فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 571 (هفته سوم خرداد 1399)
  • پیاپی 571 (هفته سوم خرداد 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/20
  • تعداد عناوین: 3
|
  • بابک علی کیایی، عطیه عشاقی*، کورش نعمتی، محمد نادری صفحات 231-236
    مقدمه

    برخی مطالعات نشان داده است سطح سرمی تروپونین علاوه بر بیماری های قلبی در برخی بیماری های دیگر نیز افزایش می یابد. این مطالعه، با هدف تعیین فراوانی و علت افزایش تروپونین در بیماران بدحال بستری در بخش مراقبت های ویژه (Intensive care unit یا ICU) انجام شد.

    روش ها

    بر در این مطالعه ی مقطعی، 62 بیمار بستری در بخش مراقبت های ویژه ی بیمارستان الزهرای (س) اصفهان طی سال های 97-1396، در زمان ورود به این بخش انتخاب شدند و سطح سرمی تروپونین در آنان اندازه گیری شد. اطلاعات بیماران بر حسب پیامدهای بعدی نظیر عوارض قلبی، عوارض ریوی، سیستمیک، کلیوی و فراوانی مرگ و میر و مدت زمان بستری در ICU و مدت زمان اینتوباسیون تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین سطح تروپونین I در بیماران زنده 38/4 ± 12/47 و در بیماران فوت شده 59/2 ± 00/50 بود (033/0 = P). میانگین سطح سرمی تروپونین T در بیماران زنده و فوت شده به ترتیب 05/0 ± 57/0 و 08/0 ± 07/1 بود (001/0 > P). همچنین، سطح تروپونین I بر حسب علت بستری در ICU و سطح تروپونین T بر حسب گروه سنی اختلاف معنی داری داشت.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه ی حاضر نشان داد علاوه بر بیماران مبتلا به سکته ی قلبی، بیماران دیگری همچون افراد سالمند بستری شده در واحدهای مراقبت های ویژه و بیماران مبتلا به خونریزی داخل مغزی نیز ممکن است با بالا رفتن سطح تروپونین مواجه گردند.

    کلیدواژگان: تروپونین، بخش مراقبت های ویژه، پیامد
  • حمید صانعی، آزاده رهنما، علی کمال، الهه صانعی* صفحات 237-244
    مقدمه

     سکته ی قلبی حاد، از شایع ترین علل مرگ و میر است که با تظاهرات مختلف بالینی همراه است و در مواردی سبب عدم شناسایی به موقع افراد می شود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ارتباط تابلوی بالینی سکته ی قلبی حاد با جنسیت در بیماران بستری شده در بیمارستان های آموزشی شهر اصفهان بود.

    روش ها

     این مطالعه، بر روی 500 بیمار مبتلا به سکته ی قلبی حاد (142 زن و 358 مرد) انجام گرفت. پس از اخذ رضایت از بیماران و ثبت اطلاعات دموگرافیک، علایم بالینی و شکایات هنگام مراجعه در بیماران ثبت شد. آزمون های 2</sup>χ و t جهت مقایسه ی داده ها استفاده شد.

    یافته ها

     در مطالعه ی حاضر، مشخص شد که سن بروز سکته ی قلبی در مردان کمتر می باشد (001/0 > P). در این مطالعه، مصرف سیگار (001/0 > P) و اعتیاد (001/0 > P) در مردان بیشتر از زنان بود؛ در حالی که بیماری های زمینه ای موثر بر بروز علایم سکته ی قلبی در زنان بیشتر بود (001/0 > P). در هنگام بروز سکته ی قلبی، تفاوتی بین میزان بروز درد قفسه ی سینه به عنوان شاه کلید تشخیصی سکته ی قلبی بین دو جنس دیده نشد، اما علایم غیر اختصاصی در زنان بیشتر از مردان بود (050/0 > P).

    نتیجه گیری

    لازم است علایم غیر اختصاصی به ویژه در بین زنان به طور جدی مد نظر قرار گیرد و اقدامات تشخیصی و درمانی به موقع جهت این گروه به کار گرفته شود.

    کلیدواژگان: سکته، جنس، علایم
  • محمدجواد یزدان پناه، نغمه زابلی نژاد، الهه اندخشیده*، وحید مشایخی قویونلو، امید رجبی صفحات 245-251
    مقدمه

    سالک یک بیماری اندمیک در ایران و به ویژه شهر مشهد است که درمان معمول آن گلوکانتیم می باشد. با توجه به دردناک بودن این تزریق و عوارض جانبی آن به خصوص در کودکان، نیاز به درمانی با حداقل عوارض جانبی، تجویز آسان و کارایی مطلوب حس می گردد. از این رو، مطالعه ی حاضر با هدف درمان سالک با سیپروفلوکساسین موضعی همراه با گلوکانتیم داخل ضایعه و مقایسه ی آن با گلوکانتیم داخل ضایعه به تنهایی انجام شد.

    روش ها

    این مطالعه، به صورت کارآزمایی بالینی بر روی مبتلایان به سالک مراجعه کننده به بیمارستان های قایم و امام رضا (ع) انجام شد. مبتلایان پس از تایید تشخیص به دو گروه تقسیم شدند. گروه مورد تحت درمان با فرم موضعی سیپروفلوکساسین لیپوزومی دو بار در روز همراه با تزریق هفته ای یک بار گلوکانتیم داخل ضایعه و گروه شاهد تحت درمان با تزریق گلوکانتیم هفته ای یک بار به مدت 8 هفته قرار گرفتند. به منظور بررسی میزان بهبودی ضایعات، میزان کاهش اندوراسیون در پایان هفته ی هشتم و 6 هفته پس از پایان درمان بررسی گردید.

    یافته ها

    میانگین درصد بهبودی (کاهش اندازه ی ضایعه به میزان بیشتر یا مساوی 75 درصد اندازه ی ابتدایی ضایعه) 45 روز پس از اتمام دوره ی درمان تفاوت معنی داری بین دو گروه نداشت (410/0 = P). مقایسه ی زمان بهبودی ضایعات در دو گروه نیز تفاوت معنی داری را نشان نداد (050/0 = P).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های این مطالعه، استفاده ی هم زمان سیپروفلوکساسین موضعی به همراه تزریق گلوکانتیم داخل ضایعه، تاثیری بر میزان و سرعت بهبودی ضایعه ی جلدی لیشمانیوز ندارد.

    کلیدواژگان: گلوکانتیم، سیپروفلوکساسین، لیشمانیا تروپیکا، لیشمانیوز جلدی
|
  • Babak Alikiaii, Atiyeh Oshaghi*, Kourosh Nemati, Mohamad Naderi Pages 231-236
    Background

    Some studies have shown that serum levels of troponin increase in some other diseases in addition to heart diseases. The aim of this study was to determine the frequency and factors associated with increasing troponin in patients admitted to the intensive care unit.

    Methods

    In this cross-sectional study, 62 patients admitted to intensive care units (ICU) of Alzahra hospital, Isfahan, Iran, during the Years 2018-2019, were selected. Patients’ serum troponin levels were measured, and based on the outcomes including cardiac, pulmonary, systemic, and renal complications, frequency of mortality, duration of hospitalization in ICU, and duration of intubation were analyzed.

    Findings

    The mean serum level of troponin I was 47.12 ± 4.38 and 50.00 ± 2.59 ng/l in the living and dead patients, respectively (P = 0.033). The mean serum level of troponin T was 0.57 ± 0.05 and 1.07 ± 0.08 ng/l in the living and dead patients, respectively (P < 0.001). Moreover, troponin I level was significantly different based on the age groups, and serum level of troponin T was different based on the causes of admission in ICU.</div>

    Conclusion

     Our study shows that in addition to patients with myocardial infarction (MI), other patients such as the elderly who hospitalized in the ICUs and patients with intracerebral hemorrhage, may also be at increased troponin levels.

    Keywords: Troponin, Intensive care unit, Out come
  • Hamid Sanei, Elaheh Sanei*, Azadeh Rahnama, Ali Kamal Pages 237-244
    Background

    Acute myocardial infarction is one of the most common causes of mortality, which is associated with various clinical manifestations, and in some cases leads to lack of timely identification. Therefore, the aim of this study was to determine the relationship between the clinical features of acute myocardial infarction and gender in patients admitted to educational hospitals in Isfahan City, Iran.

    Methods

    This study was performed on 500 patients with acute myocardial infarction (142 women and 358 men). After obtaining patients' satisfaction and recording demographic data, clinical symptoms and complaints were recorded. Chi-square and t tests were used to compare the data.

    Findings

    The age of heart attacks was lower in women than in men (P < 0.001). Smoking (P < 0.001) and addiction (P < 0.001) in men were more than women, while underlying diseases as risk factor for myocardial infarction were significantly higher in women (P < 0.001). At the time of myocardial infarction, there was no difference in incidence of chest pain as the key diagnostic manifestation of myocardial infarction between two sexes, but the nonspecific symptoms were higher in women than in men (P < 0.001).

    Conclusion

     It seems that nonspecific symptoms, especially among women, should be taken seriously, and timely diagnostic and therapeutic measures should be performed for them.

    Keywords: Infarction, Gender, Signs
  • Mohamadjavad Yazdanpanah, Naghmeh Zabolinejad, Elaheh Andakhshideh*, Vahid Mashayekhi Ghoyonlo, Omid Rajabi Pages 245-251
    Background

    Leishmaniasis is endemic in Iran, and Mashhad is one of the most involved cities. Glucantime, prescribed as intralesional or systemic injection, is the most common treatment for cutaneous leishmaniasis. We investigated the additive effect of topical ciprofloxacin on the intralesional injection of glucantime in treatment of cutaneous leishmaniasis.

    Methods

    This randomized clinical trial study was performed on patients with cutaneous leishmaniasis diagnosed by direct smear or biopsy, who referred to Imam Reza and Ghaem teaching hospitals of Mashhad University of Medical Sciences. Patients were randomly allocated into two groups to receive either topical liposomal ciprofloxacin 2% twice daily plus weekly intralesional glucantime or intralesional glucantime alone, for eight weeks. The size of induration and the rate of healing was assessed every week.

    Findings

    There were no significant differences between the groups in cure rate (decrease in induration size equal or more than 75%) (P = 0.410) and the time of healing (P = 0.050) 45 days after the end of treatment.

    Conclusion

     Using topical ciprofloxacin does not have any additive effect on the conventional treatment of cutaneous leishmaniasis.

    Keywords: Leishmaniasis, Cutaneous, Leishmania tropica, Meglumine antimoniate, Ciprofloxacin