فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 1 (بهار 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/07
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمید شریف نیا، عباس بلوچی، آذر جعفری، آمنه یعقوب زاده، مریم زیاری، فرشته عیدی، امیرحسین گودرزیان*، مژده سرمدی کیا، محبوبه جانباز، فرهاد عارفی نیا صفحات 2-8
    هدف

    مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه تغییرات فصلی با وقوع سکته قلبی حاد در استان سیستان و بلوچستان انجام شد.

    زمینه

    اگرچه مطالعات بسیاری در زمینه رابطه بین الگوی فصلی با وقوع سکته قلبی حاد در مناطق مختلف دنیا صورت گرفته است، بسیاری از آنها دارای محدودیت هایی بوده است و تناقضات فراوان میان یافته ها وجود دارد. علی رغم شیوع قابل توجه سکته قلبی حاد در استان سیستان و بلوچستان تاکنون مطالعه ای مشابه در این استان صورت نگرفته است.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی بر اساس داده های پزشکی مرکز قلب استان سیستان و بلوچستان از تاریخ 10/12/1393 تا 13/01/1395 انجام شد. سرشماری از همه بیمارانی که با علایم مرتبط با سکته قلبی حاد پذیرش شدند انجام شد. متغیرهایی از جمله سن، جنس، وضعیت تاهل، تاریخ تولد، علایم بالینی، و سابقه بیماری و همچنین، داده های جوی مانند حداقل، حداکثر و میانگین دمای روزانه (سلسیوس)، و جهت وزش باد جمع آوری گردید و مورد تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    به جز میانگین میزان بارش، میانگین همه متغیرهای هواشناسی اختلاف معنی داری در طی دوازده ماه سال نشان دادند. همچنین، نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد همبستگی مثبت و معناداری بین بروز سکته قلبی حاد در طی یک سال با متغیر میزان ساعات تابش آفتاب (r=0.685, p=0.014) و حداکثر دما (r=0.626, p=0.030) وجود داشت.

    نتیجه گیری

    افزایش دما ارتباط مستقیمی با بروز سکته قلبی حاد داشت. نتایج مطالعات در این زمینه می تواند زمینه ساز مناسبی جهت برنامه ریزی های مهم دولتی و بهداشتی جهت کنترل بیشتر میزان بروز سکته قلبی حاد در کشور باشد.

    کلیدواژگان: تغییرات فصلی، سکته قلبی حاد، هواشناسی، سیستان و بلوچستان، ایران
  • مهناز مایل افشار، فریدون نوحی، لیلا ریاحی*، انیسه نیک روان صفحات 10-19
    هدف

    این مطالعه با هدف بررسی و معرفی شاخص های کلیدی عملکرد در بخش اورژانس انجام شد.

    زمینه

     سازمان های مراقبت سلامتی با پدیده های مختلف مانند تغییر سریع فناوری، تغییر عوامل جمعیت شناختی و تغییر شیوه زندگی با محیط زیست ناپایدار مواجه هستند. از طرف دیگر، سیستم مراقبت سلامتی یکی از بزرگترین و پرهزینه ترین صنایع در جهان تبدیل شده است. این عوامل موجب شده است مدیریت بیمارستان نیازمند تغییرات اساسی گردد، از جمله اینکه سازمان ها برای رسیدن به اهداف سازمانی به اندازه گیری عملکرد بپردازند. ارزیابی و نظارت بر عملکرد بخش اورژانس، از مهمترین فرآیندهای مراکز درمانی محسوب می شود.

    روش کار

     در این مطالعه مروری، مقالات مرتبط با استفاده از کلیدواژه های key performance indicators و emergency department و معادل فارسی آنها)شاخص های عملکردی کلیدی و بخش اورژانس) در پایگاه علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، بانک اطلاعاتی نشریات کشور، Springer ,Medline، PubMed و Scholar Google جستجو شد. تعداد 48 مقاله یافت شد. این مقالات به صورت مرحله به مرحله مطالعه و پالایش شد و در نهایت، 16مقاله مرتبط انتخاب گردید. سپس، منابع منتخب بر اساس هدف مطالعه در فرم گردآوری داده ها وارد شد و تحلیل روایتی انجام شد.

    یافته ها

    بر اساس نتایج این مطالعه، مقالات به سه محور اهمیت ارزیابی عملکرد در بخش اورژانس، شاخص های کلیدی عملکرد و انواع آن (شاخص های ورودی، شاخص های فرآیندی، شاخص های پیامدی) پرداخته اند که به تفصیل توضیح داده می شوند.

    نتیجه گیری

     مدیران و تصمیم گیران همواره با مشکل انتخاب بهترین شاخص از میان مجموعه متنوعی از شاخص ها روبرو هستند و اغلب به دلیل انباشتگی داده ها، به کارگیری همه آنها امکان پذیر نیست. به همین دلیل، مدیران و کارکنان نگاهی منفی به سیستم های ارزیابی عملکرد دارند و تعیین و شناسایی تعداد محدودی شاخص اساسی که بتواند اهداف مدیریتی سازمان را برآورده سازد ضروری است.

    کلیدواژگان: شاخص های کلیدی عملکرد، بخش اورژانس، ارزیابی عملکرد
  • محسن ضیائی فرد، رسول فراست کیش، ناهید عقدائی، علی صادقی، مهرداد حق ازلی*، فاطمه براتی، سودابه رفیعی صفحات 20-28
    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر اجرای پروتکل جداسازی از تهویه مکانیکی بر عملکرد دستگاه گوارش بیماران بعد از عمل جراحی پیوند عروق کرونر انجام شد.

    زمینه

    بعد از جراحی قلب، بیمار بستری در بخش مراقبت ویژه با مشکلاتی نظیر مشکلات تنفسی، جداسازی ناموفق از تهویه مکانیکی و مشکلات گوارشی روبرو است. مشکلات گوارشی پس از جراحی قلب علاوه بر تاثیر بر شرایط بیمار، بار اقتصادی قابل توجهی بر بیمار و نظام سلامت تحمیل می کند. انتخاب روش مناسب برای پیشگیری و کنترل این مشکلات ضروری است.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی است که در آن 100 بیمار تحت جراحی بای پس عروق کرونر و بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهید رجایی به روش تصادفی سازی بلوکی در  دو گروه کنترل و آزمون قرار گرفتند. گروه کنترل بر اساس روش معمول و گروه آزمون بر اساس پروتکل از دستگاه تهویه مکانیکی جدا شدند. هر دو گروه از نظر تهوع و استفراغ، شروع تغذیه خوراکی، اجابت مزاج و صداهای روده در بدو ورود از اتاق عمل به بخش، قبل از جداسازی و 2، 6 و 12 ساعت پس از جداسازی از تهویه مکانیکی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. داده ها در نرم افزار SPSS  نسخه 23 با آزمون های آماری کای اسکویر و تست دقیق فیشر مورد بررسی قرار گرفتند.

    یافته ها

     بازگشت صداهای روده، شروع تغذیه، و همچنین، اجابت مزاج در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل سریع تر رخ داد.

    نتیجه گیری

     بیمارانی که بر اساس پروتکل از دستگاه تهویه مکانیکی جدا می شوند در مقایسه با بیمارانی که به روش معمول از دستگاه تهویه مکانیکی جدا می شوند عملکرد گوارشی بهتری دارند.

    کلیدواژگان: جراحی پیوند عروق کرونر، پروتکل جداسازی از تهویه مکانیکی، عملکرد سیستم گوارش
  • بنفشه قربانی، معصومه ذاکری مقدم*، خاطره سیلانی، نیما پورغلام آمیجی، مریم موسوی، پریسا غلامرضامهنی صفحات 30-39
    هدف

    این مطالعه با هدف مروری بر مراقبت های پرستاری و آموزش به پرستاران در زمینه معرفی نوآوری های پایش همودینامیک غیرتهاجمی و تهاجمی بیماران با تمرکز بر پایش قلبی عروقی انجام شد.

    زمینه

    در مدیریت بیماران بدحال، اولویت با بهینه سازی و نظارت بر وضعیت همودینامیک، به ویژه وضعیت سیستم قلبی عروقی است. ارزیابی وضعیت همودینامیکی بیماران به طور جامع، همراه با سایر اطلاعات بالینی، پزشکان و پرستاران را قادر به تصمیم گیری مناسب در زمینه درمان و مراقبت از بیماران می سازد. به دلیل اهمیت پایش همودینامیک در بخش های مراقبت ویژه و یافتن علت بی ثباتی همودینامیک و پاسخ به درمان، همچنین با توجه به پیشرفت روزافزون علم و فناوری در زمینه تولید دستگاه های جدید، آشنایی با تجهیزات پایش همودینامیکی و دانش راجع به چگونگی عملکرد روش های نوین و مراقبت های پرستاری در این زمینه می تواند مفید واقع گردد.

    روش کار

     این مطالعه مروری در سال 1397 با جستجو در پایگاه های داده ایGoogle Scholar ،OVID ،Up-to-date ،Springer ،Scopus ، CINAHL،Cochran ،Web of Science ،Magiran ،SID ، و PubMed با استفاده از کلیدواژه های پالس کانتر، پایش هموینامیک تهاجمی و غیر تهاجمی، برون ده قلبی و معادل انگلیسی آنها انجام شد. در مجموع، 65 مقاله بدون محدودیت زمانی یافت شد، که از این تعداد، 15 مقاله تکراری و 10 مقاله که متن کامل آن ها در دسترس نبود حذف شدند و در نهایت 40 مقاله وارد مطالعه شدند.

    یافته ها

     در سال های اخیر، پایش همودینامیک، از سیستم های تهاجمی به سیستم های کمتر تهاجمی و غیرتهاجمی و از متناوب به مداوم، تکامل یافته است. نقش پرستاران در پایش همودینامیک بیماران از اهمیت به سزایی برخوردار است.

    نتیجه گیری

     با آشنایی پرستاران در زمینه این نوآوری ها، آموزش مراقبت های پرستاری در پایش هموینامیک بیماران، و همچنین، پیشگیری و مدیریت عوارض می توان تاثیر مهمی بر دانش پرستاران و همچنین، ارتقای بهبودی و کیفیت زندگی بیماران داشت.

    کلیدواژگان: پایش هموینامیک تهاجمی، پایش هموینامیک غیرتهاجمی، مراقبت پرستاری
  • فاطمه آریانی، مرحمت فراهانی نیا*، حمید پیروی، محبوبه رسولی صفحات 40-47
    هدف

    این پژوهش با هدف بررسی ارتباط سواد سلامت اعضای خانواده با عملکرد آنها در مواجهه با سکته قلبی بیمار عضو خانواده انجام شد.

    زمینه

    سکته قلبی از مهمترین عوامل مرگ و از کار افتادگی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه محسوب می شود. عملکرد مناسب همراهان بیمار در ساعات اولیه بعد از سکته قلبی نقش مهمی در کاهش موارد مرگ بیمار دارد. از طرفی، سواد سلامت یکی از مهمترین تعیین کننده های درک اطلاعات مرتبط با سلامت شناخته شده است.

    روش کار

     در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد 286 عضو خانواده افرادی که سکته قلبی بیمار در حضور آنان اتفاق افتاده بود با روش نمونه گیری در دسترس با معیارهای ورود شامل سواد خواندن و نوشتن و سن بالای 18 سال وارد مطالعه شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از فرم مشخصات جمعیت شناختی، پرسشنامه سواد سلامت بزرگسالان ایرانی (HELIA) و پرسشنامه عملکرد به هنگام سکته قلبی جمع آوری شد. تحلیل داده ها در طریق نرم افزار SPSS  نسخه 22 با استفاده از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون مقایسه میانگین، همبستگی و رگرسیون) انجام شد. 

    یافته ها

     میانگین نمره سواد سلامت، 61/49 با انحراف معیار 21/05 و در حد کافی بود.”مهارت ارزیابی“با میانگین نمره 52/68 به عنوان کمترین میانگین و”تصمیم گیری و کاربرد اطلاعات سلامت“با میانگین نمره 68/07 به عنوان بیشترین میانگین در بین ابعاد سواد سلامت شناسایی شدند. متغیرهای سن، تحصیلات، و حرفه پزشکی در خانواده، رابطه معنی دار آماری با سواد سلامت داشتند (0/0001P≤). نتایج نشان داد تنها 17/89 درصد اعضای خانواده عملکرد خوب داشتند (کسب نمره 6/8 تا 10). سابقه سکته قلبی و مدت زمان انتقال بیمار از شروع درد تا رسیدن به بیمارستان با عملکرد ارتباط معنی داری آماری داشتند، به طوری که همراهان بیماران با سابقه سکته قلبی توانسته بودند بیمار خود را در بازه زمانی کمتر از نیم ساعت به بیمارستان منتقل کنند (0/0001P≤). ارتباط آماری معنی داری بین سواد سلامت و عملکرد مشاهده شد، به این معنی که افراد با سواد سلامت بیشتر عملکرد بهتری داشتند. از بین حیطه های سواد سلامت ، تنها حیطه فهم و درک با عملکرد ارتباط معنی دار آماری داشت (0/004P=).

    نتیجه گیری

     اگرچه میانگین نمره سواد سلامت در حد کافی بود، ولی شرکت کنندگان عملکرد مناسبی در مواجهه با سکته قلبی بیمار عضو خانواده نداشتند. لذا بهبود عملکرد اعضای جامعه و خانواده از طرف ارایه دهندگان خدمات سلامت از جمله پرستاران، رسانه های جمعی، مسیولان و برنامه ریزان حوزه ارتقای سلامت جهت انجام مداخلات آموزشی و برنامه ریزی مناسب برای افزایش سواد سلامت اختصاصی که می تواند از پیامدهای ناگوار در این زمینه پیشگیری کند توصیه می شود.

    کلیدواژگان: سواد سلامت، سکته قلبی، اعضای خانواده
  • فائزه پرچمی، خاطره سیلانی، معصومه ذاکری مقدم* صفحات 56-63
    هدف

    مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش کاتکول آمین ها در پاتوژنز کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو و مراقبت های پرستاری مربوط به آن انجام شد.

    زمینه

    کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو، یک سندرم اکتسابی حاد است که با اختلال حاد برگشت پذیر عملکرد سیستولیک اپیکال و قطعه میانی بطن چپ، در غیاب انسداد قابل ملاحظه شریان کرونری مشخص می شود. اعتقاد بر این است که عوامل استرس زای عاطفی و جسمی، از محرک های اصلی این بیماری هستند. با وجود سال ها تلاش برای درک بهتر این اختلال، دانش فعلی محدود است؛ اما صاحبنظران مختلف در مورد ارتباط کاتکول آمین ها با ایجاد این سندرم به توافق رسیده اند.

    روش کار

     در این مطالعه مروری، راهبرد جستجو، یافتن مقالات دارای متن کامل با هدف مرور پژوهش ها و گزارشات موردی اخیر در بازه زمانی سال های 2014 تا 2018 میلادی با کلیدواژه هایBroken heart syndrome ، Apical ballooning syndrome، Takotsubo cardiomyopathy، Stress-induced cardiomyopathy، Catecholamines، nursing و nursing care  در پایگاه های داده ای و موتورهای جستجو شاملPubMed ، Google Scholar و  Web of Science  بود. از میان 392 مقاله و گزارش موردی یافت شده، 21 مقاله وارد مطالعه شدند.
    یافته ها. از میان فرضیه های مختلف، اختلال عملکرد میکروواسکولار ناشی از کاتکول آمین، در حال حاضر قابل قبول ترین فرضیه است. محرک های استرس زا، می توانند باعث افزایش فعالیت محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال و آزاد شدن کاتکول آمین شوند. اگر کاتکول امین ها، دلیل ایجادکننده در کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو هستند، این امر که تجویز کاتکول آمین اگزوژن می تواند این شرایط را فراهم آورد، کاملا محتمل است.

    نتیجه گیری

     اگر چه مطالعات بسیاری، بعضی از انواع سمیت کاتکول آمین را به پاتوفیزیولوژی کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو نسبت داده اند، با توجه به تاثیر بالقوه بر راهبردهای درمانی فعلی، نیاز به بررسی بیشتر این موضوع است. به دلیل عوارض جانبی قلبی عروقی، استفاده از اپی نفرین با اهداف درمانی تحقیقات بیشتری را می طلبد. با توجه به شباهت علایم این سندرم با ایسکمی میوکارد، مراقبت های پرستاری در این نوع کاردیومیوپاتی از اهمیت زیادی برخوردار است.

    کلیدواژگان: کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو، سندرم بالونی شدن اپیکال، سندرم قلب شکسته، کاردیومیوپاتی ناشی از استرس، کاتکول آمین ها، مراقبت های پرستاری
  • نصیبه جنتی فرد، فاطمه سلمانی* صفحات 64-71
    هدف

    این مطالعه با هدف تعیین تاثیر برنامه حرکت زودهنگام بر بروز اریتمی در افراد با سکته قلبی حاد در بیمارستان امام خمینی دهدشت در سال 1398 انجام شد.

    زمینه

    سکته قلبی حاد از معمول ترین علل ناتوان ی و  افزایش مرگ در بیشتر کشورها محسوب می شود. توانبخشی و مدیریت حرکت این بیماران بلافاصله بعد از پذیرش در بخش مراقبت ویژه قلبی می تواند از عوارض و ناتوانی در عملکرد جسمی و شناختی این بیماران بکاهد.

    روش کار

    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی انجام شد. تعداد 60 بیمار دچار سکته قلبی حاد مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی دهدشت در سال 1398 به صورت نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به روش تخصیص تصادفی جایگشتی به دو گروه 30 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. بیماران گروه آزمون، 18 ساعت بعد از پذیرش در بخش مراقبت ویژه با یک برنامه سازمان یافته 8 مرحله ای، و بیماران گروه کنترل، 48 ساعت بعد از پذیرش در بخش مراقبت ویژه طبق برنامه معمول بخش از تخت خارج شدند. قبل، حین و بعد از حرکت، بیماران از لحاظ تعداد و نوع اریتمی ها مورد پایش قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش‏ های آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون‏ های کای اسکویر، آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.

    یافته ها

     توزیع فراوانی تعداد و نوع اریتمی ها، 48 ساعت و 51 ساعت بعد از پذیرش در بخش مراقبت ویژه بین دو گروه آزمون و کنترل دارای اختلاف آماری معنی دار بود، اما 54 ساعت بعد از پذیرش، تفاوت آماری معنی دار بین دو گروه از نظر توزیع فراوانی تعداد و نوع اریتمی ها مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

     حرکت زودهنگام بیمار دچار سکته قلبی حاد می تواند میزان و تعداد بروز اریتمی ها را کاهش دهد و به عنوان یک روش ایمن در برنامه توانبخشی بیماران در بخش مراقبت ویژه مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، استفاده از برنامه حرکت زودهنگام در برنامه درمانی و مراقبت از بیماران دچار سکته قلبی حاد در بخش مراقبت ویژه در اولین روز بستری پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: سکته حاد قلبی، حرکت زودهنگام، بخش مراقبت ویژه، بی حرکتی
  • بنفشه قربانی، فاطمه بهرام نژاد*، محمدحسین ماندگار، زهره سادات میرمقتدایی صفحات 72-79
    هدف

    این مطالعه مروری با هدف بررسی اهمیت نوتوانی قلبی و ارایه آموزش ها در حیطه فعالیت جسمی در مرحله دوم نوتوانی انجام شد.

    زمینه

    نوتوانی قلبی بعد از عمل جراحی قلب باز به عنوان یک برنامه جامع درازمدت شامل ارزیابی پزشکی، تجویز برنامه ورزشی، اصلاح عوامل خطرزای قلبی، آموزش و مشاوره تعریف شده است. با توجه به اینکه فعالیت جسمی جزء جدایی ناپذیر نوتوانی قلبی، به خصوص در مرحله دوم نوتوانی است، آشنایی پرستاران با حیطه نوتوانی قلبی و ارایه آموزش های لازم به بیماران، اثر به سزایی در کاهش عوارض و همچنین بهبود کیفیت زندگی خواهد داشت.  

    روش کار

     این مطالعه در سال 1397 و 1398 با جست و جوی کتابخانه ای و اینترنتی با کلیدواژه های جراحی بای پس عروق کرونر، تبعیت از رژیم درمانی، بیماری قلبی عروقی، فعالیت جسمی، حرکت های ورزشی در منزل، نوتوانی قلبی و معادل انگلیسی آنها در پایگاه های داده ای و موتورهای جست و جو شامل CINAHL، Chchrane Library، Web of Science، PubMed، MagIran، OVID، SID، Google Scholar، Up-to-Date، و SCOPUS بدون محدودیت زمانی  جست و جو شدند. در مجموع، 51 مقاله بدون محدودیت زمانی در ارتباط با مطالعه حاضر یافت شد که از این تعداد، با کمک نرم افزارEndNote ، 4 مقاله تکراری حذف شد. تعداد 10 مقاله نیز به دلیل عدم دسترسی متن کامل حذف شد و در نهایت، 37 مقاله وارد مطالعه شدند.

    یافته ها

     نقش پرستار در آموزش به بیماران قلبی جهت نوتوانی، از اهمیت به سزایی برخوردار است. با آموزش اصول نوتوانی به بیماران در پیشگیری و مدیریت عوارض، می توان نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی بیماران و افزایش بقای آنها  ایفا نمود. 

    نتیجه گیری

     آشنایی پرستاران با اصول نوتوانی قلبی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پیشنهاد می شود پرستاران آموزش نوتوانی را به عنوان یکی از رویکردهای حمایتی درمانی و پیشگیری مورد توجه قرار دهند و همواره با آخرین دستورالعمل ها در این حیطه، آشنایی لازم را داشته باشند.

    کلیدواژگان: جراحی بای پس عروق کرونر، تبعیت از رژیم درمانی، فعالیت جسمی، نوتوانی قلبی
|
  • Hamid Sharif Nia, Abbas Balouchi, Azar Jafari, Ameneh Yaghoobzadeh, Maryam Ziyari, Fereshteh Eidy, Amir Hossein Goudarzian*, Mozhdeh Sarmadikia, Mahbubeh Janbaz, Farhad Arefinia Pages 2-8
    Aim

    The present study was conducted to determine the relationship between seasonal changes and incidence of AMI in Sistan and Baluchestan province, Iran.

    Background

    Although various studies have been carried out to examine the relationship between seasonal changes and incidence of Acute Myocardial Infarction (AMI) in different parts of the world, many of them have limitations and there are many contradictions between their findings. Despite considerable prevalence of AMI in Sistan and Baluchestan Province, similar studies have not been conducted in this area.

    Method

    This cross-sectional study was done based on medical data of heart center of Sistan and Baluchestan Province from March 2015 to April 2016. In this study, census sampling was achieved of all the patients with AMI symptoms. Variables such as age, sex, marital status, birth date, physical symptoms, and past medical history; and also meteorological parameters such as minimum, maximum and average of temperature (Celsius), and wind direction were collected.

    Findings

    Except of mean rainfall, mean rate of other parameters had statistically significant differences during 12-month period of the study. Spearman correlation test showed a positive statistically significant correlation of incidence of AMI during one year with sunshine hours (r=0.685, p=0.014), and maximum daily temperature (r=0.626, p=0.030).

    Conclusion

    Finding revealed that raising temperature had direct relationship with incidence of AMI. The findings could be a foundation for governmental important health plans to control the incidence of AMI.

    Keywords: Seasonal changes, Acute myocardial infarction, Meteorological, Sistan, Baluchestan, Iran
  • Mahnaz Mayelafshar, Fereydoon Noohi, Leila Riahi*, Aniseh Nikravan Pages 10-19
    Aim

    The purpose of this study was to investigate the key performance indicators in the emergency department.

    Background

    Health care organizations are confronted with various phenomena such as the rapid promotion of technology, changing demographic factors and changing lifestyles. On the other hand, the health care system has become one of the largest and most expensive industries in the world. These factors have led hospital management to require fundamental changes, including for organizations to measure performance to achieve organizational goals. Evaluation and monitoring of emergency department performance is one of the most important processes in health centers.

    Methods

    In this review study, the articles were searched out using the keywords “key performance indicators” and “emergency department” and their Persian equivalent in Jahad Daneshgahi Database, Iran Scientific Research Institute, Database of Iranian Journals, Springer, Medline, PubMed, and Google Scholar. Forty eight articles were found. These articles were reviewed and refined step by step and finally, 16 related articles were selected. Then, selected sources were included in the data collection form according to the purpose of the study and narrative analysis was performed.

    Findings

    Based on the results of this study, the articles have addressed three aspects of the importance of performance appraisal in the emergency department, key performance indicators and their types (input indicators, process indicators, outcome indicators) that are explained in detail.

    Conclusion

    Managers and decision makers are always faced with the problem of choosing the best index from a diverse set of indicators, and often because of data aggregation, not all of them can be used. For this reason, managers and employees have a negative view of performance evaluation systems, and it is necessary to identify a limited number of key indicators that can meet an organization's management goals.

    Keywords: Key performance indicators, Emergency department, Performance evaluation
  • Mohsen Ziyaeifard, Rasool Ferasatkish, Nahid Aghdaii, Ali Sadeghi, Mehrdad Haghazali*, Fatemeh Barati, Sudabeh Rafiee Pages 20-28
    Aim

    The aim of this study was to examine the effect of protocol of weaning from mechanical ventilation on the gastrointestinal function in people undergoing CABG.

    Background

    The most common problems after cardiac surgery in the intensive care unit are change in vital signs, respiratory problems, unsuccessful separation from mechanical ventilation, and gastrointestinal problems. Due to the numerous effects that gastrointestinal problems have on the patient after cardiac surgery and also the economic burden that these complications impose on the patient and the health care system, choosing the best technique to prevent and control these problems is critical for the health care team.

    Method

    The present study was a randomized clinical trial conducted on 100 people undergoing CABG. They were allocated to control and experimental group based on permuted block randomization. The control group received routine way and experimental group received protocol of weaning. The groups  were compared in terms of nausea and vomiting, the time of beginning oral diet, defecation and bowel sounds before weaning 2, 6, and 12 hours after weaning from mechanical ventilation. Data were analyzed In SPSS version 23 using chi-square, Mann–Whitney U and Fisher tests.

    Findings

    In experimental group, there was a faster onset of bowel sounds and movements and earlier beginning of oral diet.

    Conclusion

    Patients who were under the protocol of weaning from mechanical ventilation had better gastrointestinal functional status compared to those who were under routine weaning.

    Keywords: Coronary artery bypass graft surgery, Protocol of weaning from mechanical ventilation, Gastrointestinal function
  • Banafsheh Ghorbani, Masoumeh Zakeri Moghadam*, Khatereh Seylani, Nima Pourgholamamiji, Maryam Mousavi, Parisa Gholamreza Mehni Pages 30-39
    Aim

    The aim of this study was to review nursing care of invasive and non-invasive hemodynamic monitoring innovations focusing on cardiovascular monitoring.

    Background

    In the management of critically ill patients, the priority is to optimize and monitor hemodynamics, especially the cardiovascular system. Comprehensive hemodynamic assessment of patients, along with other clinical information, enables physicians and nurses to make informed decisions about treatment and care of patients. Due to the importance of hemodynamic monitoring in intensive care units and the cause of hemodynamic instability and response to treatment, as well as the increasing advances in science and technology in the development of new devices, familiarity with hemodynamic monitoring equipment and knowledge of how new methods work can be helpful in this regard.

    Method

    This review study was carried out in 2018 by searching the databases and search engines (Google Scholar, OVID, Up-to-date, Springer, Scopus, CINAHL, Cochran, Web of Science, Magiran, SID, PubMed) using the keyword “Pulse counter”, “invasive and non-invasive hemodynamic monitoring”, “cardiac output” and their Persian equivalent. A total of 65 unrestricted articles were found, out of which 15 duplicate and 10 full-text articles were excluded, and eventually 40 articles were included in the study.

    Findings

    In recent years, hemodynamic monitoring has evolved from invasive to less invasive and non-invasive systems and from intermittent to continuous. Nurses' role in hemodynamic monitoring of patients is very important.

    Conclusion

    Nurse's knowledge of these innovations, nursing care training in hemodynamic monitoring of patients, as well as prevention and management of complications, can have a significant impact on nurses' knowledge as well as enhancing the quality care and patients’ quality of life.

    Keywords: Invasive hemodynamic monitoring, Non-invasive hemodynamic monitoring, Nursing care
  • Fatemeh Aryani, Marhamat Farahaninia*, Hamd Peyrovi, Mahbobeh Rasooli Pages 40-47
    Aim

    The aim of this study was to determine the relationship of family members’ health literacy and performance in face of myocardial infarction.

    Background

    Myocardial infarction is one of the most important causes of death and disability in developed and developing countries. Proper performance of patients' attendance in early hours of myocardial infarction event plays an important role in reducing mortality and morbidity. Health literacy is also known as one of the major determinants of understanding information about health.

    Method

    In this descriptive-correlational study, 286 family members of patients experiencing myocardial infarction that witnessed the vent were recruited in the study by convenience sampling method and based on inclusion criteria of reading and writing literacy and age over 18 years old. Data were collected using a demographic form, Iranian adult health literacy questionnaire (HELIA) and the questionnaire performance during myocardial infarction. Data were analyzed in SPSS version 22 using descriptive statistics (frequency distribution, mean, standard deviation) and inferential statistics (mean comparison, correlation and regression tests).

    Findings

    Health literacy mean score (61.49±21.05) showed an adequate level. “Assessment skills” and “decision making and application of health information” had, respectively, the lowest (52.68±25.30) and the highest (68.07±19.87) mean score among health literacy dimensions. There was a statistically significant relationship of health literacy with age, education and medical profession in the family (P≤0.0001). Only 17.98 percent of the participants had a good level of performance (Scores 6.8 to 10). The history of myocardial infarction in patient and the duration of the patient transition from the onset of pain to arrival to the hospital showed a statistically significant relationship with performance, meaning that family members of patients with a history of myocardial infarction were able to transfer their patient to the hospital in less than half an hour (P≤0.0001). A statistically significant relationship was found between health literacy and performance; those with higher level of health literacy had better performance. Of the health literacy domains, only understanding had a significant relationship with performance (P=0.004).

    Conclusion

    Although the mean score of health literacy was adequate, the participants hadn't good performance. Therefore, improving the performance of community and family members by health service providers including nurses, mass media, practitioners, and health promotion planners for educational interventions is recommended. Proper planning to increase specific health literacy can prevent adverse outcomes in this area.

    Keywords: Health literacy, Myocardial infarction, Family members
  • Faezeh Parchami, Khatereh Seylani, Masoumeh Zakerimoghadam* Pages 56-63
    Aim

    The aim of this review was to investigate the role of Catecholamines in the pathogenesis of Takotsubo cardiomyopathy and related nursing care.

    Background

    Takotsubo cardiomyopathy is an acute syndrome characterized by acute reversible systolic dysfunction of the apical and middle segments of the left ventricle in the absence of significant coronary artery occlusion. It is believed that emotional and physical stressors are the main drivers for the disease. Despite many years of efforts to better understand this disorder, current knowledge is limited, but several authors have agreed on the relationship between Catecholamines and the development of this syndrome.

    Method

    This study was carried out by searching the databases and search engines (PubMed, Google Scholar, and Web of Science) to find full text articles published between 2014-2018 using the keywords "Broken heart syndrome", "Apical ballooning syndrome", "Takotsubo cardiomyopathy", "Stress-induced cardiomyopathy", “Catecholamines”, “Nursing” and “Nursing care”. Of 392 articles, 21 were included in the study.

    Findings

    Among the various hypotheses, Catecholamine-induced microvascular dysfunction is currently the most accepted hypothesis. Stressful stimuli can increase the activity of the Hypothalamus-Pituitary- Adrenal axis and release Catecholamine. If Catecholamines are the leading cause of Takotsubo cardiomyopathy, it is quite possible that prescribing exogenous Catecholamines cause this condition.

    Conclusion

    Although many studies have attributed some of the Catecholamine toxicity to the pathophysiology of Takotsubo cardiomyopathy, due to the potential impact on current treatment strategies, further study is required. Due to cardiovascular side effects, the use of Catecholamines for therapeutic purposes requires more evidence. Regarding the similarity of the symptoms of this syndrome with myocardial ischemia, nursing care in this type of cardiomyopathy is very important.

    Keywords: Broken heart syndrome, Apical ballooning syndrome, Takotsubo cardiomyopathy, Stress-induced cardiomyopathy, Catecholamines, Nursing, Nursing care
  • Nasibeh Janatifard, Fatemeh Salmani* Pages 64-71
    Aim

    The purpose of this study was to determine the effect of early mobilization program on incidence of arrhythmias in patients after acute myocardial infarction in Imam Khomeini Hospital in Dehdasht, Iran.

    Background

    Acute myocardial infarction is one of the most common causes of disability and mortality in most countries. Rehabilitation and mobility management of these patients, immediately after admission to the cardiac care unit, can reduces complications and decreases their physical and cognitive function impairment.

    Method

    This was a clinical trial study, in which 60 patients with acute myocardial infarction, referred to Imam Khomeini Hospital in Dehdasht, Iran were selected by convenience sampling during the year 2019 and randomly assigned to experimental (n=30) and control (n=30) groups. In the experimental group, patients received an organized program in 8 stages, 18 hours after admission to the cardiac care unit, and in control group, the patients got out of bed 48 hours after admission based on the usual protocol. Patients were monitored before, during, and after getting out of bed for the number and type of arrhythmias. Data were analyzed by descriptive and inferential statistics in SPSS version 22.

    Findings

    There was a statistically significant difference between the experimental and control group in the number and type of arrhythmias, 48 hours and 51 hours after admission in the cardiac care unit. However, this difference was not statistically significant at 54 hours after admission to the cardiac care unit.

    Conclusion

    Early mobilization can reduce the number of arrhythmias in patients after myocardial infarction. Early mobilization can be included in the cardiac care unit rehabilitation program as a safe mathod. Therefore, it is recommended to use early mobilization program for patients with acute myocardial infarction in cardiac care unit on the first day of hospitalization.

    Keywords: Acute myocardial infarction, Early mobilization, Cardiac care unit, Immobilization
  • Banafsheh Ghorbani, Fatemeh Bahramnezhad*, Mohammad-Hossein Mandegar, Zohrehsadat Mirmoghtadaie Pages 72-79
    Aim

    The purpose of this study was to review the importance of cardiac rehabilitation and physical activity training in the second phase of rehabilitation.

    Background

    Cardiac rehabilitation is defined as a comprehensive long-term program consisting of medical assessment, exercise program administration, correction of cardiovascular risk factors, training and counseling. Familiarizing nurses with the area of ​​cardiac rehabilitation and providing necessary education to patients will have a significant effect on reducing complications and improving quality of life.

    Method

    This review study was carried out by library and internet searches in the years 2018-2019 using the keywords “coronary artery bypass graft surgery”, “adherence to treatment”, “cardiovascular disease”, “physical activity”, “exercises at home”, “cardiac rehabilitation” and their Persian equivalents. The search was carried out in databases, search engines PubMed, SID, MagIran, Web of Sciences, Cochrane Library, CINHAL, OVID, Google Scholar, Up-to-date, and Scopus without time limit. A total of 51 articles were found in relation to the subject under study, of which, 4 articles were excluded because of duplication and 10 articles were excluded because their full texts were not available. Finally, 37 articles were included in the study.

    Finding

    The role of the nurse in training cardiac patients for rehabilitation is of great importance. By educating patients about the principles of rehabilitation for prevention and management of complications, an important role can be played in improving the quality of life of patients and increasing their survival.

    Conclusion

    Nurses' acquaintance with the principles of cardiac rehabilitation is of particular importance. It is suggested that nurses consider rehabilitation education as one of the supportive therapeutic and preventive approaches and should always be familiar with the latest guidelines in this area.

    Keywords: Coronary artery bypass graft, Treatment regimen, Adherence, Cardiac rehabilitation