فهرست مطالب

  • پیاپی 42 (تابستان1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • کامران شیوندی*، فضل الله حسنوند صفحات 1-36
    هدف

    این پژوهش با هدف تدوین مدل پیامدهای روان‎شناختی اضطراب ایپدمی کرونا و نقش میانجی‎گری سلامت معنوی بر به انجام رسید. روششناسی: از نظر هدف، پژوهشی کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی - همبستگی است. جامعه ی آماری شامل تمامی ساکنان استان لرستان در سال 1398 بود که با اثرات اپیدمی کروناویروس روبرو بودند. نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر با 384 نفر شامل زنان و مردان بود. نمونه گیری به روش خوشه ای مرحله ای انتخاب و پرسشنامه ها به شیوه ی نظرسنجی اینترنتی تکمیل شد. داده ها در SPSS23 و AMOS تحلیل شد. مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7)، نگرش به آینده مثبت میللو و وورل (2007)، سلامت معنوی پالوتزین و الیسون (1983) و پرسشنامه پژوهشگرساخته پرخاشگری و کیفیت رابطه فرد با خانواده ببرای گردآوری داده ها استفاده شد.

    یافته ها

    اضطراب فراگیر تاثیری مثبت برسطح پرخاشگری و تاثیری منفی بر کیفیت رابطه خانواده و نگرش به آینده مثبت داشت. سلامت معنوی توانست اثرات نامطلوب اضطراب فراگیر بر نگرش به آینده مثبت و کیفیت رابطه با خانواده را میانجیگری نماید، ولی اثر میانجیگرانه بر پرخاشگری نشان نداد.

    ارزش

    با توجه به تهدیدهای روانی بیماری کرونا ضرورت شناخت عوامل تعدیل گر آشکارا دیده می شود و یافته های این پژوهش مبنی بر تایید تعدیلگری سلامت معنوی، ابزاری راهبردی در اختیار روان شناسان و برنامه ریزان کشور قرار می دهد.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش گویای آنست که سلامت معنوی میتواند به عنوان یک عامل اساسی در تعدیل اثرات اضطراب فراگیر حاصل از بحران کرونا، باید به عنوان سنگ بنایی جهت حفظ حفظ تندرستی افراد مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: اضطراب، پیامدهای روانی، اپیدمی کرونا، سلامت معنوی
  • مجتبی حافظی*، حمید رفیعی هنر، عباس آینه چی صفحات 37-72
    پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی روابط میان مفاهیم مشیر به توجه نابهنجار به خود و تدوین مدل مفهومی فرآیندی از آن مفاهیم در منابع اسلامی و سنجش میزان روایی آن انجام شده است. بدین منظور از دو روش کیفی و کمی استفاده شده است. در بخش کیفی، ابتدا با استفاده از روش حوزه های معنایی بوسیله 262 لغت مرتبط جمع آوری شده، 3105 روایت اسلامی با استفاده از نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل روایات نهایی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی سیه و شانون (2005) به شیوه تحلیل محتوای قراردادی و سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. سپس شرایط علی مشترک مولفه ها ادغام و روابط میان مولفه ها، شرایط علی و پیامدها بررسی و مدل اولیه فرآیندی طراحی شد. در بخش کمی، میزان مطابقت یافته های کدگذاری با مستندات و میزان تناسب یافته ها با مولفه ها بوسیله 11 متخصص و میزان مطابقت روابط میان یافته ها به صورت مجموع با مستندات بوسیله 5 متخصص با محاسبه شاخص روایی محتوایی، روایی سنجی شد. در پایان مدل نهایی فرآیندی مرکزیت بخشی نابهنجار به خود ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد که ترکیب شرایط علی مشترک عدم شناخت خود یا جایگاه آن، عدم شناخت خداوند یا جایگاه او و خوددوست داری ذاتی از یک سو بصورت مستقل منجر به مولفه خودرضایتی شده و از سوی دیگر با ترکیب شرایط علی اختصاصی دنیادوستی، خودکم بینی، علاقه ذاتی به دیده شدن و بی نهایت طلبی ذاتی، سه مولفه ی خودبرتری، خودنمایشی و خودفزونی را بوجود می آورند. همچنین هریک از مولفه های مذکور، خود به وجود آورنده ی پیامدهایی شناختی- رفتاری می باشند.
    کلیدواژگان: خود، خودمحوری، خودشیفتگی
  • رضا میرعرب رضی*، مریم طالبی، علیرضا بادله صفحات 73-96
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر موسیقی و آوای قرآن کریم بر میزان افسردگی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان خوابگاهی انجام شد.

    روش

    در قالب یک طرح آزمایشی پیش آزمون/ پس آزمون/ پیگیری با گروه کنترل، از بین جامعه ی دانشجویان خوابگاهی دانشگاه مازندران، بر اساس توزیع نمرات سیاهه ی افسردگی بک (BDI) و پرسشنامه خودکارآمدی بندورا، 40 نفر از دانشجویانی که سطح افسردگی آن ها بالاتر از متوسط بود، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 20 روز، هر روز به مدت 20 دقیقه (در دو نوبت 10 دقیقه ای) به سوره های معینی از قرآن کریم (رعد، شمس و مایده) با صدای استاد عبدالباسط و مصطفی اسماعیل گوش دادند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. میزان افسردگی آزمودنی های دو گروه پس از پایان 20 روز (پس آزمون) و دو ماه بعد از آن (پیگیری) مورد سنجش قرار گرفت. همچنین با اجرای پرسشنامه خودکارآمدی، تاثیر موسیقی و آوای قرآن کریم نیز مورد پیمایش قرارگرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس با افزایش خودکارآمدی تحصیلی کاهش معناداری را در نمره های افسردگی گروه آزمایش در پس آزمون نشان داد. همچنین نتایج آزمون t همبسته نشان داد که اثربخشی موسیقی قرآن کریم تا مرحله ی پیگیری استمرار داشته است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر از اهمیت کاهش افسردگی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی از طریق رجوع به قرآن و موسیقی آن حمایت می کند.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، موسیقی قرآن، افسردگی، خودکارآمدی تحصیلی، دانشجویان خوابگاهی
  • محمدحسین سالاری فر*، منصور صالحی، زینب سیار فرد صفحات 97-120

    اختلال افسردگی اساسی یکی از شایعترین اختلالات روانی است. افسردگی با ناامیدی ، درماندگی و خطاهای شناختی سازمان یافته در اندیشه همراه است. خودکشی یک مشکل عمده بهداشت عمومی است و میزان خودکشی در جوامع رو به افزایش است. به همین دلیل ، یافتن پیش بینی کننده و عوامل موثر در افسردگی بسیار مهم است. این تحقیق با هدف ارزیابی رابطه فراشناخت دینی با افسردگی و افکار خودکشی انجام شد. روش تحقیق همبستگی است و جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه بیرجند در سال 1398 تشکیل دادند. 205 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به-عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. آنان پرسشنامه های فراشناخت دینی (سالاری فر ، 1398) ، افسردگی (بک و همکاران ، 1966) و افکار خودکشی (بک ، 1979) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد، فراشناخت دینی با افسردگی و افکار خودکشی همبستگی منفی معنی داری دارد. ولی افسردگی با افکار خودکشی رابطه مثبت و معناداری دارد. نتایج رگرسیون نشان داد، مولفه های فراشناخت دینی 28٪ از واریانس افسردگی و 25٪ از واریانس افکار خودکشی را تبیین می کنند. مشخص شد که ممکن است مولفه های فراشناخت دینی به عنوان یک مکانیسم بازدارنده با افسردگی و افکار خودکشی عمل کنند. با توجه به نتایج این مطالعه می توان نتیجه گرفت که با تقویت فراشناخت دینی ، میزان افسردگی و افکار خودکشی کاهش می یابد.

    کلیدواژگان: فراشناخت دینی، افسردگی، افکارخودکشی
  • عبدالباسط محمودپور*، طاهره شیری، کیومرث فرحبخش، شادی ذوالفقاری صفحات 121-141
    سابقه و هدف

    پیچیدگی پدیده طلاق و آمار رو به رشد آن در تمام جوامع حاکی از لزوم مطالعه همه جانبه عوامل زمینه ساز این معضل اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به طلاق بر اساس دلزدگی زناشویی و تحمل پریشانی با میانجیگری احساس تنهایی در زنان متقاضی طلاق در شهر کرمانشاه، انجام گرفته است.

    مواد و روش ها

    روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی بود که در قالب تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر انجام شد. جامعه مورد پژوهش کلیه زنان متقاضی طلاق در شهر کرمانشاه بود که از میان آنها تعداد 100 نفر به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش عبارت بود از: مقیاس دلزدگی زناشویی (MDS)، مقیاس تحمل پریشانی هیجانی و مقیاس احساس تنهایی اجتماعی عاطفی برای بزرگسالان (SELSA-S). داده های حاصل در سطح توصیفی با استفاده از میانگین و انحراف استاندارد و در سطح استنباطی با استفاده از دو نرم افزار SPSS و AMOS تحلیل شدند.

    یافته ها

    تحلیل داده ها نشان داد که مقیاسهای دلزدگی زناشویی و تحمل پریشانی اثر مستقیمی بر احساس تنهایی داشته اند. رابطه احساس تنهایی با گرایش به طلاق به صورت مستقیم معنادار بوده و همچنین اثر غیرمستقیم دلزدگی زناشویی و تحمل پریشانی بر گرایش به طلاق به واسطه ی احساس تنهایی معنادار است.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش می توان با آموزش و مشاوره در زمینه بهبود دلزدگی زناشویی، تحمل پریشانی و احساس تنهایی در زنان متقاضی طلاق مانعی برابر گرایش به طلاق در ایشان ایجاد کرد.

    کلیدواژگان: گرایش به طلاق، دلزدگی زناشویی، تحمل پریشانی، احساس تنهایی، زنان
  • محمدرضا تمسکی* صفحات 143-172

    اسناد تحول بنیادین آموزش و پرورش تنها از سه «مدل مشاوره ای» تحصیلی، شغلی یا سازشی سخن به میان آورده اند، اما نسبت به«مدل راهنمایی» بومی یا غیر بومی ساکتند. سه مدل یادشده نمی توانند همه اهداف اسناد فوق را محقق سازند و نیاز به مدل هایی متناسب با اهداف اسناد تحول احساس می شود. به علاوه «راهنمایی»، که جنبه پیشگیری نیز دارد، نیازمند مدل قابل اجرا، ساختار و تشکیلات مناسب و شرح وظیفه برای همه عوامل انسانی مدرسه است. در همین راستا مقاله علمی-پژوهشی حاضر از تحقیق «تحلیل محتوای راهنمایی در قرآن مجید» و «تحلیل محتوای کیفی (مضمونی) اسناد سه گانه» استخراج شده و پاسخی است به «مدل های راهنمایی مورد نیاز تحول بنیادین آموزش و پرورش»؛ در این مقاله با کمک شش مدل ابداعی به نقد تحلیلی- انتقادی ده مدل سنتی و معاصر می پردازیم و وجه اشتراک و افتراق آنها را مشخص خواهیم کرد. سه مدل از ده مدل رایج صرفا در تخصص مشاور مدرسه هستند؛ مابقی با شش مدل ابداعی ما شامل «علم، ایمان و عمل شایسته»، «بینش و بصیرت»، «راهیابی به حقایق نهان»، «راهگشایی»، «داوری» و «راهنمایی معنوی» با اختلافاتی همپوشانی دارند. شش مدل پیشنهادی، ساختاری بوده و وظیفه راهنمایی را برعهده همه عوامل انسانی مدرسه از جمله دانش آموزان می گذارند، تا آموزش و پرورشی خلاق، پویا و شادکام را رهبری کنند و دانش آموزان از حضور در مدرسه لذت برده و به حداکثر توان بالقوه خود برسند. کلیدواژه: مدل، راهنمایی و مشاوره، قرآن کریم، سند تحول

    کلیدواژگان: مدل، راهنمایی و مشاوره، قرآن کریم، مبانی نظری سند تحول
  • شرمین رحمانی، محمود گودرزی*، مدبر آراسته صفحات 173-204
    مقدمه
    پایین بودن میزان تعهد زناشویی می تواند به مشکلات عمیق در روابط زوجین و ایجاد تنفر از همسر، دلخوری، حسادت، رقابت، حس انتقام گیری، تحقیر، نبود اعتماد به نفس و نظایر آن منجر شود.
    هدف
    هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی مسیله محورجنسی مبتنی بر رویکرد اسلامی و زوج درمانی تلفیقی فراشناختی- فراهیجانی بر تعهد زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر سنندج می باشد . روش شناسی: طرح پژوهش حاضر از نوع پژوهش های مداخله ای و نیمه آزمایشی (پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه) می باشد و از لحاظ هدف، جزء تحقیقات کاربردی است . جامعه آماری موردنظر شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان سنندج می باشند . با توجه به ماهیت جامعه موردپژوهش، برای انتخاب نمونه این پژوهش از روش نمونه گیری داوطلبانه استفاده شد و پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز (1978) روی آنها اجرا گردید . برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) استفاده شد .
    یافته ها
    نتایج به طور کلی نشان دهنده اثربخشی هر دو روش زوج درمانی مسیله محور جنسی مبتنی بر رویکرد اسلامی و زوج درمانی تلفیقی فراشناختی - فراهیجانی بر تعهد زناشویی است .
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان از این رویکردها به عنوان یک الگوی درمانی و نیز یک الگوی آموزشی به منظور پیشگیری از تعمیق تعارضات و نیز بهبود روابط زوج ها در قالب درمان های زوجی و یا کارگاه های آموزشی بهره گرفت.
    کلیدواژگان: زوج درمانی مسئله محور جنسی مبتنی بر رویکرد اسلامی، زوج درمانی فراشناختی فراهیجانی، تعهد زناشویی
  • محمد عسگری*، اعظم متینی صفحات 205-230
    هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش تنظیم هیجان به روش گراس بر تکانشگری دانشجویان سیگاری بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با استفاده از طرح گروه کنترل نامعادل انجام شد. برای این منطور، از بین 100 دانشجوی سیگاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان که به روش خود اظهاری و معرفی دوستان خود شناسایی شد، 30 نفر که در دسترس و حاضر به همکاری بودند، انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش وکنترل جایگزین شد. نخست درهردوگروه، مقیاس تکانشگری بارات(1997) اجرا شد، سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه به صورت گروهی، آموزش تنظیم هیجان به روش گراس را دریافت کرد. اما گروه کنترل، هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان آموزش، دوباره برای هر دو گروه مقیاس تکانشگری بارات اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از واریانس چند متغیره (MANOVA) برای نمرات افتراقی نشان داد که: آموزش تنظیم هیجانی به روش گراس تکانشگری دانشجویان را به گونه ای معنی دار کاهش داده است. بعلاوه، آموزش تنظیم هیجانی به روش گراس تکانشگری شناختی، تکانشگری بی برنامگی، و تکانشگری حرکتی دانشجویان سیگاری به گونه ای معنی دار کاهش داد. نتایج نشان داد آموزش تنظیم هیجان به روش گراس بر تکانشگری دانشجویان سیگاری تاثیر دارد و تکانشگری را کاهش می دهد. بنابراین، از آنجاکه افراد سیگاری وقتی در معرض هیجانات منفی قرار می گیرند، احتمالا" بدون برنامه ریزی و به صورت تکانشی عمل می کنند؛ لذا آموزش تنظیم هیجانی به روش گراس در کاهش تکانشگری افراد سیگاری موثر است.(p<0.01)
    کلیدواژگان: آموزش تنظیم هیجان، تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس، تکانشگری، افراد سیگاری
  • علی قره داغی*، فریبا مبینی کشه صفحات 231-260
    پژوهش حاضر با هدف مقایسه خودپنداره، نقش جنسیتی و بلوغ عاطفی در فرزندان با و بدون تجربه طلاق والدین انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه ای و از حیث زمان پس رویدادی بود. جامعه آماری، در دو گروه شامل کلیه فرزندان 12 تا 18 ساله با و بدون تجربه طلاق والدین در شهر تهران در سال 1398 است که با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس از هر گروه تعداد 100 فرزند به صورت داوطلب با مراجعه به مدارس شهر تهران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل 3 پرسشنامه خودپنداره بک(1990)، فرم کوتاه مقیاس تعارض نقش جنستی اونیل و همکاران(2012)، مقیاس بلوغ عاطفی سینگ و بهارگاوا(1991) بود. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون T مستقل و تحلیل واریانس مانوا در نرم افزار SPSS-22 نشان داد که بین فرزندان با و بدون تجربه طلاق والدین در مقیاس های نقش جنسیتی و بلوغ عاطفی، تفاوت معناداری وجود دارد؛ لیکن در مقیاس خودپنداره تفاوت معناداری مشاهده نگردید(p<0/05). لذا نتیجه گیری می شود که طلاق گرفتن والدین بر موفقیت، رابطه عاطفی محدود، ثبات عاطفی، بازگشت عاطفی، فروپاشی شخصیت، ناسازگاری اجتماعی و فقدان استقلال فرزندان آن ها اثر می-گذارد.
    کلیدواژگان: خودپنداره، نقش جنسیتی، بلوغ عاطفی، فرزندان، طلاق والدین
  • فاطمه باقری، سیدعلی کیمیایی*، حسین کارشکی صفحات 261-280

    هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه تمایزیافتگی خود و نیاز به امنیت با صمیمیت زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری زنان متاهل غیر بالینی ساکن مشهد که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 400 نفر انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه صمیمیت باگاروزی)، پرسشنامه ی تمایزیافتگی خود اسکورون و دندی)، پرسشنامه ی امنیت روانی مازلو استفاده گردید. داده ها به کمک شاخص های توصیفی و همبستگی و رگرسیون گام به گام و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد. تحلیل ها نشان داد در بهترین مدل پیش بینی (مدل دوم) مقدار ضریب همبستگی چندگانه متغیرهای پیش بین با ملاک برابر با 55/0 بوده که نشان دهنده رابطه در حد متوسط و بالاتر بین متغیرهای پیش بین و متغیر ملاک است. مقدار ضریب تبیین اصلاح شده برابر با 30/0 بوده و بیانگر این است که 30 درصد از تغییرات (واریانس) صمیمیت زناشویی به متغیرهای (تمایزیافتگی و امنیت) مربوط است. شاخص های تحلیل واریانس، نشان می دهند که مدل رگرسیون با متغیر های پیش بین و ملاک از برازش خوبی برخوردارند و تغییرات تبیین شده توسط مدل، واقعی است.بررسی ضرایب رگرسیون نشان می دهد تمایزیافتگی (0/33=) و امنیت (0/30=) قادر به پیش بینی متغیر ملاک هستند. سهم تمایزیافتگی در این میان بیشتر است. افزوده شدن متغیر امنیت به مدل 7 درصد بر ضریب تبیین افزوده است اما این تغییر معنادار است(0/01≥P). در نهایت می توان گفت بین صمیمت با تمایز یافتگی خود و امنیت روانی رابطه معناداری وجود دارد و با افزایش میزان تمایز یافتگی خود و امنیت روانی، میزان صمیمیت در زنان متاهل غیربالینی شهر مشهد افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: تمایز یافتگی خود، صمیمت زناشویی، نیاز به امنیت
|
  • Kamran Sheivandi *, Fazlollah Hasanvand Pages 1-36

    The aim of this study was to develop a model of psychological consequences of anxiety of corona epidemic and to investigate the mediating role of spiritual health. In terms of purpose, is an applied research and in nature, is descriptive-correlation. The statistical population included all residents of Lorestan province in 1398 that had faced with effects of coronavirus epidemic. The sample based on Cochran formula was 384 men and women. Sampling was done by cluster sampling and questionnaires were completed by internet survey. The Generalized Anxiety Disorder (GAD-7), Mello & Worrell's (2007) time attitude, Paloutzian & Ellison's Spiritual Health (1983), and the researcher - constructed Aggression and Relationship quality Questionnaire were used to collect the data. Generalized anxiety had a positive effect on the level of aggression and a negative effect on the quality of relationship and positive attitude toward the future. Spiritual health mediated the adverse effects of pervasive anxiety on positive future attitudes and quality of relationship with the family, but didnt show mediating effect on aggression. Due to the mental threats of corona epidemic, the necessity of recognizing the mediating factors is clearly seen, and the findings of this study to confirm the mediating role of spiritual health provide a strategic tool for the country's psychologists and planners. The results of this study suggest that spiritual health can be used as a cornerstone in maintaining the health of individuals as a fundamental factor in moderating the effects of generalized anxiety due to the corona crisis.

    Keywords: Anxiety, psychological Outcomes, Corona Epidemic, Spiritual Health
  • Mojtaba Hafezi *, Hamid Rafii Honar, Abbas Ayenehchi Pages 37-72
    The purpose of this study was to investigate the relationship between popular concepts of abnormal attention to self and to develop a conceptual process model of those concepts in Islamic sources and to assess its validity. Both qualitative and quantitative methods have been used for this purpose. In the qualitative section, first, using semantic domains method collected from 262 related words, 3105 Islamic narratives were analyzed using purposeful sampling based on saturation principle. The final narratives were analyzed using the qualitative content analysis method of Sieh and Shannon (2005) through conventional content analysis and three open, axial and selective coding steps. Subsequently, the causal components of the components were merged and the relationships between the components, the causal conditions, and the consequences were examined and the initial process model was designed. In the quantitative section, the degree of consistency of the coding findings with the documents and the degree of fit to the components were validated by 11 experts, and the degree of consistency between the findings was correlated with the documentation by 5 experts by calculating the content validity index. The findings of the research showed that combining the common causal conditions of not knowing one's self or its status, not knowing God or His status and self-giving independently leads to self-indulgence and on the other hand combining the causal specific conditions of selfishness, self-esteem, intrinsic interest in Visibility and infiniteness create three components of self-efficacy, self-efficacy, and self-enhancement. Also, each of these components are self-generating cognitive-behavioral consequences.
    Keywords: Self, Selfishness, Narcissism
  • Reza Mirarab Razi *, Maryam Talebi, Alireza Badele Pages 73-96
    Aim

    The main goal of this research was to assess the effect of the holy Quran music on dormitory student’s depression.

    Method

    using an experimental pretest- posttest- follow up with control group design, 40 dormitory students from Allameh Tabataba’i university that their depression level were more than average according to the Beck Depression Inventory (BDI)’s and Bandura Self-Efficacy Questionnaire score distribution selected and assigned to experimental (n=20) and control group (n=20) randomly. Experimental group listened to specific Quran Soreh (Rad, Shamsh and Maedeh) with the voice of Abdolbaset and Mostafa Esmaiel in 20 days (each day 20 minutes in two 10 minutes shifts), whereas control group have not been received any manipulation. The degree of two group depression was assessed after 20 days and two-month later. Also by conducting a self-efficacy questionnaire, the effect of the holy Quran music was also measured.

    Results

    The results of analysis of covariance (ANCOVA) showed significant reduction in experimental group’s depression. The result of paired T test indicated that effectiveness of the holy Quran voice has been maintained

    Discussion

    As increase self-efficacy the finding of current research supports the important of spirituality based therapies and religious therapy in curing psychological problems. Keywords: holy Quran, Quran music, Depression, Academic self-efficacy, dormitory students

    Keywords: Holy Quran, Quran music, Depression, academic self-efficacy, dormitory students
  • Mohammad Hosien Salarifar *, Mansour Salehi, Zinab Syarfard Pages 97-120

    Major depressive disorder is one of the most common mental disorders. Depression is associated with hopelessness, helplessness and organized cognitive errors in thought. Suicide is a major public health problem and Suicide rates are rising among societies. For this reason, finding the predictor and effective factors in depression is so important. This survey is to assess the relationship of religious metacognition with depression and suicidal thoughts. The research method of this study is a correlation. The study population consisted of students of The University of Birjand in the year 1398. The participants were selected via a random cluster sampling method (n=205). Participants completed the questionaries’ of religious metacognition (Salarifar, 1398), depression (Beck et al, 1966) and suicidal thoughts (Beck, 1979). The data were analyzed with the Pearson correlation coefficient and stepwise multiple regression. The results showed, there was a significant negative correlation between depression and suicidal thoughts with religious metacognition, but depression has a positive and significant relationship with suicidal thoughts. The result of regression indicated that components of religious metacognition explained 28% of the variance of depression and 25% of the variance of the suicidal thoughts. It was found that may religious metacognition components can serve as an inhibitory mechanism with depression and suicidal thoughts. According to the results of this study, it may be concluded that with the boosting religious metacognition, the rate of depression and suicidal thought would be decreased.

    Keywords: religious metacognition, Depression, suicidal thoughts
  • tahereh shiri, kiimars farahbakhsh, shadi zolfaghRI, A M* Pages 121-141
    Background

    Divorce as one of the most determining factors in the disruption of the family as the most important social institution and the basis of society is of undeniable importance. The complexity and growing number of divorce in all societies highlights the need for the comprehensive investigation of the relevant underlying factors of this social dilemma. The present study aimed to explore the tendency for divorce based on marital burnout and tolerance of distress by the mediation of loneliness in female applicants for divorce in Kermanshah.

    methods

    The method of the research was descriptive and correlational which was conducted in the form of regression analysis and path analysis. The study population included all women seeking divorce in Kermanshah out of whom 100 samples were selected through availability sampling and asked to respond to research instrument. The data collection instrument in this study included marital Burnout Scale (MDS), Emotional Distress Tolerance Scale, and Social-Affective Loneliness Scale for Adults (SELSA-S). The resulting data were analyzed using mean and standard deviation at descriptive level and using the correlation test and regression analysis and path analysis at inferential level to reveal the mediating role by SPSS And Amos.

    Results

    Data analysis results revealed that the scales of marital Burnout and distress tolerance have a direct effect on loneliness.

    Conclusion

    As for the research results, the tendency for divorce among the applicants can be curbed through training and counseling concerning marital Burnout, tolerance of distress and loneliness in women.

    Keywords: tendency to divorce, marital Burnout, Distress Tolerance, Loneliness, women
  • Mohamad Reza Tamasoki * Pages 143-172

    Documents which are set for the fundamental transformation of the education system in Iran discuss only three counseling models, including educational, vocational and agreement types; and they neglect guidance models generally, let alone indigenous ones, in particular. Applying three proposed models do not lead into achieving all the objectives of the documents and there is a serious need to models appropriate for reaching all the documents goals and perspectives. Furthermore, while only guidance makes prevention possible, it needs executive models, proper structure and organization and duty description for all the school personnel. This article is a response to required guidance models for the fundamental transformation of the education system, and is the result of two previous researches done under the title of “guidance content analysis in Quran” and “qualitative theme analysis of triple documents”. Through six innovative models which are introduced here, ten previous common models are criticized and their differences and commonalities are revealed. Three of the ten are among consultant models which should be applied only by the consultant of the school; the rest overlap six innovative models, encompassing "Knowledge, Faith and Good Practice", "Insight", "Access to the Hidden Truth", "Justification", "Judgment" and "Spiritual Guidance", altogether, in spite of some differences. By the six proposed models, students might enjoy school attendance and reach their full potential. Keywords: Model, Guidance, Quran, Basics of the Documents for Transformation in Education System

    Keywords: model, guidance, counseling, Holy Qur'an, Theoretical Basis of the Transformation Document
  • Sharmin Rahmani, Mahmoud Goudarzi *, Modabber Arasteh Pages 173-204
    Low levels of marital commitment can lead to profound problems in couples' relationships and can lead to hatred, jealousy, jealousy, competition, revenge, humiliation, lack of confidence and the like. The purpose of the present study was to compare the effectiveness of problem-based couple therapy based on Islamic approach and meta-cognitive-meta-cognitive couple therapy on marital commitment in couples referred to counseling centers in Sanandaj. The present study is an interventional and quasi-experimental research (pretest-posttest with control group) and is an applied research. The target population included couples who referred to counseling centers in Sanandaj . Due to the nature of the study population, voluntary sampling method was used to select the sample of this study and Adams & Jones (1978) marital commitment questionnaire was administered to them. Statistical analysis of covariance (ANCOVA) was used. In general, the results show the effectiveness of both problem-based sexual therapy based on Islamic approach and meta-cognitive-meta-cognitive couple therapy on marital commitment. Therefore, these approaches can be used as a therapeutic paradigm as well as an educational model to prevent deepening conflicts and to improve couples' relationships through couple therapies.
    Keywords: Sex Problem-centered couple therapy based on Islamic approach, Integrated Metacognitive- meta Emotional Couple Therapy, Marital Commitment
  • Mohammad Asgari *, Azam Matini Pages 205-230
    The aim of this study was to determine the effect of Teaching Emotion Regulation Based on Gross Model in Reducing Impulsivity in smokers. The research method was semi-experimental and was use of the unequal control group design. For this purpose, 30 smoker students of Islamic Azad University of Hamedan were selected and randomly divided into two experimental and control groups. First, Barrett's Impulsivity Scale (1997), was performed for both groups. Then, the experimental group received a teaching emotion regulation based on Gross model for 8 sessions. But the control group did not receive any training. After completing the training, Barrett's impulsivity scale was again performed for both groups. Analysis of data using multivariate analysis of covariance (MANOVA) showed that emotional regulation training based on Gross model has a positive effect on reducing the impulsivity of smokers, & on cognitive impulsivity, motor impulsivity, non-planning impulsivity. The results showed that Grass's emotion regulation training had an effect on the impulsivity of smokers and reduced impulsivity. Since smokers are exposed to negative emotions, they are likely to be unplanned and impacted; therefore, emotional regulation training based on Grass's model can be effective in reducing the impulsivity of smokers. (p <0.01)
    Keywords: Emotion Regulation Training, Emotion Regulation based on Grass model, impulsivity, smokers
  • A Gh *, Fariba Mobini Keshe Pages 231-260
    The purpose of this study was to compare self-concept, gender role and emotional maturity in children with and without parental divorce experience. The research method was descriptive, causal-comparative and in terms of post-event time. The statistical population was divided into two groups including all children 12 to 18 years old with and without parental divorce experience in Tehran in the year 1398. Using random sampling method from each group, 100 children volunteered to go to schools. The city of Tehran was selected as the statistical sample. Data collection tools included 3 Beck Self-Concept Questionnaires (1990), the Short Form of Gender Conflict Role Scale (O'Neill et al., 2012), Singh's and Baharagawa's Emotional Maturity Scale (1991). The results of data analysis using independent T-test and analysis of variance (MANOVA) in SPSS-22 software showed that there is a significant difference between children with and without parental divorce on gender role and emotional maturity scales. There was no significant difference in self-concept scale (p <0.05). Therefore, concluded that Parental divorce also affects their success, limited emotional attachment, emotional stability, emotional return, personality breakdown, social incompatibility, and lack of independence for their children.
    Keywords: self-concept, Gender Role, Emotional Maturity, children, Parental Divorce
  • Fatemeh Bagheri, Seyyed Ali Kimiaei *, Hossein Kareshki Pages 261-280

    The purpose of study was to investigate the relationship between differentiation of self and the need for security with marital intimacy. The population of this study consisted of non-clinical married women residing in Mashhad who were selected by available sampling method persons were selected.For this purpose, used, Bagarozi Intimacy Questionnaire , Scoron and Dandi differentiation of self of Questionnaire and Maslow's Psychosocial Security Questionnaire were for collection data. Data were analyzed by descriptive and correlation indices and stepwise regression and using SPSS 22 software.Data analysis showed that , the multiple correlation coefficient of the predictor variables with the criterion was 0.55, indicating a moderate and higher relationship between the predictor variables and the criterion variable. The coefficient of explanation and the coefficient of explanation correction were 0.30, indicating that 30% of the changing (variance) in marital intimacy was related to the predictor variables (differentiation and security). The variance analysis show that the regression model fits well with the predictor and criterion variables and the changes explained by the model are real and not accidental. Analysis of regression coefficients shows that differentiation (= 0.33) and security (= 0.30) are able to predict the criterion variable.Adding the security variable to the model, increased the coefficient of explanation only 7% but this change is significant (P <0.01). Finally, it can be concluded that there is a significant relationship between intimacy and differentiation of self and psychological security and with increasing differentiation of self and psychological security, intimacy among non-clinical married women..

    Keywords: Marital Intimacy, Differentiation of Self, Need for Security