فهرست مطالب

جهانی رسانه - نسخه فارسی - پیاپی 28 (پاییز و زمستان 1398)
  • پیاپی 28 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • وحید آقا محسنی، محمدرحیم اسفیدانی، سیدمهدی شریفی*، عزت الله عباسیان صفحات 1-21

    هدف از انجام این پژوهش عبارت است از: دستیابی به راهبردهایی مناسب در "بازاریابی سازمان های رسانه ای" از طریق "رسانه های اجتماعی".  در ابتدا با مطالعه و کنکاش متون مرتبط با تحقیق و همچنین تحقیقات پیشین،  بنا به ضرورت و مناسبت موضوع از روش مصاحبه ی عمیق برای گردآوری اطلاعات استفاده گردید.  نمونه آماری، سی وپنج تن از خبرگان، شامل: مدیران ارشد سازمان های رسانه ای، استادان دانشگاه، پژوهشگران و کارشناسان رسانه ای هستند.  ابزار مورد استفاده در این پژوهش، ابزار تحلیلی-کاربردی سوات است.  به طورکلی محقق با تجزیه ‎ و تحلیل یافته ها و با مقایسه ی نقاط قوت و ضعف (عوامل داخلی)، تهدیدها و فرصت ها (عوامل خارجی) و ترکیب و مقایسه قوت ها و فرصت ها (SO)، ضعف ها و فرصت ها (WO)، قوت ها و تهدیدها (ST) و ضعف ها و تهدیدها (WT) به نتایجی دست یافت که با انجام و رعایت این نکات می توان راهکارهای موثری در جهت اعمال راهبردهایی برای بازاریابی اجتماعی، در سازمان های رسانه ای یافت.  از جمله: لزوم آسیب شناسی جامع در سازمان های رسانه ای ایران، لزوم بازنگری در اهداف و ساختارهای سازمان های رسانه ای ایران، تشکیل شورای راهبردی جدید برای فضای مجازی و اجرای استراتژی های موثر، بازنگری در چارت نیروی انسانی سازمان های رسانه ای ایران، بهسازی در سامانه های فنی سازمان های رسانه ای ایران و لزوم تشکیل کمیته های پژوهشی، تهیه محتوا در زمینه بازاریابی اجتماعی، مطالعه و تدوین محتوا برای شبکه های اجتماعی، تعامل با سازمان ها و نهادهای دولتی و غیردولتی و جذب مشارکت کننده اهم این نتایج است.

    کلیدواژگان: بازاریابی اجتماعی، راهبرد، سازمان های رسانه ای، شبکه های اجتماعی
  • عباسعلی آهنگر*، امیرعلی خوشخونژاد، سهیلا خادمی صفحات 22-52

    سینما به بازنمایی واقعیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می پردازد.  تحلیل گفتمان انتقادی نیز واقعیت های متن زبانی را با توجه به مولفه هایی همچون ایدیولوژی، اجتماع، فرهنگ و سیاست بازنمایی می کند.  هدف پژوهش حاضر بررسی انتقادی مولفه های گفتمان اجتماعی- فرهنگی فیلم «فروشنده» براساس ابزارهای گفتمانی لاکلا و موف (2001) است.  در این راستا، متن کامل مکالمه ی فیلم «فروشنده» گردآوری شد.  سپس، داده های کامل فیلم با استفاده از مولفه های گفتمانی مطرح شده در لاک ها و موف (2001) مورد توصیف و تحلیل قرار گرفتند.  نتایج پژوهش نشان داد؛ گفتمان فیلم «فروشنده» با نظام معنایی حول محور دال مرکزی «تجاوز» و دال های شناوری همچون «طبقه متوسط جامعه»، «توسعه و پیشرفت»، «فقر»، «پنهان کاری»، «روسپی گری»، «ترس از طرد شدن»، «دروغ گویی»، «خشونت»، «خیانت»، «فروپاشی خانواده»، «جامعه باز»، «انتقام شخصی» و «مسخ شدگی» منسجم شده است.  به علاوه، در ابتدا، گفتمان های موجود در فیلم «فروشنده» مدرن و فردگرا است؛ ولی این فیلم درصحنه ی آخر گفتمان مذهبی را دوباره فعال سازی کرده است و گفتمان مدرن و فردگرا را در حاشیه قرار داده است.  در ادامه، با بررسی مولفه های برجسته سازی و حاشیه رانی در شخصیت بازیگران فیلم«فروشنده» مشخص گردید که دال های «دروغ گویی»، «مسخ شدگی» و «فقر» در این فیلم برجسته شده است و دال های «تواضع و فروتنی»، «احترام به حریم خصوصی» و «خانواده دوستی» به حاشیه کشیده شده اند.

    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان انتقادی، فیلم فروشنده، دال مرکزی، دال شناور، مفصل بندی
  • مهری بهار، محمدجواد بیژنی* صفحات 53-76
    عاملیت نه به صورت صرف در دست آدمیان بلکه به صورت شبکه ای بین آدمیان و غیر آدمیان ظهور پیدا می کند.  فلسفه ی تکنولوژی و به تبع فلسفه ی رسانه ها در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است؛ تمرکز این مقاله بر ر وی عاملیت پلتفرم اینستاگرام است.  این که چگونه این پلتفرم دارای کنش مندی می شود که هویت جهانی را به وجود می آورد.  چهار میانجی گر تکنیکی برونو لاتور شامل: ("ترجمه"، "ترکیب"، "نهان سازی بازگشت پذیر" و "واگذاری دستورالعمل ها") است؛ که می توانند ابزاری باشند برای فهم ماهیت و هستی شناسی پلتفرم اینستاگرام  و با این چهار میانجی گر، توصیف، تحلیل و تبیینی از آن ارایه داد.  اساس و ماهیت پلتفرم اینستاگرام، "انسان" و به صورت خاص، "فردگرایی" است.  که نزدیکترین پارادایم فکری به آن لیبرالیسم است.  در نتیجه ی این تحقیق با توجه به شاخص هایی که از اینستاگرام، از طریق میانجی گری تکنیکی لاتور به دست می آید؛ "هویت جهانی" در بستر پلتفرم اینستاگرام محقق می شود.
    کلیدواژگان: فلسفه ی تکنولوژی، فلسفه ی رسانه، هویت جهانی، اینستاگرام
  • زهره زندیه*، هادی خانیکی، علی اصغر کیا صفحات 77-105

    پژوهش حاضر درصدد طراحی و ارزیابی الگوی کارکردهای متنوع شبکه های اجتماعی مجازی، در ارتباطات میان فرهنگی قومی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه های تهران) بوده است.  از این منظر، از طرح متوالی اکتشافی برای ارزیابی موضوع، بهره جسته است.  بدین ترتیب که در فاز کیفی بواسطه ی انجام مصاحبه ی عمقی با20 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران، از اقوام مختلف، که به واسطه ی روش نمونه گیری هدفمند و نظری، انتخاب شده بوده اند؛ داده های پژوهش گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مورد تحلیل و الگوی مفهومی اندازه گیری شبکه ای کارکردهای شبکه های اجتماعی مجازی، در ارتباطات میان فرهنگی قومی برساخته شده است.  نتایج فاز کیفی پژوهش نشان داد که الگوی کارکردهای شبکه های اجتماعی مجازی در ارتباطات میان فرهنگی قومی متنوع  و چند وجهی بوده و از سه مضمون فراگیر تاثیرات بین فرهنگی قومی، هویت قومی و قوم محوری تشکیل شده است.  در فاز کمی پژوهش، به منظور ارزیابی و آزمون الگوی مفهومی برساخته شده، از مطالعه ی پیمایشی استفاده شده است.  بدین ترتیب که با استفاده از ابزار پرسشنامه ی محقق ساخته ی ماخوذ از مطالعه ی کیفی، داده های پژوهش از روی 384 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران که به ه واسطه ی روش نمونه گیری طبق ه ای نسبتی و فرمول کوکران انتخاب شده بوده اند؛ گردآوری گردید.  نتایج فاز کمی پژوهش نشان داد: که الگوی کارکردهای متنوع شبکه های اجتماعی مجازی، در ارتباطات میان فرهنگی از برازش لازم برخوردار می باشد.

    کلیدواژگان: شبکه اجتماعی مجازی، ارتباطات میان فرهنگی، تاثیرات بین فرهنگی، هویت قومی، قوم محوری
  • سیاوش صلواتیان*، بشیر حسینی، صابر نوری محب صفحات 106-130
    تامین مالی تولیدات رسانه ای، یکی از مسایل مهم در سازمان صداوسیما و از طرف دیگر، محدودیت در روش های فعلی تامین مالی همیشه یک مشکل جدی برای این سازمان بوده است.  یکی از روش های جدید تامین مالی در دنیا تامین مالی جمعی ا ست.  تامین مالی جمعی این ایده را مطرح می کند که برای ساخت یک محصول الزاما نیاز نیست به دنبال سرمایه گذاران بزرگ بود؛ می توان سرمایه های کوچک اما متعدد را برای تحقق آن جذب کرد.  در این پژوهش؛ به دنبال آن بودیم که آیا می توان از این روش نوین و مشهور جهانی در تامین مالی تولیدات نمایشی سازمان صداوسیما نیز بهره برد یا خیر؟  برای این منظور؛ روش دلفی انتخاب و در مرحله ی اول با 20 کارشناس مصاحبه انجام شد؛ بعد از تحلیل و تقلیل داده های این مرحله، 52 گویه منحصربه فرد به دست آوردیم.  در راند دوم و سوم که به صورت پرسشنامه ی ایمیلی انجام شد؛ به ترتیب 18 و 15 نفر از اعضای پنل دلفی حضور داشتند و در انتها به 34 گویه در قالب 12 دسته رسیدیم؛ ازاین بین 5 دسته جزو ظرفیت ها و 7 دسته، جزو موانع تحقق این مدل بود. آنتن گسترده ی صداوسیما، آشنایی مردم با مدل های اقتصادی مشابه، شبکه ی توزیع وسیع، ازجمله مهم ترین ظرفیت های اشاره شده؛ عدم شفاف سازی، ترس مدیران از اثرگذاری مردم در فرهنگ و نیاز مالی بالا در تولیدات نمایشی، ازجمله مهم ترین موانع اشاره شده برای تحقق مدل تامین مالی جمعی برای تولیدات نمایشی سازمان صداوسیما بود.  درنهایت: باتوجه به گویه های به دست آمده، می توان گفت که صداوسیما می تواند از تامین مالی جمعی بهره ببرد؛ اما مقدمه ی این بهره برداری تغییراتی در رویکردها، سازوکارها و ساختارها را می طلبد که در بخش نتیجه گیری به عنوان پیشنهاد های کاربردی ارایه گردیده است.
    کلیدواژگان: تامین مالی جمعی، تولیدات نمایشی، سازمان صداوسیما، اقتصاد رسانه، جمع سپاری
  • عبدالطیف کاروانی*، اسفندیار غفاری نسب صفحات 131-163

    تحقیق حاضر با هدف کاوش کیفی ادراک دانشجویان بلوچ تحصیلات تکمیلی، ازبازنمایی هویت بلوچ ها در رسانه های جمعی: (صدا و سیما، سینما، شبکه ی استانی و شبکه های اجتماعی مجازی) در میان دانشجویان بلوچ در دانشگاه های دولتی انجام شده است.  در این تحقیق، از نظریه ی زمینه ای استفاده شده است.  مشارکت کنندگان تحقیق، دانشجویان بلوچ مقطع ارشد و دکترای دانشگاه های دولتی بوده اند.  داده ها از طریق مصاحبه ی عمیق به دست آمده است.  مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری در خصوص مقولات مختلف مورد مصاحبه، ادامه پیدا کردند.  تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد.  نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به شش مقوله ی محوری و یک مقوله ی هسته بوده است.  مقولات محوری عبارت اند از: بازنمایی غیرواقعی و منفی از هویت بلوچ ها در صدا و سیما، شبکه ی استانی و بازنمایی غیرواقعی از هویت بلوچ ها، مدیریت ایدیولوژیک و سیاسی و غیریت سازی از هویت بلوچ ها، کلیشه سازی رسانه ای و نگاه منفی سایر مردم ایران به هویت بلوچ ها، برساخت منش منفی در مورد هویت بلوچ ها در فیلم های سینمایی و فضای مجازی و بازنمایی واقع گرایانه از هویت بلوچ ها.  مقوله ی هسته نیز عبارت است از: بازنمایی منفی و کلیشه سازی هویتی منفی از بلوچ ها در صدا و سیما و سینمای داخلی.

    کلیدواژگان: بازنمایی، کلیشه سازی، هویت بلوچ ها، کاوش کیفی
  • عادله کبیری*، بشیراحمد بهروان صفحات 164-181
    این تحقیق به دلیل دستیابی به میزان و عوامل کاهش رضایت شغلی روزنامه نگاران افغان انجام شده است.  هرزبرگ از عوامل نگه دارنده و انگیزشی به عنوان دو گروه عوامل تاثیرگذار در رضایت شغلی نام برده است و بروفی چگونگی دستیابی به انتظارات و امید های کارمندان را عامل رضایت یا نارضایتی شغلی می داند؛  این تحقیق با تکیه بر نظریات هرزبرگ و بروفی انجام شده است.  رویکرد این تحقیق ترکیبی از روش های کمی و کیفی است طوری که در مرحله ی اول با استفاده از پرسشنامه ی آنلاین، میزان رضایت شغلی روزنامه نگاران افغان را به دست آوردیم و در مرحله ی بعد با استفاده از مصاحبه های عمقی عوامل کاهش رضایت شغلی نزد ژورنالیستان افغان را جستجو کردیم.  نتایج رویکرد کمی این تحقیق نشان می دهد که اکثریت خبرنگاران افغان از شغل خود رضایت کامل ندارند و یافته های کیفی این تحقیق نشان می دهند که نارضایتی ژورنالیستان افغان، مبتنی بر نظریات هرزبرگ، محصول عواملی ازجمله: حقوق کم، تهدیدهای امنیتی، تبعیض جنسیتی، نبود آزادی حرفه ای، ناپایداری منزلت اجتماعی، نبود زمینه های انکشافی، نبود مصونیت شغلی و دسترسی کم به اطلاعات است که در درجه های مختلف شدت روی نارضایتی آن ها تاثیرگذاشته است.
    کلیدواژگان: رضایت شغلی، نظریه ی دوعاملی هرزبرگ، روزنامه نگاران افغان
|