فهرست مطالب

تحقیقات سلامت در جامعه - سال پنجم شماره 4 (زمستان 1398)
  • سال پنجم شماره 4 (زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدرضا خانی، مینا قهرچی، ادریس بذرافشان، یوسف دادبان شهامت* صفحات 1-10
    مقدمه و هدف

    آلودگی هوا به عنوان مهم ترین عامل خطر محیطی در جهان معرفی شده است. سرطان زایی بنزن که یکی از چهار آلاینده منتسب به BTEX (Benzene, Toluene, Ethylbenzene and Xylene) می باشد، به اثبات رسیده است. این آلاینده می تواند به راحتی از طریق استنشاق وارد بدن شده و جذب گردد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی غلظت بنزن در هوای شهر تهران و پهنه بندی آن با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS: Geographic Information System) در سال 96-1395 انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه 26 ایستگاه نمونه برداری در نقاط مختلف شهر انتخاب شدند. نمونه برداری در چهار فصل برای تعیین غلظت بنزن و سایر پارامترهای هواشناسی مانند دما، رطوبت و سرعت باد صورت گرفت. در ادامه، آنالیزهای آماری شامل: آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22  انجام شد و نسبت به مدل سازی توزیع آلاینده ها با استفاده از نرم افزار Arc GIS اقدام گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان دادند که از نظر مکانی، حداکثر و حداقل میانگین سالانه غلظت بنزن به ترتیب مربوط به مرکز و شمال شهر با مقدار 12/45±15 و 36/12±8 میکرو گرم بر متر مکعب بوده است. از نظر زمانی نیز فصل پاییز با غلظت 47±17 میکرو گرم بر متر مکعب دارای حداکثر مقدار و فصل بهار با غلظت 82/9±7 میکرو گرم بر متر مکعب دارای حداقل مقدار بودند. آنالیزهای آماری نشان دادند که بین جهت جغرافیایی و وزش باد با انتشار این آلاینده، ارتباط معنا داری وجود دارد (0/01 <p).

    نتیجه گیری

     میانگین غلظت سالانه بنزن در مناطق جغرافیایی مختلف شهر تهران بیش از مقادیر استاندارد هوای پاک بود. در این ارتباط می بایست نسبت به کنترل آن اقدامات اساسی انجام شود.

    کلیدواژگان: آلاینده، آلودگی هوا، بنزن، کیفیت هوا، BTEX
  • آیت رحمانی، طالب عسکری پور*، حامد آقائی، محمدابراهیم غفاری، مهدی محمدیان مستان آباد، محمدعلی جلیلوند، حسن ایروانی، الهه کاظمی، امیر عابدین درکوش صفحات 11-22
    مقدمه و هدف

     درک فراگیران از محیط یادگیری، نقشی حیاتی در فرایند آموزش، سرزندگی تحصیلی (Academic buoyancy) و عملکرد تحصیلی آن ها دارد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف بررسی قابلیت تبیین سرزندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته های بهداشت دانشگاه علوم پزشکی سمنان بر اساس درک آن ها از محیط یادگیری انجام شد.

    روش کار

    جامعه آماری پژوهش توصیفی- همبستگی حاضر را تمامی دانشجویان رشته های بهداشت شاغل به تحصیل در دانشگاه های علوم پزشکی سمنان در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. حجم نمونه در این مطالعه معادل 138 نفر برآورد گردید که این افراد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سنجش محیط آموزشی داندی (DREEM: Dundee Ready Education Environment Measure) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی و نمره معدل تحصیلی استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون های رگرسیون ساده و چندگانه استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان دادند که 1/16 درصد (27/212=F، 0/408=R، 0/167=R2، 0/161=R2 تعدیل شده، 001/0>P) از واریانس سرزندگی تحصیلی از طریق نمره کلی درک دانشجویان از محیط یادگیری (Students’ Perception of Learning Environment) قابل تبیین می باشد. همچنین بر اساس ضرایب رگرسیونی می توان بیان نمود که خرده مقیاس درک دانشجویان از جو آموزشی نقش معنا داری در تبیین سرزندگی تحصیلی داشته است. در این مطالعه 13/3درصد (21/971=F، 0/373=R، 0/139=R2، 0/133=R2 تعدیل شده، 001/0>P) از واریانس عملکرد تحصیلی از طریق نمره کلی درک دانشجویان از محیط یادگیری قابل تبیین بود و خرده مقیاس های "درک دانشجویان از یادگیری" و "شرایط اجتماعی آموزش" نقش معنا داری در تبیین عملکرد تحصیلی داشتند.

    نتیجه گیری

    با توجه به نقش مثبت درک از محیط یادگیری در تبیین سرزندگی و عملکرد تحصیلی، انجام ارزیابی های جامع، تشخیص نقاط قوت و ضعف و انجام مداخلات آموزشی به منظور بهبود درک دانشجویان از محیط یادگیری بسیار اهمیت دارد.

    کلیدواژگان: بهداشت، سرزندگی تحصیلی، عملکرد تحصیلی، محیط یادگیری
  • سید فرزاد متولی حقی، محمداسماعیل محمدی*، احمدعلی عنایتی، جواد رفیع نژاد، نصیبه حسینی واسوکلایی، معصومه اسلامی فر صفحات 23-32
    مقدمه و هدف

    آلودگی به شپش سر از جمله موارد تهدید کننده سلامت جامعه می باشد که با وجود ارتقای سطح بهداشت، هنوز به عنوان یک معضل بهداشتی مطرح است.

    روش کار

    جامعه آماری مطالعه حاضر را که از نوع کارآزمایی بالینی بود، دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی شهرستان مشهد تشکیل دادند. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای- تصادفی بود. در این مطالعه 3062 دانش آموز دختر ابتدایی از نظر آلودگی به شپش سر معاینه گردیدند. افراد آلوده به شش گروه درمانی خاص تقسیم شده و تحت درمان قرار گرفتند. در پژوهش حاضر از سه نوع دارو شامل: شامپو لنیدان 1 درصد، پرمترین 1 درصد و دایمتیکون 4 درصد به همراه سرکه استفاده گردید. نتایج درمان پس از گذشت 7، 14 و 21 روز از آغاز درمان، طی معاینات مجدد دانش آموزان ثبت شد. آنالیز نتایج توسط آزمون مجذور کای X و رگرسیون لجستیک صورت گرفت.

    یافته ها

     نتایج به دست آمده نشان دادند که 417 نفر از دانش آموزان (13/6 درصد) آلوده به شپش سر بودند. میزان اثربخشی در گروه درمانی پرمترین 1 درصد، لیندان 1 درصد و دایمتیکون 4 درصد پس از گذشت یک هفته از درمان به ترتیب معادل 27/2، 31 و 30/4 درصد، پس از گذشت دو هفته برابر با 83/2، 69/8 و 69/6 درصد و پس از گذشت سه هفته معادل 96، 91/5 و 91/4 درصد به دست آمد. همچنین میزان اثربخشی شامپو ها به همراه سرکه پس از گذشت یک هفته به ترتیب معادل 64/2، 96/1 و 67/6 درصد، پس از گذشت دو هفته برابر با 90/6، 100 و 100 درصد و پس از گذشت سه هفته معادل 100،100 و 100 درصد بود.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج به دست آمده، شامپو پرمترین 1 درصد و لوسیون دایمتیکون برای رفع آلودگی به شپش سر کودکان توصیه می گردد. شایان توجه است که داروهای مقایسه شده هنگام استفاده به همراه محلول سرکه از اثربخشی بالایی برخوردار بودند.

    کلیدواژگان: شپش سر، دانش آموز، روش درمانی، مشهد
  • مریم حقیقی، احترام سادات ایلالی، جمشید یزدانی، زهره ترقی* صفحات 33-44
    مقدمه و هدف

    عدم تبعیت دارویی می تواند پیامدهای ناگواری از جمله افزایش میزان بستری شدن و هزینه های مراقبت بهداشتی را به دنبال داشته باشد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط وضعیت شناختی با تبعیت دارویی سالمندان مبتلا به پرفشاری خون طراحی شد.

    روش کار

    در این مطالعه مقطعی 180 سالمند مبتلا به پرفشاری خون از بیمارستان "امام رضا (ع)" آمل با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اختلال شناخت و تبعیت دارویی به ترتیب با استفاده از آزمون وضعیت شناخت (COST: Cognitive State Test) و Morisky بررسی گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 و آزمون های t مستقل، کای دو و رگرسیون لجستیک انجام شد.

    یافته ها

    از میان 180 سالمند مورد بررسی، 66/1 درصد (119 نفر) زن بودند. میانگین سنی شرکت کنندگان 7/63±72/87 سال، میانگین تبعیت دارویی 2/29±5/21 و میانگین نمره شناخت 3/21±26/03 محاسبه گردید. تبعیت دارویی رابطه آماری معنا داری با نمره کل شناخت نداشت (0/322P=). تبعیت در افرادی که اضطراب نداشتند نسبت به افرادی که دارای اضطراب بودند، دو برابر بیشتر بود (0/51 =odds، 0/008= P، 0/67-=β). نتایج نشان دادند که با افزایش یک واحد روانی گفتار، تبعیت دارویی 12 برابر افزایش یافته و با افزایش یک واحد تفکر انتزاعی و قضاوت، تبعیت دارویی هشت برابر افزایش پیدا می کند.

    نتیجه گیری

     زیرحیطه های شناخت از جمله زیرحیطه های روانی گفتار و تفکر انتزاعی و قضاوت، رابطه معنا داری با تبعیت دارویی سالمندان مبتلا به پرفشاری خون داشتند. در این راستا، بررسی وضعیت شناخت سالمندان مبتلا به پرفشاری خون و طراحی مداخلات مناسب توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، تبعیت دارویی، سالمندی، شناخت
  • محمود محمدیان، اسماعیل بابانژاد، جمشید یزدانی چراتی، یحیی اسفندیاری، سلاله رمضانی* صفحات 45-56
    مقدمه و هدف

    ارزیابی خطر مواد سمی و شیمیایی، مهندسین بهداشت حرفه ای را قادر می سازد تا تصمیم های مناسبی را در ارتباط با برنامه ریزی اقدامات کنترلی در محیط کار اتخاذ نمایند. مواجهه با فیوم کل و منگنز در فرایندهای جوشکاری، اثرات عصبی زیان آوری را برای سلامت جوشکاران به همراه دارد. در این ارتباط، پژوهش حاضر به منظور ارزیابی غلظت و تعیین ریسک مواجهه جوشکاران با فیوم کل و منگنز در یک صنعت فلزی در سال 1398 انجام شد.

    روش کار

    در مطالعه توصیفی- تحلیلی- مقطعی حاضر، نمونه برداری از فیوم های جوشکاری در منطقه تنفسی 35 نفر از جوشکاران توسط فیلتر و سیکلون انجام شد و با بهره گیری از روش وزنی، غلظت فیوم ها تعیین گردید. نمونه ها بر اساس روش NIOSH 7301 با استفاده از دستگاه ICP-OES (Inductively Coupled Plasma-Optical Emission Spectrometry) برای تعیین غلظت منگنز موجود در فیوم تجزیه شدند. خطر مواجهه بهداشتی کارگران مواجهه یافته با فیوم جوشکاری نیز با استفاده از روش توصیه شده توسط انجمن ایمنی و بهداشت سنگاپور بررسی گردید. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با کاربرد نرم افزار MINITAB 17 در سطح معناداری 0/05 انجام شد.

    یافته ها

     میانگین غلظت فیوم کل و منگنز تولیدی در فرایند جوشکاری قوس الکتریکی با الکترود پوشش دار (SMAW) (Shielded metal arc welding) به ترتیب معادل 1/67±9/56 و 0/08±0/45 میلی گرم بر متر مکعب ارزیابی شد که این مقدار برای فیوم کل و منگنز به ترتیب حدود 2 و 22 برابر حد مجاز توصیه شده توسط انجمن متخصصان بهداشت صنعتی آمریکا می باشد. نتایج ارزیابی خطر نشان دادند که میانگین سطح خطر مواجهه با فیوم کل و فیوم منگنز برای جوشکاران به ترتیب در رتبه متوسط و زیاد قرار دارد.

    نتیجه گیری

     با توجه به گستردگی سطح خطر مواجهه با منگنز موجود در فیوم های جوشکاری برای جوشکارن این صنعت فلزی، انجام اقدامات پیشگیرانه نظیر روش های کنترل مهندسی و مدیریتی جهت کاهش مواجهه توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: ارزیابی خطر، بهداشت شغلی، سلامت کارگران، فیوم جوشکاری، منگنز
  • حمید جانی*، طیبه خزایی، غلامحسین یعقوبی، غلامرضا شریف زاده، ایوب اکبری صفحات 57-67
    مقدمه و هدف

     رتینوپاتی دیابتی شایع ترین علت نابینایی در بیماران دیابتی بالغ به شمار می رود؛ از این رو افزایش درک بیمار در مورد خودمراقبتی از طریق تدارک برنامه آموزشی متناسب همچون آموزش چند رسانه ای به عنوان روشی نوین و موثر مورد نیاز می باشد. در این ارتباط، مطالعه حاضر به منظور بررسی تاثیر آموزش چند رسانه ای بر درک بیماری و مراقبت از چشم بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به کلینیک دیابت شهر بیرجند در سال 1398 انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی بود که در آن 70 بیمار به روش تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. برای گروه مداخله چهار جلسه آموزش (هر هفته یک جلسه) به روش چند رسانه ای برگزار گردید. پارامترهای مربوطه قبل و بعد از انجام مداخله اندازه گیری شدند و داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS 18 تجزیه و تحلیل گردیدند.

    یافته ها

     نتایج نشان دادند که میانگین نمره مراقبت از چشم بیماران در گروه مورد، قبل و بعد از مداخله تفاوت معناداری داشته است (0/005 =P). میانگین فشار دیاستول در گروه مورد، قبل و بعد از مطالعه نیز تفاوت معناداری را نشان داد (0/05 =p)؛ اما در میانگین نمره درک از بیماری (0/35 P=)، تغییرات قند خون (0/130=P)، HbA1C (0/86 =P) و فشار سیستول (0/89 =P) قبل و بعد از مداخله در دو گروه اختلاف آماری معناداری مشاهده نگردید.

    نتیجه گیری

    دراین مطالعه اجرای برنامه آموزش به روش چند رسانه ای باعث بهبود عملکرد مراقبت از چشم بیماران دیابتی گردید؛ بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، استفاده از این روش آموزشی در جهت ارتقای سطح خودمراقبتی در بیماران دیابتی نوع دو توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: آموزش چند رسانه ای، رتینوپاتی دیابتی، مراقبت از چشم
  • مجید کرمانی، نسترن اسدزاده*، مهدی فرزادکیا، میترا غلامی، میترا هاشمی صفحات 68-81
    مقدمه و هدف

     یکی از مهم ترین فاکتورهای آلودگی اکوسیستم های آبی، دفع سموم آفات کشاورزی است. پاراکوات علف کشی محلول در آب، غیر انتخابی و دارای اثرات سوء بهداشتی مانند نارسایی تنفسی حتی مرگ می باشد. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تجزیه پذیری سم پاراکوات با استفاده از فرایندهای اکسیداسیون فتوشیمیایی فرابنفش/پراکسید هیدروژن (UV/HP) و فرابنفش/پرسولفات/آهن دو ظرفیتی (UV/NaPS/Fe2+)) انجام شد.

    روش کار

    در این مطالعه تجربی، تاثیر متغیرهای pH، غلظت پراکسید هیدروژن (UV/HP) ، سولفات و آهن دو ظرفیتی (UV/NaPS/Fe2+) و غلظت اولیه آلاینده بر تجزیه سم پاراکوات در مقیاس آزمایشگاهی توسط یک راکتور پیوسته 1 لیتری مورد بررسی قرار گرفت. غلظت پاراکوات باقیمانده و میزان تجزیه کربن آلی نیز به ترتیب با استفاده از دستگاه HPLC (High Performance Liquid Chromatography) که مجهز به یک آشکارساز UV (Ultraviolet) مریی در طول موج 259 نانومتر است و یک TOC (Total Organic Carbon) آنالیزر اندازه گیری شد.

    یافته ها

    فرایندهای پراکسید هیدروژن (UV/HP) در شرایط بهینه و پرسولفات (UV/NaPS/Fe2+) در شرایط بهینه در زمان تماس 120 دقیقه به ترتیب 87/75 و 92/31 درصد از پاراکوات را تجزیه کردند. میزان تجزیه TOC در فرایندهای پراکسید هیدروژن (UV/HP) و پرسولفات (UV/NaPS/Fe2+) به ترتیب 77/29 و 82/16 درصد بود. نتایج نشان دادند که سینتیک فرایند پراکسید هیدروژن (UV/HP) و پرسولفات (UV/NaPS/Fe2+) از واکنش درجه اول تبعیت می کند.

    نتیجه گیری

     فرایند پرسولفات (UV/NaPS/Fe2+) نسبت به فرایند پراکسید هیدروژن (UV/HP) در تجزیه پاراکوات موثرتر می باشد؛ در نتیجه فرایندهای مورد مطالعه به عنوان روشی موثر، سریع و کارآمد برای تجزیه پاراکوات از محلول های آبی پیشنهاد می شود. استفاده از این فرایند به عنوان یک فرایند تصفیه کامل یا پیش تصفیه توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: اکسیداسیون پیشرفته، پاراکوات، پراکسید هیدروژن، پرسولفات، فاضلاب
  • جمشید بهمئی*، پیوند باستانی، علی کشتکاران، محمدتقی محمدپور، یاسر ساریخانی صفحات 82-98
    مقدمه و هدف

     اعتباربخشی یکی از راه های بهبود کیفیت خدمات بیمارستان بوده و به معنای ارزیابی سیستماتیک مراکز ارایه خدمات سلامت با استانداردهای مشخص است. در این ارتباط، مطالعه حاضر با هدف مروری انتقادی از اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستان ها انجام شد.

    روش کار

    در پژوهش مروری- انتقادی حاضر تمامی مقالات به دست آمده که طی سال های 1993 تا 2019 انجام شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای یافتن منابع این مطالعه مروری از پایگاه های اطلاعاتی ISC، DOAJ، ProQuest، Embase، Science Direct، PubMed، Scopus و Web of Science استفاده شد. کلید واژه های مورد استفاده برای این جستجو عبارت بودند از: اصطلاح «Mesh» و کلیدواژه های رایج مرتبط با موضوع مورد مطالعه شامل: Challenges،Hospital Management ، Barriers، Accreditation، Hospital  و Accreditation Hospital". در نهایت متن کامل 16 مقاله مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

     موضوعاتی چون مستقل بودن سازمان اعتباربخشی، میزان مشارکت کارکنان و پزشکان، تعداد، ساختار و محتوای استانداردها، مشکلات ساختاری و زمینه ای، اهمیت منابع انسانی، منابع مالی و سرمایه ای، مشکلات سازمانی و مدیریتی، برنامه های دیگر، نقش ارزیابان و شیوه ارزشیابی آن ها، نقش ذینفعان، تاثیر اعتباربخشی بر محیط آموزشی بیمارستان و تاثیر اعتباربخشی بر بیماران از جمله چالش های اجرایی اعتباربخشی بیمارستانی بودند.

    نتیجه گیری

     با تاکید بر شاخص های عملکردی و بسترسازی از طریق آموزش و افزایش آگاهی کارکنان، تخصیص بودجه و برنامه ریزی می توان اثرات اعتباربخشی را افزایش داد و تا حد زیادی به رفع چالش های آن کمک کرد.

    کلیدواژگان: استانداردسازی، اعتباربخشی، بیمارستان، مدیریت بیمارستانی
|
  • MohammadReza Khani, Mina Ghahrchi, Edris Bazrafshan, Yousef Dadban Shahamat* Pages 1-10
    Introduction and purpose

    Air pollution has been recognized as the most important environmental risk factor worldwide. Benzene which is one of the four pollutants attributed to BTEX (Benzene, Toluene, Ethylbenzene, and Xylene) has been proven to be a carcinogenic component. These pollutants can be easily absorbed and taken into the body via inhalation. With this background in mind, the present study aimed to investigate the concentration of benzene and its zoning in Tehran air using Geographic Information System (GIS)  within 2016-2017.

    Methods

    In the present study, 26 sampling stations were selected in different parts of the city and sampled in four seasons to determine benzene concentration, as well as other meteorological parameters, such as temperature, humidity, and wind velocity. Thereafter, the obtained data were analyzed in SPSS software (version 22) using the one-way analysis of variance and correlation. Subsequently, modeling of pollutant distribution was performed using ArcGIS software. 

    Results

    The obtained results demonstrated that in terms of location, the maximum and minimum annual mean concentrations of benzene were calculated at 45.12±15 and 12.36±8 μg/m3, respectively, in the center and north of the city. Temporally, the maximum and minimum values were measured at 47±17 µg/m3 in autumn and 9.82±7 µg/m3 in spring, respectively. Statistical analysis revealed that emission of this pollutant showed a significant relationship with geographical direction and wind velocity (P<0.01).

    Conclusion

    The average annual concentration of benzene in different geographical areas of Tehran was higher than the standard values of clean air. Therefore, it is suggested that fundamental measures be implemented to control this chemical compound.

    Keywords: Air pollution, Air quality, Benzene, BTEX, Pollutant
  • Ayat Rahmani, Taleb Askaripoor*, Hamed Aghaei, MohammadEbrahim Ghafari, Mehdi Mohammadian Mastanabad, MohammadAli Jalilvand, Hasan Irvani, Elahe Kazemi, Amir Abedin Darkoush Pages 11-22
    Introduction and purpose

    Students’ perceptions of the learning environment play a vital role in the process of education, buoyancy, and academic performance. This study aimed to investigate the capability of explaining the academic buoyancy and academic performance of health students of Semnan University of Medical Sciences, Semnan, Iran, based on their perception of learning environment.

    Methods

    The statistical population of this descriptive-correlational study consisted of all health students who were studying at Semnan University of Medical Sciences, Semnan, Iran, in the academic year 2018-19. A total number of 138 students were selected through systematic random sampling. The data were collected using a Dundee Ready Educational Environment Measure (DREEM), academic buoyancy questionnaires, and grade point average. Moreover, simple and multiple regressions were used for data analysis. 

    Results

    The results showed that 16.1% (R=0.408, R2=0.167, Adjusted R2=0.161, F=27.212, P<0.01) of the variance of academic buoyancy can be explained by the overall score of students’ perception of the learning environment. Furthermore, according to the regression coefficients, the subscale of students’ perception of educational climate had a significant role in explaining academic buoyancy. According to the findings of the study, 13.3% (R=0.373, R2=0.139, Adjusted R2=0.133, F=21.971, P<0.01) of the variance in academic performance could be explained by the overall score of students’ perception of the learning environment. In addition, the subscales of students’ perceptions of learning and social conditions of education had a significant role in explaining academic performance.

    Conclusion

    Given the positive role of perception of the learning environment in explaining academic buoyancy and academic performance based on the study findings, it is very important to conduct comprehensive assessments, identify strengths and weaknesses, and perform educational interventions to enhance students’ perception of the learning environment.

    Keywords: Academic buoyancy, Academic performance, Health, Learning environment
  • Seyyed Farzad Motevalli Haghi, MohammadEsmaeil Mohammadi*, AhmadAli Enayati, Javad Rafinejad, Nasibeh Hosseini Vasoukolaei, Masoumeh Eslamifar Pages 23-32
    Introduction and purpose

    Head lice as external parasite contamination is one of the health-threatening issues that despite the upgrading of health, is still a health problem.

    Methods

    This clinical trial study was carried out on 3062 elementary school female students examined for head lice infection in Mashhad, Iran, using cluster-randomized sampling method. The infected individuals were divided into six treatment groups. Three types of drugs, including lindane 1%, permethrin 1%, and dimethicone 4%, along with vinegar were used in this study. The results of the treatment were recorded after 7, 14, and 21 days during the reanalysis of the students. The results were analyzed by the Chi-square test and logistic regression.

    Results

    The results showed that 417 (13.6%) students were infected with head lice. The levels of efficacy in the treatment groups of permethrin 1%, lindane 1%, and dimethicone 4% were 27.2%, 31%, and 30.4% after 1 week of treatment, 83.2%, 69.8%, and 69.6% after 2 weeks, and 96%, 91.5%, and 91.4% after 3 weeks, respectively. The levels of the effectiveness of the shampoos with vinegar were 64.2%, 96.1%, and 67.6% after 1 week, 90.6%, 100%, and 100% after 2 weeks, and 100%, 100%, and 100 % after 3 weeks, respectively.

    Conclusion

    According to the obtained results of this study, permethrin 1% and dimethicone lotion are recommended for the elimination of head lice contamination in children. Moreover, the efficacy of permethrin 1%, lindane 1%, and dimethicone 4% after 3 week, compared to their use, along with vinegar was shown to be 100%.

    Keywords: Head Lice, Student, Therapeutic Method, Mashhad
  • Maryam Haghighi, Ehteramsadat Ilali, Jamshid Yazdani, Zohreh Taraghi* Pages 33-44
    Introduction and purpose

    Poor medication adherence may result in adverse outcomes, such as a higher rate of hospitalization and increased costs of healthcare. In this regard, the present study was designed to determine the relationship between cognitive status and medication adherence among elderly patients with hypertension.

    Methods

    In this cross-sectional study, 180 elderly patients with hypertension were selected from Imam Reza Hospital in Amol, Iran, (2018) using convenience sampling. Cognitive impairment and medication adherence were assessed using the Cognitive State Test and Morisky Medication Adherence Scale, respectively. The data were analyzed by SPSS software (version 16) using the independent t-test, Chi-square test, and logistic regression. 

    Results

    Out of 180 participants, 66.1% (n=119) of them were female. The mean age of the patients was 72.87±7.63 years. The mean values of medication adherence and cognition score were reported as 5.21±2.29 and 26.03±3.21, respectively. There was no significant relationship between medication adherence and total cognition score (P=0.322). Medication adherence was two times higher among those who were reported with no anxiety, compared to those who suffered from anxiety (β=-0.67; odds=0.51; P=0.008). The obtained results also showed medication adherence increased twelve times with one unit increase of verbal fluency. Moreover, medication adherence enhanced eight times with one unit increase of abstract thinking and judgment.

    Conclusion

    The subdomains of cognition, such as verbal fluency, as well as abstract thinking and judgment, had a significant relationship with medication adherence in elderly patients with hypertension. In this regard, it is suggested to assess cognitive status among elderly patients with hypertension and design appropriate interventions.

    Keywords: Aging, Cognition, Hypertension, Medication adherence
  • Mahmud Mohammadian, Esmaeil Babanezhad, Jamshid Yazdani Charati, Yahya Esfandiari, Solale Ramzani* Pages 45-56
    Introduction and purpose

    Risk assessment of toxic or hazardous chemicals enables industrial hygienists to make appropriate decisions regarding management provisions in a healthy workplace. Exposure to total fumes and manganese during welding can have harmful effects on welders’ health. Therefore, the present study was conducted in the metal industry to evaluate the concentration and determine the risk of welders’ exposure to total fumes and manganese in 2018.

    Methods

    In this descriptive-analytical and cross-sectional study, welding fumes were sampled in the breathing zone of 35 welders using filters and cyclones moreover, the concentration of fumes was determined by a weight method. The samples were analyzed according to NIOSH 7301 method using an Inductively Coupled Plasma-Optical Emission Spectrometry to determine the manganese concentration in the fume. Moreover, health exposure risk assessment of workers exposed to welding fumes was performed using the recommended method by the Singapore Health and Safety Association method. The data were analyzed in MINITAB software (version 17). A p-value less than 0.05 was considered statistically significant.   

    Results

    The mean concentrations of total fumes and manganese produced in Shielded Metal Arc were 9.56±1.67 and 0.45±0.08 mg/m-3, respectively. These values are about 2 and 22 times higher than the recommended occupational threshold limit for total fumes and manganese according to the American Conference of Governmental Industrial Hygienists, respectively. The risk assessment results showed that the mean values of exposure to total and manganese fume for the welders were moderate and high, respectively.

    Conclusion

    Due to the high level of welders’ exposure to manganese during welding in the metal industry, preventive measures, such as engineering and management control techniques are recommended to reduce exposure to these fumes.

    Keywords: Health of workers, Manganese, Occupational health, Risk assessment, Welding fume
  • Hamid Jani*, Thayebeh Khazaie, Gholamhosein Yaghoubi, Gholamreza Sharifzadeh, Ayoub Akbari Pages 57-67
    Introduction and purpose

    Diabetic retinopathy is the most common cause of blindness in adult diabetic patients. Therefore, it is necessary to provide patients with appropriate training programs, such as multimedia education as a new and effective method to enhance their understanding of self-care. This study aimed to evaluate the effect of multimedia education on disease perception and eye care performance in type 2 diabetic patients  referring to Birjand Diabetes Clinic in 2019.

    Methods

    This controlled clinical trial included 70 patients who were divided into two groups according to the inclusion criteria.The intervention group received 4 multimedia educational sessions (one session per week). The relevant parameters were measured before and after the intervention . Moreover, the data were analyzed in SPSS  software (vesrion18).   

    Results

    The results of this study showed a significant difference before and after the intervention in the case group in terms of the mean score of eye care performance (P=0.005). Moreover,  a significant difference was observed  before and after the study regarding the mean diastolic pressure in the case group (P=0.05). However, there was no significant difference between the two groups before and after the intervention in terms of the mean score of perception of disease (P=0.35), blood glucose changes (P=0.13), hemoglobin A1c (P=0.86), and systolic blood pressure (P=0.89).

    Conclusion

    In this study, the implementation of multimedia method improved the performance of eye care in diabetic patients. Therefore, it is recommended to use this educational method to improve self-care in type 2 diabetic patients.

    Keywords: Diabetic retinopathy, Eye care, Multimedia education
  • Majid Kermani, Nastaran Asadzadeh*, Mehdi Farzadkia, Mitra Gholami, Mitra Hashemi Pages 68-81
    Introduction and purpose

    One of the most important factors in the contamination of aquatic ecosystems is agricultural pesticides. Paraquat is a water-soluble and non-selective herbicide, which has adverse health effects, such as respiratory distress and even death. This study aimed to evaluate the degradability of paraquat toxins using photochemical oxidation processes based on hydrogen peroxide (UV/HP) and persulfate (UV/NaPS/Fe2 +).

    Methods

    This experimental study investigated the effects of pH variables, concentrations of UV/HP and UV/NaPS/Fe2+, as well as the initial concentration of the pollutant on paraquat toxicity removal in a laboratory scale using a batch reactor of one liter. Moreover, the concentration of the residual paraquat and the amount of organic carbon removal were measured using High Performance Liquid Chromatography equipped with a visible Ultraviolet (UV) detector at 259 nm and a Total Organic Carbon (TOC) meter.   

    Results

    The UV/HP and UV/NaPS/Fe2 + processes were able to remove 87.75% and 92.31% paraquat, respectively, at 120 min under optimum conditions. In addition, the amount of TOC removal in the UV/HP and UV/NaPS/Fe2 + processes  were 77.29% and 82.16%, respectively. The results showed that the kinetics of the UV/HP and UV/NaPS/Fe2 + processes  followed the first-order reaction.

    Conclusion

    The UV/NaPS/Fe2 + process was more effective than that of UV/HP regarding paraquat removal. As a result, the studied processes are proposed as effective, fast, and efficient methods to remove paraquat from aqueous solutions, which is economically feasible due to the low reaction time. The use of this process is also recommended as a complete refinement or pre-treatment process.

    Keywords: Advanced oxidation, Hydrogen peroxide, Persulfate, Paraquat, Sewage
  • Jamshid Bahmaei*, Peivand Bastani, Ali Keshtkaran, Mohammadtaghi Mohammadpour, Yaser Sarikhani Pages 82-98
    Introduction and purpose

    Accreditation is a method used for the improvement of the quality of hospital services. It refers to the systematic evaluation of the health centers based on specific standards. The present study aimed to critically review the implementation of accreditation standards in hospitals.

    Methods

    This critical review investigated all the articles that were published during 1993-2019. In order to find the sources, the authors referred to various databases, namely ISC, DOAJ, PubMed, ProQuest, Embase, Science Direct, Scopus, and Web of Science. The keywords used for the search included Mesh terms and common keywords related to the subject of the study, including challenges, barriers, hospital management, accreditation, hospital, or accreditation hospital. Finally, the full texts of 16 articles were reviewed for the purposes of the study. 

    Results

    According to the results, various issues, such as the accreditation organization independence, staff and physician participation, number, structure, and content of standards, structural and contextual problems, importance of human resources, financial and capital resources, organizational and management issues, other plans, role of evaluators and their evaluation methods, role of stakeholders, and impact of accreditation on the patients and teaching atmosphere of the hospital were executive challenges of hospital accreditation.

    Conclusion

    In order to increase the impact of accredition and significantly address its challenges, there should be emphasis on performance indicators, preparation by training and raising awareness of the personnel, budget allocation, and development of plans on accreditation.

    Keywords: Accreditation, Hospital, Hospital management, Standardization