فهرست مطالب

تحقیقات جنگل و صنوبر ایران - سال بیست و هشتم شماره 1 (پیاپی 79، بهار 1399)
  • سال بیست و هشتم شماره 1 (پیاپی 79، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/03
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سیده سارا نورالهی، رامین رحمانی*، هاشم حبشی، دنیله کاستانیری صفحات 1-13
    در جنگل داری پایا، ارزیابی ساختار توده ازطریق نمونه برداری، اطلاعات مهمی برای مدیران جنگل در رابطه با پایش معیارهای تنوع زیستی و پایداری بوم سازگان های جنگلی فراهم می کند. بنابراین، نمونه برداری دقیق و صحیح برای برآورد ویژگی های ساختاری، امری اجتناب ناپذیر است. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی تاثیر مساحت قطعه نمونه بر تغییرپذیری و برآورد ویژگی های ساختاری سنتی (رویه زمینی، تراکم و حجم سرپا در هکتار) و غیرمتداول (تعداد درختان قطور، حجم کل خشکدار و تعداد خشک دار قطور در هکتار) بود. ابتدا یک قطعه بررسی دایمی 16 هکتاری واقع در توده های آمیخته راش (Fagus orientalis Lipsky) دست نخورده (شاهد) به 256 قطعه نمونه 0625/0 هکتاری تقسیم شد و اطلاعات کلیه درختان زنده و خشک دار برداشت شد. سپس، محاسبه ویژگی های ساختاری سنتی و غیرمتداول برای قطعه نمونه های با مساحت های 0625/0، 125/0، 25/0، 375/0، 5625/0، 75/0 و یک هکتار انجام شد. درنهایت، درصد ضریب تغییرات برای هر ویژگی تعیین شد. نتایج نشان داد که مقدار تغییرپذیری ویژگی های ساختاری با افزایش سطح قطعه نمونه کاهش می یافت. به طور کلی، ضریب تغییرات در ویژگی های ساختاری غیرمتداول بیشتر از ویژگی های سنتی بود، بنابراین برآورد آن ها مستلزم جمع آوری اطلاعات از قطعه نمونه های بزرگ تر بود. با محاسبه تعداد قطعه نمونه لازم برای برآورد ویژگی های ساختاری در سطح خطای 20 درصد میانگین مشخص شد که قطعه نمونه های کوچک 0625/0 و 125/0 هکتاری برای برآورد ویژگی های رویه زمینی، تراکم، حجم سرپا و تعداد درختان قطور در هکتار و قطعه نمونه های بزرگ تر 5625/0، 75/0 و یک هکتاری برای برآورد ویژگی های حجم کل خشک دار و تعداد خشک دار قطور در هکتار، کارایی بهتری داشتند.
    کلیدواژگان: جنگل دست نخورده، ضریب تغییرات، مدیریت جنگل پایا، ویژگی های ساختاری سنتی
  • سید احسان ساداتی*، مصطفی خوشنویس، حسن قلیچ نیا، رمضانعلی خرمی، سیف الله خورنکه صفحات 14-29

    این پژوهش با هدف شناسایی درختان کهن سال و ویژگی های رویشگاه آن ها در استان مازندران انجام شد. با گردآوری اطلاعات، استفاده از منابع محلی و عزیمت به نواحی مختلف استان، بیشتر از 182 اصله درخت کهن سال مکان یابی شد. از 33 گونه شناسایی شده، بیشترین فراوانی (30 پایه) متعلق به بلندمازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) بود. آزاد (Zelkova carpinifolia (Pall.) Dipp.) با 29 پایه و چنار (Platanus orientalis L.) با 21 پایه در رتبه های بعدی قرار داشتند. کمترین تعداد نیز در گلابی وحشی (Pyrus Boissieriana Buhse)، انجیلی (Parrotia persica (DC.) C. A. Mey.)، لرگ (Pterocarya fraxinifolia (Lam.) Spach)، زیتون (Olea europaea L.) و شب خسب (Albizzia Julibrissin Durazz.) مشاهده شد. از دستاوردهای مهم این پژوهش، شناسایی و ثبت قطورترین و بلندترین درخت بلندمازو ایران با 4/60 متر ارتفاع بود. اماکن مذهبی و مناطق جنگلی بیشترین درختان کهن سال را داشتند. درختان کهن سال شناسایی شده از ساحل تا دامنه ارتفاعی 3000 متر از سطح دریا و به طور عمده در شرایط مسطح پراکنش داشتند. همچنین، در دامنه ارتفاعی کمتر از 400 متر از سطح دریا، فراوانی این درختان بیشتر بود. درختان کهن سال با میانگین قطر بیشتر در ارتفاع 400 تا 1600 متر از سطح دریا حضور داشتند. در شیب های کمتر از 60 درصد، تاج درختان کهن سال گسترده تر بود. بلندمازو و چنار به عنوان گونه های با بیشترین دامنه گسترش بوم شناختی از سواحل تا ارتفاعات کوهستانی در ناحیه هیرکانی شناخته شدند. کهن سال ترین درختان، چنار کجور (سن 850 تا 900 سال)، سرخدار گزو سوادکوه (390 تا 440 سال)، ارس گریوده بابل (850 تا 950 سال)، بلندمازو بندپی (550 تا 600 سال) و پلت تنکابن (650 تا 700 سال) بودند. از مهم ترین رویشگاه های کهن سال می توان به سوردار لاویچ، جواهرده رامسر، حسن آباد چالوس، کردمیر چهاردانگه ساری و پارک جنگلی نور اشاره کرد که به حفاظت جدی نیاز دارند.

    کلیدواژگان: توپوگرافی، جنگل های هیرکانی، درختان قطور، دیرزیستی، سطح تاج
  • فاطمه احمدلو*، رفعت الله قاسمی، محسن کلاگری، آزاده صالحی صفحات 30-43

    در پژوهش پیش رو، مجموعه ای از اطلاعات پدیده شناختی، رویشی و ریخت شناسی هشت کلن صنوبر (Populus nigra L.) طی سال های 1389 تا 1398 از درختان 9ساله موجود در کلکسیون ایستگاه تحقیقاتی البرز کرج جمع آوری و تحلیل شد. نتایج نشان داد که باز شدن برگ ها در کلن P.n.62/127 زودتر از کلن های دیگر در اواخر اسفند و در کلن P.n.56/72 دیرتر از ارقام دیگر در اواخر فروردین رخ داد. گل ها در کلن P.n.62/127 زودتر از ارقام دیگر در اواسط اسفند و در کلن P.n.56/72 دیرتر از کلن های دیگر و در اواسط فروردین باز شدند. همچنین، رسیدن و پراکنش بذر در کلن P.n.62/149هرساله زودتر از کلن های ماده دیگر و در اوایل اردیبهشت آغاز شد. خزان کامل برگ ها در کلن P.n.56/72 زودتر از کلن های دیگر در اواسط آذرماه و در کلن P.n.62/127 دیرتر از ارقام دیگر و در اواخر آذرماه رخ داد. کمترین و بیشترین دوره رویش به ترتیب مربوط به کلن های P.n.56/72 و P.n.62/127 بود.نتایج بررسی مشخصه های رویشی نشان داد که بیشترین متوسط رویش حجمی سالانه متعلق به کلن P.n.62/154با 72/40 متر مکعب در هکتار بود. بررسی ویژگی های ریخت شناسی نیز نشان داد که تنه تمامی کلن ها به جز کلن P.n.62/149،شکلی راست داشتند و شکل تاج آن ها از بسته تا نیمه باز متغیر بود.بیشترین درصد وزن خشک، سطح برگ و زاویه رگ برگ اصلی با دومین رگ برگ پایینی در کلن P.n.62/191 مشاهده شد. شکل قاعده پهنک برگ کلن ها از تاحدودی گوه ای تا گوه ای گرد متغیر بود. همچنین، تنوع بسیاری در بین کلن های موردمطالعه ازنظر ویژگی های ریخت شناسی برگ و جوانه مشاهده شد.

    کلیدواژگان: دوره رویش، رویش متوسط سالانه، شکل جوانه، صنوبر، ویژگی های برگ
  • شیرزاد گرایلی، مهدی حیدری*، جواد میرزایی، وحید اعتماد، مهرداد زرافشار صفحات 44-60

    برای مشخص شدن اثر روشنه های پوشش تاجی بر ترکیب پوشش گیاهی روزمینی و بانک بذر خاک در توده های آمیخته و خالص راش (Fagus orientalis Lipsky)، روشنه های طبیعی و مصنوعی با مساحت های مختلف در طرح جنگل داری حاجیکلا- تیرانکلی ساری بررسی شدند. روشنه ها در سه طبقه مساحت شامل روشنه های کوچک (کمتر از 150 متر مربع)، متوسط (بین 150 تا 350 متر مربع) و بزرگ (350 تا 500 متر مربع) طبقه بندی شدند. گروه بندی پوشش گیاهی روزمینی در رابطه با این روشنه ها با تحلیل تطبیقی قوس گیری شده (DCA) انجام شد. همچنین، تشابه ترکیب گیاهی پوشش روزمینی با عمق های اول و دوم بانک بذر خاک ازطریق تشابه جاکارد بررسی شد. براساس نتایج، 71 گونه گیاهی در منطقه مورد مطالعه حضور داشتند که 26 گونه آن فقط در پوشش روزمینی، 24 گونه فقط در بانک بذر خاک و 21 گونه به صورت مشترک در پوشش روزمینی و بانک بذر خاک مشاهده شدند. گونه های Carex sylvatica Huds.، Carex riparia Curtis،Rubus hyrcanus Juz. وHypericum androsaemum L. گونه‏هایی بودند که در بیشتر موقعیت های مورد مطالعه، بیشترین حضور را در بانک بذر خاک داشتند. ترکیب گیاهی پوشش روزمینی روشنه ها با ترکیب بانک بذر خاک متفاوت بود. ضریب تشابه جاکارد نشان داد که تشابه ترکیب گیاهی بانک بذر خاک با پوشش روزمینی متناظر در روشنه های متوسط و کوچک و قطعه نمونه های شاهد در هر دو توده راش خالص و آمیخته، کمتر از روشنه های بزرگ بود. همچنین، تشابه بیشتری بین بانک بذر خاک و پوشش روزمینی در عمق اول خاک (صفر تا پنج سانتی متر) نسبت به عمق دوم خاک (پنج تا 10 سانتی متر) مشاهده شد. این تفاوت ها به ویژه با توجه به تغییر تشابه بانک بذر و پوشش گیاهی با تغییر اندازه روشنه بیانگر لزوم توجه به برنامه های مدیریتی و احیایی متناسب با هریک از خردزیستگاه های حاصل از روشنه است.

    کلیدواژگان: پوشش روزمینی، تحلیل تطبیقی قوس گیری شده، ترکیب گیاهی، تشابه جاکارد، عمق خاک
  • فرحناز رشیدی*، داریوش ناصری صفحات 61-72

    با گسترش روزافزون جنگل زدایی، افزایش فرسایش خاک و رسوب در پایین دست حوزه های آبخیز، ضرورت توسعه جنگل در این مناطق آشکارتر می شود. در همین راستا، پیش از هرگونه اجرای پروژه جنگل کاری باید مکان یابی مناطق مستعد و ارزیابی توان بوم شناختی منطقه مورد توجه قرار گیرد. هدف اصلی پژوهش پیش رو، بررسی قابلیت توسعه جنگل در حوزه آبخیز سقزچی چای شهرستان نمین استان اردبیل با استفاده از روش های ارزیابی چندمعیاره بود. ابتدا نقشه های کاربری سال های 1989 و 2019 با روش ماشین بردار پشتیبان با صحت کلی 5/95 درصد و ضریب کاپا 91/0 تهیه شد. با مقایسه دو نقشه فوق، اراضی جنگلی تخریب شده شناسایی شدند. این اراضی به عنوان مکان های با اولویت احیا و غنی سازی جنگل در منطقه معرفی شدند. در ادامه، 12 معیار با استفاده از روش های تحلیل شبکه ای و فازی به ترتیب وزن دهی و هم مقیاس شدند. درنهایت، روی هم گذاری لایه ها با روش ترکیب خطی وزنی انجام و نقشه تناسب جنگل کاری تهیه شد. نتایج نشان داد که 81/28 درصد از منطقه مورد مطالعه، پتانسیل زیاد یا خیلی زیادی برای توسعه جنگل دارند. معیارهای بارش، درجه حرارت و عمق خاک به عنوان مهم ترین عوامل برای توسعه جنگل شناخته شدند. تلفیق نتایج پتانسیل توسعه جنگل با کاربری فعلی جنگل نشان داد که 94/41 درصد از سطح جنگل های فعلی منطقه مورد مطالعه در طبقه با توان زیاد یا خیلی زیاد و 1/41 درصد نیز در طبقه با پتانسیل متوسط برای توسعه جنگل قرار گرفته اند. درمجموع، حوزه آبخیز سقزچی چای، قابلیت توسعه جنگل را داشت. همچنین، مدل فازی تحلیل شبکه ای (ANP Fuzzy) به خوبی قادر به شناسایی مناطق مناسب برای توسعه جنگل بود.

    کلیدواژگان: ارزیابی توان بوم شناختی، ارزیابی چندمعیاره، ترکیب خطی وزنی، توسعه جنگل
  • معصومه احمدی، مقداد جورغلامی*، باریس مجنونیان، شهرام خلیقی سیگارودی صفحات 73-84
    یکی از فعالیت های مهم مهندسی جنگل، تلاش برای کاهش رسوب در مسیرهای چوب کشی است. در پژوهش پیش رو، تاثیر استفاده از مالچ های مختلف با نرخ های متفاوت بر کاهش مقدار رسوب مسیرهای چوب کشی و مقایسه آن با مسیر چوب کشی بدون تیمار (فاقد مالچ) و جنگل شاهد (دست نخورده) بررسی شده است. این پژوهش به مدت 13 ماه (شهریور 1396 تا مهر 1397) در بخش نم خانه جنگل خیرود نوشهر در شرایط بارندگی طبیعی انجام شد. قطعه نمونه های شش متر مربعی در قالب سه تکرار برای تعیین مقدار رسوب استفاده شدند. سه تیمار مالچ طبیعی شامل خاک اره، لاش برگ و سرشاخه و کلش برنج با سه نرخ متفاوت (براساس وزن مواد) مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین مقدار رسوب مربوط به جنگل دست نخورده (شاهد) و بیشترین مقدار متعلق به مسیر چوب کشی بدون تیمار بود. در مقایسه با مسیر چوب کشی بدون تیمار، استفاده از مالچ های خاک اره، کلش برنج و لاش برگ و سرشاخه به ترتیب سبب کاهش مقدار رسوب به اندازه 1/13، 2/10 و 3/7 برابر شد. براساس نتایج این پژوهش، استفاده از مالچ به ویژه خاک اره سبب کاهش معنی دار مقدار رسوب تولیدی در مسیرهای چوب کشی می شود.
    کلیدواژگان: خاک اره، سرشاخه و لاش برگ، کلش برنج، کوبیدگی خاک، هیدرولوژی جنگل
  • محمدباقر محمودی*، یحیی کوچ، آتنا کیانمهر صفحات 85-96
    مشخصه های خاک جنگل می تواند به شدت تحت تاثیر فصل و گونه درختی باشد، اما پژوهش های اندکی، تاثیر تک درختان در فصل های مختلف را بر مشخصه های خاک بررسی کرده اند. در پژوهش پیش رو که در جنگل جلگه ای نور واقع در شمال کشور انجام گرفت، تاثیر چهار گونه درختی درختی انجیلی (Parrotia persica (DC.) C. A. Mey.)، اوجا (Ulmus minor Miller)، بلندمازو (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) و سفیدپلت (Populus caspica Bornm.) بر ویژگی های شیمیایی و زیستی خاک در دو فصل خزان (آبان 1395) و رویش (شهریور 1396) بررسی شد. با انتخاب پنج تکرار از هر گونه، نمونه های خاک از عمق 15 سانتی متری در چهارطرف تنه اصلی درختان برداشت شد. این نمونه ها تا روز آزمایش در دمای چهار درجه سانتیگراد نگهداری شدند. سپس، مشخصه های شیمیایی (کربن آلی، نیتروژن کل و نسبت کربن به نیتروژن) و شاخص های میکروبی خاک (تنفس پایه، کربن و نیتروژن زی توده میکروبی و نسبت آن ها) اندازه گیری و محاسبه شد. به منظور بررسی آماری مشخصه ها از تجزیه واریانس دوطرفه و برای مقایسه میانگین ها از آزمون چنددامنه ای دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که برخلاف شاخص های میکروبی، مشخصه های شیمیایی خاک تحت تاثیر تغییرات فصل قرار نمی گیرند. کربن زی توده میکروبی، نسبت کربن به نیتروژن زی توده و درصد کربن آلی در خاک بستر بلندمازو بیشتر بود، درحالی که بیشترین نیتروژن زی توده میکروبی و درصد نیتروژن کل و کمترین نسبت کربن به نیتروژن در خاک بستر سفیدپلت مشاهده شد. در یک نتیجه گیری کلی، سفیدپلت به دلیل های ذکرشده می تواند شرایط مناسب تری را برای فعالیت های میکروبی نسبت به گونه های دیگر فراهم کند، بنابراین پیشنهاد می شود که این گونه برای بهبود کیفیت خاک منطقه موردتوجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تک درخت، تنفس پایه، زی توده میکروبی، کربن، نیتروژن
  • محسن فاضلی ورزنه* صفحات 97-109
    پژوهش پیش رو، با هدف بررسی تطبیقی وضعیت پژوهش های علمی حوزه جنگل های هیرکانی در سطح کشور، سازمان، پژوهشگر و نشریه انجام شد. این پژوهش برای بازه زمانی 2010 تا 2019 با رویکرد علم سنجی و در نظر گرفتن جامعه پژوهش شامل 376 مدرک حوزه پژوهش های جنگل های هیرکانی نمایه شده در Web of Science انجام شد. برای تحلیل ها از نرم افزار HistCite و برای ترسیم شبکه های همکاری از نرم افزار VOSviewer استفاده شد. براساس نتایج، ایران با 335 مدرک مربوط به جنگل های هیرکانی، رتبه اول شاخص تخصص نسبی را با اختلاف قابل ملاحظه نسبت به کشورهای دیگر به خود اختصاص داد. در بین 10 سازمان پرتولید این حوزه، نه سازمان در ایران قرار دارند و یک سازمان نیز دانشگاه توسکیا ایتالیا بود. دانشگاه تهران با 104 مدرک در رتبه اول قرار داشت. مقداد جورغلامی از دانشگاه تهران با 20 مقاله، پرتولیدترین پژوهشگر این حوزه بود. در بین 10 پژوهشگر برتر، دو نفر از دانشگاه توسکیا و بقیه از ایران بودند. Journal of Forestry Research با انتشار 21 مقاله مربوط به جنگل های هیرکانی در رتبه اول مجلات هسته این حوزه جای گرفت. به طور کلی، نتایج حاکی از جایگاه خوب ایران در حوزه مربوطه است که باتوجه به سهم بسیار زیاد کشور از جنگل های هیرکانی، امری طبیعی است. در یک ارزیابی کلی، انتشارات و استنادات این حوزه بین سال های مورد مطالعه، رشدی مثبت داشته اند.
    کلیدواژگان: پژوهش های علمی، شاخص تخصص نسبی، همکاری علمی
|
  • Seyede Sara Nourolahi, Ramin Rahmani *, Hashem Habashi, Daniele Castagneri Pages 1-13
    In continuous cover forestry, the evaluation of forest structure by sampling plots is an important source of information for monitoring biodiversity and resistance criteria in forest ecosystems. Therefore, a precise and accurate sampling design to estimate the structural attributes is required. This study aimed to investigate the impact of plot area on variability and estimates of 1) traditional structural attributes including basal area, density and volume of living trees, and 2) unconventional structural attributes including the number of large trees, total deadwood volume, and the number of large deadwood elements. For this purpose, a 16-ha permanent research plot was divided into 256 0.0625-ha plots, in which all information on living trees and deadwoods was collected. Then, the traditional and unconventional structural attributes were calculated for all sample plots of different sizes (0.0625, 0.125, 0.25, 0.375, 0.5625, 0.75, and 1 ha), followed by calculating the coefficient of variation for each attribute. The results showed that the variability of the structural attributes decreased with increasing plot area. The coefficient of variation on unconventional structural attributes is generally higher than traditional attributes. By calculating the minimal number of plots within a 20% mean error, it was found that the small plots (0.026 and 0.125 ha) are more appropriate for estimating the structural attributes including basal area, density, the volume of living trees, and the number of large trees. Moreover, large plots (0.5625, 0.75, and 1 ha) are more effective to estimate the structural attributes including total deadwood volume and the number of large deadwood elements.
    Keywords: Coefficient of variation, continuous cover forest management, intact forest, traditional structural attributes
  • Seyed Ehsan Sadati *, Mostafa Khoshnevis, Hasan Ghelichnia, Ramezan Ali Khorrami, Seifolla Khorankeh Pages 14-29

    As part of project of identification and introducing old trees of Iran, this study was conducted to identify the old trees of the Mazandaran province and their ecological characteristics. Based on comprehensive field survey, 182 old trees were identified and recorded. Thirty three trees and shrub species were identified, among them chestnut-leaved oak (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) with 30 trees was the most frequent species. Also, Siberian elm (Zelkova carpinifolia (Pall.) Dipp.) with 29 trees and plane tree (Platanus orientalis L.) with 21 trees, followed by wild pear (Pyrus Boissieriana Buhse), ironwood (Parrotia persica (DC.) C. A. Mey.), false walnut (Pterocarya fraxinifolia (Lam.) Spach), olive (Olea europaea L.), silk tree (Albizia julibrissin Durazz.) were the recorded species. The species of Quercus castaneifolia C. A. Mey. as the highest diameter and longest tree (60.4 m) in Iran was identified and its information was recorded. The long-lived trees were generally in sea side to 3000 m altitude. The most distribution was found in none slope and aspects (flat). Also the old trees had the most frequency in 400> m class. The highest mean diameter were in 400-1600 m and the highest crown area recorded at the slope range of 0 to 60%. The oldest tree in the province was estimated to be an 850-900 years old plane in Kinj, followed by an individual yew (Taxus baccata L.) of 400-450 years old in Gazo of Savadkouh, a juniper (Juniperus excels M. B.) with 850-950 years old in Babol, a Quercus castaneifolia with 550-600 years old in Bandpey of Babol, and a maple tree (Acer velutinum L.) of 650-700 years old in Tonekabon. The sites embracing the old trees included Sordar, Javaherdeh in Ramsar, Hassanabad in Chaloos, Kordmir of Chahardangeh-Sari, and Nour forest park, which should be specifically protected.

    Keywords: Crown area, high diameter trees, Hyrcanian forests, longevity, topography
  • Fatemeh Ahmadloo *, Rafatollah Ghasemi, Mohsen Calagari, Azadeh Salehi Pages 30-43

    A set of phonological, vegetative and morphological data of eight clones of Populus nigra L. were collected and recorded on 9-year-old trees in the Alborz Research Station in Karaj during 2010 to 2019. The phenology results of poplar clones showed that the leaves were opened earlier in P.n.62/127 in mid-March and opened later in P.n.56/72 in mid-April than the other clones. The flowers were opened earlier in P.n.62/127 in early Marchand opened later in P.n.56/72 in early April than the other clones. Also, seed ripening and dispersal in P.n.62/149 began annually earlier than other female clones in late April. Full leaves fall were earlier in P.n.56/72 in early December and later in P.n.62/127 in late December than other clones. The shortest length of the growth period was in P.n.56/72 and longest was in P.n.62/127. The results of the vegetative characteristics analysis showed that there is the highest average volume growth increment in P.n.62/154 with 40.72 m3/ha/y. Also, study of morphological characterization showed that the trunk shape of all clones is straight except P.n.62/149 and their crown form are closed to somewhat open. There are maximum percentage of dry matter, leaf area and angle between the main vein and the second vein in P.n.62/191. Basic leaf base trait of clones is partially wedge-shaped to round wedge. There is considerable variation among the studied clones in terms of leaf and bud morphological characteristics.

    Keywords: AVERAGE ANNUAL GROWTH, bud shape, Growth period, leaf characteristics, Populus nigra
  • Shirzad Geraili, Mehdi Heidari *, Javad Mirzaei, Vahid Etemad, Mehrdad Zarafshar Pages 44-60

    To study the effect of canopy gaps on aboveground plant composition and permanent soil seed bank in mixed and pure stands of oriental beech (Fagus orientalis lipsky), artificial and natural canopy gaps with different sizes considered at the Hajikola-Tirankli forest plan, Sari. All canopy gaps were grouped in different classes including small (less than 150 m2), medium (150-350 m2), and large (350-500 m2) sizes. The variation of aboveground vegetation composition in response to the gap characteristics was surveyed by Detrended correspondence analysis (DCA), and similarity of the aboveground vegetation with soil seed bank in the two depths was compared using the Jaccard similarity index. In total, 71 plant species were identified in the region, from which 26 belonged to above ground, 24 species to soil seed banks and 21 species were similar for both sections. Species such as Carex sylvatica Huds. Carex riparia Curtis, Rubus hyrcanus Juz. and Hypericum androsaemum L. were dominant in the soil seed bank. In addition, results showed that plant composition in vegetation differed with a soil seed bank. The Jaccard similarity index indicated that the similarity rate of aboveground vegetation and the corresponding seed banks under large gaps was higher than those of small/medium gaps and control plots. Moreover, the similarity rate between soil seed bank in the upper layer (0-5 cm) with above-ground vegetation composition was higher compared with the deeper layer (5-10 cm). These differences, especially with regard to the variation of similarity between the soil seed bank and vegetation across a range of gap sizes calls for increased attention to management and rehabilitation measures that are appropriate for each of the microhabitats created by the canopy gaps.

    Keywords: Aboveground vegetation, Jaccard index, Plant composition, seed
  • Farahnaz Rashidi *, Daryosh Naseri Pages 61-72

    Increasing the expansion of deforestation in forested areas and increasing soil erosion and sediment in downstream of watersheds there necessitates forest development in those areas. So, before any forestry project, site selection of prone areas and land capability evaluation should be considered. The aim of this research was to study forest expansion capability using multi-criteria evaluation method in Saqezchichay watershed located in Namin, Ardabil province. First, land use maps for years 1989 and 2019 were prepared using the Support Vector Machine algorithm (Kappa coefficient = 0.91 and overall accuracy = 95.5%). Then, the degraded forestlands were identified and introduced as priority sites for reforestation. In the next step, 12 criteria were weighted using Analytical Network Process and were transformed to the same scale using the Fuzzy method. Finally, all layers were overlaid by the WLC method and resulted in a forestry capability map. Results showed that 28.81 percent of this area have a high or very high potential for reforestation. Moreover, precipitation, temperature, and soil depth were recognized as the most important criteria. The integrated map of the current forest area and the potential map revealed 41.94 percent of the current forest area was in an area with high or very high potential class, whereas 41.1 percent was located in an area with a moderate potential class for forest expansion. Based on the results, the study area has the capability for forest expansion. In addition, the ANP Fuzzy approach was able to identify suitable areas that are appropriate for forest expansion.

    Keywords: Forest expansion, land capability evaluation, Multi-criteria evaluation, weighted linear combination
  • Masoume Ahmadi, Meghdad Jourgholami *, Baris Majnounian, Shahram Khalighi-Sigaroodi Pages 73-84
    The role of forest engineering is crucial for restoring and reclaiming of skid trails, one of these being to reduce sediment yields along the trails. This study aimed to measure sediment yield in the skid trails covered by different organic mulches and to compare it with an untreated trail and control plot (i.e., undisturbed forest). This research was conducted for 13 months (from September 2017 to October 2018) in the Namkhaneh district, Kheiroud forest, Nowshahr under the natural rainfall condition. Six-square-meter plots were used in three replications to determine the amount of sediment. Three natural mulch treatments were used in this study, including sawdust, leaf litter, and straw, and there were mulched at three different rates (based on material weight). The highest and lowest amount of sediment was obtained in the untreated skid trail and undisturbed forest, respectively. Our results demonstrated that the application of sawdust, straw, and leaf litter mulches reduced the sediment yield by 13.1, 10.2, and 7.3 times compared to the untreated trail, respectively. Overall, it can be concluded that the application of mulches, especially sawdust, has a significant impact on sediment reduction.
    Keywords: Forest hydrology, leaf litter, Sawdust, soil compaction, straw
  • Mohammadbagher Mahmoodi *, Yahya Kooch, Atena Kianmehr Pages 85-96
    Forest soil characteristics can be strongly influenced by tree species and seasons. A few studies have been carried on the effect of single trees in different seasons on soil characteristics. Therefore, in this study, the effect of Parrotia persica (DC.) C. A. Mey., Ulmus minor Miller, Quercus castaneifolia C. A. Mey. and Populus caspica Bornm. species on some of chemical and microbial features of topsoil were considered in the fall (November 2016) and summer (August 2018) seasons in plain forest of Noor city (Mazandaran province, northern Iran). Five replication of each species was regarded; soil samples were taken from 15 cm of depth under tree canopy cover from four sides of the tree trunk and kept at 4° C for experimentation. Afterward, some chemical characteristics [i.e. organic carbon (C), total nitrogen (N) and C/N ratio], and microbial indices [i.e., basal respiration, microbial biomass carbon (MBC) and nitrogen (MBN) and their ratio] were measured and calculated. Two-way ANOVA and the Duncan multiple tests were employed to analyzing statistical characteristics. Results showed that seasonal changes, in spite of significant differences in microbial indices, had no effect on chemical characteristics. The highest MBC, MBC/MBN ratio, and organic carbon content were observed in the soil of Q. castaneifolia, while MBN and total N content were higher in soil of P. caspica. The findings indicated that P. caspica due to having the highest MBN, total N, and lowest C/N ratio, creates better conditions for microbial activities than other species and can be considered to improve soil quality in the region.
    Keywords: Basal respiration, Carbon, Microbial biomass, nitrogen, single tree
  • Mohsen Fazeli-Varzaneh * Pages 97-109
    The purpose of this study was to compare the status of the Hyrcanian forests research in the level of the country, organization, researcher, and journal. The Scientometrics approach is used for this research. The population of this study consists of 376 Hyrcanian forests indexed in the Web of Science. The study was conducted during 2010-2019. HistCite software was used for further analysis and VOSviewer software has been used to drawing collaboration networks. Findings showed that Iran was in the first place with 335 documents and a very high degree of RSI, compared to the rest of the countries. Of the top 10 most productive organizations in this field, nine were Iranian-affiliated, and another was the University of Tuscia, Italy. The University of Tehran ranked first with 104 documents. Meghdad Jourgholami from the University of Tehran with 20 documents was the most productive researcher in this field. Among the top 10 most productive researchers were two from Italy and the rest were from Iran. The Journal of Forestry Research topped the list with 21 articles in the field. In general, the results indicate Iran's good position in this field, which is natural given the high share of Hyrcanian forests in Iran. Also, publications and citations in this field have been positive growth throughout the years under study.
    Keywords: Relative Specialization Index (RSI), scientific cooperation, Scientific research