فهرست مطالب

کارنامه متون ادبی دوره عراقی - سال یکم شماره 1 (بهار 1399)
  • سال یکم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • الهیار افراخته*، فاطمه مدرسی صفحات 1-20

    زبان بدن به معنای عبور از کلام و ایجاد ارتباط از طریق عناصر غیرکلامی یا زبان خاموش است. این زبان مجموعه وسیعی از رفتارها و پدیده های اشاری و حرکتی را شامل می گردد. انسان ها می توانند نیت واقعی خود را در پس واژه ها پنهان کنند، ولی قادر به نهان داشتن زبان بدن نیستند. یکی از ویژگی های تجربه های عرفانی «بیان ناپذیری» زبانی این تجربه ها است که آنچه را زبان عارف از بیانش ناتوان است با زبان بدن (حالات و رفتارهای خویش) بیان می کند. غزلیات شمس که اوج غزل عرفانی زبان فارسی است، از نظر علوم ارتباطات نیز امتیازات فراوان دارد. نگارندگان در این مقاله سعی کرده اند با روش توصیفی - تحلیلی و با نگاهی نو و میان رشته ای غزلیات شمس را از منظر علوم ارتباطات، به ویژه ارتباطات غیرکلامی، تحلیل کنند و نشان دهند که مولوی از انواع ارتباطات غیرکلامی بهره گرفته است. به همین سبب غزلیاتی پرشور، زیبا و تصویری سروده است. انواع رفتارهای غیرکلامی مثل حرکات و اشارات بدن، زمان، مکان، مصنوعات، پیرازبان، موسیقی، رفتارهای چهره و تماس های بدنی مورد تحلیل قرارگرفته و طبقه بندی و رمزگشایی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ارتباطات غیرکلامی درغزلیات شمس بیشتر جانشین ارتباط کلامی شده اند؛ اما در مواردی، پیام های کلامی را مورد تاکید بیشتر قرار داده اند یا رفتارهای کلامی را کنترل و سازماندهی می کنند که ظرفیت نمایشی و تصویری غزلیات را بالا برده است. بدین ترتیب مشخص می شود که زبان بدن یک زبان رمزی و بی سر و صداست که بیشتر کارکردهای جانشینی، مکمل بودن و تاکید کردن را درکنار گفت وگوهای کلامی در غزلیات شمس دارد.

    کلیدواژگان: مولوی، ارتباط غیر کلامی، زبان بدن، غزلیات شمس، رمزگشایی
  • زهیر طیب*، علی محمد موذنی صفحات 21-45
    کتاب ترغیب الصلوه متنی کهن به زبان فارسی متعلق به دوره عراقی است که در آداب نیایش و پرستش اسلام یعنی نماز نوشته شده است. این اثر بیش از نهصد سال در دل کتابخانه ها، حوزه های دینی و مراکز علم و فرهنگ ذخیره شد تا امروز چشمه ای جوشان از زبان و ادبیات و تاریخ کهن را برای ما ارمغان آورد. پژوهش حاضر براساس تصحیح انتقادی متن کتاب ترغیب الصلوه، با رویکرد زبان شناسی انتقادی مبتنی بر متن و گفتمان (تحلیل نقش ایدیولوژی و قدرت در متن) و نظریه فرکلاف (1989) انجام گرفته است. فرضیه این پژوهش، بررسی شاخص های سبک عراقی در متن از دو منظر واژگانی و دستوری (دستور تاریخی) است و به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا متن به راستی به دورانی که بدان منسوب است تعلق دارد یا خیر؟ (مثبت) و آیا متن، از لهجه های فرعی سود جسته یا بر زبان فارسی معیار پای فشرده است؟ (فارسی معیار). با بررسی متن، واژگان و ترکیب های بدیع و نویافته ای که در لغتنامه های فارسی وجود ندارد و گنجی گرانقدر در این متن کهن است به همراه اطلاعات ارزنده تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی و فرهنگی از تاریخ و جامعه ایران آن روزگار به دست آمده است. در پایان ضمن کتابشناسی مآخذ متن، درباره آثار و کتاب های گمنامی که در این اثر از آنها یاد شده، سخن گفته شده و بخش کوتاهی از متن برای آشنایی بیشتر به پیوست مقاله گزارش شده است.
    کلیدواژگان: دوره عراقی، فقه فارسی، نماز، احکام، فتوی، سبک شناسی، متن پژوهی
  • ماندانا علیمی*، سارا جاویدمظفری صفحات 47-64
    زبان بدن تکنیکی ارتباطی به شمار می رود که انسان ها از آن برای بیان احساسات و دلالت های مختلف بهره می گیرند. زبان بدن ترجمان حالات و اندیشه های آدمی است که امروزه برای روان شناسان وجامعه شناسان - به دلیل اهمیت آنها در انتقال معنا و تنظیم روابط بینافردی - جایگاه ویژه ای دارد که شامل هنر استفاده از حرکات بدن، آواها و حالت چهره، پوشش، مکان و زمان در جریان برقراری ارتباط با مخاطب است. می توان گفت ارزش تحلیل های این نشانه های غیرکلامی که بخشی قدمت چندین هزارساله دارد، در بازشناسی فرهنگی و اجتماعی و حتی زیباشناسی متون بیشتراست. بی گمان مثنوی جمشید وخورشید که سلمان ساوجی آن را درسال 763 به نام سلطان اویس به پایان برده است، نماینده فرهنگ، تمدن و تفکر ایرانی است. از این رو، این مقاله درصدد پاسخ گویی به این سوال است که آیا کارکرد هر یک از اجزای بدن در این اثر، همواره به دلالتی ثابت و پایدار به یک مقوله محدود می شود یا در بافت های گوناگون متفاوت است؟ روش این مقاله براساس ماهیت و روش به شیوه (تحلیلی - توصیفی) محتوا است. هدف از این مقاله نیز نمایان ساختن خاصیت اهمیت و کارکرد ارتباطا ت غیرکلامی در مثنوی جمشید و خورشید است. در واقع این دو ساحت ارتباطی، دو وجه جدایی ناپذیر در انتقال معنا، مفاهیم و عواطف شخصیت ها به شمار می روند.
    کلیدواژگان: تحلیل، کارکرد، زبان بدن، مثنوی، جمشید وخورشید
  • خلیل کهریزی* صفحات 65-76
    آذربایجان یکی از مراکز مهم فرهنگی ایران و جایگاهی سپند بوده است که ساکنان آن در گسترش و ترویج فرهنگ ایرانی نقشی بسزا داشته اند. حضور زبان فارسی و شاعران بزرگ فارسی سرا از دیرباز این بخش از ایران را به یکی از پایگاه های این زبان تبدیل کرده است. یکی از شاعران نامدار آذربایجان همام تبریزی، شاعر قرن هفتم هجری، است که دیوان او، به ویژه، به دلیل دارا بودن غزل هایی به زبان آذری، حایز اهمیت است. جست وجو در دیوان این شاعر توجه او را به شاهنامه و داستان های ملی نشان می دهد؛ به طوری که در دیوان همام شخصیت های شاهنامه و داستان های ملی و گاه تصاویر و واژگان شاهنامه ای یکی از دست مایه های شاعر برای سرودن شعر است. از همین روی، در این مقاله کوشیده ایم با بررسی دیوان همام تبریزی مواردی را که او به داستان های ملی و شاهنامه نظر داشته است، به دست دهیم.
    کلیدواژگان: آذربایجان، داستان های ملی، شاهنامه، همام تبریزی
  • وحید مبارک*، نسیم کریمی صفحات 77-93

    شالوده شکنی خوانش داستان بر مبنای نشانه های درون متنی و بافت موقعیتی و جنبه های فرهنگی - اجتماعی است که با واسازی ساختارها معانی جنبی و نهفته متن را کشف می کند؛ زیرا ممکن است نویسنده معانی ای را به حاشیه براند یا حذف کند و تغییر دهد. شالوده شکنی اعتبار یکسان معانی (حاضر و غایب) و برتری نداشتن آنها را بر یکدیگر نشان می دهد. در این جستار توصیفی - تحلیلی به بررسی داستان زرگر و سیاح (باب الصایغ و السیاح) کلیله و دمنه پرداخته شده و در آن کوشیده ایم قابلیت واسازی و شالوده شکنی این داستان را در لفظ و ساختار و معنا نشان دهیم و راستی اندیشه دریدا را در مورد متن ادبی فارسی بیازماییم تا به این شکل نشان دهیم که علاوه بر متن نوشته شده، معانی دیگری در پیش و پس این متن وجود دارد که آن را به متن باز تبدیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که نشانه ها در حوزه ساخت و لفظ با شکل قصه در قصه، تمثیل، ابهام، استناد به آیات و روایات، ارسال المثل، عبارت بندی افراطی، واژگان متضاد و تقابل های دوگانه ، تفاوت های کنشی و کارکردی، معانی پنهانی چون نگرش دینی، غلبه ارباب - رعیتی و... از متن را آشکار می کنند و در حوزه معنایی، دلالت های شمایلی و... به معانی و اندیشه های حاشیه ای مولف مثل شناخت خود از طریق شناخت دیگری، تقابل فقر و ثروت، توجه ویژه به معنا، گرامی داشت حیوانات و ریاضت، رابطه سودمند ایرانیان و هندیان راه می گشایند و با این کار، متن کلیله و دمنه را از یک متن بسته به یک متن باز و خوانا تبدیل می کنند.

    کلیدواژگان: ژاک دریدا، شالوده شکنی، نشانه و دلالت، معانی نهان، باب زرگر و سیاح کلیله و دمنه
  • مجید منصوری*، حمید غلامی صفحات 95-111

    رویاواره ها در مرز میان رویا و بیداری اتفاق می افتند که سرانجام منجر به کشف و شهودهای عارفانه می شوند. جریان شکل گیری رویاواره در اشعار حافظ پیوندی مستقیم با مبادی دینی و بن مایه های کهن الگویی و اسطوره بازگشت دارد. حافظ در رویاواره های خود، با استمداد از ناخودآگاه فردی و جمعی و با بازگشت به «عهد ازل» و «عالم الست»، قدم در عرصه آفرینش آدم می گذارد. به منظور حصول به این امر، دنیای زمان مند و مکان مند در نوردیده می شود و شاعر بیرون از قید زمان و مکان به نظاره آفرینش می نشیند. حافظ برای بیان تاثیرگذارتر این مولفه ها از نماد و رمز و عناصر زیبایی شناسی دیگر استفاده کرده است؛ برای نمونه کلمات «دوش» و «سحر» در شعر حافظ، بیان دیگری از روزگار الست و فضایی است که رویاواره در آن اتفاق می افتد و در بیشتر مواردی که حافظ کلمه دوش و سحر را آورده، پیام یا بشارتی به زبان ادبی از جانب معشوق ازلی به همراه می آورد. در این پژوهش تلاش شده است با روشی تحلیلی - استنادی و با مراجعه به کتب تحلیلی دست اول در این حوزه به واکاوی، برجسته کردن و بررسی ابعاد و افق های مختلف موجود در رویا و اسطوره بازگشت مبادرت نماییم. اگرچه ابعادی از پژوهش انجام شده در آثار دیگر مورد مداقه قرار گرفته؛ اما بررسی این مقوله با رویکرد اسطوره شناسی و روان شناسی مغفول مانده است که در این تحقیق به آن پرداخته شده است.

    کلیدواژگان: حافظ، رویا، رویاواره، واقعه، کشف، شهود، دوش، الست، ازل، نقد اسطوره
  • احمدرضا نظری چروده*، شهریار مشکین صفحات 113-132
    تنها اثر منثور عطار (537؟- 627؟ق.) کتاب تذکره الاولیا در شرح حال هفتاد و دو تن از عارفان و مشایخ صوفیه است. پس از عطار، نویسنده ای ناشناس قسمت هایی بدین کتاب افزوده است که پرمایگی بخش اصلی را ندارد. ادیبان و منتقدان ادبی، مطابق با سلیقه خود و به کمک شم زبانی، بدین مساله پی برده اند؛ اما نگارندگان مقاله حاضر، با استفاده از یکی از روش های تجزیه و تحلیل آماری موسوم به کیوسام که یکی از روش های سبک سنجی و تحلیل متون زبانی است، در راستای اثبات علمی این قضیه، کارآیی شیوه مذکور را در باب مساله تشخیص مولف در متون فارسی محک زده اند. درواقع، هدف از این پژوهش آن بوده است که با اعمال روش کیوسام یا جمع تصاعدی، متن دو بخش اصلی و افزوده تذکره الاولیا را با یکدیگر مقایسه کرده، این فرضیه را به اثبات برساند که مولف زندگی نامه هایی که پس از شرح حال حسین بن منصور حلاج در کتاب عطار آمده، عطار نیست.
    کلیدواژگان: زبان شناسی، سبک سنجی، روش تحلیل آماری کیوسام، تشخیص مولف، تذکره الاولیا
  • میرجلال ادین کزازی صفحات 135-138

    فرهنگ فرمند و گرانسنگ ایرانی، در درازنای تاریخ دیریاز و پرنشیب و فراز این سرزمین سپند ورجاوند، فرهنگی بوده است هماره پویاو زایا و پایا. پویایی فرهنگی، به ناچار، پویایی زبانی را در پی آورده است؛ زیرا زبان، به شیوه ای ناسازوارنه (= پارادکسیکال) هم بستر فرهنگ است و رخشان ترین و بازنمای ترین آیینه آن، از سویی؛ هم، از دیگر سوی، یکی از بنیادین ترین خاستگاه های فرهنگ است و یکی از زایاترین سرچشمه های آن.

|
  • Elhiar Afrakhteh *, Fatemeh Modarressi Pages 1-20

    Body language means the passage of speech and communication through non-verbal elements or silent language. This language includes a variety of behaviors, references, and gestures. Humans can hide their true identity behind words, but they cannot hide their body language. One of the characteristics of mystical experiences is the "inexpressibility" of the language of these experiences. Shams's lyric poetry, which is the culmination of the mystical lyric of the Persian language, also has many advantages in terms of scientific communication. In this article, the authors have tried to analyze the descriptive-analytical and historical background of Shamsar's gazelles in terms of the science of communication, especially non-verbal communication, and Rumi has also used all kinds of non-verbal communication. That's why passionate lyric songs are beautiful and visual. A variety of nonverbal behaviors such as body movements and gestures, time, place, artifacts, percussion, music, facial behaviors, and physical contact have been analyzed and classified and deconstructed. The results show that non-verbal communication in Shams's lyric poems has been replaced by verbal communication; thus, it is clear that body language is a cryptic and noiseless language that has most of the functions of substitution, complementary, and emphasis on verbal speech in Shams’s ghazelles.

    Keywords: Rumi, Non-Verbal Communication, Body Language, Shams’s Ghazelles, Decoding
  • Zohair Tayyeb *, Ali Mohammad Moazeni Pages 21-45
    The book Torqib al-Salawat belongs to the Iraqi period, which is written in the prayers of the objective Islamic worship. This work has been preserved for nine hundred years in libraries, religious seminaries, and the centers of science and culture. The present study is based on a critical correction of the text of the book Torqib al-Salawata critique of textual and discourse-based critical linguistics (analysis of the role of ideology and power in the text) and the view of Fairclough (1989). The hypothesis of this study is to examine the characteristics of the Iraqi style in the text from the perspective of history (historical order) and it seeks to answer the question that this verse really belongs to the period to which it is attributed or not? (yes) Is one of the sub-categories of profitable profiteering or Persian language a compact standard? (Persian standard). By examining the text, words, and novel and written combinations that do not exist in Persian dictionaries, there is a valuable analysis of this text, along with valuable historical, geographical, social, and cultural information from the history and society of Iran at that time. Finally, in addition to the bibliography of the mentioned sources, the works and anonymous books that have been mentioned in this work have been discussed and a short section of the text has been attached for more information.
    Keywords: Iraqi Period, Persian Jurisprudence, Prayer, Rules, Fatwas, Stylistics, Research Text
  • Mandana Alimi *, Sara Javid Mozaffari Pages 47-64
    Body language is a communication technique that humans use to express the different emotions and reasons. Body language is the interpreter of human states and thoughts that have a special place today for psychologists and sociologists because of their importance in conveying the meaning of interpersonal relationships, including; the art of using body movements, facial expressions, clothing, space, and time. It can be said that the value of the analysis of these non-verbal signs, which are part of several thousand years old, is more in cultural, social and even aesthetic texts. Undoubtedly, the Masnavi of Jamshid and Khorshid, whose Salman Savji has not named it for Sultan Owais in 763, it is a representative of Iranian culture, civilization and thought. Therefore, this article seeks to answer the question of whether the use of one of the body's components in this work is always consistent and stable in a limited category or in the different contexts. The purpose of this article is to show the importance of non-verbal communication in Jamshid and Khorshid. In fact, these two areas of communication are two inseparable aspects of the transmission of meaning, concepts, and emotions.
    Keywords: Analysis, Function, Body Language, Masnavi, Jamshid Khorshid
  • Khalil Kahrizi * Pages 65-76
    Azerbaijan has been one of the important cultural centers of Iran and the place of Sepand, whose inhabitants have played a significant role in spreading and promoting Iranian culture. The presence of Persian language and great Persian-poets has long made this part of Iran one of the bases of this language. One of the famous Azerbaijani poets, Hammam Tabrizi, is a seventh-century poet, whose collection is especially important, because he has lyric poems in Azeri language. A search of this poet's collection shows his attention to Shahnameh and the national epic; so that in the collection of Hammam, the general characters and terms of the ancient Iranian culture and sometimes the images of Shahnameh are one of the poet's tools for composing poetry. Therefore, in this article, we have tried to examine the case of Hammam Tabrizi by examining the cases in which he considered the Iranian culture and Shahnameh.
    Keywords: Iranian Culture, Azerbaijan, Shahnameh, Hammam Tabrizi
  • Vahid Mobarak *, Nasim Karimi Pages 77-93

    The deconstruction reading of story due to the introspection, temporal context, and socio-cultural aspects reveals the structure of hidden, side meanings and non-textual public structures;because the author may underestimate, delete or change the meanings. The basis of deconstruction shows the same value meanings (absent and present) and their superiority over each other. In this descriptive-analytical study, the story of Zargrosi-e-Sayah (Babo al Saegh al Sayah) of Kelileh va Demneh is examined, I try to show the ability to create and shape this story in the form and structure of theose of Derida, in order to showin the written text, there is another meaning before and after this text that has been re-transformed by the text. Their findings show that the signs in the field of story construction and word formation in the story, allegory, ambiguity, quoting verses and narrations, sending proverbs, phrases, contradictory words and double opposites, functional and reactional differences in the work, hidden meanings ... such as religious attitude. They have two meanings, icons, etc., in the meanings and ideas of the author's marginal ideas, such as self-knowledge through other knowledge, the confrontation between the rich and the poor, special attention to meaning, respect for animals and suffering, all and all have changed Kelileh va Demneh into an open text.

    Keywords: Jacques Derrida, Deconstruction, Signs, Icons, Hidden Meanings, Ba Barzegar va Sayah, Kelileh va Demneh
  • Majid Mansuri *, Hamid Gholami Pages 95-111

    Psudo-Dreams and dreams occur in awakening and  dreams that eventually lead to the mystical discoveries and testimonies. The process of Psudo-Dreams formation in the memorization of poems has a direct connection with religious literature and the principles of mythology and retelling. In his dreams, Hafiz, with the help of his individual and collective consciousness and his return to the "covenant" and "the first world and the last world", takes a step in the field of human creation. In order to achieve this, the world of out of  time and space, the poet does not require the place and time, he, instead is the supervisor of creation. Hafez has used other words to describe the more effective expression of these elements in the form of aesthetics symbols and features. In this research, an attempt has been made to conduct an analytical, citation, and referring to the analytical first hand books in this field, in order to investigate, highlight, the dimensions of different agreements that exist in the field or return. Although aspects of the research have been studied in many cases, the study of this subject has neglected the mythological and psychological myths that have been addressed in this study.

    Keywords: Hafiz, Psudo-Dreams, Dream, event, Discovery, Intuition, Last Night, Last Day, First Day Critique of Myth
  • Amadreza Nazari Charoudeh *, Shahriar Meshkin Daim Hashi Pages 113-132
    The only work of Attar's prose (537 - 627 AH) is the book of Tazkerat al-Awali in the current description of seventy-two mystics and Sufi sheikhs and their disputes . After Attar, anonymous authors have added parts to the book that do not cover the main part. Some non-intellectuals and critics, with the help of their own language, have found this to be the case. The above method has been tested in the Persian text on the author's diagnosis. In fact, the purpose of this study was to compare the text of Q sum's method or the exponential sum, comparing the text of the two main sections and comparing the above-mentioned memoirs with each other, to prove the hypothesis that the author of the biographies of Hussein Ibn Attar Mansour Halaj in his book.
    Keywords: linguistics, Methodology, Q sum's Statistical Analysis Method, Author Diagnosis, Tazkerat al-Awliya