فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 4 (پیاپی 28، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • زینب ترابی، کبری نودهی*، ابراهیم ابراهیمی، محمدطاهر لبافچی صفحات 1-25
    انس سعدی با قرآن کریم، به عنوان والاترین جلوه گاه فرهنگ اسلامی، میزان اثرپذیری وی از قرآن را بسیار نظرگیر نمود. برخی از عمده ترین مولفه های قرآنی که سعدی به شدت متاثر از آنها بود، عبارتند از: تعلیمی بودن بوستان و گلستان به عنوان محوری ترین ویژگی برداشت شده از قرآن، سادگی و روشنی کلام، حکایت ها و مثل ها، زبان مطایبه و طنز، آهنگین بودن کلام و ایجاز هنرمندانه. پژوهش حاضر، ادب تعلیمی و برخی ابزارهای تفهیم آن را به منزله ی موثرترین شیوه های جذب مخاطب در قالب مطالعات میان رشته ای در قرآن و شاهکارهای سعدی مورد بحث قرار داده است. روش تحقیق نظری- استنادی و مبتنی بر داده های قرآنی بوده و هدف نوشتار حاضر آن است که با تبیین برخی راهکارهای اثرگذاری بر مخاطب، تاثیر فرهنگ قرآنی بر دیدگاه سعدی را در این زمینه بررسی نماید. داده های پژوهش نشان داد که عمده ترین عامل توفیق سعدی در اثرپذیری از قرآن، انتخاب نوع ادبی ادبیات تعلیمی با زبانی بسیار ساده و همه فهم بود که ضمن رعایت زبان موسیقایی و لحن کلام برگرفته از ایجاز و اعجاز قرآن کریم، اثرپذیری هنرمندانه ی خود را از این منبع لایتناهی به حد اعلی رسانید؛ به گونه ای که همین بهره گیری عمیق از آموزه های قرآنی را می توان راز رسیدن به نوعی التذاذ ادبی پس ازمطالعه ی شاهکارهای سعدی برشمرد.
    کلیدواژگان: قرآن، جذب مخاطب، ادب تعلیمی، بوستان، گلستان
  • محمدابراهیم خلیفه شوشتری، رحیم لطفی* صفحات 27-44

    خداوند در قرآن کریم با استفاده از تکنیک ها و شیوه های مختلف، درصدد برجسته سازی مفاهیم و معانی موردنظر خویش است. بدین واسطه، آن مفاهیم را پررنگ و در دل مخاطبین جای می دهد. خوانندگان و مردم نیز با مطالعه قرآن یا شنیدن آن، خیلی زود، جذب آن مفاهیم گشته و تربیت و هدایت بشر که هدف اصلی قرآن کریم است به منصه ظهور می رسد. هدف از این پژوهش، شناخت و بررسی این واژگان و چگونگی گزینش واژگان برای برجسته سازی، شناخت نوع واژگان برجسته شده، شیوه های برجسته سازی قرآن کریم و واکاوی کارکرد آنهاست تا ثقل معنایی و مفهومی واژگان قرآن کریم ونیز فصاحت و اعجاز آن را آشکار گردد. مساله اصلی این پژوهش پیرامون این موضوع می چرخد که سوره غافر که سوره ای مکی است، در کدام گروه از واژگان از شیوه برجسته سازی استفاده کرده است، علت و انتخاب این فرایند چه بوده و بار معنایی و عاطفی واژگان برجسته شده چیست. نتیجه پژوهش نشان می دهد که این موارد در قرآن، متعدد و متنوع است و شامل مواردی چون خلاقیت و نوآوری، تکرار و توازن، ترادف و تناسب و تقابل و تضاد می باشد که این پژوهش درصدد بررسی آن ها بر اساس روش توصیفی تحلیلی است.

    کلیدواژگان: سوره غافر، برجسته سازی، سبک شناسی، لایه واژگانی
  • شیدا قاسمی فیروزآبادی*، تقی پورنامداریان، علیرضا شعبانلو صفحات 45-81
    «دوگانه ها» در انتقال معنای روایا ت همواره نقشی اساسی دارند و معنا از طریق ساختار این «دوگانه ها» و تعاملاتشان ایجاد و منتقل می شود. برخی ساختارگرایان بر این باورند که همه روایات بر پایه ساختاری ثابت از «دوگانه ها» استوار هستند. این پژوهش، روایات مربوط به «آفرینش» در متون بندهش، زادسپرم، قرآن و تورات را بر اساس نقش دوگانه ها انطباق داده تا از این طریق ساختار بنیادین آن را مشخص کند. با این هدف، ابتدا با بررسی اسطوره واج های متون اصلی و برخی متون دیگر، ساختاری فرضی ترسیم شد، سپس با مطالعه دوباره متون مورد بحث، این ساختار اثبات شد و توانایی توجیه رویدادهای متن را پیدا کرد. طبق این ساختار، مفاهیم ظلمت/ نور و مذکر/ مونث «دوگانه های» اصلی مرحله آغازین روایت آفرینش به شمار می روند. از ترکیب این دوگانه ها چهار شخصیت «مذکر روشن»، «مونث روشن»، «مذکر تاریک» و «مونث تاریک» ایجاد شده است. این چهارشخصیت در فصل بهار بندهش شامل روشنی بی کران (هرمزد)، روشنی مادی، تاریکی بی کران (اهریمن) و تاریکی مادی است. در باب نخست تورات نیز شامل روز، زمین، شب و دریا می شود. این شخصیت ها در قرآن بر داستان آفرینش آدم انطباق می یابد و شامل آدم پیش از بهشت (روح)، زوج آدم، ابلیس و فرشتگان است. ویژگی دیگر مرحله اول آفرینش این است که در جهان روشن، آفرینش صرفا مینوی است و آفرینش مادی اتفاق نمی افتد.
    کلیدواژگان: مطالعات تطبیقی دین، داستان آفرینش، ساختارگرایی، دوگانه، مرحله اول آفرینش
  • فاطمه جعفری کمانگر* صفحات 83-105

    تحلیل ساختاری روایت به منظور شناخت ابعاد آن و برای توصیف ساختارهای عام و کلی ادبی و نقشی که در تولید معنا ایفا می کنند، از اهمیت بسیاری برخوردار است. زمان، به عنوان بعدی از روایت، در تعیین روابط گاهشمارانه ی سخن و داستان، نقش بی بدیلی دارد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای و تحلیلی نگاشته شده است و با بررسی ویژگی های ساختار زمان از دیدگاه ساختارگرایان که در سه مقوله ی اصلی طول زمانی، ترتیب زمانی و تناوب زمانی قابل بررسی است، به تحلیل داستان موسی(ع) و قوم بنی اسراییل به عنوان یکی از داستان های مهم و طولانی قرآن مجید که در سه سوره ی متفاوت قرار گرفته است می پردازد. این پژوهش در نظر دارد با شناخت بعد زمان در پیرنگ این داستان و چگونگی رابطه ی میان زمان داستان و زمان متن، به شناخت ساختار زمان در این سه سوره و تحلیل و درک یکی از عناصر اعجاز زبانی قرآن و شناخت بعدی از ابعاد روایت در آن بپردازد و بر آن است نخست از منظر ساختارگرایان زمان روایی را در داستان موسی(ع) و قوم بنی اسراییل تحلیل کند و سپس مهم ترین امکانات زمانی ای را که در روند روایت داستان موسی(ع) و قوم بنی اسراییل استفاده شده است تبیین نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد در داستان مورد بحث، زمان از حالت ساده و خطی عبور کرده و از تمام امکانات زمانی در جریان روایت استفاده شده است.

    کلیدواژگان: قرآن، ساختارگرایی، روایت، زمان، موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل
  • حسین محسنی*، افسون رزمی صفحات 107-136
    زبان‏شناسی ابزار توانمندی در مطالعه روشمند زبان به شمار می آید که معناشناسی یکی از برجسته ترین شاخه های آن است که محققان بسیاری برای کشف بیشتر مقاصد مختلف یک متن به بررسی این جنبه از زبان شناسی پرداخته اند. دی بوگراند در مطالعات معناشناسانه و نظریه خویش، عوامل 4 گانه ای را معرفی کرده است که تمامی ابعاد لغوی و غیرلغوی متن را در برمی گیرد. بر اساس این نظریه تحقق متنوارگی در یک متن مستلزم حضور 7 معیار برخاسته از عوامل فوق در آن است. قرآن کریم به عنوان نمونه بی مانند ادبی، تمام عناصر متنوارگی را در ترکیبی منحصر بکار گرفته که در این میان، واژه گزینی دقیق توانسته است نقش محوری در توسعه دلالتی آیات برعهده بگیرد. پژوهش حاضر جستاری کتابخانه ای-تحلیلی است که به بررسی کاربست معاییر متنوارگی در توسعه دلالتی در قرآن کریم می پردازد. پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این سوال است که حضور این معاییر هفتگانه در ادبیات قرآنی، چگونه و تا چه میزان به بیان لایه های معنایی عمیق تر واحدهای زبانی در آیات منجر می شوند. نتایج پژوهش نشان می دهد در کنار دو معیار انسجام و پیوستگی، حضور پررنگ پنج معیار فرامتنی همانند «پذیرفتنی بودن» و «موقعیت» موجب تولید معنای بیشتر یا همان «توسعه دلالتی» آیات برای مخاطب و مترجم گشته است.
    کلیدواژگان: زبان شناسی، معناشناسی، دی بوگراند، متنوارگی، توسعه دلالتی، قرآن کریم
  • زهرا محققیان* صفحات 137-171
    یکی از اشکالات عمده در حوزه مطالعات میان رشته ای قرآن کریم، ابهام اصطلاحات و نبود اتفاق آراء بر سر استفاده از آن هاست. در این میان، «بیان اساطیری» که یکی از شاخه های نقد ادبی محسوب می شود، به دلیل ارتباط آن از یک سو با متن مقدس و از دیگر سو با مباحث اسطوره، از چالش بیشتری نیز برخوردار است؛ در حالی که این گونه  ادبی، تنها یک رویکرد خلاق و هنری است و با اسطوره گویی متن، تفاوت اساسی دارد. نوشتار حاضر بر آن است ابتدا به تعریف دقیق اصطلاح «بیان اساطیری» در دانش سبک شناسی ادبی و علم بلاغت بپردازد و سپس انواع یادکرد آن را در سنت تفسیری و علمی قرآن پژوهان مسلمان به بحث و بررسی بگذارد. سوالات اصلی این تحقیق عبارتند از: بیان اساطیری چیست و جایگاه آن در حوزه مطالعات ادبی قرآن کریم کجاست؟ آیا می توان معادل ها یا جایگزین هایی را برای این اصطلاح در سنت تفسیری مسلمانان و قرآن پژوهان یافت؟ تفاوت هریک از این انواع با یکدیگر چیست؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که بیان اساطیری در قرآن کریم، فارغ از قدمت طولانی و اهمیت زیاد آن در مطالعات ادبی، لایه بلاغت متن مقدس را مورد مداقه قرار می دهد و در علم بلاغت سنتی مسلمانان، عمدتا با عناوینی همانند تشخیص، استعاره، مجاز، زبان تصویری و غیره قابل پیگیری است.
    کلیدواژگان: بیان اساطیری، اصطلاح شناسی، مطالعات میان رشته ای قرآن کریم، سبک شناسی ادبی قرآن
  • عزت الله مولایی نیا*، علی احمد ناصح، حسین تک تبار فیروزجانی، علی سلگی صفحات 173-199
    قرآن کریم به شکل های مختلف به بعضی اشیاء شخصیت انسانی بخشیده که در درک مفاهیم برای مخاطبین بسیار موثر است. با توجه به بسامد فراوان صنعت تشخیص در قرآن کریم و سبک های متنوع کاربرد آن و معانی ژرف نهفته در آن که یکی از مستلزمات درک و فهم عمیق کلام وحی است، ضرورت انجام این پژوهش احساس می شود. مقاله پیش رو به دنبال آن است که با روش توصیفی تحلیلی، انواع تشخیص های بکار رفته در قرآن را استخراج نموده، جنبه های گوناگون معنایی، شیوه های کاربرد و اسرار و اغراض بلاغی آن را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که در آیات متعدد جهت تفهیم مفاهیم به مخاطبین به انحاء گوناگون به اشیاء، شخصیت انسانی داده شده که در این زمینه، فرهنگ اعراب و تجربیات آنان از محیط زندگی شان به زیبایی نمایان است؛ همان گونه که ادبیات عرب زبانان و تشبیهات، استعارات و مجازهای رایج میان آنان نیز در این کتاب آسمانی خودنمایی می کند و نکته مهم آن که تشخیص های به کار رفته در آن، دارای خصیصه فرا زمانی و فرا مکانی می باشد که خود یکی از اسباب اعجاز قرآن است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، تشخیص، استعاره مکنیه، مجاز عقلی
|
  • Zeinab Torabi, Kobra Nodehi *, Ebrahim Ebrahimi, Mohammad Taher Labafchi Pages 1-25
    The Holy Qur’an as the highest manifestation of the Islamic culture is a book full of revelatory teachings. The overwhelming number of Qur’anic ayahs on educational topics and Sa'adi's in-depth understanding of this quality made the extent of his being influenced by the Qur’an very considerable. Some of the major Qur’anic features that strongly influenced Sa'adi are: the educational nature of the Bustan and the Gulistan as the most basic characteristic of the Holy Qur’an, the simplicity and clarity of the text, stories and parables, humor, rhythmic language and artistic brevity. The present study, within the framework of interdisciplinary studies on the Qur’an and Sa'adi's masterpieces, discussed the educational literature and some tools for perceiving it as the most effective methods of audience attraction. A theoretical-citation research method was used in this study that relied on Qur’anic data and aimed to analyze the effect of the Qur’anic culture on Sa'adi's viewpoint by explicating a number of strategies used for influencing the audience. The findings show that Saadi's success in being inspired by the Holy Qur’an predominantly lies in his choice of the literary type of educational literature that enjoys a very simple and expressive language, which while observing the musicality of language and tone of speech adopted from the brevity and miraculous nature of the Holy Qur’an, manifested his highest level of inspiration from this infinite source so that this very thorough application of Qur’anic teachings can be considered as the key to a kind of literary enjoyment that one feels when reading Sa'adi works.
    Keywords: the Qur’an, Audience Attraction, Educational literature, Bustan, Gulistan
  • Mohammad Ebrahim Khalifeh Shoushtari, Rahim Lotfi Karaj * Pages 27-44

    In the Holy Qur’an, God uses various techniques and methods to highlight his intended concepts and meanings. In this way, he accentuates those concepts and places them in the hearts of the audience. Readers and people soon are attracted to those concepts through reading them or listening to them, and the training and guidance of human beings, which is the main goal of the Qur’an, is achieved. The present study aims to identify and examine these words and the way they are chosen for foregrounding, to know the type of the foregrounded words, ways to foreground in the Holy Qur’an, and to analyze their functions to reveal the semantic and conceptual weight of the Holy Qur’an as well as its eloquence and miracle. The most important part of this descriptive-analytical research evolves around this point that for which group of words does Surah Ghafir, which is a Meccan surah, uses the method of foregrounding and why, and what semantic and emotional connotations are involved in the foregrounded words. The results of the research show that these cases are numerous and varied in the Qur’an and include such functions as creativity and innovation, repetition and balance, synonymy and resemblance, and contrast and antonymy.

    Keywords: Surah Ghafir, foregrounding, stylistics, lexical layer
  • Sheida Ghasemi Firoozabadi *, Taghi Pournamdarian, Alireza Sha&#, Banlou Pages 45-81
    Binary opposites always play an essential role in transferring the meanings of narratives; meaning is produced and transferred through the structure and interrelations of binary opposites. Some structuralists believe that all narratives are founded on a fixed structure of binary opposites. Based on the role of binary opposites, this study compared narratives related to Creation in the texts of the Bundahishn, the Selections of Zadsparam, the Qur’an and Torah in order to establish the basic structure of the Story of Creation. To this end, first a hypothetical structure was depicted by analyzing the mythemes of the main texts and some other texts. Then, by a thorough re-reading of the selected texts, this structure was set as the verified basis and found the ability to explain the events in the text. Based on this structure, the main binary opposites of the first phase of the Story of Creation are: light/dark and male/female. Four characters, namely, light-male, light-female, dark-male, and dark-female, have been produced by combining these binaries. In the spring chapter of the Bundahishn, these four characters comprise never ending light (Hormozd), material light, never ending darkness (Ahriman), and material darkness. Day, earth, night, and sea play the same four characters in the first chapter of Torah and in the creation story of Adam they come in the names of pre-heaven Adam (spirit), Adam’s wife, Iblis, and angels. Another characteristic of the first phase of Creation is that creation in the light world is only spiritual and no material creation happens.
    Keywords: comparative religion, the Story of Creation, Structuralism, binary opposition, the first phase of Creation
  • Fatemeh Ja&#, Fari Kamangar * Pages 83-105

    The structural analysis of narrative is highly important in order to know the dimensions of the narrative and to describe the general and generic literary structures and the role they play in the production of meaning. Time as one dimension of narrative has an irreplaceable role in determining the timeline’s relations between discourse and story. The present library-analytical research analyzed the Story of Musa (UHBP) and the Bani Israel as an important and long story, which is narrated in three different Qur’anic surahs, through studying the attributes of time structure from a structuralist viewpoint, which can be investigated in three main categories of duration, order and frequency. This research intends to shed light on the structures of time of these three surahs and to analyze one of the elements of the linguistic miracle of the Qur’an and the recognition of one of the dimensions of narrative in it by acquiring knowledge about the time dimension in the plot of this story as well as the relationship between story-time and discourse-time. In other words, it aims to initially analyze the narrative time in the Story of Musa (UHBP) and the Bani Israel, and then explain the most important temporal devices used in the narration process of this story. The findings suggest that in this story time traverses its simple and linear mode and all temporal devices have been employed in the narration flow.

    Keywords: prologue (bera't-e istihlal), good beginning (husn-e ibtida), good ending (husn-e khitam), Qur’anic stories
  • Hossein Mohesni *, Afsoun Razmi Pages 107-136
    Linguistics is a powerful tool in the methodical study of language. Semantics is one of the most prominent branches of linguistics studied by many researchers in order to further discover the different purposes of a text. In his semantic studies and theory, de Beaugrande has identified four factors that encompass all the lexical and non-lexical dimensions of the text. According to this theory, the realization of textuality in a text requires the presence of standards arising from the above factors. The Holy Qur’an, as an unequalled literary example, has used all the elements of textuality in a unique combination, in which careful word-selection has played a pivotal role in the implicational development of ayahs. The present library-analytical research examines the application of standards of textuality to the development of implication in the Holy Qur’an. This research seeks to answer the question of how and to what extent the presence of these seven standards in the Qur’anic literature leads to the expression of deeper semantic layers of linguistic units in the ayahs. The results show that in addition to the two standards of cohesion and coherence, the strong presence of five extra-textual standards such as "acceptability" and "situationally" has led to the production of more meaning or "implicational development" of ayahs for the audience and the translator.
    Keywords: Linguistics, Semantics, de Beaugrande, Textuality, implicational development, the Holy Qur’an
  • Zahra Mohagheghian * Pages 137-171
    The interdisciplinary studies of the Holy Qur’an suffers from the ambiguity of terms and a lack of consensus among scholars about them. That said, mythic expression is a branch of literary criticism which is even more challenging because of its relation to religious texts on the one hand and with myths on the other. Yet, this literary genre is only a creative and artistic approach basically different from texts' narrating myths. The present paper thus aims to provide an exact definition of mythic expression as a term within literary stylistics and the science of rhetoric and then to discuss its various applications in the exegetic and scientific tradition of Muslim Qur’an scholars. This study addressed the following questions 1-What is mythical expression, and what status it has in the literary studies of the Holy Qur’an? 2- Is it possible to find equivalents or substitutes for this term within the exegetic tradition of Muslims and Qur’an scholars, and how are they different from each other? The findings suggest that mythic expression in the Holy Qur’an, regardless of its long history and significance in literary studies, scrutinizes the rhetorical level of the religious texts and can be traced in Muslims'' traditional rhetoric chiefly via terms such as personification, metaphor, metonymy, pictorial language, etc.
    Keywords: terminology, interdisciplinary studies of the Holy Qur’an, mythic expression, literary stylistics of the Qur’an
  • Ezzat-Allah Molaeinia *, Ali Ahmad Naseh, Hossein Taktabar Firouzjaie, Ali Solgi Pages 173-199
    The Holy Qur’an has in different forms given human attributes to certain objects, which greatly help the audience in a more effective grasp of meaning. The abundant occurrence of personification in the Holy Qur’an, the various styles it is employed in and the weighty meanings conveyed through it, which are some of the requirements for a full understanding of the Revealed Word, demanded the present research that aims to find the types of personifications employed in the Qur’an by adopting a descriptive–analytical approach and to investigate the different semantic aspects, the methods of application and the rhetorical mysteries and motives of this device. The results show that in order to communicate the meaning, certain objects are endowed with human attributes in many ayahs in different ways. In this regard, the culture, experience and life circumstances of the Arabs as well as their popular literary tradition such as employing similes, metaphors, and current metonyms are beautifully manifested in the Qur’an. The important point is that the personifications used in the Qur’an transcend time and place, which is in and of itself one of the causes of the inimitability of the Qur’an..
    Keywords: the Qur’an, personification, implied metaphor, intellectual trope