فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال بیستم شماره 1 (پیاپی 75، بهار 1399)
  • سال بیستم شماره 1 (پیاپی 75، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/16
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سیف الله آقاجانی، زهرا سپهری نسب*، وحید فلاحی، زهره آهنگر قربانی صفحات 5-16
    هدف

     هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط صفات سرشتی مادران و نشانه های اختلال بیش فعالی- نقص توجه فرزندان با نقش میانجی سبک های فرزندپروری بود. 

    روش

     این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97- 96 بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ایی از میان جامعه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرشت و منش کلونینجر، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسشنامه کانرز والدین استفاده شد. 

    یافته ها

     نتایج پژوهش نشان داد که سبک های فرزندپروری می تواند ارتباط میان صفات سرشتی مادران و نشانه های اختلال بیش فعالی- نقص توجه فرزندان را میانجی گری کند. نوجویی بر نشانگان ADHD اثر غیر مستقیم و سبک فرزندپروری مقتدرانه در این رابطه نقش میانجی داشت (32/0 =β، 01/0>P). آسیب پرهیزی بر نشانگان ADHD اثر غیر مستقیم و سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش میانجی داشت (34/0 =β، 01/0>P). پشتکار بر نشانگان ADHD اثر غیر مستقیم و سبک فرزندپروری مقتدرانه در این رابطه نقش میانجی داشت (37/0 =β، 01/0>P). 

    نتیجه گیری

     مادران با صفات سرشتی آسیب زا، در تعامل والد- کودک سبک فرزندپروری غیر مقتدرانه را از خود نشان می دهند که نشانگان ADHD در فرزندان را سبب می شود. 

    کلیدواژگان: اختلال بیش فعالی- نقص توجه، سبک های فرزندپروری، صفات سرشتی
  • مرصع صفرلو، حسین مرادی مخلص*، وحید صالحی، داود میرزایی صفحات 17-30
    هدف

    هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر یادگیری از طریق شبکه های اجتماعی مجازی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی مبتنی E5 بر خلاقیت و مشارکت اجتماعی کودکان کم توان ذهنی در درس علوم تجربی می باشد.

    روش

    روش پژوهش آزمایشی و طرح آزمایشی از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون -پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان کم توان ذهنی شهر کرج تشکیل می دادند که 225 نفر بودند و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 34 نفر (17 نفر گروه کنترل و 17 نفر گروه آزمایش) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه خلاقیت تورنس (1992) و پرسشنامه مشارکت اجتماعی یزدان پناه (1386) بود که پایایی آن ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب با (70/0) و (92/0) تایید شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل و تی وابسته صورت گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد، به کارگیری شبکه های اجتماعی مجازی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی E5 موجب افزایش خلاقیت و مشارکت اجتماعی کودکان کم توان ذهنی در درس علوم تجربی می شود (0/05<P).

    نتیجه گیری

    استفاده از الگوی طراحی آموزشی E5 که متناسب با نیاز افراد کم توان ذهنی است، می تواند بر میزان خلاقیت و مشارکت فعال آنان در شبکه های اجتماعی مجازی تاثیرگذار باشد.

    کلیدواژگان: کم توان ذهنی، الگوی طراحی آموزشی E5، خلاقیت، مشارکت اجتماعی، شبکه های اجتماعی مجازی
  • الناز محمدی*، زینب خانجانی، عباس بخشی پور، تورج هاشمی صفحات 31-44
  • سوگند قاسم زاده*، سحر امینی، راضیه نوروزی صفحات 45-56
    هدف

    رفتارهای پرخاشگرانه، مشکلی متداول در میان کودکان دارای کم توان ذهنی است. یکی از روش های پیشنهاد شده، جهت درمان آن، هنر درمانی است. هدف این پژوهش بررسی مداخلات نقاشی انگیزشی بر رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی در مقطع ابتدایی بود.  

    روش

    26 نفر از دانش آموزان پسر کم توان ذهنی در مقطع ابتدایی، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری کودکان کم توان ذهنی (B. D. GH) فرم معلم استفاده گردید. پرسشنامه پرخاشگری در توسط معلمان تکمیل گردید. دانش آموزان به تصادف به دو گروه آزمایش (13نفر) وکنترل (13نفر) تقسیم شدند. سپس گروه آزمایش در 12 جلسه متوالی، آموزش نقاشی انگیزشی را دریافت کردند. داده های حاصل از اجرای پیش آزمون و پس آزمون با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج تحلیل کواریانس  نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (0/05<p).

    نتیجه گیری

    نقاشی انگیزشی درکاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی موثر است. این گروه از دانش آموزان فرصت می یابند تا عواطف، احساسات و هیجانات متراکم شده و فشارهای روانی حاصل از این احساسات را از طریق نقاشی و به صورتی جامعه پسند نشان دهند، بنابراین کمتر پرخاشگری نشان می دهند. از این رو، نقاشی انگیزشی می تواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی موثر در کاهش مشکلات رفتاری کودکان کم توان ذهنی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: نقاشی انگیزشی، رفتار پرخاشگرانه، دانش آموزان کم توان ذهنی
  • سمانه نادری، بهبود یاریقلی* صفحات 57-72

    هدف پژوهش حاضر، ادراک تجربیات والدین کودکان با نیازهای ویژه از مشکلات آموزشی در مدارس ویژه بود تا با تکیه بر شناسایی مشکلات آموزشی، بتوان نسبت به کاهش عوامل زمینه ساز در مدارس مبادرت کرد. روش تحقیق حاضر در قالب تحقیق کیفی و از نوع پدیدارشناسانه است و از این رو از بین والدین کودکان با نیازهای ویژه تا نایل شدن به حد اشباع اطلاعات، 15 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. گفتگوها با استفاده از روش کلایزی تجزیه و تحلیل شد، یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان داد که عوامل ایجاد کننده مشکلات آموزشی این گروه از دانش آموزان در مدارس ویژه را می توان در 4 مضمون کلی مشکلات ناظر به کیفیت معلم، برنامه درسی، فضای آموزشی و امکانات و کادر اجرایی تقسیم بندی کرد. پژوهش حاضر نشان داد که با بررسی تجارب والدین دانش آموزان با نیازهای ویژه از مشکلات آموزشی می توان تا حد امکان بستر مناسبی برای شکوفایی توانایی ها استعدادهای این گروه از دانش آموزان فراهم کرد و محیطی غنی برای کسب مهارتهای آنان فراهم نمود. در فرجام مقاله بر پایه نتایج پژوهش، پیشنهادهای لازم ارایه شد.

    کلیدواژگان: تجربه های سرپرستان، کودکان با نیازهای ویژه، مشکلات آموزشی
  • مینا عباسیان، منیجه شهنی ییلاق*، غلامحسین مکتبی، احمد عابدی صفحات 73-86

    پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزش توجه برای دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی مقطع ابتدایی انجام شده است. روش پژوهش کیفی با استفاده از  تحلیل مضمون روش استرلینگ (2001)  می باشد. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش روش نمونه گیری هدفمند در حد اشباع می باشد. به منظور بررسی روایی محتوایی از دو ضریب نسبی روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد است.  در پایان از نتایج تحلیل مضمون برای مضمون فراگیر توجه، 4 مضمون سازمان دهنده (توجه پایدار، توجه انتخابی، توجه متناوب و توجه تقسیم شده) و 22 مضمون پایه شناسایی گردید. و بر اساس مضامین به دست آمده بسته آموزش توجه  تدوین و سپس مورد اعتباریایی قرار گرفت، که از اعتبار مناسب برخوردار بود. بنابراین علاوه بر روش های قبلی درمانگران می توانند از این بسته آموزشی برای دانش آزموان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی استفاده کنند.

    کلیدواژگان: آموزش توجه، اختلال نقص توجه، بیش فعالی، تدوین، طراحی
  • فرشید علی پور*، وحید نجاتی، شهربانو دهرویه، فاطمه مرادعلیان، الهه بداقی صفحات 87-98

    هدف مطالعه ی حاضر، بررسی تنظیم شناختی هیجان و مشکلات رفتاری در کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص (ریاضی، خواندن و نوشتن) بود. از میان جامعه آماری دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی (7 تا 12 سال) از سال 1395 تا 1397 شهر همدان و اراک، 120 کودک (30 نفر مبتلا به اختلال یادگیری ریاضی، 30 نفر مبتلا به اختلال یادگیری خواندن، 30 نفر مبتلا به اختلال یادگیری نوشتن و 30 نفر کودک بودن اختلال یادگیری به روش نمونه گیری هدفمند و لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج به پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای فهرست اختلال های خواندان،آزمون ریاضی ایران کی مت، پرسشنامه مشکلات رفتاری کانرز فرم کوتاه والدین و پرسشنامه ی تنظیم شناختی هیجان نسخه کودکان برای ارزیابی آزمودنی ها استفاده شد. نتایج نشان داد که  هر سه گروه دارای اختلالات یادگیری در مقایسه با گروه بهنجار، با تفاوت معناداری از میزان کمتر راهبرهای مثبت تنظیم هیجان و میزان بیشتر راهبرهای منفی تنظیم هیجان و مشکلات رفتاری برخوردار بودند، همچنین نتایج نشان داد که اختلال خواندن در مقایسه با دو گروه اختلالات ریاضی و نوشتن از میزان بیشتر راهبردهای منفی تنظیم هیجان و مشکلات رفتاری همراه بود. یافته های این مطالعه شواهدی بر مشکلات تنظیم هیجانی و رفتاری دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری فراهم می کند. بنابراین لازم است در جهت بهبود و اصلاح این مشکلات برنامه ریزی های لازم صورت گیرد.

    کلیدواژگان: اختلالات یادگیری خاص، تنظیم شناختی هیجان، خواندن، ریاضی، کودکان، مشکلات رفتاری، نوشتن
  • کیومرث تقی پور*، شهروز نعمتی صفحات 99-114

    هدف پژوهش حاضر، مطالعه مروری نظامند کاربرد تکنولوژی کمکی در حوزه نارسایی های شدید و چندگانه بود. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه های تخصصی تکنولوژی کمکی، تکنولوژی آموزشی، و تکنولوژی یادگیری در حوزه نارسایی های چندگانه و شدید، و جستجوی آنها در پایگاه های اطلاعات پژوهشی تخصصی ایران و جهان در بین سال های 2017-1996 یافته ها و اطلاعات مورد نظر جهت دستیابی به هدف پژوهش مورد واکاوی قرار گرفت. از بین مقالات پژوهشی انتخاب شده، پژوهش های انجام شده در ارتباط با کاربرد تکنولوژی کمکی در اختلال های چندگانه از بیشترین فراوانی (با تعداد 32) برخوردار است، و کاربرد تکنولوژی کمکی در آسیب ارتوپدی، در اختلال نابینایی-ناشنوایی، و در آسیب مغزی ناشی از ضربه به ترتیب 4، 2، و 1 بار مورد پژوهش قرار گرفته اند. همه پژوهش های انجام شده از نوع طرح های تک آزمودنی هستند. تکنولوژی های مبتنی بر میکروسوییچ (با فراوانی 16) پرکاربردترین تکنولوژی کمکی جهت استفاده برای افراد دارای نارسایی های چندگانه است. ترکیب برنامه های نرم افزاری و تکنولوژی میکروسوییچ (با فراوانی 9)، برنامه های نرم افزاری (با فراوانی 7)، تکنولوژی های ارتباط اجتماعی (با فراوانی 5)، و ترکیب تکنولوژی ارتباط اجتماعی و میکروسوییچ (با فراوانی 2) به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. مراکز استثنایی یا توانبخشی پرکاربردترین موقعیت کارآموزی است که در 19 پژوهش (48.71 درصد) مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، سنجش انفرادی آزمودنی ها قبل از انتخاب تکنولوژی کمکی (در 38.46 درصد پژوهش ها)، مشارکت خانواده (در 79.49 درصد پژوهش ها)، و پشتیبانی مداوم برای آزمودنی ها (در 89.74 درصد پژوهش ها) مورد توجه قرار گرفته است. نتایج همه پژوهش های انجام شده حکایت از اثربخشی مثبت تکنولوژی کمکی در نارسایی های چندگانه دارند. غالب پژوهش های شواهد-محور از تکنولوژی کمکی و تاثیر آن بر روی افراد دارای نارسایی های چندگانه حمایت می کنند، استفاده و کاربرد تکنولوژی کمکی می تواند به افراد دارای نارسایی های چندگانه در ارتقای یادگیری تحصیلی، مهارت های اجتماعی، و زندگی مستقلانه کمک کند. در ایران طراحی برنامه های تکنولوژی کمکی در حوزه نارسایی های چندگانه و ارزیابی اثربخشی آن بر روی این گروه از افراد ضروری است.

    کلیدواژگان: تکنولوژی کمکی، نارسایی های چندگانه، مطالعه میان رشته ای
  • مهدی تبریزی، غلامرضا منشئی*، امیر قمرانی، جواد راستی صفحات 115-128
    هدف

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی واقعیت مجازی با نوروفیدبک بر تکانشگری دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی انجام شد.

    روش

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون،کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری عبارت بود از دانش آموزان 7 تا 12 سال دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی شهر اصفهان که از بین آنها 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی به 3 گروه واقعیت مجازی، نوروفیدبک و کنترل (هر گروه 16 نفر) گمارده شدند. آزمون اسنپ-4 برای سنجش میزان و نوع اختلال بیش فعالی کودکان توسط مادران آنها تکمیل شد. گروه آزمایش واقعیت مجازی تعداد 10 جلسه مداخله نرم افزار واقعیت مجازی و گروه آزمایش نوروفیدبک تعداد 30 جلسه درمان نوروفیدبک دریافت کردند. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. سپس پس آزمون و بعد از آن پیگیری اجرا شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که واقعیت مجازی و نوروفیدبک در کاهش تکانشگری موثر می باشند، اثرات آنها در مرحله پیگیری نیز ماندگار است و تفاوت بین میانگین های دو گروه آزمایش با گروه کنترل معنی دار می باشد (0/001>p).

    نتیجه گیری

    شواهد بدست آمده نشان می دهند که واقعیت مجازی همانند نوروفیدبک در کاهش تکانشگری دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی از نوع تکانشگری موثر می باشد.

    کلیدواژگان: واقعیت مجازی، نوروفیدبک، تکانشگری، ADHD
  • اصغر جعفری*، کامبیز کامکاری، صاحبه عبدالله نژاد صفحات 129-140
    هدف

    پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه نوین هوش آزمای تهران استنفورد- بینه در تشخیص کودکان ناتوان یادگیری انجام شد. 

    روش

    روش پژوهش توصیفی- زمینه یابی بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری و دانش آموزان عادی پایه های اول تا سوم دوره ابتدایی در شهرستان ماکو بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و مصاحبه تشخیصی، 50  دانش آموز دارای اختلال یادگیری انتخاب شدند و 50 دانش آموز عادی به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین دانش آموزان همتا انتخاب شدند. داده ها با استفاده از نسخه پنجم هوش آزمای تهران استنفورد-بینه (2008) جمع آوری و با آزمون های ضریب همبستگی و تحلیل های روان سنجی مرتبط با اعتبار و روایی تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که این آزمون برای شناسایی کودکان دارای ناتوان های یادگیری از ویژگی های روان سنجی؛ تجانس درونی، ضریب ثبات، روایی تشخیصی و روایی ملاکی مطلوبی برخوردار است. خرده آزمون های حافظه فعال کلامی، دانش غیرکلامی، دانش کلامی، استدلال سیال غیرکلامی و حافظه فعال غیرکلامی از روایی تشخیصی مطلوبی برخوردار هستند. همچنین حافظه فعال و دانش در تشخیص ناتوانی های یادگیری از عوامل قطعی محسوب می شوند.

     نتیجه گیری

    نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که نسخه نوین هوش آزمای تهران استنفورد- بینه یک ابزار مناسبی برای شناسایی کودکان دارای ناتوانی یادگیری می باشد. لذا پیشنهاد می شود برای تشخیص دقیق و معتبر ناتوانی های یادگیری از این ابزار استفاده شود.

    کلیدواژگان: ویژگی های روانسنجی، نسخه نوین هوش آزمای تهران استنفورد- بینه، ناتوانی یادگیری
|
  • Seifallah Aghajani, Zahra Sepehrinasab*, Vahid Fallahi, Zohreh Ahangar Ghorbani Pages 5-16
    Aim

     The aim of present study was to determine the Relationship between motherʾs temperament traits and children attention deficit hyperactivity symptoms: with mediating role of parental styles. 

    Methods

    This study was a descriptive- correlation one. The statistical society was containing of all mothers of primary school students of Tehran city who were educating in 2017- 2018 year that were selected by multistage cluster sampling model from among of statistical society. For data collection, was used from Cloningerʾs temperament and character questionnaire, Baumrindʾs parenting styles questionnaire and Connerssʾs parent questionnaire. 

    Results

     The results of the study showed that parenting styles can mediate the relation between motherʾs temperament traits and children attention deficit hyperactivity symptoms. Novelty seeking had indirectly effect on ADHD symptoms and authoritative style had mediator role in this relationship (P32/0 =β، 01/0>). Harm avoidance had indirect effect on ADHD symptoms and authoritative style had mediator role in this relationship (P<0.0137/0 =β،). Persistence had indirectly effect on ADHD symptoms and authoritative style had mediator role in this relationship (P37/0 =β، 01/0>).

    Conclusion

     mothers with harmful temperament traits, in parents- child interaction demonstrate non- authoritative style that cause ADHD symptoms in their children.

    Keywords: attention deficit hyperactivity disorder, parenting styles, temperaments traits
  • Marsa Safarloo, Hossein Moradimokhles*, Vahid Salehi, Davod Mirzai Pages 17-30
    Objective

    The aim of this study was to determine the effect of Learning through Virtual Social Networks Based on the 5E Instructional Design Model on the Creativity and Social Participation of Mentally Retarded Children in the Experimental Sciences.

    Method

    The research method was experimental and the experimental design was quasi-experimental with pretest-posttest and control group.  The statistical population of the study consisted of all mentally retarded students of Karaj who were 225 students and by using random sampling  34 individuals (17 control group and 17 experimental group) were selected as statistical sample. The data collection tools was  Torrance Creativity Questionnaire (1992) and Yazdanpanah Social Participation Questionnaire (2007) That reliability was confirmed by Cronbach's alpha (0.70) and (0.92), respectively. Data were analyzed using independent t-test and Paired-Samples T Test.  

    Results

    The results showed that using E5 based on E5 educational design Model  increased creativity and social participation of mentally retarded children in experimental science (P <0.05).

    Conclusion

     Using the E5 educational design Model  that is tailored to the needs of the mentally retarded  children  can impact their creativity and active participation in virtual social networks.

    Keywords: Mentally Retarded Children, Creativity, Social Participation, Virtual Social Networks, 5E Instructional Design Model
  • Elnaz Mohammadi*, Zeynab Khanjani, Touraj Hashemi Nosratabad, Abbas Bakhshipour Roudsari Pages 31-44
    Objective

    The aim of this research was to study the prediction of accident proneness using sensitivity to reward and sensitivity to punishment with the meditative role of impulsivity and attention deficit.

    Methods

    In this correlational study, all elementary students of Tabriz City in the 2018- 2019 education year constituted the research population, of which 150 students were chosen as a sample using random multistage cluster sampling model. Data were collected using Minor Injury Severity Scale (MISS), Balloon Analogue Risk Task (BART), and Continuous Performance Test (CPT) tools. Path analysis was employed in order to analyze the data.

    Results

    It was found that the direct effect of sensitivity to reward on accident proneness was (β = 0.27, p <0.01) and sensitivity to punishment on accident proneness was (β = 0.01, p <0.01). Also impulsivity on accident proneness was (β = 0.42, p <0.01) and inattention on accident proneness was (β = 0.39, p <0.01). In addition, sensitivity to reward indirectly had a positive and significant relationship with accident proneness with the mediator role of impulsivity with the impact factor of 0.17 , and inattention with the impact factor of 0.16 .Sensitivity to punishment indirectly had a negative and significant relationship with accident proneness with the mediator role of impulsivity (-0.14) and attention deficit with the impact factor of (-0.16).

    Conclusion

    Accident proneness can be predicted by sensitivity to reward and punishment with the mediating role of impulsivity and inattention. This result can be applied in prediction and rehabilitation programs for reducing children’s injuries in the target group.

    Keywords: Accident proneness, Sensitivity toreward, Sensitivity to punishment, Inattention, Impulsivity
  • Sogand Ghasemzadeh*, Sahar Amini, Raziyeh Noruzi Pages 45-56
    Objective

    Aggressive behavior is a common problem among children. with Intellctual Disability One of the proposed methods for treating aggression is art therapy. The purpose of this study was to investigate the effect of motivational painting interventions on aggressive behaviors of elementary school students with Intellctual Disability.

    Method

    Twenty-six elementary school students were selected by available sampling method. Semi-experimental design with pretest-posttest design with control group was used. The data were collected using a questionnaire for aggressive children (B.D. GH), teacher form. The aggression questionnaire was completed by teachers. Students were randomly divided into two groups of experimental and control (each 13 persons). Then the experimental group received 12 motivational painting instructions in 12 consecutive sessions. The Data gathered from pre and post tests were analyzed by covariance analysis.

    Results

    Results by Covariance analysis showed that there is a significant difference between the mean scores of pretest and posttest of aggression in both experimental and control groups (p <0.05).

    Conclusion

    Motivational painting is effective in reducing the aggressive behaviors of students with Intellctual Disability. This group of students find the opportunity to emulate their feelings and emotions and display the psychological distress through painting. As the result these feelings showed in a society-friendly way, thus showing less aggressiveness. So that the motivational painting could be used as the one of the effective interventions in reducing behavioral problems among children with Intellctual Disability.

    Keywords: Motivational painting, Aggressive behavior, students with Intellctual Disability
  • Samaneh Naderi, Behboud Yarigholi* Pages 57-72

    The purpose of the study was to understand the experiences of parents of children with special needs from educational problems in special schools, so that by specifying educational problems, one could take actions to reduce the factors behind the schools. The method was qualitative and phenomenological, so 15 were selected from among the parents of the children with special needs until reaching information saturation limit using targeted sampling by conducting a semi-structured interview. The interviews were analyzed using Colaizzi method. The results showed that the factors causing educational problems of this group of students in special schools can be found in four general themes related to teachers' quality, curriculum, educational environment and features and executive employees. The study showed that by examining the experiences of parents of students with special needs, educational problems can provide a suitable platform for the development of the abilities of this group of students as much as possible and present a rich environment for gaining skills. Finally, the necessary proposals were presented according to the results.

    Keywords: Parents' experiences, children with special needs, educational problems
  • Mina Abasian, Manijhe Shehni Yailagh*, Gholamhossin Maktabi, Ahmad Abedid Pages 73-86

    The purpose of this research was designing an attention training program for elementary students with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD). In order to design the attention training program, a general model of the educational design was used. The qualitative method has been used for analyzing data. To design the attention training program thematic analysis one of the qualitative methods was used. The sampling method used in the research is a targeted sampling method at saturation. Using thematic analysis for attention as global them, four organizing themes and 22 basic themes were identified. According to investigation the various sources and views of experts, the program was designed for practicing in four dimensions of attention (sustained, selective, alternative, and divided) in audio and visual part. Therefore, in addition to previous methods, experts can use this educational package for the use of attention deficit hyperactivity disorder (ADHD).

    Keywords: design, develop, attention training, attention deficit hyperactivity disorder
  • Farshid Alipour*, Vahid Nejati, Shahrbanoo Dehrouyeh, Fatemeh Moradalian, Elahe Bodaghi Pages 87-98
    Objective

    The aim of this study was to investigate the cognitive emotion regulation and behavioral problems in children with specific learning disorders (reading, writing and mathematics deficits).

    Method

    This causal-comparative study was conducted, among the statistical population of primary school boys (7-12 years old) from 2015 to 2017 in Hamadan and Arak; of which 120 children (30 with math learning disorder, 30 with reading disorder, 30 with Writing disorder and 30 children without any learning disability were selected through purposeful sampling and considering inclusion criteria for entering and leaving the study. The Reading Disorders List, Iran Kaymat's Math Test, Dyslexia writing disorder test, Conner's Behavioral Problem Questionnaire, and Cognitive Emotion Regulation Questionnaire for children were used to assess the participants.

    Results

    It was revealed that all the three the group had learning disorders comparing to the normal group, with a significant difference between the lesser number of positive emotion regulation strategies and the higher rate of negative emotional regulation strategies and behavioral problems. Also reading disorder groups was significantly different from the two groups of math and writing disorders and was highly associated with most of the negative emotional strategies and behavioral problems.

    Conclusion

    The findings of this study provide evidence of emotional and behavioral adjustment problems in students with learning disorders. Therefore, psychological interventions should be considered to improve and correct the behavioral problems and emotion regulation of these children.

    Keywords: specific learning disorders, cognitive emotion regulation, children, behavioral problems
  • Kiumars Taghipour*, Shahrooz Nemati Pages 99-114

    The aim of current research was to study the application of assistive technology in Sever and Multiple Disabilities area, in the same vein, by use of assistive technology key words includes: Assistive technology, Instructional Technology, and Learning Technology in sever and Multiple Disabilities, and from web the Dada of Iran and World, between 1996-2017 was conducted in accordance with research objectives to executed current study. Results revealed that among selected research papers, carry out researches on the application of assistive technology in Multiple Disabilities has the highest frequency (32), and application of assistive technology in Orthopedic Impairments (17), in Deaf Blindness Disorder, and in Traumatic Brain Injury have been investigated 4, 2, and 1 times, respectively. All of the carry out of researches are single-subject designs. Micro Switch Technologies (with 16 frequency) the most used for individuals with multiple disabilities. Combination of software programs and micro switch technology (with 9 frequency), Software Programs (with 7 frequency), Social Communication Technologies (with 5 frequency), Combination of Social Communication Technologies and Micro Switch Technology (with 2 frequency) are respectively in the next priority. Rehabilitation or Exceptional Centers (in 48.71% of researches) are the most widely used training setting in carry out researches. In addition, individualized assessment prior assistive technology selection (in 38.46% of studies), family involvement (in 79.49% of studies), and ongoing support for subjects (in 89.74% of studies) has been studied. The results of all studies have indicate that there is a positive effect of assistive technology on multiple disabilities. Most of evidence- based practice research support toward assistive technology and its effects on persons with multiple disabilities. Application and using technology can help persons with multiple disabilities in promote academic learning, social skills, and independent living. In Iran developing an assistive technology programs in multiple disabilities areas and studding its effectiveness on these groups are needed

    Keywords: Assistive Technology, Multiple Disabilities, Interdisciplinary Study
  • Mehdi Tabrizi, Gholamreza Manshaee*, Amir Ghamarani, Javad Rasti Pages 115-128

    The aim of this project was to compare effectiveness of virtual reality with neurofeedback on impulsivity of ADHD students. The design study was quasi-experimental with pretest, posttest, control and follow up. The statistical population was all the students aged 7 to 12 who have ADHD symptoms in Isfahan city from which 48 subjects purposely selected and randomly assigned into 3 groups of virtual reality, neurofeedback and control (each 16 students). The mothers of the subjects were asked to answer SNAP-4 in order to assess the type and severity of ADHD symptoms. The virtual reality group received 10 sessions of 3 minutes each, and the neurofeedback group received 30 sessions of 45 minutes each. The control group didn't receive any intervention. The posttest, and then, follow up were done. The results showed that virtual reality and neurofeedback are effective on impulsivity, and continued their effects during follow up period, and the differences between two experiment and control groups are significant (p<0/001). Evidences show that virtual reality, as same as neurofeedback is effective on impulsivity of ADHD students.

    Keywords: virtual reality, neurofeedback, impulsivity, ADHD
  • Kambiz Kamkari, Asghar Jafari*, Sahebeh Abdollahnejhad Pages 129-140
    Objective

    Present research aimed to study psychometric properties of revised version of Tehran- Stanford-Binet intelligence scale in diagnosis of children with learning disabilities.

    Method

    Methodology was descriptive - survey. Population was all students with learning disability and normal students in grades 1-3 in elementary schools of Makoo city. 50 students with learning disabilities were selected by purposeful sampling and diagnostic interview and 50 normal students were selected thourogh match students. data were collected using 5th version of Tehran- Stanford-Binet intelligence scale and was analyzed by correlation and psychometric analysis of reliability and validity.

    Results

    Results indicated that this test have desirable psychometric properties in internal homogeneity, stability coefficient, diagnostic and criterion validity in diagnosis of learning disabilities. subtests of verbal active memory, nonverbal knowaldege, verbal knowaldege, nonverbal fluid reseaning, nonverbal active memory have desirable diagnostic validity. also active memory and knowaldege are conculsive factors in diagnosis of learning disabilities.

    Conclusion

    Results provide some evidence that revised version Tehran- Stanford-Binet intelligence scale is an appropriate tool in diagnosis of children with learning disabilities. Therefore, it is recommended to use this tool in acurate and valid diagnosis of learning disabilities.

    Keywords: Psychometric properties, Revised version of Tehran- Stanford-Binet, Learning disability