فهرست مطالب

شعر پژوهی (بوستان ادب) - سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 97، بهار 1399)
  • سال دوازدهم شماره 1 (پیاپی 97، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/15
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهرداد اکبری گندمانی*، مهدی رضا کمالی بانیانی صفحات 1-28

    یکی از بارزترین و فعال ترین ویژگی های موثر بر شاعران در زمان سرودن شعر، مسیله تداعی است. تداعی، فرایندی است که به صورت غیر ارادی، در ذهن ظاهر می شود و میان خاطرات، تصاویر، درونمایه ها و انباشته های ذهنی، ارتباط برقرار می-کند. از آنجا که آفرینش هر اثر ادبی جدید، مستلزم تخطی و خروج از هنجار متون نافذ پیشین و خوانش خلاقانه آثار گذشته است؛ لذا، عنصر تداعی در ساخت یا بازسازی آثار ادبی، بویژه در جهت رهایی از اضطراب تاثیر آثار پیشینیان، نقش بسیار چشمگیری را داراست و زمینه های ایجاد بدخوانی خلاق را فراهم می کند. با عنایت به این که، جریان سیال ذهن و عنصر تداعی، از عوامل موثر بر ذهن مولانا، در زمان به نظم درآوردن حکایات بوده است؛ ازین رو، در پژوهش پیش رو، حکایتی از مثنوی معنوی مورد بررسی قرار گرفته است. بر طبق پژوهشی که انجام شده است، مشاهده شد که عنصر تداعی در تغییر دادن اصل موضوع حکایت، خلق درونمایه های فرعی، ترسیم فضایی بی زمان و بی مکان، نکره ذکر شدن شخصیت اصلی، نزدیکی شاعر از زاویه دید درونی به دانای کل، چند بعدی شدن شخصیت داستانی و... تاثیرات عمده ای داشته است و با تغییر سطح جدید، نسبت به سطوح ماقبل، سبب تغییرات عمده ای در حکایت مولانا به نسبت حکایات مبدا شده است. در این پژوهش، پس از آشنایی با عنصر تداعی، شاخصه های آن، شناخت نظریه بدخوانی خلاق و اضطراب تاثیر، چگونگی تاثیر تداعی بر روند بدخوانی خلاق مولانا در حکایت شیخ احمد خضرویه و کودک حلوا فروش، بررسی شده است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی بوده است.

    کلیدواژگان: بدخوانی خلاق، تداعی، عناصر داستانی، مثنوی معنوی
  • محمدرضا پاشایی*، مهدی حمزه پور صفحات 29-61

    نظام الدین استرآبادی از شاعران توانمد قرن نهم و دهم هجری است که شعرش از ابعادی چند اهمیت دارد، پیش تازی در تغییر سبک از عراقی به هندی و عنایت خاص به ادبیات شیعی، شعر او را در عهد خود کم نظیر ساخته است. دیوان نظام، نخستین بار در سال1391 از سوی کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی چاپ شد. نویسندگان مقاله با قیاس متن چاپ شده انتشارات مجلس شورای اسلامی با نسخه های مورد استفاده، نارسایی ها و خطاهای مصححان را در فرایند تصحیح بررسی کرده و ابیات نادرست بسیاری را تصحیح کرده و خطاهای مصححان را در موارد بسیاری نشان داده اند، در یک نگاه کلی، ایرادات یافت شده را می توان چنین بیان کرد: خوانش نادرست ابیات، گزینش نادرست نسخه بدل ها، بی توجهی به اوزان عروضی، آشنانبودن به سنن نوشتاری کاتبان نسخ خطی و در نظر نگرفتن معنای ابیات، بی اعتنایی به محور عمودی متن و ارتباط بیت های پیشین و پسین. به این ترتیب به این نتیجه می رسیم که به دلیل وفور خطاهای یاد شده، ابیات آشفته فراوانی در نسخه چاپ شده مجلس راه یافته و به هیچ وجه نسخه قابل اعتمادی نیست، نمی توان آن را به عنوان تصحیح علمی پذیرفت، در نتیجه تصحیح مجدد این دیوان، ضرورتی انکارناپذیر است.

    کلیدواژگان: نقد، دیوان اشعار، تصحیح متون، چاپ مجلس، نظام الدین استرآبادی
  • غلامرضا حیدری* صفحات 62-86

    آ، الف، ا، (همزه)، اولین حرف الفبای زبان فارسی و عربی است و نیز نخستین حرف از حروف جمل و ابجد بوده و به حساب جمل نماینده عدد یک است. الف، رمز برج ثور است. الف، در ادبیات عرفانی و کلامی و فلسفی، کنایه از ذات یکتای احدیت، روح اعظم، عالم تجرید و تفرید و سر بیچون... است. حرف الف، به واسطه شکل و جایگاه خاص و برخی از ویژگی های منحصربه فرد، یکی از پرکاربردترین حروف در ساخت مضامین بکر و فضاهای شاعرانه و ترکیبات و تعبیرات نغز و ظریف ادب پارسی به ویژه اشعار عارفانی چون سنایی، عطار، مولوی و شاه نعمت الله ولی است. در اکثر اشعار این شاعران، الف؛ سابق، پیشوا، مظهر تنهایی، تجرد، تفرد، صداقت، درستی و پاکی است. الف، بی حرکت و ساکن است. آفرینش الف، با نقطه آغاز می شود. جمله حروف و اعداد، بر محور حرف الف می گردند. الف، اولین حرف آفرینش است. الف، نماد خردی و کوچکی و ریزی هم است. الف، یکی از مشبه به های پرکاربرد ادب پارسی است و شعرا در تصاویر و مضامین شعری، خار، هلال ماه، عصا، قلم، انگشت، سرو، ماه نو، کمر باریک و... را به الف مانند می کنند. در این مقاله، سعی شده است به کاربرد ادبی و هنری حرف الف در اشعار شعرای عارف طراز اول، یعنی؛ سنایی، عطار، مولوی و شاه نعمت الله ولی پرداخته شود.

    کلیدواژگان: الف، کارکرد حرف الف، سنایی، عطار، مولوی
  • رقیه شعبانی*، حسین فقیهی صفحات 87-111

    استدلالی از موارد با ارزش علمی است که در تمام زمینه های دانش بشری از قبیل مباحث فلسفی، حکمی، اخلاقی، شرعی، تعلیمی و... به کار می رود. این نوع نگاه ریشه در مباحث افلاطون و ارسطو درباره ی کارکرد هنر و شعر دارد. در این میان، برداشت شاعران فارسی گو از جمله نظامی که بین شعر و حکمت و دانایی قایل به همپوشانی معنایی بودند، با دیدگاه ارسطو قرابت بیشتری دارد. زیرا او برخلاف افلاطون که شعر را محصول «جذبه و بی خبری» شاعر می دانست و «الهام» شاعرانه را به شکلی از جنون مرتبط می کرد، معتقد است شاعر که از نوعی آگاهی برتر برخوردار است، می تواند با تقلید از «واقعیت آرمانی» به تطهیر و تزکیه روح آدمی یاری رساند. بنابراین کار شاعر ریشه در نوعی منطق و خرد دارد که هر نوع نگاه استدلالی را پوشش می د هد. نظامی که بر علوم عصر خود نظیر: منطق، فلسفه،کلام، پزشکی و نجوم آگاهی داشته، همواره نتایج کاربرد حکمت و خرد را ارج نهاده است. نگاه منطقی نظامی موجب شده که او در اثبات و تایید و تفهیم اشعارش به انواع استدلال مانند: قیاس، استقراء و تمثیل در زمینه های: ادبی، عقلی، اجتماعی، تعلیمی، تمثیلی، کلامی، تاویلی، نقلی، شرعی، جغرافیایی و تاریخی روی آورد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در خسرو وشیرین و مخزن الاسرار که به ترتیب آثاری غنایی و تعلیمی محسوب می شوند، بیشترین نوع استدلال شامل قیاس در زمینه های عرفانی، حکمی تعلیمی، پزشکی، اسطوره ای و هرمونتیک از شکل اول است، تمثیل در مرحله ی دوم قرار دارد و استقراء به ندرت به چشم می خورد.

    کلیدواژگان: نظامی، استدلال، خسرو شیرین، مخزن الاسرار، نحوه بیان
  • منیژه عبدالهی* صفحات 112-121
    یکی از کهن ترین و گسترده ترین بن مایه های داستان های عاشقانه جهان، عشق نامادری به پسر همسر است. در ادب پارسی افزون بر بهترین نمونه ایرانی آن که در داستان سیاوش و سودابه شاهنامه گزارش شده است، با تاثیر پذیری از روایت قرآنی داستان سامی یوسف و زلیخا، آثارو منظومه هایی پدید آمد که هنری ترین آن ها محبت نامه سروده عبدالرحمن جامی در اورنگ پنجم از هفت اورنگ است. در آثار ملل دیگر نیز روایت هایی با بن مایه مشترک با این داستان وجود دارد که از آن جمله روایتی از شرق دور و در ادبیات تبتی است که در نوشتار حاضر زیر عنوان داستان راهب وایروکانا و ملکه شی پونگ زا، معرفی می شود. سپس در نگاهی کلی نشان داده می شود که رویکرد اصلی این داستان ها بر اصل ترکیب تقابلی گناه- رستگاری قرار دارد و هر دو شخصیت اصلی (زن خطاکار و مرد پرهیزگار) برای عبور از خطا و رسیدن به رستگاری ناگزیر از چهار مرحله: گناه، عقوبت، رهایی از گناه، و رستگاری، عبور می کنند. همچنین درتحلیل گناه در ترکیب تقابلی گناه- رستگاری، با بهره مندی از تحلیل اسطوره ای نشان داده می شود که زن خطاکار در این روایت ها نمادی از آیین ها و اعتقادات کهن و مهجور و مرد پرهیزگار جلوه ای از نظم نوآیین در جوامعی هستند که در سپیده دم تاریخ خود در حال پی افکندن بنیادی نوین هستند و این تقابل کهن و نو به صورت تقابل گناه- رستگاری در این داستان ها نمود می یابد.
    کلیدواژگان: نامادری، یوسف و زلیخا، وایروکانا و شی پونگ زا، سیاوش و سودابه
  • فرزاد قائمی* صفحات 122-150
    در تحقیقات پژوهشگران، بخش کهن برزونامه، ابتدا به عطایی رازی و سپس به شاعری به نام شمس الدین محمد کوسج که نامش فقط در یک نسخه که اقدم نسخ متن است، باقی مانده است، نسبت یافته است. عدم وجود اسناد دیگر درباره نام اخیر باعث شده برخی محققان نیز سراینده اثر را گمنام فرض کنند. در این جستار با پیدا کردن شواهد دیگری در نسخ متن اولا سرودن متن به دست شاعر با نام کوسه یا کوسج ثابت شده است؛ ثانیا این نکته روشن می شود که تا سده 12 هجری، برخی کاتبان شاهنامه، از سرایش داستان برزوی ملحق به شاهنامه به دست وی آگاه بودند. همچنین ضمن معرفی نسخه دیگری از داستان برزو با فاصله سه سال با نسخه کمبریج (نسخه هند) و مقایسه سه نسخه قدیم تر متن برزونامه، زمان احتمالی سرایش متن قرن هفتم تخمین زده شده است و در ضمن مشخص شده که نسخه کمبریج بهترین نسخه موجود از متن نیست و با متن مادر فاصله زیادی دارد.
    کلیدواژگان: برزونامه کهن، شاهنامه، نسخه کمبریج، نسخه هند، نسخه سن پترزبورگ
  • رحمان قربانی* صفحات 150-175
    در زبان فارسی اشعار زیادی وجود دارند که سراینده اصلی آنها هنوز مشخص نشده است. یکی از این موارد، قصیده مشهوری با مطلع «سلام علی دار ام الکواعب/ بتان سیه چشم عنبرذوایب» است. تاکنون چند تحقیق در این باره صورت گرفته و منوچهری دامغانی، امیر معزی، برهانی، حسن متکلم کاشی و ابوالمعالی نصرالله منشی به عنوان سرایندگان قصیده مذکور معرفی شده اند. پژوهش حاضر با بررسی استدلال های به کاررفته در مطالعات پیشین و با استناد به سندی جدید، شاعر این قصیده را معرفی می کند. استناد نویسنده به نسخه خطی مهم و ارزشمند «تذکره الشعرا»، مشهور به «جنگ 900 مجلس» است. گردآورنده این نسخه، سیم کش سمرقندی را شاعر این قصیده می داند. برخلاف شعرای قبلی، شواهد امر صحت این ادعا و انتساب را تایید می کند. در این مقاله، نخست صحت انتساب قصیده به منوچهری، امیر معزی، برهانی و حسن متکلم بررسی و رد می شود. سپس با تمرکز بر پژوهش سروری که از اعتبار و سندیت بیشتری برخوردار است، دلایل چهارگانه او در انتساب چکامه به نصرالله منشی به چالش کشیده می شود. در پایان، سه دلیل دیگر برای ترجیح تعلق شعر به سیم کش سمرقندی مطرح می شود.
    کلیدواژگان: قصیده ام الکواعب، جنگ 900 مجلس، سیم کش سمرقندی، نصرالله منشی
  • فرهاد کرمی*، حسن حیدری، علی صباغی، محسن ذوالفقاری صفحات 176-204
    شعر انقلاب محصول کشمکش گفتمان های مختلفی است که از اواخر دهه چهل تا اواخر دهه پنجاه فضای ادبی جامعه را با مفاهیم و مضامین انقلابی و اعتراضی خود انباشته بودند. در این پژوهش موضوع کشمکش گفتمان ادبی سکولار دربرابر گفتمان ادبی اسلام گرا بررسی شده است.در این بررسی از نظریه تحلیل گفتمان (از منظر ارنستو لاکلو و شانتال موف) و همچنین آراء گفتمان شناسانه میشل فوکو استفاده شده است.کشمکش دو گفتمان یادشده عمدتا بر سر معنا و تلاش آنها برای صورت بندی مفاهیم در شعر انقلاب بوده است. در این بررسی از نکاه تاریخی و جریان شناسانه نیز غفلت نشده است. روند شکل گیری مفهومی به نام شعر انقلاب از رهگذر همین کشمکش ها واکاوی شده است. بر اساس این پژوهش شعر انقلاب اسلامی حاصل گسست معرفت شناختی (به تعبیر فوکو) از جریان تثبیت شده سکولار و طرد آن بود. در نتیجه این کشمکش، شعر انقلاب با مداخله هژمونیک نهاد سیاسی برآمده از انقلاب، صورت بندی تازه ای به خود پذیرفت. این جریان متفاوت نوعی از شعر سیاسی را به وجود اورد، که شعر انقلاب اسلامی خوانده می شود.
    کلیدواژگان: شعر انقلاب اسلامی، تحلیل گفتمان، گفتمان ادبی سکولار، گفتمان ادبی اسلام گرا، نزاع گفتمانی
  • علی محمد محمودی*، اسحاق طغیانی صفحات 205-233
    ادبیات یکی از تجلی گاه های مهم و اصیل تفکر و احساس انسان درباره مرگ است. قدیمی ترین حماسه جهان، «گیل گمش» و آثار ادبی و فلسفی دوران جدید، این نگرش را همواره متجلی ساخته اند. شعر فارسی نیز از این اندیشه ها و عواطف جدا نیست. رویکرد شاعران قدیم و معاصر به مقوله مرگ متفاوت است. شاعران قدیم، مرگ را بیشتر با نگاهی مذهبی، تعلیمی و عرفانی در می آمیختند؛ حال اینکه شعر «مرگ اندیش» و «مرگ نگر» یا «مرگ زده» معاصر نگاهی عاطفی و احساسی از خود نشان می دهد. بیشترین رویکرد به مرگ در شعر معاصر و به تبع آن غزل، «مرگ-هراسی»، «مرگ خواهی» و اندکی «مرگ اندوهی» است. در شعر معاصر، تابع مضمون های برخاسته از شعر غنایی و گاه متاثر از مکتب ادبی رمانتیسم، مسایلی چون «پوچی»، «غم و اندوه» و اندکی «مرگ آگاهی» بیشتر به چشم می-خورد. غزل های نو و سنتی معاصر نیز از مقوله مرگ و مرگ انتظاری نومیدانه سرشار است؛ در این مقاله گونه های مرگ نگری غزل سرایان معاصر استخراج و بررسی شده است. در مجموع غزل معاصر نگرش های متنوعی را در زمینه مرگ دارد که بیشترین صبغه آن مرگ هراسی و مرگ اندوهی در دوره اوج شعر نیمایی و سپس به تدریج مرگ اشتیاقی و مرگ آگاهی در دوره غزل دفاع مقدس و پس از آن نمایان شده است.
    کلیدواژگان: غزل معاصر، مرگ اندیشی، نهضت رمانتیسم، مرگ مشتاقی
  • مهدی نجفی، اسحاق طغیانی*، محبوبه خراسانی صفحات 234-261
    یکی از موفقیت های هر شاعری در سرودن، توجه وی به شبکه ارتباطی عناصر مادی و معنوی موجود در شعرش است که ساختار و نظام یک قالب شعری را تشکیل می دهد. ارتباط واژگانی و شیوه چینش آنها، انتخاب وزن مناسب با عنایت به درونمایه حاکم بر آن، انواع موسیقی در شعر و نظایر آن این شبکه را می سازد. این مقاله به میزان هماهنگی درونمایه و بحور به کار رفته در نوحه ها و مرثیه های یغمای جندقی -شاعر قرن سیزدهم هجری- پرداخته است. وی نخستین شاعری است که بخشی از دیوانش به نوحه اختصاص یافته است. می توان گفت که وی توانسته است خرده ژانری را با عنوان نوحه سرایی در شعر فارسی ابداع کند. یغما در این نوع شعری، بین وزن و محتوا ارتباطی تنگاتنگ و ناگسستنی برقرار کرده است. این تحقیق با روش تحلیل محتوای کیفی از نوع مضمونی بر روی هفتاد و شش مرثیه و نوحه شاعر انجام شده است، انواع اوزان از جمله وزن خیزابی و جویباری که شاعر به کار گرفته، با مضمون ارایه شده همخوانی دارد و نیز رزانت، سبکی، نظم هجاها و طول مصرع ها، ارکان عروضی از حیث رکن بندی هجاها، وجود تکرار و تنوع ارکان بحرهای عروضی در مراثی و نوحه ها در نظر گرفته شده است. همچنین اشعار به ترتیب بسامد در بحرهای رمل، هزج ، رجز، مضارع، متقارب و سریع سروده شده اند؛ از این میان بحرهای هزج و رمل که سنگین ترین اوزان محسوب می شوند و برای بیان اندوه و متاثرکردن مخاطب مناسب هستند، بالاترین بسامد را دارند.
    کلیدواژگان: یغمای جندقی، مرثیه سرایی، نوحه سرایی، وزن، مضمون
  • مهرداد نصرتی* صفحات 262-290
    در تاریخ ادبیات ملل جهان شواهد متعددی را می توان یافت که نشان می دهد گاهی پدیدآوران، به ناچار، از بیان مطلب و یا تصریح بر آن، پرهیز کرده اند و حتی اصول زیباشناختی را برای رعایت احتیاط و پوشیده گویی به کار گرفته اند. بر خلاف سانسور که معمولا به دلایل مختلف مستقیما توسط عوامل قدرت بر ادیب و آثار او تحمیل می شود، خودسانسوری به علت ملاحظات فردی، اجتماعی، اعتقادی و سیاسی، از جمله تاثیرات سراسربینی، توسط خود ادیب صورت می پذیرد. گاهی شاعران و نویسندگان، به صورتهای درون متنی و برون متنی، خود به اصل وقوع و نیز چگونگی رخداد خودسانسوری بر آثار و یا شخصیت ادبی خویش پرداخته اند. در این تحقیق پس از اشارتی به مفهوم دقیق خودسانسوری ادبی؛ زمینه ها و علل وقوع آن؛ مخالفت و موافقتها و خودانگیختگی یا دگرانگیختگی خودسانسوری؛ چگونگی تاثیر سرابینی بر متن ادبی و روش انتقادی پان اپتیکونیسم؛ تلاش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که نظریات و شیوه های خودانتقادی ادبی به بررسی خودسانسوری در ادبیات چه کمکهایی می کند. تشخیص رابطه خودسانسوری با نام مستعار؛ عنوان اثر؛ تاریخ اثر؛ گزینش اشعار؛ ساختار اثر؛ زبان شعر و داستان؛ سامیزدات یا انتشار زیرزمینی؛ مساله امید؛ و نهایتا؛ رابطه خودسانسوری با سرنوشت اثر از جمله یافته هاست.
    کلیدواژگان: خودسانسوری ادبی، نقد سراسربینی، خودانتقادی، ادبیات
  • امیر سلطان محمدی* صفحات 291-301

    شاهنامه متنی منحصر به فرد است که به خاطر کهنگی زبان و فضای سرایش و دایره وسیع واژگانی به خصوص واژگان نادر و خاص گاه کاتبان و مصححان را به چالش کشیده و لغزشگاه آنان گردیده است. در یکی از ابیات شاهنامه در داستان هنرنمایی زال نزد منوچهر بیت زیر آمده است: بینداخت و بگذاشت بر نرد شیر هم اندر تگ اسپ یک چوبه تیر البته این بیت در طبع های دیگر عموما به جای وجه نردشیر یا نرد شیر، وجه مانوس«نره شیر» را مضبوط داشته اند. سوای این بحث که وجه اصح کدام یک از وجوه مسطور در نسخه هاست، گزارش و شرح شاهنامه پژوهان از این وجوه و به تبع آن از این بیت نیز ناصواب نمودار گردیده است. تمام ناسخان و مصححانی که وجه نره شیر را برای متن و شرح خود اختیار کرده اند، از یک نکته زبانی مهم مغفول مانده اند و آن اینکه «شیر» در معنای حیوان درنده با یاء مجهول قرایت می شده و شعرای متقدم آن را با «تیر» که با یاء معلوم بوده است، قافیه نمی کردند. حتی کسانی که نرد شیر را اختیار کرده و شیر را در معنای بزرگ یا نشانه ای از شمایل شیر در میدان سوار پنداشته اند، نیز همین خطا را کرده اند، زیرا به هر روی واژه قافیه را شیر مفروض داشته اند. نردشیر همان شیردار یعنی درختی (دار) که شیر (صمغ و شیره) دارد که نمونه هایی چون شجر الملحب، لبنی و حلیب در ذیل آن می گنجد. این درخت در داستان سیاوش نیز آمده و به غلط به سبزنرد گشتگی یافته-است.

    کلیدواژگان: شاهنامه، وجه اصح، نره شیر، نردشیر، نردسبز
|
  • Mehrdad Akbary Gandomani *, Mehdi Reza Kamali Baniani Pages 1-28

    One of the most prominent and most influential features of poets when composing poetry is the issue of association. therefore, the element of association in the construction or restoration of literary works, especially in order to get rid of the anxiety of the effects of the works of the predecessors, plays a very significant role, It provides the grounds for creative malnutrition. Considering that the flow of the fluid of mind and the element of association was one of the factors influencing Mowlana's mind, it was time to order the anecdotes; hence, in the forthcoming research, an anecdote about spiritual mathnavi has been studied. According to a research that was carried out, it was observed that the element of association in changing the essence of the subject of the story, the creation of sub-themes, the drawing of space without time and space, the lack of mention of the main character, the proximity of the poet from the angle of inner vision to the wise The whole, multi-dimensional character of the narrative, and ... have had a major impact, and by changing the new level, it has caused major changes in Rumi's stances relative to the precepts.in this research, after familiarizing with the element of association, its characteristics, the recognition of the theory of creative mischief and the effect of anxiety, the effect of association on the creative process of Mowlana's insanity in the story of Sheikh Ahmad Khidravieh and the child Halva Sale.

    Keywords: Creative illusion, Association, fictional elements, spiritual Mathnavi
  • Mohammad Reza Pashaei *, Mehdi Hamzepour Pages 29-61

    Nizam al-Din Astarabadi is a poet of the nineteenth and tenth centuries AH that his poetry has several dimensions. The prologue in changing the style of Iraqi to Hindi and the specificity of the Shiites literature has diminished his poetry in his covenant. . The court of justice was first published in 1391 by the library and documentation center of the Islamic council. The authors of the article, with a comparison of the text published by the documentation center of the Islamic council with the versions used, check the defects and errors of the sculptor in the correction process On a general look, the defects found can be expressed as follows: Including Incorrect readings, Incorrect selection of copies, Disregard for the rules of prosody, To understand the literary traditions of manuscript scribes, And not considering the meaning of poetry, Disregard the vertical axis of the text And the relationship between the previous and the next poems. In this way, we conclude that due to the abundance of these errors, There has been a lot of turmoil in the printed version of the House And is in no way a reliable version. It cannot be accepted as a scientific justification, therefore the reinstatement of this court is indisputable

    Keywords: Criticism, Divan of Poems, Correction of Texts, Printing of Parliament, Nizamdin Estrabadi
  • Gholamreza Heidary * Pages 62-86

    'A' or 'Alif' the first letter of Persian alphabet, is a prominent vowel in Farsi language. It is the first letter of Abjad numeral system which represents number one in this system. Alif signifies the Taurus astrological sign. In mystical, philosophical, and rhetorical literature, Alif represents unique God, Holy Spirit, God's mercy; Adam's the father, abstract sphere, solitude, and the single mystery and etc. Alif has fallen in love with its stature. Since Alif has accent-like sign overhead, it is rebellious. Despite having tongue, it is dumb and silent. It is regarded as one of the poorest in terms of wealth among letters. It symbolizes poverty, abjection, destitution, vacancy, pauperism, beggary, inexistence, absence, loss, and self-denial. It also suggests nakedness, nudity, embarrassment, self-evidence, preparedness, distress and confusion and adornment.. Alif is motionless and stagnant. Its creation begins with points and dots. All letters and numbers then are founded upon this letter. Alif is the first letter of creation. It also indicates minuteness, brevity and tininess. Alif is the most common simile in Persian literature and the poetry's and prose's images or contents used in Persian literature are described. It was compared to needles, thorn, moon crescent, sticks, pens and plumes, fingers, arrows, bolts, cedars, gallows and scaffolds, newly grown whiskers or beard, half or full moon, and etc. In this article, we try to study the literary, artistic, and video applications of letter Alif in top mystic poets' poetry like Sanaie, Attar, Molavi, Shah Nematollah Vali

    Keywords: Letter A, Application of letter A, SAnaie, Attar, Molavi
  • Roghayeh Shabani *, Hossayn Faqihi Pages 87-111

    Reasoning is a valuable science that is used in field of human knowledge such as philosophy, theology, ethics, religion, education, etc. Reasoning originates from Plato’s and Aristotle’s discussions upon application of arts and poetry. Persian poets’ conception of reasoning, specifically Nizami’s, who believed in semantic overlap between poetry, knowledge and wisdom, is closer to Aristotle’s views. Unlike Plato who deemed poetry as an outgrowth of fascination and incognizance in poets and somehow linked poetic inspiration to insanity, Aristotle’s maintained that poets enjoyed sparkling wit and could aid in purification of human soul by pursuing ideal reality. Therefore, the work of the poet is rooted in a kind of logic and wisdom that covers every kind of reasoning. Nizami who was cognizant of the sciences of his time such as logic, philosophy, theology, medicine and astronomy, always appreciated the fruits of wisdom and reason. Nizami’s logical insights have led him towards some forms of reasoning such as analogy, induction, and allegory. He has benefitted from these forms of reasoning on literary, intellectual, social, educational, allegorical, theological, paraphrastic, narrative, religious, geographic and historical grounds to substantiate and clarify his poems. In-depth study of the lyric work “Khosrow Shirin” and the didactic work “The Treasury of Mysteries” indicates that the oft-used form of reasoning is analogy on mystical, educational, medical, mythical, and hermeneutic grounds in the first form. Next comes allegory and finally induction which is seldom seen.

    Keywords: Nizami, reasoning, Khosrow Shirin, The Treasury of Mysteries, way of expression
  • Manijeh Abdolahi * Pages 112-121
    One of the oldest and most widespread motifs of the romantic stories of the world is the love of the stepmother to her husband's son. In Persian literature, besides the most well-known Iranian story, Siavash and Soudabeh in Shahnama (Book of the Kings), the story of Joseph and Zoleikha, rooted in Quran, gave rise to stories and poems, the most artistic one being Mohabatnameh, in the Fifth Awrang of Haft Awrang ( Seven Thrones) , composed by Abdurrahman Jami. There are similar motifs in the narrative works of other nations, namely that found in the Far East, in the Tibetan literature, i.e. the story of Monk Virukana and Queen Shepungza. Generally speaking, the study shows that these stories mainly focus on the principle of sin-salvation clash, and that both main characters (the unfaithful woman and the pious man), have to go through four stages: sin, Punishment, free from sin, and salvation, in order to dispose of sin and attain salvation. Drawing on the mythical analysis, the study has also shown that the sinful woman in these narratives represents ancient and obsolete beliefs whereas the pious man is the manifestation of the new order in societies, launching a new discipline. This old- new confrontation is manifested in the guise of sin-salvation clash in these stories.
    Keywords: stepmother, Josef, zoleikha, Virukana, Shepungza, Siavash, Soudabeh
  • Farzad Ghaemi * Pages 122-150
    In the research of Iranian and Western scholars to this day, the old part of Burzō-nāma is initially attributed to Atāii-e Rāzi, and then to a poet named Shams-oddin Mohammad-e Kōsaj, whose name remains only in a manuscript that is the oldest manuscript. The lack of other documents about the recent name has led some researchers to assume the author of the work as anonymous. In this essay, by finding other evidence in the manuscripts of the text, it has first been proven that this work has been compiled by a poet named Kōseh or Kōsaj; Secondly, it is clear that, until the 12th century, some Shāh-nāma scribes were aware of the fact that The incorporative story of Burzō in the Shāh-nāma manuscripts has been compiled by him. Also introducing another manuscript of Burzō’s story, three years after the manuscript of Cambridge (manuscript of India) and comparing three older manuscripts of the Burzō-nāma, the probable time for the compilation of this poem is estimated at the seventh century. Meanwhile, it is clear that the Cambridge manuscript is not the best available manuscript of the Burzō-nāma and is far from the origin manuscript.
    Keywords: the old Burzō-nāma, Shāh-nāma , Kōsaj, the manuscript of Cambridge, the manuscript of India, the manuscript of St. Petersburg
  • Rahman Qorbani * Pages 150-175
    There are a lot of poems in Persian language Their poetry has not yet been determined. One of these cases is the famous ode "Om-al-Kavaeb". So far, several studies have been carried out on this topic, and Manouchehri Damghani, Amir Mo'azi, Borhani, Hasan Motekallam Kashi and Nasrollah Monshi have been introduced as poets of this ode. In this study, by studying the reasons used in previous studies and referring to a new document, introduced the true poet of this ode. The author's citation is an important and valuable manuscript, "Tazkarah al-Shoa'ra", known as "Ontology No. 900". The collector/ author of this Ontology, Introduces Simkesh –e- Samarqandi's as a poet of this poem. Contrary to previous poets, several reasons confirm this claim and assignment. In this paper, firstly, the authenticity of the assignment this ode to Manouchehri, Amir Mo'azi, Borhani and Hasan Motekallam is analyzed and rejected. Then, with a focusing on research of Sorori which has more authenticity, challenged her four In assigning a poem to Nasrallah Monshi. In the end, mention three other reasons for Confirm this claim.
    Keywords: Om-al-Kavaeb, Ontology No. 900, Simkesh –e- Samarqandi, Nasrollah Monshi
  • Farhad Karami *, Hasan Heydari, Ali Sabaghi, Mohsen Zolfaghary Pages 176-204
    The revolutionary poetry is a product of the strife amongst various discourses which had suffused the Iranian society’s literary arena from the late 40s till late 50s. In the present research, the topic of the struggle in between secular literary discourse and Islamic literary discourse, has been delved into. In order to conduct this study, discourse analysis Theory (from the standpoint of Ernesto Laclau and Chantal Mouffe) has been applied. While Foucault discourse opinions have also been used. The strife between the two mentioned discourses has mainly been over their meaning and their attempts to reform ate the concepts of revolutionary poetry. Historicity and phenomenology of literary have not been dropped out either. the process of conceptual formation named revolutionary poetry has been analyzed through there conflict. According to this study, the poetry of the Islamic Revolution resulted of some epistemological breakdown (in Foucault words) of the previously stabilized process with its find exclusion. As a result of this struggle, the revolutionary poetry adopted a new formulation with the hegemonic intervention of the new political institution, having emerged from the revolution. This different current brought about a type of political poetry, called the Islamic Revolution's poesy.
    Keywords: Islamic Revolution poetry, discourse analysis, secular literary discourse, Islamic literary discourse, Discourse strife
  • Eshagh Toghyani Pages 205-233
    It is not exorbitant that is one claims that as far as a mortal human being is present, death revisiting is with him. One of the important representations of thinking of death is in poetry and novels. From Epic of Gilgamesh to philosophical and literary works of the contemporary age, this attitude has been represented in one way or another. Persian poetry is also considered this approach. The type of the approach of ancient and contemporary poets to the concept of death is different. Ancient Persian poets combined death with a philosophical and mystical attitude, while the death revisiting contemporary poetry is a different issue. The most approaches to death in the contemporary poetry and consequently contemporary Ghazal are "fearing death", "demanding death", "praising death" and a bit, "revisiting death"; some of the poems are like slogans. Contemporary poetry depends the themes originating from lyrical poetry and Romanticism and sometimes are like the ideas of philosophers and considers issue such as nihilism and sadness and a little, "death awareness" is considered. While in the ancient poetry, the valuable issue of death depends a view originating from the sense of life. Ghazals of Freydoun Tavalloli, Hussein Monzavi, Manochehr Neistani, Fazel nazari and Mohammad Said Mirzaei are filled with the issue of death and death demanding
    Keywords: Contemporary Persian Poetry, Ghazals, death revisitin, Romantism, death sonneteers
  • Mahdi Najafi, Eshagh Toghiani *, Mahboubeh Khorasani Pages 234-261
  • Mehrdad Nosrati * Pages 262-290
    There are numerous examples in the world literature history in which the authors have compulsively kept away of direct expression or clarification of the subject and have even used the aesthetic devices for precaution and encryption. On the contrary to censorship which is usually because of political, cultural and ideological affairs directly obliged by the power to the authors and his writings, Self-censorship is due to personal, social, ideological and even political observations of the author himself. Writers and poets sometimes refer to the phenomenon of self-censorship textually or extra-textually and the process of the phenomenon. In this survey, after referring to the exact meaning of literary self-censorship, and its bases and causes, agreements or disagreements about it, self-motivation or non-self-motivation of it, the process of Panopton & Panopticism in literary criticism, we have tried to this question that how the literary auto-criticism method can help in studying self-censorship. Yet, the relationship among self-censorship and Alias, Topic, date, selection for printing, structure, language, Samizdat, hope and fate of the works of art are treated as well.
    Keywords: self-censorship, ponopticism, auto-criticism, literature
  • Amir Soltanmohamadi * Pages 291-301

    Shahnameh is a unique text that has been challenged by scholars in the field of Shahnameh due to the fact that the text and vocabulary of the text are old, as well as its rare words. In the part of Shahnameh, which is related to Zal's performance against Manuchehr, a bit has come in this sense. Zal threw a beam when the horse was running, and that shot struck the lion's tree and penetrated it. Of course, in some of Shahnameh's books, instead of the lactating tree, the lion's sword has come. Those who brought this term and the commentators of Ferdowsi's poetry who took milk in the sense of a wild animal have not been aware of one point. The point is that the ancient Persian poets of livestock did not rhymes in the meaning of the wildlife, because their pronunciation varies in the word "ya".Nardshir is here in the sense of lumbering trees that comes out of gum and sap. The similarity of the milk in the meaning of the jungle animal and drinking liquid milk caused this mistake in the versions. In the story of Siavash, the word Nordshir is distorted to the green tree.

    Keywords: Shahnameh, the correct form, Stuffed Tree, the wildlife, the green tree