فهرست مطالب

  • سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 71، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/04
  • تعداد عناوین: 14
|
  • بهاره شجاعی، شهرام امینی، احسان رفیعی، نسیم فرخانی* صفحات 121-128
    مقدمه

     یکی از مسایل مهم در جراحی ژنژیوکتومی، کاهش دوره‌ی ترمیم زخم‌ها و درد بیماران طی این دوره است. یکی از راه‌های جدید، استفاده از لیزر کم‌توان بوده که به خاطر عدم وجود عوارض جانبی، تجهیزات قابل قبول و هزینه‌ی کم مورد توجه است. هدف از این مطالعه، بررسی اثر تابش لیزر کم‌توان بر تسریع بهبود زخم ناشی از جراحی ژنژیوکتومی بود.

    مواد و روش‌ها

     این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی کنترل ‌شده بود. در این پژوهش، 22 نمونه در 12 بیمار با هایپرپلازی لثه در نواحی قرینه که کاندید جراحی ژنژیوکتومی بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بعد از انجام ژنژیوکتومی، به طور تصادفی یک ناحیه در هر بیمار تحت تابش لیزر کم‌توان دیود 660 نانومتری برای مدت 5 روز قرار گرفت و ناحیه‌ی دیگر به عنوان گروه شاهد بدون تابش لیزر باقی ماند. برای مشاهده‌ی لایه‌ی اپی‌تلیالی در نواحی جراحی، از محلول افشای پلاک (Mira-2-tone) استفاده شد، سپس فوتوگرافی تهیه و با استفاده از نرم‌افزار فوتوشاپ Adobe photoshop CS 6 2015، مقایسه‌ی مساحت زخم در نواحی تحت تابش و بدون تابش لیزر انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تی مستقل، تی زوجی، آنالیز واریانس و نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی 23 با سطح معنی‌داری (p value < 0/05) صورت گرفت.

    یافته‌ها

     مساحت زخم رنگی‌‌شده در روز جراحی و سه روز پس از آن، بین دو ناحیه‌ی تحت تابش و بدون تابش لیزر، تفاوت معنی‌داری نداشت، اما مساحت زخم رنگی‌‌شده در محل تحت تابش لیزر در روز هفتم و پانزدهم پس از جراحی، نسبت به گروه شاهد کم‌تر بود (0/001 > p value).

    نتیجه‌گیری

    کاربرد لیزر کم‌توان، باعث افزایش اپیتلیزاسیون و بهبود زخم در روز 7 و 15 پس از جراحی ژنژیوکتومی می‌شود

    کلیدواژگان: لیزردرمانی با لیزر کم توان، ترمیم زخم، ژنژیوکتومی
  • شهره سلمانی تهرانی، آرش قدوسی *، شادی ذرخش صفحات 129-136
    مقدمه

    در عصر حاضر، اصول اخلاقی در پژوهش‌های حوزه‌ی سلامت، در کانون توجه قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین این اصول، حفظ و رعایت شان بیمار به‌ عنوان یک انسان است. هدف از این مطالعه، بررسی رعایت شان بیماران توسط دانشجویان و دستیاران دندان‌پزشکی بود.

    مواد و روش‌ها

     ادر این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی، 200 بیمار به صورت تصادفی انتخاب شده و به 4 گروه مراجعه‌کننده به بخش‌های عمومی و تخصصی دندان‌پزشکی دانشگاه آزاد خوراسگان و بخش‌های عمومی و تخصصی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تقسیم شدند. پرسش‌نامه شامل متغیرهای دموگرافیک، تحصیلات و وضعیت تاهل بیماران و سوالات مربوط به میزان رعایت شان بیمار توسط دندان‌پزشک بود. داده‌ها با آزمون‌های آماری آنالیز واریانس یک‌طرفه و تی‌ در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 23 تجزیه و تحلیل شدند (0/05 = α).

    یافته‌ها

     میانگین نمره‌ی رعایت شان بیمار توسط دندان‌پزشک در حیطه‌ی «نحوه‌ی صدا زدن و مورد خطاب قرار دادن بیمار»، اختلاف آماری معنی‌داری را بین 4 گروه منتخب نشان داد (0/02 = p value). اما به طور کلی، اختلاف آماری معنی‌داری در میزان رعایت شان بیماران توسط دانشجویان و دستیاران تخصصی دندان‌پزشک، بین گروه‌های مورد مطالعه وجود نداشت (0/77 = p value).

    نتیجه‌گیری

     شان بیمار، دارای اجزای مختلفی می‌باشد که برخی عوامل باعث ارتقاء و برخی باعث کاهش آن می‌شوند. افزایش تعداد واحد درسی «اخلاق پزشکی» در دانشکده‌های دندان‌پزشکی، می‌تواند در بالا رفتن کیفیت رعایت شان و تامین حقوق بیمار موثر باشد

    کلیدواژگان: شان بیمار، رازداری، حریم فیزیکی، اخلاق پزشکی، دندان پزشکی
  • فرنا سیار، رویا شریعتمدار احمدی، مجتبی قادری احسانپور * صفحات 137-146
    مقدمه

     قبل از درمان دندان از طریق جراحی، جهت افزایش طول تاج کلینیکی و یا درمان‌های رستوریتیو و پروتزی، آگاهی از ابعاد عرض بیولوژیک دندان ضروری است. در مطالعات مختلف، میزان عرض بیولوژیک در نواحی و دندان‌های مختلف با پریودنشیوم سالم اندازه‌گیری شده است. در این مطالعه، میزان عرض بیولوژیک، در دندان‌های مختلف و در دو قوس فکی ماگزیلا و مندیبل اندازه‌گیری شد و تاثیر بیوتایپ لثه بر روی این میزان، مورد ارزیابی قرار گرفت.

    مواد و روش‌ها

     این مطالعه‌ی تحلیلی از نوع مقطعی، بر روی 163 دندان در 12 فرد (5 مرد و 7 زن) با میانگین سنی 4 ± 28 سال صورت گرفته است. پس از تزریق ماده‌ی بی‌حسی، ابعاد عرض بیولوژیک با استفاده از پروب پریودنتال در 6 نقطه از هر دندان به جز مولر سوم اندازه‌گیری شد. بیوتایپ لثه به روش مشاهده‌ی سایه‌ی پروب در دو وضعیت Thick و Thin بررسی گردید و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی 19 و آزمون‌های ANOVA و تی و با در نظر گرفتن 0/05 > p value مورد قضاوت آماری قرار گرفت.

    یافته‌ ها

     متوسط عرض بیولوژیک در دندان‌های مولر، پرمولر، کانین و اینسایزور به ترتیب  0/80 ± 1/90، 0/69 ± 1/77، 0/72 ± 1/55 و 0/64 ± 1/49 به دست آمد. میزان عرض بیولوژیک با نوع دندان، ارتباط معنی‌داری دارد (0/001 = p value)، اما بین عرض بیولوژیک و بیوتایپ لثه در نقاط 6گانه و نواحی مختلف دهان، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد (0/08 < p value).

    نتیجه‌گیری

     میزان عرض بیولوژیک در دندان‌های مختلف، متفاوت بود. بیوتایپ لثه، تاثیری بر روی میزان عرض بیولوژیک نداشت

    کلیدواژگان: پریودنشیوم، ساختارهای حمایت کننده ی دندان، لثه، اتصال اپی تلیالی
  • سید علیرضا مکی نژاد*، نگین نصوحی مقدم، پریسا قربانیان، رامین کاویانی، ناهید محمدی صفحات 147-152
    مقدمه

     یکی از مهم‌ترین اهداف یک مورفولوژیست، تعیین صفات نان‌متریک دندانی می‌باشد که برای بهتر شدن این هدف، روش‌های مختلفی به کار می‌رود. با توجه به این که تاکنون، تشخیص‌های مورفولوژیک غالبا بر اساس یافته‌های بصری کلینیکی صورت می‌گرفته است، هدف از این مطالعه، بررسی همبستگی فوتوگرافی داخل دهانی با مشاهده‌ی کلینیکی در تشخیص صفات نان‌متریک دندانی بود.

    مواد و روش‌ها

    در این مطالعه‌ی توصیفی- مقطعی، تعداد 80 نفر از دانشجویانی که به هر دلیلی به بخش مورفولوژی دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1396 مراجعه و پس از توجیه طرح، موافقت خود را اعلام نمودند، مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش، صفاتی مانند برجستگی کارابلی، ماریجینال ریج‌های ضخیم و شیار جینجیوپالاتال بررسی شدند. برای تهیه‌ی تصاویر فوتوگرافی داخل دهانی، از دوربین Canon EOS استفاده شد. وجود یا عدم وجود صفت در دو روش، با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و میزان همخوانی (2R) تعیین و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند (0/05 ≥ p value).

    یافته‌ ها

    میزان همبستگی روش فوتوگرافی داخل دهانی با مشاهده‌ی کلینیکی از طریق ضریب همبستگی اسپیرمن برابر با 77 درصد بود که قابل قبول بوده و میزان همخوانی آن‌ها در 69 درصد موارد بود. ضریب کاپا (Kappa) بین دو روش ارایه شد و نشان داد که میزان همخوانی آن‌ها، 75/78 درصد و عالی بوده است.

    نتیجه‌گیری

     با توجه به این که فوتوگرافی داخل دهانی، همبستگی و همخوانی قابل قبولی با مشاهده‌ی کلینیکی داشت، این روش می‌تواند اطلاعات با ارزشی را در زمینه‌ی تشخیص صفات نان‌متریک مورفولوژی ارایه دهد

    کلیدواژگان: فوتوگرافی داخل دهانی، مطالعه ی بالینی، دندان پزشکی، یافته های مورفولوژیک
  • پرویز دیهیمی، لاله ملکی*، مهدی عکاف زاده صفحات 153-161
    مقدمه

    ضایعات واکنشی غدد بزاقی، ضایعاتی اکتسابی، غیرعفونی و غیرنیوپلاستیک می‌باشند. اغلب ترومای مستقیم و انسداد جریان بزاق را به عنوان علل بروز این ضایعات بیان می‌کنند. هدف این پژوهش، تعیین فراوانی این ضایعات در نمونه‌های ثبت شده در بیمارستان‌های آیت‌الله کاشانی و الزهرا و دانشکده‌ی دندان‌پزشکی اصفهان در دوره‌ی ده ساله (1386-1395) بود.

    مواد و روش‌ها

    در این مطالعه‌ی توصیفی از نوع مقطعی، اطلاعات ثبت شده مربوط به ضایعات واکنشی (موکوسل، رانولا، آدنوماتویید هایپرپلازی، سیالومتاپلازی نکروزان، آدنوزیس پلی سیستیک اسکلروزان، سیال آدنیت انسدادی، کیست احتباسی موکوسی، کیلیت گلاندولاریس) به تعداد 435 مورد در مراکز درمانی اصفهان از سال 1386 تا 1395 بررسی شد. آنالیز آماری داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 و آزمون‌های آماری ANOVA و کای‌اسکویر انجام گردید (0/05 > p value).

    یافته ها

    در کل 435 نمونه، ضایعه‌ی واکنشی غدد بزاقی دیده شد که این ضایعات، 4/74 درصد از کل بیوپسی‌های دهان، 28/5 درصد از کل ضایعات واکنشی دهان و 29/45 درصد از کل ضایعات بزاقی را به خود اختصاص دادند. موکوسل (60/7 درصد)، بیشترین فراوانی را در بین ضایعات واکنشی بزاقی داشت. مبتلایان به موکوسل و رانولا به طور معنی‌داری نسبت به مبتلایان به دیگر ضایعات واکنشی غدد بزاقی در سنین پایین‌تری قرار داشتند (0/001 > p value). بیشترین فراوانی ضایعات واکنشی بزاقی در لب پایین (56/6 درصد) مشاهده گردید.

    نتیجه گیری

    با توجه به فراوانی ضایعات واکنشی غدد بزاقی در بین کلیه‌ی بیوپسی‌های دهانی و بزاقی، شناخت خصوصیات اپیدمیولوژیک این ضایعات موجب افتراق بهتر آن‌ها از سایر ضایعات دهانی و بزاقی مانند تومورهای غدد بزاقی و نیز درمان مناسب‌تر می‌گردد

    کلیدواژگان: موکوسل، غدد بزاقی، بیوپسی، ضایعات، غیرنئوپلاستیک
  • اعظم حکمت، سید مصطفی موسوی نسب، پروین میرزاکوچکی صفحات 162-174
    مقدمه

    موفقیت طولانی‌مدت ترمیم‌های غیرمستقیم، به رفتارهای کلینیکی سمان‌های لوتینگ بستگی دارد. در محیط دهان، افت خصوصیات مکانیکی، با گذشت زمان، اثرات منفی بر روی کارآیی کلینیکی سمان‌ها و بقای ترمیم می‌گذارد. هدف از این مطالعه، ارزیابی و مقایسه‌ی میزان جذب آب، انحلال، انبساط و تغییرات هاردنس پس از جذب آب یک سمان رزینی خودچسبنده با سمان‌های رزینی مرسوم و گلاس آینومری بود.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه‌ی تجربی- آزمایشگاهی، 15 دیسک (mm2×6) از هر ماده یک سمان رزینی خودچسبنده (Bifix SE) و یک سمان رزینی مرسوم (Bifix QM) یک سمان گلاس آینومری (Meron)، یک سمان گلاس آینومری اصلاح شده با رزین (Meron plus) با استفاده از قالب سیلیکونی ساخته شد. نمونه‌ها در یک محفظه‌ی سیل شده بر روی محلول سولفات سدیم اشباع، قرار گرفتند و جذب آب در مدت 3 هفته ارزیابی شد. به دنبال آن، میزان انحلال با استفاده از فرمول (m1-m3/v) محاسبه شد و میزان انبساط مواد از فرمول (He = v1-v2) به دست آمد که v1 و v2 با روش پیکنومتری محاسبه شدند و سپس از تست ویکرز برای محاسبه‌ی سختی نمونه‌ها قبل و بعد از جذب آب استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 و آزمون‌های آماری ANOVA و توکی تجزیه و تحلیل شدند (0/05 = α).

    یافته‌ها

    جذب آب بین چهار ماده و در زمان‌های مختلف، تفاوت معنی‌دار داشت (0/001 > p value). در بررسی انحلال و انبساط ناشی از جذب آب، بین 4 گروه، تفاوت معنی‌دار بود (0/001 > p value) و تغییرات هاردنس بین چهار ماده، نشان داد که بین گروه‌ها تفاوت معنی‌دار نیست (0/099 = p value).

    نتیجه‌گیری

     هر دو گروه سمان گلاس آینومری در مقایسه با سمان‌های رزینی، به جذب آب و انحلال مستعدتر بودند و سمان رزینی سلف ادهزیو Bifix SE، انحلال نداشت، ولی بیشترین میزان انبساط را داشت. از بین این چهار سمان، Bifix QM بهترین رفتار را از نظر کم‌ترین میزان جذب آب و انحلال و انبساط ناشی از جذب آب نشان داد. سختی بعد از جذب آب مواد در مقایسه با قبل جذب آب، از نظر آماری تفاوت قابل ملاحظه‌ای نداشت

    کلیدواژگان: سمان گلاس آینومر، سمان رزینی، سختی، جذب آب، انحلال، انبساط
  • سجاد زهره وندی، نسیم اثنی عشری *، مهدی کرمی، سوسن صادقیان صفحات 175-182
    مقدمه

     از آن‌جایی که تیوری فانکشنال ماتریکس، در بیان رشد و تکامل کرانیوفاشیال اهمیت بسزایی دارد، بررسی رابطه‌ی فانکشن عضلات جونده از جمله ماستر با رشد و تکامل فکین به خصوص در بعد ورتیکالی لازم می‌باشد. هدف از این مطالعه، بررسی رابطه‌ی میان ابعاد عضله‌ی ماستر و ابعاد ورتیکالی صورت و مندیبل توسط تصویربرداری توموگرافی کامپیوتری بود.

    مواد و روش‌ها

    در این مطالعه‌ی توصیفی– تحلیلی، تصاویر سی‌تی‌اسکن سه بعدی صورت 190 بیمار (مرد و زن) مورد بررسی قرار گرفت. اندازه‌گیری‌های انجام شده از هر دو سمت (چپ و راست)، توسط نرم‌افزار Workstation انجام شد. عرض عضله‌ی ماستر، در نمای آگزیال و طول و ضخامت عضله‌ی ماستر در نمای کرونال محاسبه گردید. ارتفاع استخوان راموس در هر دو سمت، اندازه‌گیری شد و همچنین اندازه‌گیری بعد ورتیکالی صورت در قدام و خلف انجام گرفت. پس از اندازه‌گیری‌های انجام شده، مشاهده گردید که اختلاف چشمگیری بین دو سمت صورت وجود نداشت، پس اندازه‌گیری ابعاد در هر دو سمت (چپ و راست) صورت گرفت. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری پیرسون و تی در نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 تجزیه و تحلیل شدند (0/05 > p value).

    یافته‌ها

     طول راموس مندیبل در هر دو جنس، تفاوت آماری معنی‌داری داشت (0/0001 = p value) و مردان، طول راموس بلندتری نسبت به زنان داشتند. در بررسی همبستگی طول راموس مندیبل با عرض، طول و ضخامت عضله‌ی ماستر در تمام بیماران، یک رابطه‌ی مستقیم و معنی‌دار وجود داشت (0/0001 = p value). بررسی همبستگی ابعاد ورتیکالی صورت با ابعاد عضله‌ی ماستر در اکثر بیماران با زاویه‌ی پلن پالاتال- پلن مندیبولار (0/676 = p value) و شیب پلن مندیبل، رابطه‌ی مستقیم داشت ولی از نظر آماری معنی‌دار نبود (0/993 = p value).

    نتیجه‌گیری

     با تغییر ابعاد عضله‌ی ماستر، ابعاد اسکلتی و مورفولوژی کرانیوفاشیان و زوایای اسکلتی، تحت تاثیر قرار می‌گیرد

    کلیدواژگان: عضله ی ماستر مندیبل، ابعاد ورتیکالی
  • محمد توکلی عطاآبادی، روشنک غفاری *، آرش قدوسی صفحات 183-193
    مقدمه

    استخوان هایویید، استخوانی منفرد و از یک تنه و دو جفت شاخ (بزرگ و کوچک) تشکیل شده است. این استخوان، عملکردهای مهمی مانند تنفس، بلع و تکلم را حمایت می‌کند. هدف از این مطالعه، تعیین مورفولوژی و میزان اتصال استخوان هایویید و رابطه‌ی آن با سن و جنس بر روی تصاویر (Cone-beam computed tomography) CBCT بود.

    مواد و روش‌ها

     در این مطالعه‌ی توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی، تصاویر CBCT تهیه شده از 163 بیمار شامل 92 زن و 71 مرد، توسط نرم‌‌‌افزار On demand 3D نوع 1 مورد ارزیابی قرار گرفت. در مقطع اگزیال، ضخامت و طول تنه‌ی هایویید در نمای کرونال ارتفاع هایویید و در نمای اگزیال ضخیم‌شده، زاویه‌ی شاخ بزرگ و خطی که از وسط تنه می‌گذرد، اندازه‌گیری شد. تنه و شاخ‌های بزرگ از لحاظ اتصال به 4 دسته: 1) فاصله‌ی بیش از 2/5 میلی‌متر، 2) فاصله‌ی کم‌تر از 2/5 میلی‌متر، 3) اتصال نسبی و 4) اتصال کامل، تقسیم شدند. داده‌ها از طریق آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنف، کای‌اسکویر، فیشر، تی زوجی و آزمون ناپارامتری کروسکال‌والیس با نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 بررسی شدند. سطح معنی‌داری برای آزمون‌های آماری، 0/05 در نظر گرفته شد.

    نتایج

    در 7/79 درصد افراد، نوع اتصال سمت راست و چپ مشابه بود (0/806 = p value). تفاوت معنی‌داری در اشکال مختلف اتصال استخوان هایویید بین دو جنس و دو طرف وجود نداشت (0/977 = p value). بیشترین نوع اتصال، نوع دوم (بدون اتصال با فضای کمتر از 2/5 میلی‌متر) و کم‌ترین نوع اتصال، نوع سوم (اتصال نسبی) بود. در تمام گروه‌های سنی به غیر از 10 تا 19 سال، درصد فراوانی نوع دوم بیشتر و در گروه سنی 10 تا 19 سال نوع 1 بدون اتصال با فاصله‌ی بیش از 2/5 میلی‌متر بیشتر بود. اشکال مختلف اتصال هایویید بین گروه‌های سنی مختلف تفاوت معنی‌داری نشان می‌دهد (0/05 > p value). اندازه‌های هایویید (طول، ارتفاع و ضخامت) در مردان بزرگ‌تر از زنان بود (0/05 > p value)، به جز زاویه که اختلاف معنی‌داری بین دو جنس نداشت (0/591 = p value). از میان این اندازه‌ها، تنها طول تنه در میان گروه‌های سنی مختلف، تفاوت معنی‌داری داشت (0/05 > p value).

    نتیجه‌گیری

     با افزایش سن، فاصله‌ی بین تنه و شاخ بزرگ، کاهش یافته و اتصال افزایش می‌یابد. تنها طول تنه در میان سنین مختلف تفاوت داشته و بقیه‌ی اندازه‌ها یکسان هستند. در میان زن و مرد، همه‌ی اندازه‌ها به جز زاویه در مردان بزرگ‌تر است، امکان پیش‌بینی جنس با اندازه‌های بالا می‌تواند وجود داشته باشد. تصویربرداری CBCT به علت توانایی بازسازی مولتی‌پلنار و دوز تابشی کم‌تر، می‌تواند کمک‌کننده باشد

    کلیدواژگان: توموگرافی کامپیوتری اشعه ی مخروطی، استخوان هایوئید
  • یاسمین برکیان، محمد واحدی، فاطمه صالحی*، فاطمه باقری صفحات 194-202
    مقدمه

    سردرد تنشی، شایع‌ترین نوع سردرد در سراسر جهان با بیشترین تاثیر اجتماعی و اقتصادی در زندگی بیمار در مقایسه با سایر سردردهای اولیه است. آلفا آمیلاز بزاقی می‌تواند تغییرات مرتبط با استرس را منعکس کند. هدف از بررسی حاضر، رابطه‌ی استرس با سردرد تنشی اپیزودیک متناوب با اندازه‌گیری سطح آلفا آمیلاز بزاق بود.

    مواد و روش‌ها

    در این مطالعه‌ی مورد- شاهدی، بر روی 90 نفر (45 زن مبتلا به سردرد تنشی اپیزودیک متناوب) و گروه شاهد (45 زن سالم داوطلب) انجام شد. پرسش‌نامه‌ی اضطراب همیلتون برای بررسی سطح استرس، در دو گروه تکمیل شد و سپس سطح آلفا آمیلاز بزاق اندازه‌گیری گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری تی و من‌ویتنی در نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی 18 تجزیه و تحلیل شدند (0/05 = α).

    یافته‌ها

     میانگین سطح فعالیت آلفا آمیلاز بزاق و میانگین نمره‌ی همیلتون در گروه بیماران، به طور معنی‌داری بیشتر از این متغیرها در گروه شاهد بود (0/001 = p value). همچنین همبستگی معنی‌داری بین فعالیت آلفا آمیلاز بزاق و نمره‌ی اضطراب پرسش‌نامه‌ی همیلتون در هر دو گروه مورد (0/002 = p value) و شاهد (0/001 = p value) مشاهده شد.

    نتیجه‌گیری

    بر اساس نتایج این مطالعه، آلفا آمیلاز بزاقی می‌تواند یک نشانگر مناسب برای ارزیابی اضطراب در بیمار مبتلا به سردرد تنشی اپیزودیک متناوب باشد

    کلیدواژگان: سردرد تنشی، آلفا آمیلاز بزاقی، اضطراب
  • مریم مولایی*، غلامرضا طباخیان، محسن ملکی گرجی صفحات 203-209
    مقدمه

    ابعاد اباتمنت، یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر گیر رستوریشن‌های متکی بر ایمپلنت به شمار می‌رود. اباتمنت‌های قطورتر، دارای مزایای فراهم کردن دیواره‌ی ضخیم‌تر در بدنه‌ی خارجی و سطح بیشتر به منظور تامین گیر رستوریشن است. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر ابعاد اباتمنت بر گیر رستوریشن‌های متکی بر ایمپلنت بود.

    مواد و روش‌ها

    در این مطالعه‌ی تجربی از نوع آزمایشگاهی، 40 عدد آنالوگ ایمپلنت با استفاده از سرویور درون بلوک‌های تهیه شده از آکریل خودسخت شونده قرار داده شدند. 40 عدد اباتمنت تیتانیومی با طول‌های 5/5 و 7 میلی‌متر و قطرهای 3/5 و 4/3 میلی‌متر به آنالوگ‌های ایمپلنت با تورک 35 نیوتن سانتی‌متر متصل گردید. روکش‌ها با استفاده از سمان موقت تمپ باند، سمان شدند. نمونه‌ها قبل از آزمایش در رطوبت 100 درصد و دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد به مدت 48 ساعت نگهداری شدند. رستوریشن‌ها با استفاده از دستگاه یونیورسال تستینگ ماشین با افزایش تدریجی نیرو و با سرعت 0/5 سانتی‌متر در دقیقه تحت نیروی کششی قرار گرفتند و استحکام کششی به نیوتن ثبت گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری واریانس دوطرفه تحلیل گردید و آنالیز داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 23 انجام شد (0/05 = α).

    یافته‌ها

     افزایش ارتفاع اباتمنت، به طور معنی‌داری سبب افزایش گیر رستوریشن شد (0/03 = p value). افزایش قطر اباتمنت سبب کاهش گیر رستوریشن شد که این کاهش معنی‌دار نبود (0/41 = p value). بین نسبت ارتفاع به قطر اباتمنت و گیر رستوریشن، رابطه‌ی مستقیم و معنی‌داری وجود داشت (p value = 0/01,  r = 0/343). بین سطح اباتمنت (حاصل ضرب ارتفاع در قطر اباتمنت) و گیر رستوریشن رابطه‌ی مستقیم و ضعیفی وجود داشت که معنی‌دار نبود (p value = 0/185, r = 0/127).

    نتیجه‌گیری

     افزایش ارتفاع و نسبت ارتفاع به قطر اباتمنت در مقایسه با افزایش سطح اباتمنت در رابطه با افزایش قطر اباتمنت، تاثیر بیشتری در گیر رستوریشن خواهد داشت

    کلیدواژگان: ایمپلنت، استحکام کششی، اباتمنت، رستوریشن، سمان موقت
  • روح الله ناصری*، مژگان ایزدی، عبدالحسن تقی زاده صفحات 210-217
    مقدمه

     دندان‌پزشکان در ایجاد انگیزش و کمک به بیماران جهت ترک سیگار موثر هستند. با توجه به اهمیت موضوع، هدف این پژوهش، بررسی نگرش و عملکرد دندان‌پزشکان شهر اصفهان در رابطه با مداخلات ترک سیگار بیماران در سال 1396 می‌‌باشد.

    مواد و روش‌ها

    روش پژوهش، پیمایشی و نوع مطالعه کاربردی بود. جامعه‌ی آماری مطالعه، دندان‌پزشکان شهر اصفهان (100 نفر) بوده و از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ی استاندارد پاتل و همکاران بود. روایی و پایایی این پرسشنامه در مطالعاتی در خارج کشور تایید شده است. تایید روایی صوری ترجمه توسط اعضای هیات علمی و تعیین پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 0/87 انجام شد. از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین) و آمار استنباطی (اسپیرمن، تی‌تک نمونه‌ای و تی‌دو نمونه‌ای مستقل) و نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 جهت تحلیل داده‌ها استفاده شد. سطح معنی‌داری در این مطالعه (0/05 = p value)  در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

    ببیشتر دندان‌پزشکان یعنی 72 درصد آن‌ها مرد و بقیه زن بودند. 52 درصد از آن‌ها کم‌تر از 35 سال سن داشتند. عدم پذیرش بیماران، عدم علاقه و نداشتن اطلاعات و آموزش کافی (به ترتیب با میانگین‌های 2/97، 2/86 و 2/72) مهم‌ترین عوامل بازدارنده بودند. میانگین نمره‌ی نگرش و عملکرد دندان‌پزشکان متوسط رو به ضعیف بود. جنس و سن در نگرش و عملکرد تاثیر داشتند.

    نتیجه‌گیری

    در این مطالعه نگرش و عملکرد دندان‌پزشکان متوسط رو به ضعیف بود. برگزاری دوره‌های آموزشی انجام مشاوره‌ی ترک سیگار برای تغییر نگرش و ارتقای مهارت‌های عملی دندان‌پزشکان ضروری به نظر می‌رسد

    کلیدواژگان: نگرش، دندان پزشک، ترک سیگار، عملکرد
  • مژگان ایزدی، جابر یقینی*، محمدرضا سلامت، علی اکبرزاده شمس آبادی صفحات 218-225
    مقدمه

    خشکی دهان، وضعیتی است که بزاق در آن به میزان کافی ترشح نمی‌شود و شیوع آن بین 25-40 درصد متغیر است. پوکی استخوان، یک بیماری شایع و در عین حال خاموش است، که تشخیص به موقع آن، حایز اهمیت می‌باشد. این مطالعه با هدف بررسی رابطه‌ی پوکی استخوان با خشکی دهان و تعداد دندان باقی‌مانده در زنان یایسه در شهر اصفهان صورت گرفت.

      مواد و روش‌ها

     این مطالعه‌ی مقطعی، بر روی 129 زن یایسه با سن بیش از 50 سال مراجعه‌کننده به مرکز پوکی استخوان در سال 1397 در شهر اصفهان انجام شد. این افراد در سه گروه، بر اساس وضعیت دانسیته‌ی استخوان فمور که گروه اول شامل 38 نفر سالم، گروه دوم شامل 56 نفر با استیوپنی و گروه سوم شامل 35 نفر با استیوپروز، جای گرفتند. خشکی دهان، توسط پرسش‌نامه‌ی استاندارد تعیین گردید و تعداد دندان با معاینه‌ی کلینیکی به دست آمد. داده‌های جمع‌آوری شده توسط نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 24 توسط آنالیزهای تی، من‌ویتنی، پیرسون و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. عنوان سطح معنی‌داری 0/05 > p value در نظر گرفته شد.

    یافته‌ها

     بر طبق نتایج، بین پوکی استخوان و خشکی دهان ارتباط آماری معنی‌داری وجود ندارد (0/372 = p value) اما بین پوکی استخوان با تعداد دندان باقی‌مانده و بین خشکی دهان با تعداد دندان باقی‌مانده رابطه مشاهده گردید (0/01 > p value).

    نتیجه‌گیری

    در زنان یایسه با سن بیش از 50 سال مبتلا به استیوپروز، رابطه‌ای با خشکی دهان مشاهده نشد، ولی استیوپروز با تعداد دندان کشیده شده، ارتباط معنی‌داری به دست آمد.

    کلیدواژگان: پوکی استخوان، یائسگی، خشکی دهان، تراکم استخوان، دندان
  • شروین باقریه*، شیرین روانبد صفحات 226-230
    مقدمه

     تحلیل داخلی ریشه، یک فرایند پاتولوژیک بوده که به دنبال التهاب پالپ رخ می‌دهد. در این فرایند، سلول‌های کلاستیک چند هسته‌ای اقدام به تحلیل عاج ریشه می‌کنند. عوامل مختلفی از جمله نیروهای ارتودنسی، تروما، گرمای حاصل از تراش دندان و پوسیدگی می‌توانند در بروز این ضایعه دخیل باشند. در صورت عدم تشخیص به موقع و شروع درمان، ادامه‌ی روند تحلیل، می‌تواند منجر به پرفوراسیون ریشه و ایجاد ضایعه‌ی پری اپیکال شود که درمان را مشکل‌تر خواهد کرد. 

    گزارش مورد

     بیمار خانم 35 ساله با شکایت از حساسیت دندان مولر اول سمت راست مندیبل به جویدن پس از تایید تشخیص تحلیل داخلی منجر به پرفوراسیون با توموگرافی کامپیوتری اشعه‌ی مخروطی، تحت درمان ریشه غیر جراحی و پیگیری یک‌ساله قرار گرفت.

    کلیدواژگان: درمان ریشه‌ی دندان، تحلیل داخلی ریشه، توموگرافی کامپیوتری اشعه‌ی مخروطی
  • الهام السادات بیننده صفحات 231-232

    موارد حقوقی تعهدات نویسنده مسوول مقاله و سایر نویسندگان پذیرش مسوولیت محتوای مقاله و توان دفاع از آن در مجامع علمی تفویض حق چاپ به مجله پاسخ‌گویی به هرگونه ادعای حقوقی در مورد حق مولف یا محتوا عدم ارسال مقاله به مجله فارسی زبان دیگر تا اعلام نظر نهایی شورای نویسندگان (حداکثر 3 ماه پس از اعلام وصول مقاله به دفتر مجله) ذکر منابع مالی و اعتباری طرح پژوهشی در صفحه عنوان مقاله ضروری است. حق نشر و نمایه‌سازی از مقالات چاپ شده یا در حال بررسی در مجله، منوط به کسب اجازه از دفتر مجله می‌باشد. چاپ کامل مقاله‌ای که قبلا به صورت سخنرانی یا پوستر در همایش‌ها ارایه و بطور خلاصه منتشر شده است، در مجله با ذکر محل و نوع ارایه قبلی بلامانع است. مقالات چاپ شده در مجله برای ارایه به همایش‌ها نیازمند مجوز دفتر مجله می‌باشد. چاپ هر مقاله منوط به رعایت معیارهای اخلاقی در هر یک از بخش‌های مجله می‌باشند. نویسندگان مقاله در قبال کسانی که از آنها در بخش قدردانی با ذکر نام تشکر می‌کنند، مسوولیت پاسخ‌گویی دارند. مجله مسوولیتی در قبال دعاوی بین نویسندگان و نیز نویسندگان با مراجع دیگر را برعهده نخواهد داشت. مجله در قبول یا رد مقالات آزاد است و نیز حق ویرایش علمی و ادبی و تخلیص مقالات را برای خود محفوظ می‌دارد. نسخه نهایی قبل از چاپ به رویت نوسینده مقاله خواهد رسید. مجله متعهد است با توجه به پاسخ‌گویی نویسنده به اشکالات و سوالات مطرح شده در مدت معین، ظرف 3 ماه از زمان اعلام وصول مقاله به دفتر مجله، در مورد پذیرش یا رد آن اعلام نظر نماید

|
  • Bahareh Shojaei, Shahram Amini, Ehsan Rafie, Nasim Farkhan* Pages 121-128
    Introduction

    One of the most important issues after gingivectomy procedures is to shorten the wound healing period and decrease pain. One of the new techniques is the application of low-level laser, which has attracted attention because of the absence of side effects, appropriate equipment, and low treatment costs. This study aimed to evaluate the effect of low-level laser on accelerating the healing process after gingivectomy.

    Materials & Methods

    Twenty-two samples in 12 patients with gingival hyperplasia on their symmetrical teeth were included in this controlled clinical trial. After gingivectomy, 660-nm lowlevel laser was randomly applied to one side for 5 days. The contralateral side served as a control with no laser irradiation. The surgical areas were subjected to a plaquedisclosing solution (Mira-2-tone) to visualize the epithelium in the surgical area. Comparison of the surface areas between the LLLT-applied and control sites were made with Photoshop software after taking photographs. Data were analyzed with paired-sample t-test, independent-sample t-test, and ANOVA using SPSS 23. Statistical significance was defined at p value < 0.05.

    Results

    There were no statistically differences between the stained surface areas of the LLLTapplied and control sites immediately after surgery and three days after surgery. However, the LLLT-applied sites exhibited significantly lower stained areas compared with the controls on the seventh and 15th postoperative days (p value < 0.001).

    Conclusion

    The results indicated that LLLT might enhance epithelialization and improve wound healing after gingivectomy.

    Keywords: Low-level laser therapy, Wound healing, Gingivectomy
  • Shohreh Salmani Tehrani, Arash Ghodousi*, Shadi Zarakhsh Pages 129-136
    Introduction

    In recent years, principles of ethics have been the focus of attention in public health research. One of the most important principles in this field is respect for the patients’ dignity. This study aimed to evaluate the respect for patients’ dignity by dental students and assistants.

    Materials & Methods

    In this descriptive-analytical study, 200 patients were randomly selected and divided into 4 groups in terms of their referral to the general and specialized dental clinics of Isfahan University of Medical Sciences, and Khorasgan Islamic Azad University. The questionnaire included demographic variables, educational level, and marital status of the patients, and questions on the observance of the patients’ dignity by the dentists. Data were analyzed with one-way ANOVA and t-test using SPSS 23 (α = 0.05).

    Results

    The mean score of respect for the patients’ dignity by the dentists in the field of calling and addressing the patients showed significant differences between the four study groups (p value = 0.02). However, in general, there were no significant differences between the study groups in terms of the respect for the patients’ dignity by the undergraduate and postgraduate dental students (p value = 0.77).

    Conclusion

    Patients’ dignity has diverse components, with some factors improving them and with some others compromising them. Increasing the number of courses in medical ethics at dental schools can be effective in increasing respect for patients’ dignity.

    Keywords: Patient dignity, Confidentiality, Physical privacy, Medical ethics, Dentistry
  • Ferena Sayar, Roya ShariatmadarAhmadi, Mojtaba Ghaderi Ehsanpour* Pages 137-146
    Introduction

    Prior to crown lengthening surgery and/or restorative and prosthetic treatment, it is necessary to know the dimensions of the tooth biologic width. In different studies, the biologic width has been measured in different sites and teeth with a healthy periodontium. In this study, the biologic width was measured in different teeth of the mandibular and maxillary arches, and the effect of periodontal/gingival biotype on biologic width was evaluated.

    Materials & Methods

    This cross-sectional study was performed on 163 teeth in 12 subjects, including five males and seven females with an average age of 28 ± 4 years. After injecting the anesthetic agent, the dimensions of the biologic width were measured using a periodontal probe at six sites in all the existing teeth (except the third molars). Periodontal biotype was evaluated and categorized as thin or thick by observing transgingival shade of a probe. The data were analyzed with ANOVA and t-test using SPSS 19 (α = 0.05).

    Results

    The average biologic widths in the molars, premolars, canines, and incisors were 1.90 ± 0.80, 1.72 ± 0.69, 155 ± 0.72, and 1.49±0.64, respectively. There was a significant relationship between the biologic width and the tooth type (p value = 0.000). However, there was no significant relationship between the biologic width and gingival biotype in six points and different sites of the mouth (p value > 0.08).

    Conclusion

    The biologic width dimension varies in different tooth types. The periodontal biotype has no effect on the biologic width dimension.

    Keywords: Epithelial attachment, Gingiva, Periodontium, Tooth-supporting structures
  • Seyed Alireza Mackinejad*, Negin Nasoohi Moghaddam, Parisa Ghorbanian, Ramin Kaviani, Nahid Mohammadi Pages 147-152
    Introduction

    One of the most important goals of a morphological study is to determine the characteristics of non-metric dental traits, and different techniques are used to better achieve this goal. Since morphological diagnoses have been based on visual clinical findings to date, this study aimed to investigate the correlation of intraoral photography with clinical observations in the diagnosis of non-metric dental traits.

    Materials & Methods

    In this descriptive study, 80 students who were referred to the Morphology Department, Tehran Azad University Dental School, were evaluated. The students took part in the study voluntarily after the aims of the study were explained to them. Clinical examinations were carried out to evaluate Carabelli cusps, thick marginal ridges, and gingivopalatal fissures. A Canon EOS camera was used to take intraoral photos. The presence or absence of each trait in the two techniques was determined by Spearman’s correlation coefficient and their consistency (R2) was determined and evaluated statistically. The data were analyzed with SPSS 22 at a significance level of p value ≤ 0.05.

    Results

    The correlation between the intraoral photography and clinical observations was calculated at 77% through Spearman’s correlation coefficient, which was acceptable; the consistency rate was calculated at 69%. The kappa coefficient between the two methods was estimated at 75.78%, which is considered excellent.

    Conclusion

    Since intraoral photography exhibited favorable correlation and consistency with clinical observations, it can provide valuable information on the diagnosis of nonmetric morphological traits.

    Keywords: Intraoral photography, Clinical study, Dentistry, Morphologic findings
  • Parviz Deyhimi, Laleh Maleki*, Mahdi Akafzadeh Pages 153-161
    Introduction

    Salivary gland reactive lesions are acquired, non-infectious, and non-neoplastic lesions. Often, direct trauma and salivary flow obstruction are reported to be the etiologic agents for these lesions. This study aimed to determine the frequency of salivary gland reactive lesions recorded in Isfahan Ayatollah Kashani and Al-Zahra Hospitals and Dental School during a 10-year period (2007-2016).

    Materials & Methods

    In this descriptive cross-sectional study, patients' records (n = 435) with a diagnosis of reactive lesions (mucocele, ranula, adenomatoid hyperplasia, necrotizing sialometaplasia, sclerosing polycystic adenosis, obstructive sialadenitis, mucus retention cyst, cheilitis glandularis) were investigated in Isfahan therapeutic centers from 2007 to 2016. Data analysis was performed with SPSS 22, using ANOVA and chi-squared test (α = 0.05).

    Results

    A total of 435 samples of salivary gland reactive lesions were seen that accounted for 4.74% of oral biopsies, 28.5% of the whole oral reactive lesions, and 29.45% of salivary lesions. Mucocele (60.7%) had the highest frequency among salivary reactive lesions. Patients with mucocele and ranula were significantly younger than those with other salivary gland reactive lesions (p value < 0.001). The highest incidence of salivary glands reactive lesions was observed in the lower lip (56.6%).

    Conclusion

    Considering the prevalence of salivary gland reactive lesions among all the oral and salivary biopsies, recognizing the epidemiological characteristics of these lesions leads to better differential diagnosis of them from other oral and salivary lesions, such as salivary gland tumors, leading to their appropriate treatment.

    Keywords: Biopsy, Lesions, Mucocele, Non-neoplastic, Salivary glands
  • Azam Hekmat, Seyed Mostafa Mousavinasab, Parvin Mirzakochaki Pages 162-174
    Introduction

    The long-term success of indirect restorations depends on the clinical behavior of luting cements. In the oral environment, properties such as water sorption and solubility negatively affect the cements’ clinical performance over time, jeopardizing the restoration’s longevity. This study aimed to compare a self-adhesive resin luting cement with conventional resin-based and glass-ionomer luting materials in terms of water sorption (WS), solubility (WSB), hygroscopic expansion (HE), and hardness (H).

    Materials & Methods

    In this experimental study, 15 discs (6×2 mm) were prepared for each group from a self-adhesive luting cement (Bifix SE), a conventional dual-cured resin cement (Bifix Q), a glass-ionomer luting cement (Meron), and a resin-modified glass-ionomer (Meron Plus) using a silicone mold. The specimens were placed on an oversaturated sodium sulfate solution in a sealed chamber. Water sorption was evaluated after three weeks. Water solubility was calculated using the formula WSB = (M1-M3/V). Hygroscopic expansion was calculated using the formula He = v1-v2 in which the volume values were determined by pycnometry; Then, Vickers hardness test determined the hardness of the material before and after water sorption. The data were analyzed with ANOVA and Tukey HSD tests using SPSS 22 (α = 0.05).

    Results

    Water sorption was significantly different between the four materials at different time intervals (p value < 0.001). Water solubility and hygroscopic expansion were significantly different between the four groups (p value < 0.001). Changes in hardness were not significantly different between the groups (p value = 0.099).

    Conclusion

    Both glass-ionomer cements were more prone to WS and WSB than resin cements. Bifix SE exhibited no water solubility; however, it was the most susceptible to hygroscopic expansion. Bifix QM exhibited the best behavior in terms of water sorption, solubility, and expansion due to water sorption. There was no statistically significant difference in hardness between all the materials before and after water sorption.

    Keywords: Expansion, Glass-ionomer cement, Hardness, Resin cement, Solubility, Water sorption
  • Sajad Zohrehvandi, Nasim Esnaashari*, Mehdi Karami, Soosan Sadeghian Pages 175-182
    Introduction

    Since the matrix functional theory is critically important in explaining craniofacial growth and development, it is necessary to evaluate the relationship between the function of masticatory muscles, including the masseter muscle, and craniofacial growth and development, especially in the vertical dimension. This study aimed to evaluate the relationship between the masseter muscle size and the vertical dimensions of the face and mandible using computed tomography scanning.

    Materials & Methods

    In this analytical-descriptive study, three-dimensional CT scan facial images of 190 patients (men and women) were evaluated. Then measurements were made on two sides (left and right) with Workstation software. The width of masseter muscle was measured on the axial view, and its length and thickness were measured on the coronal view. The ramus height was measured on both sides, and the face vertical dimension was measured in the anterior and posterior areas. At the end of the measurements, no significant difference was observed between the two sides of the face. The data were analyzed with t-test and Pearson’s correlation coefficient using SPSS 22 (p value < 0.05).

    Results

    The mandibular ramus length showed a significant difference between the two genders (p value < 0.0001), with males exhibiting a longer ramus compared to women. There was a direct and significant correlation between mandibular ramus length and the masseter muscle width, length, and thickness, in all the subjects (p value < 0.0001). Investigation of the correlation between the vertical dimension of the face and masseter muscle dimensions and the palatal and mandibular plane angles (p value = 0.676 (and the inclination of the mandibular plane in all the patients showed a direct but non-significant correlation (p value = 0.993).

    Conclusion

    Changes in the masseter muscle dimensions affects the skeletal size, craniofacial morphology, and skeletal angles.

    Keywords: Mandible, Masseter muscle, Vertical dimension
  • Mohamad Tavakoli Ataabadi, Roshanak Ghaffari*, Arash Ghodousi Pages 183-193
    Introduction

    Hyoid bone is a solitary bone, which is composed of a main body and two pairs of horns (greater, and lesser). This bone has an important function in respiration, swallowing, and speech. This study aimed to define the morphology and the frequency of fusion of hyoid bone and its relationship with age and sex on CBCT images.

    Materials & Methods

    In this cross-sectional descriptive analytical study, the CBCT images of 163 patients (92 females and 71 males) were analyzed using Type I OnDemand 3D software. In the axial cross-sections, the thickness and length of the hyoid body was measured; in coronal cross-sections, hyoid bone height was measured; and on the thick axial crosssections, the angle between the hyoid bone greater horn and the hyoid bone body midline was measured. The body and greater horn were classified into four categories in terms of fusion (non-fusion with a distance > 2.5 mm, non-fusion with a distance < 2.5 mm, partial fusion and complete fusion). The data were analyzed with Kolmogorov-Smirnov, chi-squared, and Fisher’s exact tests, paired t-test, and Kruskal-Wallis nonparametric test using SPSS 25 (α = 0.05).

    Results

    In 79.7% of the patients the fusion was similar on both sides (p value = 0.806). There was no significant difference in hyoid bone fusion morphology between male and female groups and between the two sides (p value = 0.977). The most and least frequent types of hyoid bone fusion were type II (non-fusion with a distance < 2.5 mm) and type III (partial fusion), respectively. With the exception of the 10-19 year age group, type II category was the most common type, while type I was the most common in the 1–19-year age group. Hyoid bone fusion morphology varied significantly between the different age groups (p value < 0.05). Hyoid bone size (thickness, length, and height) was greater in men compared to women (p value < 0.05); however, the angle exhibited no significant difference between the male and female subjects (p value = 0.591). Of all the hyoid bone dimensions, only the length of its body was significantly different between the different age groups (p value < 0.05).

    Conclusion

    With advancing age, the distance between the body and the greater horn of the hyoid bone decreased, and its fusion frequency increased. Only the hyoid body length was different between the different age groups, and the other hyoid bone dimensions were the same. All the hyoid bone dimensions were greater in men compared to women, with the exception of the angle. It is possible to differentiate males from females based on the above-mentioned parameters. CBCT can help reconstruct the hyoid bone using its multiplanar reconstruction with lower radiation.

    Keywords: Cone-beam computed tomography, Hyoid bone
  • Yasamin Barakian, Mohammad Vahedi, Fatemeh Salehi*, Fatemeh Bagheri Pages 194-202
    Introduction

    The tension-type headache (TTH) is the most common type of headache across the world with the greatest socioeconomic impact on patient’s life in comparison with other primary headaches. Salivary α-amylase could reflect changes associated with stress in the body. The present study investigated the relationship between stress and frequent episodic tension-type headache by measuring the salivary α-amylase levels.

    Materials & Methods

    In this case- control study, 90 females in two groups, a case group with 45 females with frequent episodic TTH and a control group with 45 healthy females were enrolled. The Hamilton stress questionnaire was completed in the two groups to examine the level of stress. Then, salivary α-amylase levels were measured. The data were analyzed with SPSS 18 using t-test and Mann-Whitney test (α = 0.05).

    Results

    The mean salivary α-amylase activity levels and mean Hamilton questionnaire scores in the case group were significantly higher than those in the control group (p value = 0.001). In addition, there was a significant correlation between the salivary α-amylase activity and Hamilton questionnaire scores in the case (p value = 0.002) and control (p value= 0.001) groups.

    Conclusion

    According to the result of the present study, salivary α-amylase levels can be an appropriate marker for assessing anxiety in patients with frequent episodic tensiontype headache.

    Keywords: Anxiety, Salivary α-amylase, Tension-type headache
  • Gholamreza Tabakhian, Maryam Molaei*, Mohsen Maleki Gorgi Pages 203-209
    Introduction

    Abutment dimension is one of the most important factors affecting the retention of implant-supported restorations. Thick abutments have the advantages of providing a thicker outer body wall and more surface area for retention. This study aimed to determine the effect of abutment dimension on the retention of implant-supported restorations.

    Materials & Methods

    Forty implant analogs were mounted in auto-polymerizing acrylic resin blocks with the use of a surveyor in this in vitro study. Forty titanium abutments (7 and 5.5 mm in height, and 3.5 and 4.3 mm in width) were placed on each implant analog using 30N.cm torque. The crowns were cemented with temporary cement. All the specimens were stored under 100% relative humidity at 37ºC for 48 h prior to testing. Each crown underwent a tensile force with increasing force in a universal testing machine at a crosshead speed of 0.5 cm/minute, and the tensile strength was recorded (N). The data were analyzed with two-way ANOVA using SPSS 23.

    Results

    An increase in abutment height significantly increased the tensile strength (p value = 0.03). An increase in the abutment width decreased the tensile strength, but it was not significant (p value = 0.41). There was a direct and significant correlation between the abutment height-to-width ratio and restoration retention (r = 0.343, p value = 0.01). There was a direct but poor correlation between the abutments total surface (abutment height*abutment diameter) and retention (r = 0.185, p value = 0.127).

    Conclusion

    Increased abutment height and height-to-width ratio had a more positive effect on retention than increased total surface area provided by increased width.

    Keywords: Abutment, Implant, Provisional cement, Restoration, Tensile strength
  • Roohollah Nasery*, Mozhgan Izadi, Abdolhasan Taghizadeh Pages 210-217
    Introduction

    Dentists are effective in motivating and helping patients quit smoking. Considering the importance of this subject, this study aimed to assess the attitudes and performance of dentists in Isfahan in relation to tobacco-cessation interventions in 2018.

    Materials & Methods

    This study used a quantitative and survey approach. The statistical population of the study consisted of dentists in Isfahan (n = 100), who were selected using the cluster sampling method. The data collection tool was the standard Patel questionnaire. The validity and reliability of this questionnaire have been confirmed abroad. Confirmation of the translated version was made by the Faculty members, and its reliability was confirmed with Cronbach's alpha coefficient (0.87). Descriptive statistics (frequencies, percentages, and means) and deductive statistics (independent t-test, one-sample t-test and Spearman’s correlation coefficient) were used. The data were analyzed with SPSS 22 (α = 0.05).

    Results

    Most dentists (i.e., 72%) were male and the rest were female. The majority of the subjects (i.e., 52%) were < 35 years of age. The lack of acceptance by the patients, lack of interest, and lack of information and sufficient training (with means values of 2.97, 2.86, and 2.72) were the most important preventing factors. The mean scores of attitude and practice of the dentists were moderate to poor. Gender and age affected attitudes and practice.

    Conclusion

    The dentists in the present study exhibited moderate to poor attitudes and performance. It appears it is necessary to offer training courses on counselling in relation to smoking cessation to improve the dentists attitudes and performance in this area.

    Keywords: Attitude, Dentist, Smoking cessation, Performance
  • Mozhgan Izadi, Jaber Yaghini*, Mohammadreza Salamat, Ali Akbarzadeh Shamsabadi Pages 218-225
    Introduction

    Xerostomia is a condition in which saliva is not secreted in sufficient amounts. The prevalence of xerostomia is 25-40%. Osteoporosis is a common, yet insidious disease, the early diagnosis of which is of critical importance. This study aimed to investigate the relationship between osteoporosis and xerostomia and the number of remaining teeth in postmenopausal women in Isfahan.

    Materials & Methods

    This case-control study was performed on 129 postmenopausal women >50 years old, referring to an osteoporosis center in Isfahan in 2018. The subjects were divided into three groups based on bone density. The first group included 38 healthy subjects; the second group included 56 patients with osteopenia; and the third group consisted of 35 patients with osteoporosis. Xerostomia was determined by a standard questionnaire, and the number of teeth was obtained by clinical examination. The data were analyzed with SPSS 24, using independent-sample t-test, Mann-Whitney test, ANOVA, and Pearson’s correlation coefficient (α = 0.05).

    Results

    According to the results, there was no significant relationship between osteoporosis and xerostomia (p value = 0.372). However, there were significant relationships between osteoporosis and the number of remaining teeth and xerostomia (p value < 0.01).

    Conclusion

    There was no significant relationship between osteoporosis and xerostomia in postmenopausal women > 50 years of age with osteoporosis; however, there was a significant relationship between osteoporosis and the number of missing teeth.

    Keywords: Bone mineral density, Menopause, Osteoporosis, Tooth, Xerostomia
  • Shervin Bagherieh*, Shirin Ravanbod Pages 226-230
    Introduction

    Internal root resorption is a pathologic process, which follows dental pulp inflammation. In this process, multinucleated clastic giant cells resorb the root dentin. Several etiologic factors, including orthodontic forces, trauma, the heat generated during cavity preparation, and caries, are held responsible for this process. In case of delayed diagnosis and intervention, this process might lead to root perforation and formation of a periapical lesion, which might complicate further treatment.

    Case Report

    Non-surgical root canal treatment was performed on a 35-year-old female with tenderness to percussion after the diagnosis of internal root resorption with the CBCT technique. The resorption had caused root perforation. The patient was scheduled for a one-year follow-up.

    Keywords: CBCT, Internal root resorption, Root canal treatment