فهرست مطالب

رهیافت هایی در علوم قرآن و حدیث - سال پنجاه و یکم شماره 2 (پیاپی 103، پاییز و زمستان 1398)
  • سال پنجاه و یکم شماره 2 (پیاپی 103، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/19
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ندا اکبری*، سید محمد مرتضوی، ایوب اکرمی صفحات 9-26

    یکی از سیاست های کاربردی ایمه -علیهم السلام- در زمینه حفظ تشیع واسلام تقیه است. تقیه دربرخورد با دولت و خلیفه حاکم، تقیه سیاسی نامیده می شود و در بعد گفتاری و از طرف اهلبیت علیهم السلام به روایات تقیه سیاسی تعبیر می شود. اگرچه دررابطه با تقیه، اهداف و انواع آن پژوهش هایی انجام گرفته اما در رابطه با تقیه سیاسی تعریف دقیق و ملاک های مشخص ارایه نشده است. شناخت ملاک های تقیه سیاسی در بازشناسی ظهور کلام اهلبیت و مراد واقعی آنان نقش به سزایی ایفا می کند. این مقاله در پی پاسخ به این سوال است که آیا برای روایات تقیه سیاسی شاخصه هایی وجود دارد که به وسیله آن بتوان روایات تقیه سیاسی را از روایات دیگر تشخیص داد؟ نگارنده دراین پژوهش با بررسی های لغوی و روایی تعریف جامعی از تقیه سیاسی ارایه داده و با مراجعه به متون روایی و منابع تاریخی شاخصه هایی از قبیل تصریح به تقیه ای بودن روایت، شرایط زمانی صدور روایات، روایات مدح خلفا، مخالفت با عقاید مسلم شیعه، عنوان خاص در روایات و تخریب اصحاب معرفی کرده است. نتیجه بررسی حاضر این است که با شناخت تاریخی و شرایط سیاسی زندگی اهلبیت علیهم السلام می توان به ملاک های مشخصی برای تشخیص روایات تقیه ای سیاسی دست یافت و در جهت الگوگیری از ایمه به آن ها تمسک کرد. ملاک ها و مستندات پیش گفته در مقاله بطور تفصیلی مورد بررسی قرارگرفته است.

    کلیدواژگان: تقیه، سیاست، تقیه سیاسی، روایات، شاخصه ها، اهل بیت علیهم السلام
  • صدیقه بزرگ نیا، فریبرز حسین جان زاده*، محمدباقر حسینی صفحات 27-46

    زبان که به عنوان اصلی ترین ابزار انتقال پیام از شخصی به شخص دیگر شناخته می شود، در موقعیت های ارتباطی مختلف باید به گونه ای به کار رود که آن پیام از حد مطلوبی از ادب مندی برخوردار گردد. در یک ارتباط گفتاری، پیام رسان می تواند از راهبردهای مستقیم و یا غیرمستقیم بیانی استفاده کند؛ اما سخن وی در صورتی ادب محور خواهد بود که بیشتر از راهبرد غیرمستقیم بهره برده باشد. زبان به مثابه شکل دهنده ساختمان احادیثی که درباره زنان روایت شده است، مستلزم این است که واژگان، نحو کلام و لحن آن متناسب با فضای زنانه و به دور از هرگونه ادب گریزی باشد. لازمه این امر آن است که در ساختمان زبانی احادیث از راهبردهای غیرمستقیم قابل قبولی استفاده شود. جستار حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی به دنبال کشف میزان ادب محوری احادیثی است که درباره زنان در کتب اربعه شیعه روایت شده است. به همین منظور، تمامی گفتمان های این احادیث مورد بررسی قرار گرفت. برآیند پژوهش نشان از آن دارد که از مجموع 960 گفتمانی که درباره زنان در کتب اربعه روایت شده است، راهبرد غیرمستقیم در بالاترین میزان (82%) و راهبرد مستقیم در پایین ترین میزان (18%) است. این میزان کارکرد نشانگر آن است که این احادیث از حد بسیار مطلوبی از ادب مندی برخوردار است.

    کلیدواژگان: زن، کتب اربعه، زبان شناسی، ادب محوری، راهبردهای بیان
  • توحید پاشائی آقابابا*، نهله غروی نائینی صفحات 47-74

    یکی از رجالیان مهم ابن غضایری است که به تضعیف بسیار و سریع راویان مشهور است. او در کتاب رجالی خود موسوم به «الضعفاء» بسیاری از راویان را تضعیف کرده است. بسیاری از رجالیان آراء او را مردود شمردند و شمار کمی از رجالیان به آراء او اعتناء کردند. رجالی معاصر شیخ محمد تقی شوشتری در کتاب قاموس الرجال، از او دفاع و بسیار به تضعیفات او اعتماد کرده است. صرف نظر از اعتبار یا عدم اعتبار آراء ابن غضایری، اساسی ترین بحث، میزان اعتبار نسخه کتاب الضعفاء اوست که برخی از رجالیان مانند شوشتری اعتبار آن را مسلم فرض کرده است. این مقاله، ضمن نقد این دیدگاه، به بازنگری اعتبار نسخه کتاب ابن غضایری و نسبت آن به او، پرداخته است. نخست، تاریخچه بحث بیان شده، سپس دیدگاه دیگر رجالیان و دانشمندانی که به این موضوع توجه کرده اند، مانند خویی، فانی، آصف محسنی و بهبودی بیان شده است. در پایان ضمن بازشناسی و ارزیابی وجاده از دیدگاه محققان و صاحبنظران این علم و ارایه نظریه مختار، معتبرترین راه برای دست یابی به آراء ابن غضایری که نقلیات نجاشی از او است و عدم اعتبار نسخه الضعفاء و رد نسبت آن به مولف، تبیین شده است.

    کلیدواژگان: ابن غضائری، الضعفاء، تضعیف، وجاده، سخه
  • حسینعلی جان نثاری*، سید حسین واعظی صفحات 75-96

    پژوهش حاضر با هدف استخراج نقش الگوهای اخلاقی در تربیت اجتماعی از منظر قرآن کریم با روش توصیفی همراه با تحلیل محتوایی و استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نظام های آموزشی، متناسب با اهداف خود، الگویی را برای تربیت اخلاقی ارایه می دهند. قرآن کریم، بر بهره گیری از الگوها و پیروی از اسوه های حسنه تاکید کرده است، زیرا الگوها در کلیه مراحل زندگی از جمله برنامه های تربیتی کاربرد داشته و محتوای تربیت را به صورت عینی و عملی ارایه می دهد. یافته های پژوهش حاکی است: اهداف مهم قرآن کریم از طرح الگوها، معرفی الگوهای شایسته، شکوفایی استعدادهای متربی، هماهنگی الگوهای اجتماعی بوده و برای رسیدن به این اهداف، الزاماتی مانند: شناخت الگوها، مسئولیت پذیری، تقلید و حس زیباشناختی انسان را مطرح نموده است. شیوه های وصول به این اهداف عبارت است از: قرابت و نزدیکی، ارایه الگوهای مثبت، ارایه الگوهای منفی، پیروی از علم، استمرار، و تنوع در الگوها. معمولا الگوپذیری در کودکی تقلیدی بوده، ولی کم کم جای خود را به استنباط و انتخاب می دهد و همچنان که الگوها آسیب پذیرند، الگوپذیران نیز همواره در معرض آسیب های گوناگون اجتماعی قرار دارند.

    کلیدواژگان: اخلاق، الگوپذیری، تربیت اجتماعی، قرآن کریم
  • مهدی داودآبادی فراهانی صفحات 97-112

    براساس داده های نشانه-معناشناختی، نوعی رابطه نوسانی در بین عناصر زبانی وجود دارد. این رابطه نوسانی، تابع قطب های تثبیت شده معنایی نیست. بلکه این رابطه به تولید معنا و جریان ارزش می انجامد. این فرایند نوسانی را به خوبی می توان در طرح واره تنشی گفتمان تحلیل نمود. یکی از پدیده های زبانی که به عنوان گفتمان اجتماعی، فرهنگی، سیاسی دارای فرایند نوسانی تولید معنا می باشد، خطبه زینب کبری (س) در بین مردم کوفه است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، در صدد پاسخ به این پرسش است که گفتمان حضرت زینب (س) به طورخاص، از کدام یک از طرح واره های تنشی تبعیت می کند؟ طرح واره تنشی در این گفتمان چگونه کار می کند و معنا را چگونه شکل می دهد و چگونه به خلق ارزش می انجامد؟ یافته های تحقیق چنین نشان می دهد که نظریه طرح واره تنشی در تحلیل این پدیده زبانی کارآمد است و گونه «طرح واره صعودی هم راستا در دو بعد عاطفی و شناختی» بر بخش اول خطبه قابل تطبیق بوده و بخش دوم خطبه بر اساس «طرح واره صعود بعد عاطفی»، دارای فشار عاطفی بالا بوده و اوج تکانه هیجانی را ایجاد کرده است. نتیجه این فرایند نوسانی، تولید معنای سیال و ارزش منفی بوده است؛ لذا توبیخ، سرزنش و تحقیر اهل خیانت و تزویر را در پی دارد و در رابطه ای تقابلی، زاینده ارزش مثبت عدالت طلبی و ستیز علیه ظلم در تمام زمان ها و مکان ها است. به این معنا که در هر زمان و هر جغرافیا که با تزویر و خیانت، حجت خداوند تنها بماند، تسلط ظالم و بروز جنایتی شبیه کربلا را در پی خواهد داشت.

    کلیدواژگان: نشانه معناشناختی، طرح واره تنشی، خطبه، زینب کبری
  • زهرا سلامی، سید محمدعلی ایازی*، مهرداد عباسی صفحات 113-134

    محمد عابد جابری شخصیت نومعتزلی معاصر است که تاکید بر فهم قرآن با ارایه تفسیری نو و مناسب حال زمانه از قرآن در عین استفاده از روش های درون سنتی دارد. وی با استفاده از دستاوردهای جدید و توجه به زمینه های اجتماعی به متن قرآن پرداخته و و می کوشد تا فهم معاصر از قرآن را با نگرشی تاریخی به فهم زمان نزول قرآن پیوند دهد. در این پژوهش، دیدگاه جابری از منظر تاریخی نگری به قرآن مورد بررسی قرار گرفته و به تناسب از بافت عصر نزول و ترتیب نزول قرآن سخن به میان رفته است. جابری با تمایز مسیله تاریخی نگری خود قرآن و نقش تاریخی نگری در فهم آیات، از طریق اعتماد به بررسی فضا و ترتیب نزول به دنبال شناخت مخاطب آیات و درک اهداف بیان قرآن است تا نوعی روش شناسی را برای عصری کردن تفسیر، به معنای فهم همزمان قرآن معاصر با خود، و قرآن معاصر با ما فراهم سازد.

    کلیدواژگان: جابری، فهم قرآن، تفسیر، تاریخی نگری، بافت عصر نزول، ترتیب نزول
  • محمدکاظم شاکر*، محمدعلی همتی صفحات 135-152

    واژه «حور» در چهار آیه قرآن به کار رفته که در سه موردش با وصف «عین» قرین گشته و ترکیب «حور عین» را پدید آورده است. عبارت «زوجناهم بحور عین» (دخان، 54؛ طور، 20) جای تردیدی را برای مفسران قرآن باقی ننهاده که مراد از حور عین را زیبارویانی بدانند که در بهشت به تزویج مردان بهشتی در می آیند. در سال 2000 میلادی نویسنده ای با نام مستعار کریستف لوگزنبرگ کتابی با عنوان «قرایت سریانی-آرامی قرآن؛ کوششی در رمزگشایی زبان قرآن» منتشر کرد و اظهار داشت که مسلمانان برداشت نادرستی از حور عین داشته اند. به نظر وی، قرآن به طور گسترده از واژه ها و عبارات سریانی-آرامی استفاده کرده و مسلمانان بدون توجه به معنای اصلی این واژه ها در زبان سریانی، به ابداع معانی جدیدی نزد خود برای آن ها دست زده اند، که حورعین یکی از این موارد است. به زعم وی، این واژه در زبان سریانی به معنای انگور سفید است؛ اما مسلمانان - در زمانی که قرآن بدون نقطه بوده - واژه «روحنا» را به صورت «زوجنا» قرایت کرده و بدین ترتیب، حور عین را زیبارویانی بهشتی پنداشته اند. لوگزنبرگ مدعی است که با استفاده از دانش زبان شناسی تاریخی-تطبیقی به این نتایج رسیده است.این نوشتار، ادعاهای لوگزنبرگ در مورد آیات مربوط به حور عین را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده که پژوهش های مبتنی بر زبان شناسی تاریخی- تطبیقی بین دو زبان عربی و آرامی نه تنها ادعای لوگزنبرگ را تایید نمی کند بلکه گواه صدقی بر معنای مصطلح بین مسلمانان از حورعین است.

    کلیدواژگان: خاورشناسان، کریستف لوگزنبرگ، حور عین، زیبارویان بهشتی، انگورهای سفید، زبان شناسی تاریخی-تطبیقی
  • رحیمه شمشیری، مهدی جلالی*، محمدکاظم رحمان ستایش صفحات 153-172

    یونس بن ظبیان یکی از راویان شیعی متهم به غلو در عصر امام صادق (ع) بوده است که در منابع روایی شیعه، نوعا راوی روایاتی در زمینه عقاید و اخلاق است. رجالیان پیشین او را به سبب غلو، کذب و وضع حدیث تضعیف کرده اند و متاخران نیز این تضعیف را پذیرفته اند. درباره این راوی گزارش های متعارض مدح و ذم نقل شده است. در این مقاله به منظور دریافت اسباب و زمینه های صدور حکم رجالی تضعیف یونس بن ظبیان، روایات مدح و ذم او و نیز مرویات وی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه این تحلیل ها ضعف و ناکافی بودن دلالت روایات مدح و نیز صحت و تصریح یکی از مهم ترین روایات مذمت یونس بن ظبیان است. همچنین منشاء اتفاق نظر متقدمان رجالی بر تضعیف یونس بن ظبیان رفتار احتیاط آمیز راویان امام رضا (ع) در مواجهه با روایات یونس بن ظبیان بوده است. عیاشی، کشی، ابن غضایری و نجاشی هر یک به پیروی از مشایخ رجالی خود، بر تضعیف یونس بن ظبیان و بی اعتباری روایاتش، حکم داده اند.

    کلیدواژگان: یونس بن ظبیان، روایات مدح و ذم، غلو
  • عبد الهادی فقهی زاده*، مجید بشیری صفحات 173-191

    کتاب معجم رجال الحدیث، تالیف آیت الله سید ابو القاسم خویی، با توجه به تاخر تالیف آن نسبت به سایر جوامع رجالی شیعه، در بردارنده آخرین و مهم ترین مباحث و دیدگاه های رجالی شیعه است که مولف در آن به بررسی و نقد آن ها پرداخته است. در این مقاله کوشیده ایم مبانی مختص آیت الله خویی را بیان کنیم. این مبانی را می توان در دو محور کلی طبقه بندی کرد: محور نخست، ناظر به نحوه بهره گیری از منابع است و مواردی مانند وثوق سندی، اطمینان از صدور گزاره های رجالی، اکتفا به منابع شیعی و دست اول، عدم حجیت منابع غیر شیعی را شامل می شود. محور دوم، مربوط به فهم عبارات موجود در منابع و نحوه استنباط از آن هاست و مواردی مانند عدم منافات تخلیط و فسق و عبارت «یعرف و ینکر» با وثاقت راوی، بطلان اصالت عدالت، لزوم شناخته بودن و وثاقت جارح یا معدل، حجیت شهرت تاریخی در جرح و تعدیل و دلالت «مسکون إلی روایته» و «صحیح الحدیث» بر وثاقت راوی را در بر می گیرد.

    کلیدواژگان: آیت الله خویی، جوامع رجالی شیعه، معجم رجال الحدیث، مبانی رجالی، علم رجال
  • طاهره قلی پور زیبد، محمد شایگان مهر*، محمد جعفری صفحات 193-216

    امثال قرآن، بزرگ ترین و شکوهمندترین علوم قرآنی است. ویژگی های نماد حیوانات در امثال قرآن عبارت اند از: 1. از بعد محتوایی، نمادها واقعی اند نه خرافی و اساطیری 2. از بعد سبکی، بر پایه تشبیه استوار است.3. از بعد ادبی و هنری، تصاویرزنده، پویا و از بدعت و نوآوری نامعقول مبرا هستند. 4 . از بعد ادراکی، قابل درک برای همگان و تجسیم جهت درک معقولات به وسیله محسوسات صورت گرفته تا معنای در ذهن ماندگارشود. 5. از بعد روان شناسی متناسب علاقه و ارضاء کننده تعلقات روانی بشر امروزی است. در این پژوهش، نماد هشت حیوان در دو گروه چهارپایان و حشرات بررسی شد. داستان حیوانات همراه انبیاء، به دلیل نقش تربیتی، تاکنون سینه به سینه بازگو شده است. بقا و جاودانگی از این نوع امثال استنباط می شود. در بررسی نماد حیوانات برخی دارای بار مثبت، موثر در تربیت و مشوق به هدایت است و برخی دیگر، دارای بار منفی که سبب تنبه و مذمت انسان از اعمالی مانند: کفر و شرک... است.

    کلیدواژگان: قرآن، امثال، نماد، حیوانات، بار مثبت و منفی
  • زهرا کلباسی اشتری، امیر احمدنژاد*، محمدعلی مهدوی راد صفحات 217-238

    سوره ماعون بنابر دیدگاه اغلب مفسران، سوره ای مکی است. همه جداول ترتیب نزول نیز آن را در زمره نخسین سور مکی قرار داده اند؛ چنانکه طول، لحن و مسجع بودن این سوره نیز آن ها را تایید می کند. لیکن در حوزه محتوا، آیات ابتدایی این سوره در مذمت تکذیب گران قیامت، و آیات میانی در مذمت مصلین ریاکار نازل شده که همین موجب گردیده تا برخی این سوره را دارای نزول گسسته در مکه و مدینه و برخی نیز آن را کاملا مدنی تلقی نمایند. چنانکه گزارش متقدمان از مدنی یا مکی-مدنی بودن این سوره نیز موید این اقوال است. درحالیکه برحسب یافته های این پژوهش، ارتباط معنایی و لفظی آیات میانی این سوره با ابتدای آن، نزول پیوسته و دفعی آن را ثابت کرده است. از دیگر سو سیاق سوره ماعون و شباهت آن به دیگر سور مکی اولیه، جایگاه آن در جداول ترتیب نزول را تایید می نماید. درنهایت با توجه به تاریخ گذاری این سوره در سال های ابتدایی مکه و عدم وجود پدیده نفاق در آن دوران از یک سو، و فقرات مختلف وحی که از یک عمل عبادی به عنوان صلاه در میان مشرکان و مردمان دیگر ادیان سخن می گوید، از دیگرسو، می توان به مخاطب بودن مشرکان در سراسر سوره ماعون حکم کرد.

    کلیدواژگان: سوره ماعون، مدنی، مکی، نزول پیوسته، نزول گسسته، تاریخ گذاری
  • فرشاد منائی*، مجید معارف صفحات 239-260

    مسیله نسب حضرت مهدی (عج) از جمله مواردی است که در آن بین احادیث شیعه و اهل سنت، اختلاف است؛ شیعیان بر پایه احادیث نقل شده در مجامع روایی خود، مهدی موعود (عج) را از نسل رسول اکرم (ص) و همنام با رسول اکرم (ص) معرفی کرده اند ولی برخی از محدثان اهل سنت احادیثی متفاوت با مضمون فوق نقل کرده اند و طبق این احادیث مدعی شده اند که مهدی موعود (عج) شخصیتی است که نامش همانند نام رسول اکرم (ص) و نام پدرش همانند نام پدر رسول اکرم (ص) است و بدین ترتیب، اگر این احادیث صحیح دانسته شود، مهدی موعود اهل سنت، با آن شخصیتی که توسط ایمه اهل بیت (ع) به عنوان مهدی موعود (عج) معرفی شده، متفاوت خواهد بود. در این مقاله به بررسی احادیثی که مشخص کننده نسب حضرت مهدی (عج) در منابع اهل سنت است، پرداخته می شود و در ابتدا به اثبات صحت احادیثی که مهدی موعود (عج) را از نسل حضرت فاطمه (س) می داند، پرداخته می شود و پس از مشخص شدن فاطمی بودن حضرت مهدی (عج)، آن دسته از احادیثی که نام پدر حضرت مهدی (عج) را منطبق با نام پدر رسول اکرم (ص) می دانند، مورد نقد سندی و فقه الحدیثی قرار می گیرند و بدین ترتیب این دست احادیث در مقابل عمده احادیثی قرار می گیرند که فقط به مشخص کردن نام حضرت مهدی (عج) پرداخته و مشخص می شود احادیثی که تنها به مشخص کردن نام حضرت مهدی (عج)، بدون اشاره به نام پدر حضرت (عج)، پرداخته ارجح و اصح می باشند.

    کلیدواژگان: حضرت مهدی (عج)، اهل سنت، جرح و تعدیل، احادیث
|
  • Neda Akbari*, Sayyad Mohammad Mortazavi, Ayoub Akrami Pages 9-26

    One of the practical policies of the Infallible Imams intended to preserve the Shi'a Islam was Taqiyya. With regard to the government and the ruling caliph, taqiyyah is called political taqiyyah. As far as the discourse dimension is concerned, and with regard to the Ahl al-Bayt, they are interpreted as narratives of political taqiyyah. Many studies have investigated taqiyya, its goals and types, but there is no clear definition and specific criteria for taqiyya. Shedding light on the criteria of political taqiyyah plays an important role in recognizing the terms used by the Ahl al-Bayt and their true meaning. This article seeks to answer the question whether there are any criteria for the traditions of political taqiyyah in order to distinguish traditions of political taqiyya from other traditions. The author offers a comprehensive definition of political taqiyyah through lexical and narrative analyses. Moreover, by reference to narrative texts and historical sources, criteria such as explicit assertions that indicate the taqiyyah nature of traditions, sociopolitical circumstances at the time of issuing traditions, traditions that praise caliphs, opposition to Shia beliefs, specific titles of traditions as well as the defamation of companions. The result of this study reveal that by understanding the historical and political conditions surrounding the life of the Prophet (pbum), one can obtain specific criteria for identifying political taqiyyah traditions, which in turn helps shed light on requirements on emulating the path of the Infallible. The aforementioned criteria and documents will be elaborated on detail in the article.

    Keywords: Taqiyyah, Politics, Political Taqiyyah, Traditions, Criteria, Ahl al-Bayt
  • Sediqa Bozorgnia, Fariborz Hossein Janzadeh *, MohammadBagher Hossein Pages 27-46

    Language, as the primary means of communication and conveying messages from one person to another, should be employed in diverse communication situations in a way that ensures compliance with a certain level of politeness.In verbal communications, the interlocutor can recruit either direct or indirect expressive strategies, but his speech is more likely to be considered polite if indirect strategies are adopted. Language, as the building block of the structure underlying hadiths concerning women, requires the selection of words, syntax, and tone that are proportionate to the feminine moods and bereft of any impoliteness.This calls for the adoption of acceptable indirect strategies in the linguistic structure of hadith. Using a descriptive-analytical method, the present paper seeks to explore the degree of politeness in traditions about women in the Four Books. For this purpose, all the discourses raised by these hadiths were examined. The results reveal that of 960 discourses dedicated to women in the Four Books, the indirect strategy has the highest (82%) and the direct strategy has the lowest (18%) frequency. This indicates compliance with the principle of politeness in these hadiths

  • Tohid Pashaie Aghababa*, Nahla Ghoravi Nayini Pages 47-74

    One of the important tradition narration scholars is Ibn Ghazairi, who is known for his great and rapid discrediting of narrators. In his tradition book, "Al-Dho’afa” he has discredited many tradition narrators. His views have been rejected by many tradition narrators, with only a few heeding his ideas. A contemporary tradition narrator, Sheikh Mohammed Taqi Shooshtari, has defended him in the book “Ghamous al-Rijal” that relies heavily on his invalidation. Irrespective of the validity or invalidity of Ibn Ghazairi's views, the most fundamental argument is concerned with the validity of his Al-Dho’afa version of the book, which has been verified by tradition narrators the like of Shooshtari. This article, while critiquing this view, revisits the validity of Ibn Ghazairi's book and its attribution to him. First, a history of the debate is introduced, along with the ideas of other tradition narrators and scholars who have taken debated this issue, such as Khoei, Fani, Asef Mohseni, and Behboudi. Finally, while revisiting and evaluating Vejādeh in the views of scholars and experts in this field and presenting the Mokhtar’s theory, we explain the most valid way to obtain the ideas of Ibn Ghazairi, who has been credited as the narration of Najashi, as well as discrediting Al-Dho’afa and rejecting its attribution to the author.

    Keywords: Ibn Ghazairi, Al-Dho’afa, Invalidation, Wajda, Version
  • HosseinAli Jannesari*, Seyed Hossein Vaezi Pages 75-96

    The purpose of this study is to evaluate the role of ethical models in social education from the perspective of the Holy Quran by adopting a descriptive method along with content analysis and study of library resources. Educational systems, according to their goals, provide a model for moral education. The Holy Qur'an has underlined the importance of following models and examples of virtues, for such models are applicable to all stages of life, including educational programs, providing objective and practical content of education. The findings of the study suggest that major goals pursued by the Holy Quran in the introduction of these models are to present appropriate models, flourish interpersonal talents and coordinate social models. To achieve these goals, it has set forth requirements such as model recognition, accountability, imitation and aesthetic sense of man. These goals could be fulfilled through diverse manners such as closeness, and intimacy, presentation of positive and negative models, adherence to scientific principles, continuity, and diversity in models. In their childhood, these modeling is usually in form of imitation, but it is gradually evolved and replaced by inferencing and selection, and as models are vulnerable, role models will always be subject to various social damages.

    Keywords: Ethics, Modeling, Social Education, Holy Quran
  • Mehdi Davoodabadi Farahani Pages 97-112

    According to semiotic-semantic data, there is a sort of oscillatory relationship governing linguistic elements. This oscillatory relationship is not a function of semantically fixed poles. Rather, it leads to the production of meaning and the stream of value. This oscillatory process can be well analyzed in the tension scheme of discourse. A linguistic phenomenon, which also serves as a social, cultural, political discourse with an oscillatory process of meaning production is the sermon of Zainab Kobra delivered to the people of Kufa. Using a descriptive-analytical approach, this article seeks to answer these questions, “Which of these tension patterns is followed by Zainab’s discourse in particular?” and “How does tension schema work in this discourse and how does it shape meaning and create value?” The findings of the study exhibit that the tension schema theory can efficiently analyze this linguistic phenomenon and that the "ascending schema aligned in both affective and cognitive dimensions" is adaptable to the first part of the sermon while the second part is based on the ascending schema of the affective dimension, which is characterized with high intensity affective pressure, giving rise to a peak of affective momentum. The result of this oscillatory process is the production of fluid and negative-value meaning. Hence, it results in the censure, reproach, and humiliation of the treacherous and deceitful people, and in a reciprocal relationship, highlights the positive value of justice and anti-oppression movement at all times and places. That is, whenever and wherever the Proof of God is abandoned due to deception and betrayal, the result would be the domination of the tyrant and a disastrous event like Karbala.

    Keywords: Semiotic-Semantic analysis, Tension Schema, Sermon, Zainab Kobra
  • Zahra Salami, Sayed MohammadAli Ayazi*, Mehrdad Abbasi Pages 113-134

    Mohammad Abed Jaberi is a contemporary follower of neo- Mu'tazila who stresses understanding Qur'an by presenting a novel interpretation of the Qur'an consistent with the requiremnts of today’s world besides adopting traditional methods. Drawing on new achievements and considering social contexts, he analyzes the text of Qur'an and seeks to link contemporary understanding of the Qur'an to historical attitude for figuring out the date of the Qur'an's revelation. In this study, Jaberi's perspective is explored from the standpoint of historicism to Quran along with a discussion of the age of revelation and the order of Quran revelation. By distinguishing the issue of Qur'anic historicism and the role of historicism in understanding Quranic verses, Jaberi strives to elucidate verses and appreciate the purposes of Qur'anic expression through the study of conditions and the order of revelation in order to identify the audience of these verses and understand the objectives of Quranic expression with an attempt to develop a methodology for a novel interpretation of the Qur'an consistent with his age’s conditions as well as today’s requirements.

    Keywords: Jaberi, Understanding Qur'an, Interpretation, Historicalism, context of revelation age, order of revelation
  • MohammadKazem Shaker*, MohammadAli Hemmati Pages 135-152

    The word "hūr" has been mentioned in four verses of the Qur'an, and in three cases, it has been modified by “īn” to produce the term " hūr īn". The sentence " And We shal wed them unto fair ones with wide, lovely eyes " (Ad-Dukhan, 54; Tūr. 20) leaves no doubt for Qur'anic commentators that the hūr īn refers to fair and lovey women that are wed onto men entering the Paradise. In 2000, an author alias Christoph Luxenberg published a book entitled "The Syro-Aramaic Reading of the Koran: A Contribution to the Decoding of the Language of the Koran" claiming that Muslims had misinterpreted the term hūr īn. In his view, Syriac-Aramaic words and phrases have been widely used in Qu’ran, and Muslims, regardless of the original meaning of such words (e.g. hūr) in Syriac, have assigned a new meaning to them.According to him, in the Syriac language, this word means white grapes, but Muslims - at a time when the Koran was written without any dots in the words – intepereted the word "Rāvāhna" as "Zāvājna (wives)" and thus assumed that hūr was a fair-lookng female figure in the paradise. Luxenberg argues that they have achieved these results based on his historical-comparative linguistic knowledge. This essay analyzed Luxenberg's claims regarding verses about hūr īn, concluding that historical-comparative linguistic research not only repudiates Luxenberg's argument, but also provides sound evidence that supports the common meaning of the term hūr īn in Muslim communities.

    Keywords: Orientalists, Christopher Luxenberg, Hūr īn, Fair-Looking Lovely Women, White Grapes, Historical-Comparative Linguistics
  • Rahimeh Shamshiri, Mehdi Jalali*, MohammadKazem Rahman Setayesh Pages 153-172

    Younis bin Zabian was one of the Shiite narrators accused of exaggeration at the time of Imam Sadiq (AS). In the Shiite narrative sources, he is typically recognized as the narrator of traditions related to beliefs and ethics. The preceding narration scholars have discredited him on the account of exaggeration, falsehood, and the fabrication of hadith, which has been corroborated by recent narration scholars as well. There are conflicting reports in the praise or criticism of Younis bin Zabian. In this paper, to investigate the reasons and grounds for issuing the decree that undermines the credibility of Younis bin Zabian, the statements in his admiration and denunciation are analyzed. The results suggest the weakness and inadequacy of the reasons offered in the admiration and the accuracy and clarity of one of the major traditions in the condemnation of Younis bin Zabian. Also, the consensus of narration scholars on impaired credibility of Younis bin Zabian is originated in the discreet behavior of Imam Reza’s (AS) narrators in dealing with Younis bin Zabian’s traditions. Ayashi, Kashi, Ibn Ghazairi, and Najashi, consistent with their grand narration scholars, have declared that Younis bin Zabian's traditions lack credibility.

    Keywords: Younis ibn Zabian, Praising, Citicizing Traditions, Exaggeration
  • Abdulhadi Feqhizadeh*, majid bashiri Pages 173-191

    Mojam Rijāl al-Hadith, written by Ayatollah Sayyid Abu al-Qasim Khoei, is more recent than other Shi'ite Rijāli communities, and therefore contains the latest and most important Shia Rijāl topics and views that are explored and reviewed by the author.  In this paper, attempts have been made to delve into the principles specific to Ayatollah Khoei. These principles can be categorized into two general categories. The first is concerned with how resources are used along with issues such as the credibility of sources, certainty about the issuance of Rijāl propositions, reliance on Shiite and first-hand sources, and lack of authenticity of non-Shi'ite sources. The second deals with understanding the terms discussed in these sources and their interpretation strategy, as well as issues such as consistency of Takhlit, vice, and the phrase “Yoraf and Yonkar” with the narrator's credibility, the invalidation of justice, the necessity of reputation and the trustworthiness of the manipulator or adjustor, the credibility of historical eminence in alteration and the verification of the narrator’s authenticity by “Maskūn alā Revāyateh” and “Sahih al-Hadith”.

    Keywords: Ayatollah Khoei, Shiite Rijāl Circles, Mojam Rijāl al-Hadith, Principles of Rijāl, Rijāl Science
  • Tahereh Gholipour Zibad, Mohammad Shayegan Mehr *, Mohammad Jafari Pages 193-216

    The Qur'anic parables are the greatest and the most glorious of the Quranic sciences. Characteristics of animal symbols in Qur'anic parables are as follows: 1. In terms of content, the symbols are real, not mythical and superstitious 2. In terms of style, they are based on similes 3. From a literary and artistic standpoint, images are vibrant, dynamic, and bereft of unnecessary innovation. 4. In terms of perception, they are comprehensible to all, with visualizations offered to facilitate the perception of abstract and carve meanings in the mind. 5. From a psychological perspective, they are well suited to the interest and psychological demands of modern human being. In this study, the symbols of eight animals are examined in two groups of animals and insects. The stories of animals accompanying prophets have been passed through different generations due to their educational role. Survival and immortality are characteristic of this kind of parables. In the study of animal symbols, some carry a positive connotation, and are therefore suitable for training and guidance. On the other hand, some bear a negative connotation, scorning and disparaging human actions such as disbelief and idolatry, among other things.

    Keywords: Quran, Parables, Symbols, Animals, Positive, Negative Connotations
  • Zahra Kalbasi Ashtari, Amir Ahmadnezhad*, MohammadAli Mahdavirad Pages 217-238

    According to most Quranic commentators, Surah Al-Ma'un was revealed in Mecca. Based on its chronological order of revelation, it is also classified as one of the first Meccan surahs, which is in keeping with the length, tone, and rhyme of this surah. As for the content, the first verses of this surah were revealed in the denunciation of disbelievers of the Hereafter, and the middle verses in the censure of deceitful observers of prayer. As a result, some argue that this surah has been discontinuously reveled in Mecca and Medina, and some contend that it has been thoroughly revealed in Median.
    The earlier accounts regarding the revelation of this surah in Mecca or Median also lend credit to this claim. However, according to the findings of this study, the semantic and literal link between the middle verses of this surah and its early content demonstrates its continuous revelation. On the other hand, the style of the Surah al- Ma'un and its resemblance to other early Meccan Surahs corroborates its position in the chronological orders of revelations. Finally, given that this surah was revealed in the early years of Mecca and hypocrisy was not at an issue at that time, and based on various types of revelation that spoke of an act of worship called salah among the polytheists and followers of other religions, it is evident that Surah al- Ma'un is directed at polytheists as its main audience.

    Keywords: Surah al- Ma'un, Medinan surah, Meccan surah, discontinuity of revelation, determining the date
  • Farshad Manaei*, Majid Ma’aref Pages 239-260

    The lineage of Imam Mahdi (AS) is one of the issues that has been the subject of great controversies between the Shiite and Sunni traditions. The Shiites, based on the hadiths circulated in their narrative circles, contend that the Imam Mahdi (AS) is one of the descendants of the Prophet (pbuh), who has been named after Prophet (pbuh); however, some Sunni scholars have quoted hadiths the content of which is different from the above, claiming that Mahdi is a person has been named after the Prophet and his father's name resembles that of prophet’s. Thus, if these hadiths are seen reliable, the Promised Mahdi in the Sunni traditions is different from the figure introduced by the Infallible Imams as the Imam Mahdi (pbuh). This article deals with the hadiths that explain the lineage of the Mahdi (pbuh) in the Sunni sources. It initially endeavors to corroborate the authenticity of the hadiths according to which Mahdi (pbuh) is one of the progenies of Fatimah, followed by the textual and Feqh al-Hadith analysis of hadiths in which the name of Madi’s (pbuh) father corresponds to that of Prophet’s (pbuh),Accordingly, this group of hadiths are set against the majority of hadiths that have only specified the name of Imam Mahdi (pbuh). It is further demonstrated that hadiths that have merely stated the name of Mahdi (pbuh) without any reference to the name of his father are more reliable and preferable

    Keywords: Imam Mahdi (AS), Sunnis, Manipulation, Hadiths