فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 2 (تابستان1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محسن سیلسپور* صفحات 181-192

    به منظور تعیین حد بحرانی غلظت نیتروژن برگ کلزا و مطالعه همبستگی عملکرد واجزای عملکرد این گیاه با غلظت نیتروژن برگ، طی پژوهشی در سال 1396 در مزارع کلزای پاییزه دشت ورامین، تعداد 35 مزرعه که از نظر مدیریتی یکسان بودند و در سری غالب خاک منطقه(سری ورامین) واقع شده بودند، انتخاب و نمونه برگ از این مزارع تهیه شد. در فصل برداشت نیز از تمامی مزارع مورد مطالعه سه کادر یک متر مربعی، نمونه تصادفی برداشت و میانگین عملکرد دانه تعیین گردید. سپس با استفاده از روش گرافیکی کیت و نلسون، غلظت بحرانی نیتروژن برگ کلزا برای عملکرد نسبی دانه 90 درصد، 3 درصد در وزن خشک برگ تعیین گردید. روابط همبستگی معنی داری بین محتوای نیتروژن برگ کلزا به عنوان متغیر مستقل(X) با سایر صفات از جمله عملکرد دانه و اجزای عملکرد به عنوان متغیر های وابسته(Y) در سطح 35 مزرعه مطالعه شده وجود داشت. نتایج مطالعات نشان داد که عملکرد دانه کلزا تحت تاثیر محتوای نیتروژن برگ است. محتوای نیتروژن برگ کلزا با عملکرد دانه، همبستگی معنی دار داشت. معادله رگرسیون این همبستگی از تابع درجه دوم با ضریب تبیین 0/97 پیروی می کرد. عملکرد نسبی دانه کلزا تنها تا غلظت 36/4 درصد نیتروژن برگ افزایش یافت و از آن به بعد، افزایش محتوای نیتروژن برگ، تاثیری بر افزایش عملکرد دانه نداشت.

    کلیدواژگان: درصد روغن، تعداد خورجین، وزن هزار دانه، متغیر مستقل، متغیر وابسته
  • شهرام امیدواری*، نادر سلامتی، صمد عبدی صفحات 193-204

    به منظور بررسی تاثیر رژیم آبیاری و کودهای زیستی بر عملکرد و اجزای عملکرد در کشت گندم، آزمایشی به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1393-1392 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی سراب چنگایی خرم‎آباد اجرا گردید. عامل اصلی شامل آبیاری در دو سطح 75 و 150 میلی متر تبخیر از تشت کلاس A و عامل فرعی، کود زیستی در چهار سطح شامل ازتوباکتر، مایکوریزا، ازتوباکتر+ مایکوریزا و شاهد (بدون استفاده از کود زیستی) بودند. نتایج نشان داد اثر آبیاری و کود و همچنین اثر متقابل کود و آبیاری بر صفات اندازه گیری شده معنی دار است. تیمار 75 میلی متر تبخیر از تشت کلاس A در تمام صفات برتری معنی داری نسبت به تیمار 150 میلی متر تبخیر از تشت کلاس A داشت. در تیمار 75 میلی‎متر تبخیر صفت طول سنبله 7 درصد ، وزن سنبله 7/7 درصد، تعداد دانه در سنبله 6/7 درصد، وزن هزار دانه 7/3 درصد، عملکرد دانه 7/1 درصد، عملکرد بیولوژیک 7/4 درصد نسبت به تیمار 150 میلی‎متر تبخیر افزایش نشان داد. کود ازتوباکتر +مایکوریزا در بین تیمارهای کودی تیمار برتر بود. به طوری که در این تیمار نسبت به تیمار شاهد صفت طول سنبله 28/6 درصد، وزن سنبله 48/3 درصد، تعداد دانه در سنبله 56/9 درصد، وزن هزار دانه39/8 درصد، عملکرد دانه 54/4درصد، عملکرد بیولوژیک 51/3 درصد و کارایی مصرف آب 55/7 درصد افزایش نشان داد.

    کلیدواژگان: افزایش عملکرد، تبخیر، کارایی مصرف آب، کود زیستی، عملکرد بیولوژیک
  • علی نخزری مقدم*، حاجی بردی قلیچی ینقاق، عباس بیابانی، فاختک طلیعی صفحات 205-215

    به منظور بررسی تاثیر نیتروژن و دور آبیاری بر صفات کمی و پروتیین ماش (Vigna radiata L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1395 در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه گنبد کاووس انجام شد. عامل دور آبیاری در سه سطح شامل آبیاری به فاصله 10، 20 و 30 روز یک‏بار، کود نیتروژن در سه سطح شامل عدم مصرف و مصرف 50 و 100 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار و ژنوتیپ های ماش شامل لاین VC-1973A و رقم پرتو بود. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد دانه از تیمار دور آبیاری 30 روز همراه با مصرف 100 و 50 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و کمترین عملکرد دانه از تیمار دور آبیاری 10 روز همراه با مصرف 100 کیلوگرم و عدم مصرف نیتروژن و همچنین دور آبیاری 20 روز همراه با عدم مصرف نیتروژن حاصل شد. عملکرد دانه در لاین VC-1973A 72/52درصد بیش از پرتو بود. بیشترین درصد پروتیین از دور آبیاری 30 روز و کم ترین آن از دور آبیاری 10 روز حاصل شد. با افزایش مصرف نیتروژن، درصد پروتیین افزایش اما میزان پرولین کاسته شد. افزایش فواصل آبیاری از 10 به 30 روز موجب افزایش میزان پرولین در ژنوتیپ‎های ماش شد. درصد پروتیین و میزان پرولین در رقم پرتو به ترتیب 9/49 و 29/66درصد بیش از لاین VC-1973A بود. درمجموع، اگرچه در بعضی صفات رقم پرتو برتر بود اما در بیشتر صفات لاین VC-1973A بهتر از رقم پرتو بود و افزایش دور آبیاری و مصرف نیتروژن شرایط بهتری برای تولید ماش ایجاد کرد.

    کلیدواژگان: پروتئین، پرولین، عملکرد دانه، غلاف، وزن صد دانه
  • نادر خادم مقدم ایگده لو*، احمد گلچین، خدیجه فرهادی صفحات 217-229

    عناصری مانند نیتروژن، مولیبدن و کبالت جهت ارتقاء کمیت و کیفیت لوبیا چیتی نیاز هست. به‎منظور بررسی تاثیر کاربرد این عناصر بر عملکرد غلاف و غلظت عناصر غذایی برگ لوبیا چیتی، آزمایشی گلدانی به‎صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 36 تیمار و سه تکرار در سال 1395 در گلخانه دانشگاه زنجان اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل چهار سطح نیتروژن (50، 100، 150 و mg/l 200)، سه سطح مولیبدن (0/067، 0/2 و mg/l 0/6) و سه سطح کبالت (0/006، 0/06 و mg/l 0/3) بودند. نتایج نشان داد که بیش‎ترین وزن خشک غلاف در تیمار N100Mo0.2Co0.06 به‎مقدار(g/pot) 34/05به‎دست آمد که فاقد اختلاف معنی‎دار با تیمار N150Mo0.6Co0.06 بود (p≤0.01). کاربرد سطوح مختلف فاکتورها توانست غلظت نیتروژن، فسفر و منیزیم را در برگ لوبیا چیتی در تیمارهای N200Mo0.6Co0.3، N200Mo0.6Co0.006 و N150Mo0.6Co0.3 افزایش دهد و بیش‎ترین غلظت عناصر مذکور به‎ترتیب به‎میزان 6/94، 0/91 و 0/41 درصد بود، ولی با افزایش سطوح فاکتورهای مورد آزمایش، غلظت پتاسیم و کلسیم کاهش یافت. بیش‎ترین غلظت آهن، منگنز، مس، مولیبدن و کبالت در تیمارهای N200Mo0.6Co0.006، N150Mo0.2Co0.006، N200Mo0.6Co0.3، N150Mo0.6Co0.3 و N150Mo0.067Co0.006 به‎ترتیب به‎میزان 490، 185/4، 8/26، 284/5و mg/kg 54/9به‎دست آمد (p≤0.01). در کل با توجه به نتایج، تیمار N100Mo0.2Co0.06 برای لوبیا چیتی توصیه می‎گردد.

    کلیدواژگان: آهن، غلظت، فسفر، محلول غذایی، مس، منگنز
  • نیکی ایوبی زاده، قنبر لایی*، مجید امینی دهقی، جعفر مسعود سینکی، شهرام رضوان بیدختی صفحات 231-243

    به منظور بررسی اثرات تنش خشکی و محلول پاشی ترکیب نانو کلات آهن و اسید فولویک بر عملکرد دانه و ترکیب اسیدهای چرب روغن دانه دو رقم کنجد، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شاهد اجرا شد. عامل اصلی آزمایش شامل، تنش خشکی در سه سطح آبیاری کامل (شاهد)، آبیاری تا 50 درصد دانه بندی و گلدهی، عوامل فرعی شامل محلول پاشی در چهار سطح با ترکیبات نانو کلات آهن و اسید فولویک در دو رقم دشتستان و هلیل بودند. نتایج نشان داد که تنش خشکی باعث کاهش عملکرد و همچنین میزان روغن دانه گردید. بیشترین عملکرد دانه در آبیاری کامل (2303/3کیلوگرم در هکتار) و محلول پاشی با ترکیب نانو کلات آهن با اسید فولویک (2246/4کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. رقم هلیل در مقایسه با رقم دشتستان، دارای بیشترین میانگین صفات تعداد کل کپسول (81/19)، تعداد دانه در بوته (4786/1)، وزن هزار دانه (3/21 گرم)، عملکرد دانه (2172/7کیلوگرم در هکتار) و عملکرد بیولوژیک (13534/6کیلوگرم در هکتار) بود. بیشترین عملکرد روغن و عملکرد پروتیین در آبیاری کامل و قطع آبیاری در 50 درصد دانه بندی مشاهده شد. قطع آبیاری در 50 درصد گلدهی و دانه بندی در مقایسه با تیمار شاهد بیشترین میزان اسیدهای چرب اولییک و لینولییک را داشت، ولی بیشترین میزان اسیدهای چرب پالمتیک و استارییک در تیمار آبیاری کامل (10/86و 10/73درصد) به دست آمد. رقم هلیل دارای بالاترین میزان اسیدهای چرب غیراشباع و رقم دشتستان دارای بالاترین میزان اسیدهای چرب اشباع بود.

    کلیدواژگان: اسیدهای چرب، پروتئین، عملکرد بیولوژیک، کپسول، وزن هزار دانه
  • مجید رحیمی زاده* صفحات 245-255
    با هدف مقایسه اثر کودهای نیتروژن و فسفرشیمیایی و بیولوژیک بر رقابت پنبه با علف های هرز این آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال 92-1391در بجنورد به انجام رسید. علف های هرز در دو سطح کنترل و عدم کنترل به عنوان عامل اصلی و پنج سطح تیمار کودی: 1- بدون مصرف کود (شاهد) 2- اوره +سوپر فسفات تریپل (به ترتیب 350 و 140 کیلوگرم در هکتار) 3- نیتروکسین+50% اوره+100 % سوپرفسفات تریپل 4-بارور2+50% سوپر فسفات تریپل+100 % اوره 5- نیتروکسین + بارور2+50% اوره+50% سوپرفسفات نیز به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد. کنترل علف-های هرز در سال اول آزمایش موجب افزایش 34 درصدی شاخص سطح برگ و افزایش 22 درصدی تعداد غوزه پنبه شد و عملکرد در سال اول آزمایش به میزان 67 درصد و در سال دوم به میزان 50 درصد افزایش یافت.نوع کود مصرفی اثر معنی داری بر طول ساقه، سطح برگ، تعداد انشعابات زایشی، تعداد غوزه و عملکرد پنبه داشت. در شرایط تداخل علف های هرز کاربردکود شیمیایی به تنهایی به دلیل افزایش توان رقابتی علف های هرز موجب کاهش رشد و عملکرد پنبه شد در حالی که با کاهش مصرف اوره به میزان نصف و جایگزینی آن با نیتروکسین، عملکرد پنبه به سبب افزایش تعدادغوزه در بوته در مقایسه با تیمار مصرف کودهای شیمیایی حدود 61 درصد افزایش یافت.این نتیجه گویای آن است که مصرف کودهای بیولوژیک ضمن کاهش اثرمنفی کودهای شیمیایی به افزایش توان رقابتی گیاه زراعی و کاهش خسارت علف های هرز در زراعت منجر می شود.
    کلیدواژگان: پنبه، حاصلخیزی خاک، رقابت، کنترل زراعی، مدیریت علف هرز
  • حسن نوریانی* صفحات 257-268

    به منظور بررسی اثر سطوح مختلف کود نیتروژن بر برخی ترکیبات ذخیره ای دانه و عملکرد کمی و کیفی سه رقم آفتابگردان، آزمایشی در سال زراعی 97-1396 به صورت کرت های یک بار خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در منطقه دزفول اجرا گردید. در این تحقیق چهار سطح کود نیتروژن (صفر، 60، 120 و 180 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار) به عنوان فاکتور اصلی و سه رقم آفتابگردان (قاسم، رکورد و پروگرس) به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که افزایش مصرف نیتروژن باعث کاهش صفات درصد روغن، درصد اسید استیاریک و درصد اسید لینولییک گردید، اما درصد پروتیین، درصد اسید اولییک و درصد اسید پالمتیک به صورت معنی داری افزایش یافت. بین ارقام مختلف نیز از لحاظ عملکرد دانه و میزان روغن اختلاف معنی داری مشاهده شد به طوری که رقم قاسم با مصرف 180 کیلوگرم نیتروژن در هکتار بیشترین عملکرد دانه (3920 کیلوگرم در هکتار) و روغن (1860 کیلوگرم در هکتار) را به خود اختصاص داد. همچنین نتایج مشخص نمود که بالاترین همبستگی عملکرد دانه با صفات مورد ارزیابی به عملکرد روغن (**r =0/97) و سپس به محتوای پروتیین (**r =0/85) و پایین ترین آن ها به میزان اسید لینولییک (*r =0/58 -) تعلق داشت. به طورکلی می توان اظهار نمود که مصرف بیشتر نیتروژن در افزایش عملکرد کمی و کیفی آفتابگردان تاثیرگذار بوده و رقم قاسم از قابلیت بالاتری در جذب عنصر نیتروژن در راستای افزایش عملکرد در واحد سطح برخوردار بود.

    کلیدواژگان: اسید چرب، آفتابگردان، درصد پروتئین، درصد روغن، عملکرد
  • فاطمه اقایی، رئوف سید شریفی*، حامد نریمانی صفحات 269-282

    به منظور بررسی تاثیر غلظت 05/0 گرم در لیتر یونیکونازول و کاربرد کودهای زیستی بر عملکرد، محتوای کلروفیل و مولفه های پر شدن دانه گندم با استفاده از مدل دو تکه ای در شرایط شوری خاک، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عامل های مورد بررسی شامل چهار سطح شوری خاک با نمک کلرید سدیم (عدم شوری به عنوان شاهد و شوری های 40، 80 و120 میلی مولار در خاک)، و کاربرد جداگانه و ترکیبی یونیکونازول و کودهای زیستی (1) شاهد یا عدم کودهای زیستی و یونیکونازول، (2) قارچ میکوریزا، (3) یونیکونازول، (4) باکتری سودوموناس پوتیدا، (5) میکوریزا با سودوموناس پوتیدا، (6) میکوریزا با یونیکونازول، (7) کاربرد میکوریزا با یونیکونازول و سودوموناس پوتیدا) بودند. از مدل دو تکه ای برای کمی سازی مولفه های پر شدن دانه استفاده شد. نتایج نشان داد که کاربرد توام میکوریزا با یونیکونازول و سودوموناس پوتیدا در شرایط عدم اعمال شوری، موجب افزایش محتوای کلروفیل a، کلروفیل کل، کاروتنویید، وزن و حجم ریشه (به ترتیب 39/8، 51/6، 47/2، 97/9و54/7درصد) و همچنین افزایش حداکثر وزن تک بذر، طول دوره پر شدن، دوره موثر پر شدن دانه و عملکرد دانه (به ترتیب 78/4، 21/8، 32/2و108/8) در مقایسه با عدم کاربرد کودهای زیستی و یونیکونازول در بالاترین سطح از شوری خاک شد. بر اساس نتایج، کاربرد کودهای زیستی و یونیکونازول می تواند به عنوان یک رهیافت مناسب برای افزایش عملکرد و طول دوره ی پر شدن دانه گندم تحت شرایط شوری خاک پیشنهاد شود.

    کلیدواژگان: رنگیزه های فتوسنتزی، سودوموناس، سرعت پر شدن دانه، کودهای بیولوژیک، میکوریز
  • فیروزه اولاد عسکری، مانی مجدم*، تیمور بابایی نژاد صفحات 283-294

    کودهای بیولوژیک از جمله نهاده های طبیعی هستند که می توانند به عنوان مکمل یا جایگزین کودهای شیمیایی در کشاورزی پایدار به کار برده شوند. این آزمایش به صورت کرت های خردشده در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 98-1397 در استان خوزستان اجرا شد. سه روش مختلف کاشت کرتی (به صورت دست پاش)، کرتی خطی و جوی و پشته-ای در کرت های اصلی و سه سطح کاربرد 100درصد کود اوره، 70 درصد کود اوره باضافه 100 گرم ازتوباکتر، 50 درصد کود اوره باضافه 100 گرم ازتوباکتر در کرت های فرعی مقایسه گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که کاربرد تلفیقی کود اوره باضافه ازتوباکتر و روش کاشت تاثیر معنی دار بر تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه، درصد پروتیین، عملکرد پروتیین و عملکرد روغن داشت. مصرف70 درصد کود اوره باضافه ازتوباکتر به طور معنی دار موجب افزایش عملکرد روغن کلزا شد ولی با تیمار 100 درصد اوره در یک کلاس قرار گرفت. اثر متقابل روش کاشت و تلفیق اوره و ازتوباکتر اثر معنی دار بر عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک داشت. مناسب ترین عملکرد دانه از نظر کاهش مصرف کود روش کاشت جوی و پشته و 70 درصد اوره همراه با کاربرد ازتوباکتر حاصل شد. در این پژوهش، با توجه به صرفه جویی 25 درصدی در مصرف کود شیمیایی نیتروژن علاوه بر افزایش 33% خصوصیات کیفی کلزا موجب کاهش 30 درصدی در هزینه های انجام شده گردید که از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه و قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: ازتوباکتر، تعداد دانه در خورجین، جوی و پشته، درصد پروتئین، عملکرد روغن
  • امیر آینه بند*، سید صابر حسینی، معصومه فرزانه صفحات 295-305

    هدف از اجرای این تحقیق بررسی اثر افزایش تنوع گیاهان علوفه‏ای شبدر، جو، نخود، ماشک و شنبلیله در روش های مختلف کشت بر خصوصیات کمی و کیفی علوفه است. این آزمایش در سال زراعی 97-96 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. طرح آزمایشی به‏صورت کرت های یک بار خردشده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمار اصلی روش کشت در سه سطح شامل: M1 کشت خطی بافاصله بین ردیف ده سانتی‏متر، M2: کشت خطی بافاصله بین ردیف بیست سانتی‏متر و M3: کشت درهم بود. فاکتور فرعی شامل تنوع کشت گیاهان علوفه ای با هفت سطح شامل: D1:] 50% جو+ 50% شبدر (شاهد)[، D2] 50% جو + 25% شبدر + 25% نخود[، D3:] 50% جو+ 25% شبدر + 25% ماشک[، D4 :]50% جو+ 25% شبدر + 25% نخود [D5:]50% جو+ 25% نخود + 25% ماشک[D6:] 50% جو+ 25% نخود + 25% شنبلیله[و D7:] 50% جو+ 25% ماشک + 25% شنبلیله. خصوصیات کمی شامل عملکرد و اجزای عملکرد علوفه وخصوصیات کیفی شامل پروتیین خام، الیاف غیرمحلول در شوینده‏ی اسیدی (ADF)، الیاف محلول در شوینده‏ی اسیدی (NDF)، ماده‏ی خشک قابل هضم، کربوهیدرات‏های محلول در آب، الیاف خام و خاکستر اندازه‏گیری شدند. نتایج نشان داد بیشترین عملکرد کل علوفه (g.m-2 1268/9) در تیمار روش کشت خطی بافاصله بین ردیف ده سانتی متر و تنوع گیاهی 50% جو+ 25% نخود + 25% شنبلیله به‏دست آمد.

    کلیدواژگان: تنوع زراعی، جو، شبدر، عملکرد علوفه، الیاف غیرمحلول و الیاف محلول در شوینده‏ی اسیدی
  • ابراهیم ممنوعی*، علیرضا عطری صفحات 307-317

    به منظور بررسی کارایی علف کش پندی متالین (پرول) در کنترل علف های هرز مزارع پیاز (Allium cepa L.)، آزمایشی در قالب بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال 1396 در اراضی مرکز تحقیقات جنوب کرمان اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل کاربرد علف کش پندی متالین (پرول) به مقدار 3/5، 3، 2/5 و 2 لیتر در هکتار (پیش رویشی)، علف کش اکسی فلورفن (گل) به مقدار 0/75 لیتر در هکتار در مرحله 4-2 برگی پیاز و تکرار آن 18 روز بعد، علف کش اگزادیازون (رونستار) به مقدار سه لیتر در هکتار (پیش رویشی)، علف کش اگزادیازون (رونستار) به مقدار دو لیتر در هکتار (پس رویشی)، علف کش ایوکسینیل (توتریل) به مقدار سه لیتر در هکتار (پس رویشی) بعلاوه وجین علف های هرز باریک برگ، شاهد وجین (بدون علف هرز) بود. بیشترین فراوانی نسبی علف هرز مربوط به علف پشمکی (Bromus tectorum L.)، پنیرک (Malva neglecta L.)، سلمه تره (Chenopodium murale L.)، آناغالیس (Anagallis arvensis L.) و ترشک (Rumex crispus L.) به ترتیب با مقادیر 39، 17، 12، 9 و 8 درصد بود. اثر تیمارهای علف کش بر تراکم و زیست توده علف های هرز مذکور معنی دار بود. با کاربر پندی متالین به مقدار 5/3 لیتر در هکتار، زیست توده آناغالیس، ترشک، پنیرک، علف پشمکی، سلمه تره، کل علف هرز به ترتیب 100، 92، 91، 82، 77، 79 درصد کاهش یافت و عملکرد پیاز با مقدار 95/59 تن در هکتار نسبت به شاهد بدون علف هرز متناظر، 138 درصد افزایش یافت. بنابراین کاربرد علف کش پندی متالین به مقدار 5/3 لیتر در هکتار به لحاظ کارایی مطلوب در کنترل علف های هرز و افزایش عملکرد در مزارع پیاز قابل توصیه است.

    کلیدواژگان: تراکم، درصد کنترل، علف های هرز پهن برگ، کنترل شیمیایی، وزن خشک
  • طاهره صدیقی شیری، ملک حسین شهریاری*، محمد هدایت، شهریار عصفوری صفحات 319-332

    به منظور بررسی تاثیر کاربرد اصلاح کننده های آلی بر ویژگی های رشد و بیوشیمیایی گل جعفری فرانسوی) (Tagetes patula در خاک آلوده به سطوح مختلف میعانات گازی آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل میعانات گازی در پنج سطح صفر، 7500، 15000، 30000 و 60000 میکرولیتر بر کیلوگرم خاک و اصلاح کننده های خاک شامل ورمی کمپوست (پنج درصد وزنی)، بیوچار (دو درصد وزنی)، کربن فعال (یک درصد وزنی)، تیمار ترکیبی ورمی کمپوست+ کربن فعال+ بیوچار (با مقادیر ذکر شده) و تیمار فاقد ماده اصلاح کننده بود. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که اثر اصلی و متقابل میعانات گازی و مواد اصلاح کننده بر صفات وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، محتوای کلروفیلa،b و محتوای پرولین برگ معنی دار شد (P < 0.01). در بالاترین سطح آلاینده استفاده از کربن فعال و ترکیب ورمی کمپوست+ کربن فعال+ بیوچار به ترتیب باعث افزایش 82/3 و 45/4 برابر وزن تر اندام هوایی، افزایش 3/76 و 4/30 برابر وزن تر ریشه، افزایش 2/52 و 2/56 برابر کلروفیل a و همچنین باعث 30/60و39/50درصد محتوای پرولین نسبت به تیمار فاقد اصلاح کننده در همین سطح آلودگی شد. نتایج این تحقیق بیان کننده نقش موثر و مفید اصلاح کننده های آلی خاک به خصوص کربن فعال و تیمار ترکیبی ورمی کمپوست+ کربن فعال+ بیوچار در کاهش سمیت خاک آلوده به میعانات گازی بر گل جعفری می باشد.

    کلیدواژگان: بیوچار، پرولین، کربن فعال، کلروفیل، ورمی کمپوست، وزن تر و خشک گیاه
|
  • Mohsen Seilsepour * Pages 181-192

    In order to determine the critical nitrogen concentration of canola leaf and studying the correlation of yield and yield components of this plant with leaf nitrogen concentration, 35 farms were managed in the same way of Varamin plain and in the dominant soil serie (Varamin), were selected during 2016. Leaf samples were pick up from these farms at flowering stage and were prepared for analysis. In harvest season, all 35 fields were harvested and the mean grain yield was determined. The critical nitrogen concentration in dry leaves was determined at 3% by using Kate and Nelson's graphical method, for 90% relative yield. There was a significant correlation between the content of canola leaf nitrogen as independent variable (X) with other traits, including grain yield and yield components as dependent variables (Y) at the 35 studied farms. The results of the studies showed that canola seed yield was affected by leaf nitrogen content. The content of nitrogen in canola leaves was significantly correlated with grain yield. This correlation was followed by a quadratic function with a coefficient of explanation of 0.97. Relative yield of canola seed increased only to 4.36% nitrogen concentration of leaves, and since then, the increase in leaf nitrogen did not affect grain yield.

    Keywords: Dependent variable, Independent variable, Pod number, Seed oil percentage, Seed weight
  • Shahram Omidvari *, Nader Salamati, Samad Abdi Pages 193-204

    In order to investigate the effect of irrigation regime and biofertilizers on yield and yield components of irrigated wheat, an experiment was conducted in a split-plot layout based on randomized complete block design with three replications at Sarab Changai research station, Khoramabad, during 2014-2015 crop year. Irrigation intervals were in two levels including 75 and 150 mm evaporation from A class evaporation pan were allocated to main plots and biological fertilizers were in four levels including Azotobacter, Micorhiza, Azotobacter + Micorhiza and blank (No fertilizer use) were allocated to sub plots. The results showed that the effect of Irrigation intervals, biological fertilizer and their interaction effects on determined characteristics are significant. 75 mm evaporation from A class evaporation pan was superior than the 150 mm evaporation in all traits. In 75 mm evaporation spike length (7%), spike weight (7.7%), grain number in spike(6.7%), Weight of one thousand grains (7.3%), grain yield(7.1%), biological yield(7.4%) were higher than 150 mm evaporation. Azotobacter + Micorhiza fertilizer treatment was superior to other fertilizer treatments. So that In this treatment the spike length was 28.6%, spike weight 48.3%, number of seeds per spike 56.9%, 1000 grain weight 39.8%, grain yield 54.4%, biological yield 51.3% and water use efficiency 55.7% were increased than blank.

    Keywords: Biological yield, Biologic fertilizer, Evaporation, Water use efficiency, Yield increase
  • Ali Nakhzari Moghaddam *, Hajberdi Ghelichi Yanghagh, Abbas Biabani, Fakhtak Taliey Pages 205-215

    In order to study the effect of nitrogen and irrigation interval on quantity traits and protein of mung bean (Vigna radiata L.), a factorial experiment based on randomized complete block design was conducted with three replications at research farm of Gonbad Kavous University during 2016. Interval irrigation factor was at three levels including irrigation each 10, 20 and 30-day, nitrogen fertilizer in three levels of non-application and application of 50 and 100 kg per hectare and mung bean genotypes in two levels of VC-1973A and Partov. The results showed that the highest grain yield was obtained from 30-day irrigation interval with 100 and 50 kg per hectare nitrogen and the lowest grain yield was obtained from 10–day irrigation interval and 100 kg nitrogen/ha and non-application treatment and also 20–day irrigation interval and non-application of nitrogen/ha. Grain yield in VC-1973A was 72.52% higher than partov gernotype. The highest protein percentage was obtained from irrigation interval of 30-day and the lowest was obtained from 10-day irrigation interval. With increasing of nitrogen consumption, protein percentage increased but proline decreased. Increasing of irrigation intervals from 10 to 30-day increased the amount of proline in mung bean genotypes. Protein percentage and amount of proline in Partov was 9.49% and 29.66% more than VC-1973A. In addition, although in some traits Partov was superior but in more traits especially grain yield VC-1973A was better than Partov and increasing of interval irrigation and nitrogen consumption created better conditions for mung bean production.

    Keywords: pod, proline, Protein, Grain yield, 100-seed weight
  • Nader Khadem Moghadam Igdelou *, Ahmad Golchin, Khadije Farhadi Pages 217-229

    Elements such as nitrogen (N), molybdenum (Mo), and cobalt (Co) are needed to improve the quantity and quality of beans. In order to study the effects of these elements on pod yield and concentration of nutrients in bean, a factorial pot experiment was conducted in 2016 in greenhouse conditions at University of Zanjan, using a CRD with three replications. The experimental factors consisted of four levels of N (50, 100, 150, and 200 mg/l), three levels of Mo (0.067, 0.2, and 0.6 mg/l), and Co (0.006, 0.06, and 0.3 mg/l). The results showed that the highest dry weight of pods was obtained from treatment of N100Mo0.2Co0.06 which was 34.05 g/pot and had no significant difference with N150Mo0.6Co0.06 treatment. The application of different levels of factors increased the concentrations of N, P, and Mg in bean leaves in treatments of N200Mo0.6Co0.3, N200Mo0.6Co0.006, and N150Mo0.6Co0.3 and the highest increase in concentrations of mentioned elements were 6.94, 0.91, and 0.41% respectively. However, the concentrations of K and Ca decreased as a result of the application of the factors. The highest concentrations of Fe, Mn, Cu, Mo, and Co bean were measured in treatments of N200Mo0.6Co0.006, N150Mo0.2Co0.006, N200Mo0.6Co0.3, N150Mo0.6Co0.3, and N150Mo0.067Co0.006 which were 490, 185.4, 8.26, 284.5, and 54.9 mg/kg, respectively. Overall, according to the results, N100Mo0.2Co0.06 is recommended for bean.

    Keywords: concentration, Copper, Iron, manganese, Nutrient Solution, Phosphorus
  • Niki Ayoubizadeh, Ghanbar Laei *, Majid Amini Dehaghi, Jafar Masoud Sinaki, Shahram Rezvan Bidokhti Pages 231-243

    Evaluation the effect of drought stress and foliar nutrition of iron nano-chelate and fulvic acid on grain yield and fatty acids composition in seed oil of two sesame cultivars was conducted during a factorial split-plot experiment based on randomized complete block design with three replicates in 2017 in the Research Farm Shahed University of Tehran. The experimental factors included drought stress in three levels: full irrigation as control, irrigation up to 50% seed ripping, and flowering, as well as four treatments of foliar nutrition by iron nano-chelate and fulvic acid in Dashtestan and Halil cultivars. The results showed that the drought stress reduced grain yield and also, seed oil content. The highest grain yield was observed in full irrigation (2303.3 kg/ha) and the co-application of iron nano-chelate and fulvic acid (2246.4 kg/ha). Halil cultivar had the highest mean of the total number of capsules (81.19), number of seeds per plant (4786.1), 1000-grain weight (3.21 g), grain yield (2172.7 kg/ha), and biological yield (13534.6 kg/ha) in compared with Dashtestan. The highest oil and protein yield were observed in full irrigation and irrigation up to 50% seed ripping. Irrigation cut off at 50% flowering and seed ripping had the highest oleic and linoleic fatty acids compared to the control treatment, but the highest palmitic and stearic fatty acids were obtained in full irrigation treatment (10.86 and 10.73%, respectively). Halil and Dashtestan cultivars had the highest unsaturated and saturated fatty acids, respectively.

    Keywords: 1000-grain weight, Biological yield, Capsule, Fatty acids, Protein
  • Majid Rahimizadeh * Pages 245-255
    A field experiment was conducted to evaluate and compare the effects of N and P chemical fertilizers with biological N and P fertilizers on competition between cotton and weeds with split plot arrangement in a randomized complete block design with three replications during the years 2014 and 2015. The main plots consisted of two levels of weed management practices including weed free and weedy check. Sub plots had five treatments included integrated application of biological and chemical fertilizers:1-Control (Without fertilizer) 2-Urea+Triplesuperphosphate (TSP) 3-Nitroxin+50% urea+100% TSP 4-100% urea+Barvar2 +50% TSP 5-Nitroxin+Barvar2+50% urea+50% TSP. In the first year, control of weeds increased LAI and number of boll per plant to 34 and 22 percent, respectively and cotton yield increased by 67 percent in the first year and 50 percent in the second year. Fertilizer treatments had a significant effect on stem length, LAI, number of sympodial branches and boll per plant, and yield of cotton. Under weed interference condition, use chemical fertilizers alone reduced cotton growth and yield due to increasing competitive ability of weeds. But reducing urea consumption by half and replace it with nitroxin, increased cotton yield by 61% compared to the chemical fertilizer treatment due to increasing number of boll per plant. This result indicates that the use of biological fertilizers reduce the negative effects of chemical fertilizers and increase crop competitiveness against weeds
    Keywords: Agronomical control, Competition, Cotton, Soil fertility, weed management
  • Hassan Nouriyani * Pages 257-268

    In order to investigate the effect of different levels of nitrogen on some grain storage compounds and quantitative and qualitative yield of three sunflower cultivars, an experiment was carried out as split plots based on randomized complete block design with four replications in Dezful region during 2017-2018. In this research, four levels of nitrogen fertilizer (0, 60, 120 and 180 kg ha-1 N) were considered as the main factor and three sunflower cultivars (Ghasem, Record and Progress) as a sub factor. The results showed that increasing nitrogen consumption reduced the percentage of oil, percentage of stearic acid and linoleic acid percentage but, protein percentage, oleic acid and palmitic acid percentage increased significantly. There were significant differences between different cultivars in grain yield and oil content where Qasem cultivar had the highest grain yield (3920 kg ha-1) and oil (1860 kg ha-1) with the consumption of 180 kg ha-1 N. Also, the results indicated that the highest correlation of grain yield with the studied traits belonged to oil yield (r=0.97**) followed by protein content (r=0.85**) and the lowest to linoleic acid (r=-0.58*). In general, it can be stated that more nitrogen consumption has been effective in increasing the quality and quantity of sunflower and Qasim cultivar had a higher ability to absorb nitrogen in order to increase yield per unit area.

    Keywords: Fatty acid, oil percentage, Protein percentage, Sunflower, yield
  • Fatemeh Aghaei, Raouf Seyed Sharif *, Hamed Narimani Pages 269-282

    In order to study the effect of 0.05 g.L-1 Uniconazole and biofertilizers application on yield, chlorophyll content and grain filling components of wheat using segmented model under soil salinity conditions, an experiment was carried out as factorial based on randomized complete block design with three replications. Factors were included soil salinity in four levels (non-application of salinity as control and 40, 80 and 120 mM salinity in soil), by NaCl and single and combination application of Uniconazole and bio fertilizers (1) control or without bio fertilizers and Uniconazole, (2) mycorrhiza fungi, (3) Uniconazole, (4) Pseudomonas putida, (5) mycorrhiza with Pseudomonas putida, (6) mycorrhiza with Uniconazole, (7) both application of mycorrhiza with Uniconazole and Pseudomonas). A segmented model was used to quantifying the grain filling parameters. The results showed that both application of mycorrhiza with Uniconazole and Pseudomonas under no salinity condition increased the content of chlorophyll a, total chlorophyll, carotenoid, root weight and volume (39.8, 51.6, 47.2, 97.9 and 54.7% respectively) and also maximum of grain weight, grain filling period, effective grain filling period and grain weight (78.4, 21.8, 32.2 and 108.8% respectively) in comparison with no application of bio fertilizers and Uniconazole under the highest soil salinity level. Based on the results, bio fertilizers and Uniconazole application can be suggested as a proper approach for increasing of yield and grain filling period of wheat under soil salinity condition.

    Keywords: Biofertilizers, Grain-filling rate, Mycorrhiza, Peudomonas, Potosynthetic pigments
  • Firozeh Oladaskari, Mani Mojaddam *, Timoor Babaei Nejad Pages 283-294

    Biological fertilizers are natural inputs that can be used as complementary or alternative fertilizers in sustainable agriculture. A split plot experiment has been conducted in a randomized complete block design with three replications in Khuzestan province during 2018-19. Three different planting methods (spraying), linear and atmospheric and stack plots in main plots and three levels of application of 100% urea, 70% urea plus 100 g Azotobacter, 50% urea plus 100 g Azotobacter in plots. Sub-comparisons. The results of analysis of variance showed that the main effects application of urea fertilizer plus azotobacter and planting pattern had a significant effect on number of pods per plant, number of seeds per pod, grain yield, protein percentage, parietin yield. The use of 70% urea plus Azotobacter significantly increased the yield of rapeseed oil but was in a class with 100% urea treatment. The use of 70% urea plus Azotobacter significantly increased the yield of rapeseed oil but was in a class with 100% urea treatment. Interaction between sowing pattern and the combination of urea and aztobacter had a significant effect on grain yield and biological yield. The most appropriate yield of method planting furrow and 70% of urea with azotobacter application. In this study, considering the 25% savings in nitrogen fertilizer consumption, in addition to 33% increase in canola quality, it reduced the costs by 30%, which is economically viable and recommended.

    Keywords: Azotobacter, furrow, Number of seeds per pod, oil yield, protein percent
  • Amir Aynehband *, Saber Hosaini, Masomeh Farzaneh Pages 295-305

    The evaluation of different forage crops (clover, barley, chickpea, vetch, and fenugreek) and planting method's effect on the quality and quantity of forage yield was the main goal of this study. This study was conducted as a split-plot based on a randomized complete blocks design with three replications on the experimental research field of agriculture faculty, the Shahid Chamran University of Ahvaz during 2017-2018. Main plot included three planting methods (row intercropping with 10 cm and 20 cm interval and mixed intercropping) and sub-plot was seven forage crops with dominance of barley (50% barley+50% clover as control, 50% barley+25% clover+25% chickpea, 50% barley+25% clover+25% vetch, 50% barley+25% clover+25% fenugreek and 50% barley+25% vetch+25% fenugreek). Total forage yield and yield components and also, some quality parameters of forage (ADF, NDF, WSC, DMD, raw fiber and ash were measured. The results showed that the highest total forage yield (1268.9 g.m-2) was belonged to crop diversity of 50% barley + 25% chickpea + 25% fenugreek with 10 cm - row intercropping. It can be due to the highest of all forage yield components including stem, leaves and reproductive dry weight.

    Keywords: Biodiversity, Barley, clover, ADF, Forage yield, NDF
  • Ebrahim Mamnoie *, Ali Reza Atri Pages 307-317

    In order to study the effect of pendimethalin (Prowl) on weed control of onion (Allium cepa L.) fields, an experiment was carried out in randomized complete block design with four replications, during 2017 in Agricultural Research Center of South Kerman. Treatments included application of pendimethalin (Prowl) at 3.5, 3, 2.5, 2 L ha-1 (pre-emergence), oxyfluorfen (Goal) at 750 ml ha-1, and repeat 18 day later (post-emergence), oxadiazon (Ronestar) at 3 L ha-1 (per-emergence), oxadiazon at 2 L ha-1 (post-emergence), ioxynil (Totril) at 3 L ha-1 (post-emergence) plus removing narrow leaves weeds by hand, and weed free as control. The highest relative abundance of weed species was Bromus tectorum L., Malva parviflor L., Chenopodium murale L., Anagallis arvensis L, Rumex crispus L. at 39, 17. 12, 9, 8% respectively. The results showed that herbicide treatments had significant effect on weed density and biomass. Applications of pendimethalin at 3.5 L ha-1 reduced biomass of A. arvensis, R. crispus, M. parviflor, B. tectorum, C. murale, and total weed by 100, 92, 91, 82, 77, 79 respectively. Onion yield was 59.95 ton ha-1 and increased by 138% when pendimethalin was applied at 3.5 L ha-1. Therefore, Applications of pendimethalin at 3.5 L ha-1 is recommended in onion fields because of optimum weed control efficiency and increasing yield.

    Keywords: Broadleaf weeds, Chemical control, Percent control, Biomass, Density
  • Tahereh Sedighi Shiri, Malek Hossein Shahriari *, Mohammad Hedayat, Shahriar Osfouri Pages 319-332

    In order to study the effect of organic amendment application on the growth and biochemical characteristics of French marigold (Tagetes patula) in soil contaminated with different levels of gas condensate, a factorial experiment was conducted based on a completely randomized design with three replications. The experimental factors consisted of gas condensate at five levels of 0, 7,500, 15,000, 30,000 and 60,000 μL per kg of soil, and soil amendment including vermicompost (5%), biochar (2%), Activated carbon (1%), vermicompost+ activated carbon+ biochar and non-amendment treatments. The results of the analysis of variance showed that the main and interactive effects of gas condensate and soil amendments were significant on traits of fresh and dry weight of root and shoot, chlorophyll a and b and proline content (P < 0.01). At the highest level of contaminant, the application of activated carbon and vermicompost+ activated carbon+ biochar respectively caused 3.82 and 4.45-fold increase in shoot fresh weight, 3.76 and 4.4-fold increase in root fresh weight, 2.52 and 2.56-fold increase in chlorophyll a, and also decreased 30.66 and 39.5 percent of proline content compared to the non-amendment treatment at this level of contaminant. The results of this research indicated the effective and useful role of organic soil amendment, especially activated carbon and vermicompost+ activated carbon+ biochar in reducing the toxicity of gas condensate on French marigold.

    Keywords: activated carbon, Biochar, Chlorophyll, fresh, dry plant weight, proline, vermicompost