فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 2 (پیاپی 21، پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهدی طالب، زهرا درویشی* صفحات 293-312

    نزاع دسته جمعی در جامعه از جمله مسایلی است که می تواند آرامش و امنیت و درنتیجه کیفیت زندگی مردم را به خطر اندازد. در پژوهش حاضر مسیله ی اصلی پژوهشگران مطالعه ریشه های نزاع های دسته جمعی بین چند نسل در روستای امام زاده عبدالله(علیه السلام) است که در محدوده سیاسی بخش مرکزی شهرستان هندیجان از توابع استان خوزستان قرار دارد. پژوهشگران در این پژوهش از روش کیفی برای دستیابی به اهداف اساسی پژوهش بهره برده اند. پژوهشگران به منظور گردآوری داده ها از تکنیک هایی همچون مصاحبه و مشاهده سود جسته اند. تجزیه وتحلیل داده ها با تکنیک تحلیل تماتیک صورت گرفته است. نگارندگان با دو گروه 6 نفره و 3 نفره مصاحبه کرده اند. همچنین با 5 نفر به صورت فردی مصاحبه کیفی انجام داده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند آنچه به عنوان عوامل اقتصادی بین سه نسل زمینه ساز نزاع شده، در نسل اول و دوم نزاع بر سر جای کاه خرمن، آب چاه، خوردن محصول توسط احشام و در نسل سوم نزاع بر سر چاه نفت، زمین کشارزی و حقوق مالکیت بوده است. از جمله عوامل فرهنگی که در بین سه نسل زمینه ی نزاع را به وجود آورده است طایفه گرایی، تعصب طایفه ای و نادیده گرفتن عرف بوده است. منتهی در نسل سوم نزاع بر سر تعصب طایفه ای نسبت به نسل اول و دوم کمتر شده است. نتایج حاکی از آن است که نبود تعریف دقیق و روشن از حقوق مالکیت باعث شده است که بین نسل اول و سوم در بعد اقتصادی شاهد افزایش نزاع باشیم. همچنین متفاوت بودن ارزش های اجتماعی نسل اول و سوم  در بعد فرهنگی باعث بروز اختلافات شده است. از جمله راهکار برای کاهش نزاع در روستا ایجاد مراکز مشاوره و افزایش آگاهی از آسیب های اجتماعی و حقوقی ناشی از وقوع آن است.

    کلیدواژگان: نزاع دسته جمعی، حقوق مالکیت، ریشه های نزاع بین سه نسل، روش کیفی، استان خوزستان، روستای امام زاده عبدالله (علیه اسلام)
  • حاتم حسینی*، رسول صادقی، اردشیر رضایی صفحات 313-338
    سن ازدواج دختران به طور قابل توجهی در ایران طی سه دهه گذشته افزایش یافته است. از منظر اجتماعی- جمعیتی تاخیر در ازدواج و تغییر الگوهای زناشویی پیامدها و الزامات سیاستی بسیاری دارد. تاخیر در ازدواج دختران طول دوره ی فرزندآوری و نیز طول نسل های بعد را تحت تاثیر قرار می دهد. هدف این مقاله، بررسی و تبیین تاخیر در ازدواج دختران در بستر توسعه ی اقتصادی اجتماعی و تغییرات موقعیت زنان در شهرستان های ایران است. روش تحقیق تحلیل ثانویه ی داده-های سرشماری 1395 برای 428 شهرستان کشور می باشد. نتایج نشان داد که در حدود 10 درصد شهرستان های مورد بررسی نسبت تجرد دختران 29-25 ساله بیش تر از 30 درصد است. بر پایه ی نتایج بررسی، الگوی جغرافیایی و فرهنگی خاصی در تاخیر ازدواج دختران در ایران وجود دارد. تجربه تاخیر در ازدواج دختران در شهرستان های غربی کشور بیش تر از سایر مناطق ایران است. نتایج تحلیل های چندمتغیره نشان داد که نسبت تجرد مردان، عدم تعادل در بازار ازدواج، استقلال زنان، میزان بیکاری مردان و درجه ی توسعه یافتگی شهرستان ها به ترتیب بیش ترین تاثیر را در تبیین تاخیر در ازدواج دختران دارند. بنابراین، کاهش نابرابری توسعه ای و بهبود وضعیت اشتغال مردان می تواند در کاهش تاخیر ازدواج دختران موثر افتد.
    کلیدواژگان: سن ازدواج، تاخیر ازدواج، استقلال زنان، عدم تعادل در بازار ازدواج، شاخص توسعه
  • نعمت الله شریف نژاد، حمید صابری*، احمد خادم الحسینی صفحات 339-360

    هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیرات ساختار درآمدی شهرداری های مناطق شهری اصفهان بر میزان توسعه ی شهری و ارایه ی راهکارهای اجرایی برای رسیدن به وضعیت مطلوب می باشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی است که برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از روش اسنادی و تحقیقات میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در راستای اولویت بندی شهرداری های مناطق اصفهان از منظر درآمدی و توسعه ی شهری از مدل VIKOR و ANP و برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار GIS استفاده شده است. جامعه ی آماری پژوهش نیز شهروندان بالای 15سال شهر اصفهان بوده که 450 نفر به صورت روش تصادفی ساده مورد پرسشگری قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که درآمد کل شهرداری های اصفهان در وضعیت مطلوبی قرار دارد، ولی از نظر درآمدهای پایدار تنها شهرداری های مناطق 10 و 14 دارای وضعیت مطلوب و شهرداری منطقه 7 دارای وضعیت متوسط می باشند. همچنین نتایج حاکی از آن است که درآمد کل شهرداری، درآمد پایدار شهرداری و همچنین توسعه یافتگی تنها در دو منطقه ی 4 و 7 رابطه ی مستقیمی با هم دارند. همچنین در مناطق 1، 3، 6، 8، 12 و 14 بین درآمد کل شهرداری و توسعه یافتگی و در مناطق 2، 9، 11 و 15 بین درآمد پایدار شهرداری و توسعه یافتگی رابطه ی مستقیمی وجود دارد. با این تفاسیر می توان عنوان کرد که درآمد کل شهرداری عاملی برای توسعه یافتگی مناطق شهرداری محسوب می گردد، درحالی که درآمد پایدار لزوما چنین تاثیری را نشان نمی دهد.

    کلیدواژگان: ساختار درآمدی، شهرداری، توسعه ی شهری، کلان شهر اصفهان
  • ولی الله رستمعلی زاده*، قربان حسینی صفحات 361-386

    هدف اصلی این تحقیق، بررسی موانع سرمایه گذاری و کسب و کار در مناطق روستایی مرزی ایران است. در این مطالعه از 38 مشارکت کننده که شامل کارآفرینان، فعالان و صاحبان کسب و کار روستایی مناطق مرزی کشور و همچنین مسیولان، مدیران و کارشناسان بخش امور روستایی و اقتصادی استان های مرزی کشور، به منظور جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با روش های تحلیل کیفی بخصوص روش تحلیل مضمون، تحلیل شده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که موانع سرمایه گذاری در مناطق مرزی روستایی کشور، در چهار بخش اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، نهادی  و کالبدی و دسترسی قرار دارند. در بخش اقتصادی، "دسترسی به تسهیلات و منابع مالی و اقتصادی"، "خام فروشی و نبود امکانات فرآوری محصولات تولیدی روستایی"، "مشکلات بازاریابی و دسترسی به بازارهای فروش" و "برجسته نبودن مزیت های سرمایه گذاری در مناطق مرزی/ سیاست های تشویقی و حمایتی از تولید در مرز" قرار دارند. در بخش اجتماعی- فرهنگی، "بازدهی پایین و ضعف آموزش و توانمندسازی روستایی" قرار دارد. در بخش نهادی، "مشکلات نهادی و قانونی در خصوص کسب مجوزهای لازم و ناهماهنگی دستگاه های محلی و استانی"، "مشکلات مربوط به کمبود زمین و عدم تغییر کاربری اراضی"، "برجسته نبودن مزیت های سرمایه گذاری در مناطق مرزی/ سیاست های تشویقی و حمایتی از تولید" و "بن بست های مرزی و مسایل بازارچه ها" قرار دارد. در بخش کالبدی و دسترسی، "ضعف در تسهیلات و زیرساخت های روستاهای مناطق مرزی به خصوص جاده های دسترسی" قرار دارد..

    کلیدواژگان: مناطق مرزی ایران، روستاهای مرزی ایران، موانع اجتماعی-فرهنگی، موانع سرمایه گذاری، موانع کسب و کار
  • ناصر پوررضا کریم سرا، حسین دهقان* صفحات 387-408
    برپایه مفهوم سازی جیمز کلمن و رابرت پاتنام سرمایه اجتماعی بین فردی در مورد روابط مبتنی بر اعتماد و همچنین داد و ستد عمومی ونه الزاما مالی بین کنشگران شبکه های اجتماعی غیر مجازی سخن می گوید. ناگفته پیدا است که اینگونه مناسبات اجتماعی، در فضاهایی شکل می گیرد که پیشینه زیست بوم گروه های انسانی در آنها وجود داشته باشد. بر این اساس فضاهای شهری گوناگون به عنوان زیست بوم غالب انسانی در جهان کنونی نقش مهمی را در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی به ویژه از نوع بین فردی می تواند ایفاء کند. از همین رو این مقاله به بررسی نقش مگامال ها و مغازه های محلی به عنوان فضاهای مختلف شهری در انواع سرمایه اجتماعی شهروندان تهرانی متمرکز شده است. نمونه آماری پژوهش حاضر 416 نفر از سه مجتمع تجاری واقع در شهر تهران و مغازه های محلی واقع در شعاع 500 متری این مراکز خرید برای نمونه گیری انتخاب شده اند. این سه مگامال و مجتمع تجاری عبارتند از: مجتمع تجاری پالادیوم درمنطقه 1، مگامال اکباتان در منطقه 5 و مجتمع تجاری کیان در منطقه 17. همچنین انتخاب پاسخگویان در مراکز خرید و مغازه های محلی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک و دریافت اطلاعات از آنها از طریق مصاحبه ساخت یافته صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد، مراجعه به مگامال ها با ضریب 117/0- رابطه عکس بر سرمایه اجتماعی پل زننده دارد و با ضریب 15/0 تاثیر مستقیم بر سرمایه اجتماعی پیوندی داشته و سرمایه اجتماعی پل زننده با ضریب 240/0 تاثیر مستقیم بر روی سرمایه اجتماعی پیوندی دارد. در سوی دیگر اما، خرید از مغازه های محلی با ضریب 15/0- تاثیر مستقیم کاهنده بر سرمایه اجتماعی پیوندی را نشان می دهد. به بیان دیگر میزان مراجعه کنشگر به مگامال کاهش سرمایه اجتماعی پل زننده را در پی دارد. سرمایه اجتماعی پل زننده بیشتر متکی به شبکه های اجتماعی از نوع پیوند ضعیف است یعنی شبکه روابط اجتماعی بین فرد با آشنایان، دوستان غیر صمیمی، خویشاوندان دور و... که عملا رابطه با آنها می تواند پلی بین شبکه های مختلف را فراهم آورد. در مقابل اما هر چه میزان مراجعه فرد به مگامال افزایش می یابد، با توجه به الگوی مراجعه و خرید در مجتمع های تجاری که بیشتر خانواده محور است، سرمایه اجتماعی پیوندی یا همان سرمایه اجتماعی درون شبکه های با پیوند قوی افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، سرمایه اجتماعی پیوندی، سرمایه اجتماعی پل زننده، مگامال، مغازه های محلی
  • عبدالحسین کلانتری*، حسن بخشی زاده صفحات 409-436
    بررسی و کسب دانش از نحوه تغییرات اجتماعی شهر در دوره های تاریخی متعدد بالاخص در اوایل توسعه و گسترش شهر، از اهمیت به سزایی در جامعه شناسی شهری برخوردار است. لذا هدف این مقاله، بررسی تغییرات اجتماعی شهر تهران در دوره پهلوی اول (1304-1321) است. در ارتباط با روش تحقیق، تحلیل تاریخی و تحلیل هرمنوتیک تفسیری به موازات یکدیگر در اینجا استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که: شهر تهرانی که در در اواخر دوره قاجاریه، تهران با هرج و مرج و ضعف قدرت مرکزی روبرو شده بود، در طی سال های 1300 تا 1320 شاهد تغییرات و تحولاتی بود که تا آن مقطع تاریخی تجربه نکرده بود. تغییراتی (نظیر پیدایش دیوانسالاری، اجرای سیستم جدید مدیریت شهری (بلدیه)، گسترش محلات و ایجاد محلات جدید، ایجاد ساختمان های متعدد و زیاد، ایجاد خیابان ها، توسعه فضایی شهر، حرفه ها و مشاغل جدید، مهاجرت و افزایش جمعیت شهری و...) باعث تغییر الگوهای دیرپای زندگی در شهر شد و شهرنشینی مدرن را نوید داد. در کنار این در پی سیاست های تجددگرایی، شاهد شدت گرفتن هجوم فرهنگ غربی به شکل بی سابقه ای در شهر بالاخص در معماری و شهرسازی و فرهنگ و آداب مردم در تهران هستیم. نتیجه تحقیق حاکی است که شهرنشینی جدید در ایران، با محوریت شهر تهران شکل گرفت و با نوسازی و طرح های توسعه شهری توسط دولت به تبیعت از کشورهای غربی، با ایجاد تغییرات شگرف اجتماعی و رویارویی با ناشناخته ترین مسایل شهری همراه بود. تغییراتی که مردم شهری، صرفا پذیرندگان این تغییرات هستند و خودشان را با آنها انطباق می دهند.
    کلیدواژگان: شهر، تهران، تغییرات اجتماعی، دوره پهلوی (1304-1321)
  • آسیه مهدی پور*، احمد مهدی پور، علی قاسمی اردهایی صفحات 437-458

    بروز حاشیه نشینی، الگوی نابرابر کار، شهرگرایی و کاهش تولید روستایی ازجمله پیامدهای مهاجرت از روستا محسوب می شود. بررسی میزان قصد مهاجرت و عوامل تاثیرگذار بر آن در بین روستاییان بخش کلات شهرستان آبدانان استان ایلام موضوع این مقاله است. با به کارگیری روش تحقیق پیمایش و استفاده از ابزار پرسشنامه، داده های لازم از 341 فرد 15 الی 45 ساله روستاهای آب انار، هلیوم، لرغه و آبطاف سفلی با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به دست آمده است. باتوجه به آزمون فرضیه ها، معناداری رابطه آماری بین متغیرهای محل سکونت، وضع شغلی، نوع شغل، مالکیت زمین کشاورزی، همبستگی اجتماعی، احساس تعلق به مکان، احساس امنیت و رضایت از درآمد با قصد مهاجرت از روستا تایید شد. نتایج تحلیل های چند متغیره نشان می دهد متغیرهای واردشده به معادله رگرسیون چند متغیره 85 درصد از تغییرات میزان قصد مهاجرت را تبیین کرده اند. در میان متغیرهای مستقل، متغیرهای احساس تعلق به مکان و میزان رضایت از درآمد مهم ترین مقوله های اثرگذار بر قصد مهاجرت روستاییان است. این متغیرها علاوه بر اثرگذاری مستقیم بر قصد مهاجرت، از طریق اثر پذیرفتن از سایر مقوله های اجتماعی و اقتصادی، اثرات غیرمستقیم این متغیرهای مستقل را بر میزان قصد مهاجرت از روستا منتقل می کنند.

    کلیدواژگان: تعلق به مکان، رضایت از درآمد، قصد مهاجرت از روستا، همبستگی اجتماعی، بخش کلات آبدانان
  • میثم کریم خانی*، سعید الاهی صفحات 459-482

    دام در زندگی مردم روستایی تاثیری حیاتی دارد که از آن جمله می توان به تامین درآمد از طریق فروش گوشت یا محصولات جانبی، امنیت غذایی، شخم زنی، تامین کود برای افزایش باروری خاک، و ابزار سرمایه گذاری اشاره کرد. در نواحی روستایی، سوانح طبیعی هم چون زلزله با آسیب به زیرساخت های نگهداری دام و به تبع آن خود دام ها معیشت و اشتغال مردم محلی را تحت الشعاع قرار می دهند و امکان بازیابی را دشوار می سازند. لذا طرح های بازسازی در نواحی روستایی باید الزاما موضوعات پیرامون دام را نیز مدنظر قرار دهند. با این حال، مطالعات صورت گرفته در کشور در زمینه تجارب کمک رسانی و بازسازی مناطق زلزله زده گواه آن است که به این موضوع کمتر توجه شده است. برای اولین بار در کشور و پس از زلزله کرمانشاه یک نیکوکار برای زلزله زدگان 19 روستا از توابع شهرستان ثلاث باباجانی استان کرمانشاه 507 دستگاه آغل ساخت. پژوهش حاضر، ضمن معرفی ابعاد مختلف این طرح، اثربخشی آن را با استفاده از روش ارزیابی هدف-محور مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاکی از آن هستند که تنها 62 درصد از کل آغل های ساخته شده به عنوان جایگاه دام (یعنی کاربری هدف) مورد استفاده قرار گرفته اند و مابقی به دلایل مختلف به مسکن، انبار علوفه، و انبار اموال تغییر کاربری یافته و در معدودی موارد نیز بلااستفاده باقی مانده اند. در واقع، طرح مزبور تا 62 درصد اثربخشی (تامین شرایطی برای حفظ اشتغال و معیشت روستاییان زلزله زده) داشته است. با این حال، نتایج نشان می دهد که مشخصات فنی ساختمان آغل طراحی شده با شرایط اقلیمی منطقه و نیازمندی های کاربران نهایی به طور کامل منطبق نبوده و روستاییان برای آن که بتوانند به طور موثری از آن ها بهره برداری کنند، تغییرات متعددی در ساختمان آغل اعمال کرده اند. گذشته از آن، به تفکیک نقش های جنسیتی در وظایف مربوط به نگهداری دام در نواحی روستایی توجه نشده است. در هر حال، تجارب این طرح، می تواند به عنوان یک دستاورد ارزشمند در زمینه بازسازی مناطق روستایی زلزله زده مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ارزیابی، آغل، جایگاه دام، کمکرسانی، سوانح طبیعی، روستا، ثلاث باباجانی، کرمانشاه
  • ایمان اسلامی*، حسین ابراهیم زاده، اباذر اشتری مهرجردی صفحات 483-500

    این پژوهش به سنجش آن قسمت از سرمایه اجتماعی شناختی که به ارزش هایی چون مشارکت و انسجام اجتماعی مربوط می شود پرداخته است. روش تحقیق بر اساس آنالیز تحلیل شبکه ای انجام گرفته و این شبکه را کلیه بهره برداران محلی دام استان یزد تشکیل داده اند. اطلاعات کیفی و کمی مورد نیاز تحقیق از طریق مصاحبه و پرسشنامه تحلیل شبکه ای جمع آوری گردید. سپس از طریق نرم افزار های تحلیل شبکه یو.سی.آی نت و نت درا گراف روابط با استفاده از شاخص های ریاضی تراکم، اندازه، دوسویگی پیوند و تمرکز و همچنین مفاهیم حفره های ساختاری و نقاط برشی مورد آنالیز کمی و دیداری قرارگرفت. نتایج حکایت از شبکه ضعیف مشارکت در روابط بین گروهی بهره برداران دام با نمایش ساختار اجتماعی جزیره ای و روابط شکننده تحت تاثیر حفره های ساختاری متعدد است. ارزیابی شاخص های مختلف از جمله تراکم در شبکه مشارکت در حد ضعیف بدست آمد که مبین انسجام اجتماعی ضعیف و کاهش میزان تاب آوری بهره برداران دام در مواجه با تنش های محیطی است. آنالیز شاخص دوسویگی پیوند نیز نشان دهنده همکاری های متقابل ضعیف و پایداری پایین شبکه است. آنالیز شاخص های مذکور در جامعه بهره برداران دام نشان داد که ساختار روابط این جامعه از یک بی نظمی اجتماعی رنج می برد. تمرکز بالای کنشگران مرکزی در پیوندهای درونی نسبت به پیوندهای بیرونی عاملی است که مانع از شکل گیری روابط واسطه ای در سطح کلان شبکه شده است. نبود پل های ارتباطی با پراکندگی مناسب نیز باعث شده تا ابتکار و انسجام اجتماعی لازم در برخورد هوشمندانه و بموقع با مشکلات محیطی علی الخصوص خشکسالی کاهش یابد.

    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، مدیریت مشارکتی، حفره های ساختاری، روش تحلیل شبکه ای، استان یزد
  • مهین ملکی، علیرضا محسنی تبریزی، مجید کاشانی صفحات 501-524

    پژوهش حاضر باهدف تبیین جامعه شناختی تغییرات در شیوه های زندگی و فرهنگ مصرفی خانواده های ساکن در مناطق روستایی شهرستان خلخال انجام شده است. چارچوب نظری و مدل نظری با استفاده از نظریه مصرف، نظریه کاشت، الگوی مصرف تنظیم شده است. روش تحقیق از نوع پیمایش است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش را روستاییان 18 سال به بالای شهرستان خلخال تشکیل می دهد؛ که تعداد آنان طبق آمار اداره ثبت احوال 29236 نفر است. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 380 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو شیوه آمار توصیفی و استنباطی و با بهره گیری از نرم افزارهای آماری استفاده شده است. یافته های پژوهش نشانگر آن است که متغیرهای گسترش و توسعه گردشگری، استفاده از تکنولوژی های ارتباطی، تعاملات روستاییان با شهرنشینان، استقرار صنعت (ورود تکنولوژی) در مناطق روستایی و سطح پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد، با تغییرات در شیوه های زندگی و فرهنگ مصرفی خانواده ها در مناطق روستایی رابطه معنی داری وجود دارد.

    کلیدواژگان: شیوه زندگی، فرهنگ مصرفی، توسعه روستا، گردشگری، تکنولوژی، خلخال
  • بررسی طرح های توسعه شهری از منظر رویکردهای دموکراتیک
    داود کریم زاده*، زهره داودپور، سید محمدرضا خطیبی صفحات 525-544

    امروزه دموکراسی به عنوان الگویی که دارای جاذبه و مشروعیت جهانی است به یک ایدیولوژی پاسخگو در مقیاس جهانی بدل شده است. بر همین اساس نظریه های شهرسازی نیز در جهت تطبیق و دستیابی به مشروعیت زمینه ای و محتوایی، در بنیان های دانشی خود تحولاتی همسو با نظریه نظریه های دمکراسی یافته اند. با این وجود سطوح نظری برنامه ریزی در ایران نتوانسته همسویی فکری و زمانی متناسب با تحولات پارادیمیک دمکراسی داشته باشد. پژوهش حاضر تلاش کرده از طریق شیوه تحلیلی توصیفی و روش فرا تحلیل و تحولات پاردایمی به بررسی و میزان همگرایی نظام برنامه ریزی شهری ایران با نظریه هایدموکراسی بپردازد. در همین راستا با بهره گیری از ویژگی های ذاتی نظریه هایدمکراتیک و بویژه نظریه اخیر دموکراسی شورایی لایه های مختلف نظام برنامه ریزی ایران و به عنوان نمونه طرح توسعه ی شهری مهاباد تحلیل شده است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل سه گروه هدف نخست 50 نفر از ذی نفعان و کارشناسان مرتبط با طرح های توسعه ی شهری شناسایی و فرایند مصاحبه و پرسش انجام گرفته است. گروه دوم شامل 25 نفر از مدیران شهری و گروه سوم 140 نفر از شهروندان به طور تصادفی انتخاب و مورد آزمون قرار گرفته شده اند. داده های بدست آمده از پرسشنامه و مصاحبه در این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شده است. یافته های پژوهش در سه سطح 1)ارتباط برنامه ریزی و دموکراسی در ایران، 2) مقایسه ویژگی های نظریه پشتیبان طرح های توسعه شهری در انطباق با رویه های دمکراتیک، 3) ارزیابی مراحل تهیه سند طرح های توسعه شهری، نشان می دهد که نه تنها از منظر نظریه ای انطباق فکری و همزمانی پارادایمی بین نظریه هایدموکراسی و رویه های برنامه ریزی در ایران وجود نداشته بلکه در مراحل سه گانه فرایند، درونداد، برونداد طرح های توسعه شهری نیز هم افزایی چشمگیری با هنجارهای دمکراتیک نمود عینی پیدا نکرده است.

    کلیدواژگان: دموکراسی، نظریه برنامه ریزی، طرح های توسعه ی شهری، چارچوب ارزیابی دمکراتیک
  • حسین ایمانی جاجرمی*، فاطمه برغانی برزگری صفحات 545-564

    مقاله حاضر با هدف بررسی نظام اداره محله در ترکیه و مقایسه آن با ایران نوشته شده است. مقاله به تغییر و تحولات مدیریت محلی، مختار محله و وظایف آن به عنوان یکی از قدیمی ترین عناصر محلی در شهرهای ترکیه توجه کرده است. این بررسی به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نحوه تجزیه وتحلیل اطلاعات، تطبیقی است. روش مطالعه مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است که برای گردآوری اطلاعات از شیوه های اسنادی استفاده شده است. برای بررسی وضعیت و ساختار محله و مدیریت آن در کشور ترکیه به کتاب ها، مقاله ها، گزارش ها و قوانین موجود در این زمینه و همچنین وب سایت های معتبر به ویژه وب سایت شهرداری استانبول مراجعه و از طریق مطالعه اسنادی شاخص های مدیریت محله استخراج شده است. در مورد مدیریت محله در ایران نیز برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. همچنین جدول هایی مشتمل بر وظایف مدیریت محله در ایران و ترکیه به منظور مقایسه نظام اداری محله در این دو کشور تهیه شده است. یافته های مقاله نشان می دهد نظام اداره محله در ترکیه نسبت به شورایاری محله در ایران، دموکراتیک تر بوده که نشانگر نزدیکی ارتباط و مشارکت بیشتر و مستقیم تر مردم در تصمیم گیری های محله است. مختار محله برخلاف مدیریت محله در ایران با رای مستقیم مردم انتخاب می شود.

    کلیدواژگان: توسعه محلی، شورایاری، مختار محله، مدیریت محله، ترکیه
|
  • Mahdi Taleb, Zahra Darvishi * Pages 293-312

    Collective disputes can jeopardize peace and security issues, as a result, the quality of life in society. In this study, the main problem of the generation researchers pace of changes in the roots of collective disputes in the village of Holy Abdullah (AS) in the political area Hendijan the central city of Khuzestan province. Researchers have used for data collection techniques such as interviews and observations. Data analysis was performed thematic analysis technique.6-person and third-person interviews with two authors also conducted qualitative interviews with five people on an individual basis The results show that the roots of the conflict in the economic, cultural, have changed over time. The economic factors show the passage of time is what underlies the conflict. In the first and second generations of conflict over water wells. In the third generation of the Islamic Revolution and rural access to tap water, well water has decreased the importance of the struggle. Also in the first and second generation product over eating by cattle and the hay harvest Ambrosia conflict occurred, resulting in the selection of contractor for third-generation conflict over oil and land and property rights has been agriculture. Besides the dispute over the choice of contractor for oil well dispute over land can also be mentioned. Among second and third generation due to specific geographical aspects of the land dispute over property rights has increased. What cultural factors among three generations in the context of conflict have created Tayfhgrayy and tribal prejudice and ignorance is the norm. The dispute over tribal fanaticism led in the third generation of the first and second generation is less. Tayfhgrayy and intergroup marriage in the first and second generation of people has been one of the main causes of conflict and violence. Completely inter marriages between first generation and different tribes were not allowed to marry the person with the exception of your tribe. If someone had a desire to marry another clan with clan elders prevented by one. This inhibition leads to strife and sometimes hatred and turbidity was between individuals. By examining the rural youth are the third generation of a change in marriage. of their show. Third-generation set of social values have learned that varies with the values of their parents. Parents due to social and economic dependence on their children to change loop in the neck. Different values of the third generation of the large number of youth migration from villages. The results shows that ignoring convention is known as a common phenomenon among three generationsThe third generation after the death of the young generation of elders and the lack of underlying dispute is the land of their fathers.The pace of changes in Tayfhgrayy talk show that prejudice and Tayfhgrayy was higher among first and second generationSo that the elders did not accept the marriage with people of other tribes. By examining the third generation Tayfhgrayy and less biasbut still people in time of trouble and strife, though they are right there to support and advocate their clan. According to a study that so far the pace of changes over time, there has been conflict.

    Keywords: Collective Dispute, Property Rights, Qualitative Method, Khuzestan, Village of Imamzadeh Abdullah (AS)
  • Hatam Hosseini *, Rasoul Sadeghi, Ardeshir Rezaei Pages 313-338
    In Iran, over the past three decades, the age at marriage for males and females has considerably increased. From the socio-demographic viewpoint, delaying marriage and changing marital patterns have many consequences and implications. Postponing of marriage affects the length of the childbearing period as well as the length of subsequent generations. The aim of this article is to explain the delaying marriage of girls in the context of socio-economic development and women's status changes in Iranian society. The research is the secondary analysis of the 2016 Iranian census for 428 counties. The results showed that in about 10 percent of under scrutiny counties delaying marriage for girls aged 25-29 years old is more than 30 percent. Based on the results, there is a specific geographical and cultural pattern in delaying girls' marriage in Iran. The experience of delaying girls' marriage in the western counties of the country is more than in other parts of Iran. The multivariate analysis indicated that the proportion of male singlehood, marriage squeeze, female autonomy, male unemployment rate and development level of the county, respectively, had the most effect on explaining delaying in the marriage of girls. Therefore, reducing developmental inequality, and improving men's employment status can help reduce girls’ marriage delays.
    Keywords: age at marriage, Delaying in Marriage, women’s autonomy, Marriage Squeeze, Development Index
  • Nematollah Sharifnezhad, Hamid Saberi *, Ahmad Khademolhoseiny Pages 339-360

    The purpose of the present study was to investigate the impacts of the income structure of Isfahan urban municipalities on the extent of urban development and the presentation of executive solutions to achieve the desired situation. The research method is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in natures that were used documentation and field research (questionnaire) to collect data and information. Also, were used VIKOR and ANP models for data analysis in order to prioritize Isfahan municipalities from the perspective of income and urban development and was used GIS software to draw maps. The statistical population of the study was citizens over 15 years old in Isfahan city and 450 people were surveyed by simple random method. The results show that the total income of Isfahan municipalities is in desirable condition, but in terms of sustainable incomes only municipalities of 10 and 14 Zones are in desirable status and 7 is Zone in moderate condition. The results also show that the municipality's total revenue, sustainable municipal revenue, as well as development are only directly correlated in 4 and 7 Zones. There is also a direct relationship between total municipal revenue and development in 1, 3, 6, 8, 12 and 14 zones and between sustainable municipal revenue and development in 2, 9, 11 and 15 zones. These interpretations suggest that the municipality's total revenue is a factor in the development of municipal areas, while stable income does not necessarily show such an effect.

    Keywords: Income Structure, Municipality, urban development, Isfahan Metropolis
  • Valiollah Rostamalizadeh *, Ghorban Hosseini Pages 361-386

    The main purpose of this study is to investigate the barriers to investment and business in Iran's rural border regions. In this study, 38 participants including entrepreneurs, activists and business owners of rural areas of the country's border regions as well as officials, managers and experts of rural and economic affairs of the border provinces of the country were used to collect data. The collected data have been analyzed by qualitative analysis methods, especially the thematic analysis method. The results of this study show that the barriers to investment in the rural border regions of the country fall into four socio-cultural, economic, institutional and physical sectors and access. In the economic sector, "access to financial and economic facilities and resources", "crude sales and lack of processing facilities for rural products", "marketing problems and access to markets for sale" and "lack of investment frontier investment / incentives and support policies of production on the border ". In the socio-cultural sector, there is "low return on education and rural empowerment". In the institutional section, "Institutional and Legal Problems in Obtaining Necessary Licenses and Coordination of Local and Provincial Institutions", "Problems Related to Land Loss and Non-Change of Land Use", "Lack of Investment Benefits in Frontier Areas / Incentive Policies and Production Support Policies" "And" Border deadlock and market issues. “In the physical and access section, there is a "weakness in the facilities and infrastructure of border villages especially access roads"..

    Keywords: Iranian Border Villages, Socio-Cultural Barriers, Investment Barriers, Business Barriers
  • Naser Poorreza Karimsara, Hossein Dehqan * Pages 387-408
    Based on the conceptualization of James Coleman and Robert Putnam, interpersonal social capital speaks about trust-based relationships as well as reciprocity with non-virtual social networks. Indeed such social relationships take place in spaces where the ecosystems of human groups exist. Accordingly, the various urban spaces as the dominant human ecosystem in the present world can play an important role in the creation and development of social capital, especially of the interpersonal type of social capital. Therefore, this paper focuses on study the role of megamalls and local shops as different urban spaces in the types of social capital of Tehran citizens. The statistical sample of the present study was 416 people from three shopping complexes located in Tehran the capital city of Iran and local shops within 500 m of these megamalls. These three megamalls and commercial complexes are: Palladium megamall in district 1, Ekbatan megamall in district 5 and Kian megamall in district 17 of Tehran city. Also, respondents were selected in megamalls and local shops using a systematic random sampling method. The information was collected through systematic interview. The findings of the study show that shopping from megamalls has a negative effect on bridging social capital with ratio of -0.17 and has a direct effect on bonding social capital with ratio of 0.15 also bridging social capital effect with 0.24 ratio on bonding social capital. On the other hand, however, purchasing from local shops with a coefficient of -0.15 indicates a direct decreasing effect on bonding social capital. In other words, the shopping from megamalls decrise of bridging social capital. According to social network literature bridging social capital based on week tie social networks, namely the social networking of individuals with acquaintances, intimate friends, distant relatives, etc., can practically provide bridge between different networks. Conversely, due to the family pattern of shopping in megamalls, bonding social capital based on strong tie social network increases
    Keywords: Social capital, Bonding social capital, bridging social capital, Megamall
  • Abdolhosein Kalantari *, Hassan Bakhshizadeh Pages 409-436
    Investigating and acquiring knowledge of how social change has taken place in numerous historical periods, especially early in the development and expansion of the city, is of great importance in urban sociology. The purpose of this article is to examine the social changes of Tehran during the first Pahlavi period (1332-1324). Here we have used parallel research methods, historical analysis, and interpretive hermeneutics in parallel. The findings of the study show that: Tehran, which faced chaos and weakness of central power in the late Qajar period, saw changes during the period 1300 to 1320 that it had not experienced until then. Changes (such as the emergence of bureaucracy, the implementation of the new urban management system (BALDIA), the expansion of neighborhoods and the creation of new neighborhoods, the creation of numerous and numerous buildings, the creation of streets, the spatial development of the city, new occupations and jobs, the migration and growth of the urban population, etc). It changed the long-standing patterns of life in the city, promising modern urbanization. Alongside these modernization policies, we are witnessing an unprecedented intensification of Western culture in the city, especially in architecture, urbanism, and the culture and customs of the people in Tehran. The results of the study show that the new urbanization in Iran was centered on Tehran and was accompanied by modernization and urban development plans by the government to adhere to western countries, creating dramatic social changes and confronting the most unknown urban issues. The changes that urban people are simply accepting and adapting to these changes.
    Keywords: Tehran, city, Social Chang, Pahlavi Period (1304-1321)
  • Assiyeh Mahdipour *, Ahmad Mahdipour, Ali Ghasemi Ardahaee Pages 437-458

    Marginalization, unequal work patterns, urbanization, and declining rural production are among the consequences of rural migration. The subject of this article is the study of the migration intention and the factors influencing it among the villagers of Kalat section of Abdanan city of Ilam province. Using the survey method and using the questionnaire tools, the necessary data were obtained from 341 individuals aged 15 to 45 years in the villages of Ab Anar, Halivah, Lorgheh and Abtaf Sofla by sampling multi-stage clusters. According to the hypothesis test, the significance of statistical relationship between habitat variables, job status, type of job, agricultural land ownership, social solidarity, sense of belonging to place, sense of security and income satisfaction with rural migration intent was confirmed. The results of multivariate analysis show that the variables entered into the multivariate regression equation explain 85% of the changes in the rate of migration intention. Among the independent variables, the variables of feeling of belonging to the place and the level of satisfaction with income are the most important categories affecting the intention of rural migration. These variables, in addition to directly affecting the intention to migrate, by influencing other social and economic categories, transmit the indirect effects of these independent variables on the rate of migration intention from the village.

    Keywords: Intention to Migrate from the Village, Belonging to the Place, Social solidarity, Income Satisfaction, Kalat Abdanan Section
  • Meisam Karimkhani *, Saeid Elahi Pages 459-482

    Livestock has various applications in rural people's life including making money through the sale of meat or by-products, food security, ploughing, providing fertilizer to increase soil fertility, investment tool and so forth. In rural areas, natural disasters such as earthquakes damage the livestock shelter (LS) and consequently the livestock, and likewise jeopardizing the subsistence and occupation of local people. Therefore, reconstruction plans in rural areas need to address issues about livestock. However, studies on the experiences of relief and reconstruction of earthquake-stricken areas in Iran indicate that less attention has been paid to this issue. For the first time in the country, after the Kermanshah earthquake, a benefactor built 507 LSs for the earthquake survivors of 19 villages in the area of Salas-Babajani in Kermanshah province. In addition to introducing different aspects of this plan, this research has evaluated its effectiveness by using objective-based evaluation method. The results state that only 62 percent of all built-up LSs are being used as animal shelter, that is, target use. In other cases, the uses to which the rest of LSs are put are house, forage storehouse, odds and ends storehouse. Also, in a few cases, they have left unused. In fact, the plan has had 62 percent effectiveness. Nevertheless, the results show that the technical specifications of the designed LS building did not fully compliant with the region's climatic conditions and end-users requirements. Thus, the villagers have made copious changes in LS building so as to be able to exploit them effectively. However, the experiences of this plan can be used as a valuable accomplishment in the field of reconstruction of earthquake-stricken rural areas.

    Keywords: Livestock Shelter, Evaluation, Natural disasters, Rural, Salas-Babajani, Kermanshah
  • Iman Islami *, Hossein Ebrahimzadeh Asmin, Abazar Ashtari Mehrjadi Pages 483-500

    The present study has measured the part of the cognitive social capital relating to values such as participation and social cohesion. The method of this study is based on the network analysis and this network is included all local livestock beneficiaries in Yazd Province. Quantitative and qualitative information necessary for the study were collected through interviews and questionnaires of network analysis. Then through software of network analysis including UCINET and Netdraw, the relationships were analyzed using mathematical indices of density, size, link reciprocity and centralization and also the concepts of structural holes and cut points. Results indicate poor networks of participation in intergroup relationships of local beneficiaries having island social structure with fragile relationships influenced by multiple structural holes. Evaluation shows that the density index in network of participation was weak, indicating poor social cohesion and reduced resilience of livestock beneficiaries when facing with environmental stresses. The analysis of the index of link reciprocity indicates poor mutual cooperation and low stability of network. Analysis of motioned indices show that the relations structure of this community suffers from a social disorder. High centralization of central actors in internal links rather than external links is a factor preventing the formation of intermediate relationships at the macro level. Absence of these people with appropriate distribution has reduced creativity, social cohesion necessary in dealing with environmental problems especially drought.

    Keywords: Social capital, Participatory management, Structural Holes, Social network analysis, Yazd province
  • Mahin Maleki *, Alireza Mohseni Tabrizi, Majid Kashani Pages 501-524

    The theoretical framework and theoretical model were prepared using theories of scholars such as Veblen, Bourdieu, Solomon, and Giddens. The study method is of survey type, and data is collected through a researcher-made questionnaire. The statistical population of the research consists of all villagers above 18 years old in city of Khalkhal and the number is 29236, according to the Registry Office. Using Cochran formula, 380 individuals were selected employing multi-stage cluster sampling as statistical sample. Descriptive and inferential statistics, The Amos and Spss software’s were used to analyze data. Research results showed that there is a meaningful relationship between expansion variables and tourism development, the use of communication technologies, interaction of villagers with townsmen, Industry deployment (technology entry) in rural areas and the level of economic and social status of individuals, with changes in the lifestyle and culture of consumer households in rural area.

    Keywords: life style, Consumption Culture, Village Development, Tourism, technology
  • The Review of Urban Development Plans from the Perspective of Democratic Theories
    Davoud Karimzadeh*, Zohre Davoudpour, Seyd Mohammadreza Khatibi Pages 525-544

    Nowadays, democracy as a paradigm that has universal appeal and legitimacy has become a responsive ideology on a global scale. We have recently seen significant improvements in the field of democracy paradigms. Accordingly, urban planning theories have also developed in line with theories of democracy in order to accommodate contextual and substantive legitimacy. However, theoretical levels of planning in Iran have not been able to match the appropriate intellectual and temporal alignment with the paradigm shifts in democracy. The present study has attempted to evaluate the degree of convergence of Iran's urban planning system with theories of democracy by using a descriptive-analytical method and a meta-analysis. In this regard, an attempt has been made to use the main features of democratic theories and especially the recent theory of deliberative democracy, to analyze the different layers of urban development plans in Iran and as a case study the development plan of Mahabad city. The statistical population of this study includes three target groups; first, 50 stakeholders and experts related to Mahabad city development plans have been selected to identify existing procedures and the interview and questioning process has been done. The second group, consisting of 25 city managers, and the third group, 140 citizens, were randomly selected and tested. Findings of research in three levels include; 1) Relationship between planning and democracy in Iran, 2) Comparison of theoretical attributes of urban development plans in accordance with democratic procedures, 3) Evaluation of the steps of preparing the document of urban development plans, shows not only there are no paradigm symmetry between theories of democracy and content and procedure’s Iran planning, but also It has not found at the three stages of the process, outputs and outcomes.

    Keywords: Democracy, Planning theory, Urban Development Plans, Democratic Evaluation Framework
  • Hossein Imani Jajarmi*, Fateme Baraghni Barzegari Pages 545-564

    This article aims to examine the system of neighborhood administration in Turkey and compare it with Iran. The paper focuses on the transformations of local management, neighborhood management, neighborhood management and its duties as one of the oldest local elements in Turkish city and village. This study is applied in terms of purpose and comparative in terms of information analysis. The method of this study is descriptive – analytical, which uses qualitative and documentary study method to collect data and information from various legal and historical sources and documents and to use reliable websites such as Istanbul Municipality site to analyze the status of management. The neighborhood of Turkey has paid. Also, a chart containing neighborhood management tasks in Iran and Turkey has been compiled to compare the neighborhood administration in these two conntries. The findings of the article show that the system of neighborhood administration in Turkey is more democratic than that of neighborhord tenure and council in Iran, indicating closer and participation of people in neighborhood decisions. Neighborhood councilors are elected by direct vote against the mayor and district vote against the mayor and district administration in the cities.

    Keywords: Neighborhood Management, Neighborhood muhtar, Councill, local development, Turkey