فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 2 (تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/11
  • تعداد عناوین: 6
|
  • نوید محمدپور، ایمان رضایی، محمد حدادی* صفحات 72-81
    هدف

    هدف از انجام این مطالعه بررسی اختلالات عملکردی عضلات مرکزی و پیامدهایی که تحت تاثیر این عضلات قرار دارند در افراد با بی ثباتی مزمن مچ پاست.

    روش ها

     به منظور انجام این مطالعه پایگاه های الکترونیکی اطلاعات شامل گوگل اسکالر، پابمد و اسکوپوس بر اساس استراتژی PICO و با استفاده از کلید واژه های مرتبط با نقش و عملکرد عضلات مرکزی، الکترومیوگرافی آن ها و الگوی حرکتی اندام های مرتبط با عضلات مرکزی و همچنین ثبات پاسچرال در افراد با بی ثباتی مزمن مچ پا بررسی شد. 

    یافته ها

    پس از بررسی و تطابق مطالعات با معیارهای ورود و خروج در نهایت هفت مطالعه برای بررسی نهایی انتخاب شد. طبق نتایج، فاکتورهای مربوط به الکترومیوگرافی و الگوی حرکتی اندام های تنه، شکم و لگن در افراد با بی ثباتی مزمن مچ پا تفاوت هایی با افراد سالم دارد.

    نتیجه گیری

     الگوهای فعالیت عضلانی و الگوی حرکتی اندام های پروگسیمال بدن در افراد با بی ثباتی مزمن مچ پا نسبت به افراد سالم تغییراتی دارند. این تغییرات نوعی استراتژی جبرانی برای حفظ و کنترل ثبات بدن است. این استراتژی ها ممکن است نتوانند نیاز بدن برای حفظ و کنترل پاسچر در محیط های جدید یا حین فعالیت های پیچیده را فراهم کنند. اصلاح عملکرد عضلات مرکزی می تواند تاثیراتی روی ثبات و کنترل تنه در افراد با بی ثباتی مزمن مچ پا داشته باشد که می توان این تاثیرات را در مطالعات آتی بررسی کرد.

    کلیدواژگان: بی ثباتی مزمن مچ پا، عضلات مرکزی، الکترومیوگرافی، کینماتیک
  • علی روشندل حصاری*، علی کمالی، محسن توکلی صفحات 82-91
    هدف

     سندرم تونل کارپال یکی از شایع ترین نوروپاتی های اندام فوقانی است که بر اثر گیر افتادن عصب مدین در مچ ایجاد می شود؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی میزان شیوع سندرم تونل کارپال در آرایشگران مرد شهرستان بجنورد بود.

    روش ها

    این مطالعه، یک مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی بود که روی 109 آرایشگر شهر بجنورد انجام گرفت. از میان آن ها، تعداد 38 نفر دارای علایم سندرم تونل کارپال مانند مورمور شدن انگشتان دست بودند و مورد آزمایشات کمکی تینل و فالن قرار گرفتند که جواب تست های 22 نفر مثبت بود؛ درنتیجه به متخصص توان بخشی جهت انجام مطالعات الکترودیاگنوستیک ارجاع داده شدند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 صورت گرفت و نتایج بر حسب شاخص های توصیفی مانند شیوع و مقایسه نموداری میانه و با مقدار سطح معناداری 05/0 برای آزمون تهیه و گزارش شد.

    یافته ها

    طبق نتایج مشخص شد، از بین 109 آرایشگر شرکت کننده در تحقیق، 22 آرایشگر، دارای معیارهای بالینی و الکترودیاگنوستیک سندرم تونل کارپال بودند (18/20 درصد) که 45/45 درصد آن ها سندرم خفیف (10 نفر)، 81/31 درصد سندرم متوسط (7 نفر) و 72/22 درصد سندرم تونل کارپال شدید داشتند (5 نفر).

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که آرایشگری از جمله مشاغل مستعد سندرم تونل کارپال است و وضعیت های کاری آرایشگران نیاز به اصلاح دارند. همچنین ارتقای سطح آگاهی آرایشگران در زمینه بیومکانیک و روش های صحیح انجام کار ضروری است.

    کلیدواژگان: سندرم تونل کارپال، آرایشگران، مچ دست
  • نادر فرهپور*، مهدی مجلسی، محمدرضا حسین پوری صفحات 92-101
    هدف

    گام برداری روی پله یک تکلیف حرکتی ضروری در زندگی روزانه است که در آن افراد در معرض نیروهای ضربه ای مکرر هستند. هدف این پژوهش ارزیابی شدت فعالیت عضلات اندام تحتانی مردان جوان سالم با استفاده از EMG حین بالا رفتن و پایین آمدن از پله با کفش های متفاوت و حمل بار بود. 

    روش ها

     9 مرد با دامنه سنی 26/3±94/25 سال و میانگین قد 174±7.4 سانتی متر و وزن 25/95±8/70  انتخاب شدند. چهار پله طراحی شد و فعالیت الکترومیوگرافی عضلات اندام تحتانی (دو عضله در ناحیه خلف ساق پا و سه عضله از گروه عضلات چهار سر ران) سمت راست بدن با استفاده از دستگاه EMG 16 کاناله 300 MA حین بالا رفتن و پایین آمدن از پله اندازه گیری شد. این آزمون ها در دو حالت با و بدون حمل بار انجام شد. اندازه بار به میزان 15درصد وزن بدن بود که درون جعبه ای به شکل مکعب مستطیل قرار داده شد. سه حالت پوشش پا شامل بدون کفش، با کفش ورزشی و کفش رسمی در نظر گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون Repeated measure در سطح معنی داری 05/0>P استفاده شد.

    یافته ها

     یافته ها نشان داد که عامل بار، اثر معنی داری در شدت فعالیت عضلات دارد. شدت فعالیت عضلات در بالا رفتن از پله بیشتر از پایین آمدن است. در پایین آمدن از پله شدت فعالیت عضله پهن داخلی از عضله پهن خارجی و راست قدامی بیشتر است که باعث کشش بیشتر کشکک به سمت داخل شده و در درازمدت ساییدگی غضروف داخلی مفصل کشککی رانی را به همراه دارد.

    نتیجه گیری

     نتایج نشان می دهد بالا رفتن از پله فشار بیشتری روی مفاصل مچ پا و زانو وارد می کند. هنگام حمل بار روی پله استفاده از کفش مناسب تا حدود زیادی می تواند از شدت فعالیت عضله کاسته و خستگی را به تعویق بیندازد. بنابراین توصیه می شود افراد مبتلا به ساییدگی غضروف کشککی رانی داخلی تا جای ممکن، از پله استفاده نکنند.

    کلیدواژگان: حمل بار، کفش، بالا و پایین آمدن از پله، فعالیت عضلانی
  • فریده باباخانی*، محمدرضا هاتفی صفحات 102-111
    هدف

    تمرینات شکمی متعددی با توپ سوییس بال جهت بهبود ثبات مرکزی با اهداف تقویتی و توان بخشی استفاده می شود که در همین راستا ادعا شده است تمرینات ناپایداری تاثیر بیشتری روی فعال سازی عضلات ناحیه مرکزی دارند، ولی درستی این ادعا هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد و مطالعه کاملی در خصوص مقایسه فعالیت الکتریکی عضلات مرکزی در تمرینات مختلف ثبات مرکزی انجام نشده است؛ بنابراین هدف از این پژوهش مقایسه فعالیت الکترومایوگرافی عضلات ناحیه مرکزی در حرکت پلانک از پهلو روی سطح ثابت و سوییس بال بود.

    روش ها

     در پژوهش حاضر با توجه به معیارهای ورود وخروج از تحقیق و به روش نمونه گیری دردسترس، 15 نفر از دانشجویان مرد دانشگاه علامه طباطبایی در مطالعه حاضر شرکت کردند. ثبت فعالیت الکترومایوگرافی عضلات سرینی میانی، راست شکمی، مورب خارجی و مورب داخلی آزمودنی ها در حالی انجام شد که حرکت پلانک از پهلو را روی سطح ثابت و سوییس بال (ناپایدار) دو ست به مدت پنج ثانیه انجام می دادند و بین هر ست 30 ثانیه استراحت می کردند.

    یافته ها

    داده های فعالیت الکترومایوگرافی از عضلات مورد مطالعه در حین حرکت پلانک از پهلو با و بدون توپ سوییس بال بر اساس آزمون تی زوجی نشان داده شده است. نتایج این آزمون تفاوت معنی داری را در میزان فعالیت الکترومایوگرافی عضله راست شکمی، مورب خارجی و سرینی میانی در افراد سالم نشان داد (05/0>P) و نتایج حاکی از افزایش فعالیت الکترومایوگرافی این عضلات در حرکت پلانک با توپ سوییس بال نسبت به بدون توپ سوییس بال بود، اما تفاوت معناداری در میزان فعالیت الکترومایوگرافی عضله مورب داخلی در حرکت پلانک از پهلو بین دو شرایط با و بدون توپ سوییس بال مشاهده نشد (05/0<P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده می توان عنوان کرد اجرای تمرین پلانک از پهلو در سطح ناپایدار به وسیله توپ سوییس بال، تغییراتی را در فعالیت الکترومایوگرافی عضلات سرینی میانی، راست شکمی و مورب خارجی نسبت به سطح پایدار به وجود می آورد و وضعیت ناپایداری که در این تحقیق بررسی شد، عضلات کمری لگنی موثر در پایداری ناحیه مرکزی را در حد بالایی درگیر می کند؛ بنابراین تمرین پلانک به پهلو در وضعیت های پایدار و ناپایدار در یک برنامه پیش رونده که هدف آن افزایش تدریجی فشار تمرینی است، می تواند در تقویت و به کارگیری انقباضات عضلات موثر در پایداری ناحیه مرکزی موثر باشد. بنابراین، استفاده از شیوه های تمرینی ناپایداری به ورزشکاران در جهت افزایش ثبات مرکزی توصیه می شود.

    کلیدواژگان: ثبات مرکزی، پلانک، الکترومایوگرافی سطحی
  • فریبا جوازی، پریسا صداقتی*، حسن دانشمندی صفحات 112-124
    هدف

     سندرم متقاطع فوقانی نوعی از درگیری سیستم عضلانی اسکلتی استکه منجر به کوتاهی عضلات قدامی و ضعف عضلات خلفی می شود. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرینات منتخب اصلاحی با فیزیوبال بر وضعیت پاسچر کاربران رایانه دارای سندرم متقاطع فوقانی بود.

    روش ها

    این مطالعه نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون بوده است. 24 نفر دختر کاربر رایانه دارای ناهنجاری سر به جلو، شانه گرد و کیفوز به صورت هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 12 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش تمرینات را به مدت شش هفته انجام دادند. از روش عکس برداری از نمای نیمرخ برای اندازه گیری هم زمان زوایای سر به جلو و شانه گرد و از خط کش منعطف برای اندازه گیری میزان کایفوز آزمودنی ها استفاده شد. میزان تغییرات زاویه سر به جلو، شانه گرد، کیفوز و اتساع قفسه سینه قبل و بعد از شش هفته تمرین اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس و تی همبسته در سطح معناداری 05/0>P استفاده شد.

    یافته ها

     نتایج تحقیق حاضر تفاوت معنا داری در کایفوز (001/0=P)، شانه گرد (001/0=P)، سربه جلو (002/0=P) و اتساع قفسه سینه (002/0=P) در پیش آزمون و پس آزمون نشان داد.

    نتیجه گیری

     تغییرات زوایای سر به جلو، شانه گرد و کیفوز و اندازه محیط قفسه سینه در جهت بهبود اثربخشی مطلوب تمرینات منتخب اصلاحی با فیزیوبال را نشان می دهد. بنابراین استفاده از این برنامه تمرینی در افراد کاربر رایانه توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تمرینات اصلاحی، سندرم متقاطع فوقانی، سوئیس بال، کاربر رایانه
  • محسن علی دارچینی، تیمور درزابی*، محسن مفرد مقدم، مهدی نبوی نیک صفحات 124-133
    هدف

     برای عملکرد بهینه شناگران ایجاد سطحی برای تعامل عملکردی اندام فوقانی و تحتانی ضروری است. این سطح، توسط بیش از 20 جفت عضله به وجود می آید که به آن ناحیه ثبات مرکزی گفته می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر شش هفته تمرین ثبات مرکزی بر شاخص دست و رکورد شنای کرال سینه شناگران بود.

    روش ها

    در این مطالعه نیمه تجربی، 24 مرد شناگر که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) به روش نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب شدند. برنامه تمرین ثبات مرکزی شامل شش هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 45 تا 50 دقیقه اجرا شد. قبل و بعد از اتمام مداخله شش هفته تمرین ثبات مرکزی، شاخص دست و رکورد 100 متر کرال سینه ارزیابی شد. برای مقایسه میانگین های درون و بین گروهی به ترتیب از روش آزمون تی استیودنت همبسته و تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج در سطح معنی داری 05/0≥P آزمایش شدند.

    یافته ها

     شش هفته برنامه تمرین ثبات مرکزی منجر به کاهش معنی دار رکورد 100 متر کرال سینه در گروه آزمایش شد. میانگین های بین گروهی در متغیرهای شاخص دست و رکورد 100 متر کرال سینه در بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.

    نتیجه گیری

    باتوجه به نتایج پژوهش حاضر استفاده از تمرینات ثبات مرکزی به عنوان یک تمرین مناسب در خشکی برای شناگران توصیه می شود.

    کلیدواژگان: ثبات مرکزی، شاخص دست، رکورد شنا
|
  • Navid Mohammadpour, Iman Rezaie, Mohammad Hadadi* Pages 72-81
    Objective

     The aim of this study is investigate the core muscles dysfunctions and their consequences in patients with chronic ankle instability.

    Methods

     In this review study, search was conducted in three online databases of PubMed, Scopus, and Google scholar based on Patient, Intervention, Comparison, Outcome (PICO) strategy, and using keywords related to the role and function of core muscles, their electromyography, kinematic patterns of proximal segments, and postural stability in individuals with chronic ankle instability.

    Results

     Seven studies were finally selected for the review based on the inclusion and exclusion criteria. The results indicated that individuals with chronic ankle instability in comparison with healthy peers have different electromyography and kinematic patterns of proximal segments (trunk, abdomen and pelvis).

    Conclusion

     Muscle activity and kinematic patterns of proximal segments in individuals with chronic ankle instability are different to those of healthy ones. These differences are compensatory strategies for postural stability. These strategies may not provide the body’s need to maintain and control the poster in new environments or during complex activities. Further studies are needed to investigate effects of the correction of core muscle function on the postural control in individuals with chronic ankle instability.

    Keywords: Chronic ankle instability, Core muscles, Electromyography, Kinematic
  • Ali Roshandel Hesari*, Ali Kamali, Mohsen Tavakoli Pages 82-91
    Objective

    Carpal Tunnel Syndrome (CTS) is one of the most common compression neuropathy in the upper extremities. The aim of this study was to investigate the prevalence of CTS among male hairdressers in Bojnourd, Iran.

    Methods

     This is a descriptive/analytical study with cross-sectional design conducted on 109 male hairdressers in bojnourd city. Among them, 38 had CTS symptoms such as finger numbness and underwent Phalen’s and Tinel’s tests, 22 of whom were positive. As a result, they were referred to a rehabilitation specialist for electrodiagnostic studies. Data analysis was carried out in SPSS v.22 software using descriptive statistics such as frequency and percentage and considering a significance level of 0.05.

    Results

     Twenty-two of 109 hairdressers had clinical and electrodiagnostic criteria for CTS (20.8%). Of these, 45.45% had mild (n=10), 31.81% moderate (n=7) and 22.72% severe CTS (n=5).

    Conclusion

     Hairdressing is one of the potential jobs for CTS. Hairdressers’ work situations need to be improved. It is also necessary to improve the awareness of hairdressers about biomechanics and the correct ways of doing work.

    Keywords: Carpal Tunnel Syndrome, Hairdressers, Wrists
  • Nader Farahpour*, Mahdi Majlesi, MohammadReza Hoseinpouri Pages 92-101
    Objective

     Stair ascent and descent is an essential movement task in daily life in which individuals are subjected to repetitive impact forces. The purpose of this study was to evaluate the intensity of Electromyographic (EMG) activity in lower extremity muscles of healthy young men during stair ascent and descent task wearing different type of shoes and carrying loads.

    Methods

     Nine men with a mean age of 25.94±3.26 years, mean height of 174±7.4 cm, and mean weight of 70.95±8.25 kg were selected. Four stairs were fabricated and the electromyographic activity of their lower extremity muscles (two muscles in the posterior leg and three quadriceps muscles) in the right side of the body was measured using the 16-channel EMG system MA300 during the task. These tests were conducted in two conditions of with and without load carrying. The load was a cube-shaped box weighing 15% of the body weight. Three cases of footwear were set: barefoot, athletic shoes, and formal shoes. Repeated measure ANOVA was used for data analysis at the significant level of P<0.05.

    Results

    The load factor had a significant effect on the intensity of muscle activity. The intensity of muscle activity during ascending stairs was higher than that during descending. In stair descent task, the EMG activity of the vastus medialis muscle was greater than that of the vastus lateralis and rectus femoris muscles, which causes the patella to be pulled inward more leading to patellofemoral articular cartilage wear in the long term.

    Conclusion

     Stair ascent puts more pressure on the ankle and knee joints. When carrying the load up stairs, the use of proper shoes can greatly reduce the intensity of muscle activity and delay fatigue. It is, therefore, recommended that people with patellofemoral articular cartilage wear should not use the stairs, if possible.

    Keywords: Load carrying, Shoes, Stair Ascent, Descent, Muscle activity
  • Farideh Babakhani*, Mohamadreza Hatefi Pages 102-111
    Objective

     Numerous abdominal exercises with Swiss ball are used to improve core stability with strengthening and rehabilitation goals. It is claimed that the stability exercises have a greater impact on core muscle activation, but the validity of this claim is still in doubt. Moreover, there is no comprehensive study on the comparison of the core muscles activity in different core stability exercises. Therefore, the purpose of this study was to compare the Electromyography (EMG) activity of core muscles while performing side plank on stable and unstable (Swiss ball) surfaces.

    Methods

     Fifteen male students of Allameh Tabataba’i University were selected for the study based on inclusion and exclusion criteria. The EMG activity of gluteus medius, rectus abdominis, external oblique, and internal oblique muscles in subjects was recorded while performing side plank exercise on a fixed surface and a Swiss ball (2 sets of 5 seconds with a 30-second rest interval).

    Results

    There was a significant difference in the EMG activity of gluteus medius, external oblique and rectus abdominis muscles between two conditions of with and without Swiss ball (P<0.05), but no significant difference was observed in the EMG activity of internal oblique muscle (P>0.05).

    Conclusion

     Side plank exercise on the unstable surfaces (Swiss balls) can cause changes in the EMG activity of gluteus medius, rectus abdominis and external oblique muscles compared to when the exercise is performed on stable surfaces, and highly involved the pelvic lumbar muscles effective in maintaining core stability. Therefore, the use of side plank exercise on unstable conditions in a progressive program with gradually increased intensity is recommended which can be effective in strengthening and applying effective muscle contractions useful for core stability.

    Keywords: Core stability, Plank, Surface electromyography
  • Fariba Javazi, Parisa Sedaghati*, Hasan Daneshmandi Pages 112-124
    Objective

    Upper Crossed Syndrome (UCS) is a type of musculoskeletal system involvement that results in shortening of  anterior muscles and weakening of posterior muscles. The aim of this study was to examine the effect of selected corrective exercises with physioball on the postural status of female computer users with UCS.

    Methods

    This quasi-experimental study was conducted on 24 female students with UCS who were selected using a purposive sampling method. The subjects were randomly divided into two groups of exercise (n=12) and control (n=12). The exercise group performed exercises for 6 weeks. Photogrammetry method was used to measure the angle of the forward head and round shoulder. A flexible ruler was used to measure the angle of kyphosis, and tape measure was used to measure the chest expansion. These measurements were performed before and after intervention. The collected data were analyzed using paired t-test and ANOVA at the significance level of P<0.05.

    Results

    There was a significant difference in mean values of kyphosis (P=0.001), round shoulder (P=0.001), forward head (P=0.002) and chest expansion (P=0.003) before and after exercise.

    Conclusion

     Improvement in forward head, round shoulder and thoracic kyphosis angles and chest expansion showed the effectiveness of applied exercise program. Therefore, it is recommended to use this exercise program in computer users with UCS.

    Keywords: Corrective exercises, Upper crossed syndrome, Physioball, Computer users
  • Mohsenali Darchini, Teimor Darzabi*, Mohsen Mofrad Moghadam, Mahdi Nabavinik Pages 124-133
    Objective

     For optimal performance of swimmers, it is necessary to determine a level for the functional interaction of upper and lower limbs. This level, created by more than 20 pairs of muscles, is the core of the body. The aim of this study was to investigate the effects of six weeks of core stability exercise on the stroke index and front crawl record of male swimmers.

    Methods

     In this quasi-experimental study, 24 male swimmers were selected by a convenience sampling method and randomly assigned into control (n=12) and exercise (n=12) groups. The core stability training was performed for 6 weeks, 3 sessions per week, each for 45-50 minutes. Before and after training, the stroke index and 100-m front crawl records of subjects were evaluated. For the within-group and between-group comparisons, the student t-test and ANCOVA were used, respectively. The significance level was set at P<0.05.

    Results

     Six weeks of core stability exercise led to significant improvement in 100-m front crawl record in the exercise group. There was no significant difference in the mean scores of stroke index and 100-meter front crawl record between and within the two study groups.

    Conclusion

     Core stability exercise is recommended for dryland training of swimmers.

    Keywords: Core stability, Stroke index, Swimming Record