فهرست مطالب

  • سال دوازدهم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/12
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمد پرستش* صفحات 1-8
    مقدمه

    دیابت از طریق اختلال در هورمون های جنسی میتواند موجب اختلالات نعوظ در مردان دیابتی نوع 2 شود، از طرفی تمرین مقاومتی بوسیله کاهش عوارض دیابت موجب بهبود این اختلال میشود. هدف این مطالعه، بررسی اثر تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی دی هیدرواپی آندروسترون، استرادیول و اختلالات نعوظی در مردان دیابتی نوع 2 بود.

    روش کار

    در این مطالعه نیمه تجربی، نمونه آماری این پژوهش را 24 مرد مبتلا به دیابت نوع 2 با میانگین وزن 3 / 5 ± 1 / 77 کیلوگرم و شاخص توده بدن 3 / 3 ± 13 / 26 کیلوگرم بر مترمربع تشکیل دادند که بطورتصادفی به دو گروه دیابتی همراه با تمرین مقاومتی و دیابتی کنترل تقسیم شدند. گروه دیابتی همراه با تمرین مقاومتی 8 هفته تمرین مقاومتی اجرا نمودند. سطوح سرمی دی هیدرواپی آندروسترون، استرادیول، اختلالات نعوظی و دیگر متغیرهای وابسته 48 ساعت قبل و بعد از دوره تمرینی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آنالیز کواریانس  ANCOVA  تحلیل شد) 05 / 0 = P .)

    یافته ها

    تمرین مقاومتی در گروه دیابتی تمرین مقاومتی موجب کاهش معنادار شاخص مقاومت به انسولین  HOMA-IR  نسبت به گروه کنترل دیابتی شد (010 / 0 = P). همچنین تمرین مقاومتی موجب کاهش معنادار سطوح سرمی استرادیول) 040 / 0 = P) و افزایش معنادار سطوح سرمی دی هیدرواپی آندروسترون) 030 / 0 = P (در گروه دیابتی تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل دیابتی شد. تمرین مقاومتی همچنین موجب افزایش عملکرد نعوضی در حیطه های عملکرد نعوظی (19 / 0 = P)، رضایت زناشویی (12 / 0 = P) و مجموع امتیازات (002 / 0 = P) در گروه دیابتی تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل دیابتی شد.

    نتیجه گیری

    به طورکلی، بر اساس یافته های ما به نظر میرسد که تمرین مقاومتی با کاهش سطح سرمی استرادیول و افزایش سطح سرمی دیهیدرواپیآندروسترون موجب بهبود عملکرد نعوظی در بیماران دیابتی نوع 2 دارد.

    کلیدواژگان: دیابت نوع 2، تمرین مقاومتی، دی هیدرواپی آندروسترون، استرادیول، عملکرد نعوظی
  • تکتم جعفرزاده، علی اکبر سلیمانیان*، محمد محمدی پور صفحات 9-17
    مقدمه

    هدف از مطالعه حاضر ارایه مدل علی پیش بینی خشونت خانگی علیه زنان بر اساس ناگویی هیجانی و عملکرد خانواده با واسطه گری تمایز یافتگی در زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهری، شهر بجنورد انجام شده است.

    روش کار

    پژوهش حاضراز نوع ساختاری است و جامعه آماری کلیه زنان مراجعه کننده به تعداد 1335 نفر میباشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 250 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری خوشهای تک مرحلهای بوده است. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های خشونت خانگی، ناگویی هیجانی، عملکرد خانواده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Amos ، روش معادلات ساختاری، تحلیل مسیر استفاده شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که عملکرد خانواده با ناگویی هیجانی تمایز یافتگی زنان در سطح اطمینان 99 % معنا دار است.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمایز یافتگی میتواند نقش میانجیگری در پیش بینی خشونت خانگی داشته باشد.

    کلیدواژگان: ناگویی هیجانی، تمایز یافتگی، خشونت خانگی، عملکرد خانواده
  • حسین کمانی، علی پاسبان*، مرتضی احمد آبادی صفحات 18-26
    مقدمه

    به علت استمرار شهرنشینی و صنعتی شدن در بیشتر بخشهای جهان فلزات به طور مداوم به محیط زیست خاکی وارد میشوند و به عنوان تهدید بزرگی برای سلامت انسان مطرح میشوند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی آلودگی خاکهای سطحی اسفراین با فلزات سنگین و بررسی خطرات آن بر سلامت انسانی میباشد.

    روش کار

    نمونه های خاکهای سطحی از 5 منطقه با کاربریهای مختلف از شهر اسفراین جمعآوری گردید و غلظت فلزات سنگین بهوسیله ICP-OES آنالیز گردید. فاکتورهای آلودگی)شاخصهای زمین انباشتگی Igeo و بار آلودگی PLI (و خطرات بهداشتی  خطرات سرطانزایی و غیر سرطانزایی  ناشی از فلزات سنگین در خاک سطحی ارزیابی گردید.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که میانگین غلظت کادمیوم، کروم، مس، نیکل، سرب و روی در خاک اسفراین به ترتیب 21 / 0 ، 27 / 33 ، 91 / 39 ، 25 / 32 ، 17 / 25 و 52 / 105 میلیگرم در کیلوگرم بود که نسبت به مقادیر پس زمینه طبیعی خیلی بالاتر میباشد. بیشترین و کمترین خطر سرطانزایی به ترتیب مربوط به فلز کروم و فلز سرب بود. نتایج نشان داد که خطر سرطانزایی و غیر سرطان زایی برای کودکان بیشتر از بزرگسالان بود. ارزیابی خطر بهداشتی خاک برای گروه سنی کودکان و بزرگسالان نشان داد که خاک مذکور برای این گروه های سنی خطری ندارد.

    نتیجه گیری

    مقادیر فاکتور آلودگی  Cf  نشان داد که سطح آلودگی فلزات سنگین به ترتیب روی < کروم < کادمیوم< مس < نیکل < سرب بودند که در گروه آلودگی زیاد قرار میگیرند. این نتایج از نظر توسعه راهکارهای مدیریتی مناسب جهت کاهش منابع آلاینده در اسفراین دارای اهمیت میباشند.

    کلیدواژگان: آلودگی فلزات سنگین، ارزیابی خطر بهداشتی، شهر اسفراین
  • علیرضا عباسپور، سعید برزگر، حسن نامدار احمدآباد*، شیما شکری، حمید سورگی صفحات 27-33
    مقدمه

    ما در مطالعه حاضر اثر پلاسمای جمع آوری شده از کیسه های خون فشرده در هفته های مختلف پس از اهدا را بر سلولهای تک هستهای خون محیطی  PBMCs  مورد بررسی قرار دادیم.

    روش کار

    در این مطالعه تجربی پلاسما از 20 کیسه خون فشرده طی هفته های اول، دوم، چهارم و پنجم پس از اهدا تهیه شد. سلولهای تک هستهای خون محیطی نیز از دیگر دهندگان سالم جدا شده و با غلظتهای مختلف پلاسمای تهیه شده در آزمایشگاه تیمار شدند. میزان نیتریک اکساید و مالون دی آلدهید در مایع رویی کشت به ترتیب با استفاده از واکنشهای گریس و اسید تیوباربیوتوریک تعیین گردید و میزان فعالیت سلولها با استفاده از روش MTT مشخص شد. از نرم افزار گراف پد پریزم نسخه 5 برای آنالیزآماری اطلاعات استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج ما نشان داد که پلاسماهای تهیه شده از کیسه های گلبول قرمز فشرده در طی هفته های ابتدایی میزان فعالیت سلولهای تک هستهای خون محیطی و تولید نیتریک اکساید از آنها را افزایش میدهد. ما همچنین دریافتیم پلاسما بسته به زمان تهیه و غلظت استفاده شده اثرات متفاوتی بر رهاسازی مالون دی آلدهید از سلولهای تک هستهای خون محیطی دارد.

    نتیجه گیری

    ما دریافتیم که پلاسمای تهیه شده از سلولهای تک هسته ای خون محیطی بسته به غلظت و طول مدت نگهداری کیسه خون میتوانند اثرات مهاری یا تحریک کنندگی ایمنی بر سلولهای تک هستهای خون محیطی داشته باشند.

    کلیدواژگان: انتقال خون، مالون دی آلدهید، نیتریک اکساید، پلاسما، سلول تک هستهای خون، محیطی
  • پروین سپهر*، حسین لشکردوست، نیره نعیمی قصابیان، شکوفه رضاپور، بتول تباکی بجستانی صفحات 34-39
    مقدمه

    کی از عوامل مهم و گسترده که منجر به غیبت ناشی از کار میگردد اختلالات اسکلتی عضلانی در محیطهای کاری میباشد در این مطالعه به بررسی ارزیابی پوسچر های بدنی و بهبود ایستگاه های کاری در صنعت پتروشیمی پرداخته شده است.

    روش کار

    این مطالعه به صورت مداخلهای در شرکت پتروشیمی صورت گرفته است با توجه به نوع کار، ارزیابی پوسچر از 2 روش QEC و LUBA استفاده گردید. بررسی ابعاد انتروپومتریک کارکنان، طراحی صندلی ارگونومیک صورت گرفت سپس مجددا ارزیابی پوسچر مورد بررسی قرار گرفت داده ها بر اساس آزمونهای آماری تی تست زوجی و نرم افزار 19 SPSS مورد بررسی قرار گرفته است.

    یافته ها

    در روش QEC ، 100 درصد مشاهدات کارگران بخش بارگیری در سطح چهارم و 100 درصد فراوانی مشاهدات در بخش دوخت کیسه در سطح 3 اقدامات اصلاحی قرار گرفتند. ارزیابی پوسچر به روش LUBA نشان داد 50 درصد از پوسچرها در ناحیه 3 جدول اقدامات اصلاحی و 5 / 37 درصد پوسچرها درسطح 3 قرار گرفته است. بعد از مداخله 28 درصد فراوانی با روش QEC در سطح سوم و 72 درصد در سطح دوم قرار گرفت. LUBA نشان داد که 20 درصد از پوسچرها در ناحیه 3 از جدول اقدامات اصلاحی و 80 درصد پوسچرها در ناحیه 2 از جدول اقدام اصلاحی قرار گرفته است.

    نتیجه گیری

    دو روش مذکور هم خوانی مشترکی را برای ارزیابی پوسچر نشان داده است لذا میتوان نتیجه گرفت با به کارگیری مناسب از طراحی باعث بهبود پوسچر های نامناسب در محیط کار گردید و از اختلالات اسکلتی عضلانی پیشگیری نمود.

    کلیدواژگان: ارزیابی پوسچر، QEC، LUBA، مداخله
  • سارا فیروزه، پرستو ضرغامی مقدم، آمنه محمدی، اسما اسدنژاد، مهسا طاهری بازخانه، جمال کساییان، پیمان آل شیخ* صفحات 40-46
    مقدمه

    با افزایش مقاومت های ناشی از استفاده بیش از حد از آنتی بیوتیک های صناعی، یافتن داروهای جایگزین با خواص ضدباکتریایی و کمترین عوارض جانبی ضروری است. هدف از این بررسی تاثیر نوع حلال های مختلف در استخراج مواد موثره ضد باکتریایی گیاه و شناسایی ترکیبات شیمیایی اسانس Arenaria hispanica L. در استان خراسان شمالی می باشد.

    روش کار

    گیاه مرجانه  Arenaria hispanica L  پس از جمع آوری و خشک نمودن، توسط حلالهای مختلف به روش خیساندن عصاره گیری گردید، اسانسگیری توسط دستگاه کلونجر انجام و ترکیبات اسانس توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) gas chromatography -mass spectrometry مورد آنالیز قرار گرفت. بررسی خاصیت ضد باکتریایی به روش دیسک دیفیوژن، چاهک و تعیین حداقل غلظت مهار کنندگی و کشندگی انجام شد.

    یافته ها

    عصاره های مورد آزمایش فقط بر روی باکتری های گرم مثبت تاثیر داشته و اثر مهاری عصاره متانولی بیشتر از سایرین بود. اشرشیا کلی مقاوم ترین و باسیلوس سریوس حساس ترین باکتری شناخته شدند و هیچگونه تفاوت آماری معنی داری در بین گروه های مختلف مشاهده نشد (05 / 0 < P |). نتایج minimum inhibitory concentration (MIC) / minimum bactericidal concentration (MBC) نشان داد که هیچ کدام از عصاره های تست شده قادر به مهار یا حذف باکتری های مورد آزمایش نبوده و نیاز به غلظت های بالاتر می باشد. عمده ترین ترکیب در اسانس Nonadecane شناسایی شد.

    نتیجه گیری

    عصاره های مختلف در مقایسه با آنتی بیوتیک های تجاری اثر ضد باکتریایی کمتری داشته و در آنالیز نتایج GC/MS نیز تعداد ترکیبات کمی شناسایی گردید.

    کلیدواژگان: Arenaria hispanica، ضد باکتریایی، اسانس، عصاره
  • محمد رجبی، حسن توزنده جانی*، احمد زنده دل صفحات 48-56
    مقدمه

    این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی گرایانه ادراک از بیماری در رابطه عوامل روانی اجتماعی با خود مراقبتی بیماران دیابت نوع II انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران دیابتی مراجعه کننده نوع II درمانگاه میلاد مشهد بود. نمونه آماری شامل 392 نفر بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های کوتاه ادراک از بیماری بردبنت و همکاران IPQ ، سبکهای مقابله با استرس لازاروس و فولکمن CSI ، فرم کوتاه خودکنترلی تانجنی SCI ، حمایت اجتماعی زیمنت و همکاران MSSI ، رابطه پزشک – بیمار وندرفلتز و همکاران PDRQ و مقیاس خودمراقبتی توبرت و کلاسگو DSCBS استفاده گردید. تحلیل آماری داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری به روش تحلیل مسیربا نرم افزار 23 - Amos و 23 - SPSS صورت گرفت.

    یافته ها

    بین سبکهای مقابله با استرس، خودکنترلی، حمایت اجتماعی و رابطه پزشک بیمار با خود مراقبتی بیماران دیابت نوع II ارتباط معنادار وجود داشت 05 / 0 > P. همچنین نتایج نشان داد ادراک از بیماری در رابطه عوامل روانی-اجتماعی با خود مراقبتی نقش میانجی گرایانه دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج پژوهش بر اهمیت عوامل روانی اجتماعی و ادراک از بیماری در خود مراقبتی بیماران دیابت نوع II تاکید دارد. ادراک منطقی از بیماری که از عوامل روانی اجتماعی تاثیر میپذیرد از یک سو باعث کاهش آشفتگی هیجانی در برخورد با مسایل پیش بینی نشده مرتبط با بیماری شده و از سوی دیگر با تنظیم کردن الگوهای مصرف دارو و ملاقات با پزشک باعث بهبود خود مراقبتی میگردد.

    کلیدواژگان: ادراک بیماری، عوامل روانی-اجتماعی، خود مراقبتی، دیابت
  • یاسمن بزرگ نیا، شاهین مافی نژاد* صفحات 57-62
    مقدمه

    شکاف کام و/یا لب شایعترین نقص مادرزادی ناحیه سر و گردن میباشد. علت شکاف چند فاکتوری و عوامل ایجاد کننده آن به طور کامل شناخته شده نمیباشد. شکاف کام میتواند به صورت یک طرفه یا دو طرفه همراه با یا بدون شکاف لب باشد. حدود % 60 از افراد دارای شکاف لب دارای شکاف کام نیز هستند. طبق آمار موجود بروز شکاف های کام و/یا لب 1 مورد از هر 700 تولد است.

    روش کار

    برای انجام این مطالعه تمامی بیمارستانهایی که در استان خراسان شمالی دارای بخش زنان و زایمان و نوزادان بودند بررسی شد. ابتدا پروندهی نوزادان متولد شده دارای شکاف لب و کام را در سالهای 1396 - 1395 استخراج کرده، سپس با والدین آنها تماس گرفته تا برای معاینه به کلینیک مراجعه و پرسشنامه لازمه را پر کنند. داده های جمع آوری شده در نرم افزار 23 SPSS وارد و آنالیز صورت گرفت.

    یافته ها

    از بین 31724 زایمان صورت گرفته، تعداد 22 مورد شکاف کام و/یا لب وجود داشته است. در مجموع در دختران 15 مورد و در پسران 7 مورد شکاف کام و/ یا لب مشاهده شد که از نظر آماری اختلاف معنادار نداشتند. مادران نوزادان دارای شکاف دهانی بر اساس مصرف دارو طی بارداری اختلاف معنادار نداشتند. همچنین رتبه تولد و سن مادر نیز ارتباطی با بروز شکاف های دهانی نداشتند.

    نتیجه گیری

    در این مطالعه شیوع شکاف های دهانی در طول سالهای 1396 و 1397 در استان خراسان شمالی 69 / 0 در 1000 تولد بود. در این مطالعه میان بروز شکاف های کام و/ یا لب و جنسیت ارتباطی دیده نشد.

    کلیدواژگان: شکاف کام، شیوع، ناهنجاری مادرزادی
  • محمد خرمی، سید حمید آتش پور*، مژگان عارفی صفحات 63-72
    مقدمه

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی بر بهزیستی روانشناختی، نشاط ذهنی و تاب آوری مادران کودکان فلج مغزی انجام شد.

    روش کار

    نمونه ها به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده برگزیده به تعداد 39 نفر و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش   13 نفر در گروه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و 13 نفر در گروه درمان فراشناختی و یک گروه کنترل  13 نفر تقسیم شدند. در پیش آزمون از پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی ریف مقیاس تاب آوری کونر- دیویدسون، مقیاس نشاط ذهنی موقعیتی ریان و فریدریک استفاده شد. در مرحله ی بعد، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و فراشناخت درمانی طی 8 جلسه و یکبار در هفته به مدت دو ساعت بر روی گروه های آزمایش اجرا شد و گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفت. سپس پس آزمون برای هر سه گروه تکمیل گردید. نهایتا پس از دو ماه مجددا هر سه گروه مورد سنجش قرار گرفتند و داده های لازم گردآوری و با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه درمان فراشناختی و شناخت درمانی بر مبتنی ذهن آگاهی با گروه گواه در متغیرهای بهزیستی وانشناختی و نشاط ذهنی وجود دارد. ولی، در متغیر تاب آوری این تفاوت معنادار نبود. همچنین در مقایسه دو درمان ذهن آگاهی و فراشناخت بر متغیرهای پژوهش حاضر نتایج حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار بین دو گروه بود.

    نتیجه گیری

    با عنایت به یافته های بدست آمده، به منظور افزایش سطح بهزیستی روانشناختی و نشاط ذهنی، مادران کودکان فلج مغزی باید مداخلات فراشناخت درمانی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی توجه بیشتری مبذول گردد.

    کلیدواژگان: مادران کودکان فلج مغزی، درمان فراشناخت، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بهزیستی روان شناختی، نشاط ذهنی تاب آوری
  • کوشا کمالی*، پژمان شادپور، احسان زلفی، وحید واحدی، حسین صفاری، نصرالله آبیان صفحات 73-78
    مقدمه

    روش TURB به عنوان یک روش استاندارد طلایی برای تشخیص و درمان تومورهای مثانه غیر تهاجمی به عضله طبق EAU در سال 2018 شناخته می شود.عدم وجود نمونه دترسور تا % 50 در این روش گزارش شده است .هدف از این مطالعه مقایسه روش ان بلاک با روش Conventional TURB در به دست اوری نمونه دترسور است .

    روش کار

    از سپتامبر 2017 تا سپتامبر 2018 تعداد 60 بیمار با تومور منفرد پاپیلاری کمتر سه سانتی متر بدون سابقه قبلی تومور مثانه به طور تصادفی به دو گروه تصادفی تقسیم شدند و مورد جراحی با روش های en-bloc TURB با هوک و Conventional TURB قرار گرفتند. مدت زمان عمل، میزان پارگی و وجود دترسور در دو گروه مقایسه شد .

    یافته ها

    طول مدت جراحی در en-bloc TURB 52 / 3 ± 46 / 15 و در گروه Conventional TURB تی یو ار بی 04 / 5 ± 06 / 20 دقیقه بود که طول مدت جراحی به طور معناداری در گروه en- bloc TURB نسبت به گروه conventional TURB کمتر بود.هیچ موردی از پارگی کلینیکال مثانه در دو گروه دیده نشد. در 28 نفر (3 / 93 %) در گروه en- bloc TURB و 25 نفر (3 / 83 %) در گروه Conventional TURB نمونه دترسور در بررسی پاتولوژی وجود داشت که این تفاوت قابل ملاحظه ای نبود .

    نتیجه گیری

    روش en-bloc TURB مونوپولار با هوک در به دست اوردن نمونه دترسور به اندازه روش Conventional TURB موثر است و باعث افزایش پارگی مثانه نمی شود و با توجه به کاهش زمان عمل نسبت به روش Conventional TURB روش برتری است.

    کلیدواژگان: سرطان مثانه، TURB، Ten-bloc، دترسور
  • جعفر حسنی*، مهرنسا شهابی صفحات 79-88
    مقدمه

    مطالعات مختلف نشان میدهد که اختلال اضطراب فراگیر همبودی بالایی با افسردگی اساسی دارد .بدتنظیمی هیجان نقش مهمی در شروع و نگهداشت اختلال اضطراب فراگیر و اختلال افسردگی اساسی ایفا میکند .هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان نظم جویی هیجانی در کنترل توجه، ذهن آگاهی و ارزیابی مجدد بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی اساسی بود.

    روش کار

    با استفاده از طرحهای تجربی تک آزمودنی دارای خطوط پایه چندگانه و بر اساس تمایل به شرکت در مطالعه، مصاحبه تشخیصی ساختاریافته و ملاکهای ورود، دو نفر از افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی انتخاب شدند. هر دو آزمودنی به صورت انفرادی در خلال شانزده جلسه تحت درمان نظم جویی هیجان قرار گرفتند .بیماران توسط مقیاس کنترل توجه، پرسشنامه مهارتهای ذهن آگاهی کنتاکی و پرسشنامه نظم جویی هیجان ارزیابی شدند .برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های تغییرات روند، شیب و تفسیر فراز و فرود نمودارها استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که درمان نظم جویی هیجان موجب افزایش قابلملاحظه راهبردهای کنترل توجه، ذهن آگاهی و ارزیابی مجدد بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر همبود با افسردگی اساسی میشود.

    نتیجه گیری

    در مجموع یافته ها نشان میدهند که درمان نظم جویی هیجان از طریق هدف قرار دادن مولفه های کنترل توجه، ذهن آگاهی و ارزیابی مجدد میتواند درمان مناسب برای اختلال اضطراب فراگیر هم بود با افسردگی اساسی باشد.

    کلیدواژگان: اختلال اضطراب فراگیر همبود، با افسردگی اساسی، درمان نظم جویی هیجان، کنترل توجه، ذهن آگاهی، ارزیابی مجدد
  • محمدرضا جلیلوند، ضیاء فلاح محمدی*، علی یعقوبی صفحات 89-97
    مقدمه

    اتصال فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز) BDNF (بالغ با گیرنده تیروزین کیناز B (TrkB) به بقای سلولی منجر میشود، در حالی که اتصال proBDNF به گیرنده 75 p به مرگ سلولی منتهی میگردد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر حفاظتی تمرین استفامتی بر BDNF ، TrkB ، proBDNF و 75 p در هیپوکامپ موشهای صحرایی نر به دنبال ایسکمی ریپرفیوژن مغزی بود.

    روش کار

    40 سر موش صحرایی نر با سن 12 هفته و میانگین وزنی 98 / 16 ± 56 / 236 گرم، در 4 گروه سالم کنترل، سالم تمرین، ایسکمی کنترل و ایسکمی تمرین قرار گرفتند. گروه های تمرین سالم و ایسکمی با سرعت 30 متر در دقیقه به مدت 30 دقیقه در هر جلسه و 5 روز در هفته و به مدت 8 هفته روی نوار گردان تمرین کردند. سپس در گروه های ایسکمی، شریان کاروتید با استفاده از گیره های میکروسرجری به مدت 45 دقیقه مسدود شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که سطح BDNF هیپوکامپ در گروه ایسکمی کنترل نسبت به گروه سالم کنترل به طور معناداری پایینتر بود (001 / 0 = P). همچنین سطح BDNF هیپوکامپ در گروه ایسکمی تمرین نسبت به ایسکمی کنترل به طور معنادار بالاتر بود (002 / 0 = P). از طرفی سطح TrkB هیپوکامپ در گروه ایسکمی کنترل نسبت به گروه سالم کنترل به طور معناداری پایینتر بود (026 / 0 = P) ولی با وجود افزایش سطح TrkB در گروه ایسکمی تمرین نسبت به ایسکمی کنترل، این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (556 / 0 = P). سطح proBDNF هیپوکامپ در گروه ایسکمی کنترل نسبت به گروه سالم کنترل به طور معناداری بالاتر بود (001 / 0 = P) ولی بین سطح proBDNF هیپوکامپ در گروه ایسکمی تمرین نسبت به ایسکمی کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد (418 / 0 = P .)

    نتیجه گیری

    به نظر میرسد که تمرین ورزشی از طریق بهبود سطح BDNF ، TrkB و proBDNF هیپوکامپ میتواند از آپوپتوز و مرگ نورونی پیشگیری کند. بنابراین میتوان بیان داشت تمرین استقامتی به عنوان یک روش محافظتی در پیشگیری از عوارض جانبی ایسکمی مورد مطالعه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تمرین استقاومتی حفاظتی، عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF)، تیروزین کیناز B (TrkB) proBDNF75p، ایسکمی
|
  • Mohammad Parastesh* Pages 1-8
    Introduction

    Diabetes through sex hormone deficiency can cause erectile dysfunction in type 2 diabetic men, however, resistance training can improve diabetes by reducing complications of this disorder.

    Objectives

    The purpose of this study was to investigate the effect of resistance training on serum levels of dihydropyronestrone, estradiol and erectile dysfunction in type 2 diabetic men.

    Methods

    In this quasi-experimental study, 24 men with type 2 diabetes with a mean weight of 77.1±3.5 kg and BMI of 26.13±3.3 kg/m2 were randomly selected. They were randomly divided into two groups Diabetics were divided into control exercises and diabetic control. The diabetic group performed 8 weeks of resistance training with resistance training. Serum levels of dihydroepiandrosterone, estradiol, erectile dysfunction and other dependent variables were measured 48 h before and after the training period. Data were analyzed using covariance analysis (ANCOVA) (P = 0.05).

    Results

    Resistance training in diabetic group resistance training significantly decreased insulin resistance index (HOMA-IR) compared to diabetic control group (P = 0.010). Resistance training also significantly decreased serum estradiol levels (P = 0.040) and significantly increased serum levels of dihydroepiandrosterone (P = 0.030) in diabetic group resistance training compared to diabetic control group. Resistance training also increased erectile function in the areas of erectile function (P = 0.019), marital satisfaction (P = 0.012) and total scores (P = 0.002) in diabetic group resistance training compared to diabetic control group.

    Conclusions

    Overall, based on our findings, it seems that resistance training reduces serum estradiol levels and increases serum levels of dihydropyronestrone in improving erectile function in type 2 diabetic patients. Keywords: Type 2 diabetes, Resistance training, Dihydroepiandrosterone, Estradiol, Erectile function.

    Keywords: Type 2 Diabetes_Resistance Training_Dihydroepiandrosterone_Estradiol_Erectile Function
  • Toktam Jafarzadeh, Ali Akbar Soleimanian*, Mohammadr Mohammadpou Pages 9-17
    Introduction

    Domestic violence is the cause of most physical and psychological damages in women. The purpose of this study is to predict domestic violence against women based on Alexithymia and family performance by mediating differentiation in women visiting to comprehensive urban health services centers in Bojnourd.

    Methods

    The present study is a structural type and the statistical population of all women visiting in 1335 number of people. The sample size was estimated to be 250 by Cochran formula. The sampling method was a single stage cluster method. In order to measure the research variables, domestic violence, Alexithymia, family performance, and family data were analyzed using Amos software, Self-assessment mediation test method, structural equation method, path analysis.

    Results

    The findings showed that family performance with Alexithymia of women's differentiation is significant at a confidence level of 0.99.

    Conclusions

    The results of this study showed that differentiation can play the mediation role in the prediction of domestic violence.

    Keywords: Alexithymia, Self-Differentiation, Domestic Violence, Family Performance
  • Hossein Kamani, Ali Paseban*, Morteza Ahmadabadi Pages 18-26
    Introduction

    Due to the continued urbanization and industrialization in most parts of the world, metals are constantly being introduced into the soil environment and posing a major threat to human health. The purpose of this study was to investigate the contamination of Esfarayen surface soils with heavy metals and its hazards to human health.

    Methods

    Surface soil samples were collected from 5 areas with different land uses in Esfarayen. The concentration of heavy metals in the soil was measured by ICP-OES. Contamination factors (Geoaccumulation Index and Pollution Load Index) and health hazards (carcinogenic and non-carcinogenic) of heavy metals in surface soils were evaluated.

    Results

    The results showed that the mean concentrations of cadmium (Ca), chromium (Cr), copper (Cu), nickel (Ni), lead (Pb) and zinc (Zn) in Esfarayen soil were 0.21, 33.27, 39.91, 32.25, 25.17 and 25.52 mg/kg, respectively. It was much higher than the natural background values. The highest and the least carcinogenic risk were related to chromium and lead, respectively. Soil health risk assessment for the pediatric group showed that the soil did not pose a risk to children and adults.

    Conclusions

    The contamination factor (Cf) values showed that the heavy metal contamination levels were Zn> Cr> Ca> Cu> Ni> Pb, respectively. These results are important in developing appropriate management strategies to reduce pollutant resources in Esfarayen.

    Keywords: Heavy Metal Pollution, Health Risk Assessment, City of Esfarayen
  • Allireza Abbaspour, Saeed Barzegar, Hasan Namdar Ahmadabad*, Shima Shekari, Hamid Soorgi Pages 27-33
    Introduction

    In present study, we evaluated the effect of plasma collected from packed red blood cells (PRBCs) at various weeks after donation on peripheral blood mononuclear cells (PBMCs).

    Methods

    In this experimental study, plasma prepared from twenty PRBCs in the first, second, fourth, and fifth weeks after donation. PBMCs were also isolated from healthy donors and treated with different concentrations of prepared plasma in vitro. NO and MDA levels were measured in culture supernatant using Griess reaction and thiobarbituric acid method, respectively and cell activity was evaluated using MTT assay. GraphPad Prism (version 5) software was used for statistical analysis (repeated measure) of the data. P values less than 0.05 were considered statistically significant.

    Results

    Our results indicated that plasma prepared from PRBCs during the early weeks increases the activity of PBMCs and enhance NO production. We also found that these plasmas have various effects on concentration of MDA released from PBMCs depending on time and concentration.

    Conclusions

    We concluded that plasma of PRBCs can have immunostimulatory or immunosuppressive effects on PBMCs, depending on the concentration and duration of blood bag storage.

    Keywords: Blood Transfusion, Malondialdehyde, Nitric Oxide, Plasma, Peripheral Blood Mononuclear, Cell
  • Parvin Sepehr*, Hossein Lashkardoost, Nayera Naimi Ghasabiyan, Shokoofeh Rezapour, Batool Tebaki Pages 34-39
    Introduction

    Musculoskeletal disorders are one of the prevalent factors that lead to absenteeism at work. The purpose of this study was to evaluate the physical posture and methods to improve workstations in the petrochemical industry.

    Methods

    This interventional study was carried out at the Petrochemical Company and according to the type of work and posture evaluation using two methods QEC and LUBA. Ergonomic chair design was done by examining the anthropometric dimensions of the staff and then Posture re-evaluated and data were on paired t-test statistical tests analyzed by SPSS19.

    Results

    In the QEC method 100% observations of fourth level loading workers in the loading section were in the fourth level and all workers in the bag sewing sector were in the third level. Posture evaluation by LUBA showed that 50% of workers' postures were in Area 3 of the Corrective Action Schedule and 37.5% of Postures in Area 4 of Corrective Action Table 3. Also, after intervention 28% frequency was in third level and 72% in QEC method. The LUBA showed that 20 percent of workers' postures were in Area 3 of the Corrective Action Table and 80 percent of Posters in Area 2 of the Corrective Action Table.

    Conclusions

    These two methods have shown similar results for postural evaluation. Therefore, it can be concluded that proper application of optimized design will result in improved postures in the workplace. And prevented musculoskeletal disorders.

    Keywords: Postural EvaluationQECLUBAIntervention
  • Sara Firuzeh, Parastoo Zarghami Moghaddam, Ameneh Mohammadi, Asma Asad Nejad, Mahsa Taheri Bazkhaneh, Jamal Kasaian, Peiman Alesheikh* Pages 40-46
    Introduction

    With increasing resistance to overuse of synthetic chemical antibiotics, it is necessary to find alternative drugs that have both antibacterial and minimal side effects. The aim of this research is the effect of different types of solvents on the extraction of effective antibacterial agents of the plant and the identification of chemical compounds of Arenaria hispanica essential oil in North Khorasan province.

    Methods

    Arenaria hispanica with locally name ‘Marjaneh’, after collection and drying, was extracted using various solvents by maceration method. Essential oil distillation was performed by Clevenger apparatus and the compounds were analyzed by gas chromatography-coupled mass spectrometry (GC/MS). Disk and well diffusion method, minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum bactericidal concentration (MBC) were used to determine the antibacterial activity.

    Results

    The extracts had effect only on gram positive bacteria and the inhibitory effects of methanolic extract was more than others. Escherichia coli was the most resistant and Bacillus cereus was the most susceptible bacterium, which showed no statistically significant differences between groups (P > 0.05). The MIC / MBC results showed that none of the extracts were able to inhibit or remove the bacteria and higher concentrations are required. Nonadecane was the main compound identified in the essential oil.

    Conclusions

    Different extracts had less antibacterial effects than commercial antibiotics and small numbers of compounds were identified by the GC/MS analysis.

    Keywords: Arenaria Hispanic, Antibacterial, Essential Oil, Extract
  • Mohamad Rajabi, Hasan Toozandehjani*, Ahmad Zendedel Pages 48-56
    Introduction

    The aim of this study was to investigate the mediating role of perception of illness in relation to psychosocial factors with self-care in type II diabetes patients.

    Methods

    The present study was a descriptive-analytic one. The statistical population of this study included diabetic patients referring to type II diabetes in Milad Clinic of Mashhad. The sample consisted of 392 subjects who were selected by convenience sampling method. To measure the research variables, Short illness perception Questionnaire of Birdbent et al., Stress Coping Styles of Lazarus and Folkman (1984), Tangeny Self-Control Short Form (2004), Zement et al. Social Support (1988), Physician-Patient Relationship of Wendreflets et al. (2004) and the Tobert and Klasgow Self-Care Scale (2004) were used. Statistical analysis of the data was done by structural equation modeling using path analysis with Amos-23 and SPSS-23 software.

    Results

    There was a significant relationship between coping styles, self-control, social support, and physician-patient relationship with self-care in type II diabetic patients (P < 0.05). The results also showed that perception of illness has a mediating role in relation to psychosocial factors with self-care.

    Conclusions

    Given the importance of psychosocial factors, the results of this study showed that a rational understanding of the disease, on the one hand, reduces the emotional disturbance of dealing with unpredicted illness-related issues, and on the other hand, improves self-care by adjusting patterns of drug use and meeting with the physician.

    Keywords: Illness Perception, Psycho-Social Factors, Self-Care, Diabetes
  • Yasaman Bozorgnia, Shahin Mafinezhad* Pages 57-62
    Introduction

    Cleft lip/palate is the most prevalent congenital anomaly of the head and neck area. This problem has a multifactorial nature and the causing factors have not yet been fully known. 60 percent of cleft lip is accompanied with cleft palate. The prevalence rate of this anomaly is estimated 1 in 700 people due to several studies.

    Methods

    In this cross-sectional study data of the neonates born with cleft lip/palate during 2016-2017 in hospitals of North Khorasan province was collected. To extract the data, in every hospital which has a Maternity ward the birth registration book and the patients file were checked. Data of neonates was collected. The data was analyzed in SPSS version 23.

    Results

    Out of 31724 neonates checked in this study 22 had cleft lip and/or palate. Seven cases were boys and 15 were girls in which there was not significant differences P = 0.58. Maternal use of drugs was not different among affected babies. Parity and maternal age was not associated with prevalence rate of cleft palate and/or lip.

    Conclusions

    Prevalence of this malformation in North Khorasan province during 2016 and 2017 was 0.69 per 1000 births. There was no significant relation between cleft lip and/or palate and gender.

    Keywords: Cleft Palate, Prevalence, Congenital Malformation
  • Mohammad Khorrami, Seyed Hamid Atashpour*, Mozhgan Arefi Pages 63-72
    Introduction

    The purpose of this study was to determine the effectiveness of Mindfulness-Based Cognitive Therapy and metacognitive therapy on psychological well-being, mental agility and resilience of mothers of children with cerebral palsy. The statistical population of this study included all mothers of children with cerebral palsy in North Khorasan Province in 2017 and 2018.

    Methods

    Samples were selected by simple random sampling method (39 people) Then, they were randomly divided into two experimental groups (13 in the Mindfulness-Based Cognitive Therapy group and 13 in the metacognitive therapy group) and one in the control group (13 people).The pre-test was used from Reef Psychological Well-Being Questionnaire, Conner-Davidson Resilience Scale, Ryan's and Friedrich's mental regression scales. In the next step, the Mindfulness-Based Cognitive Therapy and Metacognition Therapy in 8 sessions and once a week For two hours was performed on examination Group and control group didn’t received any intervention. Then, the post-test was completed for all three groups. Eventually, after two months, all three groups were evaluated And the necessary data were collected And analyzed by repeated measures of variance analysis.

    Results

    The results showed a significant difference between the two groups of meta-cognitive therapy and mindfulness-based cognitive therapy whit control group on the Variables of subjective well-being and Mental vitality. However, this difference was not significant in the resilient variable. Also, comparing Between the two treatments of mindfulness and metacognition on the present research variables, showed no significant difference between the two groups.

    Conclusions

    According to the findings, in order to increase the level of psychological well-being and mental vitality of mothers of children with cerebral palsy, meta-cognitive and mindfulness training should be paid more attention.

    Keywords: Mothers of Cerebral Palsy, Meta-Cognitive Therapy, Mindfulness-Based Cognitive, Therapy, Psychological Well-Being, Mental Vitality, Resilience
  • Koosha Kamali*, Pejman Shadpour, Ehsan Zolfi, Vahid Vahedi, Hossein Saffari, Nasrollah Abian Pages 73-78
    Introduction

    According to EAU 2018 guidelines, TURBT is the gold standard method for diagnosis and treatment of non-muscle invasive bladder tumor. It has been reported that in 50% of cases no detrusor was found in the specimen. The aim of this study is to compare presence of detrusor in specimens taken by conventional and en-bloc method.

    Methods

    From September 2017 to September 2018, 60 patients with solitary papillary tumor sized less than 3 cm, and no prior history of bladder cancer, randomly divided into two groups: Conventional TURBT and en-bloc TURBT with monopolar hook. Mean operation time, perforation rate, and presence of detrusor muscle were compared between two groups.

    Results

    Mean operation time in en-bloc TURBT was 15.46 ± 3.52 minutes and in conventional TURBT was 20.6 ± 5.04 minutes. The mean operation time was significantly different between the two groups. No clinical bladder perforation was seen in the two groups. In 28 cases (93.3%) of en-bloc group the detrusor was seen in pathologic reports while presence of detrusor in pathology report was positive in 25 cases (83.3%) of the conventional group, this difference was not statistically significant.

    Conclusions

    En-bloc TURBT with monopolar hook was as effective as conventional method with no increase in bladder perforation, and due to lower operation time it is a better option than conventional TURBT.

    Keywords: Bladder Cance, TURBT, En-Bloc, Detrusor
  • Jafar Hasani*, Mehrnesa Shahabi Pages 79-88
    Introduction

    Various studies indicate that generalized anxiety disorder has a high comorbidity with major depression disorder. Emotion dysregulation plays an important role in onset and maintenance of generalized anxiety disorder and major depressive disorder. The purpose of this study was to examine the efficacy of emotion regulation therapy in control of attention, mindfulness and reappraisal of generalized anxiety disorder comorbid with major depression.

    Methods

    Using single subject experimental designs with multiple baselines and according to participant tendency, structured diagnostic interview and inclusion criteria, 2 GAD patients comorbid with major depression were selected. Participants received emotion regulation therapy according in sixteen sessions. Patients were examined by Attention Control Scale, Kentucky Mindfulness Skills Questionnaire and Emotional Regulation Questionnaire. To analyze the data, indexes of process changes, slope and interpretation of ups & downs in charts were employed.

    Results

    The results showed that emotion regulation therapy dramatically increased reappraisal, mindfulness and attention control strategies in patients with generalized anxiety disorder comorbid with major.

    Conclusions

    Findings generally showed that emotion regulation therapy via targeting reappraisal, mindfulness and attention control components can be appreciate choice for treatment of generalized anxiety disorder comorbid with major depression.

    Keywords: Generalized Anxiety Disorder, Comorbid with Major, Depression, Emotion Regulation Therapy, Attention Control, Mindfulness, Reappraisal
  • MohammadReza Jalilvand, Ziya Fallahmohammadi*, Ali Yaghoubi Pages 89-97
    Introduction

    Binding of mature brain derived neurotrophic factor (BDNF) to tyrosine kinase B (TrkB) receptor leads to cell survival, while proBDNF binding to p75 receptor leads to cell death. Thus the aim of the present study was to investigate the effects of eight weeks pre-conditioning endurance training on BDNF, TrkB, proBDNF and p75 levels in the hippocampus male rats following ischemic reperfusion.

    Methods

    40 male wistar rats (12 weeks old and 236.56 ± 16.98g) were divided into four groups, including: ischemic control, ischemic training, healthy control, healthy training. Training groups (healthy and ischemic), trained with 30m/min (70% VO2max), 30min/day, and 5 days/week for 8 weeks on the treadmill. To induce ischemia (in ischemic groups), carotid artery is clamped with microsurgery clamp for 45 minutes. For data analysis, one-way ANOVA and post hoc Tukey tests were performed at a significance level of P ˂ 0.05.

    Results

    The results showed that BDNF levels in hippocampus of ischemic control group were significantly lower than healthy control group (P = 0.001). Also BDNF levels in hippocampus of ischemic training group were higher than ischemic control group (P = 0.002). TrkB levels in control group were significantly lower than healthy control group (P = 0.026). But despite increasing in TrkB levels of ischemic training group than ischemic control group wasn’t significant (P = 0.556). proBDNF levels in ischemic control group were significantly higher than healthy control group (P = 0.001). No significant difference were found in proBDNF levels of ischemic training group than ischemic control (P = 0.418). No significant difference were found in p75 levels in difference were found in different group (P = 0.071).

    Conclusions

    Based on these results, it seems that pre-conditioning endurance training can have neuroprotective effect through improving BDNF, TrkB and proBDNF levels in hippocampus and can prevent apoptosis and neuronal death following ischemic reperfusion and can be studied as a complementary therapy in ischemic disease.

    Keywords: Pre-Conditioning Endurance_Training_Brain Derived Neurotrophic_Factor (BDNF)_Tyrosine Kinase B (TrkB)_proBDNF_P75_Ischemia