فهرست مطالب

پژوهشهای روستایی - سال یازدهم شماره 1 (بهار 1399)
  • سال یازدهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهدی هوازاده، رضا همتی*، علی شکوری، احسان آقابابایی صفحات 6-21
    این مقاله سعی دارد گفتمان دولت های هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد در حوزه توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص را تحلیل کرده و با استفاده از آن به تفسیر شکل گیری گفتمان توسعه در سیاست های توسعه روستایی ایران در این دوران دست یابد. در روش تحقیق این مقاله از اصول نظریه گفتمان لاکلاو و موفه و از روش پیشنهادی تحلیل گفتمان پسابنیادین (PDA)، برای عملیاتی کردن آن استفاده شده است. داده های این مقاله از میان مصاحبه ها، سخنرانی ها و اظهارنظرهای روسای دولت و همچنین مواد و تبصره های مرتبط با حوزه روستایی در متن برنامه های توسعه پنج ساله اول، دوم و پنجم به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. نتایج نشان داد که هرچند حوزه روستایی در گفتمان دولت هاشمی به قلمروی گفتمانی دولت وارد شد، اما مجموعه عواملی باعث ایجاد نقص در ارتباط حوزه روستایی با کلیت گفتمانی دولت و درنتیجه بروز ناهماهنگی های زیادی در این حوزه گردید. از سوی دیگر، گفتمان دولت احمدی نژاد در مقایسه با دولت هاشمی رفسنجانی، مناسبات گفتمانی قوی تری را با حوزه روستایی برقرار کرده است. می توان گفت گفتمان دولت احمدی نژاد برای از میدان به در کردن گفتمان دولت هاشمی، با تمرکز بر شرایط فیزیکی و بیرونی کوشید که توزیع این شرایط را بهبود بخشد.  اما همان طور که دولت هاشمی از بهبود جنبه های نرم افزاری نظیر حوزه های فرهنگی و اجتماعی غافل شد، گفتمان دولت احمدی نژاد نیز درنهایت توجه چندانی بر این حوزه ها نداشت و عمدتا بر بهبود توزیع امکانات و تسهیلات فیزیکی تاکید نمود.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان پسابنیادین، توسعه روستایی، برنامه ریزی توسعه، دولت هاشمی رفسنجانی، دولت احمدی نژاد
  • معصومه امانی، فرهاد عزیزپور*، اصغر طهماسبی، حسن افراخته، حسن دارابی صفحات 22-35
    در دهه های اخیر، نظام برنامه ریزی در سطح جهانی به علت پویایی ذاتی جوامع انسانی و ناکارآمدی نظریه ها در حل چالش ها، شاهد تغییر مفهوم اندیشه توسعه بوده است. بازاندیشی فکری توسعه، ارزیابی چارچوب مفهومی نظریه های برنامه ریزی در عرصه توسعه روستایی را اجتناب ناپذیر می نماید. بنابراین در این مقاله سعی شد سیاست های توسعه روستایی برنامه ششم (توسعه) مبتنی بر اندیشه فرانوگرایی مورد ارزیابی قرار گیرد. روش پژوهش، کیفی؛ مبتنی بر روش فراترکیب و تحلیل محتوای جهت دار است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و برای تفهم، مبتنی بر مقوله ها از روش استدلال منطقی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد؛ عدم عقلانیت گرایی، نفی عقیده جهان شمول بودن و نفی فراروایت ها سه اصل کلیدی (و بنیانی) و کثرت گرایی، حکمروایی، زمینه گرایی، بوم گرایی و محلی گرایی پنج اصل برنامه ریزی فرانوگرا هستند. بر این اساس، ارزیابی سیاست های توسعه روستایی در برنامه ششم بیانگر آن است که این سیاست ها از جنبه مفهومی در انطباق نسبی با اصول برنامه ریزی فرانوگرایی، لیکن در عمل در انطباق کامل با تفکر برنامه ریزی نوگرا قرار دارد. زیرا، نظام برنامه ریزی مبتنی بر عقلانیت ابزاری و نخبه گرایی نسخه ای از برنامه ریزی فرانوگرا را پایه ریزی کرده است که در عمل هویت خود را از دست داده است و بیشتر جنبه شعارگونه پیدا کرده است. به عبارتی، نظام برنامه ریزی کشور (در تدوین سیاست های توسعه روستایی) در حوزه مفهومی، مرزبندی پارادایمیک را موردتوجه قرار نداده و در برزخ برنامه ریزی نوگرا و فرانوگرا گرفتار شده است.
    کلیدواژگان: سیاست توسعه روستایی، برنامه ششم توسعه، فرانوگرایی، سکونتگاه های روستایی ایران
  • مجتبی دهقانپور، مسعود یزدان پناه*، معصومه فروزانی، غلامحسین عبدالله زاده صفحات 36-49
    هدف این مطالعه ارزیابی پایداری سیاست های سازگاری با تغییرات اقلیم در بخش کشاورزی است. به لحاظ روش شناسی، این تحقیق در دو مرحله متوالی به انجام رسیده است که مرحله نخست آن با هدف شناسایی و استخراج فهرستی از نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی سیاست های سازگاری با تغییرات اقلیمی در بخش کشاورزی مبتنی بر پارادایم تحقیق کیفی و با بهره گیری از تکنیک گروه های کانونی و مصاحبه با 17 نفر از کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی به انجام رسیده است. در مرحله دوم، با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به مقایسه زوجی معیارها و زیرمعیارها با توجه به هدف اصلی یعنی پایداری سیاست های سازگاری و همچنین مقایسه زوجی هرکدام از مجموعه گزینه های دسته بندی شده در چهار محور قوت، ضعف، فرصت و تهدید با توجه به این معیارها و زیرمعیارها پرداخته شد. داده ها از طریق نرم افزار Expert Choice تحلیل شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد به منظور دستیابی به پایداری در پیشبرد سیاست های سازگاری به ترتیب معیارهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی بیشترین اهمیت را داشته اند. همچنین در معیار زیست محیطی، «عدم انتشار گازهای گلخانه ای»؛ در معیار اقتصادی، «کمک به تنوع درآمدی کشاورزان» و در معیار اجتماعی، «توجه به مشارکت اجتماعی» به عنوان مهم‏ترین زیرمعیارها شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: سیاست های سازگاری، تغییر اقلیم، پایداری سیاست ها، تحلیل سلسله مراتبی، تحلیل SWOT
  • لیلا کوکبی*، سید علی بدری صفحات 50-65

    روستاها در بستری طبیعی و با استفاده از مصالح و فناوری محلی طی ده ها و گاه صدها سال به تدریج برپا شده و تکامل یافته اند. با توجه به اینکه در حال حاضر، شاهد تخریب محیط های روستایی و عناصر باارزش آن هستیم، شناسایی و تبیین نشانگرهای منظر پایدار روستایی منطبق با موقعیت و شرایط ایران ضرورت دارد. پس از مطالعه اجزا و خصوصیات منظر روستایی و عوامل تاثیرگذار بر آن، معیارهای اولیه بیان کننده پایداری منظر به صورت ترکیبی از دو گروه معیار استخراج و تجمیع شدند. روش شناسی پژوهش به شیوه اکتشافی و تبیینی انجام و در آن نشانگرهای اصلی منظر پایدار طی روندی پیوسته و گزینشی اعتبارسنجی و ازطریق ارزیابی متخصصین- حرفه مندان تبیین شده اند. با توجه به محدود بودن تعداد متخصصین در زمینه منظر روستایی و برای افزایش اعتبار پژوهش، تلاش شده است جامعه آماری دربردارنده طیفی از تخصص های مرتبط با علوم منظر باشد و آرای آن ها در ارزیابی لحاظ شود. به منظور افزایش دقت، صحت و اعتبار، هر نشانگر با سه عامل: میزان ارتباط، میزان اهمیت و قابلیت اندازه گیری ارزش گذاری شده است. تحلیل ها یک بار به صورت تجمعی و یک بار به تفکیک هر نشانگر انجام و نشانگرهای با ارزش تر و موثرتر از دیدگاه متخصصین- حرفه مندان حوزه علوم به دست آمده است. نتایج این پژوهش عوامل اصلی شکل دهنده و تاثیرگذار در پایداری منظر پایدار روستایی را مشخص و تبیین می نماید، بنابراین تصمیم گیرندگان را قادر می سازد برنامه ریزی های آتی خود را هم راستا و مبتنی بر حفظ و ارتقای نشانگرهای اصلی منظر پایدار تبیین کنند.

    کلیدواژگان: منظر پایدار، ارزیابی متخصصین و حرفه مندان، نشانگر، ارزش گذاری، منظر روستایی
  • مهدی کرمی دهکردی*، مسعود بهرامی ده توتی صفحات 66-89

    شناخت و بررسی امکانات و تعیین سطوح پایداری روستایی، نخستین مرحله در فرآیند برنامه ریزی به شمار می رود. در این زمینه استفاده از شاخص های توسعه متناسب با فضای روستایی جهت رسیدن به هدف موردنظر می تواند موردتوجه قرار گیرد. مقاله با هدف ارزیابی پایداری در روستاهای نمونه گردشگری شهرستان بروجن و همچنین نمایش موقعیت روستاها در مراحل مختلف مدل چرخه حیات گردشگری و بررسی ارتباط بین سطح پایداری با مراحل مدل چرخه حیات صورت گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری ساکنین روستاهای موردمطالعه بوده که با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر به روش تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. روایی پرسشنامه با بهره مندی از پنل متخصصین مورد تایید و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 924/0 محاسبه گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از مدل بارومتر پایداری، مدل چرخه حیات گردشگری و آزمون کندال تجزیه وتحلیل شد. یافته های حاصل از بارومتر پایداری نشان داد که روستاهایی موردمطالعه ازلحاظ سطح پایداری متفاوت بوده و درمجموع در سطح پایداری متوسط قرار دارند و در بین ابعاد بررسی شده، بعد اجتماعی وضعیت پایداری بهتری دارد. همچنین نتایج حاصل از مدل چرخه حیات نیز نشان می دهد که روستای کتک با امتیاز (249/0) در مرحله اکتشاف و روستاهای آورگان، سیبک، گردبیشه و متویی به ترتیب با امتیازهای (443/0)، (305/0)، (287/0) و (280/0) در مرحله درگیری هستند. نتایج حاصل از آزمون کندال نیز نشان داد که بین سطوح مختلف پایداری و قرارگیری روستاها در مدل چرخه حیات همبستگی مثبت وجود دارد.

    کلیدواژگان: توسعه پایدار، بارومتر پایداری، گردشگری روستایی
  • احمد رومیانی، حمید شایان*، حمدالله سجاسی قیداری، محمدرضا رضوانی صفحات 90-105

    توسعه گردشگری روستایی بر مبنای توسعه گردشگری پایدار و تبدیل گردشگری به موتور محرکه اقتصادی منطقه برای توسعه مناطق روستایی از مهم ترین مواردی است که نیازمند اتخاذ راهبردهای اصولی و منطقی متناسب با قابلیت های منطقه ای و محلی و با جهت گیری برنامه ریزی راهبردی فضایی است. ازاین رو هدف این تحقیق، راهبرد توسعه مقصدهای گردشگری روستایی در شرق استان مازندران، با توجه به رویکرد فضایی (مکان، انسان، فعالیت) و ابعاد توسعه پایدار (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی) است. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی و روش جمع آوری داده ها و اطلاعات موردنیاز طی برگزاری جلسات به دست آورده شد. مشارکت کنندگان این تحقیق در شش رده، که گروه اول در رابطه با صاحب نظران این حوزه (کارشناسان و متخصصان گردشگری در سازمان میراث فرهنگی) هستند که به صورت تمام شماری موردبررسی قرار گرفته اند و درمجموع 10 نفر مشخص شد. گروه دوم، دهیاران (21 نفر)، گروه سوم، مردم محلی 25 نفر، گروه چهارم، گردشگران 13نفر، گروه پنجم، فروشندگان و رستوران داران، 7 نفر، گروه ششم هتلداران 6 نفر در نظر گرفته شده است. برای تدوین استراتژی توسعه و تشریح قوت ها، فرصت ها، آرمان ها و نتایج قابل اندازه گیری از تکنیک تحلیل SOAR استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داده است که مهم ترین مسایل اجرایی ازنظر ذی نفعان به ترتیب، برگزاری همایش ها و نشست های توسعه سرمایه گذاری در گردشگری روستایی؛ تقویت زیرساخت کالبدی (راه های ارتباطی) و برطرف کردن مشکلات مرتبط با موانع محیطی (توپوگرافی، شیب و ارتفاع) گردشگری؛ و دستیابی به عوامل موثر بر رضایت گردشگران خارجی که مستلزم ارزیابی مستمر، شناسایی، دسته بندی و تحلیل مجموعه نیازها، انتظارات و ادراکات گردشگران که اولویت اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند.

    کلیدواژگان: برنامه ریزی فضایی، توسعه پایدار، گردشگری روستایی، شرق مازندران
  • رضا نعمتی، مهدی پورطاهری*، عبدالرضا رکن الدین افتخاری صفحات 106-123

    هدف این پژوهش سنجش مطلوبیت کیفیت محیطی در مناطق روستایی و همچنین بررسی مهم ترین مولفه های تاثیرگذار در کیفیت محیطی از دیدگاه جامعه نمونه در روستاهای استان لرستان است. ابتدا برای مشخص نمودن روستاهای موردمطالعه مهم ترین شاخص ها و مولفه های تاثیرگذار در کیفیت محیطی در مناطق روستایی استان لرستان مورد شناسایی قرار گرفت. با استفاده از شاخص مرکزیت، روستاهای موردمطالعه در 5 طبقه تقسیم بندی شدند، سپس تعداد روستاهای هر طبقه مشخص و درمجموع تعداد 30 روستا به عنوان نمونه انتخاب گردید. با استفاده از فرمول کوکران 450 خانوار به عنوان حجم نمونه تحقیق انتخاب و به وسیله آن ها پرسشنامه تکمیل گردید. نتایج حاصل از یافته های توصیفی و آزمون T تک نمونه ای نشان می دهد که وضعیت کیفیت محیطی به لحاظ مولفه های اقتصادی، کالبدی، اجتماعی و زیست محیطی در سطح نامطلوبی قرار دارد. همچنین نتایج تحلیل حاصل از رادار مطلوبیت نشان می دهد که از 30 روستای موردمطالعه، 18 روستا به لحاظ همه مولفه های کیفیت محیطی وضعیتی کاملا نامطلوب و 12 روستا نیز از مطلوبیت نسبتا ضعیفی برخوردار هستند و هیچ کدام از روستاهای موردمطالعه وضعیتی متوسط و کاملا مطلوبی ندارند.

    کلیدواژگان: کیفیت محیطی، رادار مطلوبیت، مناطق روستایی، استان لرستان
  • جواد کیخاکهن، مرتضی اکبری*، سید رضا حجازی صفحات 124-139

    سرعت بی وقفه و روبه رشد علم و فناوری و به نسبت آن نیاز اقتصادی جوامع مختلف به کارآفرینی فناورانه انکارناپذیر است و این مهم به ویژه برای کشورهای کمتر توسعه یافته بیشتر احساس می شود. اما توسعه کارآفرینی فناورانه در مناطق مختلف همواره با موانع و مشکلات مختلفی رو به رو بوده است و مهم ترین کاربرد آن که نوسازی اقتصادهای درحال توسعه است را دچار چالش کرده است. منطقی است که از بین بردن این موانع، مستلزم شناسایی دقیق و موشکافانه آن هاست. ازاین رو در این پژوهش با روش تحقیق کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، به تحلیل موانع کارآفرینی فناورانه در منطقه سرباز از توابع استان سیستان و بلوچستان پرداخته ایم. تحقیق پیش رو از نوع مطالعه موردی بوده و جامعه آماری خود را از صاحب نظران مشغول به کار در سازمان های مربوط به کارآفرینی و البته کارآفرینی فناورانه و سایر فعالیت های اقتصادی در مناطق مختلف استان سیستان و بلوچستان که در منطقه موردنظر نیز فعالیت داشته اند و یا در حال فعالیت هستند، انتخاب کرده است. پس از جمع آوری داده های حاصل از مصاحبه نیمه ساختاریافته، با روش تحلیل تم تجزیه وتحلیل شدند و درنهایت با تحلیل مصاحبه ها و داده ها، موانع و مشکلات توسعه کارآفرینی فناورانه منطقه سرباز احصاء گردید. این موانع عبارت اند از: موانع اقتصادی (13 مولفه)، موانع آموزشی (12 مولفه)، موانع روان شناسی (8 مولفه)، موانع زیرساختی (7 مولفه)، موانع فرهنگی (9 مولفه)، موانع سیاسی (6 مولفه)، موانع مدیریتی (7 مولفه)، موانع فناورانه (7 مولفه) و موانع حوزه منابع و سرمایه های انسانی (7 مولفه).

    کلیدواژگان: موانع کارآفرینی، کارآفرینی فناورانه، توسعه، شهرستان سرباز
  • کاروان شانازی، حشمت الله سعدی*، رضا موحدی صفحات 140-157

    هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه تعاونی های تولید روستایی در شکل گیری و ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی است. این تحقیق از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی بوده که به روش پیمایش انجام شده است. داده های موردنیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و روش میدانی با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 1655 نفر از اعضای تعاونی های تولید روستایی شهرستان همدان بوده که 180 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. روایی محتوایی سوالات ابزار تحقیق توسط متخصصان موضوعی انجام گرفت. محاسبه روایی سازه و پایایی آن نیز با محاسبه پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ تایید گردید. یافته ها نشان داد که سطح ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی درون گروهی و ارتباطی اعضا به ترتیب در سطح متوسط و ضعیف به دست آمد. نتایج همبستگی پیرسون رابطه معنی دار بین متغیرهای سن، سابقه عضویت در تعاونی، سابقه کشاورزی و تعداد دوره های آموزشی با متغیرهای ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی درون گروهی و ارتباطی را تایید می کند، در همین رابطه بین زنان و مردان تفاوت معنی دار ازلحاظ ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی درون گروهی وجود نداشت اما ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی ارتباطی مردان نسبت به زنان قابل توجه بود. نتایج کسب شده در رابطه با مقادیر شاخص های برازش به دست آمده نشان داد که هر دو مدل اندازه گیری ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی درون گروهی و ارتباطی از برازش مناسبی برخوردار بودند. همچنین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد تعامل درون گروهی (83/λ=0) قوی ترین شاخص برای سازه ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی درون گروهی و شبکه روابط رسمی (84/λ=0) قوی ترین شاخص برای سازه ظرفیت سازی سرمایه اجتماعی ارتباطی است.

    کلیدواژگان: ظرفیت سازی، سرمایه اجتماعی درون گروهی، سرمایه اجتماعی ارتباطی، تعاونی های روستایی، شهرستان همدان
  • قاسم زارعی*، حامد طریقت مهربانی صفحات 158-169
    با توجه به اهمیت بخش تعاون در اقتصاد ایران، عوامل موثر بر این ظرفیت بیش ازپیش اهمیت یافته است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر توسعه شرکت های تعاونی روستایی بود. برای دستیابی به این هدف از رویکرد ترکیبی (کیفی به کمی) استفاده شد. به این ترتیب، در مرحله اول با استفاده از مصاحبه با مدیران عامل و اعضای هییت مدیره شرکت های تعاونی شهرستان سراب و نیز خبرگان و استفاده از رویکرد تیوری داده بنیاد، عوامل موثر بر توسعه شرکت های تعاونی شناسایی شدند. برای انتخاب نمونه ها در این مرحله از نمونه گیری هدفمند استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مرحله دوم پرسشنامه ای که شامل شاخص های شناسایی شده بود، بین نمونه ای از مدیران عامل و اعضای هییت مدیره تعاونی های روستایی شهرستان سراب به روش نمونه گیری تصادفی توزیع و در این مرحله نیز حجم نمونه درنهایت 86 مورد شد. در ادامه جهت اولویت بندی عوامل موثر بر توسعه و ارتقای شرکت های تعاونی روستایی با استفاده از روش AHP فازی چانگ ایجاد و عوامل شناسایی شده در مرحله قبل، اولویت بندی گردیدند. با توجه به نتایج به دست آمده عوامل مدیریتی، سازمانی، اقتصادی، فرهنگی اجتماعی، قانونی، بازاریابی و آموزشی بر توسعه تعاونی های روستایی موثر است. همچنین اولویت بندی عوامل موثر بر توسعه تعاونی های روستایی نشان داد که عوامل سازمانی با امتیاز 235/0 دارای بالاترین اهمیت و معیارهای مدیریتی، اقتصادی، قانونی، فرهنگی و اجتماعی، بازاریابی و عوامل آموزشی به ترتیب در اولویت های بعد قرار دارند. با توجه به نتایج این پژوهش، شرکت های تعاونی روستایی برای توسعه بایستی عوامل شناسایی شده در این پژوهش را موردتوجه قرار دهند.
    کلیدواژگان: تعاونی روستایی، عوامل موثر بر توسعه، رویکرد تئوری داده بنیاد، رویکرد ترکیبی
  • علی تقی پور جاوی، سیداسکندر صیدایی*، فرامرز بریمانی صفحات 170-189

    نیاز روز افزون انسان به آب از یک سو و کمبود آن از سوی دیگر، باعث افزایش بهره برداری از این منبع حیاتی شده است. امروزه، به دلیل بهره برداری بیشتر از منابع آب زیرزمینی و افت سطح ایستابی این ذخایر به سمت لایه های عمیق تر، مشکلات متعددی سکونتگاه های روستایی را تهدید می نماید. مسیله اساسی این است که به دنبال افزایش جمعیت و رشد تقاضا برای رفع نیازهای جوامع روستایی، بهره برداری بی رویه و فشار بر این ذخایر حیاتی مضاعف گردید. هدف اصلی پژوهش، ریشه یابی علل افت منابع آب زیرزمینی و تاثیر آن بر ساختار کالبدی نواحی روستایی است. برای گردآوری اطلاعات تحقیق (که به لحاظ هدف، کاربردی است) از مطالعات اسنادی و میدانی بهره گیری شد. جامعه آماری پژوهش 89831 نفر از جمعیت روستایی شهرستان لردگان است که 115 نمونه آن به کمک نرم افزار G-Power، به طور هدفمند انتخاب گردید. داده های پژوهش با روش های توصیفی-تحلیلی و علی-تطبیقی و نیز به یاری نرم افزارهای SPSS و GIS تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد طی دوره 1340-1395، افزایش شمار بهره برداران زراعی، گسترش سطح زیرکشت آبی و حفر چاه های عمیق، با افزایش بهره برداری بی رویه و افت سطح آب زیرزمینی در قلمروی پژوهش، رابطه دارد. همچنین می توان گفت خرد شدن قطعات زراعی، اعطای مجوز حفر و کف شکنی چاه ها و رواج محصولات زراعی آبخواه در تعامل با افزایش جمعیت، مهم ترین عوامل برداشت مضاعف و افت تراز آب های زیرزمینی تا مرز 22- متر در دشت ها به شمار می آید که پیامدهای آن به شکل از بین رفتن تالاب ها و مراتع، نشست زمین به میزان 85 سانتی متر، ایجاد شکاف عمیق در مساکن و مزارع، دگرگونی سیمای دشت ها و سرانجام ناپایداری سکونتگاه های روستایی ظاهر شده است.

    کلیدواژگان: آب زیرزمینی، ساختار کالبدی، بهره برداری، سکونتگاه های روستایی، لردگان
  • رحمت الله بهرامی پاوه* صفحات 190-205

    یکی از مولفه های طرح هادی روستایی، توسعه شبکه های معابر روستایی است. شبکه معابر به عنوان استخوان بندی اصلی روستا تلقی می گردد؛ زیرا تمام جابجایی های انسان، دام و کالا در این شبکه های ارتباطی امکان پذیر است. اهمیت بررسی بدان جهت است که شبکه معابر از نظم و الگویی خاصی پیروی نمی کنند و تابعی از متغیرهای توپوگرافی زمین (ناهمواری، ارتفاع، شیب) هستند. پژوهش با هدف بررسی میزان انطباق استاندارهای تعریض و اصلاح معابر با نیازهای روستاییان در نواحی کوهستانی شهرستان پاوه انجام گرفته است. پژوهش توصیفی- تحلیلی و میدانی بوده، 9 روستای کوهستانی به صورت تصادفی در شهرستان پاوه انتخاب و 83 شبکه معابر ازنظر شیب، شکل و سطوح ارتفاعی موردبررسی قرار گرفتند. در این راستا دیدگاه مردم محلی با استفاده از 16 گویه در ارتباط با شبکه معابر به روش میانگین و کای اسکویر موردسنجش قرار گرفت. یافته ها ازنظر ارتفاعی نشان داد روستاها بین 1250-1750 متری از سطح دریا قرار دارند. ازنظر شیب، 24 شبکه معابر دارای شیب بالای 40 درصد؛ 32 شبکه معابر دارای شیب بین 20-39 درصد و 19 شبکه معابر کمتر از 20 درصد شیب و ازنظر بافت شکلی به صورت باز و مسقف هستند. نتایج نشان داد 66 درصد از پاسخ گویان نوسازی شبکه معابر را منطبق با نیازمندی های روستا تشخیص داده اند. پیشنهاد می گردد برای بهبود شبکه معابر روستایی، تمام معابر روستایی تحت پوشش اجرایی قرار گیرد؛ از مصالح باکیفیت به منظور بادوامی شبکه معابر استفاده شود، و در ساخت پله به عامل ارتفاع به منظور سهولت در جابجایی و حفظ سلامتی  ساکنین توجه گردد.

    کلیدواژگان: روستا، شبکه معابر، پلکانی، طرح هادی، شهرستان پاوه
|
  • Mehdi Havazadeh, Reza Hemmati *, Ali Shakoori, Ehsan Aghababaei Pages 6-21
    This article attempts to interpret the formation of discourse of development in Iran’s rural development policies by analyzing the discourse of Hashemi and Ahmadinejad governments in the areas of development in general and rural development in particular. The research method used in this article is based on the principles of Laclau and Mouffe's Discourse Theory and the proposed method of Post-foundation discourse analysis (PDA). The data used in this article was collected from interviews, lectures, and statements of presidents and clauses and notes related to rural areas in the context of the First, Second, and Fifth Five-Year Development Plans by purposive sampling. The results showed that the rural areas had been incorporated into the discourse of Hashemi’s government domain. But the set of factors led to the incomplete relationship between the rural sphere and the discourse of government causing many inconsistencies in this area. On the other hand, discourse of Ahmadinejad government has a stronger and more discursive relationship with the rural issues. In other words, the discourse of Ahmadinejad's government to disrupt the discourse of Hashemi government focusing on physical and external conditions, seeks to improve these conditions. However, as in the discourse of Hashemi’s government, the discourse of Ahmadinejad's government ultimately did not pay much attention to the cultural and social spheres of development, emphasizing instead the improved distribution of physical facilities.
    Keywords: Rural Development, Development planning, Hashemi’s government, Ahmadinejad’s government, Post-foundation discourse analysis (PDA)
  • Masomeh Amani, Farhad Azizpour *, Asghar Tahmasebi, Hassan Afrakhteh, Hasan Darabi Pages 22-35
    In recent decades, planning system has faced a change in the concept of development because of the intrinsic dynamics of human societies and the ineffectiveness of theories in solving problems. The Intellectual concept development has required assessment of the conceptual framework of planning theories in the rural development. Therefore, the purpose of the present study is to investigate rural development policies of the Sixth Five-Year Development Plan of Iran based on postmodernism theory. The research methodology is qualitative based on Meta-synthesis and content analysis.  The method of collecting data is library-based and logical reasoning was used to understand the categories. The results showed that key principles of postmodernism theory are non-rationality. Evaluation of rural development policies revealed that these policies are relatively compliant with principles of postmodernism planning. In other words, programs derived from modernism are observed along with postmodernism planning policies that implies to eclecticism thoughts in provision of rural development policies of the Sixth Five-Year Development Plan.
    Keywords: Rural Development Policies, Sixth Five-Year program, Postmodernism, Iran
  • Mojtaba Dehghanpour, Masoud Yazdanpanah *, Masoumeh Forouzani, Gholamhossein Abdolahzadeh Pages 36-49
    The purpose of this study is to investigate the strengths and weaknesses, opportunities and threats of sustainability of adaptation policies with regard to sustainability indicators. In terms of methodological process, this study was conducted in two consecutive stages. The first stage of this research involves identification and extraction a list of strengths, weaknesses, opportunities and threats to climate change adaptation policies in agriculture based on a qualitative research paradigm and utilizing focused group techniques and interview with 17 experts from Ministery of Agriculture Jihad. In the second stage of the research, Analytical Hierarchy Process (AHP) method was conducted to compare pairs of criteria and sub-criteria with respect to the main goal of sustainability of policies as well as pair-wise comparison of each set of alternatives into four classes of strengths, weaknesses, opportunities and threats. Data were analyzed by Expert Choice software. After determining the weight of each criterion and sub-criterion, the alternative priorities were identified as four components of strength, weakness, opportunity and threat. The results showed that environmental, economic and social criteria were the most important to achieve sustainability of policies, respectively. Also in environmental criteria, “non-emission of greenhouse gas”, in economic criteria, “helping to diversify farmers' income” and in social criteria, “attention to social participation” were identified as the most important sub-criteria.
    Keywords: adaptation policies, climate change, sustainability of policies, Analytical Hierarchy process, SWOT analysis
  • Leila Kowkabi *, Seyed Ali Badri Pages 50-65

    Villages have been gradually established and developed in a natural environment using local materials and technology over the decades. People expanded the agricultural fields by managing water and rural forests serve as the sink of resources used by humans for daily life and agriculture. Current condition of a landscape can be a reliable indicator of future trends and areas in need of further attention. Moreover there are specific cultural backgrounds, which have influenced on the settlement patterns of regions and countries. So, many criteria must be considered in order to achieve sustainability. Given that the destruction of rural environments and its valuable elements is taking place, it is necessary to identify and explain the indicators of a sustainable rural landscape in accordance with the situation and conditions in Iran. The research method is exploratory, in which the main indicators of sustainable landscape are explained through a continuous and selective process of accreditation and through the evaluation of university professors, professionals, managers and decision makers in the field of rural. The results of 25 questionnaires (consisting of four dimensions and 130 indicators) were included in the evaluation. The respondents were asked to rank each indicator based on “related rate”, “importance” and “measurability”. The results show that the sustainable landscape of rural area is related to their multi-functionality services; spatial patterns of villages and natural resources. From the point of view of experts, the indicators of the sub-category “socio-cultural dimension” have had the greatest impact on the sustainable rural landscape.

    Keywords: sustainable landscape, Expert, Profesional, indicator, assessment, Rural Landscape
  • Mehdi Karami Dehkordi *, Masoud Bahrami Dehtooti Pages 66-89

    Identifying and studying facilities and determining the levels of rural sustainability are the first step in the process of rural planning and development. Today, given the importance of sustainability in development, determining the levels of rural sustainability is unnecessary. In this regard, the use of rural development indicators to achieve the desired goal can be considered. Accordingly, in this article, we have evaluated the sustainability of tourism development in the sample villages of Borujen city. The present research is applied in terms of purpose and methodological descriptive-analytical in terms of method. The required information was gathered based on documentary and field studies (questionnaire). To analyze the data, descriptive and inferential statistics and non-statistical methods (Barometr of Sustainability Radar) were used. The results revealed that the development of rural tourism in the studied villages is generally at the average level of sustainability. The social dimension had a better stability among the other studied dimensions.  Significant differences were found between the studied villages. In general, the Averghan village had the highest and Katak village had the lowest score among other villages.

    Keywords: Sustainable Development, Sustainability Barometer, Rural Tourism
  • Ahmad Roumiani, Hamid Shayan *, Hamdollah Sojasi Qeidari, MohammadReza Rezvani Pages 90-105

    Developing rural tourism based on the development of sustainable tourism and turning tourism into an economic engine for the region to develop rural areas is one of the most important issues requiring the adoption of logical and strategic strategies in accordance with regional and local capabilities and with planning orientation. Therefore, the purpose of the present study is to develop the rural tourism destinations in the east of Mazandaran province, considering the spatial dimensions (human, activity, space), and the dimensions of sustainable development (economic, social, cultural, and environmental). This study is descriptive-analytical and the related data collected based on documentary analysis, surveying and field studies. The statistical sample of the study included 10 experts from the Organization of Cultural Heritage and Handicrafts of Tourism of the province and 21 dignitaries. The SOAR analysis technique was used to develop a strategy for developing and explaining the strengths, opportunities, aspirations and measurable results. The results of the study showed that stakeholders' most important strategies are holding conferences and meetings-the development of investment in rural tourism along with strengthening the physical infrastructures and eliminating the problems associated with environmental barriers (topography, slope and height) of tourism sites.

    Keywords: spatial planning, Sustainable Development, Rural Tourism, East of Mazandaran
  • Reza Nemati, Mehdi Pourtaheri *, Abdolreza R. Eftekhari Pages 106-123

    An analysis of international organizations reflects the centrality of health as a key indicator of sustainable development. Today, environmental quality of health has become one of the most important issues in rural settlements. In other words, in the literature on development and its related approaches, the issue of environmental health and efforts to promote this indicator is of paramount importance at the level of rural communities. The method is a library-based quantitative study and data were collected based on documentary analysis and field survey. Based on this, the components and health records of environmental quality were identified as the basis for developing the questionnaire as the main tool for research in field studies. Based on the five priority classes of Prescott Allen's utility survey in the economic dimension of 28 villages, some villages are in a potentially poor situation (poor utility). In the social dimension of the total number of studied villages, 20 were undesirable villages, six villages were in the unfavorable condition (weak utility) and four also had a moderate utility. Regarding the physical utility, 23 villages were in a state of complete disadvantage, six villages were in a poor potential situation (poor utility) and 1 village had a moderate utility. However, in terms of environmental sustainability, 22 villages were in a state of complete disadvantage and eight villages in a state of poor potential status (poor utility).

    Keywords: Environmental Health, Utility radar, Rural Areas, Lorestan Province
  • Javad Keikhakohan, Morteza Akbari *, Seyed Reza Hejazi Pages 124-139

    The unprecedented speed of science and technology and the relative economic need of different societies for technological entrepreneurship are undeniable and this need is specially felt in less developed countries. Nevertheless, technological entrepreneurship development in different areas has always been faced with different obstacles and problems and its most important application, that is modernization of emerging economies, is challenging. It is logical that removing these barriers requires precise and careful identification. Hence, in this study, a qualitative research method and semi-structured interviews were used to analyze technological entrepreneurship barriers in Sarbaz area of Sistan and Baluchestan province. The present study was a case study and its statistical community included experts working in organizations related to entrepreneurship and, of course, technological entrepreneurship and other economic activities in different areas of Sistan and Baluchestan province. They have been active or are still working in the area in question. After collecting the data using semi-structured interviews, the collected data were analyzed. Finally, by analyzing the interviews and the data, the barriers and problems of developing the technological entrepreneurship in Sarbaz County were identified. These barriers included economic barriers (13 components), educational barriers (12 components), psychological barriers (8 components), infrastructure barriers (7 components), cultural barriers (9 components), political barriers (6 components), managerial barriers (6 components), technological barriers (7 components), human resources, and capital constraints (7 components).

    Keywords: Entrepreneurship barriers, Technological Entrepreneurship, Development, Sarbaz County
  • Karvan Shanazi, Heshmatolah Sadi *, Reza Movahedi Pages 140-157

    The purpose of the present research is to investigate the position of rural production cooperatives in the formation and of social capital. This study is descriptive-analytical survey-based study. Data were collected using library studies and field method using a questionnaire. The statistical population of the study consisted of 1655 members of rural production cooperatives in Hamadan, Iran, out of whom 180 were selected using Cochran formula by proportional random sampling method. Content validity of the questionnaire was assessed by subject matter experts. The construct validity and reliability of the construct were confirmed by calculating the composite reliability and Cronbach's alpha coefficient. The results showed that the level of capacity building of bonding and linking social capital was medium and low, respectively. Pearson correlation results confirmed the significant relationship of age, membership experience in the cooperative, agricultural experience and number of training courses with the variables of capacity building of linking and bonding social capital. In this regard, there was no significant difference between men and women in terms of capacity building of bonding social capital but capacity building of linking social capital of men was significantly higher than women. The results obtained in relation to the values of the fit indices showed that both the models of measuring capacity building of bonding and linking social capital had good fitting indices. The results of confirmatory factor analysis indicated that the bonding interaction (λ = 0.83) was the strongest indicator of the capacity building of bonding social capital and formal relationship network (λ = 0.84) was the strongest indicator of the capacity building of linking social capital.

    Keywords: Capacity Building, Bonding social capital, Linking Social capital, Rural Cooperatives, Hamedan County
  • Ghasem Zarei *, Hamed Tarighat Mehrbani Pages 158-169
    Given the importance of the cooperative sector in the Iranian economy, from the perspective of its theoretical foundations and potential capabilities, the effective factors and ways of activating this capacity have become increasingly important. Co-operatives can be an appropriate lever for economic development that, along with government policies, are effective in improving the living and working conditions, production, and improvement of income and social status of the people. To achieve this goal, a mixed method research was used. Thus, in the first phase of the study, using unstructured and semi-structured interviews with managing directors and Board of Directors of cooperative companies in Sarab, Iran, as well as experts and using the qualitative grounded theory, the factors affecting the development of cooperative companies were identified. According to the results of grounded theory, management, organizational, economic, socio-cultural, legal, marketing, and educational factors are effective in the development of rural cooperatives. Co-operatives should, therefore, have the necessary planning in mind when selecting appropriate managers for co-operatives to enhance managerial factors. Based on the results, economic, legal, cultural-social, marketing and educational factors are in the next influential ones and rural cooperative planners should consider these factors in cooperatives and use these factors to develop rural cooperatives.
    Keywords: rural cooperative, Factors Affecting Development, Grounded theory, mixed method
  • Ali Taghipoor Javi, Seyed Eskandar Seydaei *, Faramarz Barimani Pages 170-189

    The increasing human need for water, on the one hand, and its scarcity, on the other, have increased the exploitation of this vital resource. Today, with more attention to groundwater resources and the vertical movement of these reservoirs to deeper layers, numerous problems are threatening life in rural habitats. The main purpose of the present study is to identify the causes of groundwater resource drawdown and its effect on the physical structure of rural areas. Crucially, it has doubled as population growth and demand increase to meet the needs of rural communities, excessive exploitation and pressure on these vital reserves. Documentary analysis and field study were used to collect the required data. The statistical population of the study included 89831 people in the rural population of Lordegan, out of which 115 were selected by purposive sampling method using the G-Power software. The data were analyzed by descriptive-analytical and causal-comparative methods on the SPSS and GIS software programs. The findings showed that increasing number of farmers, expanding irrigated areas and drilling deep wells during the period 1961-2016 are correlated with unnecessary exploitation and drop in groundwater level in the research area. The results further showed that the fragmentation of agricultural parts, granting permits for digging and breaking wells and the prevalence of aquacultural crops in interaction with population growth were the most important factors for double harvesting and reduction of groundwater levels to -22 meters in the plains. It has manifested itself in the form of the disappearance of wetlands and pastures, land subsidence of 85 cm, deep divisions in settlements and farms, changes in the appearance of plains, and, ultimately, the instability of rural settlements.

    Keywords: Groundwater, Physical Structure, Exploitation, rural settlements, Lordegan
  • Rahmatollah Bahrami Paveh * Pages 190-205

    One of the components of the Haadi Plan is the development of rural passage networks. The network of passages is considered as the main mmaters of the village because all human, livestock and commodity transport is possible in these communication networks. The network paths do not follow a specific pattern and are a function of the terrain variables (roughness, height, and slope). The purpose of this study was to assess the compliance of the standards of road adjustment with the needs of the villagers in the mountainous areas of Paveh using descriptive-analytical and field research. Nine mountainous villages were randomly selected in Paveh and 83 pedestrian networks were examined for slope percentage, path forms, and elevation levels. Local people's views were sought on physical dimensions of the passages using 16 questions. Mean and chi-square analysis were used for data analysis. The findings related to elevation indicated that the villages were 1250 to 1750 m above sea level. In terms of slope, 24 passageways had slopes above 40%; 32 passageways had slopes between 20-39% and 19 passageways were less than 20% in slope and were open and roofed in texture. The results showed that 66% of the respondents identified the road network renovation to be in accordance with the needs of the village. Therefore, the findings point to the need to improve the rural passage network. Al rural passages should be covered by the executive. Second, the use of quality materials ensures the viability of the passage network. Third, the height factor should be taken into account in making it easier to climb the stairs.

    Keywords: Village, Passage Network, Staircase, Haadi Plan