های چرخه های میلانکوویچ برای نخستین بار از بخش بالایی سازند زاکین شناسایی و وجود آ نها در این بخش از سازند زاکین اثبات شد؛ به علاوه، توان های طیفی موجک ها نیز در تبدیل سریع فوریه تحولی (FFT) و نمایش و ارایه تبدیل موجک (Wavelet transform Scalograms) سری های نگاره ی پرتوی گامای طیفی (SGR) و چگالی (RHOB) در چاه های 2SK-1 و 2SKD-1 میدان گازی سلمان، سیگنال های نجومی قوی از چرخه های میلانکوویچ (E،e ،O  و P) را نشان دادند. پس از انجام بررسی چینه نگاری چرخه ای زیرسطحی بخش بالایی سازند زاکین در چاه های مطالعه شده و بررسی تاثیرات چرخه های میلانکوویچ شناسایی شده روی این رسوبات، مقایسه تغییرات میزان انباشت رسوب این بخش از سازند زاکین در چاه های مطالعه شده میدان گازی سلمان با استفاده از روش های نوین ضریب همبستگی تحولی (Evolutionary correlation coefficient) و سطوح معنا دار تحولی (Evolutionary significance levels)، انجام شد.

    کلیدواژگان: چینه نگاری چرخه ای، میزان انباشت رسوب، چرخه های میلانکوویچ، سازند زاکین، میدان گازی سلمان
  • بشری سلیمانی پورلک، محمدحسین آدابی*، احسان ده یادگاری صفحات 23-50

    در مطالعه حاضر، سازند تیزکوه به سن آپتین در برش پل زغال (جنوب چالوس) به ضخامت 113 متر از نظر شرایط رسوب گذاری، چینه نگاری سکانسی و ژیوشیمی عنصری ارزیابی شد. سازند تیزکوه در برش یادشده با ناپیوستگی هم شیب روی واحد آتش فشانی کرتاسه زیرین و با ناپیوستگی هم شیب زیر واحد آتش فشانی کرتاسه بالایی قرار گرفته است. بر اساس مطالعه های کلسی متری انجام شده، سازند تیزکوه در این برش اغلب از آهک و آهک آرژیلی تشکیل شده است. بررسی ها و مطالعه های صحرایی و آزمایشگاهی به شناسایی هشت ریزرخساره متعلق به سه زیرمحیط لاگون، پشته و دریای باز کم عمق در این سازند منجر شدند. تغییرات تدریجی ریزرخساره ها و نبود ریف های سدی بزرگ، آنکوییدها، پیزوییدها، دانه های آگرگات و ساختارهای ریزشی و لغزشی وجود پلت فرم کربناته ای از نوع رمپ را تایید می کنند؛ همچنین حضور جلبک های خانواده داسی کلادسه آ (مانند Terquemella sp. و Bakalovaella elitzae.) و ژیمنوکوداسیا (Permocalculus sp.) در برش مطالعه شده نشان دهنده محیط دریایی گرم لب شور و بسیار شور با عمق کم است؛ این موضوع تاکیدی بر محیط رسوبی کم عمق و آراگونیتی سازند مطالعه شده است. مطالعه های چینه نگاری سکانسی در برش یادشده موجب شناسایی سه سکانس رسوبی رده سوم همراه با دسته رخساره های HST و TST با مرزهای سکانسی SB1 و SB2 شد. نتایج آزمایش های ژیوشیمیایی، بررسی عناصر اصلی و فرعی، مقادیر Sr/Na بیشتر از 1، مقادیر Sr/Mn (میانگین 7) و ترسیم مقادیر Sr/Ca در برابر Mn نشان دادند ترکیب کانی شناسی اولیه سازند تیزکوه آراگونیتی است و تحت تاثیر دیاژنز غیردریایی در محیط بسته تا کمی باز دیاژنتیکی قرار گرفته است. روند تغییرات عناصر فرعی در طول این برش به گونه ای است که در بخش بالایی، مقدار استرانسیم کاهش و مقدار منگنز افزایش می یابد؛ این شرایط بیان کننده تاثیر بیشتر دیاژنز متایوریکی در بخش بالایی است.

    کلیدواژگان: سازند تیزکوه، حوضه رسوبی البرز، شرایط رسوب گذاری، چینه نگاری سکانسی، ژئوشیمی
  • صفورا یاسبلاغی شراهی، بیژن یوسفی یگانه، سکینه عارفی فرد*، محمدمهدی فرهپور، دانیل وچار صفحات 51-74

    سازند باغ ونگ به سن یاختاشین بالایی تا بلورین بالایی در دو برش چینه شناسی در شمال طبس در شرق ایران مرکزی مطالعه شد. بررسی فوزولینیدها و فرامینیفرهای کوچک سازند باغ ونگ در دو برش مطالعه شده به شناسایی جنس ها و گونه های جدید منجر شد که برای نخستین بار در رسوبات یاختاشین بالایی و بلورین ایران گزارش می شوند. بر اساس فوزولینیدهای شناسایی شده، سه بایوزون Pamirina darvasica-Sakmarella spp.  به سن یاختاشین بالایی، Chalaroschwagerina vulgarisiformis به سن بلورین زیرین و Misselina termieri به سن بلورین بالایی در برش باغ ونگ و دو بایوزون Misellina (Brevaxina) dyhrenfurthi-Chalaroschwagerina vulgarisiformis به سن بلورین زیرین و Misellina cf. termieri به سن بلورین بالایی در برش شش انگشت شناسایی شدند. داده های مغناطیس دیرینه و زمان فعالیت های ولکانیکی در بلوک های سیمرین همراه با شواهد ظهور فوزولینیدها در اواخر پالیوزوییک نشان می دهند زمان بازشدگی نیوتتیس در این بلوک ها یکسان نبوده و در بلوک های واقع در بخش های شمالی مانند ایران، جنوب و مرکز افغانستان و جنوب شرق پامیر سریع تر از بلوک های جنوبی مانند کیانگ تانگ و بایوشان آن انجام شده است. ظهور فونای فوزولینیدی آب های گرم عرض های جغرافیایی دیرینه مناطق استوایی و نیمه استوایی مانند  verbeekinids و neoschwagerinids طی زمان بلورین در بلوک های سیمرین تنها به علت حرکت به سمت شمال بلوک های سیمرین نبوده، بلکه عواملی نظیر گرم شدن جهانی در زمان بلورین و همچنین جریان های اقیانوسی نیز تاثیرگذار بوده اند.

    کلیدواژگان: فوزولینیدهای بلورین، سازند باغ ونگ، ایران مرکزی، پالئوبیوژئوگرافی پرمین، بلوک های سیمرین
  • حمزه مهرابی*، حسین نوری، جواد سبحانی صفحات 75-104

    سازند فهلیان شامل توالی کربناته نسبتا ضخیمی از گروه خامی به سن نیوکومین- بارمین است. مطالعه های رسوب شناسی انجام شده روی این سازند در دو برش از زون ایذه و دو چاه از بخش جنوبی فروافتادگی دزفول به شناسایی 12 ریزرخساره در چهار کمربند رخساره ای شامل پهنه جزرومدی، رمپ درونی (لاگون، پشته های لیتوکودیومی- جلبکی و شول های بایوکلستی- پلوییدی)، رمپ میانی و رمپ بیرونی منجر شد. محیط رسوب گذاری سازند فهلیان در ناحیه مطالعه شده، رمپ کربناته هم شیب پیشنهاد می شود. مهم ترین فرایندهای دیاژنزی شناسایی شده شامل انحلال، میکرایتی شدن، تراکم، دولومیتی شدن، سیلیسی شدن، پیریتی شدن، سیمانی شدن و شکستگی است که طی مراحل مختلف دیاژنز دریایی، جوی و دفنی کم عمق تا عمیق ایجاد شده اند. مطالعه های چینه نگاری سکانسی به تفکیک چهار سکانس رسوبی در این سازند منجر شدند که با توجه به سن نسبی آنها بر اساس بایوزون های تفکیک شده، ضخامت سکانس ها و تطابق آنها با نواحی مجاور به طور محتمل سکانس های رده سوم هستند. مطالعه های کیفیت مخزنی گویای تاثیر ویژگی های رخساره ای و فرایندهای دیاژنزی بر ویژگی های مخزنی سازند فهلیان است. رخساره های مهم مخزنی این سازند شامل رخساره های ریف ها/پشته های کومه ای لیتوکودیومی- جلبکی (در میدان گرنگان) و رخساره های پرانرژی متعلق به زیرمحیط پشته های ااییدی، پلوییدی و بایوکلستی (در میدان گچساران) هستند؛ این رخساره ها اغلب در سیستم تراکت تراز بالا (HST) گسترش یافته اند و زون های مهم مخزنی سازند فهلیان را ایجاد کرده اند. تخلخل های اولیه از نوع بین دانه ای و درون دانه ای همراه با تخلخل های انحلالی (حفره ای و قالبی) مهم ترین حفره ها در این رخساره ها هستند؛ علاوه بر این، رخساره های متعلق به رمپ میانی برخی افق های مخزنی باکیفیت را در سیستم تراکت پیش رونده (TST) ایجاد کرده اند که در این افق ها، تخلخل های بزرگ مقیاس (ماکروسکوپی) گسترش چندانی ندارند و ریزتخلخل ها مهم ترین عامل ایجاد کیفیت مخزنی اند.

    کلیدواژگان: سازند فهلیان، سکانس های رسوبی، دیاژنز، کیفیت مخزنی، زاگرس مرکزی
  • مهدی غلام دخت بندری، پیمان رضائی*، منصور قربانی صفحات 105-124

    جزیره هرمز در ورودی خلیج فارس و دریای عمان، نماد دیاپیریسم در ایران و سری هرمز است. باتوجه به موقعیت قرارگیری جزیره و نظر به برنامه های توسعه ای برای ساحل جزیره هرمز، شناخت ترکیب و ویژگی های رسوبات ساحل این جزیره اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه ویژگی های رسوبی، کانی شناسی و ژیوشیمیایی رسوبات ساحلی این جزیره انجام شد.در پژوهش حاضر، 20 نمونه سنگی از گراول های موجود در محدوده مورد مطالعه مقطع نازک گردید؛ همچنین 27 نمونه رسوب سطحی از 9 ایستگاه برداشت و آزمایش های پایه رسوب شناسی، کانی شناسی کمی به روش XRD، شناسایی کانی های سنگین با استفاده از محلول برموفرم و خاصیت مغناطیسی، سنجش فلزات سنگین و اکسیدهای اصلی به روش XRF و مطالعه کانی شناسی به کمک میکروسکوپ پلاریزان روی آنها انجام شدند. نتایج نشان دادند رسوبات ازنظر دانه بندی در محدوه ماسه تا ماسه گراولی قرار می گیرند. مقدار متوسط کربنات کلسیم 32 تا 62 درصد محاسبه شد. کانی شناسی رسوبات نشان داد مجموعه ای از کانی های هماتیت، کلسیت، کوارتز، فلدسپات، پلاژیوکلاز، دولومیت، آراگونیت، کانی های رسی(کایولینیت و ایلیت) و کانی های سنگین (مگنتیت، هماتیت، الیژیست، اپیدوت، پیروکسن، پیریت، گوتیت، لیمونیت، آپاتیت، باریت، زیرکن، فلوریت) اجزای متشکله رسوبات سطحی را تشکیل می دهند. مطالعه مقاطع نازک نشان داد بیشتر گراول های موجود در ساحل منشا آذرین دارند و ترکیب ریولیتی و تراکیتی را نشان می دهند. یافته های پژوهش حاضر نشان دادند منشا اصلی این رسوبات، دگرسانی و فرسایش سنگ های سری هرمز (پرکامبرین پسین- کامبرین پیشین) در مرکز این جزیره در شرایط آب وهوای گرم مرطوب است.

    کلیدواژگان: جزیره هرمز، رسوب شناسی، کانی شناسی، ژئوشیمی
  • سید محمدعلی موسوی زاده*، وهاب امیری، مهدی ترابی، کاوه صفحات 125-148

    در مطالعه حاضر به ارزیابی ویژگی های زمین شناسی چشمه تراورتن ساز ندوشن و نهشته های مربوط به آن پرداخته شد. تفکیک نوع چشمه های تراورتن ساز از طریق بررسی رخساره های آنها امکان پذیر است؛ ازاین رو در پژوهش حاضر، ویژگی یادشده برای تعیین نوع چشمه استفاده شد. بررسی ها، وجود 13 رخساره رسوبی شامل 5 رخساره زیستی و 8 رخساره غیرزیستی را در تراورتن های مطالعه شده نشان دادند. رخساره های یادشده ویژگی چشمه های گرمابی را نشان و نوع چشمه را در رده چشمه های ترموژن قرار می دهند. تجزیه وتحلیل ترکیب شیمیایی آب چشمه نشان داد تیپ شیمیایی، NaCl است و به عبارت دقیق تر، آب این چشمه دارای رخساره شیمیایی Na-Ca-SO4-Cl است. وجود کلسیم و سولفات به عنوان یون های ثانویه (پس از سدیم و کلراید) در نگاه اول بر احتمال وجود رسوبات ژیپسی یا انیدریتی دلالت دارد، اما با توجه به وجودنداشتن رسوبات حاوی سولفات در منطقه، می توان گفت برهم کنش آب با سیستم های ماگمایی مهم ترین منبع تامین کننده یون سولفات است. بررسی ویژگی های مهندسی تراورتن ها نشان داد با افزایش سن رسوبات تراورتنی، درجه تحکیم یافتگی آنها زیاد و سختی آنها بیشتر می شود. سختی رسوبات با افزایش فاصله از خروجی چشمه، روند افزایشی را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: تراورتن، رخساره رسوبی، ترموژن، هیدروشیمی، یزد
|
  • Omid Falahatkhah, AliAsghar Ciabeghodsi *, Ali Kadkhodaie Pages 1-22

    The Zakeen Formation is one of the possible gas reservoirs in the Zagros sedimentary basin. In this paper, the cyclostratigraphic study of the upper part of the Zakeen Formation was performed by using evolutionary spectral analysis methods. The Multi-Tapper Method (MTM) periodogram is one of the evolutionary spectral analysis methods used in this study to identify and prove the frequency ratios of Milankovitch cycles in the studied sediment sequences. In this study, using the introduced methodology, the frequency ratios of the Milankovitch cycles in the upper part of the Zakeen Formation was identified for the first time, and their existence was confirmed. Besides, the spectral powers of spectral gamma-ray (SGR) and density (RHOB) series, in evolutionary Fast Fourier Transform (FFT) and Wavelet Transform (WT) Scalograms, in 2SK-1 and 2SKD-1 wells of Salman gas field show strong astronomical signals of the Milankovitch cycles (E, e, O, P). After investigating the cyclostratigraphy of the upper part of the Zakeen Formation in the studied wells, by using new methods of evolutionary correlation coefficient and evolutionary significance levels, comparison of sediment accumulation rate variations of the Zakeen Formation was performed in the studied wells.

    Keywords: Cyclostratigraphy, Sediment Accumulation Rate, Milankovitch Cycles, Zakeen Formation, Salman gas field
  • Boshra Soleimani, Mohammadhossein Adabi *, Ehsan Dehyadegari Pages 23-50

    In this study, the Tiz Kuh Formation of Aptian age in the Pol-e-Zoghal section (south of Chalus) with a thickness of 113 m was evaluated for depositional environment, sequence stratigraphy, and elemental geochemistry. The Tiz Kuh Formation in this section with disconformity lies on the Lower Cretaceous volcanic unit and associated disconformity of the Upper Cretaceous volcanic subdivision. According to calcimetric studies, the Tiz Kuh Formation in this section is composed of limestone and argillaceous limestone. Field and laboratory investigations led to the identification of eight microfacies belonging to 3 sub-environments of lagoon, shoal, and shallow open marine. Gradual microfacies changes and the absence of large barrier reefs, oncoids, pisoids, aggregate grains, and slump structure along with the presence of dasycladeceae family algae (e.g. Terquemella sp. and Bakalovaella elitzae.) and gymnocodiaceae (Permocalculus sp.) confirm the existence of a ramp-type carbonate platform. This evidence may indicate warm marine shallow very saline environment; These conditions highlight the shallow sedimentary and aragonitic environment. Sequence stratigraphic studies in this section identified three third order sedimentary sequences associated with the HST and TST with SB1 and SB2 sequence boundaries depositional sequence. In this study, sedimentary depth resulted in variation of orbitolinid shape The results of the geochemical analysis, of major and minor elements, Sr / Na values of more than one, Sr / Mn values (mean 7) and plotting of Sr / Ca values against Mn indicate that the primary mineralogy was aragonite and have been affected by non-marine diagenesis in a closed to slightly open diagenetic systems. Variation of elements along the stratigraphic section shows that the amount of Sr in the upper part decreases as the Mn content increases; These conditions indicate the greater impact of meteoric diagenesis on the upper part.

    Keywords: Tiz Kuh Formation, Alborz sedimentary basin, Sedimentary characteristics, Sequence stratigraphy, Geochemistry
  • Safoora Yasbolaghi Sharahi, Bizhan Yousefi Yeganeh, Sakineh Arefifard *, MohammadMehdi Farahpour, Daniel Vachard Pages 51-74

    The upper Yakhtashian to Bolorian Bagh-e Vang Formation was studied in two stratigraphic sections in north Tabas, east-central Iran. The examination of fusulinids and small foraminifers of the Bagh-e Vang Formation in two studied sections led to the identification of the new fusulinid and small foraminifer genera and species which are recovered from the upper Yakhtashian and Bolorian strata of Iran for the first time. Based on identified fusulinids, three biozones including upper Yakhtashian Pamirina darvasica-Sakmarella spp., lower Bolorian Chalaroschwagerina vulgarisiformis and upper Bolorian Misellina  termieri in the Bagh-e Vang section and two biozones containing lower Bolorian Misellina (Brevaxina) dyhrenfurthi-Chalaroschwagerina vulgarisiformis and upper Bolorian Misellina cf. termieri in the Shesh Angosht section were recognized. Paleomagnetic data and time of volcanic activities in Cimmerian microplates along with fusulinid appearance in Late Paleozoic reveal that the Neotethys opening in these blocks did not happen at the same time and in the northern blocks (like Iran, south and central Afghanistan and southeast Pamir) was faster than those in the southern blocks (like Qiangtang and Baoshan blocks). The reason for the occurrence of warm water subtropic to tropic palaeoequatorial fusulinid fauna of verbeekinds and neoschwagerinids during the Bolorian in Cimmerian microplates is not only because of the northward drift of its blocks but also factors such as global warming in the Bolorian and warm water oceanic currents were effective.

    Keywords: Bolorian fusulinids, Bagh-e Vang Formation, Central Iran, Permian palaeobiogeography, Cimmerian microplates
  • Hamzeh Mehrabi *, Hossein Noori, Javad Sobhani Pages 75-104

    The Fahliyan Formation is a member of the Khami Group with Neocomian–Barremian age. In two surface sections in the Izeh Zone and two wells of the southern Dezful Embayment, it includes 12 microfacies deposited on four facies belts as tidal flat, inner ramp (lagoon, Lithocodium–algal mounds and bioclastic–peloidal shoals), middle ramp and outer ramp. A homoclinal ramp model is proposed as its depositional environment. Important diagenetic alterations are dissolution, micritization, compaction, dolomitization, silicification, pyritization, cementation and fracturing. They represent marine, meteoric and shallow to deep burial diagenetic realms. Sequence stratigraphic analysis resulted in the recognition of four depositional sequences that seem to be third-order sequences, according to their relative ages (biozones), thickness and correlation with neighboring areas. Reservoir quality evaluation indicates coupled imprints of facies characteristics and diagenetic alterations on reservoir properties of this formation. Important reservoir units are formed in Lithocodium–algal mounds/patch-reefs (in the Garangan Field) and high-energy facies of shoal setting (in the Gachsaran Field). They include primary pore types such as intra- and interparticle pores and mainly concentrated in highstand systems tracts (HSTs) of depositional sequences. Some secondary pores are also present that include dissolution vugs and molds. In addition, middle ramp facies provide some reservoir units in the transgressive systems tracts (TSTs). No macroscopic pores are recorded in these facies and micropores are responsible for high reservoir quality.

    Keywords: Fahliyan Formation, Depositional sequences, Diagenesis, Reservoir quality, Central Zagros
  • Mehdi Gholamdokht Bandari, Peiman Rezaie *, Mansour Ghorbani Pages 105-124

    Hormuz Island at the entrance of the Persian Gulf and Oman Sea is a symbol of Iranian diapirism and the Hormuz series. In considering the location of the island and the development plans for Hormuz Island, it is important to know the composition and characteristics of the island's coastal sediments. This study was conducted to study the sedimentary, mineralogical, and geochemical properties of the coastal sediments of this island. For this purpose, In this study, 20 thin sections were made from gravelly rock samples as well as 27 surface sediment samples from nine stations has been collected. Routine sedimentologic tests have been done on these samples including quantitative mineralogy by XRD, separation, and identification of heavy minerals using bromoform solution and magnetic property, heavy metals and primary oxides were analyzed by XRF and petrographic study using a polarizing microscope. The results indicate that the sediments are sandy to gravel in terms of grain size. The average amount of calcium carbonate is 32 to 62 percent. The mineralogy of sediments shows that suite of calcite, quartz, feldspar, plagioclase, dolomite, aragonite, clay minerals (Kaolinite and Illite) and heavy minerals (magnetite, hematite, oligiste, epidote, pyroxene, pyrite, goethite, limonite, apatite, barite,) are other components of superficial sediments. The study of thin sections under the polarizing microscope shows that most gravels on the coast have an igneous origin (rhyolitic and trachytic). The findings of this study indicate that the main source of these sediments is the alteration and erosion of the Hormoz Serie (the Late Precambrian–Cambrian) in the center of the island under wet, humid conditions.

    Keywords: Hormoz Island, Sedimentology, Mineralogy, Geochemistry
  • Seyed MohammadAli Moosavizadeh *, Vahab Amiri, Mahdi Torabi Kaveh Pages 125-148

    This study tries to evaluate the geological properties of a travertine spring and its related deposits. The identification of sedimentary facies of springs could be applied as a method to distinguish the type of travertine springs. Therefore in this study, that method has been used for the determination of the type of the spring. Results obtained from facies analysis reveal 13 sedimentary facies that could be categorized into two groups including organic facies which contain five facies and abiotic facies containing eight facies. These facies show the character of hydrothermal spring and set the spring in the thermogenic group. The chemical composition analysis of the spring water represents the facies of NaCl, Na-Ca-SO4-Cl can be considered to be precise chemical facies. The presence of calcium and sulfate as the second most frequent ions, after sodium and chloride, may initially indicates the existence of gypsum or anhydrite deposits in this area. On the other hand, given the absence of sulfate-bearing sediments in this region, it can be concluded that the interaction of water and magmatic systems was the most important source of sulfate in the spring water. Based on the rock mechanical properties of the travertine, it was revealed that with increasing age of the sediments their consolidation degree increases. The hardness of sediments shows an increasing trend by increasing distance from the spring vent.

    Keywords: Travertine, Sedimentary facies, Thermogene, Hydrochemistry, Yazd