فهرست مطالب

  • پیاپی 15 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/04
  • تعداد عناوین: 15
|
  • محمدرضا جعفری*، احمد حسینی، جعفر حسین زاده صفحات 1-9

    در این تحقیق وضعیت جنگل های شهرستان ایلام با هدف تهیه نقشه پراکنش مکانی تخریب جنگل های بلوط با استفاده از سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی مورد بررسی قرار گرفت. به منظور دستیابی به میزان و موقعیت تخریب در منطقه مورد مطالعه، نقشه گستره جنگل مربوط به سال 1380 با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست هفت سنجنده ETM+ و نقشه گستره جنگل مربوط به سال 1392 با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست هشت سنجنده OLI، بازدیدهای میدانی و روش تعیین نمونه های تعلیمی تهیه شد. برای بررسی عوامل موثر بر تخریب، ابتدا متغیرهای مکانی شامل فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از جاده ها، شیب، جهت و ارتفاع از سطح دریا از نقشه های توپوگرافی 1:50000 استخراج شد. سپس داده های موقعیت تخریب جنگل های منطقه با متغیرهای مکانی فیزیوگرافی و انسانی وارد مدل شد. برای مدل سازی و برآورد پراکنش مکانی تخریبجنگل های منطقه مورد مطالعه از رگرسیون لجستیک و از روش گام به گام پیش رونده پلکانی استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده از مدل آماری، توسعه مناطق انسان ساخت، افزایش جمعیت، کاهش فاصله جاده ها از مناطق جنگلی، ارتفاعات میانی و کاهش درصد شیب که باعث فعالیت های نظام تلفیق کشت و افزایش سطح اراضی کشاورزی می شود به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری بر وقوع تخریب جنگل های شهر ایلام داشتند. در واقع از 73349 هکتار مساحت جنگل های شهرستان ایلام، 5311 هکتار (2/7 درصد) آن کاهش یافته است، که از این رقم 2125 هکتار (9/2 درصد) مربوط به پدیده خشکیدگی بلوط و 3186 هکتار (3/4 درصد) آن مربوط به به احداث شهرک ها، راه سازی و غیره است. بر این اساس، نقشه پراکنش مکانی تخریب جنگل های شهرستان ایلام تهیه گردید. بر این اساس، نقشه پراکنش مکانی تخریب جنگل های منطقه مورد مطالعه تهیه شد.

    کلیدواژگان: تخریب جنگل، تصاویر ماهواره ای، جنگل های بلوط، رگرسیون لجستیک، سنجش از دور
  • حمید طالشی، سید غلامعلی جلالی*، سید جلیل علوی، سید محسن حسینی، بابک نعیمی صفحات 10-21

    بررسی ها نشان می دهد که بیست سال اخیر، میانگین دمای ناحیه رویشی خزری، 74/0 درجه سانتی گراد افزایش یافته است. در این پژوهش برای کاهش عدم قطعیت، رویشگاه های مطلوب فعلی و آینده گونه بلوط بلندمازو تحت تاثیر تغییر اقلیم با استفاده از یک چارچوب تلفیقی شامل پنج روش مختلف مدل سازی، پراکنش گونه بلوط بلندمازو مدل سازی شد. برای پیش بینی اثر تغییر اقلیم در پراکنش گونه بلوط بلندمازو از پنج مدل گردش عمومی جو تحت دو سناریوی خط سیر غلظت (RCP) استفاده شد. همچنین با استفاده از تحلیل تغییرات اندازه محدوده گونه بلوط بلندمازو، رویشگاه های افزایش یافته، کاهش یافته و حفظ شده تحت تاثیر اقلیم برای هریک از RCP ها در سال 2070 میلادی پیش بینی شد. نتایج نشان داد که در سال 2070 میلادی مساحت رویشگاه های مطلوب با قطعیت بالا تحت سناریوی RCP 4.5 معادل 80/16 درصد افزایش و تحت سناریوی RCP 8.5 معادل 80/29 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین 12/54 درصد از رویشگاه های مطلوب فعلی تحت سناریوی RCP 4.5 پایدار خواهند ماند؛ درحالی که این مناطق تحت سناریوی RCP 8.5 به 85/23 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین در سال 2070 میلادی مساحت رویشگاه های مطلوب اضافه شده تحت سناریوی RCP 4.5 برابر با 68/62 درصد و مساحت این مناطق تحت سناریوی RCP 8.5 برابر با 36/42 درصد خواهد بود. پیشنهاد می شود تا تصمیم گیری های مدیریتی و حفاظتی در رابطه با این گونه با مدنظر قرار دادن اثر تغییر اقلیم و سازگار با این تغییرات در جنگل های هیرکانی انجام شود. همچنین در طرح های جنگل کاری و احیا با استفاده از این گونه اثرات تغییر اقلیم بر مطلوبیت رویشگاه های انتخاب شده مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: خطوط سیر غلظت، مدل سازی پراکنش گونه ای، مطلوبیت رویشگاه، عدم قطعیت
  • طوبی عابدی*، سلیمان محمدی لیمائی، امیراسلام بنیاد، جواد ترکمن صفحات 22-31

    در این تحقیق به تعیین سن بهینه بهره برداری در جنگل کاری صنوبر دلتوییدس (Populus deltoides) با توجه به ارزش خالص فعلی ترسیب کربن پرداخته شده است. برای تعیین ارزش خالص فعلی کربن از مدل فاستمن برای جنگل های همسال استفاده شده است. منطقه مورد مطالعه جنگل کاری صنوبر دلتوییدس چوبر شفت واقع در غرب استان گیلان می باشد. در این مطالعه که در سال 1397 انجام شد، ابتدا یک قطعه نمونه یک هکتاری برداشت و سپس پانزده اصله درخت صنوبر دلتوییدس در قطعه نمونه با پراکنش کافی در طبقات قطری انتخاب و برای انجام آنالیز تنه، قطع شدند. رویش حجم با انجام آنالیز تنه و میزان کربن اندام های هوایی با استفاده از روش احتراق مورد محاسبه قرار گرفت. سپس ارزش خالص فعلی ترسیب کربن برای دوره نامتناهی با استفاده از میزان رویش حجمی، اندوخته کربن، نرخ سود، قیمت تعدیل شده کربن و درآمد خالص محاسبه شد. سن بهینه بهره برداری با در نظر گرفتن هزینه های جنگل کاری 27 سال به دست آمد. بررسی حساسیت پذیری برای متغیرهای نرخ سود، هزینه جنگل کاری و قیمت کربن انجام شد. با افزایش نرخ سود، سن بهینه بهره برداری کاهش می یابد. با افزایش هزینه بهره برداری سن بهینه بهره برداری نیز افزایش و ارزش خالص فعلی کاهش می یابد. با افزایش قیمت کربن، سن بهره برداری بهینه کاهش و ارزش خالص فعلی افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: سن بهینه بهره برداری، ارزش خالص فعلی، ترسیب کربن، بهینه سازی
  • یونس رستمی کیا*، محمد فتاحی، کیومرث سفیدی صفحات 32-40

    دغدغک (Boiss Colutea  persica) یکی از گونه های مهم و با ارزش درختچه ای ذخیره گاه جنگلی کندیرق خلخال است. پژوهش حاضر به منظور بررسی ارتباط بین صفات رویشی این گونه با برخی از عامل های خاکی و فیزیوگرافی در منطقه جنگلی کندیرق خلخال انجام شد. در داخل هر یک از شکل های مختلف زمین (یال، دامنه و دره) در چهار جهت جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق و غرب) از حد ارتفاعی پایین تا بالا به صورت انتخابی، قطعات نمونه دایره ای شکل به مساحت 500 مترمربع انتخاب شد. در مجموع 32 قطعه نمونه برای اندازه گیری مشخصه های رویشی و در 12 قطعه نمونه مشخصه های خاک شامل بافت خاک فیزیکی (درصد رس، سیلت و شن) و شیمیایی (اسیدیته، هدایت الکتریکی، درصد ازت، درصد کربن آلی و درصد کربنات کلسیم) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که پراکنش این گونه از ارتفاع 1350 تا 1980 متر از سطح  دریا متغیر است، به طور کلی جهت های جنوبی و شرقی در شکل های دره و دامنه رویشگاه های مناسبی از نظر ویژگی های کمی هستند. بیشترین میانگین ارتفاع (75/1 متر) و قطر تاج درختچه ها (81/1متر) و زادآوری (169 اصله نهال در هکتار) در شکل دره و بیشترین تعداد جست (11/13 اصله) در فرم دامنه به دست آمد. خاک رویشگاه های دغدغک نیمه سطحی تا عمیق با اسیدیته (4/7 تا 1/8)، هدایت الکتریکی (21/0 تا 39/0دسی زیمنس بر متر) و بافت خاک لومی تا لومی- شنی است. تجزیه مولفه های اصلی نیز نشان داد بافت خاک و هدایت الکتریکی از عامل های مهم در پراکنش این گونه محسوب می شود، به طوری که در رویشگاه های دامنه ای و اغلب در جهت های جنوبی و شرقی حضور این گونه با مقدار سیلت ارتباط بیشتری دارد.
     

    کلیدواژگان: دغدغک، جنگل کندیرق خلخال، شرایط رویشگاهی، عامل های خاک، تجزیه مولفه های اصلی
  • شیرزاد محمدنژاد کیاسری*، خسرو ثاقب طالبی، رامین رحمانی صفحات 41-52

    هدف این پژوهش، بررسی روش های مختلف تنک کردن سوییسی و دانمارکی در جنگل کاری های 20 ساله کاج بروسیا در شرق استان مازندران بود.این مطالعه در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و سه تیمار انجام شد. اطلاعات کمی و کیفی درختان با آماربرداری صد در صد در هر عرصه انجام پذیرفت. به منظور بررسی تنوع گونه ای گیاهان در هر قطعه سه ریزقطعه نمونه 49 مترمربعی به صورت منظم تصادفی انتخاب شد. سپس با شناسایی کلیه گونه های گیاهی، مقدار پوشش هر یک از آنها تعیین و زادآوری طبیعی آن سطح نیز محاسبه شد. نمونه برداری تنوع بی مهرگان خاک زی از عمق صفر تا 10 سانتی متری مرکز هر ریزقطعه نمونه صورت گرفت. آماربرداری در سال های 1391 (پیش از انجام عملیات تنک کردن) و سال 1396 (پنج سال پس از تنک کردن) انجام شد. نتایج ارزیابی داده های کمی در سال 1396 اختلاف معنی داری را نشان نداد. با این حال، متوسط قطر توده و قطر کاج بروسیا به ترتیب کاهش شامل تیمار دانمارکی (02/17 سانتی متر، 74/22 سانتی متر)، تیمار سوییسی (94/16 سانتی متر، 71/21 سانتی متر) و عرصه شاهد (59/15 سانتی متر، 53/19 سانتی متر) بود. از نظر متوسط ارتفاع توده و ارتفاع کاج بروسیا نیز به ترتیب کاهش شامل عرصه شاهد (44/11 متر، 58/13 متر)، تیمار دانمارکی (13/11 متر، 19/13 متر) و تیمار سوییسی (88/10 متر، 68/12 متر) تعیین شد. کیفیت درختان در عرصه های تنک شده بیشتر از عرصه شاهد بود (سطح احتمال 05/0). متوسط تنوع گونه ای گیاهان شانون در عرصه تنک کردن دانمارکی به شکل معنی داری بیشتر از عرصه های شاهد و تیمار سویسی شد. متوسط تنوع گونه ای گیاهان سیمپسون نیز علی رغم عدم اختلاف معنی دار به ترتیب کاهش شامل تیمار دانمارکی، عرصه شاهد و تیمار سوییسی تعیین شد. در ارتباط با تنوع گونه ای بی مهرگان خاک زی نیز علی رغم عدم اختلاف معنی دار به ترتیب کاهش برابر با تیمار سوییسی، شاهد و تیمار دانمارکی شد. این تحقیق بر انجام عملیات تنک کردن در عرصه های جنگل کاری تاکید دارد و در مجموع در سطح جنگل کاری های بروسیا استفاده از شیوه تنک کردن دانمارکی را به دلیل افزایش متغیرهای کمی و کیفی درختان و همچنین افزایش تنوع گونه ای گیاهان توصیه می نماید.

    کلیدواژگان: تنک کردن، زادآوری طبیعی، تنوع بی مهرگان خاکزی، تنوع گونه ای گیاهان
  • گلشن السادات رضوی نتاج، اصغر فلاح*، سید محمد حجتی صفحات 53-61

    آگاهی از مشخصات کمی و کیفی جنگل کاری ها به منظور برنامه ریزی بهتر توده های جنگل از اصول مدیریت جنگل است. پارک جنگلی لاله دزفول با مساحت 3/91 هکتار در فاصله 11 کیلومتری دزفول قرار گرفته است. توده های دست کاشت 23 ساله موجود در پارک مورد مطالعه شامل اکالیپتوس و کهور می باشند. جهت بررسی کمی درختان، با توجه به سطح کوچک توده های خالص اکالیپتوس 9/1 هکتار و آمیخته با کهور 7/1 هکتار، روش آماربرداری صد در صد انتخاب و مشخصه های قطر برابر سینه و ارتفاع تمامی درختان اندازه گیری و ثبت شد. طبق نتایج حاصل از این بررسی، متوسط تعداد در هکتار گونه ها در توده خالص اکالیپتوس برابر 5/110 اصله در هکتار، متوسط قطر برابر سینه توده22/25 سانتی متر و متوسط ارتفاع کل 10/12 متر می باشد. همچنین متوسط تعداد در هکتار گونه ها در توده آمیخته اکالیپتوس و کهور برابر 6/70 اصله در هکتار، متوسط قطر برابر سینه توده32/27 سانتی متر و متوسط ارتفاع کل 57/9 متر می باشد. به منظور بررسی تاثیر گونه های اکالیپتوس و کهور روی خاک منطقه در هر توده خالص و آمیخته در مجموع 50 نمونه خاک از دو عمق 10-0 و 20-10 سانتی متری گرفته شد و برخی از ویژگی های خاک شامل بافت، رطوبت و اسیدیته مورد بررسی قرار گرفت.بافت خاک هر دو توده لومی بود و هر دو توده از نظر میزان رطوبت نسبی هیچ گونه تفاوت آماری معنی داری باهم نداشتند. اسیدیته خاک در دو عمق 10-0 و20-10 سانتی متری خاک در توده خالص اختلاف معنی داری مشاهده شد که میزان  آن در عمق 20-10 سانتی متر بیشتر بود.

    کلیدواژگان: پارامترهای رویشی، ویژگی های خاک، اکالیپتوس، کهور، پارک جنگلی لاله
  • محمود طالبی*، یعقوب ایران منش، حسن جهانبازی، حسین محمدی، زینب قلی پور صفحات 62-71

    در این پژوهش رویشگاه های مهم گونه بید در استان چهارمحال و بختیاری، شناسایی و از کلن های موجود در این رویشگاه ها، سرشاخه های یک ساله برای تولید قلمه تهیه شد. سپس نهال های تولید شده در خزانه، به بستر اصلی پروژه منتقل شدند و به مدت هشت سال مورد بررسی قرار گرفتند. هر سال در پایان فصل رویش، ارتفاع و قطر برابر سینه و در پایان فصل رویش سال آخر، قطر متوسط تاج پوشش اندازه گیری شدند. آمار مربوط به آفات و امراض و زنده مانی درختان نیز به طور مستمر تهیه شد. نتایج شناسایی گونه های بید نشان داد که در این استان پنج گونه شامل Salix excelsa S.G.Gmelin، Salix acomphylla Boiss.، Salix alba L، Salix elbursensis Boiss و Salix issatisensis  وجود دارد. بررسی های کمی نشان داد که کلن Salix alba L (206) با 86/7 متر ارتفاع و 12/16 سانتی متر قطر برابر سینه و کلن Salix alba L (208) با 66/18 مترمربع سطح تاج پوشش، از بیشترین کمیت رویشی برخوردار بوده و مقاومت بالایی را نیز نسبت به سرما و یخبندان از خود نشان داده اند. نتایج مربوط به آفات و بیماری ها نیز نشان داد که کلن های مختلف بید در ایستگاه مورد حمله هشت گونه آفت شته خالدار بید، گال جاروی جادوگر، گال کروی، پروانه گالزای صنوبر، شته سیاه بید، سنک بید، لیسه بید و سوسک چوبخوار که از اهمیت نسبتا بالایی برخوردارند، قرار گرفته اند.

    کلیدواژگان: بید (Willow)، شناسایی، رویش، چهارمحال و بختیاری
  • کتایون حق وردی*، بهناز صمدزاده، یحیی کوچ صفحات 72-80

    کیفیت لاشبرگ و فعالیت های آنزیمی خاک شاخص هایی به منظور ارزیابی کیفیت و سلامت خاک می باشند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر تیپ های مختلف در جنگل واز نور- استان مازندران (شامل راش- ممرز، راش- افرا شیردار، راش- بلوط و راش خالص) بر کیفیت لاشبرگ و فعالیت برخی از مهم ترین آنزیم های خاک (اوره آز، اسید فسفاتاز، آریل سولفاتاز و اینورتاز) بود. به همین منظور، در فصل رویش از هر تیپ هشت نمونه لاشبرگ و خاک از عمق 0 تا 15 سانتی متری جمع آوری شدند. تجزیه واریانس مشخصه های لاشبرگ، مشخصه های فیزیکوشیمیایی خاک و نرخ فعالیت آنزیم های خاک حاکی از وجود تفاوت آماری معنی دار در بین تیپ های مورد مطالعه می باشد. به طوری که، بیش ترین مقادیر ضخامت (15/15 سانتی متر) و نسبت کربن به نیتروژن لاشبرگ (08/79) به طور معنی دار (01/0 > p) به خاک تحتانی تیپ راش خالص و مقدار این مشخصه ها به ترتیب 09/8 سانتی متر و15/42 به خاک زیرین تیپ راش- ممرز اختصاص داشت. مطابق با نتایج، بالاترین نرخ فعالیت آنزیم های اوره آز (14/23 میکروگرم آمونیوم در گرم خاک در دو ساعت)، اسید فسفاتاز (12/521 میکروگرم پارانیتروفنیل در گرم خاک در یک ساعت)، آریل سولفاتاز (129 میکروگرم پارانیتروفنیل در گرم خاک در یک ساعت) و اینورتاز (37/210 میکروگرم گلوکز در گرم خاک در یک ساعت) به طور معنی دار (01/0 > p) در خاک تیپ راش- ممرز مشاهده شد. یافته ها حاکی از آنست که خاک تیپ راش- ممرز نسبت به سایر تیپ های مورد بررسی از کیفیت بالاتری برخوردار می باشد. نتایج این تحقیق می تواند در خصوص اولویت بندی توده های جنگلی بر مبنای کیفیت بقایای گیاهی و خاک به مدیران کمک شایانی نماید.

    کلیدواژگان: راش، فیزیکوشیمیایی و زیست شیمی خاک، لایه آلی، لایه معدنی
  • مسعود بازگیر*، زینب ریاحی، فاطمه ولی زاده کاخکی، محمود رستمی نیا صفحات 81-92

    آتش سوزی یک تهدید بزرگ منابع طبیعی در جهان محسوب می شود و یک عامل مهم تغییر در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک می باشد. این پژوهش به منظور بررسی اثر آتش سوزی بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در جنگل های منطقه بدره واقع در 70 کیلومتری استان ایلام و مقایسه آن با خاک جنگل های نسوخته (شاهد) اجرا شد. نمونه برداری از خاک در دو عمق سطحی (5-0 سانتی متری) و تحتانی (20-5 سانتی متری) صورت گرفت. در جنگل های سوخته و شاهد پنج قطعه نمونه 50×50 متر طراحی شد و از هر قطعه نمونه به طور تصادفی پنج نمونه خاک از سطح و عمق خاک برداشته و برای انجام تجزیه های فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه انتقال یافتند. بر اساس نتایج آتش سوزی، مقدار شن و سیلت را در مقایسه با خاک جنگل شاهد به ترتیب 56/15 و 18/15 درصد افزایش داد. اما مقدار رس تحت تاثیر آتش سوزی کاهش یافت. آتش سوزی میانگین وزنی قطر خاکدانه در عمق های سطحی و تحتانی را به ترتیب 61/10 و 81/17 درصد کاهش داد. بیشترین میزان ظرفیت تبادل کاتیونی (98/20 سانتی مول کاتیون در کیلوگرم خاک) و کمترین (56/16 سانتی مول کاتیون در کیلوگرم خاک) مقدار آن به ترتیب در خاک جنگل شاهد و سوخته حاصل شد. آتش سوزی مقدار کربن آلی را افزایش داد اما با افزایش عمق خاک کربن آلی کاهش یافت. آتش سوزی غلظت پتاسیم و فسفر قابل جذب را در خاک منطقه مورد مطالعه به طور معناداری افزایش داد. به طورکلی آتش سوزی باعث تغییر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک های جنگل بلوط منطقه بدره دراستان ایلام شد و در کوتاه مدت این پدیده باعث افزایش عناصر غذایی ضروری در خاک شد که نتیجه آن بهبود حاصلخیزی خاک منطقه می باشد.

    کلیدواژگان: آتش سوزی، ویژگی های خاک، پایداری خاکدانه، عناصر غذایی، ایلام
  • مهناز کرمیان*، جواد میرزایی صفحات 93-103

    خشکیدگی درختان جنگلی همواره به عنوان یکی از مشکلات اساسی بوم سامانه های مختلف مطرح بوده است. این پدیده امروزه در عرصه منابع طبیعی و جنگل های زاگرس به وقوع پیوسته و هر روز ابعاد گسترده تری می یابد. عوامل زنده و غیر زنده متنوعی در کشورهای مختلف به عنوان عامل اصلی و یا عوامل موثر در ضعف، خشکیدگی و مرگ درختان بلوط شناسایی و معرفی شده اند. اما در ایران هنوز عامل و یا عوامل اصلی خشکیدگی درختان بلوط در حوزه زاگرس به طور دقیق معلوم نشده اند. بروز و شدت این پدیده در سال های اخیر با توجه به اهمیت جنگل های استان ایلام از نظر سطح، مسایل زیست محیطی و تبدیل شدن بخش اعظم آنها به کانون خشکیدگی بلوط ضرورت انجام بررسی و پژوهش در زمینه عوامل و شیوه های گسترش خشکیدگی را ایجاب نموده است. بدین منظور در تحقیق حاضر در فضای تصمیم گیری چند معیاره و استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) شش معیار اصلی و مجموع 28 زیر معیار مورد ارزیابی قرار گرفتند. درجه اهمیت (وزن) هر یک از معیارها و زیر معیارها با توزیع 30 عدد پرسش نامه ویژه متخصصین علوم جنگل و اخذ نظرات آنها و استفاده از نرم افزارver 11   Expert Choiceمحاسبه شد. نتایج نشان دهنده بیشترین وزن برای معیار خشک سالی و تغییر اقلیم (289/0) و کمترین وزن برای معیار مشخصات کمی و کیفی درخت و خصوصیات جنگل شناسی آن (097/0) بود. سایر معیارها به ترتیب میزان اهمیت شامل آفات و بیماری ها (194/0)، عوامل انسانی و دام (192/0)، آلودگی هوا (123/0) و کیفیت رویشگاه (105/0)، می باشند.

    کلیدواژگان: خشکیدگی، بلوط ایرانی، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، زاگرس، ایلام
  • حسن رحمتی، تیمور رستمی شاهراجی، علی صالحی، ابوذر حیدری صفری کوچی* صفحات 104-114

    بررسی رشد و عمل کرد جنگل کاری ها بر مدیریت بهتر این توده ها و موفقیت جنگل کاری های بعدی تاثیرگذار است. مطالعه حاضر نیز به منظور بررسی وضعیت جنگل کاری های 32 ساله بلند مازو (C. A. Mey. Quercus castaneifolia) و کاج تدا (Pinus taeda L.)  در حوضه 25 شن رود در استان گیلان انجام شد. در هر منطقه پنج قطعه نمونه چهار آری به صورت منظم با ابعاد شبکه 50×100 متر پیاده و در آن قطر، ارتفاع کل، ارتفاع تنه بدون شاخه و برخی صفات کیفی درختان از جمله وضعیت تقارن تاج، دوشاخگی و انحناء تنه در هر قطعه نمونه ثبت شد. همچنین پنج نمونه خاک از چهار ربع و وسط قطعه نمونه از عمق صفر تا 30 سانتی متری برداشت، ترکیب و به  منظور بررسی خصوصیات خاک به آزمایشگاه انتقال داده شد. نتایج نشان دهنده عدم معنی داری اختلاف میانگین های خصوصیات کمی دو توده از جمله میانگین ارتفاع، سطح مقطع، حجم و ضریب قدکشیدگی درختان بود. اما میانگین طول تنه بدون شاخه توده کاج تدا (33/11) از بلندمازو (20/6، متر) بیشتر بود. همچنین دو توده از نظر تقارن تاج اختلاف معنی داری نداشتند؛ ولی توده کاج تدا درختان دارای انحناء (%14) و دوشاخگی کمتری (%16) نسبت به توده بلندمازو (به ترتیب 35 و 37 درصد) بود. نتایج بررسی خاک نشان داد که درصد شن، چگالی حقیقی و ظاهری و درصد کربن آلی بین دو توده اختلاف معنی داری (در سطح پنج درصد) وجود ندارد؛ ولی در مشخصه های فیزیکوشمیایی و زیستی خاک مانند رس و سیلت (28/42 و 26/29 درصد)، تنفس میکروبی (86/1 گرم دی اکسید کربن در خاک در روز)، pH (71/5)، تخلخل (%21) و رطوبت اشباع (% 95/37) در توده کاج با توده بلند مازو (به ترتیب 09/25، 70/48، 79/2، 29، 31/6 و 33/18) اختلاف معنی  دار (در سطح پنج درصد) دیده شد. در نهایت با توجه به مشابه بودن سایر شرایط، بافت خاک عامل اصلی محدود شدن رشد کاج تدا معرفی شد. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، کاشت کاج تدا به دلیل تولید حجمی بالاتر در مناطق با بافت متوسط، سبک و با زهکشی مناسب و کاشت بلوط برای احیای مناطق آبگیر و مخروبه پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: بافت خاک، تقارن تاج، جرم مخصوص ظاهری، حجم، سطح مقطع، سیاهکل
  • قاسم عزیزی*، ایان رابرتسون، مصطفی کریمی، محمدمهدی آبادی جو راوری صفحات 115-127

    هدف این مطالعه بررسی نقش ارتفاع از سطح دریا بر پهنای حلقه های رویشی درختان ارس است. جنس ارس (Juniperus) یکی از گونه های اصلی بوم سامانه های طبیعی جنگل های کوهستانی ایران به شمار می رود. گسترش کوهستان های مرتفع در استان کرمان سبب شکل گیری رویشگاه های ارس شده است که می توانند برای مطالعات گاه شناسی مناسب باشند. با این وجود بیشتر مطالعات گاه شناسی درختی در ایران مربوط به رویشگاه های زاگرس، البرز و جنگل های شمال کشور بوده و در استان کرمان پژوهشی انجام نگرفته است. پژوهش حاضر در ارتفاعات شمالی استان کرمان، بین سه شهرستان راور، زرند و کوهبنان انجام گرفت. در این پژوهش تعداد 128 نمونه از 64 پایه درخت ارس در چهار رویشگاه ارس منطقه با استفاده از مته رویش سنج برداشت شد. این چهار رویشگاه به نام های کوه گاو، بیدشیخ، رودکر و گلوبند شناخته می شوند. اختلاف ارتفاع از سطح دریای محل نمونه برداری درختان در این چهار رویشگاه به ترتیب 349، 401، 478 و 215 متر است. پس از آماده سازی نمونه ها و بالا بردن وضوح بصری آن ها، تعداد و پهنای حلقه ها به وسیله میزکار LINTAB و نرم افزار TSAPWin با دقت 01/0 میلی متر شمارش و اندازه گیری شد. تطابق زمانی بین دو منحنی رویشی هر درخت با نرم افزار TSAP انجام گرفت و نتایج آماره های GLK، CDI، GSL، CC و T-v مربوط به ارزیابی تطابق، کیفیت مطلوب تطابق زمانی منحنی های رویشی به دست آمده را برای بیشتر درختان نشان داد. ارتباط بین تغییرات ارتفاعی و متوسط پهنای حلقه ها با استفاده از ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن برای سه رویشگاه و کل درختان سنجیده شد. نتایج ضرایب پیرسون (رویشگاه کوه گاو 67/0-، بیدشیخ 75/0-، رودکر 59/0-، کل درختان 45/0-) و اسپیرمن (رویشگاه کوه گاو 70/0-، بیدشیخ 79/0-، رودکر 33/0-، کل درختان 30/0-)، نشان داد که بین متغیرهای ارتفاع و متوسط پهنای حلقه های رویشی در دو رویشگاه اول همبستگی منفی بالا و در رویشگاه سوم و همچنین کل درختان همبستگی منفی متوسط وجود دارد.

    کلیدواژگان: گاه شناسی درختی، حلقه های رویشی، تطابق زمانی، ضریب همبستگی
  • ایمان پژوهان، امید فتحی زاده، ابوالقاسم کامکار روحانی، جواد وحیدی، اکبر نجفی* صفحات 128-135

    برآورد زمان و هزینه پروژه، از موضوعات و چالش های پیش روی کارفرمایان و پیمانکاران به ویژه در بخش جنگل می باشد. یکی از کارآمدترین ابزارهایی که در پیش بینی های احتمالی و آنالیز ریسک از آن استفاده می شود، آنالیز مونت کارلو است که بر اساس تولید اعداد تصادفی مقدار تک تک اجزاء یک مجموعه را محاسبه و تاثیر آن ها را بر کل مجموعه تعیین می کند. در نگرش سنتی به کنترل پروژه که در اکثر پروژه های ملی همچنان حاکم است، برآورد زمان احتمالی و بودجه احتمالی پروژه هنوز برای مدیران و کارشناسان تا حدودی ناشناخته است. در این پژوهش تلاش شد با یک مطالعه موردی و با استفاده از قابلیت های نرم افزاری (Primavera Pertmaster)، الگویی برای در نظر گرفتن احتمال و ریسک در برآورد زمان معین و هزینه تکمیل پروژه به صورت کاربردی در مناطق جنگلی ارایه شود. نتایج توزیع احتمال هزینه نشان داد که احتمال دستیابی به بودجه پیش بینی شده با توجه به شبیه سازی مونت کارلو در حدود 13 درصد بوده است. این در حالی است که اختلاف بین مقدار بیشینه و کمینه از 39 تا 65 میلیون تومان متغیر بوده است؛ که این نتیجه بیانگر ریسک بالای پروژه عملیات خاکی می باشد. 57 میلیون تومان هزینه واقعی در منطقه مورد مطالعه در نمودار توزیع هزینه، دارای احتمال برآورد 90 درصد بوده است؛ که این نتیجه نیز تاییدی بر ریسک زا بودن پروژه ساخت جاده دارد. درنهایت روش شبیه سازی مونت کارلو با پیش بینی موفق ریسک انجام پروژه عملیات خاکی نشان داد که راهکار مطمینی پیش روی پیمانکاران و طراحان جاده های جنگلی به منظور مقابله با طبعات منفی پروژه وجود دارد. نتایج به دست آمده از این تحقیق می تواند به عنوان راهنمایی در مدیریت بهینه مناطق جنگلی بخصوص جاده های جنگلی در عملیات آینده استفاده گردد.

    کلیدواژگان: شبیه سازی، PERT، ریسک، عملیات خاکی، توزیع احتمالی
  • سیده حدیث مهدی زاده، علی رستمی* صفحات 136-145

    به منظور بررسی کارایی شاخص های نمونه برداری در تعیین الگوی مکانی چهار گونه چوبی بلوط ایرانیQuercus brantii))، زالزالک (Crataegus aronia) ، بنه) (Pistacia atlantica  و کیکم (Acer monspessulanum) در جنگل های زاگرس مرکزی، محدوده ای به مساحت 500 هکتار ازمنطقه کلخانی کوهدشت لرستان انتخاب شد. شبکه ی آماربرداری منظم با ابعاد 300×100 متر در محیط ArcGIS طراحی و با نقطه شروع تصادفی روی نقشه محدوده مطالعاتی قرار داده شد. موقعیت جغرافیایی 141 مرکز قطعات نمونه دایره ای 15 آری (که نقطه شروع روش های فاصله ای نیز می باشد) وارد دستگاه سیستم موقعیت یاب جهانی) GPS) شد. تعداد، نوع گونه و سطح تاج پوشش پایه های هر گونه برای تحلیل الگوی مکانی یادداشت شد. تجزیه و تحلیل داده ها با شاخص های قطعه نمونه شامل: نسبت واریانس به میانگین، گرین، خوشه بندی، موریسیتا و استاندارد شده موریسیتا و شاخص های فاصله ای شامل: جانسون و زایمر، ابرهارت، هاینز، هاپکینز و C با استفاده از نرم افزار Ecological Methodology انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین تعداد پایه درختی به ترتیب مربوط به گونه بلوط ایرانی و بنه است. بیشترین سطح تاج پوشش متعلق به بلوط ایرانی و کمترین سطح تاج پوشش مربوط به گونه زالزالک می باشد. نتایج حاصل از تحلیل الگوی مکانی چهار گونه با شاخص های قطعه نمونه الگوی کپه ای را برای کل گونه ها نشان داد. از بین شاخص های فاصله ای، ابرهارت و هاینز نتایج بهتری را ارایه کردند. به طور کلی شاخص های قطعه نمونه بهتر از شاخص های فاصله ای الگوی مکانی گونه ها را در این تحقیق برآورد نمودند. مقایسه نتایج شاخص های دو روش نمونه برداری مشخص می کند که در مطالعات آینده، با توجه به هدف و امکانات قابل دسترس از کدام شاخص می توان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: الگوی پراکنش مکانی، شاخص های قطعه نمونه، شاخص های فاصله ای، جنگل های زاگرس
  • سیده فاطمه حسینی، حامد اسدی*، حمید جلیلوند، امید اسماعیل زاده صفحات 146-155

    پژوهش ها درزمینه تنوع بتا منجر به ارایه شاخص های فراوانی شد. گوناگونی شاخص های مزبور باعث سردرگمی در استفاده از آنها است. این پژوهش به دنبال ارزیابی و تعیین روابط بین 18 شاخص مختلف تنوع بتا بر اساس مقادیر داده های حضوروغیاب ترکیب پوشش گیاهی جوامع شمشاد هیرکانی در دو استان گلستان و مازندران بود. نتایج طبقه بندی به روش خوشه ای نشان داد که شاخص های 18 گانه مزبور را می توان در چهار گروه طبقه بندی کرد. ارزیابی گروه های حاصل از روش خوشه بندی توسط تجزیه تطبیقی قوس گیری شده (DCA) نشان داد که شاخص های چهار گروه تجزیه خوشه ای در سه گروه مجزا قابل تفکیک می باشند. بررسی انطباق گروه های به دست آمده از تحلیل تشخیص بر مبنای مقادیر شاخص های تنوع بتا با تعداد چهار اتحادیه گیاهی که با روش سنتز جدولی براون- بلانکه شناسایی شدند، انطباق 1/64 درصد را نشان داد. همچنین نتایج تحلیل تشخیص مشخص کرد که از میان 18 شاخص تنوع بتا که در تحلیل تشخیص وارد شدند، تنها هفت شاخص Bm، Bc، B-2، Brlb، Bco، BI و Be در توابع تشخیص قرارگرفته که از این تعداد چهار شاخص Bm، Bc، BI و Be همبستگی تطبیقی بالایی با سه تابع تحلیل تشخیص داشتند. به طورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که بسیاری از شاخص های تنوع بتا که بر اساس داده های حضور و غیاب محاسبه می شوند، عملکرد مشابهی دارند و مقادیر عددی این شاخص ها ابزاری مناسب برای شناسایی جوامع گیاهی است به شرطی که عمل کرد حضور و غیاب گونه ها در این جوامع گیاهی بالا باشد.

    کلیدواژگان: تنوع زیستی گیاهی، تحلیل خوشه ای، طبقه بندی پوشش گیاهی، عمل کرد گونه ها
|
  • Mohammadreza Jafari*, Ahmad Hosseini, Jafar Hoseinzadeh Pages 1-9

    In this research, the status of forests in Ilam city with the aim of preparing the spatial distribution map of oak forests degradation using remote sensing and geographic information system was investigated. In order to achieve the extent and location of degradation in the studied area, the forest area map for 2001 using Landsat 7 ETM+ satellite images and forest area map for 2013 using OLI Satellite Landsat 8 images, Field visits and a method of determining educational samples were prepared. To investigate the factors affecting on degradation, first, the spatial variables including distance from residential areas, distance from roads, slope, aspect and altitude were extracted from topographic maps of 1: 50000. Then the degradation location data of the region forests with the physiographic and human spatial variables was entered the model. For modeling and estimating the spatial distribution of degradation in the study area forests, logistic regression and step-by-step method and forward step type were used. According to the results obtained from the statistical model, the development of human-made areas, population growth, reducing the distance of roads from the forest areas, the middle altitudes and reducing the slope percentage that triggered agroforestry activities and increase of agricultural land area had the highest impact on the degradation of the Ilam city forests, respectively. In fact, of 73349 hectares of forests in Ilam city, 5311 hectares (7.2%) have been reduced, of which 2125 hectares (2.9%) are related to the phenomenon of oak drying and 3186 hectares (4.3%). ) It is related to the construction of settlements, road construction, etc. Based on this, a spatial distribution map of the destruction of forests in Ilam city was prepared.

    Keywords: Forest degradation, Satellite Images, Oak forests, Logistic regression, Remote sensing
  • Hamid Taleshi, Seyed Gholamali Jalali*, Seyed Jalil Alavi, Seyed Mohsen Hosseini, Babak Naimi Pages 10-21

    The studies show that the mean temperature of the Hyrcanian region has been increased by 0.74 siliceous degrees in the twenty recent years. In this research, the current and future distribution of Chestnut-leaved oak (Quercus castaneifolia C.A.M.) was studied using an ensemble method including five different species distribution models. We used five general circulation models under two reprehensive concentration pathway (RCPs) to project the impact of climate change on the distribution of Chestnut-leaved oak by 2070. Also, the stable, gained and lost suitable habitat of Chestnut-leaved oak were determined using range size change analyses under climate change. The results showed that the area of suitable habitats with high certainty would be increased by 16.80%, while it would be decreased by 29.80% under RCP 8.5 by 2070. The results of the range size analyses of oriental beech showed 54.12% of suitable habitat would be stable under RCP 4.5 while it would be decreased by 23.85% under RCP 8.5 by 2070. Also, the gained suitable habitats would be 62.68% and 42.36% under RCP 4.5 and RCP 8.5, respectively. It is suggested that the climate change impacts should be considered in the management decisions and conservation plans related to the Chestnut-leaved oak in the Hyrcanian forests. Further, the suitability of habitats under climate change should be accounted for plantation and reforestation by Chestnut-leaved oak.

    Keywords: Habitats suitability, reprehensive concentration pathway, species distribution models, ncertainty
  • Tooba Abedi*, Soleiman Mohammadi Limaei, Amireslam Bonyad, Javad Torkaman Pages 22-31

    This research considers the optimal rotation age regarding to the carbon sequestration value in populous deltoides plantation in Choobar located in Guilan Province, north of Iran. First, the volume increment is determined by stem analysis method and carbon sequestration is determined by combustion in an electric oven. Then, Net present value (NPV) of carbon is calculated by using volume increment, carbon amount, interest rate, adjusted price of carbon and net revenue in order to determine the optimal rotation age. Faustmann model was used in order to determine the optimal rotation age. Data such as volume increment, carbon content, revenue, timber and carbon prices are used to estimate the NPV. The study also evaluates the effects of different cost of plantation and discount rates on the optimal rotation ages using NPV approach. Results showed that when economic value of carbon sequestration is considered, optimal rotation ages is 27 years. Sensitivity analysis is done for interest rate, cost of plantation, and carbon price. As cost of plantation increases, the optimal rotation age also increases and the net present value decreases. With the increase in carbon prices, the age of optimal rotation age decreases and the net present value increases.

    Keywords: Carbon Sequestration, Net Present Value, Optimization, Rotation Age
  • Younes Rostamikia*, Mohammad Fattahi, Kiomars Sefidi Pages 32-40

    Colutea persica is one of important and valuable species in Kandiragh forest reserve of Khalkhal. This study aimed to determine the relationship between Growth properties of Bladder Senna with soil and physiographic factors in Kandiragh forest reserve. in three land forms (ridge, valley and slope) and in four aspects (north, south, east and west) from lower to higher distribution areas sample plots, each 500 m2, were selected. Overall, 32 sample plots were used for measuring Growth characteristics; soil characteristics were studied in 12 sample plots including soil texture (clay, silt and sand), pH, Ec, N%, OC% and Caco3%. The results showed that the distribution range of Bladder Senna varies from 1350 to 1980 m.a.s.l. In general, slopes and ridge forms with south and east-facing slopes are suitable sites for this species. The highest figures of Bladder Senna individuals including height (1.75m), crown diameter (1. 81 m) and regeneration (169.N/h) on valley form and the highest number of shoot (13/11) on slope form were measured. Soil of Bladder Senna habitats is deep to semi- shallow with pH (7.4 to 8.1), Ec (0.21 to 0.39 ds/m) and with soil texture of loam to loam- sand. The PCA analysis showed that the physical properties of soil (sand, clay and silt) and Ec have an important impact on the presence of this species. So that, the presence of Bladder Senna in the southern and eastern slopes has more correlation with silt percentage.

    Keywords: Bladder senna, Habitat conditions, Kandiragh forest, Principal component analysis, Soil factors
  • Shirzad Mohammadnezhad Kiasari*, Khosro Sagheb-Talebi, Ramin Rahmani Pages 41-52

    The objective of this study was ecological assessment of the Danish and Swiss thining methods in 20-years old reforestations of Brutia Pine (Pinus brutia Ten.). This research conducted under completely randomized block design (CRBD) with three replication and three treatments (Swiss and Danish thinning methods and control); a total of 9 plots each 2000 m2 (40 x 50 m). The quantitative and qualitative parameters of trees were measured by full callipering in each plot. In order to investigate the species diversity of plants and the natural regeneration in each plot, three micro samle plots of 49 m2 were randomly selected. Sampling of soil invertebrates was performed from a depth of 0 to 10 cm in the center of each micro sample plots. The parameters were measured in the years of 2013 (before thinning) and 2018 (five years after thinning). This study showed the mean diameter at breast height (dbh) and mean height of Brutia trees and the whole stands, as well as, simpson plant diversity and soil invertebrates' diversity between treatments were not statistically significant in 2018. Mean dbh of the whole stand and Pine trees were accounted to 17.02 cm and 22.74 cm in Danish method, 16.94 cm and 21.71 cm in Swiss method and 15.59 cm and 19.53 cm in the control plot. Mean height of the whole stand and Pine trees from Danish and swiss methods to the control plot were accounted to 11.13 m and 13.19 m, 10.88 m and 12.68 m and 11.44 m and 13.58 m, respectively. The average species diversity of Shannon plants in the field of Danish thinning was significantly higher than the Swiss method and the control area. Also the Simpson plant diversity was higher in the Danish method, followed by the control and the Swiss method, while the soil invertebrates’ diversity was higher in the Swiss method followed by the control and Danish method. Also the results of this research showed that the quality of the Brutain Pine and the whole stand in the thinned treatments were better than that of the control plot in 2018 (ρ=0.05). This research emphasizes the need for thinning operations in the forest plantations.  Over all this research suggests application of the Danish method in Brutia Pine plantations in terms of increasing the quantitative and qualitative characteristics of trees, along with the increasing of plant diversity

    Keywords: Thinning, Natural Regeneration, Soil Invertebrate Diversity, Plant Species
  • Golshan Al-Sadat Razavi Nattaj, Asghar Fallah*, Seyed Mohammad Hodjati Pages 53-61

    Knowing the qualitative and quantitative characteristics of plantation is principal of forest management. Laleh Natural Park in DEZFOUL, with a total area of 9.31 hectares, is located 11 km far from Dezful. The 23-year old stands in the studied park were Eucalyptus and Prosopis. In order to study the number of trees, according to the small levels of the studied stands (pure Eucalyptus 1.9 hectare and mixed with Prosopis 1.7 hectare), the full calipering inventory method was selected and the certain characteristics such as diameter at the breast height and height of all trees. According to the results, the average number of trees in the pure Eucalyptus stand is equal to 110.5 trees per hectare, the average diameter at breast height of stand is 25.22 cm and the average total height is 12.10 m. Also, the average number of species in the mixed Eucalyptus and Prosopis stand is 70.6 trees per hectare, the average diameter at breast height is 27.32 cm and the average total height is 9.57 m. In order to study the effect of Eucalyptus and Prosopis on the soil of the area, 50 soil samples were taken at 2 depth of 0-10 and 10-20 cm from pure and mixed stands and some soil characteristics including texture, moisture and acidity were studies. Soil texture of both stands in this study was loam. There was no significant difference between the two populations in terms of total relative humidity. In terms of acidity, there was a significant difference between two soil depths of 0-10 and 10-20 cm soil in the pure stand which was higher at depth of 10-20 cm.

    Keywords: Growth Characteristics, Soil Properties, Eucalyptus, Prosopis, Laleh Forest Park
  • Mahmoud Talebi*, Yaghoub Iranmanesh, Hassan Jahanbazi, Hosain Mohammadi, Zeynab Gholipour Pages 62-71

    In this research, important habitats of the species of salix in Chaharmahal and Bakhtiari province were identified. Then, one-year branches were produced for the production of cuttings. Then the seedlings were transferred to the main field of the project and surveyed for 8 years. Height, DBH and diameter of the canopy were measured. Also pests and diseases of the trees were investigated continually. The results showed that five species including Salix excelsa S.G.Gmelin, Salix acmophylla Boiss., Salix alba L, Salix elbursensis Boiss and Salix-issatisensis were identified in this province. Quantitative studies showed that Salix alba L (206) with 7.86 m height and 16.12 cm DBH and Salix alba L (208) with 18.66 m2 of canopy surface were better than other species and have high resistance to cold and frost. The results of pests and diseases also indicated that 8 species of pest were existing on all Salix species.

    Keywords: Willow, Identification, Growth, Chaharmahal, Bakhtiari
  • Katayoun Haghverdi*, Behnaz Samadzadeh, Yahya Kooch Pages 72-80

    The study of the litter quality and soil enzymes activities are used as indicators for soil quality and soil health assessment. The aim of this research was to investigate the effect of different vegetation types of Vaz forest of Noor-Mazandaran Province (i.e. Fageto-Carpinetum, Fageto-Aceretum, Fageto-Quercetum and Fagetum) on litter quality and activity of some of the most important soil enzymes. For this, eight samples of litter and soil (0 to 15 cm) were collected within the forest types in growing season. The ANOVA of litter, soil physio-chemical and enzymes activities rate indicate a significant statistical difference among forest types. The highest amounts of litter thickness (15.15 cm) and C/N ratio (79.08) were allocated to the Fagetum type and the least amounts of litter thickness (8.09 cm) and C/N ratio (42.15) were found under Fageto-Carpinetum type. The results showed that the highest activity rate of urease (23.14 µg NH4+–N g−1 2 h−1), acid phosphatase (521.12 µg PNP g−1 h−1), arile sulfatase (129 µg PNP g−1 h−1) and invertase (210.37 µg Glucose g−1 3 h−1) were significantly observed under Fageto-Carpinetum forest type. Based on findings, the soil of Fageto-Carpinetum forest type has better quality compared to other studied types. The results of this research can be helpful for prioritizing of forest stands based on plant residual and soil quality.

    Keywords: Beech, Soil Physico-Chemical, Biochemical, Organic Layer, Mineral Layer
  • Masoud Bazgir*, Zainab Riahi, Fatemeh Valizadeh, Mahmood Rostaminyd Pages 81-92

    Fire is a big threat to natural resources in the world and is an important factor in changing the physical and chemical characteristics of the soil. The purpose of this study was to investigate the effect of fire on the physical and chemical properties of the soil in oak forest of Badreh located in 70 km of Ilam province and to compare it with unburnt (control) areas. Soil sampling carried out in two topsoil (0-5cm) and subsoil (5-20cm) depths. Five plots in 50×50m dimension designed in burnt and unburnt forests and in each plot 5 soil samples were collected randomly from topsoil and subsoil and were transferred to the laboratory to soil physical and chemical analyses. According to the results fire increased the amount of sand and silt by 15.56%, 15.18% respectively, compared with unburnt forest. But, the percentage of clay decreased under burn condition. Fire declined aggregate stability in soil 0-5 and 5-20cm depths by 10.61 and 17.81 respectively. The most CEC content (20.98 cmol/kg) and the least one (16.56 cmol/kg) was observed in unburnt forest comparison with burnt forest respectively. Burned increased soil organic carbon but by increasing soil depth decreased it. In the study area, fire affected significantly K and P available in forest soil. To sum up, fire changed soil physical and chemical properties of oak forest in Badreh region in Ilam Province as well as this phenomenon increased essential nutrient elements resulting from soil fertility improvement in the study area.

    Keywords: Fire, Soil Properties, Aggregate Stability, Nutrient Elements, Ilam
  • Mahnaz Karamian*, Javad Mirzaei Pages 93-103

    The decline of forest trees has always been one of the main problems of various ecosystems. Today’s, this phenomenon is occurring in the natural resources and forests of Zagros, and has a wider dimension every day. Various biotic and abiotic factors have been identified and introduced in different countries as the main factor or factors affecting the weakness, dryness and death of oak trees. But in Iran, the factor or main factors of the trees decline in the Zagros forest have not yet been determined accurately. The incidence and severity of this phenomenon in recent years due to the importance of forests in the province of Ilam from the viewpoint of in environmental issues and their becoming generous to oak decline, have been investigated. For this purpose, in the present study, in the multi-criteria decision-making space and the use of the AHP hierarchical process, six main criteria and a total of 28 sub-criteria were evaluated. The weight of each criteria and sub-criteria was computed by distributing 30 special questionnaires of forest specialist and obtaining opinions from experts group and using Expert Choice software version 11. The results showed that the highest weight was for drought and climate change (0.289), and the lowest weight for the quantitative and qualitative criteria of the tree and its forestry characteristics (0.097). Other criteria In order of importance were; pests and diseases (0.194), human and animal factors (0.192), air pollution (0.123) and site quality of habitat (0.105).

    Keywords: Decline, Quercus brantii, Analytical Hierarchy Process, Zagros, Ilam
  • Hassan Rahmati, Teymour Rostami Shahraji, Ali Salehi, Heidari Safari Kouchi Heidari Safari Kouchi* Pages 104-114

    Investigating the growth and production of afforestation's is effective to improve the management of these stands and the prosperity of the future afforestation's. Natural forests' rest plan has attracted the attention of forest specialists and beneficiary's towards the forest plantations. The present study carried out in order to investigate the specification of 32-year-old loblolly pine (Pinus taeda L.) and Chestnut-leaved oak (Quercus castaneifolia C. A. Mey.) plantations in Shen-Rood Watershed No: 25 of Guilan province. In each region, 5 sample plots with 4r area in the form of systematic method with 100×500m Network Dimensions conducted in the study area. Then trees diameter, total height, trunk height and some qualitative characteristics of the trees, including the crown symmetry, forking and curvature of the trunk were recorded in each plot. Also, five soil samples were taken from four quadrants and center of each plot from 0 to 30 cm depth, then combined and transferred to the laboratory in order to investigate the properties of the soil. The results indicated insignificant difference between the quantitative characteristics of two stands, such as mean height, basal area, volume and slenderness coefficient. However, the mean length of the branchless trunk of loblolly pine stand (11.33 m) was higher than Caucasian oak (6.6 m). Also, it was no significant differences between two stands in terms of symmetry. However, the pine stand trees had a less curvature (14%) and forking (16%) than it in Chestnut-leaved oak stand (35% and 37% respectively). Investigation of soil samples showed that there is no significant difference between two stands in about sand, particle and bulk density and carbon percentage but clay and silt (42.28% and 26.29%), Microbial respiration (1.86 gram carbon dioxide in soil per day), pH (5.71), porosity (21%) and Soil saturated water content (37.95%) had a significant difference with the Chestnut-leaved oak mass (25.09, 48.70, 2/79, 29, 6.31 and 18.33). Finally, considering the similarity of other conditions, soil texture reported as the main limiting factor of loblolly pine growth. Therefore, planting of the Pinus taeda species is recommended in order to gain more volume production in moderate, lightweight and appropriate drainage areas and planting the Quercus castaneifolia is recommended for revitalization of damaged and ruined areas.

    Keywords: Soil Texture, Crown Symmetry, Bulk Density, Volume, Basal Area, Siahkal
  • Ghasem Azizi*, Iain Robertson, Mostafa Karimi, Mohammad Mahdi Abadijou Ravari Pages 115-127

    In this research, the role of altitude at Juniperus trees growth rings width in North Mountains of Kerman province has been investigated. Juniperus is one of the main pillars of natural ecosystems in Iran's mountainous forests. High mountains with vast expanse in Kerman province has caused the formation of tree coverings such as Juniperus and has created suitable habitats for Dendrochronology studies. However, most of the Dendrochronology studies in Iran are related to Zagros, Alborz and Hyrcanian forest, and no research has been carried out in Kerman province. The habitat of this study is located in the northern mountainous area of Kerman province, almost among the three counties of Ravar, Zarand and Kuhbanan. In this research, 128 cores from 64 Juniperus trees has taken in 4 sites of habitat by using an Increment Borer. These 4 sites and the difference in altitude between the lowest and highest trees of them are Kooh-e-gav 349 meters, Bid-e-shikh 401 meters, Rood-e-kor 478 meters and Galouband 215 meters. After preparing the samples and enhancing their visual clarity, the number and width of the rings were counted and measured by LINTAB and TSAPWin software with a precision of 0.01 millimeters. The Cross-Dating between two cores of any tree was performed by TSAP and the results of GLK, CDI, GSL, CC, and T-v statistics showed the optimum quality of Cross-Dating for growth series that obtained from the trees. The relationship between altitude differences and average ringwidth was measured using Pearson and Spearman correlation coefficients for 3 sites and all trees. Results of Pearson coefficients (Kooh-e-gav: -0.67, Bid-e-shikh: -0.75, Rood-e-kor: -0.59 and all trees: -0.45) and Spearman (Kooh-e-gav: -0.70, Bid-e-shikh: -0.79, Rood-e-kor: -0.33 and all trees: -0.30) showed that between the altitude and average ringwidth variables in the first two sites, the negative correlation is high, and on the third site as well as the all trees, there is a moderate negative correlation.

    Keywords: Dendrochronology, growth rings, Cross-Dating, Correlation Coefficients
  • Iman Pazhouhan, Omid Fathizadeh, Abolghasem Kamkar Rouhani, Javad Vahidi, Akbar Najafi* Pages 128-135

    Project time and cost are one of the issues and challenges that employers and contractors are facing whit them especially in the forest area. One of the most effective tools that used in prediction and risk analysis is Monte Carlo analysis that Based on the production of random numbers, the number of single components of a set is computed and find out their effect on the whole set. In the traditional approach to project control that still dominates in most national projects, estimating the probable time and budget of the project is still unpredictable to managers and experts. In this work, we tried to present a model for considering the probability and risk in estimating the probability of completion of the project by given time and cost of project termination in a forest area using a case study and software capabilities (Primavera Pertmaster). The results of the probability distribution revealed that the probability of reaching the predicted budget was approximately 13% according to the Monte Carlo simulation. However, the difference between the maximum and minimum values varies from 39 to 650 million IRR, which results in a high risk of the operation of the land operations, which indicates the high risk of the earthwork operation. The real cost of earthwork (570 million IRR) in the study area at the cost allocation chart is estimated at 90%, which also confirms the riskiness of the road earthwork project. Finally, the Monte Carlo simulation method, with the successful prediction of the risk of earthwork operation project, showed that there is an acceptable way for contractors and forest road designers to deal with the negative aspects of the project. The results of this research can be used as a guide to better management of forest for future operations.

    Keywords: Simulation, PERT, Risk, Earthwork Operation, Probability Distribution
  • Seyede Hadis Mehdizadeh, Ali Rostami* Pages 136-145

    In order to evaluate the efficiency of sampling indices in the spatial pattern of 4 wooden species (Quercus brantii, Crataegus aronia, Pistacia atlantica and Acer monspessulanum) an area of 500 hectares of Kalkhani forests of Koudasht city, Lorestan province was selected. The regular 100 m × 300 m grids in Arc GIS software were maked and taken with random starting point on the map of case study. The geographic position of 141 circle sample plots with area 1500 m2 (Which is the starting point for the distance-based methods) was entered in  Global Position System (GPS) set. The number, species, and crown cover of each base were recorded for spatial pattern analysis. The methods of study spatial distribution pattern were used density based indices (such as: Variance-to-Mean Ratio, Index cluster, Green, Moresita and Standardized moresita) and distance based indices (such as: Johnson and Zimmer, Eberhart, Hopkins, Hinez and C index) were accomplished by using of Ecological Methodology software. The results indicated that Quercus brantii and Pistacia atlantica have the highest and the lowest numbr of tree in case study, respectively. Also the basis of the results the highest and the lowest canopy cover area belong to Quercus brantii and Crataegus aronia, respectively. All of the density-based indices showed a clumped pattern for 4 trees species. Among the distance-based indices, Eberhart and Hinez presented better results than the other indices. In general, the density-based indices performed much better than the distance-based indices in this research. The comparison of the methods showed that each one can be applied, regarding the goal and available circumstances of future studies.

    Keywords: Spatial distribution pattern, Density based indices, Distance based indices, Zagros forests.​​​​​​​
  • Seyedeh Fatemeh Hosseini, Hamed Asadi*, Hamid Jalilvand, Omid Esmailzadeh Pages 146-155

    The Increase in studies of beta diversity has led to several measures and methods. The variety of theses indicators cause their use in confusion. The aim of this study was to evaluate and determine the relationships between 18 different beta diversity indices based on presence and absense data. For this purpose, Buxus hyrcana database in Golestan and Mazandaran provinces was used. Clustering results showed that these 18 indices classified into 4 distinct groups with similar performance. Evaluation of clustering results by Detrended correspondence analysis (DCA) analysis showed that the indices of the four groups of cluster analysis can be separated into three distinct groups. From basis of combined results of discriminant analysis and Braun-Blanquet method, three vegetation units were recognized, which had 64.1 percent coincide with phytosoicilogical plant communities in Braun- Blanquet method. Also, among of 18 beta diversity indices included in the discriminant analysis, only Bm, Bc, B-2, Brlb, Bco, BI and Be were added in three functions. Among these 7 indices, them, Bm, Bc, BI and Be had a high canonical correlation with the three discriminant analysis functions. totally, the results of this study showed that many beta diversity indices based on presence and absense data have similar performance, and the numerical values of beta biodiversity indices are a good criterion for identifying Buxus hyrcana plant communities, provided that species turnover in these plant communities being high.

    Keywords: Plant biodiversity, cluster analysis, vegetation classification, species turnover