فهرست مطالب

مطالعات روانشناختی - سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 60، زمستان 1398)
  • سال پانزدهم شماره 4 (پیاپی 60، زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/11/22
  • تعداد عناوین: 8
|
  • روشنک خدابخش پیرکلانی، الهه صفائیان* صفحات 7-24
    شواهد موجود حاکی از این است که خودشیفتگی آسیب شناختی شامل دو فنوتیپ خودبزرگ بین و آسیب پذیر می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه سبک های دفاعی و عاطفه خودآگاه شرم و گناه در این دو نوع خودشیفتگی و مقایسه آن با افراد عادی است. تعداد 350 دانشجو (230 دختر و 120 پسر) به صورت نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان دانشگاه های تهران انتخاب شدند،و بر اساس غربالگری به وسیله پرسشنامه خودشیفتگی آسیب شناختی، تعداد 90 آزمودنی انتخاب شده و در سه گروه 30 نفره دارای رگه های خودشیفتگی خودبزرگ بین، خودشیفتگی آسیب پذیر و فاقد رگه های خودشیفتگی قرار گرفتند،و پرسشنامه سبک های دفاعی و مقیاس عاطفه خودآگاه را تکمیل کردند. داده ها به وسیله روش آماری تحلیل واریانس چندراهه مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج نشان داد در خرده مقیاس شرم بین هر 3 گروه تفاوت معناداری وجود دارد، و نتایج میانگین گروه خودشیفته آسیب پذیر در خرده مقیاس شرم از میانگین دو گروه دیگر بیشتر، و این تفاوت معنادار است. در خرده مقیاس گناه بین فنوتیپ های خودشیفتگی با گروه نرمال تفاوت معناداری وجود دارد. در خرده مقیاس های سبک دفاعی رشدنایافته و سبک دفاعی روان آزرده بین فنوتیپ های خودشیفتگی با گروه نرمال تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج در حمایت از این نظریه است که احساس شرم را به عنوان هسته اصلی احساسات در آسیب شناسی روانی خودشیفتگی توصیف می کند،و همچنین نتایج حاکی از این است که دو فنوتیپ خودشیفتگی دو ابراز متفاوت از یک آسیب شناسی واحد هستند.
    کلیدواژگان: خودشیفتگی آسیب پذیر، خودشیفتگی خودبزرگ بین، شرم، گناه، مکانیزم های دفاعی
  • قاسم آهی*، احمد منصوری، علی خسروی صفحات 25-40
    پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی 96-1395 بود. نمونه پژوهش شامل 300 دانشجوی دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آن ها به مقیاس اعتیاد به خرید برگن، پرسشنامه ارزش های مادی گرایانه، پرسشنامه رفتار احتکاری و مقیاس شخصیت تاریک پاسخ دادند. داده های پژوهش با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مادی گرایی، رفتارهای احتکاری و نارسیسم با اعتیاد به خرید رابطه دارند. رفتارهای احتکاری و مادی گرایی پیش بینی کننده اعتیاد به خرید در دانشجویان دختر بودند، اما نارسیسیم پیش بینی کننده اعتیاد به خرید نبود. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت که رفتارهای احتکاری و مادی گرایی نقش مهمی در اعتیاد به خرید دانشجویان دختر دارند؛ بنابراین توجه به نقش این متغیرها در پیش بینی اعتیاد به خرید توسط پژوهشگران، متخصصان علوم رفتاری و درمانگران ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اعتیاد به خرید، رفتارهای احتکاری، مادی گرایی، نارسیسم
  • سودابه بساک نژاد*، عیدان یونسی، خالد جنادله صفحات 41-56
    پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبک های فرزندپروری مادران و راهبردهای مقابله با استرس به واسطه گری سبک های هیجانی مادران انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان پسر نواحی مختلف شهر اهواز بودند که به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای 160 مادر انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های هیجانی مادرانه سگوین و کاپلان، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسشنامه راهبردهای مقابله اندلر و پارکر بودند. از آزمون تحلیل مسیر به منظور تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین سبک هیجانی مادرانه آماده ساز، سبک فرزند پروری مقتدرانه و راهبرد مقابله حل مساله رابطه مثبت معنا دار و با سبک فرزند پروری مستبدانه رابطه منفی و با راهبرد مقابله حل مساله رابطه مثبت داشت. سبک هیجانی مادرانه آماده ساز با سبک فرزند پروری سهل گیر و راهبرد مقابله هیجانی رابطه معنا داری نداشت. همچنین سبک هیجانی مادرانه طرد گرا با سبک فرزند پروری مقتدرانه و راهبرد مقابله حل مساله رابطه منفی معنا دار و با سبک فرزند پروری مستبدانه و راهبرد مقابله اجتنابی رابطه مثبت داشت. بنابر این آموزش سبک های هیجانی آماده ساز به مادران می تواند در ارتباط موثر والد -نوجوان مفید باشد.
    کلیدواژگان: پسران نوجوان، راهبردهای مقابله با استرس، سبک های فرزندپروری، سبک های هیجانی مادرانه
  • طیبه موسی بیگی، حسین زارع*، علی اکبر شریفی صفحات 57-72

    شیمی درمانی از اساسی ترین درمان های بیماران مبتلا به سرطان می باشد که در کنار درمان بیماری، مشکلات متعددی را برای افراد مبتلا به وجود می آورد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی توان بخشی شناختی بر حافظه گذشته نگر و آینده نگر زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی بود که به مراکز درمانی شهر تهران مراجعه نمودند. طرح پژوهش نیمه آزمایشی، پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از این جامعه 30 نفر پس از احراز ملاک های ورود به پژوهش، به صورت در دسترس انتخاب شدند وبصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. توان بخشی شناختی با استفاده از برنامه توان بخشی شناختی حافظه و توجه (آرام) صورت گرفت. داده ها با استفاده از مقیاس حافظه آینده نگر و گذشته نگر کرافورد و همکاران گردآوری شد و با به کارگیری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری تحلیل گردید. نتایج نشان دهنده کاهش معنا دار مشکلات حافظه گذشته نگر و آینده نگر زنان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود. نتیجه آن که ارایه خدمات کم هزینه و سودمندی همچون توان بخشی شناختی جهت کاستن عوارض ناشی از شیمی درمانی مفید واقع می شود.

    کلیدواژگان: توان بخشی شناختی، حافظه آینده نگر، حافظه گذشته نگر، سرطان پستان
  • فاطمه رهبر کرباسدهی*، عباس ابوالقاسمی، ابراهیم رهبر کرباسدهی صفحات 73-90
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر تاب آوری روان شناختی و توانمندی اجتماعی دانش آموزان با نشانه های افسردگی بود. طرح تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش 28 دانش آموز مبتلا به نشانه های افسردگی پایه ده تا دوازده دوره متوسطه شهرستان رشت در سال تحصیلی 98- 1397 بودند که به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری روان شناختی کانر و دیویدسون و پرسشنامه توانمندی اجتماعی گرشام و الیوت در مراحل قبل و بعد از درمان استفاده شد. طرحواره درمانی به صورت گروهی در 10 جلسه برای گروه آزمایش ارایه شد ولی گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که اثربخشی طرحواره درمانی بر بهبود تاب آوری روان شناختی و توانمندی اجتماعی دانش آموزان با نشانه های افسردگی تاثیر دارد. لذا، طرحواره درمانی به عنوان یک تکنیک می تواند در بهبود تاب آوری و تعاملات اجتماعی این دانش آموزان موثر باشد.
    کلیدواژگان: افسردگی، تاب آوری روان شناختی، توانمندی اجتماعی، طرحواره درمانی
  • زهرا صادقی بابوکانی، احمد غضنفری*، رضا احمدی، مریم چرامی صفحات 91-108
    پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی فعال سازی رفتاری و توان بخشی روانی- اجتماعی بر کارکردهای شناختی روانی کلام، انتزاع و توجه زنان مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن انجام گرفت. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله ی پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن مرکز جامع توان بخشی بیماران روانی پراور شهرستان شهرضا بودند که 45 نفر براساس ملاک های ورود به مطالعه، به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری فعال سازی رفتاری، توان بخشی روانی اجتماعی و کنترل جایگزین شدند. افراد دو گروه آزمایش در دوره های فعال سازی رفتاری و توان بخشی روانی-اجتماعی در 12 جلسه 90 دقیقه ای شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخله ای صورت نگرفت. شرکت کنندگان در سه مرحله به آزمون ارزیابی شناختی مونترال پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر چند متغیری تحلیل شد. نتایج حاکی از تاثیر درمان فعال سازی رفتاری در افزایش روانی کلامی و بهبود توجه زنان مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن در مرحله پس آزمون بود. همچنین نتایج نشان داد که مداخله توان بخشی روانی اجتماعی سبب افزایش انتزاع کلامی زنان مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون گشته و اثر آن در طول زمان نیز ثابت باقی مانده بود. بنابراین می توان از مداخله فعال سازی رفتاری بر بهبود کارکردهای شناختی روانی کلامی و توجه و از توان بخشی روانی اجتماعی در بهبود انتزاع کلامی بیماران مبتلابه اسکیزوفرنی مزمن استفاده نمود.
    کلیدواژگان: اسکیزوفرنی مزمن، توان بخشی روانی اجتماعی، فعال سازی رفتاری، کارکردهای شناختی
  • وحید الهیاری، شهناز خالقی پور* صفحات 109-124
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آرام سازی روانی - حرکتی به شیوه ی سیلوا بر فعال سازی/ بازداری رفتاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش پژوش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در شش ماهه اول سال 1397 تشکیل دادند. پس از ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر، 30 نفر از آن ها به روش دردسترس با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) گمارده شدند. آرام سازی روانی- حرکتی به شیوه ی سیلوا در 8 جلسه 90 دقیقه ای (در هر هفته دو جلسه) بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از مقیاس سیستم های فعال سازی/بازداری رفتاری در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، در مرحله پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل، در میانگین نمرات سیستم های فعال سازی/ بازداری رفتاری تفاوت معناداری وجود دارد. در مجموع با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که آرام سازی روانی - حرکتی به شیوه ی سیلوا بر فعال سازی رفتاری وکاهش بازداری رفتاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: آرام سازی روانی حرکتی، اضطراب فراگیر، بازداری رفتاری، فعال سازی رفتاری
  • زهرا کرمانی مامازندی*، محمدعلی محمدی فر، سیاوش طالع پسند، محمود نجفی صفحات 125-140

    هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی در بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی دانشجویان ورزشکار بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر 150 نفر از دانشجویان پسر ورزشکار مقطع کارشناسی رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی که در سال 97-96 مشغول تحصیل بودند، بدین منظور 60 دانشجوی پسر رشته تربیت بدنی دانشگاه خوارزمی به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفری جایگزین شدند. گروه اول (نوروفیدبک) 16 جلسه، هفته ای دو جلسه آموزش فردی و گروه دوم (ذهن آگاهی)، 8 جلسه آموزش گروهی (1 جلسه در هفته) دریافت کردند و گروه سوم (کنترل) هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل آزمون رایانه ای برنامه ریزی برج لندن بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه-گیری مکرر تحلیل شدند. میانگین دو گروه آزمایش به طور معناداری با گروه کنترل در مولفه های زمان آزمون، زمان تاخیر برای برنامه ریزی، خطاها و امتیاز در مراحل پس آزمون، و پیگیری متفاوت بود، در حالیکه میانگین گروه های آزمایش تفاوت معناداری با هم نداشتند. می توان نتیجه گرفت که آموزش نوروفیدبک و ذهن آگاهی هر دو به یک اندازه باعث بهبود کارکرد اجرایی برنامه ریزی در دانشجویان ورزشکار می-شوند، هر کدام در جایگاه خودشان می توانند کارکرد اجرایی برنامه ریزی را بهبود بخشند.

    کلیدواژگان: برنامه ریزی، ذهن آگاهی، کارکرد اجرایی، نوروفیدبک
|
  • Roshanak Khodabakhsh Pirklany, Elahe Safaeian * Pages 7-24
    Evidence suggests that pathological narcissism involves grandiose and vulnerable phenotypes. The purpose of this study was to compare the defensive styles and the self-conscious affects of shame and guilt in these two types of narcissism and compare it with ordinary people. A sample of 350 students (230 females and 120 males) were selected through a sampling from Tehran University students. According to the Pathological Narcissism Inventory screening, 90 students were selected and divided into three groups of grandiose narcissism, vulnerable narcissism and normal. Then they completed the Defense Styles Questionnaire and the Test of Self-conscious Affects. Data were analyzed using MANOVA. The results showed that there was a significant difference between the three groups in the shame subscale, and the mean score of the vulnerable group in the shame subscale is greater than the mean of the other two groups, and this difference is significant. Also There was a significant difference in the subscale of guilt between narcissistic phenotypes and the normal group. There is a significant difference in subscales of neurotic defense style and immature defense style between narcissistic phenotypes and the normal group. The results are in support of this theory, which describes the feeling of shame as the core of emotions in narcissistic psychopathology, and the results also suggest that the two phenotypes of narcissism are two different expressions of a single pathology.
    Keywords: defense mechanisms, Grandiose Narcissism, Guilt, Shame, Vulnerable Narcissism
  • Ghasem Ahi *, Ahmad Mansouri, Ali Khosravi Pages 25-40
    The aim of present study was to investigate the role of materialism, hoarding behaviors and narcissism in shopping addiction among female students. This research was a descriptive-correlational study. The statistical population consisted of all female students of Islamic Azad University of Birjand, in the academic year 2017-2018. The sample consisted of 250 students were selected by multi-stage cluster random sampling. They completed the Bergen Shopping Addiction Scale, Materialistic Values Questionnaire, Hoarding Behaviors Questionnaire and narcissism subscale of measure of the Dark Triad. The data were analyzed using Pearson correlation and multiple regression analysis. The results showed that materialism, hoarding behaviors, and narcissism have significant relationship with shopping addiction in female students. Hoarding behaviors and materialism were able to predict the shopping addiction in female students, but narcissism were unable to predict the shopping addiction. According to the results of this study, hoarding behaviors and materialism play an important role in shopping addiction in female students. Thus, attention to these variables in prediction of shopping addiction by researchers, behavioral sciences specialists and therapists is necessary.
    Keywords: Hoarding behaviours, materialism, narcissism, shopping addiction
  • Soodabeh Bassak Nejad *, Eydan Younesy, Khaled Jenadeleh Pages 41-56
    The study was conducted to determine the relationship between parenting styles and stress coping strategies with intermediating role of mothers' emotional styles. The research method was descriptive-correlational with path analysis. The population included all 160 mothers of male students in various districts of Ahvaz, who were selected using multistage random sampling. Data collection tools were Séguin and Coplan' Maternal Emotional Styles Questionnaire (MESQ), Baumrind Parenting Style Inventory (BPSI) and Endler and Parker's Coping Inventory for Stressful Situation (CISS). The results were indicative of a significant positive relationship between maternal emotion coaching style, authoritative parenting style and problem solving coping strategy, and there was a negative relationship with authoritarian parenting style and there was a positive relationship with problem solving coping strategy. There was also a significant negative relationship between dismissing maternal emotional style with authoritative parenting style and problem-solving coping strategy and a positive relationship with authoritarian parenting style and avoidant coping strategy Thus, training mothers with emotion coaching style could be useful in effective parent-adolescent communication.
    Keywords: Male adolescents, Maternal emotional styles, Parenting Styles, Stress Coping
  • Tayebeh Mousabeygi, Hossein Zare *, AliAkbar Sharifi Pages 57-72

    Chemotherapy is one of the most basic treatments for cancer patients, which, along with the treatment of the disease, causes many problems for people with the disease. The purpose of the present study was to evaluate the effectiveness of cognitive rehabilitation on retrospective and prospective memory of women with breast cancer undergoing chemotherapy. The study population consisted of all women with breast cancer undergoing chemotherapy who referred to health centers in Tehran. The semi-experimental research design was pretest-posttest with control group. From this population, 30 participants were selected by convenience sampling and were randomly divided into experimental and control groups (15 in each group). Cognitive rehabilitation was performed using the Cognitive Memory and Attention Rehabilitation Program.. Data were collected using a retrospective and prospective memory scale of Crawford et al. Data were analyzed using univariate and multivariate analysis of covariance. The results showed a significant decrease in the retrospective and prospective memory problems in the experimental group compared to the control group. As a result, providing low-cost and useful services such as cognitive rehabilitation can be helpful to reduce the side effects of chemotherapy.

    Keywords: Breast Cancer, cognitive rehabilitation, prospective memory, retrospective memory
  • Fatemeh Rahbar Karbasdehi *, Abbas Abolghasemi, Ebrahim Rahbar Karbasdehi Pages 73-90
    The purpose of the present research was to determine the effectiveness of schema therapy on psychological resilience and social empowerment in students with depression symptoms. This study was semi-experimental with pre-test/post-test and a control group. The sample consisted of 28 students with depression symptoms from grades ten to twelve high school in Rasht city in the school year 2018-2019 that were selected by the convenience sampling method and randomly assigned to experimental and control groups (each group 14 individuals). To collect the data, Connor-Davidson Psychological Resilience Scale and Gresham and Elliott Social Empowerment Rating System were used before and after treatment. The 10 sessions of schema therapy were implemented for experimental group and no intervention was used for the control group. The results of multivariate analysis of covariance showed that schema therapy were improve psychological resilience and social empowerment in students with depression symptoms. Therefore, schema therapy as a technique can be effective in improving the resilience and social interactions of these students.
    Keywords: Depression, psychological resilience, social empowerment, schema therapy
  • Zahra Sadeghi Babokani, Ahmad Ghazanfari *, Reza Ahmadhi, Maryam Chorami Pages 91-108
    The purpose of this study was to compare the effectiveness of behavioral activation and psychosocial rehabilitation on verbal mental cognitive functions, abstraction and attention of women with chronic Schizophrenia. The research design was quasi-experimental with pretest-posttest with control group and follow-up. The statistical population of the study consisted of all women with chronic schizophrenia of Paravar Comprehensive Rehabilitation Center for Chronic Psychiatric Patients in Shahreza that 45 individuals were selected through purposive sampling and randomly divided into three groups of 15 each with behavioral activation, psychosocial rehabilitation and control. Participants in the two experimental groups completed in 12 sessions of 90-minute psychosocial activation and psychosocial rehabilitation, but the control group received no intervention. Subjects responded to the Montreal Cognitive Assessment Test in two stages. Research data were analyzed by variance analytical method with repetitive measurement. The result showed that behavioral activation intervention increased verbal mental cognitive effectively and improved attention of women with chronic schizophrenia in the post-test phase. The results also showed that psychosocial rehabilitation could improve the verbal abstraction of women with chronic schizophrenia effectively in two stages, pre-test and post-test, and its effect remained constant over time. Therefore, behavioral activation intervention can be used to improve verbal mental cognitive functions, attention and psychosocial rehabilitation to improve the verbal abstraction of patients with chronic schizophrenia.
    Keywords: Behavioral activation, chronic schizophrenic, Cognitive Functions, psychosocial rehabilitation
  • Vahid Allahyari, Shahnaz Khaleghipour * Pages 109-124
    The present study aimed to investigate the effectiveness of psycho-motor relaxation in the Silva method on Behavioral Activation / Inhibition Systems in patients who sufferred from generalized anxiety disorder. This research is a pre-test and post-test type with control group. The statistical population of the study consisted of all patients who suffer from generalized anxiety disorder referred to counseling centers in Tehran during the first six months of 2018. Patients were assessed with a generalized anxiety disorder scale, then, thirty of them were selected by available sampling according to the inclusion and exclusion criteria. They were randomly assigned to two experimental (n = 15) and control (n = 15) groups. The experimental group received Silva-based psycho-motor relaxation therapy in 8 sessions of 90 minutes (two sessions per week); the control group was on the waiting list for two months. Behavioral activation / inhibition systems scale was used in two stages of pre-test and post-test. Data were analyzed using analysis of covariance. The results showed that there was a significant difference in mean scores of behavioral activation / inhibition systems after controlling for pre-test effect. Overall, according to the results of the study, it can be said that Silva-based psycho-motor relaxation has an effect on behavioral activation and reduction of behavioral inhibition in patients who sufferred from generalized anxiety disorder.
    Keywords: Psychosocial relaxation, Behavioral, Systems General
  • Zahra Kermani Mamazandi *, MohammadAli Mohammadyfar, Siavash Talepasand, Mahmoud Najafi Pages 125-140

    The purpose of the present study was to compare the effectiveness of neurofeedback training and mindfulness in improving the executive functions of athlete students' planning. The research method was semi-experimental with pre-test and post-test and follow up with control group. The statistical population of the present study was 150 male athlete students who studied physical education at Kharazmi University in 1396-1397. To this end, 60 male students of physical education at Kharazmi University were randomly assigned to three groups of 20. The first group (neurofeedback) received 16 training sessions individual, twice a week and the second group (mindfulness), received 8 training sessions in group, once a week and the third group (the witness) did not receive any interventions. The research tool was a Tower of London computer planning test. Data were analyzed using repeated measurement ANOVA. The mean of the two experimental groups was significantly different with the control group in the components of test time, delay time for programming, errors and points in the post-test and follow-up stages. However, the mean of experimental groups did not differ significantly. It can be concluded that both neurofeedback education and mindfulness training both improve the planning performance of athlete students, each in their own place can improve the planning functionality.

    Keywords: Planning, Mindfulness, Executive function, Neurofeedback