فهرست مطالب

باغ نظر - پیاپی 85 (تیر 1399)
  • پیاپی 85 (تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/08
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مریم رضایی قلعه*، محمدتقی پیربابایی صفحات 5-16
    بیان مسئله

    بیوگرافی منظر یک رویکرد تاریخی و میان رشته ای است که موضوع آن تعامل میان مخاطب و محیط اوست. این رویکرد با نگاهی پدیدارشناسانه به بررسی طبیعت تغییریافته به دست انسان می پردازد و در ایران کمتر شناخته شده است. با توجه به تاریخ غنی کشور، شناخت این رویکرد و بهره بردن از آن در برنامه ریزی منظرهای تاریخی که بخش وسیعی از سرزمین ما را تشکیل می دهد، ضروری به نظر می رسد. برای شناخت هرچه بهتر این رویکرد، واکاوی ریشه های فلسفی آن می تواند مفید باشد. این رویکرد در ابتدا به دلیل مقابله با نگاه های جداسازی عین و ذهن در منظر و با استفاده از مبانی پدیدارشناسی پدید آمد. دیدگاه های هوسرل به عنوان پدر پدیدارشناسی در مورد جهان-زندگی و هایدگر به عنوان فیلسوفی که پدیدارشناسی را به سطح هستی شناسی برده و با هرمنوتیک پیوند داده است و همچنین گادامر به عنوان بسط دهنده هرمنوتیک فلسفی، در این زمینه مورد استفاده بیوگرافی منظر قرار گرفته است.

    هدف پژوهش

    هدف اصلی از این پژوهش، فهم هرچه بهتر ریشه های تاریخ نوین به عنوان شاخصه اصلی این رویکرد است. تاریخ در بیوگرافی منظر به صورت تداوم گذشته، حال و آینده تعریف نشده بلکه به صورت غیرخطی مدنظر قرار گرفته است.

    روش پژوهش

    سوال اصلی این تحقیق یافتن ریشه های تاریخ غیرخطی و پویای بیوگرافی منظر است. با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی ریشه های مبانی نظری این رویکرد در پدیدارشناسی و هرمنوتیک پرداخته شده و با مقایسه ای تطبیقی، این ریشه ها با شاخصه های تاریخ در بیوگرافی منظر مقایسه شده است.

    نتیجه گیری

    در نهایت تاثیرات ژرف فلسفه زمان از دیدگاه پدیدارشناسی هرمنوتیک، بر دیدگاه های جدید تاریخ در این رویکرد نشان داده شد. تاریخ منظر، همچون زمان برای دازاین بوده و همیشه همراه اوست. زیرا طبق نظریات هایدگر، این گذشته نیست که ارزشمند است؛ بلکه اصالت، با آینده است. بنابراین برنامه ریزی منظر تاریخی، براساس حفظ آثار گذشته با حفظ تمامیت آن در اکنون، ارزشمند خواهد بود.

    کلیدواژگان: بیوگرافی منظر، رویکرد تاریخی، پدیدارشناسی، هرمنوتیک، تاریخ غیرخطی
  • رویا عزیزی*، زهره طباطبایی جبلی صفحات 17-30
    بیان مسئله

    هنر «زرتشتی دوزی» نوعی سوزن دوزی مخصوص بانوان زرتشتی است که پیشینه آن را می توان در ایران پیش از اسلام دانست. بسیاری از نقوش زرتشتی دوزی دارای معانی و ریشه های فرهنگی دینی و زیبایی شناختی است که تاکنون به آن پرداخته نشده و شناسایی آن می تواند معنای پنهان این نقوش را، که از دید برخی صرفا نقوشی بدون معناست، آشکار کند.

    هدف پژوهش

    به دلیل وجود نقش مایه های متفاوت و مفاهیم نمادین آن ها، پژوهش پیش رو در نظر دارد به بررسی و فهم نقوش هنر زرتشتی دوزی از دیدگاه فرهنگ و جامعه آفریننده اش بپردازد.

    روش پژوهش

    این مقاله با رویکرد انسان شناسی هنر به دنبال پاسخ پرسش زیر است: معانی فرهنگی، معیارهای زیبایی شناختی و کارکردی نقوش زرتشتی دوزی چیست؟ جهت پاسخ به این پرسش براساس نظریات انسان شناسی هنر با استفاده از سه بعد معناشناختی، زیبایی شناختی و کارکردشناختی، با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر پژوهش های میدانی، کتابخانه ای و مصاحبه، نقوش تزیینی تحلیل و بررسی شده اند.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش نشان می دهد که بر مبنای تحلیل معناشناختی بسیاری از نقوش یادآور کهن الگوهایی چون مادر و درخت است و این نقوش، که برخی از آنها روی لباس عروس کار شده، نمایانگر الهه زایش بوده اند و رابطه مفهوم و کاربرد را نشان می دهند. همچنین براساس تحلیل زیبایی شناختی ساختار، رنگ، فرم، بافت و ترکیب بندی با الگوی دوخت هماهنگ و دارای تعادل، تنوع و ریتم است. در تحلیل کارکردشناختی نیز نقوش بیشتر روی لباس زنان به خصوص عروس ها کار می شده و با کاربرد آن از نظر معنایی هماهنگ بوده و یادآور این دیدگاه آیین زرتشت است که تکلیف انسان را شاد زیستن می دانسته است.

    کلیدواژگان: انسان شناسی هنر، معناشناختی، زیبایی شناختی، کارکردشناختی، نقوش زرتشتی دوزی
  • علی شرقی، محمدامین عزیزمقدم*، زهرا جمالی گندمانی صفحات 31-44
    بیان مسئله

    امروزه بحث بازگشت به طبیعت و الگوبرداری از آن به عنوان یکی از ضرورت های مهم در دنیا مطرح شده است. معماران ایرانی در به کارگیری مقیاس و اتصال مقیاس های متفاوت به یکدیگر و همچنین در برخورد با طبیعت پیرامون موفق بوده اند. هندسه در عین مجرد بودنش مهم ترین زبانی است که معمار به وسیله آن کیفیت های ویژه فضایی را می آفریند.

    هدف پژوهش

    در این مقاله به موضوع باغ گلشن با بیان ویژگی هایش (دوران گرایی، رویش گرایی، درون گرایی و مرکزگرایی، قرینگی، چندلایگی) در باغ آرایی ایرانی پرداخته شده است، درصورتی که هندسه فراکتال دارای ویژگی هایی شامل (هندسه غیرخطی، بی نظمی، غیرمتعارف، هندسه نااقلیدسی، آشوب زدگی و قوانین خاص) است که بیانی از طبیعت گرا بودنش و نداشتن سکون و آرامش هندسه ای است.

    روش پژوهش

    روش کار، استدلال منطقی از نوع توصیفی-تحلیلی و شامل دو مرحله است؛ اول، مطالعات کتابخانه ای و استدلال برای تبیین اعتبار درونی هندسه باغ ایرانی؛ دوم، تفسیر رابطه ای جدید میان یافته های حاصل شده از باغ گلشن طبس به عنوان نمونه ای از باغ ایرانی و مقایسه با هندسه فراکتال جهت تبیین اعتبار بیرونی.

    نتیجه گیری

    آنچه از پژوهش حاضر برمی آید این است که اگر باغ ایرانی در نظام های ساختاری، گیاهی، آبیاری و کارکردی دارای ویژگی های فراکتالی باشد، می توان این ویژگی را به کل باغ تعمیم داد. باغ گلشن طبس به عنوان نمونه ای از باغ ایرانی با بهره گیری از تمامی ویژگی های هندسه فراکتال و با الهام از طبیعت و همچنین بهره مندی از انعطاف پذیری هندسه ای، معین و قابل شناخت در کل طرح و استفاده از فرمی همچون پنج ضلعی که در طبیعت فراوان دیده شده و قابلیت زیادی در فراهم کردن ویژگی های مذکور دارد، دارای اصول طراحی معماری فراکتال است.

    کلیدواژگان: باغ گلشن، فراکتال، هندسه، طبیعت گرایی، باغ آرایی ایرانی
  • بهرام آجورلو*، امین مرادی صفحات 45-56
    بیان مسیله: آنچه امروزه از بازمانده های ربع رشیدی تبریز دیده می شود، ویرانه های ارگی است که در باروی جنوبی آن، بزرگ ترین برج ربع رشیدی قرار دارد. آن را بازمانده یک رصدخانه ایلخانی و یا برج توپخانه شاه عباس صفوی معرفی کرده اند که گویا به هنگام نبرد با عثمانی در 1603م. آن را شتابان ساخته است؛ با این حال، مطالعات میدانی سازه و ساختار برج در کاربری آن به عنوان رصدخانه و یا برج توپخانه تردید و گمان می افکند؛ بنابراین، پرسش این پژوهش درباره چیستی و کارکرد و دیرینگی برج بزرگ جنوبی در ربع رشیدی است.هدف پژوهش: شناخت روشمند دیرینگی و کارکرد برج بزرگ جنوبی ربع رشیدی رهنمود درست برنامه ریزی مرمت و نگهداری پایدار آن است. روش پژوهش: رهیافت تحلیلی در باستان شناسی و معماری همراه با مطالعات میدانی سازه و عوارض زمین و همچنین بررسی تاریخ توپخانه صفوی و عثمانی ساختار روش این پژوهش را شکل می دهد.نتیجه گیری: برج بزرگ جنوبی ارگ رشیدی تبریز در میانه سال های 1585 تا 1603م. با ایده و نظارت فرماندار عثمانی وقت تبریز به نام «شغال زاده یوسف سنان پاشا» طراحی و ساخته شده است؛ و این برج بزرگ که دارای توان پایداری در برابر رانش زمین و زمین لرزه هایی با قدرت 7/ 7 ریشتر است، کاربست توپخانه نداشته، بلکه سنگر گروه تفنگچیان مزغل زن یینی چری با پوشش آتش o 180 برای پدافند دروازه غربی و منتهی الیه شرقی ارگ رشیدی، نگهبانی از دو حلقه چاه آب شرق برج و نیز کرانه شمالی مهران رود تبریز در ناحیه تپه زارهای ولیان کوه بوده است. سازه های خشتی و گلی و چینه ای که بالای برج بزرگ و در سراسر برج های کوچک و باروی رشیدیه دیده می شود، همان بازمانده های بازسازی شتابان قلعه رشیدیه به فرمان شاه عباس صفوی در سال 1610م. است.
    کلیدواژگان: ربع رشیدی، قلعه رشیدیه تبریز، رهیافت تحلیلی، ذهنیت تاریخی، عینیت باستان شناختی
  • آرزو خانپور، مهین سهرابی نصیرآابادی*، مهدی محمدزاده صفحات 57-66
    بیان مسئله

    شیشه گری سنتی ایران امروزه به صورت کارخانه هایی در حومه تهران و شهرهای بزرگ فعال بوده و همچنان مانند دوران پس از انقلاب صنعتی با تغییرات اندکی به فعالیت خود ادامه می دهند. هنرمند معاصر در تلاش جهت کاربست شیشه در خلق اثر خود، نیازمند مراجعه به کارخانه های شیشه گری سنتی و تعامل با اینان است. آنچه مشخص است، این تعامل براساس شرایط و قوانین حاکم بر هنر شیشه شکل گرفته که نه از سر انتخاب، بلکه به اجبار و براساس قواعد حاکم بر شیشه گری سنتی برقرار است. از این رو در این پژوهش با بهره گیری از تحلیل جامعه شناختی، رابطه بین کارخانه های شیشه گری سنتی به عنوان ساختار (قواعد) و هنرمند به عنوان کنشگران (منابع) مطرح و در نهایت به واکاوی نقش هنرمند در ساختار حاکم پرداخته می شود.

    هدف

    این مقاله با هدف بررسی سهم هنرمند در فرآیند خلق آثار شیشه در کارخانه های شیشه گری براساس نظریه ساخت یابی «آنتونی گیدنز»، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که هنرمند معاصر چه سهمی در خلق اثر در تعامل با کارخانه های شیشه گری سنتی امروزه ایران دارد؟ و آیا این سهم در تقابل با ساختارها و قواعد حاکم به هنرمند داده می شود یا ساختار و قواعد مطالبه این سهم باید تغییر و دگرگونی یابد؟

    روش تحقیق

    این مقاله از نظر راهبرد از نوع کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و داده های حاصل از مطالعات میدانی و مشاهدات عمیق نگارندگان به انجام رسیده است.

    نتیجه گیری

    در نتایج حاصل از این پژوهش مشخص می شود؛ با توجه به اصول نظریه ساخت یابی، هرگونه تغییر در قواعد و منابع انجام کنش در هریک از مولفه های موثر، تغییر در کلیت آن نظام را در پی خواهد داشت. تحول در جریان هنر شیشه معاصر مستلزم تغییر در رابطه بین هنرمند و کارخانه های شیشه گری است. هنرمند شیشه معاصر باید در جستجوی تعامل با نظام دیگری همچون دانشگاه باشد. لازم است هنرمند معاصر در فرآیند ساخت اثر خود به جای تعامل با ساختار حاکم بر کارخانه های شیشه در جستجوی ساختار مناسبی برآید. در این صورت هنرمند به جای بهره مندی از ساختار کارخانه و پذیرفتن نقش هنرمند طراح، می تواند در فضای کارگاه هنری خود نقش هنرمند مستقل را ایفا کند.

    کلیدواژگان: هنرمند شیشه، کارخانه شیشه گری سنتی، شیشه گری سنتی، ساخت یابی
  • رعنا نجاری، جمال الدین مهدی نژاد* صفحات 67-82
    بیان مسئله

    اجتماع پذیری از مفاهیم مهم در فضاهای شهری چندمنظوره، جهت برقراری روابط مناسب اجتماعی در میان مردم است. یکی از نیازهای اساسی انسان، نیاز به برقراری ارتباط با دیگران است. پاسخگویی به نیازهای اجتماعی انسان و وقوع روابط اجتماعی، نیاز به یک مکان و فضای تعریف شده دارد. فضایی که بتواند مجموعه ای از روابط اجتماعی و فرهنگی میان گروه های مختلفی از مردم در مکانی خاص، برقرار کند. توجه به ابعاد اجتماعی فضا در بناها و یافتن ارتباط بین کیفیت های فضایی و مفاهیم اجتماعی از جمله اجتماع پذیری، در موفقیت این فضاها اهمیت زیادی دارد. بازارها از جمله فضاهای جمعی با پتانسیل اجتماع پذیری بالا در جامعه شهری بوده اند، به طوری که حیات شهر و بازار همواره به هم پیوندخورده و در بسیاری از موارد شهرها با بازارها معنی و مفهوم پیدا می کردند. امروزه به دلیل تغییر در ساختار فضاهای شهری، دگرگونی الگوهای زندگی مردم و عدم انطباق مناسب با فضای کالبدی سنتی، بازار درمعرض خطر تبدیل به فضای موزه-بازار بدون توجه به جنبه های کالبدی و عملکردی گذشته آن، قرار گرفته است.

    هدف پژوهش

    این پژوهش با هدف سنجش میزان اجتماع پذیری در بازار، شناخت بستر اجتماعی آن و عوامل موثر در کیفیت اجتماعی آن، با تحلیل ساختار، هم پیوندی، انسجام بازار و اولویت قراردادن جنبه های کالبدی-عملکردی انجام شده است.

    روش تحقیق

    این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و میدانی، و با استفاده از تکنیک نحو فضا (و نرم افزار دپث مپ) انجام شده است.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد ارزش های فضایی و چیدمان فضا در قسمت های مختلف بازار، تفاوت های اساسی دارد، به طوری که ساختارمندی و انسجام اجتماعی بازار به شدت کاهش یافته و میزان هم پیوندی خیابان های تازه احداث شده، افزایش یافته است. در نتیجه، لزوم توجه به تغییرات و پیامدهای حاصل از توسعه شهری از جنبه کالبدی و عملکردی، برای افزایش ویژگی اجتماع پذیری بازار مشهود و ضروری است.

    کلیدواژگان: اجتماع پذیری، عوامل کالبدی-عملکردی، نحو فضا، بازار ایرانی
|
  • Maryam Rezaei Ghale *, Mohammad Taghi Pirbabaei Pages 5-16
    Problem statement

    Landscape biography is a historical and interdisciplinary approach about the interaction between the audience and their environment. This approach assesses the nature which is changed by the human using a phenomenological perspective, and it is less known in Iran. According to the enriched history of Iran, knowing and using this approach in the historical landscape planning, which consists of a huge part of this country seems to be essential. The analysis of the philosophical roots of the landscape biography approach is useful for a better understanding of this concept. This approach first emerged as a result of the confrontation with the objective and subjective separation in the landscape using the concepts of phenomenology. Husserl’s perspectives as the father of phenomenology about the world-life, and Heidegger, who brought phenomenology at the level of ontology and linked it to hermeneutics, and also Gadamer, who expanded the philosophical hermeneutics, are the ones whose perspectives have been used in the landscape biography.

    Research objective

    The main goal of this study is to have a better understanding of the modern history roots as the main criterion of this approach. History in the landscape biography is not defined as the consistency of the past, now and future, but it is considered nonlinearly.

    Research method

    The main question of this study is to find the nonlinear and dynamic roots of landscape biography. The main subjective concepts of this approach in phenomenology and hermeneutics have been assessed using descriptive analytics techniques, and these roots have been compared to historical criteria of the landscape biography using adaptive approach.

    Conclusion

    Finally, the deep effects of time philosophy from the perspective of hermeneutics on the modern historical perspectives in this approach were demonstrated. Similar to the time, landscape history has been for Dasein and it is always along with it, because according to Heidegger, it is not the past that is valuable but the originality with the future. Therefore, the historical landscape planning is valuable by the maintenance of the past phenomena and its integration with present.

    Keywords: Landscape Biography, Historical approach, Phenomenology, Hermeneutics, Nonlinear history
  • Roya Azizi *, Zohreh Tabatabaei Jebeli Pages 17-30
    Problem statement

    The art of “Zoroastrian needlework” is a sort of traditional needlework clothing design, belonged to Zoroastrian ladies, dating back to pre-Islamic Iran. Majority of the Zoroastrian needlework motives contain some meanings and roots from religious culture and aesthetics point of view which are not explained so far and identification of these motives can reveal their meanings which some believe they are just simple designs without any hidden meaning.

    Research objectives

    This study attempts to assess and understand the ornamental motifs of the Zoroastrian needlework from cultural and social point of view of the artists.

    Research method

    This anthropological study of art tries to answer the following question: what is the cultural iconography, aesthetic items and function of the motifs of the Zoroastrian Needlework? In order to answer this question based on anthropology of art views, the motifs of the Zoroastrian Needlework were studied using descriptive-analytical method by considering their iconography, aesthetic, and functions.

    Conclusion

    The results show that based on iconography analysis, many of these motifs remind us of old archetype such as mother and trees, and using them on wedding dresses is a symbol of goddess of fertility. This shows a relation between concept and application. In addition, based on aesthetic analysis, the structure of color, form, texture and composition are according to their sewing patterns and poses balance, difference and rhythm. In function analysis, motives were used mostly for women’s clothing, especially their wedding dress which is exactly according to its function and shows view of Zoroastrian religion in which living happily is the human mission.

    Keywords: anthropology of art, cultural iconography, Aesthetic, Functionalism, motifs of Zoroastrian Needlework
  • Ali Sharghi, Mohamadamin Azizmoghadam *, Zahra Jamali Gandomani Pages 31-44
    Problem statement

    Today, returning to nature and patterning it seems to be one of the most important needs in the world. Iranian architects have been successful in applying scales and connecting different scales to one another, as well as facing nature around them. Geometry, while being abstract, is the most important language through which the architect creates specific spatial qualities.

    Research objectives

    This article investigates Golshan Garden by expressing its features (rotation, egalitarianism, introversion, centeredness, symmetry, and multiplicity) in Iranian landscaping, while fractal geometry has features including nonlinearity, irregularity, imperfection and non-Euclidean geometry, chaos, and special rules, representing its naturalistic aspect along with the lack of rest and relation of geometries.

    Research method

    A descriptive-analytic approach has been employed consisting of two steps. The first step included library studies and reasoning to explain the internal validity of the geometry of Iranian garden. Second, the new relationship between the findings of Tabas Golshan Garden as an example of Iranian garden are interpreted and compared with fractal geometry to explain the external validity.

    Conclusion

    It is found from the study that if the Iranian garden has fractal features in structural, vegetative, irrigation and functional systems, it can be extended to the whole garden. Tabas Golshan Garden as an example of Iranian garden represents fractal architecture design with all the features of fractal geometry and inspired by the nature as well as benefiting from geometric flexibility, definable and recognizable throughout the design and using a form such as the pentagon found in nature.

    Keywords: Golshan Garden, fractal geometry, Naturalism, Iranian Landscaping
  • Bahram Ajorloo *, Amin Moradi Pages 45-56
    Problem statement: The visible remnants of Rab’e Rashidi in Tabriz, as a fortified site at the present time, are curtain walls and towers. Imagined as an Ilkhanid observatory and recorded as the artillery tower built by Shah Abbās the Great during his 1603 AD campaign, the great southern tower of Rab’e Rashidi is located at the southern curtain wall. The recent field studies on the structure of this tower have questioned its function for artillery tower. Therefore, the basic questions proposed by the authors are related to the relative dating, function and historical presence of this tower in Rashidiyya.Research
    objectives
    The aim of this research study is the systematic understanding of the age and function of this monument as a guide to proper planning of its restoration and conservation.Research
    method
    The analytical approach to architecture, field studies of structure and physical setting of tower, in addition to the history of ordnance in Safavid and Ottoman armies are the basic research methods were applied in this study.
    Conclusion
    The tower has been built by the plan and order of Cigala Joseph Sinan Pasha (Zigala Bassa Capitano del Mare) the Ottoman ruler of Tabriz (1585-1603). Strongly has not been affected by 7. 7 earthquake of Tabriz 1780, the basic function of such a great tower is not simply confined to artillery tower, but instead is supposed to be a stronghold to deploy a musketeer company of Ottoman Janissaries to cover 180o fire wall for southern lowland areas of the southern curtain wall, including the western upper gate, two water wells at the east of tower, and also the northern bank of Mehrānrūd River and hills of Valyānkūh. Moreover, adobe, mud-brick, clay and wattle & daubed structures visible throughout top of the great tower and across the small towers and curtain walls are the same remnants of quickly reconstructed and repaired Fort of Rashidiyya ordered by the Safavid Shah Abbās the Great, in 1610.
    Keywords: The Rab’e Rashidi, The fort of Rashidiyya in Tabriz, Analytical Approach, Historical subjectivity, Archaeological objectivity
  • Arezoo Khanpour, Mahin Sohrabi Nasirabadi *, Mehdi Mohammadzadeh Pages 57-66
    Problem statement

    The current traditional Iranian glass making is done in factories around the suburbs of large cities like Tehran. This industry has survived with minimal changes like post-industrial revolution era. Contemporary artist needs to visit traditional glass factories and interact with them to use glass in their works of art.

    Research objectives

    This article studies the artist’s role in glass factories based on Giddens ‘structuration theory to answer the following questions, “What is the role of the contemporary artist in interacting with traditional Iranian glass factories in creating his/her artworks?” and “is this role given to the artist as a result of the interaction with the governing structures or rules, or should these structures and rules be changed?”

    Research method

    This article is a qualitative research and is done in a descriptive-analytical way. Resources are used include Library resources and field studies and authors’ observations.

    Conclusion

    Evidently, the interaction between the artist and glass factories is based on dominant rules and conditions of glass art and traditional glass making and out of artist’s choice. This study with sociological approach examines relationship between traditional factors in glass making (as structure/ rules) and artist (as actors/resources). The results show that according to the theory of the structuration any change in the rules and resources of human activity will change the overall system. Accordingly, the development of contemporary glass making art requires changes in the relationship between the artist and the glass factoriesBy changing the whole system, the artist can interact with the structure. In fact, it may be better for the artist in the process of making his/her own artwork to look for a suitable structure rather than interacting with the structure that is governed on the glass factories. The question of the structure of glassmaking studios is a subject of another research.

    Keywords: Structuration, Glass Artist, Traditional Glass Factory, Traditional Glass Making
  • Rana Najjari Nabi, Jamaloddin Mehdinezhad * Pages 67-82
    Problem statement

    Sociability is one of the crucial concepts in multifunctional urban spaces to establish appropriate social relations among people. One of the basic human needs is to communicate with others. Meeting social needs of a person and the occurrence of social relationships requires a defined place and space which can establish a set of social and cultural relationships among different groups of people in a particular place. It is essential to pay attention to the social dimension of space in buildings and to find the link between spatial qualities and social concepts, including socialization, in the success of these spaces. Bazaars have been among the community spaces with high social cohesion potential in urban society, so that the life of city and Bazaar have always been interconnected, and in many cases, cities gain meaning and notion by Bazaars. Today, due to the change in the structure of urban space and patterns of people’s lives, the impact of people’s lives and the lack of proper adaptation to the traditional physical environment, Bazaar is at the risk of becoming a museum-Bazaar place, paying no attention to the physical and functional aspects.

    Research objective

    The purpose of this study is to measure the level of socialization in the market, recognizing its social context and factors affecting its social quality, by analyzing the structure, coherence, market cohesion and prioritizing physical-functional aspects. Attention to the social quality of Bazaar and the restoration of social life in it requires the recognition of its social context and effective factors.

    Research method

    The research method in this article is descriptive-analytical and uses UCL Depth Map software and Space Syntax’s Technique in order to measure the degree of Bazar socialization, understanding its social context and factors affecting the social quality of the Bazar, by analyzing structure, integration, Bazar solidarity, and prioritizing physical-functional aspects.

    Conclusion

    The results show that the spatial values ​​of Space Syntax in different parts are fundamentally different so that the structure and social cohesion of Bazaar have significantly been reduced and the measure of the interconnectedness of the newly constructed streets has increased. As a result, the necessity of paying attention to the changes and consequences of urban development is evident from the physical and functional aspects to enhance the Bazaar’s social characteristics.

    Keywords: Socialization, Physical- Functional Factors, Space Syntax, Tabriz Grand Bazaar