فهرست مطالب

پژوهش های رشد و توسعه اقتصادی - پیاپی 39 (تابستان 1399)
  • پیاپی 39 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • منصور خلیلی عراقی*، سجاد برخورداری، امین گلوانی صفحات 15-28

    این مطالعه بر آن است تا تاثیر توسعه مالی را بر کارایی هدف گذاری تورمی و سیاست پولی برای کشورهای OECD و OPEC در دوره 2017-2001 بر اساس داده های سالانه مورد بررسی قرار دهد. برای این منظور روند بلندمدت تورم که توسط فیلتر هودریک پرسکات (HP) استخراج گردیده به عنوان پراکسی نرخ تورم هدف در نظر گرفته شده است و تفاوت آن از نرخ تورم واقعی به عنوان متغیر وابسته وارد مدل شده است و همچنین از شاخص جامع معرفی شده توسط صندوق بین المللی پول در سال 2016 که با استفاده از منطق فازی بهینه گردیده است، به عنوان پراکسی توسعه مالی بهره گرفته شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد در کشورهای OPEC توسعه مالی نسبت به کارایی سیاست پولی از طریق رشد تولید خنثی می باشد که با نظریه خنثایی پول سازگار می باشد و همچنین توسعه مالی باعث تشدید کارایی هدف گذاری تورمی در این کشورها شده است. از طرف دیگر نتایج مطالعه نشان می دهد در کشورهای OECDتوسعه مالی نسبت به کارایی سیاست پولی از طریق رشد تولید خنثی می باشد، اما برخلاف کشورهای OPEC، توسعه مالی نسبت به کارایی هدف گذاری تورمی در دوره مورد بررسی خنثی می باشد، که موید این موضوع می باشد که سطح بالای توسعه مالی، کارایی هدف گذاری تورمی را تضعیف می نماید.

    کلیدواژگان: هدف گذاری تورمی، توسعه مالی، شاخص ترکیبی، کارایی سیاست پولی، منطق فازی
  • علی سرخوش سرا، خدیجه نصراللهی*، کریم آذربایجانی، رسول بخشی دستجردی صفحات 29-54

    کاهش نابرابری و برقراری عدالت اجتماعی از طریق ایجاد تعادل در توزیع درآمد و ثروت یکی از دغدغه های سیاست گذاران اقتصادی بوده و در ایران نیز مورد تاکید قانون اساسی قرارگرفته است. در این میان، تبیین ارتباط میان نابرابری و عوامل موثر بر آن از عرصه های چالش برانگیز مباحث اقتصادی در دهه های اخیر بوده و با وجود تحقیقات گسترده در این زمینه، هنوز هم موضوعات مبهم فراوانی در این خصوص وجود دارد. در این راستا در چند سال اخیر فرضیه های جدیدی توسط توماس پیکتی اقتصاددان فرانسوی در زمینه عوامل اصلی گسترش نابرابری ارایه شده است. پیکتی در تحلیل های خود عامل اصلی نابرابری را شکاف بین نرخ بازده سرمایه و نرخ رشد اقتصادی (r-g) می داند. اما علیرغم ارایه توضیحات منطقی سازگار با تغییرات در الگوهای نابرابری، هیچ آزمون تجربی برای زنجیره علمی-نظری خود انجام نداده است. لذا این سوال مطرح می شود که فرضیه پیکتی از نظر تجربی چه قدر قابل تایید بوده و توانایی توضیح افزایش نابرابری کشورهای مختلف را دارد؟ بدین منظور این پژوهش، با استفاده از الگوی خود توضیح برداری ساختاری (SVAR) و در طی دوره 1394-1352 به تحلیل عوامل موثر بر نابرابری درآمدی در ایران در چارچوب دیدگاه های توماس پیکتی پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد که افزایش شکاف (r-g) ارتباط مثبت و معنی داری با افزایش نابرابری و سهم سرمایه از درآمد ملی در ایران نداشته و شواهد محکمی برای تایید فرضیه پیکتی در ایران وجود ندارد. همانطور که عجم اغلو و رابینستون (2015) مطرح می کنند این نتیجه می تواند ناشی از در نظر نگرفتن نقش سیستماتیک نهادها و عوامل سیاسی در شکل گیری نابرابری، توسط پیکتی باشد.

    کلیدواژگان: نابرابری درآمدی، نرخ بازده سرمایه، رشد اقتصادی، مدل خود توضیح برداری ساختاری
  • علیرضا کازرونی، حسین اصغرپور، مریم نفیسی مقدم* صفحات 55-74
    هدف مطالعه حاضر بررسی اثر شاخص ثبات سیاسی و دموکراسی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب عضو سازمان همکاری اسلامی (OIC) می باشد. برای این منظور از روش پانل پویا در چارچوب روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی برای 34 کشور عضو OIC در بازه زمانی 2014-1986 استفاده شده است. برای اندازه گیری شاخص ثبات سیاسی با توجه به شرایط کشورهای مورد مطالعه از پنج مولفه درگیری داخلی، درگیری خارجی، دخالت نظامیان در سیاست، تنش های مذهبی و تنش های نژادی استفاده خواهد شد. نتایج حاصل از تخمین الگوهای رشد برای این مولفه ها نشان می دهد که کاهش جنگ داخلی اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی در کشورهای مورد بررسی دارد و سایر مولفه های ثبات سیاسی اثر معناداری بر رشد اقتصادی ندارند. در ادامه الگوی رشد دیگری با استفاده از شاخص ترکیبی ثبات سیاسی و نیز شاخص های دموکراسی طراحی شده است. این شاخص متشکل از پنج مولفه فوق است که با استفاده از روش تحلیل مولفه های اساسی PCA بدست آمده است. نتایج حاکی از آن است که ثبات سیاسی و دموکراسی تاثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی در کشورهای OIC دارد. لذا برقراری ثبات سیاسی و دموکراسی در این کشورها همانند سایر کشورهای در حال توسعه می تواند موجبات تسریع رشد اقتصادی را فراهم نماید.
    کلیدواژگان: رشد اقتصادی، ثبات سیاسی، دموکراسی، سازمان همکاری اسلامی، پانل پویا
  • جواد خلیل زاده*، حسن حیدری، سحر بشیری صفحات 75-92

    در این پژوهش تاثیر مخارج دولت توام با حجم اعتبارات بانکی بر روی رشد اقتصادی در ایران با در نظر گرفتن نقش سیاست های پولی در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی مورد مطالعه قرارگرفته است. بدین منظور ابتدا مدلی متشکل از بخش های خانوار، تولید، دولت و نفت، بانک ها و موسسات مالی واسطه و مقام پولی برای اقتصاد ایران تعریف شد. سپس مدل مطالعه تصریح و معادلات هر بخش تبیین گردید. پس از مشخص شدن فروض، خصوصیات و نحوه ارتباط بخش های مختلف مدل با همدیگر نسبت به بهینه یابی هر بخش بسته به نوع هدف هر کدام اقدام گردید. پس از شبیه سازی مدل، به کمک نسبت های واقعی و شبیه سازی شده و همچنین با استفاده از گشتاورهای متغیرها، مدل مورد برازش واقع و در نهایت توابع عکس العمل آنی مربوط به شوک مخارج دولت بر روی متغیرهای تولید، مصرف، سرمایه گذاری، تسهیلات و سپرده های بانکی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت که نتایج حاصله در غالب موارد منطبق با انتظارات تیوریک و واقعیات اقتصادی کشور بوده است.

    کلیدواژگان: مخارج دولت، اعتبارات بانکی، رشد اقتصادی، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
  • علی محمدی پور، علی سلمان پور زنوز*، سید فخرالدین فخرحسینی صفحات 93-112

    با تاکید بر طراحی مسیرهای چهارگانه تاثیرگذاری نفت و انرژی بر اقتصاد ایران، یک الگوی جامع نیوکینزی تعادل عمومی پویای تصادفی شبیه سازی گردیده است. در مطالعه حاضر شوک های وارده بر دو مسیر مهم پایه پولی و درآمدهای نفتی دولت آنالیز می شود. تکانه پولی علاوه بر تورم، به صورت آنی بر نرخ ارز اسمی و حقیقی، سرمایه گذاری بنگاه ها، اشتغال، تولید، واردات کالاهای مصرفی و سرمایه ای، تاثیرات مثبت داشته و تکانه درآمدهای ارزی نفتی نیز با افزایش مخارج عمرانی و جاری دولت، سطح عمومی قیمت ها، واردات کالاهای سرمایه ای و مصرفی و مصرف خانوار در دوره اول، طرف تقاضای اقتصاد را به صورت مقطعی منبسط نموده و تولید غیرنفتی را به میزان 8/0% افزایش می دهد. در مقابل با کاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی و اشتغال، تولید غیرنفتی طی 2 دوره بشدت کاهش یافته و حتی از وضعیت با ثبات بلندمدت نیز تنزل می یابد که به مفهوم تحقق پدیده نفرین منابع در اقتصاد ایران می باشد. از طرفی نیز در نتیجه وقوع شوک درآمدهای نفتی، همزمان با افزایش هزینه های عمرانی دولت و کاهش سرمایه گذاری بنگاه ها، وقوع اثر برون رانی در اقتصاد ایران تقویت می گردد.

    کلیدواژگان: پایه پولی، درآمدهای نفتی دولت، مدل تعادل عمومی پویای تصادفی، نفرین منابع و اثر برون رانی
  • محمدشریف کریمی*، مریم حیدریان، معصومه دورباش صفحات 113-132

    ایجاد امنیت یکی از بسترهای مهم رشد اقتصادی است و مهمترین اثرات اقتصادی امنیت در پدیده سرمایه گذاری و رشد اقتصادی تبلور می یابد. استقرار امنیت در جامعه متاثر از عوامل مختلفی است که در این میان نهادهای موجود در جامعه و دولت مهمترین این عوامل محسوب می شوند. نزاع های داخلی و خارجی هرکدام به نوبه خود باعث تزلزل در امنیت و در نتیجه بی ثباتی رشد اقتصادی یک کشور خواهد شد. لذا در این پژوهش تلاش شده است، به بررسی اثر نزاع های داخلی و خارجی بر رشد اقتصادی در کشورهای منطقه خاورمیانه طی دوره زمانی 1996-2018 پرداخته شود. با بررسی ماهیت و نحوه اثرگذاری نزاع ها بر رشد اقتصادی، ابتدا اثرات نزاع خارجی بر نزاع داخلی در قالب یک مدل پروبیت پانلی، سپس در دو مدل جداگانه اثرگذاری نزاع های داخلی و خارجی را بر شاخص کیفیت موسسات و یکپارچگی اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و در نهایت در یک مدل گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی اثرگذاری همزمان نزاع های داخلی و خارجی، شاخص های کیفیت موسسات و یکپارچگی اقتصادی بر رشد اقتصادی بررسی شده است. نتایج برآورد مدل ها حاکی از اثر مثبت نزاع های خارجی بر داخلی و سپس اثرات منفی نزاع های داخلی و خارجی بر کیفیت موسسات و یکپارچگی اقتصادی در کشورهای مورد بررسی بوده است. در مدل نهایی نیز افزایش نزاع های داخلی و خارجی موجب کاهش رشد اقتصادی کشورهای خاورمیانه شده است. البته اثر منفی نزاع های خارجی بیشتر از نزاع های داخلی در مدل رشد اقتصادی بوده است.

    کلیدواژگان: نزاع های داخلی، نزاع های خارجی، رشد اقتصادی، یکپارچگی اقتصادی، کیفیت موسسات
  • کاوه درخشانی درآبی*، یوسف محنت فر صفحات 133-148

    از دهه 1990 به طور گسترده ای نقش نهادها و کیفیت حکمرانی و در کنار آنها سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از عوامل موثر بر توسعه مورد تاکید قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی نقش و سهم موانع نهادی و اجتماعی در کنار عوامل اقتصادی و فنی در فرایند توسعه است. نتایج بدست آمده از تحلیل پرسشنامه ها با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی نشان می دهد که عوامل سرمایه اجتماعی و کیفیت نهادی که با سرفصل های عوامل سیاستی و سیاسی، عوامل فرهنگی و اجتماعی، و عوامل مدیریتی و نیروی انسانی لحاظ گردیده اند به ترتیب با وزن محاسبه شده 31/0، 14/0، 11/0 اولویت نخست، اولویت سوم، و اولویت چهارم در موانع توسعه صنعتی بوده اند، لازم به ذکر است که عوامل مالی و فنی به ترتیب با ضریب اهمیت 21/0 و 08/0 اولویت های دوم و ششم بوده اند، همچنین موانع زیرساختی و عوامل محدویت در دسترسی به منابع و مواد اولیه به ترتیب با ضریب اهمیت 1/0 و 05/0 در اولویت های پنجم و هفتم قرار دارند.

    کلیدواژگان: کیفیت نهادی، حکمرانی خوب، سرمایه اجتماعی، توسعه صنعتی
|
  • Mansour Khalili Iraqi *, Sajad Barkhordari, Amin Gallavani Pages 15-28

    This study attempts to find out the impact of financial development on inflation targeting and monetary policy efficiency in OECD and OPEC countries for the period 2001-2017 based on annual data. For this purpose, the long-term inflation trend, which was extracted by the Hodrick Prescott (HP) filter, is considered as a proxy for the target inflation rate, and the difference between this proxy and the actual inflation rate was entered to the model as a dependent variable. Also, the broad-based index, which had been introduced by the International Monetary Fund (IMF) in 2016, optimized by using fuzzy logic, has been used as a proxy for financial development. The results show that in OPEC countries, financial development has been neutral on monetary policy efficiency through output growth, which is consistent with the monetary neutral theory, and also financial development strengthen the efficiency of inflation targeting in these countries. On the other hand, the study indicates in OECD countries, financial development has been neutral on monetary policy efficiency through output growth, and unlike in OPEC countries, financial development has been neutral on inflation targeting efficiency in the period under review. This confirms that a high level of financial development reduces the efficiency of inflation targeting.

    Keywords: Inflation targeting, financial development, Combined Indicator, Monetary Policy Efficiency, Fuzzy logic
  • Ali Sarkhosh Sara, Khadije Nasrollahi *, Karim Azarbaiejani, Rasoul Bakhsi Dastjerdi Pages 29-54

    Reduction of inequality and social justice by balancing the distribution of income and wealth is one of the concerns of economic policy makers and has been underlined by the constitution law in Iran. In the meantime, the explanation of the relationship between inequality and the factors affecting it has been a challenging area of economic debate in recent decades, and despite extensive research in this area, there are still many ambiguous issues in this regard. In this regard, in recent years, a new hypothesis has been presented by the French economist Thomas Piketty. In his analysis, Piketty's main factor of inequality is the gap between the rate of return on capital and the economic growth rate (r-g). But, despite offering logical explanations consistent with changes in the patterns of inequality, no empirical test has been done for the scientific-theoretical chain. Therefore, the question arises as to how much Piketty's hypothesis is empirically convincing and capable of explaining the rise of inequality for different countries? For this purpose, this paper, using the Structural Vector Autoregressive pattern (SVAR), analyzes the factors affecting income inequality in Iran within the framework of Thomas Piketty's perspective during the period of 1973-2016. The results of this study showed that the increase of gap (r-g) has no positive and significant relationship with the increase of inequality and share of capital from national income in Iran and there is no evidence to confirm Piketty's hypothesis in Iran.

    Keywords: Income Inequality, Rate of Return on Captial, Economic Growth
  • Alireza Kazerooni, Hosein Asgharpur, Maryam Nafisi Moghadam * Pages 55-74
    The purpose of this study is to investigate the effect of political stability and democracy on economic growth in member countries of the Organisation of Islamic Cooperation (OIC). This study estimated panel regression using a Generalizes Method of Moments (GMM) framework, on a sample of 34 OIC member countries for the period of 1986-2014. In this research, a composite indicator of Internal Conflict, External Conflict, Military in Politics, Ethnic and Religius Tensions Religion in Politics has been used to calculate the political stability index using the principal components analysis method (PCA). The results of the research show that political stability and democracy have a significant positive role in the economic growth.
    Keywords: Economic Growth, Political stability, Democracy, the Organisation of Islamic Cooperation (OIC), Dynamic Panel
  • Javad Khalilzadeh*, Hassan Heidari, Sahar Bashiri Pages 75-92

    In this paper, the effect of government expenditures with the volume of bank credits on economic growth in Iran, considering the role of monetary policy in the form of a dynamic stochastic genral equilibrium model is studied. for this purpose, we first defined a model consisting of households, production sector, government and oil, banks and intermediary financial institutions and the monetary status for the Iranian economy. Then, the model of the study was specified and the equations of each section were explained. After specifying the assumptions, characteristics and relationship of different parts of the model with each other, each section was optimized. After simulating the model, the model was fitted with real and simulated ratios and also using the torque variables and finally, the effects of the impuls response to the shock of government expenditures on the variables of production, consumption, investment, facilities and bank deposits were investigated that in many cases, the results have been consistent with the theoretical expectations and economic realities of the country.

    Keywords: Government Expenditures, Bank Credits, Monetary Policy, DSGE Model
  • Ali Mohammadipour, Ali Salmanpour Znouz *, Seyed Fakhreddin Fakhrhosseini Pages 93-112

    Emphasizing on designing the four paths of oil and energy impact on the Iranian economy, a New-Keynesian comprehensive DSGE model is simulated. In the present study, shocks in the form of two important paths monetary base and government oil revenues are analyzed. Monetary impulses, in addition to inflation, instantly have a positive impact on nominal and real exchange rates, firms’ investment, employment, production, import of consumer and capital goods. The impulse for government oil revenues in the first period will also increase government development and current expenditure, general price level, import of capital and consumer goods, and household consumption. Then the demand side of the economy is expanded cross-sectionally and increased non-oil production at the rate of 0.8%. In contrast, with the decline in private sector investment and employment, non-oil production has fallen sharply over two periods, even falling from a stable long-term situation, which means that the Resource Curse in the Iranian economy is realizing. On the other hand, as a result of the shocks in oil revenues, the Crowding-Out Effect on the Iranian economy will be strengthened as government capital spending increases and firms' investments decrease.

    Keywords: Monetary Base, Government Oil Revenues, Dynamic Stochastic General Equilibrium Model, Resource Curse, Crowding-Out Effect
  • MohammadSharif Karimi *, Marayam Haidarian, Masomeh Dorbash Pages 113-132

    Establishing security is one of the important pillars of economic growth and the most important economic impact of security in the phenomenon of investment and economic growth is observed. The establishment of security in society is influenced by several factors, among which the institutions in the society and government are the most important of these factors. In both internal and external conflicts, each of them, in turn, will undermine security and, as a result, will undermine the economic growth of a country. Therefore, in this research, we tried to study the effect of internal and external conflicts on economic growth in Middle East countries during the period 1996-2018. By examining the nature and effect of conflicts on economic growth, first, the effect of external conflict on internal conflict in the form of a panel probe model, then in two separate models of the impact of internal and external disputes on the quality of institutions and economic integration indexes are examined. Finally, in a generalized method of moments system the simultaneous influence of internal and external conflicts, quality of institutions indicators and economic integration on economic growth have been investigated. The results of the model estimation show the positive effects of external conflicts on the internal conflicts and then the negative effects of internal and external conflicts on the quality of institutions and economic integration. In the final model, the increase in domestic and foreign conflicts has led to a decline in Middle East economic growth. Of course, the negative effects of foreign conflicts have been more than internal conflicts in the economic growth model.

    Keywords: Internal Conflicts, External Conflicts, Economic Growth, Economic Integration, Quality of Institutions
  • Kaveh Derakhshani Darabi *, Yousef Mehnatfar Pages 133-148

    Since the 1990s, the role of institutions and the quality of governance along with social capital has been widely recognized as the factors of development. Therefore, the main purpose of this study is to examine the role and contribution of institutional arrangements and social capital on the development process.So, in this study, the role and importance of these factors is examined along with economical and technical factors in the process of industrial development using the hierarchical analysis approach. The results show that the social capital and institutional quality factors which are included with the headings of policy and political factors, cultural and social factors, and management and human resources factors are respectively calculated with the weight of 0.31, 0.14, 0.11, as the first priority, the third priority and the fourth priority of the barriers to industrial development. The results also show that the financial and technical factors with the weigh of 0.12 and 0.08, respectively, are the second and sixth priorities. The infrastructure deficiency and limitations in access to resources and raw materials, respectively, with a coefficient of 0.1 and 0.05 are the fifth and seventh priorities.

    Keywords: Institutional Quality, Good Governance, Social Capital, Industrial Development