فهرست مطالب

  • پیاپی 21 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/10/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهین حاجی زاده*، پروین فرهادی، رعنا فرهادی صفحات 9-44

    نهج البلاغه از منابع مهم و معتبر دینی است که از زمان تدوین آن تاکنون با اقبال صاحبان دانش و فضل روبه رو شده است و مترجمان متعددی با هدف تبیین و تشریح این شاهکار گرانقدر امیرالمومنین (ع) به ترجمه آن پرداخته اند. اما سوال اینجا است که این ترجمه ها تا چه حد توانسته اند اعجاز، قدرت و گیرایی کلام امیر (ع) را به نحو احسن به جامعه فارسی زبان معرفی و منتقل کنند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف ارزیابی کیفیت ترجمه صورت گرفته از نهج البلاغه توسط محمد دشتی، انجام گرفته است. در میان الگوهای متعدد ارزیابی کیفیت ترجمه ، الگوی گارسس که در مقایسه با الگوهای پیشنهادی دیگر به نسبت جامع تر است به منزله چارچوب پژوهش درنظر گرفته شده است. این الگو چهار سطح معنایی -لغوی، نحوی- واژه شناختی، گفتمانی- کارکردی و سبکی- منظورشناختی (عملی) را شامل می شود. هرکدام از این سطوح، دارای زیرگروه ها و اجزای خاصی هستند که متون ترجمه شده براساس آن ها ارزیابی می شوند. در این پژوهش، ترجمه خطبه اول و حکمت های 1 تا 20 از مترجم نامبرده برای ارزیابی کیفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است و پس از تعیین میزان فراوانی هر یک از زیرگروه های موجود در سطوح چهارگانه طبق الگوی گارسس، نتایج به صورت نمودار نشان داده می شود. نتیجه ارزیابی براساس تکنیک های مثبت، منفی و خنثی بیانگر این است که ترجمه دشتی دارای معیار مقبولیت بوده و از کیفیت به نسبت بالایی برخوردار است. براساس 3 حوزه افزایش، مانش و کاهش در ترجمه، ترجمه دشتی در حوزه افزایش، بسامد بیشتری دارد؛ زیرا ترجمه این شاهکار ادبی که دارای فصاحت و بلاغت بوده به صورت روان و محتوامحور به انجام رسیده است و مخاطب در فهم آن با چالش چندانی در درک موضوع مواجه نمی شود و روش وی یک روش مقصدگرا بوده است.

    کلیدواژگان: ارزیابی ترجمه، نهج البلاغه، محمد دشتی، گارسس
  • کاوه بلوری*، مزدک بلوری صفحات 45-72
    مقاله حاضر به شرح نظریه روایت بیکر می پردازد و حوزه پژوهشی جدیدی را در مطالعات ترجمه به خواننده معرفی می کند. برای این منظور، مفهوم روایت در علوم اجتماعی -که مبنای نظری کار بیکر است- شرح داده می شود و مدل پیشنهادی او برای تحلیل ترجمه از منظر این نوع روایت شناسی معرفی می شود. در بخش دوم، برخی از پژوهش های انجام شده در چارچوب این نظریه توصیف می شود تا خواننده با ظرفیت های پژوهشی آن آشنا شود. هدف، فراهم آوردن نقشه راهی برای راهنمایی پژوهشگران حوزه مطالعات ترجمه است. پس از بررسی پژوهش های انجام شده، پیشنهادهایی مطرح می شود؛ از جمله: بررسی استعاره ها و مفاهیم موجود درباره ترجمه و مترجمان از منظر روایت، تحلیل نقش مترجمان در روایت سازی، بررسی روایت های ساخته شده از طریق ترجمه، مطالعه روایت های سازمان ها و نهادها با استفاده از ترجمه، پژوهش درباره شیوه های مختلف قاب بندی در کار مترجمان، خبرگزاری ها، ناشران، وبسایت ها و سازمان ها و چگونگی روایت سازی با استفاده از این قاب ها و ارزیابی انسجام روایت های گروه های فعال مترجمان و دیگر سازمان ها بر مبنای الگوی روایت شناختی.
    کلیدواژگان: نظریه روایت، روایت، روایت شناسی جامعه شناختی، مدل تحلیلی بیکر، ظرفیت های پژوهشی
  • علی کواری*، نرگس گنجی، عدنان طهماسبی صفحات 73-94

    پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به دنبال  یافتن چالش های ترجمه مترجمان شفاهی و شناخت عوامل تاثیرگذار بر این گونه ترجمه در گفتمان نظامی است. از این رو، به بررسی دقیق 44/261 دقیقه از فایل های صوتی- تصویری سخنرانی های مسیولان رده بالای نظامی و رزمایش ها و مراسم های نظامی که به طور همزمان از شبکه عربی زبان «العالم» پخش شده بود، پرداخته شد. عمده ترین چالش ها در حوزه چالش های زبانی و غیرزبانی است. مهم ترین چالش های زبانی به ترتیب شامل: حذف و از دست دادن بعضی از اطلاعات مهم و اساسی، عدم آشنایی با واژگان و اصطلاحات نظامی و نیز افزایش نابجا در ترجمه است. همچنین مهم ترین چالش های غیرزبانی را می توان حذف بخشی از اطلاعات به سبب سرعت سخنران در زبان مبدا، تفاوت فرهنگی میان دو ملت و نیز ضعف عملکرد مترجم دوزبانه عنوان کرد. این چالش ها بیشتر به ترتیب در مراسم رژه و مانورها و سخنرانی فرماندهان نمایان می شود.

    کلیدواژگان: ترجمه شفاهی، ترجمه فارسی به عربی، گفتمان نظامی، آسیبشناسی ترجمه
  • شهریار نیازی، انسیه سادات هاشمی* صفحات 95-128

    تاکنون الگوی دقیق و جامعی برای ارزیابی ترجمه قرآن طراحی نشده است. به منظور دستیابی به چنین الگویی می توان ابتدا کارآمدی الگوهای ارزیابی موجود را بررسی کرد. در همین راستا، مقاله حاضر به بررسی کارآمدی الگوی گارسس در ارزیابی ترجمه قرآن پرداخته و از میان چهار سطح این الگو، سطح نحوی- واژه ساختی این الگو را مورد مطالعه قرار داده است. با توجه به اینکه الگوی گارسس به متن مقصد توجه دارد و اولویت را به مخاطب ترجمه می دهد، ترجمه مکارم شیرازی که در این دیدگاه با الگوی مورد نظر هم راستا است به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. داده های تحقیق را ترجمه سوره های انفال، توبه، احزاب، حجرات و تحریم تشکیل می دهند که فضای گفتمانی مشابهی دارند و به تاریخ اسلام مربوط می شوند. مطالعه کارآمدی این سطح در ارزیابی ترجمه قرآن نشان می دهد که سطح نحوی-واژه ساختی الگوی گارسس با توجه به تفاوت های ساختاری زبان فارسی و عربی و ضرورت ایجاد تغییرات نحوی در ترجمه قرآن در ارزیابی ترجمه قرآن کارآمد است، اما تقسیم کلی مولفه ها به مثبت و منفی باید با توجه به جایگاه و ضرورت آن ها مورد بازبینی قرار گیرد. از میان مولفه های این سطح «تغییر نحو»، «تغییر مقوله» و «بسط معنایی» بیشترین کارکرد را در ترجمه قرآن دارند. «جبران» با توجه به گستره صنایع بلاغی در قرآن، مولفه کارآمدی برای سنجش میزان موفقیت مترجم در انتقال زیبایی های قرآن است. مولفه های منفی «ترجمه تحت اللفظی» و «تلویح، تقلیل و حذف» و تکنیک خنثای «تغییر نوع جمله» در ترجمه مکارم به عنوان نمونه یک ترجمه مقصدگرا کمترین کارکرد را داشته اند.

    کلیدواژگان: ارزیابی ترجمه قرآن، الگوی ارزیابی ترجمه، گارسس، سطح نحوی- واژه ساختی، مکارم شیرازی
  • هدیه قاسمی فرد، رسول بلاوی*، ناصر زارع صفحات 129-152

    سپهرگفتمان به مجموعه ای از هنجارها، دانش، آداب و رسوم، مفاهیم و ایدیولوژی مورد پذیرش شاعر یا نویسنده اطلاق می شود که در آثارش نمود می یابد. در ترجمه اثر ادبی، بررسی کیفیت بازنمایی سپهر گفتمان در زبان مقصد علاوه بر درنوردیدن مرزهای زبانی و ادبی بر اهمیت چگونگی این بازنمایی نیز تاکید دارد؛ زیرا رویکرد مترجم به عناصر سپهر گفتمان متن مبدا و چگونگی ترجمه آن به زبان مقصد، نیازمند دقت و توجه ای بایسته است. رباعیات خیام نیشابوری (439- 526ه) شاعر پرآوازه ایرانی، یکی از آثار ادبی ارزشمند است که بعد از ترجمه فیتز جرالد مورد اهتمام جهانیان قرار گرفت. محمد عبدالله نورالدین شاعر و ناقد معاصر اماراتی (1976م.) نیز از مترجمانی است که به ترجمه مفهومی رباعیات خیام پرداخته است. او بعد از ذکر یک رباعی از خیام و بیان ترجمه مفهومی خود، دیگر ترجمه های عربی این رباعی را نیز به منظور برجسته سازی و تشخص ترجمه خود در مقایسه با دیگر آثار انجام شده در این زمینه، بیان می دارد. نورالدین با برگردان این رباعیات به زبان عربی و با تغییر قالب رباعی به شعر سپید و تلفیق ایدیولوژی های جدید به منظور گنجاندن جوهر اندیشه های عرفانی و اجتماعی خود ترجمه ای مفهومی را به دست می دهد. پژوهش حاضر بر این است تا با رویکرد هرمنوتیکی عناصر سپهر گفتمان در رباعیات خیام و تغییرات مشهود آن را در خوانش عربی نورالدین بررسی و شیوه ترجمه آزاد آن را بر عناصر بوطیقای این رباعیات شرح و تبیین کند. بررسی وتحلیل این خوانش از رباعیات خیام نشان می دهد که این ترجمه گونه نیز بسان هر ترجمه مفهومی نتوانسته از بافت موقعیتی و فرهنگی مقصد مصون ماند؛ از این رو، بخشی از واژگان رباعیات خیام در برگردان نورالدین حذف شده و واژگان و ترکیباتی دیگر جانشین آن ها شده تا به فراخور زمانه گفتمانی دیگر پدید آرد، اما با وجود این تغییرات، ترجمه مفهومی نورالدین به محتوای رباعیات خیام بیش و کم وفادار مانده است.

    کلیدواژگان: خیام، محمد عبدالله نورالدین، ترجمه شعر، سپهر گفتمان
  • فاطمه اکبری زاده*، فریده حق بین، فاطمه رضایی صفحات 153-174

    با توجه به دستاوردهای علم زبان شناسی نقش گرا، درک پیام متن برای مخاطب، صرف دانش زبانی و آشنایی با معانی واژگان و عبارات و نیز دستور صوری جملات امکان پذیر نیست؛ بلکه باید دانست صورت های مختلف زبانی متناسب با نقش ارتباطی خود در موقعیت های متفاوت، ساختارهای متفاوتی به عنوان ساخت اطلاعی می گیرند که دلالت ارتباطی معنایی دارند. از جمله ساخت های اطلاعی نشان دار، ساخت های کانونی شده است. نمایشنامه «شهرزاد» اثر توفیق الحکیم به عنوان اثر ادبی مورد توجه در ادبیات عرب دارای ساخت های اطلاعی نشان داری است که ترجمه دقیق آن برای انتقال معنای مورد نظر مولف ضروری است؛ از این رو، پژوهش حاضر می کوشد دریابد که آیا ساخت های اطلاعی نشان دار از زبان مقصد، بنا بر بافت موقعیتی به همان صورت نشان دار به زبان فارسی ترجمه شده اند. بدین منظور ساخت های اطلاعی مذکور از نمایشنامه شهرزاد به زبان عربی در برابر ترجمه فارسی دو مترجم آیتی و شریعت قرار گرفته است و با توجه به ترجمه هدفمند و انتقال معنای موردنظر نویسنده به خواننده در زبان مقصد با روشی توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. نتایج حاکی از آن است که مترجمان این نمایشنامه در جریان ترجمه بیشتر از جملات بی نشان بهره برده اند. تعداد اندکی از جملات به صورت نشان دار برگردان شده است؛ این درحالی است که با وجود تفاوت ساخت های نشان دار در هر دو زبان، مترجم با کاربست دقیق اسلوب های زبانی ساخت کانونی می تواند معادلی نسبتا دقیق برای این ساخت ها بیابد.

    کلیدواژگان: ترجمه، ساخت اطلاعی، نشان دار، کانونی سازی
  • یسرا شادمان*، مریم میرزاخانی صفحات 175-202
    «شهرزاد» اثر ماندگار پدر نمایشنامه نویسی عربی؛ توفیق الحکیم با استناد به داستان هزارویک شب در جامه ای فلسفی ابداع شده و نه تنها در بعد اندیشگانی، بلکه از نظر ادبی نیز حایز اهمیت است. همواره مقوله هایی وجود دارند که به دلیل تعلق به فرهنگ مبدا به راحتی قابل انتقال به متن مقصد نیستند. انتقال این مقوله ها که به نام مقوله های فرهنگ محور شناخته می شوند با دشواری زیادی روبه رو است. پیوند های آثار ادبی و نویسندگان ملل مختلف و کشف منابع الهام بخش آنان در حیطه ادبیات تطبیقی بررسی می شود. از این رو، ترجمه می تواند ابزار بسیار مهم و کاربردی برای ایجاد این ارتباط باشد. ترجمه مقولات فرهنگی در بحث های ترجمه شناسی، موضوعی پیچیده و هزارتو است. مقولاتی که انعکاس دهنده فرهنگ یک جامعه هستند معمولا برای سایر جوامع که دارای فرهنگی متفاوت اند، غیرقابل درک بوده و گاه نیز منجر به ایجاد سوء تفاهم می شوند. نمایشنامه «شهرزاد» از سوی آقایان عبدالمحمد آیتی و محمد صادق شریعت به زبان فارسی ترجمه شده است. این پژوهش بر آن است که دو برگردان فارسی را با توجه به چارچوب نظری پیتر نیومارک مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. مهم ترین یافته های پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای نوشته شده، بیانگر این مطلب است که نمایشنامه «شهرزاد» چهار مقوله فرهنگی موردنظر نیومارک را داراست و مقوله بوم شناسی در این متن نمایشی جایگاهی ندارد و مترجمان برای ترجمه این نمایشنامه بیشتر از راهکار معادل فرهنگی استفاده کرده و بدین ترتیب هر دو مترجم ترجمه ای مخاطب محور ارایه داده اند.
    کلیدواژگان: ترجمه عناصر فرهنگی، نمایشنامه شهرزاد، توفیق حکیم
  • زهره قربانی مادوانی* صفحات 203-228
    یکی از مشکلاتی که هر مترجم در برگردان از یک زبان به زبان دیگر با آن روبه رو است، اصطلاحات و عبارات ثابت یک زبان است؛ چراکه بخشی از فرهنگ یک زبان را تشکیل می دهند. داستان «نون و القلم» جلال آل احمد از معدود داستان هایی است که سرشار از اصطلاحات و ضرب المثل است. این داستان از سوی ماجده محمدعلی عنانی، مدرس دانشکده ادبیات، دانشگاه حلوان به عربی برگردان شده است. در این میان، راهکارهای متعددی در ترجمه این اصطلاحات اتخاذ شده است که طبق نظریه مونا بیکر قابل بررسی و پژوهش است. مونا بیکر برای برگردان اصطلاحات، روش هایی چون حفظ صورت و معنا، حفظ معنا و تغییر صورت، دگرگونی، حذف و.. . را پیشنهاد داده است. این پژوهش بر آن است تا با توجه به چارچوب این نظریه، برگردان عربی را با متن اصلی مورد بررسی قرار دهد. یافته های این تحقیق که به روش توصیفی- تحلیلی به دست آمده است، نشان می دهد مترجم داستان «نون و القلم» به رویکرد حفظ معنا و تغییر صورت بیشتر راغب است؛ به این صورت که با دریافت معنای کنایی آن اصطلاحات، اقدام به ترجمه کرده و در این میان به دلیل تشخیص ندادن برخی اصطلاحات به ترجمه تحت اللفظی آ ن ها اقدام کرده است که ترجمه ای منطقی و شفاف به نظر می رسد، اما در واقع با توجه به بافت عبارت، غلط و نادرست است.
    کلیدواژگان: مونا بیکر، ترجمه، اصطلاحات، نون و القلم، جلال آل احمد، ماجده عنانی
  • حسین کیانی*، لیلا رئیسی صفحات 229-258
    ارزیابی و تحلیل انتقادی مقاله های علمی نقش بارزی در گسترش دانش و ارتقای کیفی پژوهش های علمی دارد؛ از همین رو، ضرورت دارد نشریه های علمی براساس رویکردهای ارزیابی مقاله های پژوهشی نقد شوند. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی، مقاله های مجله «پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی» از شماره 6 تا 17 را براساس رویکرد ساختاری ارزیابی مقاله بررسی کند. بنابراین، با استفاده از پرسشنامه طراحی شده 61 مقاله از این مجله براساس پربسامدترین موضوعات انتخاب و تحلیل شد. بررسی ها نشان می دهد مقاله های سال 1392 و 1393 از نظر معیارهای ارزیابی ساختاری برخی اشکال های ساختاری دارند، اما از سال 1394 روند رو به رشدی دیده می شود، این روند در سال 1396 سرعت بیشتری پیدا می کند. علمی- پژوهشی شدن مجله در سال 1392 و افزایش تعداد مجله های پژوهشی و در پی آن افزایش تولیدات علمی، توسعه تحصیلات تکمیلی، پررنگ شدن امتیازهای پژوهشی در جذب اعضای هیات علمی، انتخاب دانشجوی نمونه، ارتقای اعضای هیات علمی و دریافت پژوهانه از علت های این حرکت رو به جلوی مجله است. یافته های پژوهش نشان می دهد مواردی چون ذکر روش پژوهش و هدف در چکیده، پیشینه پژوهش، روش پژوهش و پایبندی به آن، مبانی نظری پژوهش، نوآوری، تحلیل یافته های پژوهش و روزآمدی منابع با معیارهای تفصیلی تعریف شده برای مقاله علمی- پژوهشی هماهنگ نیست. علت تطابق نداشتن برخی بخش ها با معیار های مقاله علمی- پژوهشی به نبود روش یکسان در ارایه آن ها در مقاله ها و روشن نبودن فایده هرکدام از این بخش ها برای نویسندگان بر می گردد. این پژوهش چارچوب مفهومی برای ارزیابی ساختاری مقاله های علمی- پژوهشی در زبان و ادبیات عربی پیشنهاد داده است.
    کلیدواژگان: ارزیابی مقاله های پژوهشی، ترجمه زبان عربی، رویکرد ساختاری، مجله پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی
  • مریم حاجی زاده، احمدرضا صاعدی*، منصوره زرکوب، محمود افروز صفحات 259-278
    طنز در شمار یکی از مقوله های جذاب زبان قرار دارد که به شکل نامحسوسی به مسایل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می پردازد و به دلیل در امان ماندن از انتقادات و فیلترهای موجود در جامعه و نیز جهت برقراری رابطه ای نزدیک با مخاطبان از آن استفاده می شود. در این میان با ورود ابزارهای ارتباطی تازه، جنبه های نوینی به مباحث ترجمه طنز افزوده شده است به ویژه در ترجمه طنزهایی که در قالب فیلم کوتاه، بلند و سریال عرضه می شوند. هدف از نگارش مقاله پیش رو، ارزیابی عملکرد مترجم در رویارویی با عبارت های طنزآمیز بوده و فرآیند تحقیق مبتنی بر بررسی داده های به دست آمده از مجموعه طنز عربی «مدیر عام» به لهجه شامی (سوریه ای) و دوبله فارسی آن که از صداوسیما پخش شده، است. بدین منظور 215 عبارت و جمله طنزآمیز استخراج شده است و میزان به کارگیری راهبردهای ترجمه، طبق نظریه هنریک گاتلیب (1992) تحلیل شد. یافته های این تحقیق نشان می دهد «دگرنویسی» و «جابه جایی» به ترتیب بیشترین انتخاب های مترجم در ارایه ترجمه بوده است. همچنین عوامل و محدودیت های فرهنگی نه تنها موجب بالا رفتن میزان استفاده از «کوتاه سازی» عبارت هایی توسط مترجم شده است که در بخش هایی از سریال شاهد حذف سکانس های متعدد و نیز قسمت هایی از مجموعه هستیم.
    کلیدواژگان: ترجمه، طنز، دوبله فارسی، عبارت های طنزآمیز، محدودیت های فرهنگی، گاتلیب
  • عسگر بابازاده اقدم*، بیژن کرمی میرعزیزی، ابراهیم نامداری، فاطمه مهدی پور صفحات 279-306

    رویکردگسترده عالمان فارسی زبان به ترجمه قرآن کریم در چند دهه اخیر حیات و نشاطی دو چندان به خود گرفته است به گونه ای که نکته سنجان و منتقدان بسیاری موفق به ارایه الگوی نقد ترجمه شده اند تا با این الگوی نقد، ترجمه های متون مختلف قرآن کریم را که آثار ارزشمندی هستند به صورت موشکافانه و دقیق بررسی کرده و با این شیوه باب نوینی در پژوهش های قرآنی به عنوان «نقد ترجمه های قرآن کریم» باز کنند. از جمله این الگوها، مدل پیشنهادی کارمن گارسس است که در 4 سطح مطرح شده است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا ترجمه حدادعادل، معزی و انصاریان را با گزینش آیاتی از جزءهای 29 و30 قرآن کریم طبق مدل یاد شده با تکیه بر سطح دستوری- واژگانی، مورد نقد و ارزیابی قرار دهد. مهم ترین یافته های این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی است، یکی آن است که طبق الگوی گارسس تنها ترجمه معزی به صورت یک به یک است. دیگر آنکه ترجمه انصاریان و حدادعادل تنها به صورت توضیح و بسط معنا است و در بقیه موارد هر سه مترجم طبق الگو پیش رفته اند.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، الگوی گارسس، سطح دستوری- واژگانی، نقد ترجمه
  • علی سعیداوی*، سید هیمن مهدی صفحات 307-326
    تفاوت های فرهنگی بین جوامع مختلف و نگرش های گوناگون نسبت به دنیای پیرامون، نه تنها موجب تفاوت در آداب و رسوم و عادات می شود، بلکه در واژگان و ساختار دستوری زبان نیز تاثیرگذار است. این موضوع در زبانشناسی نوین تحت عنوان نسبیت زبانی مطرح و از آن به عنوان نظریه ساپیر- وورف تعبیر می شود. ترجمه یکی از مباحثی است که می توان آن را در چارچوب نسبیت زبانی مورد بحث و بررسی قرار داد. مترجم به منظور هماهنگ کردن ترجمه خود با زبان مقصد باید تفاوت های واژگانی یا دستوری را مدنظر قرار دهد، چراکه عدم توجه به این تفاوت ها در دو زبان مبدا و مقصد ممکن است باعث ابهام در ترجمه و یا حتی لغزش شود. در این جستار نویسندگان بحث نسبیت زبانی را در ترجمه رمان الشحاذ یکی از آثار برجسته نویسنده نامدار مصری، نجیب محفوظ در دو موضوع تقسیم اوقات شبانه روز و جنسیت مورد بررسی قرار داده اند. نمونه های ارایه شده در این جستار نشان می دهد که محمد دهقانی در برگردان برخی عبارت های حاوی اوقات شبانه روز و نیز ساختار جنسیت، نسبیت زبانی را مدنظر قرار نداده است و در نهایت باعث شده ترجمه وی در برخی موارد مبهم و در مواردی دیگر دچار لغزش شود.
    کلیدواژگان: نسبیت زبانی، ترجمه، محمد دهقانی، نجیب محفوظ
|
  • Mahin Hajizadeh *, Parvin Farhadi, Rana Farhadi Pages 9-44

    Nahj al-Balaghah is one of the most important and authentic religious sources that has come to the fore of knowledge and bounty since its creation. Several translators have been devoted to explaining this valuable masterpiece by Amir al-Mu'minin (AS). But the question is, how far have these translations been able to introduce and transmit the miracle, power, and acceptance of the Amir's words to the Persian language community in the best way? The present study was conducted by descriptive-analytical method with the aim of evaluating the quality of translation from Nahj al-Balaghah by Mohammad Dashti. Among the various patterns of translation quality assessment, the Garcias model, which is relatively more comprehensive than the other proposed models, is considered as a research framework. This model includes four levels of lexical semantics, syntactic, cognitive, discursive-functional, and cognitive (practical) style. Each of these levels has subcategories and specific components whose translations are evaluated based on them. In this research, the translation of the first Khotbeh and the Hekamts one to twenty from the so-called translator are selected and evaluated for qualitative evaluation. After determining the abundance of each subgroup in the quadric levels according to the Garcias model, the results are plotted. The result of the evaluation based on the positive, negative and neutral techniques indicates that the translation of the plain has a criterion of acceptability and is of high quality.

    Keywords: translation evaluation, Nahj al-Balaghah, Mohammad Dashti, Garcias, adequacy, acceptability
  • Kaveh Bolouri *, Mazdak Bolouri Pages 45-72
    This paper first describes Baker’s narrative theory so as to introduce a new research area in Translation Studies. In so doing, it defines the concept of narrative in social sciences, which is the basis of Baker’s work, and explains Baker’s proposed model for the analysis of translation in terms of this type of narratology. It then presents the research potentials of the theory by sketching some research conducted within the framework of the narrative theory. It is intended as providing a map for other Translation Studies scholars.  Having analyzed the studies in this field, the present paper suggests the following potentials: investigation of the existing metaphors and concepts on translation and translators; analysis of the role of translators in narrative-making,  analysis of narratives made through translation, examination of narratives made by organizations and institutions, studying different strategies of framing in the works of translators, news agencies, publishers, websites and organizations and analysis of narrative-making through such frames; and finally assessing the coherence of the narratives made by activist translation groups and similar organizations on the basis of narrative paradigm.
    Keywords: narrative theory, narrative, Socionarrativity, Baker’s Analytical Model, Research Potentials
  • Ali Kovari *, Narges Ganji, Adnan Tahmasebi Pages 73-94

    The current study aims to focus on the Persian to Arabic oral translation of speech of high-ranking military officers, maneuvers, and military parades. The purpose of the study is to find the challenges of oral interpreters and to find the influential factors to this kind of translation. In doing so, a descriptive-analytic approach was used to answer the research questions. Random sampling was used to investigate 200 minutes of audio-visual speech of high-ranking military offices, military maneuvers and military ceremonies, broadcasted in Alalam Arabic News Network. The analysis of the challenges showed that lack of military terminology knowledge, misunderstanding of the speaker’s intention, omission, losing key information, and incorrect addition were among the most important challenges of oral translation. Non-linguistic challenges included cultural different between two cultures, the rate of the speech in the origin language and bilingualism of the translator. These challenges were mostly apparent in parade ceremonies, military maneuvers, and commanders’ speech respectively.

    Keywords: Oral interpretation, Persian to Arabic, Military Discourse, Translation Pathology
  • Shahriar Niazi, Ensie Sadat Hashemi * Pages 95-128

    Evaluation of the Qur'an translation has not yet had a comprehensive model. To achieve such a model, we can first examine the efficacy of existing evaluation models. In this regard, the present article examines the effectiveness of the TT-oriented Garces model in evaluating the translation of the Qur'an, examining the “Syntactical-morphological” level. This level examines structural changes in translation. For this purpose, the translation of five Surahs of the Quran from the TT-oriented translation of Makarem Shirazi has been selected as the research data. Studying the efficiency of this level in evaluating the translation of the Qur'an also shows that the syntactic-lexical level of the Garces model is efficient in evaluating the translation of the Qur'an due to the structural differences between the Persian and Arabic languages and the necessity of syntactic changes in the translation of the Qur'an. However, the overall classification of techniques to the positives and negatives is should be reviewed according to their status and necessity. Among the techniques of this level, "Transposition", "Modulation" and "Explanation" have the most function in the Quran translation. According to the high usage of rhetorical devices in the Qur'an, the "Compensation" is an effective technique to evaluate the translator's skill in translating them to Persian. The "literal translation" and "Implication, reduction, omission" as negative techniques and "Changes in the type of sentences" as an ambivalent technique have had the least function in the Makarem translation as an example of a TT-oriented translation.

    Keywords: Evaluation of Quran Translation, Translation Assessment Model, Carmen Garcés, Syntactical-morphological level, Makarem Shirazi
  • Hedieh Ghasemifard, Rasol Ballavi *, Naser Zare Pages 129-152

    Domain of discourse refers to a set of norms, knowledge, customs, concepts, and ideologies accepted by the poet or writer that appear in his works. In translating the literary work, the study of the quality of representation domain of discourse in target language, in addition to crossing the linguistic and literary boundaries, emphasizes the importance of how it is represented, as the translator's approach to the discourse elements of the source text and how it is translated into the target language requires careful attention. Khayyam Nīshāpūrī 's quatrains (526-439 AH), an Iranian well-known Persian poet, has long been the focus of translators' attention as one of the most valuable literary works. Poet and contemporary critic of the Emirate (1976), Mohammed Abdullah Nur-al-din is also a translator who has translated these quatrain into Arabic by converting format of quatrain into new poetry and incorporating new ideologies and evolving some of the poetic elements of poetry to incorporate the essence of own thoughts according to the needs and desires of the age. The present investigation seeks to study the apparent changes in the Arabic translation of Nur al-Din by studying the elements of discourse in Khayyam's quatrains using a descriptive-analytical method and from the perspective of discourse analysis, and has described and explains the method of translating these elements into the poetic elements of these quatrains. Studying the analysis of Nur al-Din's translation of Khayyam's quatrains shows that this translation as any other translation.

    Keywords: Khayyām, Mohammad Abdullah Nur-al-din, translation of poetry, domain of discourse
  • Fatemeh Akbarizadeh *, Farideh Haghbin, Fatemeh Rezaei Pages 153-174

    With regads to the achievements of role-oriented linguistics science, understsnding message and information as the speaker communicate with his/her audience is impossible only to have linguistic knowledge and acquaintance with the meaning of the vocabulary and phrases as well as acquaintance with the apparent statement of sentence, but various linguistic forms according to their communicative role in different situation form different structures which is known as information structure. Among these information structures are focalization. Shahrdzad and Tofigholhakim's play is considered in Arabic literature as a literary work includes marked information structure that its exact translation is so important to translate the meaning desired by the author, so the research needs to find out whether the marked information structures from target language marked in the same way and based on situational texture has been translated into persian language or not. For this purpose marked information structures for Shahzad's play in Arabic language are against the Persian translation of two translators Ayati and Shariat. With regards to purposeful translation in order to transfer meaning desired by the author to a reader in target language; descriptive - analytic method was used. The results indicate that the tanslators of play through translation have used unmarked sentences. Few sentences have been translated into marked form. Though despite the differences in marked structures in both languages a translator by recognizing linguistic forms in focalized information structure and left dislocation can find relatively strong equation for the structures.

    Keywords: translation, Information structure, marked structure, Focalization
  • Yosra Shadman *, Maryam Mirzakhani Pages 175-202
    There are categories that cannot easily be transmitted to the target text due to belonging to the source culture. The transfer of these categories, known as culture-oriented categories, is difficult to deal with. Therefore, the translation can be a very important and practical tool to create this connection; cultural categories translation is a complex and labyrinth subject in the theory of translation. Categories reflecting society culture are usually incomprehensible to other societies with different cultures and sometimes leading to misunderstanding. “Shahrzad” plays have been translated in Persian by Ayati and Shariat. This research studies and analyzes two Persian versions according to the theoretical framework of Newmark to choose the correct translation. The most important findings of the present research, which is written in a descriptive-analytical way and using a library tool for data collection, indicate that Shahrzad's play has four cultural categories considered by Newmark, and the category of ecology in this text has no place and the translators have used the cultural equivalent to translate this play, respectfully both translators have presented audience- oriented translations.
    Keywords: Cultural elements translation, Shahrzad play, Peter Newark, Abdul Mohammad Ayati, Mohammad Sadeq Shariat
  • Zohreh Ghorbanimadavani * Pages 203-228
    One of the problems that every translator faces when translating from one language to another is the fixed idioms and expressions of a language, as they form part of the culture of a language. Jalal al-Ahmad's "Nun and Al-Qalam" story is one of the few stories full of idioms and proverbs. The story has been translated into Arabic by Mrs. Majedeh Mohammad Ali Anani, a lecturer at the Faculty of Literature, University of Halavan. In this regard, several approaches have been adopted to translate these terms that can be studied and researched according to Mona Baker's theory. Mona Baker has suggested some strategies to translate idioms such as preserving form and meaning, preserving meaning and changing form, transformation, omission and so on. This study aims to examine the Arabic translation of the original text in the context of this theory. The findings of this study obtained through a descriptive-analytical approach show that the translator of the story "Nun and Al-Qalam" is more interested to use the approach of preserving meaning and changing form. Thus, the translator has translated the idiomatic expressions by understanding the ironic meaning of the idioms and in the meantime a literal translation has been used due not recognizing some expressions, and  although it seems logical and transparent, but in fact it is inaccurate regarding the context of expression.
    Keywords: Mona Baker, translation, idiomatic expressions, Nun, Al-Qalam, Jalal Al-ahmad, Majedeh Anani
  • Hossein Kiani *, Leila Raeisi Pages 229-258
    Critical analysis of journals is a principled process in spreading knowledge and promoting the quality of scientific researches; therefore, scientific publications need to be criticized on the basis of the correct way of critical thinking. The purpose of this research is to review the articles No. 6 to 17 of the Journal of Translation Studies on Arabic Language and Literature by using the Quantitative Content Analysis method. Therefore, using a questionnaire designed by the Human Sciences Institute and Cultural Studies, 61 articles of this journal were criticized and analyzed using quantitative content analysis. The findings of the research show that the "reviewing translations" with 49% statistic has the most frequent subject of the journal. The journal trend in 2017 was toward translation critique based on the existing theories and is outstanding in evaluating cultural subjects. The journal has had a lot of evaluated attributes in 2016; and particularly in 2017 has prevailed reflecting the growing trend of the magazine. The articles in 2016 in terms of title, writing introduction, innovation and theoretical foundations of research, and in 2017 in terms of research method, the method of collecting the analysis, adherence to the method, referring to the article, thesis and databases have had a better performance. The most of shortcomings are as follows: Selecting inappropriate research method and not to adhere to it in the main body of the article, not to explain the theoretical foundations of the research, not to have a critical and analytical approach, to be descriptive the research background and not to update the sources of the articles.
    Keywords: Critical analysis, Arabic translation, Allameh Tabataba’i University, Journal Arabic Language, Literature Researches
  • Maryam Hajizadeh,  Ahmadreza Saedi *, Mansureh Zarkoob, Mahmoud Afrouz Pages 259-278
    Humor is one of the interesting aspects of language dealing with cultural, political, and social issues indirectly. Due to escaping criticism and filtering, humor is drawn on to establish a close relationship with the audience. With the advent of new communication tools, the translation of humorous expressions, especially in short and long films and series, began to take on new aspects. Accordingly, the present study aimed at evaluating the translator’s performance in translation of humorous expressions. To achieve this aim, in the research procedures, the data obtained from the Persian dubbing of the "general manager's" series (in Syrian accent) which was broadcasted from Islamic Republic of Iran Broadcasting (IRIB) were evaluated. In fact, 215 humorous expressions were extracted from the series and the frequency of using translation strategies proposed by Gottlieb (1992) was determined. The findings revealed that "paraphrasing" and "dislocation" were among the most frequently used strategies of the translator. Furthermore, cultural restrictions not only have led to the "condensation" of the expressions but also to omission of some sequences of the movie.
    Keywords: translation, Persian dubbing, humorous expressions, cultural restrictions, Gottlieb
  • Asgar Babazadehaghdam *, Bizhan Karamimirazizi, Ebrahim Namdari, Fatemeh Mahdipoor Pages 279-306

    The widespread approach of the Persian language scholars to the translation of the Holy Quran has gained a lot of vitality in recent decades, so that many critics succeeded in presenting the translated version of the critique, with this critique, translations of various texts of The Holy Qur'an examines the valuable works carefully and precisely, and in this way opens up a new chapter in Qur'anic research as a "Critique of Holy Quranic translations". Among these patterns is the proposed model of Carmen Grosses, Four levels are proposed. The present study intends to translate Hadad Adel, Moezi, and Ansarian by selecting from the 29th 30 Quran verses mentioned the model of relying on the Syntax-term construction, criticize and evaluate. For this purpose, firstly, the expression of the Garces model is explicitly dealt with and then the cases of the application of this theory. According to the witnesses, the examples extracted from the translators of sections 29 and 30, based on the syntactic term, are examined. The most important the findings of this research are descriptive-analytic and that according to the Garces model, the only one is the Moezi translation one by one, and that the translation of Ansariān and Haddad is ordinary only as an explanation and extension of meaning. In the remaining cases, each interpreter has gone through the pattern and, finally, the compensation item lacked a Quranic specimen.

    Keywords: The Holy Quran, Garces model, Grammar-Lexical Level, Translation Criticism
  • Ali Saeidavi *, Sayed Heiman Mahdi Pages 307-326
    Cultural differences between different societies and different attitudes towards the world not only cause differences in custom and habits, but also affect the lexical and grammatical structure of the language. This issue is addressed in modern linguistics as linguistic relativity, and is interpreted as the Sapir-Worf Theory. The topic of translation is one of the topics that can be discussed in the context of linguistic relativity. The translator must take into account lexical or grammatical differences in order to harmonize his translation with the target language. Because ignoring these differences in both the source and target languages may cause ambiguity or even errors in translation. In this paper, the writers have examined the relevance of linguistic relativity in translating the novel Al-Shahaz (The Beggar) by Naguib Mahfouz into two themes of division of day and night and gender. The examples presented show that the translation of Mohammad Dehghani, despite all the aesthetics and delicacies, contains sentences that the translator has not considered linguistic relativism in the division of day and night and gender structure, and that the translation ultimately contains ambiguous expressions, and it is not even without errors.
    Keywords: Language Relativity, translation, Mohammad Dehghani, Naguib Mahfouz