فهرست مطالب

  • سال بیست و چهارم شماره 2 (پیاپی 94، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نیکو قاضی نژاد، مسعود غلامعلی لواسانی*، جواد اژه ای صفحات 130-149

    مطالعه حاضر با هدف تحلیل کیفی تجارب خانوادگی جانبازان اعصاب و روان انجام شد. روش تحقیق در این پژوهش، روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی می باشد. بدین منظور با 16 نفراز جانبازان اعصاب و روان که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، با استفاده از روش 7 مرحله ای کلایزی داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از کدگذاری اولیه با شکل گیری 42 واحد معنایی همراه بود که با توجه به اشتراکات موجود در آنها در 8 زیرمضمون دسته بندی شدند. در نهایت، تحلیل تجارب مشارکت کنندگان منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی گردید. مضمون اصلی اول «تغییرات چارچوب خانوادگی» بود که زیر مضمون های (1- تغییرات روند زندگی خانوادگی، 2- تغییر نسبی جایگاه قدرت، 3- تغییرات شغلی) را در بر می گرفت. مضمون اصلی دوم «روابط خانوادگی» بود که شامل (1- رابطه با همسر 2- رابطه با فرزندان) و مضمون اصلی سوم نیز «سازگاری و انطباق» متشکل از زیر مضمون های (1- اقدامات روانشناختی، 2- اقدامات فردی، 3- حمایت خانواده) بود. تحلیل نتایج نشان می دهد که جانبازان اعصاب و روان به جهت شرایط ویژه خود، آسیب پذیری زیادی را در حوزه های مختلف تجربه می کنند و لزوم شناخت و آگاهی های جامع تر ارگان های مربوطه، حمایت های مضاعف از این قشر و خانواده هایشان و تدوین برنامه های مشاوره ای، روانشناختی و مراقبتی بیشتر احساس می گردد.

    کلیدواژگان: جانبازان اعصاب و روان، تجارب خانوادگی، روش کیفی، پدیدارشناسی
  • نگین بخشی، فریده یوسفی* صفحات 150-166

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اعتبار، روایی و ساختار عاملی نیمرخ شایستگی هیجانی (براسور و همکاران، 2013) در دانش آموزان ایرانی انجام شد. با این هدف 518 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی در سال تحصیلی 1397-1398 به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و نیمرخ شایستگی هیجانی (براسور و همکاران، 2013)، پرسشنامه شایستگی فرهنگی (جامعه چندفرهنگی جزیره مرکزی ونکور کانادا، 2007)، و مقیاس رضایت از زندگی (داینر، ایمونز، لارسن و گریفین، 1985) را تکمیل کردند. برای بررسی روایی از روش تحلیل عامل تاییدی و روایی همگرا استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی ساختار دو عاملی پرسشنامه را تایید کرد و دو عامل با نامهای شایستگی هیجانی فردی و شایستگی هیجانی بین فردی حاصل گردید. همبستگی نمره های پرسشنامه با رضایت از زندگی و شایستگی فرهنگی به ترتیب 30/0 و 0/52 بود و روایی همگرای پرسشنامه را نشان داد. برای سنجش اعتبار پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. ضرایب آلفای کرونباخ برای هر مولفه (شایستگی هیجانی فردی، 0/78 و شایستگی هیجانی بین فردی، 0/80) و نمره کل پرسشنامه (0/92) در حد مطلوب به دست آمد. بنابراین در مجموع می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه نیمرخ شایستگی هیجانی برای سنجش شایستگی هیجانی دانش آموزان ایرانی ابزاری معتبر است و می توان از آن در پژوهش های روانشناختی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: شایستگی هیجانی، ساختار عاملی، اعتبار، روایی
  • زینب رضایی*، الهه حجازی، حسین کارشکی صفحات 167-183

    هدف از این پژوهش تعیین نقش تعدیل گری همدلی در رابطه بین قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی دانش آموزان است. برای این منظور 336 نفر از دانش آموزان پایه هشتم شهر مشهد به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: فهرست 15 سوالی رفتار اخلاقی سوانسون و هیل (1993)، داستان های اخلاقی رست و همکاران (1973) برای سنجش قضاوت اخلاقی و همچنین پرسشنامه همدلی مارک دیویس (1994). آزمون های مختلف استنباطی همچون همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی جهت بررسی یافته ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد بین قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی رابطه معنادار، مستقیم اما ضعیفی وجود دارد. همچنین همدلی با رفتار اخلاقی رابطه مثبت و معناداری دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد همدلی بر رابطه بین قضاوت اخلاقی و رفتار اخلاقی اثر تعدیل کنندگی دارد. همچنین تفاوت جنس دردو مورد خرده مقیاس های نگرانی همدلانه و دیدگاه گیری مشاهده شد. با توجه به نتایج می توان گفت نه تنها رفتار اخلاقی دانش آموزان به گونه مستقیم از راه قضاوت اخلاقی قابل پیش بینی است بلکه این رابطه از راه همدلی نیز تعدیل می شود.

    کلیدواژگان: رفتار اخلاقی، قضاوت اخلاقی، تحول اخلاقی، همدلی، تعدیل کننده
  • پروانه شجاعی مهر، خدامراد مومنی*، جهانگیر کرمی صفحات 184-199

    پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین امنیت روانی، حمایت اجتماعی و تاب آوری با بروز اختلال تنیدگی پس از سانحه بود. بدین منظور 130 دانش آموز از دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهر سرپل ذهاب به شیوه نمونه گیری در دسترس و متناسب با سهم جمعیتی هرناحیه به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و ابزار پژوهش شامل سیاهه امنیت روانی امین پور برگرفته از مازلو، زمینه یابی حمایت اجتماعی شربورن و استوارت، مقیاس تاب آوری کونور و دیویدسون و مقیاس تجدیدنظرشده تاثیرحوادث وایس و مارمر بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین امنیت روانی با اختلال تنیدگی پس از سانحه، بین حمایت اجتماعی با اختلال تنیدگی پس از سانحه و همچنین بین تاب آوری با اختلال تنیدگی پس از سانحه رابطه منفی و معنی دار وجود دارد.

    کلیدواژگان: امنیت روانی، حمایت اجتماعی، تاب آوری، اختلال تنیدگی پس از سانحه، زلزله
  • سمیه رحیمی احمدآبادی، مهرداد کلانتری*، محمدرضا عابدی، سید مرتضی مدرس غروی صفحات 200-214

    پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه والد کودک در پیش بینی نارضایتی جنسیتی در زنان و مردان تراجنسی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه افراد مبتلا به نارضایتی جنسیتی بودند که برای طی مراحل قانونی تغییرجنسیت به اداره کل پزشکی قانونی خراسان رضوی در سال 1396-1394 مراجعه داشتند. نمونه پژوهش 50 زن و 50 مرد مبتلا به نارضایتی جنسیتی بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اخذ رضایت نامه آگاهانه زمینه یابی رابطه والد کودک و پرسشنامه اختلال هویت جنسی را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان تحلیل شدند. سطح معنی داری برای آزمون های آماری 0/05 بود. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان، رابطه پدر کودک قادر به پیش بینی نارضایتی جنسیتی در زنان تراجنسی نبود. اما رابطه مادر کودک توانست 21 درصد از نارضایتی جنسیتی را در زنان تراجنسی پیش بینی کند و بهترین پیش بین نارضایتی جنسیتی مولفه آزردگی/سردرگمی نقش بود. رابطه پدر کودک قادر به پیش بینی نارضایتی جنسیتی در مردان تراجنسی نبود اما رابطه مادر کودک توانست 44 درصد از واریانس نارضایتی جنسیتی را در مردان تراجنسی پیش بینی کند و بهترین پیش بین نارضایتی جنسیتی عاطفه مثبت و همانندسازی بود. بر اساس یافته های پژوهش حاضر ارتباط مختل و آشفته در رابطه والد کودک می تواند سهم بسزایی در بروز نارضایتی جنسیتی در زنان و مردان تراجنسی داشته باشد.

    کلیدواژگان: رابطه والد کودک، نارضایتی جنسیتی، تراجنسی
  • سید حمیدرضا عریضی سامانی صفحات 215-230

    این پژوهش با هدف تعیین اثر تعدیلی عدم قطعیت در محیط کار در رابطه بین ابهام نقش و پرخاشگری فیزیکی و روان شناختی در محیط کار انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش شامل 279 نفر از کارکنان شرکت پلی اکریل ایران بودند که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده شامل مقیاس عدم قطعیت در محیط کار، مقیاس ابهام نقش و پرسشنامه پرخاشگری فیزیکی و روانشناختی بود. داده ها توسط رگرسیون سلسله مراتبی و تحلیل تعدیلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد زمانی که عدم قطعیت در محیط کار بالا باشد، پرخاشگری فیزیکی و روان شناختی افزایش می یابد. همچنین اثر تعدیلی عدم قطعیت در محیط کار در رابطه بین ابهام نقش و پرخاشگری فیزیکی و روان شناختی در محیط کار، تایید گردید.

    کلیدواژگان: عدم قطعیت، پرخاشگری فیزیکی و روانشناختی، ابهام نقش
  • شهرام وکیلی هریس، شعله لیوارجانی*، نعیمه محب صفحات 231-247

    هدف از تحقیق حاضر تعیین نقش میانجی کمال گرایی ناسازگار شخصی و کنترل روان شناختی والدین در اختلال وسواس جبری با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) است. طرح تحقیق از نوع توصیفی همبستگی می باشد. شرکت کنندگان 586 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، دانشگاه تبریز و دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در ایران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از سیاهه وسواس جبری (نسخه تجدید نظر شده)، مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست و مقیاس کنترل روان شناختی وابسته مدار و پیشرفت مدار جمع آوری شد و توسط نسخه 24، SPSS و AMOS پردازش شد. مدل پیشنهادی با استفاده از SEM تایید شد (94/1 = χ2/df ، 04/0=RMSEA ، 97/0=CFI، 96/0=GFI، 94/0=AGFI) و نشان داد، کمال گرایی ناسازگار والدینی با میانجی گری کمال گرایی ناسازگار شخصی و کنترل روان شناختی والدین با ضریب استاندارد 0/47 در سطح معناداری 0/05>p بر اختلال وسواس جبری اثر میگذارد. یافته ها با حمایت از مدل فرضی، یک چارچوب مقتضی از آسیب شناسی روانی را ارایه میدهد که در آن کمالگرایی والدینی از طریق کنترل روان شناختی والدین و کمال گرایی ناسازگار شخصی اختلال وسواس جبری را پیش بینی میکند. این یافته ها میتواند در توسعه آسیب شناسی، کارآمدی مداخلات درمانی و پیشگیری اختلال وسواس جبری مفید واقع شود.

    کلیدواژگان: اختلال وسواس جبری، کمالگرایی ناسازگار والدینی، کمالگرایی ناسازگار شخصی، کنترل روانشناختی والدین
|
  • Nikoo Ghazinejad, masoud gholamali lavasani *, Javad Ejei Pages 130-149

    The present study aimed to qualitatively analyze family experiences of psychiatric veterans. Research method of this research was qualitative method with phenomenological descriptive approach. For this purpose, 16 Psychiatric veterans were selected through purposive sampling and were interviwed by semi-structured interview. Sampling continued until data saturation. The data were analyzed using 7 stage Colaizzi method. The data analysis resulted in 3 main themes, 8 subthemes and 42 initial concepts. As the fisrt theme, “changes in the family framework” consisted of (1- changes in process of family life, 2- relative changes of power position, 3- occupational changes). The second main theme was “family relationships” consisted of (1- relationship with wife, 2- relationship with child) and the third theme was “adaptation” consisted of (1- psychologic interventions, 2- personal intervention, 3- family suppport). Rusults showed that psychiatric veterans experience a great deal of vulnerability in different fields because of their special situations. And the necessity of more awareness among relevant organizations, the more support of them and their families, and the formulation of more counseling, psychological and caring programs are felt.

    Keywords: psychiatric veterans, family experiences, qualitative method, phenomenological
  • Negin Bakhshi, Farideh Yousefi* Pages 150-166

    The present study aimed at examining the validity, reliability, and the factor structure of the Profile of Emotional Competence (PEC) among Iranian students. To this end, 518 high school female students were selected in the 2019 academic year using cluster sampling method, and they completed the Profile of Emotional Competence (Brasseur, Grégoire, Bourdu, & Mikolajczak, 2013), Cultural Competence Questionnaire (Central Vancouver Island Multicultural Society, 2007), and Satisfaction with Life Scale (Diener, Emmons, Larsen, & Griffin, 1985). To investigate the validity, the confirmatory factor analysis, and the convergent validity were used. The findings of confirmatory factor analysis confirmed a two-factor structure of the questionnaire and yielded two factors named as intra emotional competence and inter emotional competence. The correlation coefficients of the questionnaire scores with life satisfaction and cultural competence were 0.30 and 0.52 respectively. These results showed the convergent validity of the scale. To assess the reliability of the questionnaire, Cronbach’s alpha was used. The Cronbach’s alpha coefficient was in satisfactory level for each factor (α = 0.78 for intra emotional competence, and α = 0.80 for inter emotional competence), and the total score of the scale (α = 0.92). The findings suggest that the profile of emotional competence is a reliable and valid instrument for assessing emotional competence for Iranian high school students and can be used as a suitable instrument in psychological research.

    Keywords: emotional competence, factor structure, reliability, validity
  • Zeinab Rezayi*, Elahe Hejazi, Hossein Kareshki Pages 167-183

    The aim of this study is to investigate the role of moderating of empathy in the relationship between moral judgment and moral behavior of students. For this purpose, 336 students (176 girls and 160 boys) at high school the eighth Grade students in Mashhad were selected using multistage cluster sampling. Tools used in this research were: 15 Questions Checklist Moral Behavior of Swanson and Hill (1993), the short form of Moral Stories of Rest and colleagues (1973), for Moral Judgment, and Empathy Questionnaire of Mark Davies (1994). Different analytical tests including Pearson correlation and hierarchical regression were used to examine the findings The results showed that there is a significant, direct but weak relationship between moral judgment and moral behavior. also there is a positive and significant relationship between empathy and moral behavior. Regression analysis showed empathy has a moderating effect on the relationship between moral judgment and moral behavior, also, the gender differences in two empathic concern and perspective-taking subscales was observed. According to the results, it can be said that not only students’ moral behavior is directly predictable from moral judgment, but also this relationship is being moderated through empathy.

    Keywords: moral behavior, moral judgment, empathy, moderating
  • Parvane Shojaeimehr, Jahangir Karami Pages 184-199

    The aim of the current study was to study the the relationship between mental security, social support and resiliency with post traumatic stress disorder. Thus, 130 students in Sarpol-e Zahab city who were at high schools were chosen using convenient sampling method the sample was proportional to demographic share of each region. The research method, was descriptive and correlation, and the scales included were Mental Security Logbook (Aminpour-retrieved from Maslow, Social Support Scale Sherborne and Stewart, Conor & Davidson Resiliency Scale and revised scale The Events Impact of the Weiss and Marmer. The data was analyzed using pearson correlation coefficient and multiple regression analysis. Results revealed that, there was a negative relationship between mental security with post-traumatic stress disorder, between social support and ptsd, and between resiliency with ptsd.

    Keywords: mental security, social support, resiliency, post traumatic stress disorder (PTSD), earthquake
  • Somaye Rahimi Ahmadabadi, Mehrdad Kalantari*, Mohammadreza Abedi, Seyed Morteza Modarres Gharavi Pages 200-214

    The purpose of this study was to Investigat the parent-child relationship in predicting gender dysphoria in transsexual women and men. This is a descriptive correlational study. The statistical population included all individuals with gender dysphoria, visiting the Iranian Legal Medicine Organization of Razavi Khorasan Province, Iran, from 2014 to 2016, in order to follow legal proceedings for gender reassignment. The participants included 50 women and 50 men with gender dysphoria were selected via convenience sampling, gave informed consent, and Compeleted: Parent–Child Relationship Survey and Gender Identity Disorder Questionnaire. The data was analyzed by Pearson correlation and Simultaneous regression (α=0.50). Based on the results of regression analysis, the father-child relationship was not able to predict gender dysphoria in transsexual women. However, the Mother -child relationship could predict 21% of gender dysphoria in transsexual women, and the best predictor of gender dysphoria was the role of resentment / role confusion component. The father -child relationship was not able to predict gender dysphoria in transsexual men. But the Mother-child relationship could predict 44% of the variance of gender dysphoria in transsexual men, and the best predictor of gender dysphoria was positive affect and identification. According to the findings of this study, the disturbance and troubled relationship between the parent-child relationship can have a significant role in the incidence of gender dysphoria in transsexual men and women.

    Keywords: parent-child relationship, gender dysphoria, transsexual
  • HamidReza Oreyzi Pages 215-230

    The purpose of this study was to investigate the moderating effect of uncertainty at the workplace in relationship between role ambiguity and physical and psychological violence in the workplace. The method of this study is cross-sectional and participants in this study were 279 employees of Iran’s Polyacryl Company selected using convenient sampling. The instruments used including the Uncertainty at the Workplace Scale, Role Ambiguity Scale, and Physical and Psychological Violence Questionnaire (Menard & Met al ,2011). Data was analyzed using the hierarchical regression and moderate analysis. The findings indicated that participants, physical and psychological violence increased, when uncertainty at the workplace was high. Also moderating effect of uncertainty at the workplace in relationship between role ambiguity and physical and psychological violence in the workplace was confirmed.

    Keywords: uncertainty, physical, psychological violence, role ambiguity
  • Shahram Vakiliheris, Sholeh Livarjani*, Naeimeh Moheb Pages 231-247

    The purpose of the current study is to investigate the mediating role of Personal maladaptive perfectionism and parental psychological control in the relationship between parental maladaptive perfectionism with obsessive-compulsive disorder (OCD), using structural equation modeling (SEM). The research design is descriptive-correlation study. The participants were 586 students of Islamic Azad University, Tabriz Branch, University of Tabriz, and Azarbaijan Shahid Madani University in Iran selected using the cluster sampling method. Data were gathered by Obsessive Compulsive Inventory Revised (OCI-R), Frost Multidimensional Perfectionism Scale (FMPS), and Dependency-Oriented and Achievement-Oriented Psychological Control Scale (DAPCS), and were analyzed by SPSS and AMOS V. 24. SEM confirmed the proposed model (χ2 /df = 1.94, RMSEA = 0.04, CFI = 0.97, GFI = 0.96, AGFI = 0.94) and indicated that parental maladaptive perfectionism with Personal maladaptive perfectionism and parental psychological control mediation affects OCD with standard coefficient of 0.47 (P˂0.05). The findings, supporting the theoretical model, propose a suitable framework for psychopathology of the disorders that emphasize Parental maladaptive perfectionism anticipates the obsessive-compulsive disorder through parental psychological control and Personal maladaptive perfectionism. These findings, can be useful in developing etiology, efficacious therapeutic interventions and preventions for OCD.

    Keywords: obsessive-compulsive disorder, parental maladaptive perfectionism, personal maladaptive perfectionism, parental psychological control