فهرست مطالب

تحقیقات مرتع و بیابان ایران - سال بیست و هفتم شماره 1 (پیاپی 78، بهار 1399)
  • سال بیست و هفتم شماره 1 (پیاپی 78، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/23
  • تعداد عناوین: 10
|
  • ایاد اعظمی*، مرتضی اکبرزاده، ماشااله محمدپور صفحات 1-12

    ظرفیت مرتع به علوفه تولید شده در مرتع، حد بهره برداری مجاز گونه های گیاهی، کیفیت علوفه و درجه سلامت مرتع بستگی دارد. گونه های مرتعی در ماه ها و سال های مختلف تولید معینی دارد. بدون شناخت خصوصیات تولیدی گیاهان و میزان مصرف علوفه یک مرتع در طول دوره چرا برنامه ریزی و مدیریت مرتع و دام مقدور نمی باشد. این تحقیق در طی سال های 1387، 1388 و 1389 به اجرا در آمد، و میزان تولید و مصرف علوفه در ماه ها و سال های مورد بررسی اندازه گیری گردید. در سه سال اجرای طرح بارش سالانه به ترتیب 138 و 200 و 330 میلی متر بود. نتایج نشان داد میزان تولید علوفه در سه سال به ترتیب 7/485 و 1372 و 4/1844 کیلوگرم در هکتار است که از نظر آماری اختلاف معنی دار است. همچنین میزان تولید در بین ماه های فصل رویش اسفند تا مرداد دارای اختلاف معنی دار بوده، بطوریکه 7/94 درصد تولید مرتع در 2 ماه اول رویش (اسفند و فروردین) و 3/5 درصد مابقی تولید علوفه در 4 ماه آخر دوره رویشی می باشد. لذا تولید علوفه در طی دوره رویش مناسب نیست. دیگر نتایج نشان داد میزان مصرف در سه سال به ترتیب 400 و 751 و 490 کیلوگرم در هکتار می باشد. هرچند از نظر آماری اختلاف معنی دار نیست اما درسال خشک 87، 83 درصد و در سال مرطوب 89، 6/26 درصد علوفه تولیدی مرتعی مصرف گردید. بنابراین در سال خشک، همزمان با کاهش تولید علوفه، بهره برداری دام تا 83 درصد افزایش یافته است که متناسب با ظرفیت مرتع نیست. دیگر نتایج نشان می دهد که سهم گیاهان یک ساله و چندساله در تولید کل مرتع به ترتیب، 81 و 19 درصد و سهم در جیره دام 90 و 10 درصد می باشد. بنابراین جهت رسیدن به تولید پایدار، مدیریت صحیح مرتع و استفاده از گونه هایی بومی از قبیل Onosma bulbotrichum،Ankyropetalum gypsophiloides، Convolvulus reticulatus و Salvia compressaتوصیه می گردد.

    کلیدواژگان: تولید، ظرفیت مرتع، صالح آباد، مصرف
  • مهدخت الله مرادی، حسین ارزانی*، علی طویلی صفحات 13-23

    تعیین ظرفیت چرا، یکی از اساسی ترین موارد در اداره مرتع است و عدم رعایت آن، یکی از عوامل تخریب مرتع است. هدف از این پژوهش، تعیین ظرفیت چرا در مراتع طالقان میانی در قالب سیاست کوتاه مدت است تا عواملی که در محاسبه ظرفیت چرا باید اعمال شود، مورد توجه قرار گیرد و بتوان علاوه بر حفاظت، به بهبود وضعیت مرتع نیز کمک کرد.نمونه برداری در خرداد ماه 1392، از پوشش گیاهی با روش تصادفی- سیستماتیک انجام و مقدار تولید علوفه در هر تیپ گیاهی به تفکیک گونه های قابل چرای دام از هر سه کلاس خوشخوراکی I, II, III، برداشت شد. بعد از آن، حد بهره برداری مجاز تعیین وسپس ظرفیت چرای کوتاه مدت، به روش محاسبه انرژی روزانه مورد نیاز دام و با توجه به کیفیت علوفه تعیین شد. نتایج حاکی از آنست که ظرفیت چرا در منطقه از 0 تا 1534 راس گوسفند نژاد فشندی در طول فصل چرا (4 ماه) تغییر می کند. مساحت لازم برای چرای یک راس گوسفند نژاد فشندی در طول فصل چرا از 92/1 تا 63/8 هکتار متغیر است. بطور کلی بر مبنای نتایج، ظرفیت چرای تمام مراتع مورد مطالعه در طول فصل چرا (4 ماه)، معادل 6802 راس گوسفند بالغ نژاد فشندی است که برای چرای یک راس گوسفند بالغ نژاد فشندی، بطور متوسط 76/3 هکتار از مراتع منطقه توصیه می شود و این در حالی است که ظرفیت چرا در مراتع مورد مطالعه برای مراتع با وضعیت خوب، تقریبا برابر با 145 راس گوسفند نژاد فشندی در هر هکتار و برای مراتع با وضعیت ضعیف، برابر با 19 راس دام در هکتار است. از این رو در محاسبه ظرفیت چرا لازم است به خوشخوراکی گیاهان، حد بهره برداری مجاز، کیفیت علوفه و تفاوت در نیاز روزانه دام بسته به وزن دام چراکننده در مرتع و میزان تحرک آن نیز توجه نمود. بنابراین تحقیق حاضر سعی دارد توجه همکان را به این نکته معطوف دارد که در محاسبه ظرفیت چرایی مرتع باید به همه عوامل تاثیر کذار توجه گردد.

    کلیدواژگان: ظرفیت چرای کوتاه مدت، خوشخوراکی، حد بهره برداری مجاز، نیاز روزانه دام، گوسفند فشندی
  • محمدتقی زارع*، محمد فیاض، صدیقه زارع کیا، ناصر باغستانی میبدی، محمد ابوالقاسمی صفحات 24-35

    ذخیره نزولات آسمانی همراه با کشت گونه های گیاهی در احیا و اصلاح مراتع بخصوص مراتع مناطق خشک مورد توجه است. در این تحقیق تاثیر تیمارهای کنتور فارو، پیتینگ و هلالی آبگیر در استقرار گونه کمای طبسی (Ferulatabasensis) در منطقه کالمند بهادران استان یزد که یکی از رویشگاه های این گونه می باشد، مورد بررسی قرار گرفت. کشت بذر در دو زمان اوایل پاییز به عنوان کشت پاییزه و اواخر زمستان به عنوان کشت بهاره انجام گرفت. تحقیق بر اساس طرح آماری اسپلیت پلات با تیمار اصلی 2 تاریخ کشت و تیمار فرعی 3 روش کاشت در سه تکرار در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی پایه ریزی گردید. بذور در دو سال 1392 و 1393 کشت گردید. نتایج نشان داد که میزان سبز شدن بذور در کشت پاییزه بطور معنی داری بیشتر از کشت بهاره بود. از بین روش های کاشت تاثیر روش هلالی آبگیر اندکی بیش از دو روش دیگر بوده است. بطور کلی هر سه روش کاشت سبب سبز شدن بیش از 50 درصدی بذور شدند. اگرچه تعدادی از این نهال ها در سال بعد از کاشت به دلایل مختلف از بین رفتند، لیکن حضور حدود 30 درصدی نهال ها در سال دوم و سوم کاشت نشان از موفقیت نسبی روش های ذخیره نزولات در استقرار گیاهان کشت شده، داشته است.

    کلیدواژگان: فارو، پیتینگ، هلالی، مراتع استپی، روش کشت، تاریخ کشت
  • علی اکبر کریمیان*، سمیرا حسین جعفری صفحات 36-46

    به منظور مدیریت موثر یک گونه جانوری نیاز به شناسایی زیستگاه هایی با مطلوبیت بالا برای گونه هدف است تا با حفظ آن زیستگاه ها و برنامه ریزی برای مدیریت صحیح آنها، جمعیت هدف را مورد حفاظت قرار داد. این پژوهش جهت تعیین رابطه بین گونه های مرتعی و مطلوبیت زیستگاه آهوی ایرانی در فصول مختلف بر اساس گروه های سرگین در دشت کالمند استان یزد انجام شد. بدین منظور نمونه برداری در دو فصل تابستان و پاییز طی پنج بازدید و با استفاده از پلات های دایمی تصادفی پاک شونده به طول 200 متر و عرض 2 متر و با دو تکرار انجام شد. به تعداد پلات های حضور سرگین در کل زیستگاه و در جهات مختلف پلات های کنترل یا تصادفی مستقر و هر 45 روز یک بار مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت کلیه نقشه های لازم و تلفیق اطلاعات در نرم افزار ArcGIS9.3 آماده سازی و انجام شد. نتایج نشان داد که اختلاف معنی داری بین دو فصل از نظر تراکم گروه های سرگین در جوامع گیاهی وجود ندارد. از لحاظ درصد پوشش، گونه درمنه و گون افزایش معنی داری در نقاط حضور نسبت به نقاط تصادفی داشت. درصد پوشش گونه خار زن بابا در مناطق کنترل بالاتر از نقاط حضور و نهایتا چوبک در نقاط کنترل نسبت به مناطق حضور بالاتر بود (01/0P<).طبق نقشه تهیه شده، 23 درصد از منطقه از نظر زیستگاهی دارای مطلوبیت درجه یک و 47 درصد از منطقه دارای مطلوبیت درجه دو برای آهو هستند. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش بنظر می رسد از بین متغیرهای زیستگاهی غنای گونه ای، درصد پوشش درمنه و فاصله از جاده متغیرهای تاثیرگذارتری در انتخاب زیستگاه آهو می باشد.

    کلیدواژگان: مطلوبیت زیستگاه، درصد پوشش، آهوی ایرانی، دشت کالمند
  • مسلم یزدانی، رضا عرفانزاده*، اصغر مصلح آرانی صفحات 47-57

    لاشبرگ (هوموس) حاصل از گیاهان بهترین عامل در امر حفاظت و پایداری خاک است که در اثر تجزیه، مواد معدنی و عناصر قابل دسترس گیاهان افزایش یافته و ضمن اصلاح کیفیت خاک، تولید و محصول گیاهی را افزایش می دهد. هدف از این تحقیق مطالعه و مقایسه کیفیت لاشبرگ زیراشکوب سه گونه بادام کوهی (Amygdalus scoparia)، دافنه (Daphne mezereum) و آبنوس (Ebenus stellata) با اندازه گیری خصوصیات شیمیایی (کربن، کلسیم، منیزیم، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، هدایت الکتریکی و اسیدیته) در مراتع مروست از توابع استان یزد بود. بدین منظور در پایان فصل رویش، پس از بررسی های مقدماتی اقدام به شناسایی رویشگاه نموده و پس از انتخاب 15 سایت، نمونه برداری از لاشبرگ زیر اشکوب و بیرون از تاج پوشش انجام گرفت. سپس خصوصیات شیمیایی لاشبرگ در آزمایشگاه اندازه گیری شدند. جهت مقایسه ویژگی های لاشبرگ زیر اشکوب با یکدیگر و همچنین با لاشبرگ بیرون از اشکوب، از آزمون ANOVA و دانکن استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که لاشبرگ آبنوس و دافنه دارای بیشترین مقدار کلسیم، منیزیم و نیتروژن بود. همچنین نمونه های بیرون تاج پوشش هدایت الکتریکی بیشتری نسبت به زیر اشکوب هر سه گونه بوته ای داشتند. میزان فسفر لاشبرگ زیراشکوب در همه گونه ها و همچنین بیرون تاج پوشش یکسان بود. به طور کل، نتایج این تحقیق نشان داد که گونه های گیاهی مناطق خشک دارای ویژگی های متفاوت از حیث لاشبرگ زیراشکوب می باشند که بایستی در فعالیت های اصلاح و توسعه مد نظر قرار بگیرد.

    کلیدواژگان: بادام کوهی، آبنوس، دافنه، نیتروژن، پتاسیم، کربن
  • مریم میردیلمی، محمد رحیمی*، شیما نیکو، علی اکبر دماوندی صفحات 58-74
    در چهار دهه گذشته تغییرات کاربری اراضی در ایران به عنوان یک عامل انسانی بیابان زایی با سرعت فزاینده به وقوع پیوسته و منجر به تشدید روند تخریب اراضی در انواع کاربری ها گردیده است. در این پژوهش با توجه به دامنه گسترده این تغییرات، از فن آوری سنجش ازدور در ارزیابی تغییرات کاربری اراضی و پوشش گیاهی در دشت دامغان استفاده شد. اراضی منطقه با روش طبقه بندی نظارت شده به سه کلاس با کاربری اراضی بایر، اراضی دارای پوشش گیاهی (کشاورزی و مرتعی) و شهری تقسیم گردید و تغییرات کاربری ها در طی چهار دوره زمانی با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاکی از وجود روند افزایشی 184 و07/1 درصدی به ترتیب در سطح کاربری های اراضی شهری و بایر و کاهش 7/15 درصدی در کاربری اراضی دارای پوشش گیاهی (کشاورزی و مرتعی) بوده است. با بهره گیری از شاخص نرمال شده اختلاف پوشش گیاهی NDVI نیز نتایج حاصل از کلاسه بندی پوشش گیاهی منطقه بدین صورت بود که کلاس یک (شاخص کوچک تر از صفر)، از 2/93  به 5/99 درصد افزایش، کلاس دو (شاخص بین 0 تا 2/0)، از6/5  به 38/0 درصد، کلاس سه (شاخص بین 2/ 0تا 5/0)، از 1/1 به 01/0 درصد و کلاس چهار (شاخص بین 5/ 0تا 1) از 03/0 درصد به صفر کاهش یافته است که حاکی از صحت یافته های حاصل از بررسی تغییرات کاربری بوده و هر دو موید افزایش اراضی بایر و کاهش پوشش گیاهی می باشند. همچنین با بهره گیری از شاخص های اقلیمی مدل ایرانی ارزیابی پتانسیل بیابان زایی نتایج حاصل از محاسبات 17 ساله در طی دوره آماری 1376 تا 1392 نشان دهنده ی روند کاهشی بیابان زایی در سه کلاس ضعیف، شدید و بسیار شدید و روند افزایشی در کلاس متوسط بوده است. درنهایت با تلفیق یافته های حاصل  از مدل ایرانی و نتایج حاصل از  روش های سنجش ازدور، وجود روندی ضعیف از بیابان زایی بر اساس معیار اقلیم در منطقه مورد تایید قرار گرفت.
    کلیدواژگان: اقلیم، دامغان، سنجش ازدور، IMDPA، NDVI
  • پروین رخ فروز، محمد فرزام*، محمد خواجه حسینی صفحات 75-83
    زمان تهیه بذر و شیوه های انبارداری تاثیر بسزایی بر قوه نامیه و استقرار آن دارد. تاثیر زمان برداشت و شیوه های انبارداری بذر بر درصد جوانه زنی بذر Krashninkovia ceratoides در ایستگاه تولید بذر شهرک امام نیشابور بررسی شد. تیمارهای آزمایش 1. تلثیر زمان های مناسب برداشت بذر در کشت آبی و دیم، 2. دو شیوه نگهداری بذر در دمای معمولی و سردخانه و 4. تیمارهای خراشدهی (شکست خواب)، بر درصد جوانه زنی بذر این گیاه به اجرا درآمد. در هر تیمار آزمایشی 100 عدد بذر در 4 تکرار 25 تایی در ژرمیناتور در تناوب نوری 14 ساعت نور و 10 ساعت تاریکی قرار گرفتند. نتایج نشان داد شرایط انبارداری تا 6 ماه تاثیری بر درصد جوانه زنی بذر نداشت ولی با ادامه نگهداری بذر در شرایط معمولی بعد از 271 روز درصد جوانه زنی آن به صفر رسید. بذر این گیاه در یرداشت مهرماه بیشترین درصد جوانه زنی (بیش از 80 درصد) مشاهده شد و تفاوت معنی داری بین پایه هایی آبی و دیم مشاهده نشد ولی در برداشت آبان ماه میانگین جوانه زنی پایه هایی که به روش دیم کاشته شده بودند بیشتر بود. خراشدهی و حذف پوسته بذر باعث کاهش معنی دار درصد جوانه زنی شد. براساس یافته های این تحقیق پیشنهاد تا بذر این گیاه در ماه آبان جمع آوری شوند. بذرهای اروشیا نیازی به تیمار خراشدهی پوست یا نگه داری در یخچال ندارند، و قادرند تا مدت 6 ماه در شرایط محیط طبیعی جوانه زنی خود را حفظ کنند.
    کلیدواژگان: اروشیا (ceratoides Krashninkovia)، حذف پوست، سرمادهی، مرتع، ایستگاه بذر
  • علی محمدیان*، اسماعیل اسدی بروجنی، عطاالله ابراهیمی، پژمان طهماسبی، علی اصغر نقی پور صفحات 84-97
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر تلفیقی آتش سوزی و چرا بر شاخص های تنوع گیاهی در مراتع نیمه استپی استان چهارمحال بختیاری انجام گرفت. بنابراین 16 سایت با دوره های مختلف، آتش سوزی و شدت چرایی انتخاب و در هر سایت 18 پلات در امتداد ترانسکت ها تعیین و نمونه برداری به روش سیستماتیک- تصادفی انجام گرفت. سپس شاخص های تنوع گونه ای و بتا محاسبه گردید. به منظور تعیین اثرات آتش، چرا و سال و اثرات تلفیقی آن ها بر شاخص های تنوع از آزمون مدل عمومی خطی و برای نشان دادن اثر معنی داری بین مناطق آتش و شاهد از آزمون t - استیودنت استفاده شد. نتایج نشان داد که در مناطق با شدت چرایی متوسط با دوره های مختلف آتش شاخص های تنوع سیمپسون، شانون و غنا در مقایسه با شاهد افزایش اما تنوع بتا کاهش داشته است. درمناطق با شدت چرایی زیاد با دوره های مختلف آتش شاخص تنوع سیمپسون و شانون نسبت به منطقه شاهد افزایش و غنای گونه ای در مناطق با دوره آتش سوزی 3-1 و 5-3 سال بترتیب افزایش و کاهش معنی داری یافت. همچنین تنوع بتا در دوره های مختلف آتش در مقایسه با شاهد کاهش معنی دار داشت. علیرغم احیاء برخی از گونه های بوته ای در مناطق آتش سوزی شده با گذشت زمان، درصد آن ها در مقایسه با شاهد کاهش معنی داری در شدت های چرایی داشت و بیشترین درصد پوشش گراس های چندساله در دوره های مختلف آتش نیز در مناطق با شدت چرایی متوسط مشاهده گردید. پس از وقوع آتش سوزی در مراتع نیمه استپی اعمال مدیریت صحیح مراتع می تواند موجبات افزایش کیفیت علوفه قابل استفاده و غنای گونه ای را فراهم نماید.
    کلیدواژگان: آتش سوزی، غنای گونه ای، اثرمتقابل، چهارمحال بختیاری
  • فرهاد برنا، رضا تمرتاش*، محمدرضا طاطیان، وحید غلامی صفحات 98-111

    شناخت عوامل محیطی موثر، در استقرار پوشش گیاهی بومی هر منطقه می تواند به مدیریت صحیح مراتع کمک کند. رویشگاه مطلوب تاثیر بسزایی بر بقاء و تولید مثل گونه ها خواهد داشت. با پیشرفت علم آمار و سیستم اطلاعات جغرافیایی، تعیین پیش بینی رویشگاه گونه های گیاهی با استفاده از روش های مدل سازی میسر شده است. لذا تحقیق حاضر با هدف تهیه نقشه پیش بینی رویشگاه Artemisia aucheri با استفاده از روش تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی در مراتع ییلاقی منطقه بلده نور استان مازندران انجام شد. برای دستیابی به این هدف نقشه متغیرهای محیطی شامل (فیزیوگرافی، خاک و اقلیم)، پس از نمونه برداری از پروفیل های خاک و همچنین جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیرهای اقلیمی از سازمان هواشناسی استان مازندران و نقشه های فیزیوگرافی به کمک تکنیک های سامانه اطلاعات جغرافیایی در اندازه سلولی 10×10 متر تهیه گردید. همچنین 30 مکان به عنوان مکان های حضور گونه با روش نمونه برداری طبقه بندی - تصادفی ثبت شد. تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی جزء مدل های پروفیلی به شمار می رود و از داده های حضور گونه برای ارایه نقشه پیش بینی رویشگاه استفاده می کند. براساس نتایج، متغیرهای میانگین بارش سالانه، جهت جغرافیایی، هدایت الکتریکی و مواد خنثی شده خاک به عنوان متغیرهای محیطی تاثیرگذار مورد استفاده قرار گرفتند. همچنین ارزیابی مدل با استفاده از شاخص بویس نشان دهنده دقت بالا و خوب مدل تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی برای گونه درمنه کوهی در منطقه مورد مطالعه می باشد. به علاوه اینکه نتایج این بررسی نشان داد که گونه درمنه کوهی، دارای آشیان بوم شناختی به نسبت محدودی است و تمایل به زندگی را در شرایط رویشگاهی خاص خودش دارد.

    کلیدواژگان: ماتریس امتیازی، حاشیه گرایی، سیستم اطلاعات جغرافیایی، شاخص بویس، Biomapper
  • رحمان ادبی فیروزجایی، جمشید قربانی*، سید حسن زالی صفحات 112-124

    گیاهان مهاجم به عنوان تهدیدی مهم برای اکوسیستم های جهان محسوب می شوند.سرخس عقابی (Pteridium aquilinum) از جمله گیاهان مهاجم است که در بین پترودوفیت ها بیشترین پراکنش را در جهان دارد. این تحقیق به مطالعه اثر هجوم گیاه سرخس عقابی بر ترکیب گونه ای، غنا و تنوع و تولید علوفه در بخشی از مراتع ییلاقی بندپی بابل در استان مازندران پرداخته است. نمونه گیری پوشش گیاهی در چهار تیپ پوشش گیاهی مورد هجوم (شامل جنگل راش، تیپ ولیک، تیپ ولیک-زرشک و مرتع مورد هجوم) و مرتع شاهد که سرخس عقابی در آن حضور نداشت انجام شد. در پلات های یک متر مربع درصد تاج پوشش گیاهان برآورد گردید. برای گونه های درختچه ای از پلات های 25 متر مربعی استفاده شد. درصد پوشش سرخس عقابی، تراکم و میانگین ارتفاع فروندهای آن نیز اندازه گیری شد. علوفه خوشخوراک نیز در پلات ها قطع و پس از خشک کردن در هوای آزاد توزین شدند. نتایج نشان داد که ترکیب گیاهی در توده های سرخس عقابی با مراتع اطراف تفاوت دارد. تعداد 25 گونه گیاهی تنها در زیرآشکوب سرخس عقابی رشد یافتند و در مقابل 11 گونه گیاهی محدود به مراتع خارج از توده های سرخس عقابی بودند. این تغییرات رابطه معنی داری با درصد تاج پوشش، تراکم و ارتفاع گیاه سرخس عقابی داشته است. گیاهان یکساله در توده های سرخس عقابی کاهش معنی داری را نشان دادند. به جز در تیپ ولیک-زرشک در سایر تیپ های گیاهی با هجوم سرخس عقابی تغییر معنی داری در تولید علوفه مشاهده نشد. گسترش این گیاه در مراتع منطقه باعث کاهش حضور گندمیان مرغوب مرتعی، افزایش غنای گونه ای و در مقابل کاهش تنوع شده است. در صورت کنترل گیاه سرخس عقابی در این منطقه ترکیب پوشش گیاهی موجود در زیر اشکوب آن برای احیاء کافی نبوده و باید به روش مناسب بذر گیاهان مرغوب مرتعی و بومی منطقه را استفاده کرد.

    کلیدواژگان: Pteridium aquilinum، گیاه مهاجم، تنوع زیستی، تولید علوفه، مراتع هیرکانی
|
  • Ayad Aazami *, Morteza Akberzadeh, Mashaallah Mohmadpour Pages 1-12

    Rangeland capacity depends on forage produced in the rangeland, the permitted range of plant species, forage quality and rangeland health. Range species have a certain production in months and years. Without recognize properties production plants and the rate consumption forage rangeland cannot programming and management at during a period of grazing. This study was conducted at 2009-2013 years, and rate forage production and utilization was measured. The rate of precipitation annual at 3 years were 138, 200 and 330 millimeter respectively. The results showed that total forage production was significantly different between years (p<0.01). Forage production were 485.7, 1372 and 1844.4 Kg per hectare respectively. The amount of production in the months of growing season (March to August) were significantly different, so 94.7 of pasture growth in the first 2 months (March and April) and three fifths% by feed-in last 4 months. The annual consumption of respectively 400 and 751 and 490 kg per hectare. Although not statistically significant, But in the dry year of 2008, 83% and in the wet year of 1389, 26.6% were used of pasture production. Therefore, in drought, at the same time as the reduction in forage production, the livestock utilization rate increased by 83%, which is not proportional to the rangeland capacity. Therefore, in order to achieve sustainable production, proper management of rangeland and the use of indigenous species such as Onosma bulbotrichum, Ankyropetalum gypsophiloides, Convolvulus reticulatus and Salvia compressa are recommended.

    Keywords: Production, Rangeland capacity, Saleh Abad, utilization
  • Mahdokht Allahmoradi, Hosein Arzani *, Ali Tavili Pages 13-23

    Determining grazing capacity of rangelands is one of the main factors in range management so that, regarding this important factor, is one the main causes of range degradation in Iran. Middle Taleghan rangelands have utilized for many years thus, there aren’t preserved from degradation. The aim of this research was to determine the short term grazing capacity of these rangelands to show factors affecting grazing capacity and both preserve and improve the condition of them. During the field work was done in June 2013, sampling performed by random- systematic method using four 150 meters transects and 10 plots along each one randomly and current forage production was harvested in separation of each species form all three palatability classes. Then proper use factor was determined. Finally, short term grazing capacity was calculated through the computing daily requirement energy method and attending to forage quality for each type. The results are shown that grazing capacity range from 0 to 1534 Fashandi race adult sheeps for grazing period. Least required area for a sheep grazing range from 1.92 to 8.63 hectares for grazing period. Grazing capacity for all of studied rangelands is equal to 6802 Fashandi race adult sheep by 60.7 kg weight and least required area for a sheep grazing is 3.76 hectares in average, Whereas the actual grazing capacity in these rangeland is mostly 159 Fashandi race adult sheeps  per hectar  for good condition ranges ang 19 for poor condition ranges. So, For calculating grazing capacity it is also necessary to consider palatability, proper use factor, forage quality, animal weight and its daily requirement and its movment rate in addition to rangeland yield. Thus, current research is emphasizing on to pay attention toward all effective factors in evaluating rangeland grazing capacity.

    Keywords: Short term grazing capacity, Palatability, proper use factor, livestock daily requirement, Fashandi race sheep
  • Mohammad Taghi Zare *, Mohammad Fayaz, Sedighe Zarekia, Naser Baghestani Meybodi, Mohammad Abolghasemi Pages 24-35

    Rainfall storage with plant species planting is used for rehabilitation and improvement of rangelands, especially in arid areas. In this study the effect of rainfall storage treatments furrow, pitting and crescent pond on the establishment of Ferula tabasensis in Kalmand Bahadoran area of Yazd province was evaluated. This area is one of the habitats of the species studied. Seeds were planted at two season, early fall as autumn sowing and late winter as spring sowing. The research was a split plot design, based on randomized complete blocks with three replications. The main plot was planting time (spring and autumn) and sub plot was planting method (farrow, pitting and crescent pond). The seeds were planted in 2013 and 2014. The results showed that seed emergence rate in autumn were significantly higher than spring planting. Among the planting methods, the impact of the crescent pond method was slightly more than the other two methods. In general, planting methods caused more than 50% seed emergence. Although some of these seedlings were destroyed for various reasons, however, the establishment of about 30% of seedlings shows that the methods of rainwater harvesting in the establishment of cultivated plants have had a positive effect.

    Keywords: Furrow, Pitting, Crescent pond, Steppe rangelands, Planting Method, Planting date
  • Ali Akbar Karimian *, Samira Hossein Jafari Pages 36-46

    To manage an animal species effectively, it is necessary to identify habitats with high suitability for it; So its population can be preserved by conserving those habitats and planning to manage them properly. For this purpose, the study was done to determine Relationship between rangeland species and habitat suitability of Gazella subgutrrosa in different seasons on the basis of dung groups in Kalmand plain of Yazd province. So, sampling was done using random steady plots with 200 meters long and 2 meters wide and with 2 replications during five field investigation in summer and autumn. Random and control plots were put in different directions and were investigated every 45 days. Finally, all maps needed and information incorporation were prepared and done in ArcGIS9.3. The results showed that there is no difference in two seasons related to dung groups' density. In terms of canopy cover percentage, Artemisia species had a significant increase in presence points compared to random points; Astragalus sp. had also a significant increase in presence points compared to control points. Onopordon sp. canopy cover in absent points and Acanthophyllum sp. in random points were higher than in presence points (p<0.01).according to the prepared map, 23% of the region has topnotch suitability and 47% has second best suitability. Rocks and the regions under human activities were identified as unsuitable habitats. According to the results, it is seems that from habitat variables, species richness, Artemisia cover percent and distance from road are effective on deer habitat.

    Keywords: habitat suitability, Canopy Cover, Gazella subgutrrosa, Kalmand plain
  • Moslem Yazdani, Reza Erfanzadeh *, Asghar Mosleh Arani Pages 47-57

    Plant litter is one of the best factors in the protection and stability of soil and by decomposition of litters, the percentage of organic matter could be increased which also improves the chemical properties of soil and plant production. The aim of this study was to compare the litter quality accumulated beneath three shrub species (Amygdalus scoparia, Ebenus stelata, Daphne mezerum) by measuring the soil chemical (carbon, calcium, magnesium, nitrogen, phosphorus, and potassium) and physical (Electrical conductivity and acidity) properties in Marvast rangelands, Yazd province, Iran. At the end of growth season, fifteen sites were selected and soil samples containing litter material was done randomly taken beneath and outside of the shrub canopy covers. Then, the chemical and physical characteristics of litter were measured in the laboratory. In order to compare the litter characteristics, one-way ANOVA were made between species and, between outside and beneath the shrubs. Mean comparisons were made using Duncan method. The results showed that the litter samples under E. stelata and D. mezerum shrubs had the highest values for calcium, magnesium and nitrogen contents. In contrast, the litter samples collected from outside shrubs had the highest values carbon content and electrical conductivity. The phosphorus contents between the species and between under and outside shrub of litters were statistically equal. Generally, the results of this study showed that the woody species in dry regions had different capacity in litter quality and soil improvement. It should be considered in the activity of rangeland improvement and development.

    Keywords: Amygdalus scoparia, Ebenus stelata, Daphne mezerum, nitrogen, Potassium, Carbon
  • Maryam Mirdailamy, Mohammad Rahimi *, Shima Nikoo, Ali Akbar Damavandi Pages 58-74
    In the past four decades, land use changes in Iran, have become more frequent as a human desertification factor, which has led to an intensification of land degradation in all types of land uses. In this research, due to the wide range of these changes, we used remote sensing technology to assess land use and vegetation changes in Damghan plain. The area of the study region was classified into three classes including unutilized land, lands with vegetation cover (agriculture and pasture) and urban areas using supervised classification strategy and the changes of the land uses were compared over four periods. The results indicated an increase of 184% and 1.07% respectively in urban land use and unutilized land use and a 15.7% reduction in lands with vegetation (agriculture and pasture). Using the Normalized Difference Vegetation Index(NDVI), the results of classification of vegetation in the region were such that class 1 (index less than zero), from 93.3 to 99.5 percent increase, class II( Between 0 and 0.2), from 5.6 to 0.38 percent, and the third class (index ranging from 0.2 to 0.5), from 1.1 to 0.01 percent, and class four (index ranging from 0.5 to 1) has changed from 0.03 to 0%, which indicates the validity of the findings from the review of the changes in land use, both of which indicate an increase in dry land and a decrease in vegetation. Also by using the Iranian model's climatic indices, the potential of desertification, the results of the 17-year calculations during the period of 1997 to 2013 indicated that desertification had decreasing trend in three classes: weak, severe and very severe, and increasing trend in the middle class. Finally, by combining the findings from the Iranian model and the results of remote sensing method, a weak trend in desertification based on climate criteria in the region was confirmed.
    Keywords: Climate, DAMGHAN, Remote Sensing, IMDPA, NDVI
  • Parvin Rokhfrooz, Mohammad Farzam *, Mohammad Khajehoseini Pages 75-83
    Times and methods of seed harvesting and seed storage have important effects on seedling viability and establishment. Effects of seed harvesting times and storage duration were tested on seed germination of Krashninkoviaceratoides in the Shahrak-Imam Seed Production Station in Neyshabur Iran. Experiment treatments were: 1) two methods of cultivation for seed producing stands (rainfed or irrigation), 2) two methods of seed storage (cold room and normal condition), 3) seed scarification and coat removal in 6 times of seed harvesting, and 8 periods of seed storage. All treatments were designed as three independent experiments, and statistical analysis were performed accordingly. For each experiment, four replicates (25 seeds each) were located in a germinator with 14:10 hours light and dark periods. Methods of seed storage (cold room or ambient) did not affected seed germination rate. Rainfed grown stands led to higher germination percent as compared to those growing under irrigation. Seed coat removing significantly reduced germination rate. Under both cold and ambient storage conditions, seed germination rates did not significantly change till 242 days after harvesting; it gradually reduced and reached to zero at 271 days after seed harvest. According to the results of this research, the best time for seed collection is early October, seeds do not need coat removing or cold treatments, as they are able to germinate till 6 months after the ripening stage under the normal room storage conditions.
    Keywords: Krashninkovia ceratoides, seed coat removing, Stratification, rangeland, seed station
  • Ali Mohammadian *, Esmaiel Asadi Borujeni, Ataollah Ebrahimi, Pezhman Tahmasebi, Ali Asghar Naghipour Pages 84-97
    This study was was don to investigate the interaction  of fire and grazing effects on index of vegetation diversity in Semi-steppe rangelands in Chaharmahal - Bakhtiari Province.Therefore, 16 sites was selected with different periods of fire and grazing intensity and 18 quadrates along transects at each site were determined and then a systematic -random sampling method was don. Then, species diversity and Beta diversity indices were calculated. To determine the effects of fire, grazing, number of year and their interactions on the diversity indices, the method of General Linear Model (GML) and for determining the significant effect between fire site and unfired site the method of T- Test was used. The results showed that in areas with moderate grazing intensity and with different periods time of fire, Diversity, Simpson, Shannon and species richness indices, compared to control areas significantly increased. But beta diversity has decreased. Simpson's and Shannon Index compared to control areas significantly increased, in areas with high grazing and different time periods of fire, and in areas with 1-3 and 3-5 years fire, Species Richness was increased and decreased respectively. Also with different time periods of fire, beta diversity was decreased. Despite the restoration of some shrub species with the passage of time at burned areas, Compared to control, the grazing intensities was significantly decreased and the highest percentage of perennial grasses coverage was observed in fire areas in places with moderate grazing intensity. After the fire, appropriate management methods in Semi-Steppe Rangelands, can increase the Forage quality and also cause an increase in species richness.
    Keywords: fire, Species richness, Intraction, Charmahal- Bakhtiari
  • Farhad Borna, Reza Tamartash *, Mohammad Reza Tatian, Vahid Gholami Pages 98-111

    The Identification of the affecting factors for establishment of native vegetation in area can help to manage rangelands correctly. Desirable habitat will have a significant impact on the survival and reproduction of species. The development of science of statistics and geographic information systems has been made to determine of the habitat prediction of plant species using modeling approaches. So, this study has been done by the purpose of prediction of habitat Artemisia aucheri map using Ecological Niche Factor Analysis in summer rangelands of Balade, Nour city in the Mazandaran province. For achieving to this purpose, the map of environmental variables (physiographic, soil and climate parameters), was prepared after sampling soil profiles and collecting climate variables information from the meteorological organization of Mazandaran province and physiographic maps, via GIS techniques in cell size of 10 x 10. Also; 30 sites were recorded as the presence of species with sampling classified – random. Ecological niche factor analysis counted as a profile model and it is one of the most frequently used techniques to generate species distribution map which uses species “presence-only” data. According to this results A.m.p, Aspect, Ec, TNV were used as influential environmental variables. Also, the evaluation of the model indicates a high accuracy model of the Ecological Niche Factor Analysis of the Artemisia aucheri by using Boyce index in the study area. Furthermore, the results of this study showed that Artemisia aucheri has sort of limited study area and tends to live in its own special habitat conditions.

    Keywords: Score matrix, Marginality, GIS, Boyce index, Biomapper
  • Rahman Adabi Firozjaii, Jamshid Ghorbani *, Seyd Hasan Zali Pages 112-124

    Invasive species are the major threats to natural ecosystems worldwide. Pteridium aquilinum has the widest distribution of any pteridophyta in the world. This study aimed at investigating the impact of Pteridium aquilinum invasion on species composition, richness and diversity, and forage production in summer rangelands of Bandpay Babol, Mazandaran province, Iran. Vegetation was sampled in four invaded vegetation types including Fagus orientalist forest, Crataegus shrubland, Crataegus+Berberis shrubland, and rangeland. Also, vegetation sampling was done in surrounding uninvaded rangelands. The cover of species was estimated in 1 m2 plot for herbaceous and 25 m2 for shrubs. In all plots, the cover of P. aquilinum was estimated and then all fronds were cut at ground level, counted and frond length was measured. The forage of palatable species was measured by clipping and weighing. Findings showed different species composition among invaded and uninvaded areas. A total of 25 species were found only in invaded areas whereas only 11 species were detected in surrounding uninvaded rangelands. Cover, density and height of P. aquilinum fronds significantly influenced the species composition. Annuals significantly decreased by Pteridium aquilinum invasion. Except for Crataegus+Berberis shrubland, in other invaded areas the forage production was not significantly different from that in surrounding uninvaded rangeland. There was a reduction of desirable rangeland species due to P. aquilinum invasion. Also, we found that species richness significantly increased when invaded by Pteridium, while the diversity significantly decreased. The current understory floristic composition showed a low potential to support future restoration after P. aquilinum control. This result emphasizes the need for adding the seeds of desirable species

    Keywords: Pteridium aquilinum, Invasive species, Biodiversity, forage production, Hyrcanian rangeland