فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 35 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/08
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمدحسین رضایی، محمدامین سعادت مهر، پیمان ابوالبشری*، سوسن کیان زادگان صفحات 1-20

    شهر مشهد به دلیل شرایط اقتصادی، تجاری، دینی و جایگاه محوری در ایالت خراسان، اهمیت ویژه ای داشته است. به همین خاطر از دوره تیموری ضرابخانه فعالی تا سال 1295ق/ 1878م در این شهر دایر بود و در دوره ناصرالدین شاه قاجار (1313-1264ق/ 1896-1848م) قران های نقره فراوانی بین سال های 1295-1266ق/ 1878-1850م به ضرب رسانده است. نظام ضرب سکه دوره ناصری هرچند به‌صورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکه های بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره به ضرب می رسید. این مسیله دو پرسش در حوزه ضرابخانه اصلی مشهد طرح می سازد. 1. مقدار خلوص نقره سکه های ضرب شده در مشهد چگونه بوده است و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ 2. سکه های شهر مشهد، در جایگاه شهر مهم اقتصادی، در برابر شهرهای مهم دیگر نظیر تبریز، تهران، اصفهان و شیراز چگونه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش ها، تجزیه عنصری سکه های این دوره با استفاده از شیوه پیکسی به دلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایه اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد مشهد به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف در مقایسه با سایر شهرهای اصلی ایران عصر قاجار ارایه شود. در این نوشته تعداد 30 سکه در 30 تاریخ متفاوت، مورد تجزیه عنصری قرار گرفت که درنتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره به‌طور میانگین در سه بازه زمانی بین سال های 1280-1266ق/ 1864-1850م 90.09 درصد، 1290-1281ق/ 1873-1865م 87.14 درصد، 1295-1291ق/ 1878-1874م 84.30 درصد و در کل این دوره سی‌ساله 88.14 درصد، تبیین و جایگاه آن از نظر میزان خلوص نقره در مقابل ضرابخانه های تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%) و شیراز (90%)، مشخص شد. نتایج آزمایش پیکسی بر روی نمونه‌های موردمطالعه مشخص کرد، وجود عنصر مس (7.24%) و عنصر آهن (2.35%) از میزان طبیعی بیشتر بوده و این بیانگر آمیختگی اختیاری در جهت عیارکردن فلز نقره است. علاوه بر آن وجود عنصر سرب (0.86%) نشانگر استفاده از معادن سرب (سروزیت یا گالنا) برای تهیه فلز نقره و عدم دقت در استحصال آن بوده است. همچنین وجود عنصر طلا (0.55%) می تواند نشانگر استفاده از معادن نوع سروزیت باشد

    کلیدواژگان: آزمایش پیکسی، باستان سنجی، سکه شناسی، مشهد، ناصرالدین شاه قاجار
  • جلیل قصابی گزکوه، هادی وکیلی*، یوسف متولی حقیقی صفحات 21-36

    روح اقتصادی آلمان در ایران تا سال‌های پایانی دوره ‌قاجار (1345-1322ق) توسط تجارت‌خانه‌ها نمایانگر بود. آلمانی‌ها با تاسیس تجارت‌خانه در بیشتر شهرهای ایران به‌ویژه مشهد، به دنبال یافتن بازاری جهت فروش کالاهای تولیدی کارخانه‌های آلمان بودند. مشهد به‌عنوان کرسی‌نشین ایالت خراسان در دوره قاجار از اهمیت به سزای اقتصادی و تجاری برخوردار بود؛ تا آنجا که می‌توان آن را به‌عنوان بارانداز بزرگی در شمال‌شرق ایران برای واردات و صادرات کالا به‌شمار آورد. با در نظر گرفتن ظرفیت ممتاز تجاری مشهد، برخی از تجار آلمانی به تاسیس تجارت‌خانه‌ها و شرکت‌های تجاری در این شهر اقدام کردند. هدف از پژوهش حاضر با تکیه‌بر روش توصیفی-تحلیلی، پاسخ به این پرسش است که کدام تجارت‌خانه‌های آلمانی به عرصه تجارت مشهد از 1322ق تا 1345ق وارد گردیده و به تجارت کدام کالاها در مشهد ‌پرداختند؟ باوجود کمبود منابع در این زمینه و مبتنی بر نگاهی جزیی‌نگر، یافته‌ها حاکی از آن است که مهم‌ترین تجارت‌خانه‌های آلمانی فعال در مشهد از 1322ق تا 1345ق تجارت‌خانه وانگهوس، لوی‌زالم، شرکت پتاگ، ای.گ. فاربن و هوفمان بودند که با بررسی موقعیت بازار مشهد، کالاهای خرازی، تزیینی و لوکس به مشهد وارد نموده و مواد خام را برای کارخانه‌ها و صنایع آلمان به این کشور صادر می‌کردند.

    کلیدواژگان: ایران، دوره قاجار، تجارت خارجی، مشهد، آلمان
  • شهناز حطیط، علیرضا ابطحی*، مرتضی نورائی، ابولفضل حسن آبادی صفحات 37-56

    مشهد از اواسط دوره قاجار بستر مناسبی جهت توسعه صنعت نساجی بود. در دوره پهلوی اول پس از اصلاحات زیربنایی و توسعه صنایع نوین، در 1316ش اولین و بزرگ‌ترین کارخانه نخریسی در شرق ایران با عنوان شرکت نخریسی و نساجی خسروی خراسان در مشهد راه‌اندازی شد. تاسیس و گسترش کارخانه نخریسی در عصر پهلوی، مشهد را به‌عنوان یکی از قطب‌های نساجی مطرح کرد، به‌طوری‌که نقش موثری در خودکفایی نساجی ایران دهه 50 داشت. وجود این کارخانه به‌عنوان نماد هویت‌بخش جامعه کارگری مشهد علاوه بر اشتغال‌زایی هزار نفر کارگر که به‌طور مستقیم در کارخانه مشغول به کار بودند، اثرات اجتماعی زیادی بر مسایل کارگری در زمینه سوادآموزی و آموزش‌های تخصصی بر جای نهاد و از سویی محلات کارگری از قبل کارخانه نخریسی در مشهد شکل گرفتند. این کارخانه در دوران تاسیس و شکوفایی با چالش‌هایی ازجمله بحران‌های اقتصادی و تاثیرپذیری از تنش‌های سیاسی مواجه بود. بنابراین می‌توان این پرسش را مطرح ساخت تاسیس کارخانه چه دستاورد و تاثیری بر وضعیت اقتصادی-اجتماعی مشهد داشت؟ در این پژوهش تلاش می‌شود به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه‌بر اسناد، این صنعت محلی و آثار اقتصادی-اجتماعی آن در مشهد مورد ارزیابی قرار گیرد. یافته‌ها حاکی از آن است که انتخاب این ناحیه برای تاسیس کارخانه نساجی موجب شد تا مشهد به‌عنوان یکی از قطب‌های نساجی ایران در عصر پهلوی، سهم موثری در سیاست‌های صنعتی و اشتغال‌زایی و خودکفایی اقتصادی مشهد داشته باشد.

    کلیدواژگان: مشهد، اوضاع اقتصادی-اجتماعی، کارخانه نخریسی و نساجی، صنعت نساجی، دوره پهلوی
  • علی روحانی قوچانی، شهرزاد ساسانپور*، حسین آبادیان، منیره کاظمی راشد صفحات 57-72

    در دوره قاجار تلاش شاهان قاجار برای توجیه و تایید سلطنت خود به‌واسطه حمایت از فعالیت‌های مذهبی سبب شد تا مراسم‌های آیینی و سوگواری به‌عنوان یکی از پایگاه‌های قدرتمند اجتماعی در فرهنگ‌عامه شناخته شود. باید توجه داشت که مراسم آیینی و سوگواری در این دوره همچون سایر شیون فرهنگی متاثر از اندیشه‌های مدرن دچار تحولاتی شد. درواقع در دوره قاجار مراسم آیینی و سوگواری که نمودی از باورهای مذهبی و انگاره‌های فرهنگ‌عامه بود در عین تداوم دچار تحول شد. این تحولات در چگونگی برگزاری مراسم آیینی و سوگواری در شهر مذهبی مشهد قابل‌ملاحظه است. درکنار تغییر و تحولاتی که در صورت‌بندی این مراسم‌های شکل گرفت، دیدگاه‌های نظری و گفتمان‌های متنوع در مورد این مراسم‌ها به تاسی از اوضاع اجتماعی-سیاسی امکان رشد و بازتولید یافت. نوشتار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و اتکاء به نظریه اشاعه فرهنگی به بررسی چگونگی تحول در مراسم‌های آیینی و سوگواری شهر مشهد در دوره قاجار می‌پردازد.

    کلیدواژگان: دوره قاجار، خراسان، مشهد، نظریه اشاعه فرهنگی، مراسم آئینی و سوگواری
  • مهدی وزینی افضل صفحات 73-92

    یکی از موضوعات مغفول در خراسان بعد از معاهده آخال، سیاست‌های نفوذ روسیه در مرزهای شمالی خراسان و کلات نادری است. هدف از این پژوهش با تکیه‌بر روش توصیفی-تحلیلی و با توجه به اسناد آرشیوی پاسخ به این پرسش است که روس‌ها به دنبال چه اهداف سیاسی و اقتصادی در شمال خراسان، به‌خصوص در کلات نادری بودند و حکومت قاجار در برابر این سیاست‌های منطقه‌ای روسیه، چه نوع دیپلماسی و سیاستی در پیش گرفت؟ با نگاهی جزیی‌نگر و با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، یافته‌ها حاکی از آن است که بعد از شکست مرو و پایان نفوذ ایران در آسیای میانه، حکومت قاجار در مرزهای شمالی خراسان، با بحران‌ها و چالش‌های عدیده‌ای مواجه گشت. پیشروی روس‌ها در منطقه آسیای میانه و ادعای جدید آن‌ها مبنی بر مالکیت بخش‌های جدیدی از نقاط مرزی همچون سرخس کهنه و دخالت آن‌ها در امور کلات نادری و درگز، حساسیت ناصرالدین‌شاه را برانگیخت. به همین دلیل به دستور شاه و تلاش وزارت امور خارجه ایران، دیپلماسی بین‌المللی ایران فعال‌تر شد و ایران از نفوذ انگلستان در منطقه برای پیشبرد اهداف خود و فشار به دولت روسیه استفاده کرد. از طرفی حکومت قاجار با تقویت قدرت نظامی خود در خراسان، واگذاری اختیار بیشتر به والیان این منطقه، اعزام مهندسین نقشه‌کش و استفاده از جاسوسان سعی کرد موازنه قدرت را در منطقه به نفع خود تغییر و یا حداقل وضع موجود را حفظ نماید.

    کلیدواژگان: کلات نادری، قاجار، روسیه، دیپلماسی، خراسان
  • سیده فهیمه ابراهیمی صفحات 93-104

    تشکیلات دیوانی فرارود از زمان جدایی از ایران به دلیل غلبه نظام قبیله‌ای و ایلی، سیر کاملا متفاوتی را پی گرفت. قدرت رهبران قبایل و امیران ازبک در کنار جاری بودن قوانین عرفی قبیله‌ای، تداوم نظام پیشین (نظام دیوانی تیموری) را ناممکن می ساخت. حاصل چنین چالشی در حوزه قضایی (که ارتباط مستقیم با قوانین موردپذیرش یک جامعه دارد)، در گام نخست تقابل عرف قبیله‌ای و شرع اسلامی و سپس همزیستی این دو بود. واپسین حاکمان ازبک، در راستای تمرکز قدرت حکومت مرکزی و تضعیف قبایل، سیاست‌هایی ازجمله گسترش نظام دیوانی با محوریت قوانین اسلامی را در دستور کار خود قرار دادند، بنابراین نظام قضایی آن‌ها به‌ویژه در مناطق یکجانشین شریعت محور شد. مسیله مهم این بود که فرایند فوق در مسیر خود در قرن 13ق/19 م هنگام مواجهه با استعمار روسیه، در آستانه رقابت مجدد با الگوی دیگری (تغییر از مدل قبیله‌ای به روسی) قرار گرفت. در این پژوهش در بررسی همین دوره، این ابهام پی گرفته می‌شودکه نظام قضایی در فرارود عهد منغیت چگونه الگوی قانونی روس‌ها را پذیرفت و به نوع جدیدی از محاکم عرفی نزدیک شد؟ مدعای ما این است که «نظام قضایی شریعت محور فرارود عهد منغیت، پس از ورود روسها در گام نخست به رقابت با آنها پرداخت اما به دلیل ناکارآمدی، در نهایت به شیوه قهری و تحمیلی غلبه‌نظام جدید عرفی به سبک روسی راپذیرفت.

    کلیدواژگان: دیوان قضا، فرارود، روسیه، محاکم شرع و عرف
|
  • MohammadHossein Rezaei, MohammadAmin Saadat Mehr, peiman Abolbashari*, Susan Kianzadegan Pages 1-20

    The city of Mashhad was particularly important in the Islamic period due to its economic, commercial, religious and pivotal conditions in the province of Khorasan. For this reason, an active mint was established in the city during the Timurid era until 1295 AH / 1878 and during the period of Nasser Al-Din Shah Qajar (1313-1264 AH / 1896-1848) many silver coins were minted between the years 1295-1266 AH / 1878-1850. Although the Nasserian coinage system was nominally adherent to the Tehran regime, in practice each city had an autonomous system, and most city coins were minted with varying amounts of silver purity. This issue raises two questions in the field of Mashhad's main mint. 1. What was the purity of silver coins minted in Mashhad and how did it change? 2. How were the coins of Mashhad, as an important econimic city, compared to other important cities such as Tabriz, Tehran, Isfahan and Shiraz? To answer these questions, elemental analysis of coins of this period using Pixie method due to its non-destructive, high speed and accuracy, was the main basis of this study to analyze Mashhad's commitment to the central coinage system in different histories compared to other major cities in Qajar era in Iran. In this study, 30 coins in 30 different dates were used for elemental analysis, which resulted in a trend of changes in the average purity of silver in the three intervals between 90.09% 1880-1880-1280-1290.09%, 1890-1281 1290-1865 years 87.14%, 1295-1291h / 1878-1874m 84.30% and for the whole thirty-year period 88.14%, showing its position in terms of purity of silver compared to the mints of Tabriz (82%), Tehran (90%), Isfahan (84 %) and Shiraz (90%). The results of the Pixie experiment on the specimens indicated that the presence of the copper element (7.24%) and the iron element (2.35%) is higher than the normal amount, and this indicates an optional fusion for the sterilization of the silver metal. In addition, the presence of lead element (0.86%) indicates the use of lead mines (Cerussite and Galena) to produce silver metal and inaccuracy in its extraction. Also, the presence of the gold element (0.55%) can indicate the use of mines of the Cerussite type.

    Keywords: Pixie Experiment, Archaeometry, numismatic, Mashhad, Nasser Al-Din Shah Qajar
  • Jalil Ghasabi Gazkoh, Hadi Vakili*, Yousef Motevali Haghighi Pages 21-36

    The economic spirit of Germany was represented by commercial firms until the last years of the Qajar period (1322-1345 AH). The Germans had tried to find a market in order to sell their products by establishing commercial firms in most of Iran's cities, especially in Mashhad. Mashhad, as the center of Khorasan province during the Qajar period, was one of the most important cities which had great economic and commercial importance. Therefore, it was considered as an important port in northeastern Iran for the import and export of goods. By taking the excellent commercial capacity of Mashhad into account, some German merchants established businesses and commercial firms in the city. The purpose of this descriptive-analytical study is to answer the following question: Which German firms entered the field of trading in Mashhad from 1322 AH to 1345 AH and which goods were traded? Despite the lack of sources and a detailed view in the field, the findings indicate that the most significant German commercial firms which were operating in Mashhad from 1322 AH to 1345 AH were: Wangos trading, Louisville, Petag Company, IG. The commercial firms by examining the situation in the Mashhad's market, imported jade, decorative, and luxury goods to Mashhad and exported raw materials to German factories and industries.

    Keywords: Iran, Qajar period, foreign trade, Mashhad, Germany
  • Shahnaz Hatit, Alireza Abtahi*, Morteza Noraei, Abolfazl Hasanabadi Pages 37-56

    Mashhad has been a good platform for the development of the textile industry since the mid-Qajar period. In 1937, in the first Pahlavi period after modernization and basic developments, the first and the largest spinning factory in eastern Iran was launched in Mashhad, named Khosravi Khorasan Textile and Spinning Company. The establishment and expansion of the spinning factory in the Pahlavi era made Mashhad as one of the textile poles which had an effective role in the textile self-sufficiency of Iran in the 1980s. The existence of this factory, as a symbol of the identity of the Mashhad working-class community, not only directly employed thousands of workers at the factory, but also had many social effects on labor issues such as their literacy and specialized training. Moreover, some workers' neighborhoods were formed because of the spinning factory in Mashhad. The factory was faced with challenges such as economic crises and the impact of political tensions during its establishment and development period. So, the raising question is that, how did the establishment of the factory affect the economic and social situation of Mashhad? This study tries to do a document based evaluation of this local industry and its socio-economic impacts on Mashhad through a descriptive-analytical method. The findings indicate that the selection of this area for the establishment of the textile factory led Mashhad to have an effective role in industrial and employment policies and economic self-sufficiency of Mashhad as one of the Iranian textile poles in the Pahlavi era

    Keywords: Mashhad, socioeconomic situation, Textile, Spinning Factory, Spinning industry, Pahlavi era
  • Ali Rohani Ghochani, Shahrzad Sasanpour*, hossein abadian, monire kazemi rashed Pages 57-72

    During the Qajar historical period, the Qajar kings' efforts to justify and reaffirm their monarchy by supporting religious activities led to identifying religious rituals and mourning ceremonies as one of the most powerful social bases in popular culture. It should be noted that rituals and mourning ceremonies in this period, like other cultural practices, were influenced by modern thought. In fact, during the Qajar period, rituals and mourning ceremonies, which were a reflection of religious beliefs and popular culture, continued to evolve. These developments are remarkable in the way rituals and mourning ceremonies were held in the religious city of Mashhad. Along with the changes that took place in the formulation of these ceremonies, the various theoretical perspectives and discourses on these ceremonies enabled the socio-political situation to grow and reproduce. The present study uses the descriptive-analytical method and relies on cultural diffusion theory to study the evolution of ritual and mourning ceremonies in Mashhad during the Qajar period

    Keywords: Qajar Era. Khorasan, Mashhad. Cultural Diffusion Theory, Rituals, Mourning Ceremonies
  • Mahdi Vazini Afzal Pages 73-92

    One of the most neglected issues in Khorasan after the Akhal Treaty is Russia's policies of influence on the northern borders of Khorasan and Kalat-e-Naderi. With regard to archival documents, the purpose of this descriptive-analytical study is to answer the following questions: what political and economic goals the Russians were seeking in northern Khorasan, especially in Kalat-e-Naderi? And what diplomacy and policy did the Qajar government pursue against these Russian logistics policies? In a detailed and analytical-comparative approach, the findings represent that after the Merv defeat and the end of Iranian influence in Central Asia, the Qajar government on the northern borders of Khorasan faced many challenges and crises. The Russians' advance in the Central Asian region and their new claim of ownership of new parts of the border, such as Sarakhs and their involvement in the Kalat-e-Naderi and Dargaz affairs, aroused the anger of Nasser al-Din Shah. For this reason, at the behest of the Shah of Iran and the efforts of the State Department, Iran's international diplomacy became more active, and Iran used British influence in the region to pressure the Russian government. Also, by strengthening its military power in Khorasan, increasing the power of local rulers, dispatching mapping engineers and using spies, the Qajar government sought to maintain or balance the power in the region in its favor.

    Keywords: Kalat-e-Naderi, Qajar, Russia, Diplomacy, Khorasan
  • Seyde Fahime Ebrahimi Pages 93-104

    Transoxanian bureaucratic system followed a completely different course since separating from Iran due to dominance of tribal rule. The power of Uzbek tribal leaders and emirs, along with the current tribal laws, made it impossible to maintain the former system (the Timurid bureaucratic system). The result of such a challenge in the jurisdiction (which is directly related to the accepted laws of a society) was at first step, the confrontation between tribal and Islamic law and then the coexistence of these two., In order to concentrate the power of the central government and weaken the tribes, the last Uzbek rulers put on the agenda the policies such as expanding the Islamic law-based court system; Thus, their judicial system, especially in the non-nomadic areas, was centred around the Shari'a. The important issue was that the above process, on its way in the 13th century (A.H), while facing with Russian colonialism was put on the verge of competing with another pattern (changing from tribal to Russian),. In the present article examining this period, the researcher tries to investigate how the judicial system adopted the Russian legal model and approached a new type of customary courts? The researcher’s claim is that the Mangit judicial system, because of its inefficiency, as a result of the entry of a powerful new competitor, at first competed with it and then Inevitably accepted the new Russian-style customary system

    Keywords: Judicial Court, Russia, Sharia, Customary courts, Transoxiana