فهرست مطالب

  • پیاپی 17 (بهار1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی اکبر عنابستانی*، مهدی نادریان فر صفحات 11-24

    طرح های هادی با هدف دستیابی به زندگی مطلوب و رضایت بخش در مناطق روستایی اجرا شده است. بر این اساس، ارزیابی کیفیت محیطی روستاهایی که در آن ها طرح هادی اجراشده، با توجه به اثرگذاری آن بر فضاهای اکولوژی به عنوان رویکردی اجتناب ناپذیر در حوزه برنامه ریزی روستایی امری ضروری به نظر می رسد. با توجه به اهمیت موضوع، در این تحقیق تلاش شده است تا تاثیر اجرای طرح های هادی بر بهبود کیفیت محیطی سکونتگاه های روستایی مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی و مبنی بر بررسی منابع اسنادی و بررسی های میدانی با تکیه بر تکمیل پرسشنامه بوده است. جامعه آماری تحقیق، شامل تمامی روستاهایی (18 روستا) که در آن ها طرح هادی اجرا و از میان آن ها هشت روستا که حداقل پنج سال از زمان اجرای طرح هادی سپری شده به روش نمونه گیری انتخاب و  سپس با توجه به تعداد خانوارهای ساکن در روستاهای نمونه و استفاده از فرمول کوکران، تعداد 227 خانوار به عنوان حجم نمونه خانوار محاسبه شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزارهای ArcGIS و SPSS انجام گرفته است. نتایج آزمون ویلکاکسون گویای آن است که اجرای طرح هادی در روستاهای محدوده موردمطالعه بر بهبود کیفیت محیطی سکونتگاه های روستایی موثر بوده است. همچنین، نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان می دهد که اجرای طرح های هادی بر مولفه های کالبدی - فیزیکی، زیباشناختی و ادراک بصری تاثیرگذاری بیشتری نسب به سایر مولفه ها در کیفیت محیطی سکونتگاه های روستایی بر جای گذاشته است.

    کلیدواژگان: طرح هادی، کیفیت محیطی، روستا، شهرستان هامون
  • سید علی بدری*، محمدرضا رضوانی، پروین خدادادی صفحات 25-43

    روستاهای ایران با مشکلات عدیده ای در ابعاد اکولوژیکی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی روبه رو هستند. مجموعه مشکلات فوق منجر به تبدیل روستاها به مکانی برای استقرار گروه های پردرآمد شهری،  اغتشاش کالبدی، تغییر کاربری اراضی و عدم توجه به فرآیند تدوین سیاست ها و برنامه ها در برابر فراورده و برآیند آنها می شود و در نتیجه، آینده توسعه کالبدی مناطق روستایی با چالشی جدی مواجه است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل وضعیت موجود چارچوب تدوین سیاست گذاری فضایی توسعه پایدار کالبدی مناطق روستایی کشور انجام شده است. در این راستا، هم محتوای سیاست های توسعه روستایی و هم فرآیند تدوین این سیاست ها و نقش عوامل موثر در آن مورد بررسی قرار می گیرند. دستیابی به شناخت در این پژوهش با استفاده از دو روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار و نظریه داده بنیاد(گراندد تیوری) انجام شده است.نتایج نشان می دهد که چارچوب تدوین سیاست گذاری فضایی موجود توسعه پایدار کالبدی مناطق روستایی در ایران متشکل از عوامل سیاست گذاری، فرآیندهای سیاست گذاری و محتوای سیاست هاست. افزون بر این، عوامل مهمی نظیر نبود سیاست های کلی نظام در توسعه روستایی، تمرکزگرایی و جایگاه حاشیه ای جامعه روستایی در سطح ملی بر چارچوب تدوین سیاست گذاری فضایی نیز اثرگذار است. همچنین، فرآیندهای کنونی سیاست گذاری، چالش های متعددی دارند که دربرگیرنده سیاست های بخشی و متمرکز و نیز عدم انسجام و هماهنگی دستگاه ها در تدوین برنامه ها می باشند. تعدیل چالش های یادشده مستلزم اصلاح فرآیندها و نهادها به جای گسترش تشکیلات اداری، یکپارچگی سیاست های توسعه کشاورزی و روستایی و در نهایت ایجاد و تقویت خوشه ها، منظومه ها و شبکه های روستایی است. تحلیل محتوای کیفی اسناد نشان داد که عوامل برنامه ریزی، بودجه ریزی و تدوین استراتژی ملی توسعه پایدار بیشترین نقش واثربخشی را در تدوین سیاست گذاری فضایی توسعه روستایی داشته و بعد از آن، لزوم هماهنگی بخش ها و ارتباط سطوح مختلف ملی و محلی و نیز بعد اقتصادی، بعد زیربنایی - کالبدی قرار دارند.

    کلیدواژگان: فرایند سیاست گذاری، سیاست گذاری فضایی، مناطق روستایی، توسعه کالبدی، تحلیل محتوای کیفی
  • عامر نیک پور*، میلاد حسنعلی زاده صفحات 45-60

    نگاه صرفا کالبدی بافت های فرسوده موجب ضعف طرح های نوسازی و بهسازی شده است. هدف از این پژوهش تحلیل انطباق محدوده بافت فرسوده با پهنه های فقر در شهر قایمشهر است. پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی - تحلیلی است. داده های مربوط به مبانی نظری تحقیق به شیوه کتابخانه ای و اسنادی تهیه شده و داده های خام پژوهش از بلوک های آماری شهر قایمشهر تهیه شده که بر اساس سرشماری سال 1390 مرکز آمار ایران استخراج شده است. برای بی مقیاس سازی 36 شاخص فقر شهری از روش فازی در محیط نرم افزار Excel استفاده شده است. برای پهنه بندی فقر از روش لکه های داغ در محیط نرم افزار Arc Gis استفاده شده است. محدوده بافت فرسوده نیز از مطالعات طرح نوسازی و بهسازی شهر قایمشهر استخراج شده و مرز آن بر روی بلوک های آماری ترسیم شده است. با انطباق محدوده بافت فرسوده و پهنه های فقر نمایان شده است که پهنه های وسیعی از فقر، در محدوده بافت فرسوده قرار ندارند، این امر موجب می شود که پهنه های فقر یاد شده، از مزایا و تسهیلات مربوط به بهسازی و نوسازی، بازآفرینی و همچنین تخفیف و معافیت در پرداخت عوارض ساخت در محدوده بافت فرسوده محروم بمانند. در حال حاضر از کل مساحت بلوک های شهری 296/6هکتار به بافت فرسوده اختصاص دارد، در حالی که 1178 هکتار در پهنه فقر جای گرفته است، بررسی ها نشان می دهد تقریبا بین 10 درصد از مساحت و جمعیت محدوده بافت فرسوده و پهنه ی فقر انطباق و هم پوشانی وجود دارد. از این رو بازنگری در طرح بافت فرسوده و شناسایی محدوده های جدید با به کارگیری روش های دقیق تر و در نظر گرفتن مسیله فقر شهری امری ضروری به نظر می رسد.

    کلیدواژگان: بافت فرسوده، پهنه های فقر، نوسازی و بهسازی، شهر قائمشهر
  • بهرام ایمانی*، علی طورانی، حمیده خسروی مهر صفحات 61-77

    امروزه بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران توسعه در زمینه ریشه یابی موانع توسعه یافتگی کشورهای مختلف به فقدان سرمایه اجتماعی اشاره می کنند. برای توسعه بیش از هر چیز سرمایه اجتماعی نیاز است. با توجه به ضرورت مطالعه و بررسی این مفهوم به ویژه در نواحی روستایی محروم، مراکز روستایی شهرستان  مینودشت سطح بندی شده است. در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی(پرسشگری) استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل سرپرستان خانوار است که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران حجم نمونه برابر با 370 نفر تعیین و داده های حاصل از پرسشنامه نیز در قالب مدل ویکور تحلیل و وستاهای مورد مطالعه رتبه بندی و سطح بندی شدند. توزیع فضایی سرمایه اجتماعی در سطح مراکز روستایی نشان می دهد که ناحیه شمال غرب، سرمایه اجتماعی کمتری نسبت به سایر نواحی از جمله مرکز، جنوب، جنوب غرب و جنوب شرق دارد. همچنین، نتایج آزمون پیرسون نشان می دهد که میان مولفه های میزان جمعیت و تنوع قومی و زبانی و موقعیت جغرافیایی با سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. در دو مولفه جمعیت و تنوع قومی و زبانی رابطه ای معکوس ولی موقعیت جغرافیایی رابطه ای مستقیم دارد؛ ضمن آنکه بین دو مولفه میزان درآمد و میزان سواد با میزان سرمایه اجتماعی رابطه معنی داری به لحاظ آماری مشاهده نشد. در نهایت این تحقیق به منظور ارتقاء بخشی به سرمایه اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه، تشکیل کارگروه های اجتماعی_ اقتصادی توسط مدیران محلی را در جهت تبیین اهمیت مولفه های سرمایه اجتماعی؛ نظارت بیشتر بر عملکرد مدیران محلی در راستای اعتماد سازی برای روستاییان و تقویت شبکه های اجتماعی و آموزش مداوم روستاییان را در جهت پذیرش سرمایه اجتماعی به عنوان عاملی اساسی در توسعه جوامع محلی پیشنهاد می نماید.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد
  • امین فعال جلالی، مریم قاسمی* صفحات 79-99

    یکی از وظایف اصلی و مهم برنامه ریزان در نواحی روستایی، تخصیص زمین به کاربری های گوناگون باتوجه به نقش و کارکرد و میزان تاثیرگذاری هر کدام از کاربری ها بر یکدیگر است. در واقع هدف نهایی برنامه ریزی کاربری اراضی ایجاد نوعی تعادل زیست محیطی و برقراری عدالت اجتماعی در روند پیشرفت و آبادانی نواحی سکونتی است و باید به اهداف کیفی همچون امنیت، سازگاری، منظر و چشم انداز و احساس وابستگی به محیط نیز پاسخ گوید. هدف از انجام پژوهش ارزیابی میزان سازگاری کاربری های روستایی در مقاصد گردشگری از نظر امنیت عمومی، منظر و چشم انداز و راحتی و آسایش است. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. در این مطالعه هشت روستای مقصد گردشگری در شهرستان بینالود انتخاب و درجه سازگاری به تفکیک سه ماتریس 1- راحتی و آسایش، 2- امنیت عمومی 3- منظر و چشم انداز بین 49 کاربری در بین خبرگان روستاهای مورد مطالعه از حیث کاملا سازگار تا کاملا  ناسازگار طبقه بندی شدند. نتایج نشان می دهد، تمام روستاهای مورد مطالعه از نظر سازگاری در وضعیت نسبتاسازگار قرار دارند. در ماتریس امنیت عمومی کاربری مذهبی با میانگین 4/16 در مرتبه اول و کاربری تاریخی با میانگین 3/25 در رتبه آخر قرار دارد. در ماتریس منظر و چشم انداز، کاربری مذهبی با میانگین 3/73 رتبه اول و کاربری صنعتی-کارگاهی بامیانگین 35/1 در رتبه آخر قرار دارد. در ماتریس راحتی و آسایش نیز کاربری شبکه دسترسی و معابر با میانگین 4/26 در رتبه اول و کاربری تاریخی با میانگین 3/10 در رتبه آخر قرار دارد. درمجموع به لحاظ سازگاری کاربری آموزشی با 82/3 در رتبه اول و کاربری تاریخی با 1/25 در رتبه آخر قرار دارد.

    کلیدواژگان: ماتریس سازگاری، کاربری زمین، شهرستان بینالود، سکونتگاه های روستایی، مقاصد گردشگری
  • شهریور روستایی*، شیوا علیزاده صفحات 101-117

    شناخت مسایل کیفیت مسکن در کنار سایر مسایل، از موارد اساسی در برنامه ریزی مسکن است. مسکن  مکانی فیزیکی است و به عنوان سر پناه، نیاز اولیه و اساسی خانوار به حساب می آید.در این سرپناه کمیت و کیفیت مسکن گویای وضعیت اجتماعی_اقتصادی شهری است. مسکن به عنوان جزیی از توسعه اقتصاد ملی مطرح است. پرداختن به شاخص های مسکن را می توان اصلی ترین ابزار برنامه ریزی واز حساس ترین مراحل برنامه ریزی دانست. عرصه مسکن به منظور تامین رشد اجتماعی، علاوه بر واحد مسکونی، محیط پیرامون آن را نیز در برمی گیرد. مسلما شناسایی سطوح کیفیت مسکن در مناطق مختلف شهری گامی موثر در تبیین سطوح کیفیت زندگی و حس رضایت مندی ساکنین شهرها است. شاخص های مورد بررسی در این پژوهش شامل مسکن امن با پایداری و دوام سازه ای و فضایی مناسب برای زندگی است. در مقاله حاضر تلاش بر این است که کیفیت مسکن در کلان شهر ارومیه بر اساس آمار موجود ارزیابی شود. بدین منظور از روش توصیفی و تحلیلی با استناد به داده های موجود در مرکز آمار ایران استفاده شده است. پس از تبدیل داده های خام به 35 شاخص، تحلیل عاملی در نرم افزار Spss انجام و چهار عامل به عنوان عوامل اصلی و چهار عامل به عنوان عوامل فرعی شناخته شد .نتایج تحلیل عامل های در محیط GIS  نشان دهنده توزیع نابرابر و نامناسب شاخص های کیفی مسکن در میان شهروندان شهر ارومیه است.بدین ترتیب که 18/21درصد از حوزه های شهری ارومیه جزو حوزه های خیلی محروم، 18/18 درصد محروم، 53/53 درصد متوسط، 13/18درصد برخوردار و 9/57 درصد کاملا برخوردار هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که خوشه های محروم در مناطق سه و دو و خوشه های برخوردار در مناطق یک و چهار استقرار یافته اند. این وضعیت حاکی از وجود فاصله طبقاتی و دوگانگی در فضای شهری و تفاوت در برخورداری شاخص های مسکن شهری ارومیه در سال 1395 است.

    کلیدواژگان: مسکن، شاخص های مسکن، تحلیل عاملی، لکه های داغ و سرد، شهر ارومیه
  • شاه بختی رستمی*، مصطفی طالشی، قدیر فیروزنیا صفحات 119-129

    امروزه دانشگاه پیام نور بیش از 500 مرکز و واحد آموزشی دارد. اقتضای مدیریت منطقی این دانشگاه ایجاب می کند که در سطوح مختلف آن از فناوری های نوین مدیریتی استفاده شود. تعداد نسبتا زیاد مراکز، دانشجویان و استفاده کنندگان از خدمات آموزشی دانشگاه پیام نور، حجم بسیار وسیعی از داده ها و اطلاعات گوناگون را پدید آورده که به نظر می رسد اداره و سازماندهی این حجم از داده ها در توان فرد یا افرادی خاص، اگرچه مدیرانی بسیار قوی هم باشند، نیست. در اغلب موارد مدیران و مسیولان، آمار و اطلاعاتی آماده و دقیق از وضعیت های مختلف مراکز تحت مدیریت خود ندارند. این مسیله می تواند به عدم شناخت کافی و تصمیم گیری های بعضا نادرست در اداره دانشگاه بیانجامد. از سوی دیگر، گاه حجم اطلاعات و داده ها به حدی فراوان است که بسیاری از دست اندرکاران احساس گم شدگی در میان انبوهی از اطلاعات به ظاهر نامرتبط با یک دیگر می کنند. ایجاد بانکی اطلاعاتی جامع شامل تمامی داده ها، آمار، ارقام و اطلاعات گوناگون مربوط به مراکز و واحدها می تواند به مدیریت و سازماندهی آنها کمک نماید. پژوهش حاضر برمبنای داده های سیستم جامع گلستان دانشگاه پیام نور طی سال های 1393 تا 1396 انجام گرفته است. در این پژوهش پیش از آزمون هر گونه فرضیه یا بررسی روابط بین متغیرها، تاکید بر ایجاد پایگاه داده ای جامع برای دانشگاه پیام نور است که در محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی قابل استفاده باشد. براساس این پایگاه داده و با توجه به نیازهای متفاوت پژوهشی یا اداری-اجرایی می توان تجزیه و تحلیل های متنوعی از داده های این پایگاه به عمل آورد. نتیجه این پژوهش به شکل بانک اطلاعاتی جامعی در محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی در آمده که به مثابه ابزاری قدرتمند می تواند راهکارهایی مناسب و مفید در اختیار مدیران قرار دهد تا با تکیه بر آن بتوانند تصمیمات درست و موثر اتخاذ کنند. بنابراین، بکارگیری نتایج این پژوهش می تواند منجر به مدیریت هرچه بهتر در سطح سازمان مرکزی، استان ها و مراکز و واحدهای پیام نور شود.

    کلیدواژگان: سیستم های اطلاعات جغرافیایی، دانشگاه پیام نور، مدیریت بهینه
  • حجت الله خسروی مال امیری، حسین سلیمانی*، سید رامین غفاری، احمد خادم الحسینی صفحات 131-145

    ارزیابی و سنجش میزان تاب آوری جوامع روستایی، یکی از مهم ترین ابزارها در تشخیص پایداری سکونتگاه های روستایی، هنگام بروز مخاطرات محیطی است. بر این اساس در بخش دهدز، سکونتگاه های روستایی متعدد و بعضی مناطق عشایرنشین نیز وجود داشته و خطرات محیطی بسیاری در طول سال در این بخش رخ می دهد و روستاها و ساکنین آن در زمنیه برخی از ابعاد تاب آوری شرایط مناسب را ندارند. هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی تاب آوری سکونتگاه های روستایی در بخش دهدز از توابع شهرستان ایذه است. چارچوب نظری بر اساس نظریه ها و رویکردهای متصور تبیین و سپس مدل مفهومی آن ارایه شده است. روش مطالعه این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری مورد پژوهش شامل کلیه سرپرستان خانوار نقاط روستایی بالای 20 خانوار به تعداد3003 نفر است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 341 نفر انتخاب شده که بر اساس جمعیت هر روستا و در سطوح ارتفاعی مختلف جایگذاری شده و ابزار پژوهش شامل پرسشنامه با 60 سوال است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss  و AMOS و آزمون کولموگروف-اسمیرنف، تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که هر یک از ضرایب تاثیر شاخص های محیطی- طبیعی،  اجتماعی- اقتصادی، نهادی- مدیریتی وکالبدی- فضایی بر تاب آوری سکونتگاه های روستایی مستقر در قلمرو تحقیق به ترتیب برابر با 0/73،  0/40،  0/19 و 0/25 است. الگوی تاب آوری سکونتگاه های روستایی بخش دهدز شهرستان ایذه در وضعیت متناسبی قرار دارد. در این الگو شاخص طبیعی نسبت به انسانی وزن بالاتری داشته و شاخص نهادی- مدیریتی که مستلزم اقدامات و کارایی سازمانی، نهادی و انسانی بوده، وزن کمتری دارد.

    کلیدواژگان: الگو، تاب آوری، سکونتگاه های روستا، بخش دهدز
|
  • Aliakbar Anabestani *, Mahdi Naderianfar Pages 11-24

    The purpose of implementing the Hadi project is to achieve a desirable and satisfactory life in rural areas. Based on this, it seems necessary to evaluate the environmental quality of the villages in which the Hadi project has been implemented, considering its impact on ecological spaces as an inevitable approach in the field of rural planning. The present study is an attempt to investigate the impact of the implementation of Hadi projects on improving the environmental quality of rural settlements. The research method of this study is descriptive-analytical and is based on documentary sources and field studies based on completing the questionnaire. The statistical population of the study included all the villages (18 villages) in which the Hadi project was implemented and among them 8 villages that had been under construction for at least 5 years since the implementation of the Hadi project were selected by sampling method. Then, considering the number of households living in the sample villages and using the Cochran's formula, 227 households were considered as the sample household size. Data analysis was performed using ArcGIS and SPSS software. The results of the Wilcoxon test show that the implementation of the Hadi project in the villages of the study area has been effective in improving the environmental quality of rural settlements. Also, the results of one-way analysis of variance test show that the implementation of Hadi projects on physical, aesthetic and visual perception components has more effective than other components in the environmental quality of rural settlements.

    Keywords: Hadi projects, environmental quality, village, Hamoun county
  • Sayed Ali Badri *, Mohammadreza Rezvani, Parvin Khodadadi Pages 25-43

    Iran’s rural sector faces many problems in terms of ecological, physical, economic and social dimensions. These problems lead to the situation in which villages become places for high-income urban groups, physical unrest, land use change, and a lack of attention to the process of developing policies and programs against their products and outcomes. As a result, the future of physical development in rural areas faces a serious challenge. The aim of the present study was to analyze the current situation in the framework of developing a spatial policy for the sustainable physical development of rural areas of the country. In this regard, both the content of rural development policies and the process of formulating these policies and the role of effective factors in it have been examined. The method of obtaining cognition in this research is qualitative, which is divided into two

    methods

    1- method of analysis of directional qualitative content; and 2 - Grand Theory. The results show that the existing spatial policy development framework for sustainable physical development of rural areas in Iran consists of policy factors, policy processes and policy content. Important factors such as the lack of general policies of the political system in rural development, centralism and the marginal position of rural society at the national level affect the framework of spatial policy development. Also, current policy processes, following the factors, have several challenges that include sectoral and centralized policies, as well as the lack of coherence and coordination of agencies in the development of programs. Therefore, solving these challenges requires reforming processes and institutions instead of expanding administrative organization, integrating agricultural and rural development policies, and ultimately creating and strengthening clusters, systems, and networks. Analysis of the qualitative content of the documents showed that the factors of planning, budgeting and formulation of national sustainable development strategy, the need for coordination of sectors and communication of different national and local levels as well as economic dimension, infrastructure-physical dimension have the greatest role and influence in developing spatial development policy of rural areas.

    Keywords: Policy Process, spatial planning, Rural Areas, Physical Development, qualitative content analysis
  • Amer Nikpour *, Milad Hasanalizadeh Pages 45-60

    One of the weaknesses of urban renewal and improvement projects is the mere physical look at worn-out structures. The aim of this study is to analyze the adaptation of worn-out tissue area to the poverty areas of Ghaemshahr city. The present study is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of method. The data related to the theoretical foundations of the research have been prepared in the form of libraries and documents and the raw data of the research have been extracted from the statistical blocks of Ghaemshahr city, which has been prepared based on the 2011 census of the Statistics Center of Iran. For scale-lessing 36 urban poverty indicators, fuzzy method has been used in Excel software environment. Hot spot method has been used in ArcGIS software environment for zoning poverty. The area of ​​the worn-out texture has also been extracted from the studies of the Ghaemshahr city renovation and improvement plan and its boundary has been drawn on the statistical blocks. With the adaptation of the worn-out tissue range and the poverty zones, it has become clear that large areas of poverty are not within the worn-out tissue range. This deprives these areas of poverty of benefits and facilities related to improvement, renovation and re-creation, and of discounts and exemptions for the payment of construction fees within the scope of worn-out tissue provided by the government and municipalities. Be useless. Currently, 296/6 hectares of the total area of ​​urban blocks is allocated to worn-out tissue, while 1178 hectares are located in the poverty zones. Surveys show that there is an adaptation and overlap between approximately 10% of the area and population of worn-out tissue and poverty zones. Therefore, it is necessary to review the worn-out texture plan and identify new areas by using more precise methods and considering the issue of urban poverty.

    Keywords: Urban worn-out texture, poverty zones, renovation, improvement, Ghaemshahr city
  • Bahram Imani *, Ali Toorani, Hamideh Khosravi Mehr Pages 61-77

    According to many thinkers and development experts, the lack of social capital is one of the obstacles to development in different countries. Social capital is needed for development above all else. Due to the necessity of studying and examining this concept, especially in rural areas that are more deprived of developmental benefits, the present study deals with the leveling of rural centers in Minoudasht county on this basis. In this research, a descriptive-analytical method based on documentary and field studies (questioning) has been applied. The statistical population of the study is the total number of heads of households in which 370 people were estimated using the Cochran's sampling formula. The data obtained from the questionnaire were analyzed in the form of Vikor model and thus the studied villages were ranked and leveled. The spatial distribution of social capital at the rural center level indicates that the northwestern region has less social capital than other areas, including the center, south, southwest, and southeast. Also, the results of Pearson test show that there is a significant relationship between the components of population size and ethnic and linguistic diversity and geographical location with social capital. The relationship between population and ethnic-linguistic diversity is inversely related to social capital, and the relationship between geographical location and social capital is direct. There was no statistically significant relationship between the two components of income and literacy and social capital. Finally, in order to improve the level of social capital in the studied villages, this research suggests the following: holding group panels by local managers to explain the importance of social capital components, further monitoring the performance of local managers in building trust for villagers, strengthening social networks, and continuous education of villagers in order to accept social capital as an important factor in the development of local communities.

    Keywords: Social Capital, Social Participation, social trust, community networks, Minoudasht county
  • Amin Faal Jalali, Maryam Ghasemi * Pages 79-99

    One of the main and important tasks of planners in rural areas is to allocate land for various uses according to the role and function and the impact of each use on the others. In fact, the ultimate goal of land use planning is to create a kind of environmental balance and social justice in the process of development of residential areas. Land use planning should address quality objectives such as security, adaptability, landscape and sense of dependence on the environment. The purpose of this study is to evaluate the compatibility of rural land-uses in tourism destinations in terms of public safety, landscape, comfort and convenience. The research method is descriptive and analytical. In this study, eight tourist destinations in Binaloud county were selected and the degree of adaptation was divided into three matrices: 1- Comfort and convenience, 2- Public safety 3- Landscape and view between 49 land-uses among rural experts and the studied villages in a range categorized from fully compatible to completely incompatible. The results showed that all the studied villages are in a comparable situation in terms of adaptability. In the public safety matrix, religious use with an average of 4.16 is in the first place and historical use with an average of 3.25 is in the last place. In the landscape and perspective matrix, religious use with an average of 3.73 ranks first and industrial-workshop use with 1.35 is in the last ranking. In the comfort and convenience matrix, the use of access network and passages with an average of 4.26 is in the first place and the historical use with an average of 3.10 is in the last place. In general, in terms of compatibility, educational land-use with 3.82 is in the first place, and historical use with 3.25 is in the last place.

    Keywords: Compatibility, Land Use, Binaloud County, rural settlements, tourist destination
  • Shahrivar Rostaei *, Shiva Alizadeh Pages 101-117

    Examining housing quality issues, among other things, is one of the key issues in housing planning. Housing is a physical place that is considered as a shelter and basic need of the family. The quantity and quality of housing reflects the socio-economic status of the city and many realities of society. Housing is an integrated part of the development of the national economy. Addressing housing indicators as the main planning tool can be considered as one of the most sensitive stages of planning. In order to ensure social growth, the housing sector, in addition to the housing unit itself, also includes the environment around it. Certainly, identifying housing quality levels in different urban areas is an effective step in explaining the quality of life and the sense of satisfaction of city dwellers. The indicators examined in the present study include indicators related to safe housing with sustainability and structural durability and a suitable living space. In the present article, an attempt is made to evaluate the quality of housing in Urmia metropolis based on available statistics. For this purpose, descriptive and analytical methods have been used based on the data available in the Statistics Center of Iran. The raw data in the Excel spreadsheet was converted to 35 indicators and entered into the SPSS software to perform factor analysis on them. To perform factor analysis, eight factors were identified, four of which were primary and the other secondary. The factors were then entered into the GIS environment and analyzed. The results indicate an unequal and inappropriate distribution of quality housing indicators in the city of Urmia. The results showed that 18.21% of the statistical areas are among the most deprived areas, 18.18% are deprived, 53.53% are average, 18.13% and 57.9% are completely deprived. It seems that more attention should be paid to areas 1, 2 and 3 to reduce inequalities to some extent. The results of this study showed that deprived clusters are appeared in regions 3 and 2, and delighted clusters in regions 1 and 4. This situation indicates the existence of class distance and dichotomy in urban space and the difference in having the studied indicators in 2011.

    Keywords: Housing, Factor Analysis, hot, cold spot, Urmia city
  • Shahbakhti Rostami *, Mostafa Taleshi, Ghadir Firouznia Pages 119-129

    At the present, Payam-e-Noor University (PNU) has more than 500 educational centers and units around the country. The need for rational management of this university requires that new management technologies be used at different levels. The relatively large number of centers, students and users of educational services at Payam-e-Noor University has created a huge amount of data and information. It seems that managing and organizing this amount of data is not in the power of a particular person or persons, even if they are very strong managers. In most cases, managers and officials do not have accurate statistics and information on the various situations of the centers under their management. This can lead to insufficient knowledge and sometimes incorrect decisions in university administration. On the other hand, sometimes the amount of information and data is so large that many people feel lost in the seemingly unrelated mass of information. Creating a comprehensive database containing all the data, statistics, figures and various information related to the centers and units can help manage and organize them. The present study is based on the data of Golestan Comprehensive System of Payam-e-Noor University from 2014 to 2017. In this study, before testing any hypothesis or examining the relationships between variables, the emphasis is on creating a comprehensive database for Payam-e-Noor University that can be used in the environment of geographic information systems. Based on this database and according to different research or administrative-executive needs, various analyzes of this database can be performed. The results of this study are in the form of a comprehensive database in the environment of geographic information systems, which as a powerful tool can provide managers with appropriate and useful solutions. Managers can make the right and effective decisions based on it. Therefore, using the results of this research can lead to better management at the level of central organization, provinces and centers and units of the PNU.

    Keywords: GIS, PNU, optimal management
  • Hojatollah Khosravi Mal Amiri, Hossein Soleimani *, Sayed Ramin Ghaffari, Ahmad Khadem Al-Hosseini Pages 131-145

    Assessing and measuring the resilience of rural communities is one of the most important tools in determining the sustainability of rural settlements when environmental hazards occur. In the Dehdez section, there are numerous rural and nomadic settlements and are prone to many environmental hazards throughout the year. Rural settlements and their inhabitants do not have adequate resilience in various dimensions in the face of environmental hazards. The purpose of this study is to explain the resilience pattern of rural settlements in Dehdez section of Izeh county. In the theoretical foundations section, various methods are explained based on previous research and theories, and then the conceptual model is presented. The study method is descriptive-analytical. The statistical population under study includes all heads of households in rural areas above 20 households with 3003 people. The sample size was 341 according to Cochran's formula. The research tool includes a questionnaire with 60 questions. The data were analyzed using SPSS 22 and AMOS software and the Kolmogorov-Smirnov test, confirmatory factor analysis, and structural equations. The results indicate that each of the coefficients of impact of environmental-natural, social and economic indicators, institutional-managerial and physical-spatial on the resilience of rural settlements located in the research area are 0.73, 0.40, 0.19, and 0.25 respectively. In the resulting resilience pattern of the present study, the rural settlements of Dehdez district are generally in good condition in terms of resilience. This pattern places more weight on the natural index than on the human. As a result, in terms of natural-environmental index and adaptation to environmental conditions, villages have the highest resilience and in the institutional-management index, which requires organizational, institutional and human actions and efficiency, have the lowest resilience.

    Keywords: Pattern, Resilience, rural settlements, Dehdez