فهرست مطالب

جستارهای فلسفه دین - سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/10
  • تعداد عناوین: 6
|
  • حسن عباسی حسین آبادی صفحات 1-18

    بحث از مفهوم خدا با بررسی صفات خدا و نسبت آن با ذات و وجود خداوند به دست می آید. هریک از فلاسفه پیش از افلوطین، بنا بر مبانی خود این مسیله را بررسی کرده اند. پرسش ما این است که مفهوم خدا در انیادها و اثولوجیا چگونه تبیین می شوند؟ چقدر با هم هم پوشانی دارند؟ و چه تفاوتی دارند؟ آیا می توان آن دو را یکی دانست و یک تبیین برای هردو ارایه داد؟ مفهوم خدا در انیادها و اثولوجیا یکی نیست؛ گاه با هم در یک راستا هستند و گاه در تضاد و تقابلند. کتاب اثولوجیا در مسیله «خدا» رویکردی ارسطویی دارد و از وجود، علیت و فعل محض سخن می گوید اما در انیادها، خدا «واحد» و «فراوجود» است. ذکر تمثیل های خورشید، آتش و نور در انیادها بیشتر یادآور افلاطون و متاثر از اوست. در این مقاله باید ابتدا بدانیم مراد از «وجود» در انیادها و اثولوجیا چیست؟ سپس، شاخصه های دیگر خداوند در انیادها و اثولوجیا را بررسی می کنیم تا به فهمی مناسب از مسیله خدا و همچنین، مفهوم خدا در اندیشه افلوطین برسیم.

    کلیدواژگان: وجود، صفات، خدا، واحد، انئادها، اثولوجیا، افلوطین
  • سارا قزلباش*، سید مصطفی شهرآئینی صفحات 19-39

    بر اساس دیدگاه ویتگنشتاین دوم، بررسی معناداری و فهم باورها، به نظام «بیان معنا» یا محاسبات معناشناختی مربوط می شود. هر نظام زبان شناختی به مثابه یک «بازی زبانی» که برگرفته از نحوه ای از زندگی است، روش و قاعده ای برای بیان معنا و فهم آن ایجاد کرده است». این رویکرد، الگوی «قاعده مندی» را برای فهم و توجیه باورهای مختلف معرفی می کند، به نحوی که ما معناداری یک باور را بر اساس قواعد و تکنیک های کاربرد کلمات در آن بازی زبانی، تبیین و محاسبه می کنیم. اما ویتگنشتاین، فهم باورهای دینی بر اساس این الگو را غیرممکن دانسته و باورهای دینی را به مثابه یک «نگرش»، به دلیل برخورداری از وجه تصویری مبهم، متعلق فهم قاعده مند نمی داند. با این حال، با توجه به اینکه از نظر وی، تصاویر دارای وجه التفاتی هستند، نه تطبیقی، این مقاله درصدد است نشان دهد که با توجه به وجه «ارتباطی» فهم و نیز التفاتی بودن تصویر دینی، وجه ارجاعی معنای دینی، محتوای پدیداری جهان به مثابه امر وجودی یا اطلاعات بوده ولذا می توان با توجه به وجه ارتباطی فهم و معنا، «قاعده مندی» را الگویی برای بررسی معناداری و فهم باورهای دینی دانست.

    کلیدواژگان: فهم باورهای دینی، ویتگنشتاین دوم، قواعد کاربرد کلمات، معناداری، وجه التفاتی، نگرش
  • قربان علمی صفحات 41-62

    این مقاله با مطالعه تاریخی، واژگانی و الهیاتی رساله های پولس و آنچه در اعمال رسولان درباره وی آمده است، به بررسی مفهوم خدا در اندیشه او می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اعتقاد به خدای حقیقی، یگانه شالوده اندیشه پولس است. اما این خدای یکتا، خدای پدر نیز هست. یگانگی خدا بیانگر قدرت، بزرگی و بی همتایی و پدر بودنش، نشانه خیرخواهی، محبت و حسن نیت اوست. به گفته پولس «برای ما یک خدا وجود دارد، خدای پدر». این خدا، ضمن برخورداری از همه صفات کمالی بیان شده در ادیان توحیدی، خالق و نجات بخش نیز هست؛ زیرا «همه چیز از او، توسط او و برای او به وجود آمده اند». بااین حال، مسیح وسیله و عامل او در آفرینش و نجات است؛ البته این به معنی غیر فعال بودن خدا نیست، مسیح همه چیز خود را از خدا دارد. خلقت و مشیت به دست خدا است. پولس جز در یک مورد (بند 5/ فصل 9/ نامه به رومیان) که به قرایت و تفسیر جانب دارانه و به یقین سست برمی گردد، میان خدا و عیسی مسیح تفاوت اساسی قایل شده و از مسیح هرگز تعبیر به خدا نمی کند.

    کلیدواژگان: خدا، پولس، مسیح، توحید، مسیحیت
  • علی صادقی*، رضا اکبری صفحات 63-85
    مفهوم «بی معنا» در تراکتاتوس و سایر آثار منسوب به دوره اول فکری ویتگنشتاین، همچون یادداشت ها و سخنرانی درباره اخلاق، مفهومی محوری است که تفاسیر مختلفی از آن ارایه شده است. تفسیر سنتی (یا متافیزیکی) یکی از باسابقه ترین تفاسیر این مفهوم است که پیتر هکر، الیزابت آنسکوم، هانس یوهان گلاک ارایه کرده اند؛ بر اساس این تفسیر، ویتگنشتاین به دسته ای از حقایق «بیان ناپذیر» قایل است. بر اساس این تفسیر و بر مبنای این نوع از حقایق، خوانشی از ویتگنشتاین شکل گرفته که او را در امتداد سنت الهیات سلبی قرار می دهد. در این مقاله، ابتدا این تفسیر سنتی از فلسفه ویتگنشتاین اول تبیین می گردد، سپس به ارتباطی که برخی شارحان بین ویتگنشتاین اول و سنت الهیات سلبی برقرار کرده اند، پرداخته می شود و در پایان، ضمن بیان چند ملاحظه انتقادی، روشن می گردد که علی رغم وجود برخی شباهت های اولیه، فلسفه متقدم ویتگنشتاین نه تنها سنخیتی با الهیات سلبی ندارد بلکه می تواند کاملا در برابر آن قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ویتگنشتاین اول، بی معنا، تفسیر سنتی، حقایق بیان ناپذیر، الهیات سلبی
  • محمدجواد رضایی ره صفحات 87-107

    نظریه «ذاتی و عرضی در ادیان»، آموزه های هر دینی را به دو دسته ذاتیات و عرضیات تقسیم می کند. در این نظریه ذاتی دین عبارت است از زیرانداز، مضمون و محتوا، گوهر و مقصد دین. در مقابل، عرضی دین عبارت است از روانداز، قالب، پوسته، غبار و زنگار دین. بر اساس این نظریه، همان طور که در ضرب المثل ها، ظاهر الفاظ غیر از محتوا است و ظاهر عرضی است و محتوا ذاتی، و نیز همان طور که مثنوی ذاتیات و عرضیاتی دارد، دین اسلام نیز ذاتیات و عرضیاتی دارد. از آنجا که اسلام با ذاتیاتش اسلام است، نه با عرضیاتش، اعتقاد و التزام به عرضیات لازم نیست و می توان متناسب با شرایط هر جامعه، آنها را تغییر داد. بررسی مستندات نشان می دهد که تنها مستند این نظریه مغالطه تمثیل است. گذشته از آن، نظریه پرداز به ویژه در موضع بیان معیارهای تفکیک عرضی از ذاتی، چندبار دچار مغالطه مصادره به مطلوب شده است. تعریف های ناسازگار از ذاتی و عرضی، فهم غلط از قواعد منطقی و استنتاج نادرست از آنها، بهره مندی نادرست از نظریه شباهت خانوادگی، اسناد نظریه افلاک بطلمیوسی به قرآن و خلط احکام تاریخی با احکام اعتقادی، از دیگر لغزش های سروش در بیان این نظریه است.

    کلیدواژگان: ذاتی و عرضی، قبض و بسط دین، ثابت و متغیر در دین، عبدالکریم سروش
  • فاطمه محمد، محمد اکوان* صفحات 109-130
    نوشتار حاضر با هدف تبیین دیدگاه هایدگر در خصوص ساحت الوهی و درنهایت مفهوم «خدا» به شیوه توصیفی- تحلیلی با تفسیر و تحلیل محتوای آثار هایدگر به نگارش درآمده است. از اینرو سوال اصلی این نوشتار آن است که آیا می توان از امکان باور به «خدا» نزد هایدگر سخن گفت که در این وادی سکوت اختیار کرده و با پروردن ایمان خارج از اشکال سنتی، به ساحت قدس نظر داشته است؟ از این رو با اشاره به تاثیرپذیری هایدگر از الهیات مسیحی نشان داده می شود که وی با تفسیری متفاوت در پی روگردانی از الهیات و مابعدالطبیعه سنتی و گذر از آن، ناقد جامعه دیندار متظاهر و پایبند به نظام تیولوژیک بوده و در دریافت حضوری و گشودگی به ساحت وجود، گوش سپاری به ندای لوگوس را به تصویر کشیده و درنهایت سکوت اختیار کرده است. به این ترتیب بدون اینکه بتوان از خداشناسی نزد هایدگر سخن گفت، باید توجه به وجود و هستی مطلق را نزد وی که همانا در عدم جلوه گر است، همان توجه به اصل و منشا هستی یا «خدا» دانست که تنها بر دازاین عرضه می گردد.
    کلیدواژگان: هایدگر، خدا، امر قدسی، متاقیزیک، وجود، عدم، دازاین
|
  • Hasan Abasi Hossein Abadi Pages 1-18

    The discussion of the concept of God is obtained by examining the attributes of God and its relation to the essence and existence of God. Each of the philosophers before Plotinus, according to their own foundations, examined this issue. Our Question is that how to explain concept of God in OTHEOLOGIA and Enneads. And how much do they overlap and what's the difference? Can the two be considered together and provide an explanation on both? the concept of God in the Enneads and OTHEOLOGIA is not the same Sometimes they are in the same direction and sometimes contradict each other. Approach of OTHEOLOGIA about of God is Aristotelian approach. And it speaks of existence, causality and pure action. But in Enneads God is One and over being And with the Analogy of the sun, fire and light are more reminiscent of Plato and his influence. In this article, we must first understand what is meant by "existence" in Enneads and OTHEOLOGIA. Then, consider other properties of God in both the sources of Enneads and OTHEOLOGIA to understand the problem of God and the concept of God in this thinker.

    Keywords: existence, Attributes, God, One, Enneads, Plotinus
  • Sara Qezelbash *, Seyed mostafa Shahraeini Pages 19-39

    According to Wittgenstein II, the study of meaning and understanding of beliefs relates to a system of "expression of meaning" or Semantic Calculations, that each linguistic system as a "language game" derived from "a form of life,has created a method and rule foe expression and meaning and it's understanding. This approach introduces the 'rule' model to understand and justify different beliefs, so that we explain and calculate the meaning of a belief based on the rules and techniques of the words used in that language game. But he considers the understanding of religious beliefs to be impossible under this paradigm, and does not regard religious beliefs as an "attitude", for having a vague image, of rule understanding. However, since he considers images to be intentional rather than adaptive, in this article we want to show that in terms of the "relational" aspect of understanding as well as the intentionality of religious imagery, theReference aspect of religious meaning, are content The phenomena of the world as existential or information, and hence, with regard to the relation aspect of the understanding and meaning,we can regard the Rule as a model for examining the meaning and understanding of religious beliefs.

    Keywords: Understandingof Religious Beliefs, Wittgenstein II, Rules of Use of Words, Meaning, intentionality, attitude
  • Ghorban Elmi Pages 41-62

    This article examines the concept of God in St. Paul’s thought, by applying historical, lexical and theological studies of his epistles and what Acts of apostles has said about him. Research findings show that belief in the true One God is the sole foundation of Paul's thought. But this only God is also called the Father. His unity signifies His power, greatness and uniqueness, and being a Father is a sign of God's goodness, love, and goodwill. According to Paul, "there is one God for us, God the Father." This God, while enjoying all of the perfect traits expressed in the monotheistic religions, is also the Creator and Savior, because "all things were made of him, by him and for him." However, Christ is His instrument and agent in creation and salvation. But that does not mean that God is inactive. Christ has his everything from God. Creation and providence are in the hands of God. Paul makes a fundamental difference between God and Jesus Christ and never refers to Christ as God.

    Keywords: God, Paul, Christ, monotheism, Christianity
  • Ali Sadeghi *, Reza Akbari Pages 63-85
    Within Tractatus and other works related to Wittgenstein's early philosophy, the concept of "nonsense" is a central one and of great importancem which was the subject of several interpretations. Among them, traditional (metaphysical) interpretation is a lasting one which P.M.S. Hacker, G.E.M. Anscombe and Hans-Johann Glock are its major figures. According to this interpretation, Wittgenstein maintains that there are a kind of truth which are "ineffable", including ethical and religious truths. Also, there are commentators who has used this kind of truth to conclude that Wittgenstein could (or should) be considered as continuing the negative theology tradition. In this paper, after articulation of traditional interpretation, the relation between Wittgenstein and negative theology will be studied. In the end, we will pose some critical remarks to show that, despite some priliminary similarities, not only Wittgenstein's philosophy has nothing to do with negative theology, but it is in a totally different direction than negative theology, even against it.
    Keywords: Early Wittgenstein, Nonsense, Traditional Interpretation, Ineffable Truths, Negative theology
  • MohammadJavad Rezaeirah Pages 87-107

    The theory of “substantial and accidental in religions” divides all teachings of every religion into substantial and accidental. In this theory, the substantial part of a religion is defined as its content, essence, and destination, whereas the accidental part of it is its mould, husk, dust, and rust. Like a proverb in which the apparent meaning of the words is different from its content, and the content is substantial and the appearance is accidental, and like Masnawi which has substantial and accidental parts, Islam has substantial and accidental parts. Since what makes Islam Islam is its substantial part, not the accidental one, you don't need to believe in or stick to accidental, and you can change them in every community according to its circumstances. The only reason used to prove this theory is a false analogy. Moreover, the theorist commits the fallacy of begging the question at some points especially where he wants to give some criteria to distinguish between substantial and accidental. Some other problems of the theory are: inconsistent definitions of substantial and accidental, some misunderstandings of logical laws and drawing wrong conclusions from them, a misapplication of family resemblance theory, ascribing Ptolemaic spheres theory to Qur'an, and confusion between merely historical propositions and doctrinal ones.

    Keywords: substantial, accidental, contraction, expansion of religion, constant, variable in religion, Abdolkarim Soroush
  • Fatemeh Mohammad, Mohammad Akvan * Pages 109-130
    This paper aims to assess and clarify Heidegger's attitude towards God by means of describing and analyzing Heidegger's works. Thus the main question is that would it be possible to assert that Heidegger believed in God and considered deity out of its orthodox from thought he kept silent about it? Although Heidegger's faith was influenced by Christianity, neither did he agree nor approve of the traditional practices of religion and was a critic to the boastful clergy and presented a different interpretation of faith through listening and paying attention to our inner call of Logos and then remained silent. Hence, Heidegger's view was based on Dasain which is somehow synonymous with believing in absolute being or God.
    Keywords: God, Metaphysic, Being, faith, Desein