فهرست مطالب

  • سال هجدهم شماره 2 (پیاپی 68، تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/11
  • تعداد عناوین: 15
|
  • کیوان عزی مند، حسین عقیقی*، داود عاشورلو، عارف شاهی آقبلاغی صفحات 1-18
    سابقه و هدف

    شهر نشینی و گسترش شهرها اثرهای متفاوتی بر محیط طبیعی و انسانی و همچنین اقلیم محلی و ناحیه ای داشته است. به طور مثال اختلاف در توازن انرژی بین مناطق مرکزی و منطقه های حاشیه ای شهرها حاصل ویژگی های کالبدی و پوشش های سطحی است. این ویژگی ها در مناطق معتدل سبب به وجود آمدن پدیده جزیره حرارتی و در نواحی خشک و نیمه خشک موجب به وجود آمدن پدیده جزیره سرد شهری می شوند. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر ویژگی های پوشش های سطحی، پیکربندی و مورفولوژیکی1 شهر بر تغییرات دمای سطح شهر زنجان است.

    مواد و روش ها

    داده های مورداستفاده شامل تصاویر لندست 5 سنجنده TM2 برای سال 2010 و 2011 و اطلاعات آماری در سطح بلوک های ساختمانی است. روش کار در این پژوهش بدین صورت است که اثرهای پوشش های مختلف بر دمای سطح زمین مورد بررسی قرارگرفته است. سپس برای نشان دادن اثرهای زمین های ساخته شده بر دمای سطح زمین از روش IBI3 و آستانه گذاری اتسو استفاده شده است. برای نشان دادن اثرهای پیکربندی زمین های ساخته شده بر تغییرات دمای سطح زمین از سنجه های سیمای سرزمین همچون سنجه تقسیم سیمای سرزمین، بعد فراکتال و درصد سیمای سرزمین استفاده شده است. در نهایت اثر ریزدانگی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج و بحث: نتایج نشان داده است که از میان همه فصل ها، بیشترین شدت جزیره سرد در فصل تابستان بوده است. همچنین نتایج نشان داده است که در فصل تابستان نسبت به دیگر فصل ها جزیره سرد بهتر نمایش داده می شود. نمودار نقطه ای بین زمین های ساخته شده و پوشش گیاهی با دمای سطح زمین نشان از یک رابطه غیر مستقیم دارد و زمین های ساخته شده بیشترین همبستگی منفی را با دمای سطح زمین داشته است (0.704- r =). در بین سنجه های سیمای سرزمین، بیشترین همبستگی مثبت (r = 0.72) را سنجه تقسیم سیمای سرزمین با دمای سطح زمین داشته است. افزون بر این، بین ویژگی های مورفولوژی شهری یا ریزدانگی نیز همبستگی بالا و منفی (r = 0.73) با دمای سطح زمین مشاهده شده است. نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین پوشش های سطحی و ویژگی های پیکربندی و مورفولوژی با دمای سطح زمین به طور کامل معنا دار بوده اند (P ≤ 0.01).

    نتیجه گیری

    از نتایج این تحقیق می توان نتیجه گرفت که ویژگی های پیکربندی و مورفولوژی بهتر از پوشش های سطح زمین توانسته اند تغییرات دمای سطح زمین را مدل کنند.

    کلیدواژگان: جزیره سرد شهری، پوشش زمین ها، ویژگی های پیکربندی، ویژگی های مورفولوژیکی
  • سمیه جنت رستمی*، علی صلاحی صفحات 19-40
    سابقه و هدف

    توزیع مکانی و دقت داده های کیفی در مدیریت منابع آب زیرزمینی ضروری است. معمولا این داده ها از چاه های پایش جمع آوری می شود که به صورت مکانی در حوضه آبریز یا آبخوان مورد مطالعه توزیع شده است. در طراحی شبکه پایش، حداقل تعداد چاه های پایش با توزیع مکانی بهینه و مناسب از نظر اقتصادی مورد نیاز است. بنابراین نحوه توزیع چاه ها و تعداد آن ها در طراحی شبکه پایش کیفی یکی از موارد مهم در بهینه سازی مسایل مربوط به آب زیرزمینی است. هدف از این مطالعه، یافتن شبکه پایش بهینه با حداقل تعداد چاه ها در آبخوان دشت گیلان است، به طوری که، توزیع مکانی مناسبی از نظر پارامترهای کیفیت آب زیرزمینی داشته باشد. با توجه به اینکه یکی از مهمترین معیارهای کیفیت آب زیرزمینی شوری است که با پارامترهایی مانند کل جامدات محلول (TDS)، یون کلر (Cl) و هدایت الکتریکی (EC) اندازه گیری می شود، در این مطالعه پارامتر EC به عنوان پارامتر کیفی در طراحی شبکه پایش انتخاب گردید.

    مواد و روش ها

    برای جستجوی بهینه شبکه پایش کیفی از الگوریتم بهینه سازی ژنتیک (GA) استفاده شد. در این روش، یک شبکه ممکن از چاه های پایشی که در منطقه واقع شده است به عنوان یک کروموزوم در نظر گرفته می شود و هر چاه پایش، ژن های کروموزوم هستند که با ساختار دودویی (صفر و یک) کدگذاری می شوند. در صورتی که انتخاب شود یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود. در این مطالعه همزمان دو تابع هدف متضاد حل می شود. هدف اول حداکثر کردن تطابق (برازش) بین توزیع های EC محاسبه شده در شبکه پایش موجود و شبکه جدید است. که این تطابق با استفاده از کارایی مدل نش ساتکلیف ارزیابی می شود. هدف دوم نیز با در نظر گرفتن محدودیت مربوط به هزینه، حداقل کردن تعداد چاه های پایش در شبکه جدید ایجاد شده می باشد. این دو هدف در یک تابع هدف تعریف می شود که در آن ترکیب های مختلفی از دو هدف با اعمال ضریب وزنی w مورد بررسی قرار می گیرد.

    نتایج و بحث

    نتایج ارزیابی ها نشان داد که انتخاب جواب بهینه تا حد زیادی به تعیین ضریب وزنی w بستگی دارد. بنابراین باید مقدار w را با توجه به متعادل ترین جواب انتخاب شود. متعادل ترین جواب به این معناست که بین هزینه و پراکنش مکانی چاه ها در منطقه یک رابطه قابل قبولی برقرار باشد. در ادامه، برای انتخاب بهترین جواب بهتر است علاوه بر استفاده از ضریب کارایی نش ساتکلیف از شاخص های عملکرد دیگری مانند PBIAS، RMSE، ضریب رگرسیون و انحراف معیار نیز استفاده شود. به طور کلی، نتایج بدست آمده در این مطالعه با توجه به این شاخص ها قابل قبول بوده است. همچنین، بررسی توزیع مکانی و مقایسه میانگین مقادیر EC مشاهده شده در منطقه و EC محاسبه شده در شبکه بهینه با توجه به همه چاه های پایش انتخاب شده نشان می دهد که مقادیر بهینه شده بزرگتر از میانگین مقادیر مشاهده شده در منطقه است. بنابراین به وضوح نتیجه گیری می شود که شبکه بهینه شده داده های کیفی آب زیرزمینی مناطق آلوده تر را فراهم می کند.

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که کاربرد روش بهینه سازی به طور قابل ملاحظه ای تعداد چاه های پایش را با توجه به توزیع مکانی مقادیر EC کاهش می دهد. علاوه بر این، شبکه پایش طوری طراحی شد که تعداد نقاط نمونه برداری در مناطق با آلودگی کمتر، حذف شد و در مناطقی با آلودگی بیشتر، اضافه شد. در طراحی شبکه پایش کیفی آب زیرزمینی بهتر است به صورت دوره ای بهینه سازی انجام شود، زیرا انتظار می رود کارایی شبکه پایش با اضافه شدن چاه های جدید به شبکه تغییر کند. ارزیابی های پی در پی شبکه پایش به صورت هر چند سال یک بار، در تعیین ارزیابی درازمدت کیفیت آب زیرزمینی و عوامل موثر در آن کمک می کند که می تواند در برنامه ریزی و اعمال روش هایی برای بهبود کیفیت آب زیرزمینی موثر باشد.

    کلیدواژگان: مدیریت کیفی، شبکه پایش، آب زیرزمینی، بهینه سازی، الگوریتم ژنتیک
  • صادق صالحی*، هادی ابراهیمی صفحات 41-58
    سابقه و هدف

    در برنامه های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی ا یران همواره بر منطقی کردن مصرف انرژی ازجمله مصرف آب تاکید شده است. طرح دانش آموزی نجات- معروف به طرح داناب- از سوی آموزش و پرورش و با مشارکت سازمان آب منطقه ای استان مازندران با هدف ارتقاء دانش آب و نیز مصرف بهینه آب توسط دانش آموزان به اجرا درآمده است. از بین گروه های مختلف اجتماعی، دانش آموزان نقش مهمی در زمینه مصرف آب ایفاء می کنند. با توجه به نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکل دهی رفتار دانش آموزان، تحقق حاضر تلاش نمود تا ضمن بررسی وضعیت دانش آب در بین دانش آموزان، به مطالعه و بررسی عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر پیش بینی رفتار مصرف آب آنان نیز بپردازد.

    مواد و روش ها

    از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر با استفاده از روش پیمایش در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول در مناطق شهری بهشهر، نکا، ساری، بهشهر، گلوگاه، آمل و قایم شهر در استان مازندران انجام شد. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری احتمالی استفاده شد و بر اساس فرمول کوکران، تعداد 501 دانش آموز به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. داده های حاصل از تحقیق با استفاده از نرم افزار آماری ویژه علم اجتماعی مورد توصیف و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    نتایج و بحث

    نتایج حاصل از داده های تحقیق حاضر نشان دادند که فرض رابطه بین عوامل فرهنگی (دانش محیط زیستی، ارزش محیط زیستی، نگرش نسبت به منابع آب، باورهای دینی) و پیش بینی رفتار مصرف آب دانش آموزان مورد تایید تجربی قرارگرفته است و تنها رابطه دانش محیط زیستی با پیش بینی رفتار مصرف آب تایید نشده است. همچنین، نتایج تحقیق نشان داد که فرض رابطه بین عوامل اجتماعی (مشارکت مدنی) و پیش بینی رفتار مصرف آب دانش آموزان مورد تایید تجربی قرارگرفته است. فرض رابطه بین عوامل نهادی (کنترل رسمی، کنترل غیررسمی) و پیش بینی رفتار مصرف آب دانش آموزان نیز در تحقیق حاضر مورد تایید تجربی قرارگرفته است. نهادها، شیوه های اساسی فعالیت اجتماعی هستند که اکثریت اعضای یک جامعه معین از آن ها پیروی می کنند درواقع شامل هنجارها و ارزش هایی هستند که تعداد بسیاری از مردم با آنها همنوایی می کنند. آنها شیوه های رفتاری هستند که به وسیله ضمانت اجرایی نیرومند حمایت می شوند و در طول زمان شکل ثابت و پایداری را نیز به همراه دارند. بر این اساس، می توان اذعان نمود که متغیرهای نهادی (کنترل رسمی، کنترل غیررسمی) بر پیش بینی رفتار مصرف آب در بین دانش آموزان موثر است. در ارتباط با فرضیه تحقیق مبنی بر وجود رابطه بین متغیرهای زمینه ای (پایگاه اقتصادی- اجتماعی، سن) و پیش بینی رفتار مصرف آب دانش آموزان، نتایج حاصل از داده های این تحقیق رابطه بین متغیرهای زمینه ای (پایگاه اقتصادی- اجتماعی) و پیش بینی رفتار مصرف آب دانش آموزان را تایید می نماید، اما رابطه سن و پیش بینی رفتار مصرف آب دانش آموزان را مورد تایید تجربی قرار نگرفت.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که متغیرهای مستقل باورهای دینی مصرف آب، کنترل غیررسمی، نگرش نسبت به محدودیت آب، ارزش محیط زیستی، کنترل رسمی، مشارکت مدنی و پایگاه اجتماعی با متغیر وابسته رفتار مصرف آب رابطه معنی دار داشته اند. همچنین متغیر مستقل باورهای دینی مصرف آب، بیشترین همبستگی را با متغیر وابسته رفتار مصرف آب دارد.

    کلیدواژگان: دانش آموزان، آگاهی محیط زیستی، نگرش محیط زیستی، ارزش محیط زیستی، رفتار مصرف آب، مازندران
  • مریم نیسی، مسعود بیژنی*، نگین فلاح حقیقی صفحات 59-76
    سابقه و هدف

    معضلات و چالش های زیست محیطی از نگرانی های عمده ی جامعه امروزی است. اغلب این چالش ها ناشی از رفتار انسان ها است که می توان از طریق تغییر در نگرش و رفتار ایشان و آگاهی بخشیدن از عواقب این معضلات، بر آن ها فایق آمد. برخی از مهم ترین رفتارهای زیست محیط گرایانه شامل مصرف انرژی، حفاظت از آب و خاک، بازیافت و مانند آن ها می باشد که دارای مزایای شخصی، اجتماعی و زیست محیطی فراوانی هستند. یکی از اهداف مهم دانشگاه ها، آموزش دانشجویان در جهت حفظ محیط زیست است. در این راستا، نقش و جایگاه آموزش عالی کشاورزی از جایگاه خاصی برخوردار است. بر این اساس، هدف این مطالعه بر "تحلیل عوامل موثر بر رفتار زیست محیط گرایانه از دیدگاه دانشجویان در نظام آموزش عالی کشاورزی ایران براساس نظریه اجتماعی، شناختی بندورا" قرار گرفت.

     مواد و روش ها

    این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی همبستگی و علی رابطه ای است. جامعه آماری مورد مطالعه، دانشجویان دانشکده های کشاورزی ایران بودند که 129 نفر از آن ها با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی دو مرحله ای بر اساس قطب های علمی پنج گانه کشور، به عنوان نمونه انتخاب شدند (236973=N).  ابزار پژوهش، پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانلی از متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی به تایید رسید و پایایی دسته گویه های آن با استفاده از ضریب آلفای کرنباخ (87/0 ≤ α ≤ 66/0) محقق گردید.

     نتایج و بحث

    نتایج نشان داد که به غیر از سطح تحصیلات دانشجویان، همبستگی مثبت و معنی داری بین رفتار زیست محیط گرایانه و سایر متغیرهای مورد بررسی موثر بر آن وجود دارد. در این راستا، نیت، خودپنداره، انتظارات پیامدی، خودنظم دهی، ادراک از رفتار دیگران و خودکارآمدی به ترتیب بیشترین میزان همبستگی با رفتار زیست محیط گرایانه را دارا بودند. نتایج حاصل از تحلیل علی نشان داد که متغیرهای "ادراک از رفتار دیگران"، "انتظارات پیامدی" و "خودپنداره" تاثیر معنی داری بر رفتار زیست محیط گرایانه  داشتند که این با نظریه اجتماعی، شناختی بندورا همسو است. ولی "نیت"، "خودکارآمدی" و "خودنظم دهی" تاثیر معنی داری بر آن نداشتند.

     نتیجه گیری

     واکاوی نتایج حاصل از تحلیل مسیر، نشان دهنده آن است که رفتار زیست محیط گرایانه دانشجویان در نظام آموزش عالی  کشاورزی تحت تاثیر ادراک از رفتار دیگران است و آن ها از مشاهده ی رفتار دیگران و پیامدهای حاصله از آن یاد می گیرند و رفتار می کنند. چنین یافته ای اهمیت محیط های اجتماعی را نشان می دهد. به عبارت دیگر، هر چند ممکن است افراد به لحاظ فردی دارای انگیزه ها و رفتارهایی در جهت حفظ محیط زیست باشند ولی این رفتار تحت تاثیر محیط اجتماعی ایشان است و فراهم کردن چنین محیطی یکی از استلزامات نظام های آموزش عالی در جهت ایجاد دانشگاه های سبز تلقی می گردد. در پایان، بر اساس نتایج پژوهش، پیشنهادهایی ارایه گردید.

    کلیدواژگان: رفتار زیست محیط گرایانه، دانشجویان، نظام آموزش عالی کشاورزی، نظریه اجتماعی شناختی بندورا، ایران
  • مژده نافیان، محسن بهمنی*، الهام قهساره اردستانی، علی سلطانی صفحات 77-94
    سابقه و هدف

    فضای سبز به عنوان یکی از با ارزش ترین ارکان زنده کالبد شهری دارای اهمیت بالایی است. در برنامه ریزی و مدیریت این فضا، شناسایی و ثبت اطلاعات مربوط درختان کشت شده در خیابان برای ارزیابی احتمال بروز خطر ناشی از آن ها امری ضروری است. بخش بزرگی از درختان چنار1 کهنسال در شهرهای صنعتی و پرجمعیت در معرض انواع آلودگی های آب و هوایی، خشکسالی های مکرر و تنش های فیزیکی قرار دارند که سبب کاهش مقاومت این درختان می شود. شناسایی درختان در معرض خطر را می توان توسط انواع روش های آماری اولویت بندی کرد. یکی از مدل های آماری کمتر استفاده شده در این مورد، شبکه عصبی مصنوعی 2(ANN) است. بر همین اساس پژوهش حاضر به منظور ارزیابی و مدل سازی درختان چنار خطرآفرین فضای سبز خیابان کوالالامپور شهر اصفهان توسط ANN در سال 1397 انجام شد.

    مواد و روش ها

    در پژوهش حاضر معیار شدت خطرآفرینی درختان چنار در خیابان کوالالامپور شهر اصفهان با روش آماربرداری صددرصد با استفاده از متغیرهای کمی و معیارهای شدت خطرآفرینی (کیفی یا عیوب) مورد مطالعه قرار گرفت. پس از تعیین سهم معیارهای خطرآفرین و درجه اهمیت آن ها در درختان چنار، آنالیز کروسکال – والیس3 بین تعداد درختان در معیارهای مختلف خطرآفرینی صورت گرفت. در مرحله بعد، درختان از نظر معیارهای خطرآفرینی وزن دهی شدند. سپس بر مبنای اعداد حاصل از وزن دهی بر اساس طبقه بندی تجربی به 5 طبقه ی خطرآفرین تقسیم شدند. همچنین به منظور پردازش داده های متغیرهای کمی، معیارهای شدت خطرآفرین، متغیر وزن دهی و طبقه های شدت خطرآفرینی از آنالیز مولفه های اصلی 4 (PCA) و شبکه پرسپترون چند لایه ی 5 (MLP) شبکه عصبی استفاده شد.

    نتایج و بحث

    نتایج معیار شدت خطرآفرینی نشان داد متغیرهای زخم روی تنه و ریشه (83%)، وضعیت و ضعف ساختاری یا ضعف فیزیکی یا انحراف از راستای قایم (61%)، مشکل های ریشه (54%) و خشکیدگی شاخه و سرشاخه ها (50%) دارای سهم قابل توجهی هستند. همچنین در نتایج حاصل از آزمون کروسکال - والیس معیار شدت خطرآفرینی درختان چنار، مشاهده شد که تعداد درختان بین 4 طبقه بدون خطر یا سالم، خطر کم، خطر متوسط و خطر زیاد در سطح خطای یک درصد دارای اختلاف معنی دار هستند. نتایج مقایسه میانگین آزمون دانکن نشان داد که طبقات بدون خطر و خطر کم در یک دسته و طبقات خطر متوسط و خطر زیاد در دسته دیگر با هم در سطح خطای یک درصد دارای اختلاف معنی دار هستند. نتایج حاصل از PCA نشان دهنده این است که محور اول و دوم، 69/44 درصد از تغییرات کل را در برمی گیرند. پارامترهای وزن دهی و طبقات خطرآفرینی با خشکیدگی شاخه و سرشاخه ها، قطر درخت، پوسیدگی پیشرفته و زخم روی تنه و ریشه همبستگی بالا و مثبت را نشان دادند. به طور کلی دو متغیر زخم روی تنه و ریشه و خشکیدگی شاخه و سرشاخه ها از مهمترین متغیرهای موثر در تعیین شدت خطرآفرینی درختان چنار در منطقه مورد مطالعه در دو روش بیان شده هستند. با توجه به ضرایب تبیین بالای داده های آموزشی، اعتبارسنجی، ارزیابی و در نهایت همه داده های شبکه عصبی (999/0، 949/0، 996/0 و 991/0) و حداقل میانگین مربعات خطا (داده های آموزشی=052/0، ارزیابی=114/0 و اعتبارسنجی=044/0) در طبقه بندی شدت خطرآفرینی درختان چنار، دقت شبکه عصبی در پیش بینی طبقات شدت خطرآفرینی از سطح بسیار مطلوبی برخوردار است و همچنین منطبق بودن خروجی شبکه عصبی و داده های واقعی برهم دال بر کیفیت مناسب شبکه است.

    نتیجه گیری

     با توجه به نتایج روش های معیارهای تشخیصی خطرآفرینی و تجزیه و تحلیل مولفه های اصلی، دو متغیر تاثیرگذار زخم روی تنه و ریشه و خشکیدگی شاخه و سرشاخه ها به طور مرتب بر روی درختان چنار مورد بازبینی قرار گیرد. همچنین تصمیم گیران از روش شبکه عصبی برای شناسایی و تشخیص شدت خطرآفرینی درختان چنار استفاده نمایند. بنابراین می توان این روش را به عنوان راهکاری مناسب و سودمند در مدیریت فضای سبز شهری و اقدام های پیشگیرانه پیشنهاد نمود.

    کلیدواژگان: جنگلداری شهری، معیار شدت خطرآفرینی، آنالیز مولفه های اصلی، شبکه عصبی پرسپترون چند لایه
  • ناصر رضائی*، محمدرئوف حیدری فر، خه بات درفشی، نسرین قیطولی صفحات 95-110
    سابقه و هدف

    برنامه ریزان و سیاستگذاران، از گسترش فعالیت های گردشگری به عنوان رکن اصلی توسعه پایدار روستایی یاد می کنند. پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی توسعه اکوتوریسم در منطقه اورامانات با تاکید بر بخش باینگان و با این سوال اصلی که جاذبه های طبیعی و فرهنگی و امکانات موجود در منطقه باینگان برای توسعه گردشگری کدامند؟ انجام شده است. با توجه به جاذبه های فراوان گردشگری در منطقه اورامانات و بویژه بخش باینگان و دارا بودن روستاهای متنوع و جذاب، می توان با گسترش گردشگری روستایی  به عنوان یک راهبرد جدید در زمینه توسعه روستایی، زمینه ساز ایجاد فرصت های جدیدی در منطقه های روستایی از قبیل اشتغال، کاهش مهاجرت و... شد و منطقه های روستایی را شکوفا و از حالت انزوا و محرومیت خارج کرد.

    مواد و روش ها

    روش شناسی پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت، توصیفی - تحلیلی (همبستگی) بوده؛ شیوه گردآوری داده ها، اسنادی - پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی می باشد و شیوه تجزیه و تحلیل، کمی - کیفی است. جامعه آماری، شامل خانواده های ساکن در بخش باینگان و گردشگرانی بود که در بازه زمانی فروردین تا مردادماه 1397 به این منطقه آمده بودند. نمونه آماری با توجه به مشخص نبودن تعداد دقیق جامعه، با استفاده از جدول مورگان، 400 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی (متناسب با حجم) انتخاب شد. ابزار پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته است که یک پرسشنامه ویژه مردم محلی و دیگری ویژه گردشگران طراحی شد. برای گرد آوری داده ها از روش پیمایش (روش زمینه یابی با هدف های توصیفی و اکتشافی) استفاده شد و با پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز گردآوری و با تجزیه و تحلیل این اطلاعات به سوال های تحقیق پاسخ داده شد. در بخش توصیفی از جدول فراوانی و درصد فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد و در سطح آمار استنباطی از آزمون اسمیرونف برای تعیین نرمال بودن توزیع متغیرها و آزمون تی تک نمونه ای برای مقایسه میانگین نمونه با میانگین فرضی جامعه استفاده و به منظور انجام تمام تحلیل های آماری از بسته آماری SPSS نسخه 23 استفاده شده است.

    نتایج و بحث

     با توجه به آزمون K-S مشخص شد که تمام توزیع ها از لحاظ آماری نرمال است و نتایج آزمون تی تک نمونه ای مربوط به فرضیه های تحقیق، نشان داد که بخش باینگان به طور معنی داری دارای جاذبه های طبیعی و جاذبه های فرهنگی - اجتماعی است. وضع موجود امکانات و خدمات گردشگری بخش باینگان به طور معنی داری در وضعیت نامناسب قرار دارد. پذیرش و استقبال گردشگران از سوی مردم بومی باینگان به طور معنی داری در وضعیت مناسب قرار دارد. گسترش گردشگری در بخش باینگان، آثار اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و محیطی مثبتی به دنبال خواهد داشت. در انتها 9 عامل به عنوان موانع توسعه گردشگری در بخش باینگان شناسایی شد که از بین این موانع، «کمبود تاسیسات اقامتی و هتل های استاندارد در سطح ملی و بین المللی برای اقامت گردشگران منطقه» مهمترین مانع بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج این پژوهش، جاذبه های طبیعی و فرهنگی - اجتماعی، مهمترین پتانسیل های توسعه گردشگری در بخش باینگان هستند که پیشنهاد می شود مسیولان گردشگری استان در برنامه ریزی طرح های توسعه گردشگری منطقه به این پتانسیل ها توجه نمایند و برنامه های خود را بر مبنای اکوتوریسم و گردشگری فرهنگی - اجتماعی قرار دهند و جهت توسعه گردشگری در منطقه مطالعاتی، اقدام به بهبود وضعیت امکانات و خدمات گردشگری ضروری نمایند. کمبود تاسیسات اقامتی و هتل های استاندارد در سطح ملی و بین المللی برای اقامت گردشگران منطقه، به عنوان مهمترین مانع توسعه گردشگری در بخش باینگان مطرح است که پیشنهاد می شود مسیولان گردشگری منطقه با جذب سرمایه های دولتی و بخش خصوصی، هتل ها و اقامتگاه های مدرن و استاندارد برای اسکان درخور و شایسته گردشگران تاسیس نمایند.

    کلیدواژگان: امکان سنجی، توسعه اکوتوریسم، بخش باینگان اورامانات
  • نیوشا اکبری، شیرین طغیانی*، علیرضا عندلیب، محمود محمدی صفحات 111-130
    سابقه و هدف

    امروزه بافت های فرسوده یک معضل بزرگ در شهرها هستند که قانونگذار برای حمایت از آن، قوانین و مقرراتی را وضع کرده ولی متاسفانه علی رغم سالیان سال نوسازی، وجود نواقص و کاستی های قانونی سبب شده اهداف مورد نظر به طور کامل تحقق نیابد. با توجه به اهمیت موضوع بهسازی و نوسازی شهری به عنوان راهبردی در راستای کاهش مشکلات بافت های شهری مطرح می باشد که یکی از رویکردهای نوین در این زمینه مقوله بازافرینی است. باز آفرینی شهری رویکردی نوین در مواجهه با پدیده فرسودگی است که تسهیل کننده تجدید حیات اجتماعی و اقتصادی، در کنار احیای کالبدی بافت است. هدف از تحقیق حاضر تعیین و سنجش اولویت ابعاد بازآفرینی بافت های فرسوده جهت برنامه ریزی قانونی است.

    مواد و روش ها

    تحقیق حاضر به لحاظ هدف در زمره تحقیقات بنیادی قرار دارد و  روش انجام آن به طور توام از روش های کیفی و کمی می باشد. در بخش کیفی از رویکرد گراندد تیوری [1]انجام شده است . جهت تحلیل مطالعات اسنادی از روش فراترکیب و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد متخصص و صاحبنظر و اساتید دانشگاه در رشته طراحی و برنامه ریزی شهری می باشند.روش جمع آوری اطلاعات مطالعه اسنادی ، دیدگاه ها ، تعاریف و مصاحبه عمیق و باز است. در این مطالعه با توجه به محدود بودن جامعه آماری محدود متخصص با 35 نفر مصاحبه انجام شد . جهت تحلیل داده های کیفی  و کدگذاری و بررسی میزان فراوانی کدهای مستخرج از مصاحبه از نرم افزار NVivo استفاده شد. در ادامه جهت تعیین الویت بندی از روش AHP و نرم افزار Expert Choice  و پرسشنامه مقایسات زوجی استفاده شده است. در این راستا، نمونه موردی که ارزش گذاری معیارها براساس مشکلات آن محدوده تعیین گردید، محله سیروس؛ بدلیل قرار داشتن در هسته تاریخی شهر تهران و نیز با توجه به انتخاب محله بعنوان پایلوت اجرای اهداف بازآفرینی در سال 97، در نظر گرفته شد.

    نتایج و بحث

    مولفه های " بازآفرینی کالبدی" ، " بازآفرینی اجتماعی"، " بازآفرینی زیست محیطی"، " بازآفرینی مدیریت شهری" و " بازآفرینی اقتصادی " به عنوان مولفه های قانونی ارتقای تاب آوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده مستخرج از تحلیل کیفی بدست آمد که در این میان با توجه به مشکلات اجتماعی و تاثیرگذاری جامعه در محله سیروس، نتایج تحلیل فرآیند سلسله مراتبی با مشکلات فعلی نشان داد شرط تحقق پذیری اهداف بازآفرینی در بافت تاریخی در گرو پیوند این محله با سایر شهر تهران و ساکنان است. بهبود وضعیت اجتماعی در محله ای برخوردار از حس تعلق بالا، با بهبود شاخص های اجتماعی، افزایش میزان کیفیت سکونت و حس رضایتمندی، جلوگیری از فرآیند مهاجرت از محله و در نهایت بهبود بستر توسعه محقق خواهد شد. از سوی دیگر با توجه به اهمیت مدیریت شهری در توسعه شهری، رویکرد کل نگر، فراگیر و یکپارچه مدیریت با توجه به ابعاد اجتماعی - اقتصادی ساکنان و جلوگیری از اقدامات جزیی در بخش مسکن، تحقق پذیری اهداف مورد نظر در بازآفرینی جهت ارتقای تاب آوری را تسهیل می کند.

    نتیجه گیری

    نتایج حاصل شده گویای این امر است که برنامه ریزی جهت بهبود شاخص های اجتماعی می باید در اولویت اول قانونگذاری قرار گیرد تا بهبود بستر توسعه، تحقق اهداف بازآفرینی  را تسهیل کند.

    کلیدواژگان: قانون، بافت فرسوده، بازآفرینی، گراندد تئوری، تکنیک AHP
  • علی اصغر فیروزجائیان گلوگاه*، سپیده نصیری صفحات 131-150
    سابقه و هدف

    نظم اجتماعی از اهمیت بالایی در هر جامعه برخوردار می باشد. اخلال در نظم اجتماعی هزینه های زیادی برای جامعه در پی خواهد داشت. زباله ریزی مصداقی از بی نظمی اجتماعی شهروندان، در حوزه شهروندی محیط زیستی می باشد که به عنوان مساله ای اجتماعی در جامعه ما تبدیل شده است. هدف این مقاله آسیب شناسی انضباط اجتماعی دانشجویان در محیط دانشگاه با تاکید بر زباله پراکنی است. زباله ریزی به مساله ای جدی در همه محیط های جامعه ما تبدیل شده است و وجود این مساله در دانشگاه که محیطی فرهنگی و اموزشی است، بسیار آزار دهنده می باشد که لازم است مورد مطالعه قرار گیرد.

    مواد و روش ها

    این تحقیق به روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، همه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 96 - 95 بوده است و با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری گردید و تحلیل آن از طریق نرم افزار spss و amos صورت گرفته است. متغیر وابسته در این تحقیق زباله پراکنی است که از طریق سنجه هایی چون رها سازی کاغذ، آدامس، پلاستیک و...مورد سنجش قرار گرفت. متغیرهای مستقل نیز از نظریه یادگیری اجتماعی اقتباس شده است.

    نتایج و بحث

    در رابطه با زباله ریزی در محیط های مختلف دلیل های متفاوتی را می توان مدنظر قرار داد. ولی در این تحقیق نظریه یادگیری اجتماعی به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده است. بر اساس نظریه یادگیری در اصل هر رفتاری نتیجه یادگیری آن رفتار در محیط های مختلف می باشد .8/55 درصد از پاسخگویان را دانشجویان دختر و 2/44 درصد را دانشجویان پسر تشکیل داده اند. همچنین میانگین سنی دانشجویان 24 سال بوده است. زباله پراکنی در میان دانشجویان متوسط به بالا گزارش شده است. بنابر یافته های آزمون همبستگی پیرسون، بین مشاهده رفتار زباله ریزی، بازدارندگی ضعیف، تقلید و تعریف مثبت از زباله ریزی با رفتار زباله ریزی رابطه معنی داری و مثبت وجود دارد. همچنین تحلیل مسیر نشان داد که این متغیرها باهم توانستند 28/0 از تغییرات متغیر وابسته (زباله ریزی) را مورد تبیین قرار دهند. در تحلیل چند متغیره، متغیر تعریف مثبت از زباله ریزی، تاثیر مثبت و مستقیم بر زباله پراکنی داشته است و بقیه متغیرها با تاثیر بر این متغیر به صورت غیر مستقیم بر زباله ریزی تاثیر داشته اند.

    نتیجه گیری

    در اصل زباله ریزی مساله مهمی است که در محیط های مختلف با آن مواجه هستیم. امروزه زباله جنگل ها، رودخانه ها و محیط های شهری را دربر گرفته است. یکی از این محیط ها دانشگاه است. فرهنگی بودن محیط دانشگاه ایجاب می کند که افراد در حوزه های مختلف از جمله رفتارهای محیط زیستی نظم اجتماعی را رعایت کنند اما شیوع رفتار زباله ریزی حتی در محیط دانشگاه، مطالعه برای حل مساله را ضروری می کند. بنابراین لازم است فرآیندهای یادگیری نظم اجتماعی مد نظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: آلودگی محیطی، زباله ریزی، یادگیری اجتماعی، بی انضباطی، دانشجویان
  • کمال خدایی*، حمیدرضا ناصری، هادی تابانی، زهرا کاظمی زاده صفحات 151-164
    سابقه و هدف

    آلودگی نفتی آب زیرزمینی به دلایل مختلفی در طی فرایندهای پالایش، انتقال، ذخیره سازی و پخش فرآورده های نفتی اتفاق می افتد. اکثر ترکیبات نفتی معمولا در آب نامحلول هستند با این وجود برخی از این ترکیبات مانند بنزن، تولوین، اتیل بنزن و زایلن (BTEX) محلول در آب هستند و به دلیل خاصیت سرطانزایی که دارند، جزو آلاینده های بسیار خطرناک آب زیرزمینی طبقه بندی می شوند. استفاده از سد بیولوژیکی نفوذپذیر برای حذف آلودگی نفتی محلول در آب زیرزمینی در حال گسترش است. با توجه به کمبود اکسیژن محلول در آب زیرزمینی تامین اکسیژن برای افزایش راندمان زیست پالایی از چالش های مهم در این زمینه است. این تحقیق با هدف استفاده از نانوذرات پراکسید کلسیم برای افزایش میزان اکسیژن محلول در سد بیولوژیکی و افزایش راندمان زیست پالایی انجام شده است.

    مواد و روش ها

    سویه باکتریایی Pseudomonas sp. BTEX-30 که از محدوده پالایشگاه تهران جداسازی شده بود برای ایجاد سد بیولوژیکی مورد استفاده قرار گرفت. شرایط بهینه عملکردی و کنتیک واکنش سویه باکتریایی مورد بررسی قرار گرفت. نانو ذرات پراکسید کلسیم برای افزایش راندمان زیست پالایی و افزایش اکسیژن محلول آب زیرزمینی سنتز و مورد استفاده قرار گرفت. سد بیولوژیکی با استفاده از یک ستون شیشه ای و ماسه استاندارد اوتاوا به عنوان محیط متخلخل شبیه سازی شده است. دبی ورودی به ستون 5/0 میلی لیتر بر ثانیه با غلظت های متفاوت تولوین به مدت 14 روز با استفاده از پمپ پری استالتیک تنظیم شد. از ورودی و خروجی ستون نمونه های آب برای تعیین غلظت ورودی تولوین به ستون و غلظت خروجی از سد بیولوژیکی نمونه برداری شده و با استفاده از دستگاه GC مورد آنالیز قرار گرفت. فرایندهای انتقال آلودگی و زیست پالایی حاکم بر سد بیولوژیکی با استفاده از مدل ریاضی شبیه سازی شد.

    نتایج و بحث

    نتایج آزمون های PBB در ستون اشباع از آب زیرزمینی نشان می دهد که غلظت تولوین در روز اول اختلاف زیادی با غلظت ورودی ندارد. ولی از روز دوم اختلاف قابل توجهی مابین غلظت تولوین ورودی به سد بیولوژیکی و خروجی از آن مشاهده می شود. سد بیولوژیکی پس از نه روز از شروع آزمایش ها، در مقابل تنش های افزایش و کاهش غلظت ورودی پاسخ مناسبی از خود نشان داد.. نتایج نشان داد PBB بهترین عملکرد را در ازای غلظت تولوین ورودی معادل حدود 30ppm دارد. مقادیر غلظت تولوین محاسبه شده توسط مدل عددی در خروجی PBB در اکثر دوره های تنش انطباق مناسبی با مقادیر اندازه گیری شده نشان داد.

    نتیجه گیری

    با استفاده از نانوذرات پراکسید کلسیم به عنوان مواد آزاد کننده اکسیژن، سد بیولوژیکی از قابلیت بالایی برای حذف تولوین برخوردار بوده و سد بیولوژیکی عملکرد بسیار خوبی از خود نشان داد.

    کلیدواژگان: زیست پالایی آب زیرزمینی، پراکسید کلسیم، سد بیولوژیکی نفوذپذیر
  • مهدی امینی*، حسین کوهستانی، فاطمه کاظمیه صفحات 165-186
    سابقه و هدف

    مهمترین مخاطره طبیعی که در سال های اخیر در ایران درحال رخ دادن است، کاهش سطح آب دریاچه ارومیه می باشد که هزینه ی زیادی را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی متوجه ساکنان روستایی پیرامون خود کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای خشک شدن دریاچه ارومیه بر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی دهستان دول شهرستان ارومیه صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی بوده و روش آن از نوع توصیفی – پیمایشی می باشد و به منظور دستیابی به این هدف از روش علی - مقایسه ای استفاده گردید. جامعه آماری آن را سرپرستان خانوارهای دهستان دول شهرستان ارومیه در استان آذربایجان غربی تشکیل می دهند (2130نفر) که در قسمت جنوب غربی دریاچه ارومیه قرار گرفته است. حجم نمونه از طریق جدول مورگان به تعداد 152 نفر برآورد و از طریق روش انتساب متناسب بین روستاهای دهستان تقسیم گردید و در انتها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، پاسخگویان انتخاب گردیدند. ابزار تحقیق پرسشنامه ای بود که روایی آن بر اساس تحقیق های پیشین و نظرهای اساتید و کارشناسان تایید و برای تعیین میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ1استفاده گردید که برای هریک از سنجه های اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی به صورت مجزا محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS صورت گرفت که افزون بر آمار توصیفی، از آمار استنباطی نظیر آزمون های مقایسه ای استفاده گردید.

    نتایج و بحث

    نتایج پژوهش نشان داد خشک شدن دریاچه ارومیه بر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی روستاهای مورد مطالعه تاثیر گذاشته است. به طوریکه افزایش هزینه تامین آب کشاورزی و کاهش اشتغال در بخش کشاورزی در حوزه اقتصادی، افزایش یاس و ناامیدی نسبت به آینده و کاهش تمایل به فعالیت فرزندان در محیط روستایی و شغل کشاورزی در حوزه اجتماعی و افزایش بیماری های گیاهی و کاهش میزان سطح آب چاه ها در حوزه محیط زیستی بیشترین تغییرات را نسبت به دوره قبل داشته اند. همچنین نتایج آماری نشان داد، مناطق بر حسب دوری و نزدیکی به سواحل دریاچه، پیامدهای متفاوتی را تجربه نموده اند، به طوریکه با دور شدن از ساحل های دریاچه، پیامدهای خشک شدن دریاچه کمتر می شود و برعکس.

    نتیجه گیری

    باید توجه داشت که کلیت حفظ محیط در قالب جلوگیری از بروز سانحه های طبیعی و غیرطبیعی از جمله اموری است که ارتباط مستقیم با امنیت انسان های زنده دارد. بنابراین، شناسایی عامل های کلیدی و پیامدهای آن جهت انتخاب راهکارهای مناسب برای مقابله درست با آن مستلزم تلاش همگانی است که با بحث و بررسی فراوان و مدیریت صحیح این امر میسر می شود تا میزان آمار تخریبی آن کاهش یابد. همچنین می توان با حمایت سازمان های دولتی بویژه وزارت جهاد کشاورزی و سازمان های متبوعه با آزمایش خاک زمین های روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه و سپس آشنا کردن روستاییان با کشت محصول های با نیاز آبی کم و نهادها و بذرهای مقاوم در برابر شوری خاک و اختصاص بودجه های عمرانی، خدماتی، اجرای پروژه های مختلف و ایجاد اشتغال برای روستاییان در زمینه صنایع تبدیلی و تکمیلی، صنایع دستی، غذاهای محلی، فعالیت های گردشگری و فعالیت هایی که نیاز به آب کم دارند و جذب نیروی کار آزاد شده از مشاغل جانبی دریاچه ارومیه در این بخش فراهم گردد تا وضعیت اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی روستاییان حاشیه دریاچه ارومیه بهبود یابد.

    کلیدواژگان: پیامد اجتماعی، پیامد اقتصادی، پیامد محیط زیستی، دریاچه ارومیه، دهستان دول
  • حمید سرخیل*، مریم فخاری، بهزاد رایگانی، جواد بداق جمالی صفحات 187-202
    سابقه و هدف

    شهر تهران با وسعتی در حدود 750 کیلومتر مربع و جمعیتی بیش از 8 میلیون نفر و در حدود 4 میلیون خودرو در حال تردد با مشکل آلودگی هوا به صورت جدی مواجه می باشد. بررسی دقیق توزیع فضایی و آلاینده هایی از قبیل CO و NO2در کلانشهر تهران به منظور شناسایی خطرها، احتمال و ریسک این آلاینده ها بسیار دارای اهمیت می باشد، با توجه به آن بهره گیری از روش های محاسباتی ریاضی از قبیل روش ارزیابی سطح اطمینان می تواند موثر باشد. تاکنون تحقیقی در رابطه با محاسبه سطح اطمینان صورت نگرفته است. هدف های اصلی این تحقیق بررسی تغییرات غلظت آلایندگی هوا نسبت به عناصر CO و NO2، بررسی شعاع تاثیر ایستگاه های ثابت سنجش آلودگی و محاسبه سطح اطمینان با بررسی احتمال آلایندگی هوا و در نهایت تهیه نقشه ریسک آلودگی هوا در منطقه های مختلف کلانشهر تهران می باشد.

    مواد و روش ها

    در این تحقیق داده های مربوط به آلایندگی هوای تهران در ماه های مهر، آبان و آذر سال 1396 در یک مدل سازی فضایی بکار گرفته شد و با استفاده از روش زمین آمار و روش کریجینگ شاخص1 داده ها تحلیل شده و نقشه های توزیع آلایندگی غلظت و همچنین نقشه های دو - دویی (صفر و یک) احتمال آلایندگی و ریسک آلودگی در کلانشهر تهران در نرم افزار Arc GISبرای بازه زمانی مربوطه تهیه گردید.

    نتایج و بحث

    نقشه های حاصل برای سطح اطمینان برای کلانشهر تهران نشان می دهد که ایستگاه های پارک قایم، پارک رازی و شهرداری منطقه 16 بیشترین میزان ریسک آلایندگی NO2 و ایستگاه های دانشگاه شهید بهشتی، پاسداران، دانشگاه علم و صنعت و شادآباد دارای کمترین میزان ریسک آلایندگی NO2 می باشند و همچنین ایستگاه های مربوط به شهرداری منطقه 11، شهرداری منطقه 16، شهرداری منطقه 15، فرمانداری شهرری، دانشگاه شریف، میدان فتح، پارک سلامت و پارک رازی بیشترین میزان ریسک آلایندگی CO و ایستگاه های اقدسیه، دانشگاه شهید بهشتی، شهرداری منطقه 2، پارک رز، دانشگاه علم و صنعت، گلبرگ، شاد آباد و مسعودیه کمترین میزان ریسک آلایندگیCO را به خود اختصاص داده اند.

    نتیجه گیری

    کریجینگ شاخص روش مفیدی برای ارزیابی ریسک آلودگی از طریق فراهم کردن نقشه احتمال می باشد. نقشه های ریسک تولید شده در این تحقیق برای مشخص نمودن منطقه های مستعد به آلودگی، CO و NO2 ابزار سودمندی می باشند. نتایج این تحقیق می تواند با شناسایی درست میزان آلایندگی هوا در یک توزیع فضایی مناسب، در تصمیم گیری های مدیریتی شهری نقش موثری را ایفاء نماید.

    کلیدواژگان: توزیع فضایی، کلانشهر تهران، کریجینگ شاخص، زمین آمار، سطح اطمینان
  • فرهاد میثاقی*، امیرحسین امانی، علیرضا صدیق صفحات 203-218
    سابقه و هدف

    کمبود منابع آب یکی از مهمترین مساله ها در قرن بیست و یکم می باشد که جوامع بشری با آن روبرو هستند. رشد جمعیت، فعالیت های تولیدی صنعتی و کشاورزی، توسعه سریع شهرنشینی و تغییرهای شدید شرایط آب و هوایی، تاثیر زیادی بر منابع آب محدود و محیط زیست در حوضه های رودخانه ها به همراه داشته است. تخصیص منطقی و بهینه منبع های آب در بین مصرف کنندگان، نیازمند اندازه گیری موثر منابع آب و مدیریت یکپارچه آن جهت برقراری عدالت انسانی و محیط زیستی می باشد. بهینه سازی تخصیص منبع های آب یک مساله تصمیم گیری بسیار پیچیده در چندین سطح، مرحله، موضوع، هدف و ارتباطات غیر خطی می باشد. با پیچیده تر شدن مساله های مربوط به تخصیص منبع های آب، الگوریتم های حل آن نیز به تدریج بهبود یافته و استفاده از الگوریتم های فراکاوشی هوشمند در بهینه سازی تخصیص منبع های آب از برنامه ریزی سنتی ریاضی، پیشی گرفته اند. با این حال، اثربخشی الگوریتم های بهینه سازی متعارف از دیدگاه های مختلف ایده آل نیست، و مواردی همچون همگرایی، سرعت محاسبه، حساسیت اولیه، و غیره، به دلیل پیچیدگی و چند هدف بودن بهینه سازی تخصیص منبع های آب، نیازمند مطالعات بیشتری برای بهبود کارایی الگوریتم، و به دست آوردن راه حل مطلوب کلی، می باشد.

    مواد و روش ها

    الگوریتم گرگ خاکستری از سلسله مراتب رهبری و ساز وکار شکار گرگ های خاکستری در طبیعت تقلید می نماید. در این الگوریتم از چهار نوع گرگ خاکستری شامل آلفا، بتا، دلتا و امگا برای شبیه سازی سلسله مراتب رهبری استفاده شده است. همچنین الگوریتم رقابت استعماری، نیز با تعدادی جمعیت اولیه تصادفی که هر کدام از آن ها یک "کشور" نامیده می شوند، آغاز می گردد. تعدادی از بهترین عنصرهای جمعیت (معادل نخبه ها در الگوریتم ژنتیک) به عنوان امپریالیست انتخاب می شوند. باقی مانده جمعیت نیز به عنوان مستعمره، در نظر گرفته می شوند. استعمارگران بسته به قدرتشان، این مستعمرات را با یک روند خاص، به سمت خود می کشند. در این تحقیق از الگوریتم های گرگ خاکستری و رقابت استعماری برای بهینه سازی مقادیر منبع های آب در طی سال های زراعی 92 - 1380 در مورد شبکه آبیاری و زهکشی صوفی چای و سد علویان برای رسیدن به بهینه ترین سیاست استفاده شد. سد علویان در استان آذربایجان شرقی در سه کیلومتری شمال شهر مراغه و در نزدیکی روستای علویان، روی رودخانه صوفی چای احداث شده است، و آب آشامیدنی شهرستان های مراغه، میاندوآب، بناب، عجب شیر و ملکان را تامین می نماید.

    نتایج و بحث

    نتایج حاصل از اجرای الگوریتم گرگ خاکستری، در مقایسه با الگوریتم رقابت استعماری بسیار نزدیک به مقدار اندازه گیری شده مقدار آب تخصیص یافته می باشد و این مساله بیانگر هم گرایی، کارآیی و راندمان بالای الگوریتم گرگ خاکستری در سیستم های منبع های آب می باشد. بر این اساس مقادیر معیارهای ارزیابی، در همه منطقه های چهارگانه مقادیر RMSE الگوریتم گرگ خاکستری نسبت به الگوریتم رقابت استعماری 44% کمتر بوده و مقادیر ضریب نش - ساتکلیف نیز 64% بالاتر می باشد.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان داد که الگوریتم گرگ خاکستری سرعت مناسبی در یافتن جواب بهینه دارد، به عبارت دیگر نرخ هم گرایی بالایی دارد و می تواند بهینه سراسری را در یک مساله بهینه سازی پیدا نماید. در تحقیق حاضر نتایج حاصل از اجرا و بکارگیری الگوریتم گرگ خاکستری با الگوریتم رقابت استعماری مقایسه گردید. نتایج نشان داد که در مورد مساله تخصیص آب در بهره برداری تلفیقی از منبع های آب سطحی و زیرزمینی، الگوریتم گرگ خاکستری نتایج بهتر و قابل قبول تری بیان می نماید.

    کلیدواژگان: منبع های آب، بهینه سازی، الگوریتم گرگ خاکستری، الگوریتم رقابت استعماری
  • الهه قاسمی، علیرضا تاب*، امانول رادیستی صفحات 219-236
    سابقه و هدف

    گرد و خاک یک آلاینده جوی است که به عنوان یکی از عمده ترین مشکل های محیطی در نواحی مختلف جهان به شمار می رود. این پدیده بویژه در بخش های کشاورزی، سلامت و حمل و نقل مشکل ساز می باشد. پدیده گرد و خاک سالانه سبب مشکل های زیادی برای کشاورزی و سلامت انسان در ایران می شود به طوری که پرداختن به پیامدهای منفی این پدیده باید به طور ضروری مورد توجه قرار گیرد. از این رو، این آزمایش با هدف کمی سازی اثر گرد و خاک بر عملکرد و رشد لوبیا چیتی رقم کوشا و علف های هرز سلمه تره و سوروف و رقابت آن ها انجام شد.

    مواد و روش ها

    این آزمایش در قالب طرح سری های جانشینی، به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده ی کشاورزی دانشگاه ایلام از ماه آبان تا اسفند سال 1396 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار گرد و خاک به صورت مصنوعی و بدون گرد و خاک، دو نوع علف هرز باریک برگ (سوروف1) و پهن برگ (سلمه تره2) و پنج نسبت تراکمی لوبیا و علف هرز با روش جایگزینی با نسبت اختلاط (100 درصد لوبیا)، (75 درصد لوبیا + 25 درصد علف هرز)، (50 درصد لوبیا + 50 درصد علف هرز)، (25 درصد لوبیا + 75 درصد علف هرز) و (100 درصد علف هرز) بودند. در این پژوهش سرعت فتوسنتز، محتوی کلروفیل a، b و کل، کارتنویید، عملکرد زیست توده گیاه زراعی، عملکرد زیست توده علف هرز و صفات زایشی شامل تعداد غلاف در بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه لوبیا اندازه گیری شدند.

    نتایج و بحث

    نتایج نشان داد که سرعت فتوسنتز، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کارتنویید، تعداد غلاف در بوته، وزن هزار دانه، زیست توده و عملکرد دانه لوبیا و همچنین زیست توده علف های هرز به طور معنی داری تحت تاثیر تیمار گرد و خاک قرار می گیرند به طوری که اثرهای متقابل بین تیمار گرد و خاک، نوع علف هرز و نسبت های تراکمی بین لوبیا و علف های هرز برای تمام صفات اندازه گیری شده، اختلاف معنی داری از نظر آماری نشان داد. همچنین با افزایش نسبت تراکمی علف های هرز صفات لوبیا هم بیشتر تحت تاثیر علف های هرز قرار گرفته و این اثرها با اعمال تیمار گرد و خاک نیز تشدید گردید. گرد وخاک به طور متوسط سبب 7/39% کاهش عملکرد و 8/52% زیست توده لوبیا شد. عملکرد لوبیا در نسبت تراکمی 50% در حالت رقابت با سلمه تره و در شرایط بدون گرد و خاک و با آن به ترتیب 8/7 و 7/4 گرم در بوته بود در حالی که میزان های یاد شده در حالت رقابت با سوروف به ترتیب 9/16 و 4/8 گرم در بوته بود. از طرفی دیگر نتایج نشان داد که سوروف به عنوان علف هرز باریک برگ کمتر از سلمه تره به عنوان علف هرز پهن برگ تحت تاثیر پدیده گرد و خاک قرار می گیرد به طوری که کاهش زیست توده به دلیل گرد و خاک در سلمه تره و سوروف به ترتیب 6/10 و 1/7% درصد درمقایسه با تیمارهای بدون گرد و خاک بود. به طور کلی لوبیا بیشتر ازعلف های هرز تحت تاثیر پدیده گرد و خاک می گیرد.

    نتیجه گیری

    رشد و عملکرد لوبیا به نحو معنی داری تحت تاثیر رقابت علف های هرز قرار گرفته و نیز اثر رقابتی علف هرز سلمه تره بیشتر از سوروف بوده است. همچنین پدیده گرد و خاک به طور معنی داری رشد لوبیا و علف های هرز سلمه تره و سورف را تحت تاثیر قرار می دهد ولی اثر آن روی علف هرز سلمه تره بیشتر از سوروف بوده است. دلیل آن ممکن است مربوط به مورفولوژی گیاه بوده باشد، به طوری که لوبیا و سلمه تره با دارا بودن برگ های پهن تر نسبت به سوروف میزان گرد و خاک بیشتری دریافت کرده باشند. بنابراین پدیده گرد و خاک سبب کاهش رشد و عملکرد گیاه زراعی شده و همچنین تعادل رقابتی بین گیاه زراعی و علف های هرز را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

    کلیدواژگان: علف هرز، رشد، گیاه زراعی، رقابت، آلاینده
  • سمیرا سادات فاطمی آذرخوارانی*، محمد رحیمی، مصطفی ترکش، هومن روانبخش صفحات 237-254
    سابقه و هدف

    مدل سازی توزیع گونه ای، روشی رایج برای درک روابط میان یک گونه و محیط اطرافش است و برای پیش بینی تغییرات در توزیع همگام با تغییرات محیطی مورد استفاده قرار می گیرد. تحقیق های گسترده ای در منطقه های مختلف دنیا براساس این مدل ها انجام گرفته است. در این مطالعه، توزیع پتانسیل گونه ارس1، گونه سنجه و یکی از مهم ترین گونه های درختی جنگل های ایران و تورانی، در کوهستان البرز با استفاده از 38 پارامتر محیطی با استفاده از مدل های توزیع گونه ای Domain و رگرسیون لجستیک2 مورد بررسی قرار گرفته است.

    مواد و روش ها

    منطقه مورد مطالعه، شامل بخش هایی از کوهستان البرز است که در شمال ایران واقع شده و دارای مساحتی برابر با 14/14656 کیلومترمربع می باشد. در تحقیق حاضر، برای تعیین سایت های نمونه برداری، از روش تصادفی طبقه بندی شده استفاده گردید و در نهایت تعداد 390 سایت رخداد (240 سایت حضور و 150 سایت عدم حضور) گونه Juniperus excelsa در مقیاس 30 ثانیه (کمابیش معادل 1کیلومتر* 1 کیلومتر) به عنوان ورودی مدل مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین، تعداد 38 پارامتر محیطی به عنوان متغیر پیش بینی کننده برای اجرای دو مدل Domain و Logistic Regression مد نظر قرار گرفت.

    نتایج و بحث

    نتایج نشان داد که مدل Domain کارایی بالایی برای پیش بینی رویشگاه Juniperus excelsa با 0.97 AUC=، Kappa=0.730 و TSS=0.91 داراست. براساس نتایج به دست آمده، منطقه های با کمترین پتانسیل حضور Juniperus excelsa 95/5665 کیلومتر مربع، پتانسیل متوسط 1/2033 کیلومتر مربع، پتانسیل خوب، 38/3076 کیلومترمربع، پتانسیل بسیار خوب 42/3063 کیلومترمربع و پتانسیل عالی 29/817 از سطح منطقه را به خود اختصاص داده اند. نتایج به دست آمده از اجرای مدل رگرسیون لجستیک گویای آن است که 37/5084 کیلومتر مربع از منطقه مورد مطالعه در طبقه پتانسیل ضعیف، 35/2539 کیلومتر مربع پتانسیل متوسط، 21/1410 پتانسیل خوب و 84/1104 کیلومترمربع پتانسیل بسیار خوب و 37/4517 کیلومترمربع پتانسیل عالی قرار گرفته است. همچنین نتایج نشان داد که شرایط مطلوب رویشگاهی گونه Juniperus excelsa در منطقه هایی است که اختلاف حداکثر و حداقل درجه حرارت سالانه بین 5/15 تا 13 درجه سانتی گراد، بارش فصلی 90 - 64 میلی متر، بارش سردترین فصل سال 60 - 35 میلی متر، ارتفاع از سطح دریا، 3100 - 1800 متر، در جهات جغرافیایی جنوب، جنوب شرق و شرق، شیب 30 - 10 درصد است، همچنین احتمال حضور گونه در منطقه هایی که کمترین فاصله را با خط برف و آبراهه دارند و روی صخره هایی از جنس آهک شیلی و آهک دولومیتی افزایش می یابد. همچنین، در بخش هایی از منطقه که گونه Juniperus excelsa مشاهده می شود، سنجه NDVI بین 38/0 تا 12/0 تغییر می نماید. نتایج ارزیابی عملکرد مدل ها، نشان داد که مدل Domain دارای کارایی بالاتری در پیش بینی رویشگاه مطلوب گونه Juniperus excelsa نسبت به مدل رگرسیون لجستیک در منطقه مورد مطالعه می باشد که با نتایج Hernandez et al. (2006) و (Tsoar et al. (2007 که عملکرد بالای این مدل را نشان دادند، تطابق دارد.

    نتیجه گیری

    با بکارگیری مدل توزیع گونه ای می توان برنامه مدیریتی مناسب برای بخش های مختلف رویشگاه را بیان نمود. منطقه های با پتانسیل ضعیف، به طور معمول رویشگاه حدی گونه هستند و جمعیت ها در این منطقه ها آسیب پذیرتر از دیگر منطقه ها هستند؛ منطقه های با پتانسیل بسیار خوب و عالی مناسب مدیریت به صورت ذخیره گاه جنگلی یا منطقه حفاظت شده هستند. برای جنگل کاری و توسعه و احیای اکوتیپ بومی، عرصه هایی در مناطق با پتانسیل خوب تا عالی که بدون پوشش درختی قابل توجه هستند، مناسب می باشند. تحقیق حاضر نشان داد که مدل Domian با وجود آنکه تنها از داده های حضور استفاده می کند، می تواند روش مفیدی جهت پیش بینی رویشگاه های مطلوب گونه Juniperus excelsa در کوهستان البرز باشد. بنابراین می توان اظهار نمود که مدل های توزیع گونه ای، با دقت قبل قبولی کارایی لازم را در برآورد پراکنش گونه داشته و می توانند جهت بیان راهکارهای حفاظتی توسط متخصصان مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: جنگل های ایران و تورانی، Domain، داده های محیطی، رگرسیون لجستیک
  • سید داریوش مقدس، اصغر عبدلی*، بهرام حسن زاده کیابی، حسین رحمانی صفحات 255-270
    سابقه و هدف

    معرفی عمدی یا سهوی گونه های ماهیان غیربومی به اکوسیستم های طبیعی کشور به دنبال تامین هدف های آبزی پروری، پرورش ماهیان زینتی و کنترل زیستی بوده است. برخی از این ماهیان غیربومی در محیط های آبی طبیعی و مزرعه های پرورش ماهی مهاجم شده و پتانسیل آن را دارند که پیامدهای اقتصادی و اکولوژیکی قابل توجه ی را به دنبال داشته باشند. از طرفی ریشه کنی گونه های ماهیان غیربومی بویژه در محیط های طبیعی بزرگ، غیرممکن یا بسیار پرهزینه است. در همین راستا، استفاده از مدل هایی که قابلیت شناسایی و غربال گری گونه های غیربومی که پتانسیل مهاجم شدن در زیستگاه های معرفی شده را دارند در حال افزایش است. هدف این پژوهش، ارزیابی پتانسیل مهاجم شدن گونه ماهی تیلاپیای شکم قرمز Coptodon zillii در صورت ورود به تالاب بین المللی انزلی است.

    مواد و روش ها

    از مدل غربال گری تهاجمی گونه های غیربومی آبزی1 برای ارزیابی مهاجم شدن احتمالی تیلاپیای شکم قرمز در صورت معرفی استفاده شده است. این مدل قادر است گونه های آبزی غیربومی از جمله ماهیان غیربومی را با توجه به حد آستانه منطقه ارزیابی در دو گروه مهاجم یا غیرمهاجم احتمالی قرار دهد. همچنین تطابق اقلیمی بین گستره بومی تیلاپیای شکم قرمز و تالاب انزلی با سیستم اقلیمی کوپن-گایگر2 و نرم افزار کلایمچ3 انجام شده است. در ارزیابی تغییرات اقلیم در مدل AS - ISK از سناریوی احتمالی تغییر اقلیم آینده بر اساس مطالعات مربوطه موجود استفاده شده است.

    نتایج و بحث

    خروجی ارزیابی با مدل AS - ISK عدد خطر 44 بود که بالاتر از 75/11 حد آستانه مدل برای تالاب انزلی بوده و بیانگر بالا بودن پتانسیل مهاجم شدن تیلاپیای شکم قرمز در صورت ورود به تالاب انزلی است. همچنین تطابق اقلیمی بین زیستگاه اصلی تیلاپیای شکم قرمز و تالاب انزلی با استفاده از سیستم اقلیمی کوپن-گایگر بالا بود و حداقل یکی از زیستگاه های بومی تیلاپیای شکم قرمز در این سیستم در طبقه اقلیمی مشابه با تالاب انزلی قرار دارد. خروجی مدل Climatch برای این گونه 87/0 به دست آمد که نشان دهنده تطابق بالای اقلیمی بین گستره بومی این گونه و منطقه ارزیابی – تالاب انزلی - بود. ارزیابی تغییرات اقلیم مدل AS - ISK در نتیجه نهایی ارزیابی، اثر افزایشی داشت. فاکتورهایی که در نتیجه ارزیابی تیلاپیای شکم قرمز بیشترین تاثیر را داشتند شامل تطابق اقلیمی، تغییر اقلیم احتمالی، ویژگی های زیست شناختی و وضعیت مهاجم شدن آن در دیگر منطقه های خارج از گستره بومی اش بودند. مقایسه نتایج استفاده از این مدل برای گونه غیربومی تیلاپیای شکم قرمز در تالاب انزلی و چند منطقه دیگر در کشورهای همسایه نشان داد که این گونه غیربومی در این منطقه ها هم از پتانسیل بالای مهاجم شدن برخوردار بود.

    نتیجه گیری

    با توجه به اینکه گونه های ماهیان غیربومی همواره مورد توجه برای توسعه آبزی پروری در کشور هستند. برای اجتناب از پیامدهای زیانبار محیط زیستی یک ابزار ارزیابی سریع نیاز است. ارزیابی پتانسیل مهاجم شدن گونه های ماهیان غیربومی با مدل AS -ISK می تواند برای پیش بینی پتانسیل مهاجم شدن ماهیان غیربومی در حوضه آبریز تالاب انزلی و دیگر منطقه ها به منظور کمک به مدیران حفاظت، تصمیم گیران و سیاست گذاران طرح های آبزی پروری مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: ارزیابی خطر، AS - ISK، گونه مهاجم، تیلاپیای شکم قرمز، تالاب انزلی
|
  • Keyvan Ezimand, Hossein Aghighi*, Davod Ashourloo, Aref Shahi Aqbelaghi Pages 1-18
    Introduction

    Urbanization and urban growth have a significant impact on the natural and human environment as well as the climate at local and regional scales. For instance, the difference in the energy balance of the central and peripheral regions of cities stems from their physical characteristics and surface land cover. These characteristics in the temperate regions create the phenomenon of urban heat island, but they cause the phenomenon of the urban cold island in arid and semi-arid areas. The purpose of this study was to analyze the impacts of land-surface characteristics, land cover, built-up areas, and morphological characteristics on temperature changes in Zanjan city, Iran.

    Material and methods

    The dataset used in this study included Landsat-5 TM sensor images in 2010 and 2011 as well as statistical information at the level of building blocks. The methodology used in this study was to investigate the effects of different land covers on surface temperature. Then, to demonstrate the effects of built-up areas on surface temperature, the IBI method and Otsu threshold were used. To investigate the effects of the configuration of built-up areas on land surface temperature variations, landscape metrics such as Landscape Division Index, Fractal Dimension Index, and Percent cover of class areas were used. Finally, urban morphology has been investigated using Plot size (PS).

    Results and discussion

    The results of this research showed that among all seasons, the stronger cold island was detected in summer. Moreover, the results also showed that the cold island was much better presented in summer than other seasons. The scatter plots between the land surface temperature (LST) on one hand, and the built-up area as well as the vegetation land cover, on the other hand, illustrated indirect correlations where higher Pearson correlation coefficient was observed between LST and the built-up area (r = - 0.704). Among the landscape metrics, the highest positive correlation (r = 0.72) was observed between LST and the Landscape Division Index. Moreover, a high negative correlation was found between the characteristics of urban morphology or Plot size and the LST (r = - 0.73). The results of the Pearson correlation between land cover, configuration, and morphology characteristics and LST were quite significant (P≤0.01).

    Conclusion

    From this research, it can be concluded that the configuration and morphology characteristics can model surface temperature variations better than the land cover.

    Keywords: Cold urban island, land cover, configuration features, morphological characteristics
  • Somaye Janatrostami*, Ali Salahi Pages 19-40
    Introduction

    A spatial distribution and accuracy of groundwater quality data is required for management of groundwater resources. These data are usually collected from monitoring wells which are spatially distributed in the studied aquifer. In the design of the monitoring network, the minimum number of monitoring wells with an optimum spatial distribution is necessary to ensure a cost efficiency. Therefore, the configuration of the wells distribution and their number in groundwater monitoring networks are an important problem for optimizing groundwater issues. This study was targeted to find an optimal monitoring network with minimum number of wells in the Guilan’s aquifer so that provides sufficient spatial distribution on groundwater quality. Salinity is one of the most important criteria for the quality of groundwater which is measured by using of parameters such as Total Soluble Solids (TDS), Chloride ion (Cl) and Electrical Conductivity (EC). Hence, EC was selected as a quality parameter in the design of the monitoring network in this study.

    Materials and methods

    Genetic optimization algorithm (GA) was used to search for optimal quality monitoring network. In this method, a possible network of monitoring wells located in the aquifer considered for each “chromosome”. Then each monitoring well in this network is represented by a binary bit. Finally, they are coded by bit value equals to 1 for well that was selected for the network or by bit value equals to 0 for well that was not selected for the network. In this paper, two conflicting objective functions are simultaneously solved. The first objective function is the maximization of the match between the interpolated EC distributions obtained from data of the all available monitoring wells and the wells from the newly generated network. The match is evaluated by using of the Nash-Sutcliffe (NS) model efficiency. The second objective is the minimization of the number of the monitoring wells in the newly generated network by considering cost-related constraints. These two objectives are integrated in a single objective function where different combinations of both objectives are investigated by considering two cases.

    Results and discussion

    The results showed that the relative importance of each objective is expressed using the weighting coefficient, w. It was found that the solution of the optimization is very dependent on the selection of w. Therefore, a w value that are resulted by the most balanced solution should be selected. Most balanced means that the trade-off between cost and spatial distribution is most acceptable. To choose the most solution, it is highly recommended to evaluate additional performance indicators besides NS coefficient such as RMSE, PBIAS, the regression coefficient and standard deviation. Additionally, mean values of EC observed in the optimized network are higher than those in all monitoring wells. Therefore, it could be clearly concluded that the optimized network provides groundwater quality data from more polluted areas.

    Conclusion

    The results showed that the optimization approach significantly reduces the number of monitoring wells with spatial distribution of the EC values. Additionally, the monitoring network was optimized such a way that sampling points were removed from less polluted areas and were selected in areas with higher pollutant concentrations. The optimal design of the monitoring network should be performed periodically. Since monitoring efficiency is expected to change when the data of the new wells become available, a re-evaluation of the optimized monitoring network considering the addition of new wells every few years may help the determination of the long-term effectiveness of a groundwater quality monitoring program.

    Keywords: Quality Management, Monitoring network, Groundwater, Optimization, Genetic algorithm
  • sadegh salehi*, Hadi Ebrahimi Pages 41-58
    Background and Aims

    Optimizing energy consumption including water consumption has always been emphasized in all Five-Year Development in Iran. According to Managing Director of Mazandaran Regional Water Authority, said: "We see a lot of changes in the annual flow of rivers in the province, with the average long-term runoff in the rivers of the province is 4500 million cubic meters, which is based on the average The 11-year-old has been reduced to 3900 million cubic meters. He evaluated the precipitation situation during the first two months of the year positively and said: "Compared to last year, about 40 mm of rain was observed, but the river discharge decreased by an average of 39% compared to the index period." He added: "So far, 45% of the volume of reservoirs in the dam has been dewatered. Unfortunately, this rate is about 27% in Shahid Rajaee Dam, which we hope will reach 60%. To resolve the water shortage issue and deal rationally with water problem, the government, has already introduce a project name Danab. This project aims at educating school student with water knowledge and prober behavior. This project believes that of all social groups, school students play significant role to optimize water consumption. Education Organization has already started to apply Danab Project to create and increase students’ knowledge toward water. The organization presume that students’ water consumption behavior will be modified by creasing their water knowledge through this educational program. As such, this study aims to assess students’ water knowledge a well as this knowledge effects on water behavior.

    Materials and Methods 

    This project was conducted in Mazandaran province were the public assume there is no waste shortages. This study focused on school students to identify what socio-cultural factors are influencing their water knowledge as well their water consumption behavior. This study benefited survey method. Survey methodology studies the sampling of individual units from a population and associated techniques of survey data collection, such as questionnaire construction and methods for improving the number and accuracy of responses to surveys. Survey methodology includes instruments or procedures that ask one or more questions that may or may not be answered. Having applied survey method, a total of 501 high school students have been selected by using stratified sampling method. The sample were selected across different cities in Mazandaran in 2018. The data was collect via benefiting questionnaire technique and has been processed by using SPSS programme.

    Results and discussion

    The results of the current research revealed that there is significant relation between cultural factors and students’ water consumption behavior. The results also showed that the assumed relationship between social factors and water consumption was confirmed empirically. Based on the results of the study, it can be aid that the relationship between institutional factors and students’ water consumption behavior was confirmed. Finally, the results of the study confirmed there was a relationship between water consumption behavior and social back ground of the surveyed students.

    Conclusion 

    The result of the research showed that environmental values, religious belief, formal control and civic participation have played a significant role to guide students water consumption behavior. The result also indicated that environmental values has played most significant role to contribute students’ water knowledge.

    Keywords: Students, Environmental Knowledge, Water Consumption, Mazandaran
  • Maryam Neisi, Masoud Bijani*, Negin Fallah Haghighi Pages 59-76

    oduction: Environmental problems and Chalenges are one of the major concerns of today's society. Often, these chalenges stem from human behavior that can be overcome by changing their attitudes and behaviors and promoting the consequences of these problems. Some of the most important pro-environmental behaviors include energy consumption, water and soil conservation, recycling and the like, with many personal, social and environmental benefits. One of the major goals of universities is to educate students towards environmental issues. In this regard, the role and position of agricultural higher education is of particular importance. Accordingly, the purpose of this study was to "analyze the factors affecting pro-environmental behavior as perceived by students in Iran's agricultural higher education system based on Bandura's social-cognitive theory".

    Materials and methods

    This study is a descriptive-correlational and causal-relational research. The statistical population of this study was students at state colleges of agriculture in Iran. 129 of them were selected using a random two-stage cluster sampling based on five scientific poles of the country (N = 236973). The research instrument was a questionnaire whose validity was confirmed by a panel of experts in the field of agricultural extension and education and its reliability was determined using the Cronbach's alpha coefficient (0.66≤α≤0.87).

    Results and discussion

    The results showed that there is a positive and significant correlation between pro-environmental behavior and other effective variables other than the Students’ level of education. In this regard, intention, self-identity, outcome expectancy, self-regulation, perception of others' behavior and self-efficacy had the highest correlation with pro-environmental behavior. The results of the causal analysis showed that the variables of "perception of others Behavior", "outcome expectancy" and "self-identity" had a significant effect on pro-environmental behavior which is in line with the Bandura's social-cognitive theory, but "intention", "self-efficacy" and "self-regulation" had no significant effect.

    Conclusion

    Causal analysis results showed the students’ pro-environmenal behavior in the higher agricultural education system is influenced by the perception of others’ behavior and they learn from observation and consequences of others' behavior. Such findings show the importance of social environments. In other words, although individuals may have motivations and behaviors in order to preserve the environment, but this behavior is influenced by their social environment and providing such an environment is considered one of the implications of higher education systems for creating green universities. At the end, based on the findings, some recommendations have been presented.

    Keywords: Pro-environmental behavior, Students, Agricultural higher education, Bandura's social-cognitive theory, Iran
  • Mozdeh Nafian, Mohsen Bahmani*, Elham Ghehsareh Ardestani, Ali Soltani Pages 77-94
    Introduction

    As one of the most valuable parts of a municipal system, the green space has long been praised. For that matter, all the data related to street-side trees must be assessed and recorded. A large part of old plane trees (Platanus orientalis) planted in industrial, dense populated cities are subjected to all kinds of air and water pollutions, frequent droughts and various physical stresses, which make them less likely to sustain. Identification of the most vulnerable tree individuals can be prioritized by a variety of statistical methods. A less applied statistical model in this field is the Artificial Neural Network (ANN). In this study, we present the results of applying ANN model in risk assessment of plane trees planted along Kuala Lumpur Avenue in Isfahan in 2018.

    Material and methods

    In the current study, the risk level of keeping plane trees in Kuala Lumpur Ave. Isfahan was studied using data acquired by a full survey method, and using quantitative tree body proportions and few risk factors (qualitative or imperfect properties). Following coining the share of each of seven hazard criteria and their trio importance indices, a Kruskal-Wallis test compared the number of trees in different risk levels. Then, all the trees were scored via the biased levels of their risk level. Accordingly, based on the weighted scores, they were divided into five hazardous categories. To develop an understanding of the quantitative variables, risk factors, weight parameters, and hazard classes, we carried out a principle component analysis (PCA) and a multi-layer perceptron (MLP) network procedure.

    Results and discussion

    The results of the proportion of each hazard index revealed the importance of the trunk and root wounds (83%), the structural tree weakness (61%), root problems (54%), and branch and twig dieback (50%). Also, results of Kruskal-Wallis test showed that the risk levels of the planted trees can be significantly classified into four classes of: with no risk or healthy, low, moderate, and high-risk classes, at one percent error level. The results of Duncan's mean test showed that the number of trees in no risk and low-risk classes were significantly higher than the other classes at one percent error level. The results of the PCA indicated that the first and second components explained 44.69 percent of the total variation. The risk and weighting parameters of the branch and twig dieback, the tree diameter, advanced decay, and wound on the trunk and root were highly and positively correlated. In general, the two variables of the trunk and root wounding, as well as branch and twig dieback, were among the most important variables in terms of risk assessment of the plane trees. The high coefficient of determination values of training, validation, verification, and finally, all neural network data (0.999, 0.949, 0.996, and 0.991) and the least mean square error values (training data = 0.052, verification 0.114, and validation = 0.044) indicated the accuracy and desirability of the ANN in the prediction of the risk classes for street side trees.

    Conclusion

    According to the results of risk assessment diagnostic criteria and main components analysis, the two variables of trunk wound and root and branch mortality of plane trees should be regularly reviewed. Moreover, decision-makers may use the neural network method to identify and detect the risk possibility of planted trees. Therefore, this approach can be proposed as a suitable and useful solution in urban green space management and preventive measures.

    Keywords: Urban forestry, Risk level criterion, Principle component analysis, Multilayer perceptron network
  • Nasser Rezaei*, MohammadRauf Heidarifar, Nasrin Gheituli, Khabat Derafshi Pages 95-110
    Introduction

    Development planners and policymakers consider tourism activities as a key pillar for rural sustainable development. The purpose of this study was to investigate the potential of ecotourism development in Oramanat region with an emphasis on the Bayangan District, trying to answer what are the natural and cultural attractions and facilities available in the Bayangan area for tourism development. Considering the many tourist attractions in Oramanat region, especially the section of Bayangan with having diverse and attractive villages, it is possible to expand rural tourism as a new strategy in the field of rural development, creating new opportunities in rural areas such as job opportunities, reducing immigration, etc., flourish the rural areas, and removed these areas from isolation and deprivation.

    Material and methods

    The methodology of the present study is descriptive-analytic (correlation). The data collection method was documentary-survey and the method of analysis was qualitative-quantitative. The statistical population included families living in the Bayangan District and tourists who came to this area from April to August 2018. Four hundred individuals were selected as statistical population using Morgan table and proportional stratified random sampling due to the uncertainty of the exact number of population. The survey method (descriptive and exploratory surveying method) was used for data collection and a questionnaire was used to collect the required information that was used to answer the research questions. Two researcher-made questionnaires were used, one for residents and the other for tourists. In the descriptive section, frequency table and percentage, mean and standard deviation were used and in terms of inferential statistics level, the Smirnov test was used to determine the normal distribution of variables. One-sample t-test was used to compare the means of the samples with the hypothetical mean. All statistical analyzes were performed using SPSS version 23.

    Results and discussion

    According to the K-S test, all distributions were statistically normal, and the results of the one-sample t-test for the research hypotheses showed that the Bayangan section had significant natural and socio-cultural attractions. The current situation of tourism facilities and services in the Bayangan District is significantly poor. Peoples' acceptance of tourists is significantly good. The expansion of tourism in the Bayangan District will have positive socio-cultural, economic, and environmental effects. Finally, nine factors were identified as barriers to tourism development in the Bayangan District, the most significant obstacle of which was the "lack of standard accommodation and hotels at national and international level for tourist accommodation in the region".

    Conclusions

    According to the results of this study, natural and socio-cultural attractions are the most important tourism development potentials in the Bayangan District. It is suggested that the provincial tourism authorities consider these potentials in planning the region's tourism development plans and base their plans on ecotourism and socio-cultural tourism. In order to develop tourism in the study area, it is necessary to improve the status of tourism facilities and services. Lack of standard accommodation and national/international hotels is a major obstacle for tourism development in the Bayangan District, suggesting that the tourism authorities of the region establish modern and standard hotels and resorts for the accommodation of tourists.

    Keywords: Feasibility, Ecotourism development, Bayangan District, Oramanat region
  • Newsha Akbari, Shirin Toghyani*, Alireza Andalib, Mahmood Mohamadi Pages 111-130
    History and objectives

    Today, urban decay is a grave problem in metropolises. Despite the rules and regulations passed by the lawmakers to protect areas affected by the phenomenon, and in the face of all years-long regeneration, faults and flaws in the laws have hindered the perfect implementation of the desired objectives. Given the importance of the issue, urban renovation and reconstruction are the strategies adopted to resolve the problems of the urban fabric. A novel approach in tackling the problem, regeneration facilitates the social and economic revival as well as spatial restoration of the fabric. The aim of the present study is to identify and prioritize various aspects of regeneration of the urban decay for the purpose of legal planning.

    Materials and Methods

    The present study is classified as a basic research in terms of the objective, and qualitative and quantitative methods were used to conduct it. Grounded Theory was the approach selected for the qualitative part, while the documentary research was carried out using content analysis and meta synthesis. The research population is comprised of experts, scholars, and university professors in urban planning. Data were collected through documentary research, opinions, definitions, and in-depth open-ended interviews. A total of 35 individuals were interviewed for the purpose of this research. Qualitative data analysis, coding, and identifying the frequency of the codes extracted from interviews were done using NVivo. Then, the heirarchies were decided using AHP method and Expert Choice progra along with paired comparison questionarre. To this, Sirus Neighborhood in Tehran was selected as the case study according to the valuation of criteria based on the issues the neighborhood is faced with. Another reason for this choice was that it had been selected as the pilot location to carry out the regeneration objectives. Conclusions and

    discussion

    "Physical regeneration”, "social regeneration”, "environmental regeneration”, "urban managemnet regeneration”, and "economic regeneration” were extracted from the qualitative analysis as the legal components of resilience in the process of urban decay regeneration. Meanwhile, considering social complications and the influence of the community on the neighborhood indicated that establishing ties between the neighborhood in question and other neighborhoods of Tehran and their residents is the prerequisite to the realization of regeneration objectives in the historical area. Improving the social condition in the neighborhoods with greater sense of attachment can be materialized through the improvement of social indicators, increase in the quality of life and sense of satisfaction, preventing immigration, and eventually, providing better development platforms. Meanwhile, given the importance of urban management in urban development, a holistic, integrated, and inclusive approach which draws upon social and financial condition of the residents and preventing trivial actions in housing sector can help to achieve the regeneration objectives in the improvement of resilience.

    Conclusion

    The findings indicate that planning to improve social indicators must be the highest priority of lawmakers in order that the improvement in development platform can facilitate the realization of regeneration objectives.

    Keywords: Law, Urban decay, Regeneration, Grounded theory, AHP technique
  • Ali Asghar Firouzjaeian Galouga*, Sepideh Nasiri Pages 131-150
    Introduction

    Social order has high importance in every society. Disturbance in a social order will have a lot of costs for society. Littering is an example of citizens’ social disorder in the field of environmental citizenship that is transformed as a social problem in our society. The purpose of this research was the pathological analysis of student’s social order with emphasizing on littering. Littering became a serious problem in all environments in our society. This problem in a university, as an educational and cultural environment, is indecent and needs to be assessed.

    Material and methods

    The study was conducted by a survey. The statistical population was all the students of Mazandaran University in the 95-96 educational semester. The sample size was 384 individuals and was collected by categorized sampling. Data were collected by questionnaire and analyzed by SPSS Amos software. Littering was the dependent variable, consisting of throwing paper, gum, and plastic. Independent variables were taken from the theory of social learning.

    Results and discussion

    In this research, the theory of social learning was used as a theoretical framework to assess various reasons for littering in different environments. In this theory, every behavior is a result of learning in different environments. Of all respondents, 55.8 percent were women and 44.2 percent were men with an average age of 24. Littering among students was classified as medium. The results of the Pearson correlation showed that there was a significant relationship between littering as an indicator of social disorder with the observation of others’ littering, weak formal and informal control, imitation, and positive definition of littering. Also, path analysis showed that these variables can explain 28% of the variations in the dependent variable (littering). In multiple variable analysis, the positive definition of littering had a direct and positive effect on littering. The other variables had indirect effect on littering.

    Conclusion

    Essentially, littering is an important problem that we encounter in many environments. Nowadays, litter accumulates in rivers and city environments such as universities. The academic culture of universities requires academic persons in different fields to obey the social order. Therefore, the process of learning social order seems necessary.

    Keywords: Environmental pollution, Littering, Social learning, Social disorder, Students
  • Kamal Khodaei*, Hamid Reza Nassery, Hadi Tabani, Zahra Kazemizadeh Pages 151-164
    Introduction

    Groundwater pollution occurs during refining processes, transportation, storing, and distribution of oil products. Most of the oil components are insoluble in water, however, there are some components such as benzene, toluene, ethylbenzene, and xylene (known as BTEX) that are soluble in groundwater. These compounds are carcinomic and categorized as very dangerous pollutants. Permeable bio-barrier (PBB) technologies are extensively used to remove groundwater oil pollution. However, providing oxygen to improve the bioremediation efficiency in groundwater is a challenge. This research aimed to test the application of calcium peroxide nano-particles to provide more dissolved oxygen in a permeable bio-barrier.

    Material and methods

    Pseudomonas sp. BTEX-30 strain isolated from polluted groundwater around Tehran’s oil refining area was used to establish the permeable bio-barrier. Bioremediation kinetics and environmental conditions required for optimum bioremediation of bacteria were evaluated. Calcium peroxide nanoparticles have been synthesized and used for increasing the dissolved oxygen in groundwater. Bio-barrier was simulated using a glass column and Ottava sand as a porous media. The inflow rate was 0.5 ml/s with different toluene concentration for 14 days. Water samples from the inlet and outlet of the bio-barrier were taken during the test and analyzed using GC for defining the toluene concentration. Fate and transport processes in bio-barrier have been simulated by numerical models.

    Results and discussion

    There were no significant differences in the toluene concentration between inlet and outlet on day one. Differences in toluene concentration between inlet and outlet started from day two. Bio-barrier showed a good response to increasing and decreasing in inlet concentration stresses after nine days. According to the results, PBB showed the best performance at 30 ppm concentration of inlet. The calculated concentration of toluene by the PBB numerical model showed a very good correlation in most stress periods.

    Conclusion

    PBB showed a very good performance for biodegradation of toluene by using calcium peroxide nanoparticles as an oxygen releasing compound.

    Keywords: Groundwater bioremediation, Calcium peroxide, Permeable bio-barrier
  • Mehdi Amini*, Hossein Kouhestani, Fatemeh Kazemiyeh Pages 165-186
    Introduction

    The most important natural hazard that has been occurred in Iran during recent years is the reduction in the water level of Urmia Lake, which has brought a great deal of economic, social, and environmental issues for its surrounding inhabitants. The purpose of this study was to investigate the effects of Urmia Lake drying on the economic, social, and environmental conditions of the rural district of Urmia city.

    Material and methods

    This study is an applied, descriptive-survey research and a causal-comparative method was used. The statistical population of this study was the head of rural households in Urmia city of West Azerbaijan Province (2130 people) located in the southwest of Lake Urmia. The sample size was estimated to be 152 people by Morgan table and divided into rural districts by the appropriate allocation method. In the end, respondents were selected by a simple random sampling method. The research instrument was a questionnaire, the validity of which was confirmed based on past research and opinions of experts. To determine the reliability of the Cronbach's alpha coefficient, it was calculated for each of the economic, social, and environmental indicators. Data were analyzed by SPSS software. In addition to descriptive statistics, inferential statistics such as comparative tests were used.

    Results and discussion

    The results of this study showed that the drying of Urmia Lake affected the economic, social, and environmental conditions of the studied villages. It caused an increase in the cost of water supply for agriculture, reduced employment in the agricultural sector in the economic area, increased the hopelessness about the future, reduced the tendency of children to work in the rural environment and agricultural occupation in the social sphere, increased plant diseases, and reduced the level of water in the wells. Also, according to statistical results, the consequences of the lake drying was more for those regions near the coast of the lake and vice versa.

    Conclusion

    In this context, it should also be noted that the overall protection of the environment in the prevention of natural and abnormal accidents is one of the issues that directly affect the safety of human beings. Therefore, identifying key factors and their implications in choosing appropriate solutions to cope with it requires a public effort that can be discussed and investigated abundantly to reduce its destruction rate. It can also be supported by government agencies, in particular the Ministry of Agriculture, by testing the soil of the villages around Urmia Lake, then familiarizing the villagers with cultivating crops with low water requirements and plants resistant to soil salinity, and employment for the villagers in the field of conversion and complementary industries, handicrafts, local food, tourism activities and activities that require little water to improve the livelihood of the villagers living on the margin of Urmia Lake.

    Keywords: Economic outcomes, Environmental impact, Urmia Lake, Social outcomes, Dole Village
  • Hamid Sarkheil*, Maryam Fakhari, Behzad Rayegani, Javad Bodagh Jamali Pages 187-202
    Introduction

    Tehran metropolis, with an area of 750 km2, a population of more than 8 million people, and about 4 million vehicles is associated with the problem of air pollution. A thorough study of the spatial distribution of pollutants such as CO and NO2 in Tehran is significant for identifying the risks, probabilities, and risks of these contaminants. Therefore, mathematical and computational methods such as the confidence level method can be useful. The main goals of this research were to investigate the changes in air pollution levels in terms of CO and NO2 concentration, study the radius of impacts of fixed pollution stations, and calculate the level of reliability by investigating the probability of air pollution and the map of the risk of air pollution in different parts of the urban area of Tehran.

    Material and methods

    In this study, Tehran's air pollution data in October, November, and December 2017 was used in spatial modeling. Using geostatistics and indicator kriging methods, data were analyzed and maps of the distribution of pollution concentration, and also two-dual maps (0 and 1) of the probability of pollution and risk of pollution in Tehran's for the study period were produced by ArcGIS Software.

    Results and discussion

    The resulting maps showed the highest NO2 emissions areas (Ghaem Park, Razi Park, and the municipality of district 16) and areas with the least risk of NO2 pollution (Shahid Beheshti University, Pasdaran, Science, and Technology University, and Shad Abad). Moreover, the highest CO emission areas were the municipality of districts 11, 15, and 16, Ray station, Sharif University, Fatah Square, Health Park, and Razi Park). Aghdasyeh station, Shahid Beheshti University, municipality of district 2, Rose Park, Science and Technology University, Golbargh, Shad Abad, and Masoudieh had the lowest CO emissions.

    Conclusion

    The indicator kriging was a useful method for assessing the risk of contamination by providing a possibility map. The hazardous maps produced in this study were useful tools for identifying areas with CO and NO2 contaminations. The results of this study can play an effective role in urban management decisions by correctly identifying the amount of air pollution in an appropriate spatial distribution.

    Keywords: Spatial distribution, Tehran metropolis, Indicator kriging, Geostatistics, Reliability
  • Farhad Misaghi*, Amir Hossein Amani, Ali Reza Seddigh Pages 203-218
    Introduction

    Water scarcity is one of the most important issues in the 21st century that human societies encounter. Population growth, industrial and agricultural production, rapid urbanization, and severe climate change have had a major impact on limited water resources and the environment in river basins. The optimal allocation of water resources among consumers requires effective measurements of water resources and its integrated management for human and environmental justice. Optimization of water resource allocation is a very complex decision to make in several levels, stages, subjects, objectives, and non-linear communications. With the complexity of water allocation issues, its algorithms have been gradually improved, and the use of intelligent meta-analysis algorithms in optimizing the allocation of water resources from traditional math planning has surpassed. However, the effectiveness of conventional optimization algorithms is not ideal from a variety of perspectives, and issues such as convergence, computational speed, initial sensitivity, etc., due to the complexity and multi-purpose of optimizing water allocation, require further studies to improve the efficiency of the algorithm and obtaining a desirable overall solution.

    Material and methods

    The gray wolf algorithm mimics the hierarchy of leadership and the mechanism of hunting gray wolves in nature. In this algorithm, four types of gray wolves, including alpha, beta, delta, and omega have been used to simulate a hierarchy of leadership. Also, the colonial competition algorithm begins with some primary random populations, each of which is called a "country". Some of the best population elements (equivalent to the elites in the genetic algorithm) are chosen as imperialists. The remaining population is considered as a colony. Colonialists, depending on their power, are pulling these colonies into a particular process. In this research, the gray wolf and colonial competition algorithms were used to optimize water resources values during 2000-2012 regarding the Sofi-Chay irrigation and drainage network and Alavian dam to achieve the optimal policy. The Alavian dam in the province of East Azerbaijan, 3km north of Maragheh city, near the village of Alavian, has been constructed on the Sofi-Chai River, and supplies drinking water to the Maragheh, Miandoab, Bonab, Ajbashir, and Malekan counties.

    Results and discussion

    The results of the implementation of the gray wolf algorithm, compared to the colonial competition algorithm, were very close to the measured value of the amount of allocated water and this suggests the coherence and efficiency of the gray wolf algorithm in water resources system. According to the RMSE values in all four areas, the gray wolf algorithm was 44% less than the colonial competition algorithm and 64% higher in the Nash-Sutcliff coefficient.

    Conclusion

    The results of this study showed that the gray wolf algorithm has a suitable speed for finding the optimal response. In other words, it has a high convergence rate and can find an optimal global optimization problem. The results showed that the gray wolf algorithm yielded better and more acceptable results in water utilization in combination with utilizing surface water and underground water resources.

    Keywords: Water resources, Optimization, Gray wolf algorithm, Imperialist competitive algorithm
  • Elahe Ghasemi, Alireza Taab*, Emanuele Radicetti Pages 219-236
    Introduction

    Dust is an atmospheric pollutant that is considered as one of the major environmental problems all over the world. This phenomenon is problematic, especially in agriculture, health, and transportation sections. Dust causes considerable environmental problems for agriculture and human health in Iran every year and so attention must be paid to the negative consequences of this phenomenon. Therefore, this study was conducted to quantify the effects of dust on growth and yield of red bean, weeds growth, and the competitive balance between weeds and the crop.

    Material and methods

    A greenhouse experiment was conducted in a replacement series based on a complete randomized design with three replicates in Ilam University, Ilam, from late October 2017 to early March 2018. The treatments consisted of soil dust (with and without), two weed species (Echinochloa crus-galli and Chenopodium album), and mixtures of 100% crop, 75% crop+25% weed, 50% crop+50% weed, 25% crop+75%weed, and 100% weed. The speed of photosynthesis, amount of chlorophyll α, chlorophyll b, total chlorophyll and carotenoids content of leaves, number of pod per plant, one thousand seed weight, and crop seed yield, crop and weed biomass were measured.

    Results and discussion

    The results showed that the speed of photosynthesis amount of chlorophyll α, chlorophyll b, total chlorophyll content of leaves, carotenoids, number of pod per plant, one thousand seed weight, biomass, and seed yield of the red bean as well as biomass of weeds were significantly affected by dust. In addition, the effect of weeds on crops was increased by an increase in the weed proportion in the mixtures, which was worsening by the dust. The dust caused a 39.7% reduction in the yield and 52.8% in biomass of bean on average. The bean yield (gr/plant) in the 50% mixture in competition with C. album with and without dust effect were 7.5 and 4.7 gr/plant, respectively, while the corresponding values for E. crus-galli were 16.9 and 8.4 gr/plant , respectively. On the other hand, E. crus-galli as a narrow leave species was less affected by dust than C. album as a broad leave species and thus biomass reduction due to dust in C. album and E. crus-galli were 10.6% and 7.1% in comparison with the control , respectively. Moreover, the red bean was affected by dust more than weeds.

    Conclusion

    The growth and yield of red bean were significantly affected by competition with weeds and also the competitive effect of C. album was more than E. crus-galli. In addition, the dust had significant effects on the growth of red bean and weeds (C. album more than E. crus-galli). This might be due to the morphological characteristics of each species, because the broader leaves of the red bean and C. album may have caused more absorption of dust particles. In general, the dust phenomenon caused a reduction in crop growth and yield and also affected the competitive balance between weeds and crops.

    Keywords: Weed, Competition, Crop, Dust, Pollutant
  • Samira Sadat Fatemi Azarkhavarani*, Mohammad Rahimi, Mostafa Tarkesh, Hooman Ravanbakhsh Pages 237-254
    Introduction

    Species distribution modeling is a common method for understanding the relationships between a species and its environment and is used to predict the changes in distribution due to environmental changes. A lot of research has been done around the world based on these models. In this study, the optimal habitat of Juniperus excelsa, an indicator species, and the most important tree species in Irano-Turanian forests in the Alborz Mountains have been investigated using 38 environmental parameters and domain and logistic regression models.

    Material and methods

    The study area consists of parts of the Alborz Mountains located in the north of Iran with an area of 14656 km2. In the present study, a stratified random sampling method was used to determine the sampling sites. Finally, 390 occurrence sites (240 presence sites and 150 absentee sites) of J. excelsa at a 30-second scale (approximately 1 km×1 km) as the input model was studied. Also, 38 environmental parameters were considered as predictive variables for implementing two models of the domain and logistic regression.

    Results and discussion

    The results showed that the domain model had a high performance for predicting the habitat of J. excelsa with AUC =0.97, Kappa =0.730, and TSS = 0.91. Based on the results, the areas with the lowest potential for the presence of J. excelsa were 5665.95 km2, the moderate potential was 2033.1 km2, the good potential was 3076.38 km2, the very good potential was 3063.42 km2, and the high potential was 817.29 km2. The results obtained from the implementation of the logistic regression model indicated that 5084.37 km2 of the studied area was in the class of least potential, 2539.35 km2 had moderate potential, 1410.21 km2 had good potential, 1104. 84 km2 had very good potential, and 4517.37 km2 had high potential. Also, the results showed that the suitable habitats for J. excelsa were regions with a mean diurnal range of 13 °C and 15.5 °C, annual precipitation of 120-220 mm, precipitation of 64-90 mm, precipitation of coldest quarter of 35-60 mm, the altitude from the sea level of 3100-1800 m, and a slope of 30-10% in the southern, southeast, and east directions. Also, the probability of species occurrence was more in areas near the snow and water line as well as on calcic rocks. Also, in the habitat of J. excelsa the NDVI index varied between 0.38 and 0.20. The results of the performance evaluation of the models showed that the domain model had higher performance in predicting the suitable habitat of J. excelsa than the logistic regression model in the study area.

    Conclusion

    Species distribution models can provide a suitable management plan for different parts of the habitat. Areas with low potential of suitable habitat are usually partial habitats and populations in these areas are more vulnerable than the others, whereas areas with very good potential are excellent for a protected area. Areas with good to the excellent potential that do not have significant tree cover are suitable for forestry and native ecosystem restoration. The present study showed that the domain model, despite using only presence data, can be a useful method for predicting the suitable habitat of J. excelsa in the Alborz Mountains. Therefore, it can be stated that species distribution models, with acceptable accuracy, have enough performance in the evaluation of species distribution and can be used to execute conservation strategies.

    Keywords: Domain model, Environmental data, Irano-Turanian forests, Logistic regression
  • Seyed Daryoush Moghaddas, Asghar Abdoli*, Bahram Hassanzade Kiabi, Hossein Rahmani Pages 255-270
    Introduction

    The intentional and unintentional introduction of non-native fish species to the aquatic ecosystems of Iran has occurred with purposes such as enhancing aquaculture, ornamentation, biological control, and research. Some of them cause or have the potential to cause, significant environmental and socio-economic impacts on aquatic ecosystems and/or fish farms. The eradication of non-native fishes is impossible or very costly, especially in large areas. Screening and identifying the potential invasiveness of species are being increasingly used all over the world. The main aim of the present research was to assess the potential invasiveness of redbelly Tilapia Coptodon zillii in Anzali international wetland.

    Material and methods

    Aquatic Species Invasiveness Screening Kit (AS-ISK) was used to identify redbelly Tilapia Coptodon zillii as a non-native fish that may pose a high potential risk of becoming invasion in Anzali Wetland. The model is able to discriminate between invasive and non-invasive aquatic organisms including non-native fishes by risk area-related threshold value. Also, the Köppen-Geiger climate system and Climatch software were used to match the climate between the native range of redbelly Tilapia and Anzali Wetland. The projected future climate change scenario was taken from relevant studies to carry out Climate Change Assessment (CCA) of the AS-ISK.

    Results and discussion

    The output of the AS-ISK was 44 for redbelly Tilapia that was higher than the AS-ISK threshold value of the risk assessment area, which meant that the species pose a potential risk of becoming invasive in Anzali wetland. There was a high climate-mating between the native range of redbelly Tilapia and the assessed area when the Köppen-Geiger climate system was used. At least one native habitat of redbelly Tilapia in the system was in the same climate category as the studied area. Also, the Climatch model output was 0.87 that shows a high climate matching for the non-native fish. The CCA had an increasing effect on the total score of the AS-ISK. The factors that increased the AS-ISK score were climate-mating, probable climate change, biological attributes, and invasiveness history of other places that the species was introduced. The comparison of the results of this study and other relevant studies that used AS-ISK to assess potential invasiveness of redbelly Tilapia showed that the species had the potential of becoming an invader in Anzali Wetland as well as some other areas around the country.

    Conclusion

    While non-native fishes are frequently used to enhance aquaculture in the country, a rapid assessment tool is required to avoid nuisance environmental impacts. The AS-ISK can be reliably used as a tool to predict the potential risk of becoming invasive in Anzali Wetland and elsewhere to be used by conservation managers, decision-makers, and policymakers in the aquaculture development plans.

    Keywords: Risk assessment, AS-ISK, Invasive species, Redbelly Tilapia, Anzali Wetland