فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 24 (خرداد 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/13
  • تعداد عناوین: 13
|
  • علی اکبر صلاحی، آناهیتا قدوسی * صفحات 1-11

    پژوهش حاضر با هدف بررسی هویت و هوش معنوی بر خلاقیت انجام شد. روش پژوهش کمی و از نوع همبستگی بود. حجم نمونه 50 نفر بصورت در دسترس که در سال 99، تهران بودند، انجام شد. به منظور سنجش متغییرها از آزمون سبک های هویت صلاحی، پرسشنامه هوش معنوی بدیع و همکاران و پرسشنامه سنجش خلاقیت تورنس استفاده گردید. برای تحلیل داده ها و نتیجه گیری، فرضیه اصلی از روش آماری تحلیل واریانس و برای فرضیه های فرعی ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج آماری حاصله از .sig در تحلیل واریانس نمره 001/0 و 238/0 بود، به ترتیب نشان داد بین هویت و هوش معنوی رابطه معناداری وجود دارد، اما بین هویت و خلاقیت رابطه معناداری وجود ندارد. زیرا نمره sig. بزرگتر از 0.05 شد. نمره sig. برای فرضیه های فرعی 0.000، 0.000 و 0.143 بود، به ترتیب بین هویت و هوش معنوی، هویت و خلاقیت رابطه معنادار وجود دارد اما بین خلاقیت و هوش معنوی رابطه معناداری پیدا نشد.

    کلیدواژگان: هویت، هوش معنوی، خلاقیت
  • دیانا حبیبی *، مجتبی امیری مجد، علیرضا کریمی صفحات 12-23

    با توجه به این‌که کودکان باعزت نفس پایین مستعد ابتلا به افسردگی هستند و از طرفی علایم افسردگی بر کیفیت زندگی، عملکرد تحصیلی و کارکرد اجتماعی آن‌ها تاثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین تروماهای اوایل زندگی و طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه به‌عنوان پیش‌بین ابعاد افسردگی در نمونه‌ای از دانش آموزان 7-11 ساله بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی از نوع خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. از همه شرکت‌کنندگان خواسته شد به پرسشنامه‌ی افسردگی کودکان و نوجوانان، پرسشنامه‌ی تروماهای دوران کودکی و پرسشنامه‌ی طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه برای کودکان پاسخ دهند. به‌طورکلی، یافته‌ها نشانگر این هستند ترکیب خطی از متغیرهای پیش‌بین با افسردگی همبستگی چندگانه معنی دارد (21/5=F و 01/0 P=) بر این اساس می‌توان بیان داشت که سوال پژوهش حاضر تایید می‌شود. باملاحظه‌ی نتایج دریافت که از بین متغیرهای پیش‌بین، تروماهای اوایل زندگی 01/0 p=و 16/0- = و طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه 05/0 p=و 07/0- = نقش معنی‌داری در پیش‌بینی افسردگی دارد.

    کلیدواژگان: افسردگی، تروما، طرح واره، کودکان
  • سید یوسف ساداتی پایین رودپشتی *، عاطفه حاجی تبار صفحات 24-43

    در پژوهش حاضر محقق با هدف تحلیل محتوای کتب مطالعات اجتماعی پایه سوم و چهارم دوره ابتدایی در خصوص جهت گیری مناسب فرهنگ کار، به مطالعه پرداخته است. برای انجام تحقیق از شیوه تحلیل محتوا استفاده شده است. با تحلیل واحدهای گوناگون کتاب های مطالعات اجتماعی پایه سوم و چهارم دوره ابتدایی و با استفاده از چک لیست محقق ساخته به ارزیابی مولفه های فرهنگ کار در محتوای کتاب های مذکور پرداخته شده است. یافته ها حاکی از آن است که از لحاظ میزان توجه به مولفه های فرهنگ کار در کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم، بیشترین میزان توجه به مولفه احساس مسئولیت (7/19 درصد) و رعایت نظم در کار (9/13 درصد) و کم ترین میزان توجه به مولفه خیرخواهی در کار (7/8 درصد) بوده و در کتاب مطالعات اجتماعی پایه چهارم بیشترین میزان توجه به مولفه همکاری و همدلی (2/24 درصد) و احساس مسیولیت در کار (1/21 درصد) و کم ترین میزان توجه به مولفه نگرش مثبت درکار (1/2درصد) می باشد. همچنین در کتاب های ذکر شده، در پایه سوم از لحاظ توجه به مولفه های فرهنگ کار برحسب نوع محتوا، بیشترین فراوانی در تصاویر و در پایه چهارم بیشترین فراوانی در متن بوده است. در تبیین این یافته ها می توان چنین گفت که در کتاب های پایه سوم و چهارم مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی به صورت متقارن و یکنواخت به مولفه های فرهنگ کار توجه نشده است.

    کلیدواژگان: مولفه های فرهنگ کار، مطالعات اجتماعی، دوره ابتدایی
  • صابر شفیعی *، محمدرضا پراز، حبیب الله هاشمی صفحات 44-55

    هر نظام آموزشی برای رسیدن به اهداف خود باید داری برنامه درسی جامع و کامل باشد لذا بدون داشتن برنامه ای جامع و کامل نمی توان به اهداف مورد نظر رسید. برنامه درسی انواعی دارد که هرکدام جای بحث بسیاری دارد که یکی از این برنامه ها برنامه درسی پنهان است که اگر چه نوشته نمی شود اما تاثیر به مراتب بیشتر از انواع دیگر برنامه ها بر یادگیری دارد. مقاله حاضر از نوع مقالات مروری- کتابخانه ای می باشد که با توجه به نظرات اندیشمندان و صاحب نظران نگاشته شده است. هدف از نوشتن این مقاله آگاهی و حساسیت بیشتر مجریان تعلیم و تربیت نسبت به یادگیری متربیان است همچنین هدف دیگراین است که مربیان دقت بیشتری نسبت به هر آنچه که متربیان را احاطه کرده است، داشته باشند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که برنامه درسی پنهان تاثیری به مراتب بیشتر نسبت به سایر برنامه های درسی بر متربیان دارد و باید مورد توجه مربیان قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: برنامه درسی پنهان، آموزش، دانش آموز
  • حامد نوروزی وند *، صابر شفیعی صفحات 56-65

    مقاله حاضر از نوع مروری- کتابخانه ای است که به بررسی تا ثیر روش تدریس حل مسیله بر یادگیری دانش آموزان می پردازد. هدف از نگارش این مقاله، آگاهی بیشتر معلمان نسبت به این روش تدریس و اهتمام جدی در بکارگیری این روش تدریس به عنوان عاملی بر یادگیری بیشتر و بهتر دانش آموزان است. نتیجه این مقاله نشان می دهد که روش تدریس حل مسیله تاثیر مثبتی بر یادگیری دانش آموزان دارد و یادگیری دانش اموزان را افزایش می دهد.

    کلیدواژگان: یادگیری، روش تدریس، حل مسئله
  • صباح عبدی *، امیرعلی زاده صفحات 66-76
    مقدمه

    هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتب درسی دوره‌ی ابتدایی از نظر میزان توجه به آموزش جرات مندی در سال تحصیلی 98-97 می‌باشد.

    روش

    پژوهش حاضر توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمی با به کار گیری روش آنتروپی شانون می‌باشد. جامعه‌ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه‌ی کتب درسی دوره‌ی ابتدایی می باشد که از این میان با نظر اساتید و متخصصان با روش نمونه گیری هدفمند کتاب‌های فارسی خوانداری و تعلیمات اجتماعی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتوا می باشد که بر اساس مبانی نظری، تعاریف و نظر متخصصان تعلیم و تربیت تهیه و تدوین شده است.

    یافته‌ها

    نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مولفه‌ی رد درخواست غیر منطقی دیگران دارای کمترین بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت و مولفه‌ی آغاز و ادامه‌ی تعاملات اجتماعی دارای بیشترین بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت در زمینه‌ی آموزش مولفه‌های جرات مندی می باشند. همچنین از میان کتب درسی دوره‌ی ابتدایی، فارسی خوانداری دوم دارای بیشترین ضریب اهمیت و فارسی اول ابتدایی دارای کمترین ضریب اهمیت در زمینه‌ی آموزش مولفه های جرات مندی می باشند و در مجموع کتب فارسی دوره‌ی ابتدایی نسبت به کتب تعلیمات اجتماعی دوره‌ی ابتدایی در زمینه‌ی آموزش جرات مندی عملکرد مطلوب تری داشته اند.

    بحث و نتیجه‌گیری

    پژوهش حاضر حاکی از توجه اندک و نامتوازن کتابهای درسی پایه‌های مختلف در، انعکاس مولفه‌های جرات مندی می باشد.

    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، جرات مندی، تعلیمات اجتماعی، فارسی، دوره ی ابتدایی
  • لیلا عبدالرحیمی نوشاد * صفحات 93-103

    هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سیستم های مغزی رفتاری و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی نشانه های اضطراب وافسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است از بین جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به مراکز دیابت و کلینیک‌های تخصصی غدد شهر تبریز در سه‌ماهه آخر سال 1397، 140 بیمار مبتلابه دیابت نوع 2 پس از تشخیص پزشک معالج، با لحاظ کردن معیارهای ورود و خروج به پژوهش انتخاب شدند و پرسشنامه‌های سیستم های مغزی رفتاری (کارور رایت 1994)، پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و پرسشنامه اضطراب، افسردگی و استرس (DASS21) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد که هر سه زیرمجموعه‌ی سیستم فعال‌ساز رفتاری شامل سایق، پاسخ‌دهی به پاداش و جستجوی لذت نقش عمده‌ای در پیش‌بینی نشانه‌های اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا دارند از بین راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان نیز ارزیابی مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی و پذیرش و از بین راهبردهای ناسازگارانه، ملامت خود و ملامت دیگران توانستند نشانه‌های اضطراب وافسردگی را پیش‌بینی نمایند. با توجه به نقش سیستم های مغزی رفتاری و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در نشانه‌های اضطراب افسردگی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2، لزوم توجه به این دسته از عوامل روان‌شناختی در برنامه‌های درمانی و پیش‌گیری ضرورت دارد.

    کلیدواژگان: سیستم های مغزی رفتاری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، اضطراب، افسردگی، دیابت نوع 2
  • مژده کریم زاده محمدآبادی * صفحات 104-130

    مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی ذهن آگاهی بر پایستگی تحصیلی، فرسودگی تحصیلی و زورگویی سایبری انجام-یافته است. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، 30 نفر (دختر) از بین دانش آموزان پایه ی متوسطه ی منطقه ی بادروی واقع در شهرستان نطنز، به‌عنوان نمونه ی پژوهش انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش نیمه آزمایشی (پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل)، متعاقبا سه پرسش نامه ی پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008)، فرسودگی تحصیلی برسو (1997) و زورگویی سایبری پاتچین و هیندوجا (2011) به انضمام برگه ی اطلاعات جمعیت‌شناسی و راهنمای تکمیل پرسش نامه ها، در اختیار آزمودنی های پژوهش قرار گرفتند. درنهایت، داده ها با استفاده از آزمون های آماری ANCOVA و MANCOVA توسط نسخه ی 22 نرم افزار SPSS مورد تجزیه‌ و تحلیل آماری قرار گرفت. تحلیل ها مبین این نکته هستند که برنامه ی آموزشی ذهن آگاهی، از یک‌ طرف باعث بهبود در وضعیت پایستگی تحصیلی (01/0<p) و از طرف دیگر کاهش میزان فرسودگی تحصیلی و زورگویی سایبری است (01/0<p). بنابراین توجه بر نقش برنامه ی آموزشی ذهن آگاهی در حوزه ی تعلیم و تربیت، به ویژه در حیطه ی انگیزش تحصیلی، می تواند حایز اهمیت فراوان باشد.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، پایستگی تحصیلی، فرسودگی تحصیلی، زورگویی سایبری
  • مطهره گلبرگ خناچاه *، مهناز خسرو جاوید، سید موسی کافی ماسوله، ابراهیم میرزاجانی، مرجان مهدوی روشن صفحات 131-144

    هدف از این پژوهش، مروری بر تعریف، توصیف و ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی بر اساس ویرایش پنجم راهنمای آماری و تشخیصی اختلال های روانی (DSM5) می باشد. به همین منظور، ابتدا تعریف و توصیفی از افسردگی ارایه شده است. این راهنما دو نوع کلی اختلال های خلق را مشخص کرده است. اختلال هایی که فقط شامل علایم افسردگی اند و اختلال هایی که علایم شیدایی را نیز در بر می گیرند. اختلال های خلقی در این ویرایش شامل اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسردگی مقاوم (افسرده خویی)، اختلال ملال پیش از قاعدگی ، اختلال بی نظمی های خلقی آشفته ساز ، اختلال دوقطبیI ، اختلال دو قطبی II ، ادواری خویی است. بطورکلی چهار دسته نشانه برای افسردگی درنظر گرفته می شود: نشانه های خلقی، شناختی، انگیزشی و جسمانی. ویژگی های افسردگی عبارتند از : روحیه ی افسرده، کاهش علاقه و لذت، تغییر در اشتها یا وزن ، اختلال خواب، تغییرات روانی حرکتی، کاهش انرژی و خستگی، احساس بی ارزشی یا گناه، اختلال در تفکر و تمرکز، فکر مرگ و خودکشی، عدم توجیه با وضعیت پزشکی. برای در نظر گرفتن تشخیص افسردگی وجود پنج یا تعداد بیشتری از نشانه ها در طول مدت دو هفته ضروری است، بطوری که موجب تغییر در عملکرد گذشته فرد شود. این نشانه ها باید شامل خلق افسرده یا نبود علاقه و لذت نیز باشد. نرخ شیوع 12 ماهه افسردگی اساسی حدود 7 درصد است. در ادامه مقاله نرخ شیوع افسردگی در ایران، همبودی، پیامدهای افسردگی، تفاوت های جنسیتی و تشخیص افتراقی نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

    کلیدواژگان: تعریف و توصیف افسردگی، ملاک های تشخیصی افسردگی، DSM5
  • ملیحه جعفری صحرارودی * صفحات 145-159

    هدف از انجام پژوهش حاضر رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با سازگاری و شادکامی در دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان فسا بود. به لحاظ ماهیت و اهداف، این پژوهش از نوع کاربردی و برای اجرای آن از روش همبستگی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دختر شهرستان فسا می باشند بود که در سال 96-1395 در آنجا مشغول به تحصیل بودند که تعداد 200 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از روش نمونه‏ گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. برای گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده الگوهای ارتباط خانواده کویرنرو فیتزپاتریک، مقیاس سازگاری، مقیاس شادکامی اکسفورد ارگیل، علی پور و نوربالا استفاده شد، که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامه ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. در سطح آمار توصیفی از آمارهایی نظیر میانگین و انحراف معیار استفاده شد. در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتیجه حاصله نشان داد که بین الگوهای ارتباطی خانواده با سازگاری دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد، بین الگوهای ارتباطی خانواده با شادکامی دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد، الگوهای ارتباطی خانواده قادر به پیش بینی معنادار سازگاری دانش آموزان می باشند و الگوهای ارتباطی خانواده قادر به پیش بینی معنادار شادکامی دانش آموزان می باشند.

    کلیدواژگان: الگوهای ارتباطی خانواده، سازگاری، شادکامی
  • وحید طالبی طادی *، فهیمه موسوی نجفی، حورا فروزنده اصفهانی، فاطمه رسولی جزی، فریده شمس قهفرخی صفحات 160-171

    نارساخوانی در کودکان از اساسی‌ترین مشکلاتی است که کودکان با ناتوانی‌های ویژه یادگیری با آن مواجهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان ذهن‌آگاهی بر کارکردهای اجرایی و اضطراب کودکان نارساخوان انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کودکان نارساخوان منطقه پیربکران اصفهان در سال تحصیلی 97 – 98 بود. در این پژوهش تعداد 30 نفر از کودکان نارساخوان با روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه چینش گردیدند. گروه آزمایش مداخله ذهن آگاهی را طی دو و نیم ماه و هفته‌ای یک جلسه 45 دقیقه‌ای دریافت کردند. آزمون خواندن و نارساخوانی نما (کرمی‌نوری و مرادی،1387)، پرسشنامه کارکردهای اجرایی (جیوآ و دیگران، 2000) و پرسشنامه اضطراب اسپنس(اسپنس و همکاران، 2003) از موارد استفاده‌شده در این پژوهش بود. داده‌های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی بر کارکردهای اجرایی و اضطراب کودکان نارساخوان تاثیر معناداری داشته است (001/0 < p). بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که درمان ذهن آگاهی می‌تواند به عنوان یک درمان کارآمد برای افزایش کارکردهای اجرایی و کاهش اضطراب کودکان نارساخوان استفاده شود.

    کلیدواژگان: نارساخوانی، ذهن آگاهی، کارکردهای اجرائی، اضطراب
  • سکینه راسخی *، فرهاد شوره کندی صفحات 172-184

    این مطالعه با هدف مطالعه میزان استقرار فنآوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس دوره دوم متوسطه و میزان به کارگیری آن در فرآیندهای آموزشی در مدارس آموزش و پرورش ناحیه یک تبریز انجام شد.در این مطالعه توصیفی – پیمایشی 186 نفر از معلمان مدارس دوره دوم متوسطه آموزش و پرورش ناحیه یک تبریز در سال تحصیلی 1397- 1396 با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. از پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی (8/0) آن مورد تایید قرار گرفت، برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss و به کمک آمار توصیفی و آزمون T تک نمونه ای نشان داد که : در مدارس دوره دوم متوسطه میزان استقرار عوامل فنی فنآوری اطلاعات و ارتباطات در حد متوسط و این میزان در عوامل مدیریتی و انسانی در حد پایین تر از متوسط و میزان به کارگیری آن در فرآیندهای آموزشی در مدارس آموزش و پرورش ناحیه یک تبریز در حد متوسط است.

    کلیدواژگان: فن آوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش مجازی، عوامل انسانی، عوامل فنی، عوامل مدیریتی
|
  • Sanam anisi Pages 77-92

    The aim of this research was to investigate the relationship between personality traits and selfesteem with career innovation in working people with correlation-based quantitative methods. For this purpose, we selected at convenience a sample of 110 employees (61 women and 49 men) by simple random sampling method. The research variables were measured by the questionnaires of five major factors of McCray and Costa's short form personality, Eysenck self-esteem, and Career Innovation Questionnaire. We used the statistical method of multivariate linear regression and Pearson correlation and statistical software of SPSS version 23 to analyze statistical data. The findings showed that there was a significant correlation between self-esteem and career innovation with a correlation coefficient of 0.35 and a significance level less than 0.01. As a result, there is a significant relationship between selfesteem and career innovation. The findings for predicting career innovation based on personality traits and self-esteem are as follows: self-esteem is of a significance level less than 0.01, extroversion with a significance level less than 0.01, conscientiousness with a significance level less than 0.01. According to the corrected determination coefficient, the subscales of neuroticism, extraversion, openness to experience, agreement, conscientiousness, and self-esteem predict 28% of the variance of career innovation.

    Keywords: personality traits, self-esteem, career innovation, creativity