فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و هشتم شماره 3 (پیاپی 231، خرداد 1399)
  • سال هفتاد و هشتم شماره 3 (پیاپی 231، خرداد 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/14
  • تعداد عناوین: 11
|
  • فریده ظفری زنگنه*، محمدمهدی نقی زاده، مریم باقری، معصومه دهقان صفحات 121-129
    زمینه و هدف

    بیشتر مطالعات نشان می دهد 9 تا 24% افرادی که در سیکل لقاح آزمایشگاهی (IVF) قرار می گیرند زنانی هستند که پاسخ تخمدانی آن ها ضعیف است. زنان با پاسخ ضعیف تخمدانی Poor ovarian response (POR) بیماران ناباروری هستند که ذخیره تخمدان و پاسخ تخمدان به داروها کم و کیفیت تخمک در آن ها رو به زوال است. هدف این مطالعه بررسی بیان ژن سه گیرنده آدرنرژیکی در سلول های کومولوس زنان پاسخ ضعیف تخمدانی در محیط کشت بود.

    روش بررسی

    این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین تا دی 1396 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بر روی دو گروه مطالعه و کنترل (اهدا کننده تخمک) انجام شد. هر دو گروه با ضوابط محدوده سنی 20 تا 45 سال و داشتن اندکس توده بدنی زیر m2/kg 28 وارد مطالعه شدند و ضوابط خروج شامل عدم مصرف دارو بجز داروهای تحریک کننده تخمدان و عدم ابتلا به بیماری بود. تشخیص پاسخ ضعیف تخمدان با معیار بولونیا (Bologna) انجام شد. پس از پانکچر فولیکول ها، کومولوس ها از کمپلکس تخمک-کومولوس جدا و با لام نیوبار شمارش و به محیط کشت اضافه شد. استخراج RNA انجام و غلظت RNA خوانده شد. cDNA سنتز و برای ژن های B2 و ADRα1,2 پرایمر طراحی و بیان ژن سنجیده شد. 

    یافته ها

     مقایسه نتایج بیان ژن فقط در گیرنده آلفا 1 و 2 سلول های کومولوس در دو گروه مطالعه و کنترل، کاهش معناداری نشان داد. ضریب همبستگی نیز نشان داد که بین گیرنده های آدرنرژیک و اثرات آن ها بر یکدیگر رابطه معنادار وجود دارد. 

    نتیجه گیری

     نتایج مطالعه حاضر کاهش بیان ژن دو گیرنده آلفا 1 و 2 در این زنان را نشان داد.

    کلیدواژگان: بیان ژن، گیرنده های آدرنرژیک، زنان با پاسخ ضعیف تخمدان، مطالعات مورد-شاهدی، زنان، سلول های کومولوس، ناباروری
  • آیدا علی ضمیر، سید مهدی رضوانجو، الهام خانلرزاده*، فرناز فریبا صفحات 130-136
    زمینه و هدف

    تشخیص زودهنگام سندرم های کرونری در تعیین پیش آگهی و پیشگیری از عوارض ناگوار نقش مهمی داشته و می تواند نجات بخش جان بیماران باشد. در این مطالعه سطح پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی (PAPP-A) در بیماران مبتلا به سندرم کرونری حاد با گروه کنترل و با سایر مارکرهای قلبی شامل تروپونین و کراتین کیناز-MB مقایسه شد.

    روش بررسی

    در این مطالعه توصیفی-مقطعی، به روش شیوه نمونه گیری آسان از بین بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان قلب فرشچیان همدان از تیر 1396 تا اردیبهشت 1397، تعداد 116 بیمار مبتلا به سندرم کرونری حاد با 116 فرد غیرمبتلا به آن (گروه کنترل) از نظر بیومارکرهای پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی، کراتین کیناز-MB و تروپونین سرم مورد مقایسه قرار گرفتند.

    یافته ها

     میانگین و انحراف معیار پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی در مبتلایان به سندرم کرونری حاد و گروه کنترل به ترتیب 27/56±93/85 و 7/29±89/63 بود، بنابراین بین بیماران و گروه کنترل اختلاف معناداری مشاهده نشد، اما سطح کمی PAPP-A در بیماران انفارکتوس میوکارد همراه با صعود قطعه ST به طور معناداری بالاتر از مبتلایان به آنژین ناپایدار و انفارکتوس میوکارد بدون صعود قطعه ST بود (0/001<p). میانگین و انحراف معیار PAPP-A در بیماران سندرم حاد کرونری با نتیجه تروپونین مثبت و منفی به ترتیب 27/52±99/42 و 18/79±90/69 بود (0/021=p). ضریب همبستگی 0/07 بین سطح سرمی PAPP-A با کراتین کیناز-MB به دست آمد (0/292=p).

    نتیجه گیری

    در مبتلایان به سندرم کرونری حاد، افزون بر مثبت شدن تروپونین قلبی، پروتیین A پلاسمایی مرتبط با حاملگی نیز به طور معناداری افزایش یافت.

    کلیدواژگان: سندرم کرونری حاد، کراتین کیناز-MB، پروتیین پلاسمایی مرتبط با حاملگی، تروپونین
  • سما رضاسلطانی، حمید اسدزاده عقدایی*، حسین دبیری، عباس اخوان سپهی، محمدحسین مدرسی، احسان ناظم الحسینی مجرد صفحات 137-143
    زمینه و هدف

    سرطان روده ی بزرگ دومین سرطان شایع دنیا است که عامل اصلی ایجاد آن عوامل اپی ژنتیک و عوامل محیطی محسوب می گردد که در این بین گات میکروبیوتا حایز اهمیت می باشد. از طرفی کمابیش پیش زمینه ساز سرطان روده ی بزرگ، پولیپ های آدنوما می باشند. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی جمعیت باکتری های لاکتوباسیلوس، اشریشیا کلی و پریوتلا در بیماران مبتلا به سرطان روده و پولیپ آدنوما در مقایسه با افراد سالم بود.

    روش بررسی

    در این مطالعه مورد-شاهدی، نمونه های مدفوع 31 فرد سالم، 42 فرد مبتلا به پولیپ آدنوما و 20 بیمار مبتلا به سرطان روده ی بزرگ که برای غربالگری سرطان روده ی بزرگ از شهریور 1395 تا شهریور 1396 به بیمارستان طالقانی تهران مراجعه کردند، گردآوری گردید. میزان کمیت این میکروب ها با روش Real-time polymerase chain reaction (PCR)، دقیق تعیین شد.

    یافته ها

     افزایش جمعیت براساس منحنی تکثیر بررسی گردید. پریوتلا با منحنی تکثیر 24/6 و افزایش سطح معناداری، اشریشیا کلی با منحنی تکثیر 20/4 و سطح معناداری قابل قبول، در افراد مبتلا به سرطان روده و پولیپ آدنوما نسبت به افراد سالم مشاهده گردید، درحالی که کاهش لاکتوباسیلوس با منحنی تکثیر 28/6 و سطح معناداری قابل قبول در افراد بیمار نسبت به افراد سالم به دست آمد.

    نتیجه گیری

     میکروبیوم روده ای افراد مبتلا به سرطان روده ی بزرگ و پولیپ آدنوما با میکروبیوم افراد سالم متفاوت بوده و بار میکروب های بیماری زا در مقایسه با میکروب های مفید در افراد سرطانی و مبتلا به پولیپ بالاتر بود.

    کلیدواژگان: پولیپ آدنوما، مطالعات مورد-شاهدی، سرطان روده بزرگ، میکروبیوم روده
  • حسین شاکری، علی اصغر عربی میانرودی*، محمدعلی حق بین، نرگس خانجانی صفحات 144-149
    زمینه و هدف

    از مشکلات عمده در اعمال جراحی، درد پس از آن است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی تیزانیدین به عنوان پیش دارو در کاهش درد پس از عمل جراحی سپتوپلاستی انجام شد.

    روش بررسی

    این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور از فروردین تا اسفند 1393 در بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان آموزشی درمانی شفا کرمان بر روی 71 بیمار 18 تا 50 ساله ی کاندید جراحی سپتوپلاستی برای اولین بار، انجام گردید. بیماران به طورتصادفی در دو گروه قرار گرفتند. داروی تیزانیدین با دوز mg 4 دو ساعت پیش از جراحی (سپتوپلاستی) به صورت خوراکی به بیماران گروه مداخله داده شد. در گروه کنترل دارونما تجویز گردید. داده های مربوط به شدت درد چهار ساعت، هشت ساعت و صبح روز پس از جراحی اندازه گیری و ثبت شد.

    یافته ها

     بیماران 62 نفر (87/32%) مرد و 9 نفر (12/68%) زن بودند. میانگین سنی افراد مورد بررسی 7/5±24/6 سال بود. دو گروه مداخله و شاهد از نظر سن همسان بودند (0/54=p)، اما طول مدت جراحی در دو گروه متفاوت بود (0/038=p) و در گروهی که تیزانیدین دریافت کردند، طولانی تر بود. میانگین امتیاز درد در دو گروه پس از چهار ساعت، متفاوت و در گروهی که تیزانیدین دریافت کرده بودند، بیشتر بود (0/043=p). میانگین امتیاز درد در دو گروه پس از هشت ساعت (0/95=p) و یک روز (0/79=p) تفاوت معناداری نداشت.

    نتیجه گیری

     در این مطالعه تجویز تیزانیدین پیش از عمل در کاهش درد پس از عمل جراحی سپتوپلاستی موثر نبود.

    کلیدواژگان: کارآزمایی بالینی، مدیریت درد، پیش دارو، سپتوپلاستی، تیزانیدین
  • علی عامری* صفحات 150-154
    زمینه و هدف

    سرطان پوست یکی از شایعترین سرطان ها و ملانوما (Melanoma) کشنده ترین نوع سرطان پوست می باشد. خال ملانوسیتیک (Melanocytic nevi) و ملانوما هر دو از ملانوسایت ها (سلول های تولیدکننده رنگدانه) به وجود می آیند، اما خال ملانوسیتیک خوش خیم و ملانوما بدخیم هستند. این مقاله یک مدل یادگیری عمیق (Deep learning) برای طبقه بندی (Classification) این دو ضایعه پوستی ارایه می کند.

    روش بررسی

    در این مطالعه تحلیلی که در بهمن 1398 در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد، از مجموعه داده عکس های درماسکوپی Human against machine with 10000 training images, (HAM10000)، هزار تصویر خال ملانوسیتیک و هزار تصویر ملانوما استخراج گردید. از هر مورد، 900 تصویر به شکل تصادفی برای آموزش سیستم انتخاب شدند و 100 تصویر باقیمانده برای تست اختصاص داده شد. یک مدل یادگیری عمیق شبکه عصبی کانولوشنال (Convolutional neural network)، با استفاده از AlexNet (Krizhevsky et al., 2012) به عنوان مدل از پیش آموزش دیده شده (Pretrained)، به کارگرفته شد. در ابتدا این شبکه با 1800 تصویر آموزش داده شد و سپس عملکرد آن بر روی 200 تصویر ارزیابی گردید.

    یافته ها

    مدل پیشنهادی به دقت 93% (Accuracy) در طبقه بندی تصاویر به دو کلاس خوش خیم و بدخیم دست یافت. همچنین مساحت زیر منحنی Receiver operating characteristic (ROC)، 98/0، حساسیت 94% (Sensitivity) و اختصاصیت 92% (Specificity) به دست آمد. همچنین با تنظیم پارامتر آستانه طبقه بندی مدل، امکان افزایش حساسیت، به قیمت کاهش اختصاصیت وجود دارد و بالعکس.

    نتیجه گیری

    با توجه به دشواری تشخیص ملانوما حتی برای متخصصین با تجربه، یافته های این مطالعه، توانایی بالای یادگیری عمیق را در تشخیص سرطان پوست نشان می دهد.

    کلیدواژگان: یادگیری عمیق، ملانوما، خال رنگی، نئوپلاسم پوستی
  • مهدی صنعت کار، مهرداد گودرزی، ابراهیم اسپهبدی* صفحات 155-164
    زمینه و هدف

    بیماری کاتاراکت یکی از شایعترین بیماری های چشم به ویژه در افراد سالمند می باشد و بیشتر این بیماران نیاز به عمل جراحی دارند و مرحله ی بیهوشی و آرام بخشی در این بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مطالعه بر آن شدیم که ترکیب دارویی دکسمدتومدین-فنتانیل را با میدازولام-فنتانیل در جراحی کاتاراکت مقایسه کنیم.

    روش بررسی

    مطالعه حاضر از نوع مطالعه مورد- شاهدی بود که در فاصله مهر تا آبان 1398 در بیمارستان فارابی انجام شد. تعداد 70 بیمار براساس جدول اعداد تصادفی به دو گروه 35 نفری تقسیم شدند. یک گروه از بیماران ترکیب دارویی دکسمدتومدین-فنتانیل (گروه دکسمدتومدین) و گروه دیگر ترکیب میدازولام- فنتانیل (گروه میدازولام) دریافت داشتند.

    یافته ها

    اختلاف فشارخون سیستولیک و دیاستولیک حین عمل در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (0/150=p). در حالی که افرادی که دکسمدتومدین دریافت کرده بودند به طور معناداری ضربان قلب حین عمل پایین تری داشتند (0/001<p). اختلاف فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و همچنین تعداد ضربان قلب پس از عمل در گروه دکسمدتومدین کاهش بیشتری از نظر آماری نشان می داد (0/001<p). میزان آرام بخشی بیماران پس از عمل در دو گروه تفاوت آماری قابل توجه نداشت (0/93=p). هچنین میزان رضایتمندی جراح در دو گروه اختلاف معناداری وجود نداشت (0/17=p). بروز تهوع و استفراغ هم در دو گروه مشابه بود.

    نتیجه گیری

    فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و ضربان قلب به دنبال سدیشن با دکسمدتومدین کاهش می یابد، بنابراین توصیه می شود در اعمال جراحی کوتاه و به ویژه در بیماران با همودینامیک ناپایدار از دکسمدتومدین با احتیاط بیشتری استفاده شود.

    کلیدواژگان: پژوهش های مورد-شاهدی، کاتاراکت، میدازولام، دکسمدتومدین، فنتانیل، آرام بخشی
  • محدثه مظفری*، سید ابوالقاسم مهری نژاد، جمشید باقری، مهرانگیز پیوسته گر، مسعود ثقفی نیا صفحات 165-170
    زمینه و هدف

    پژوهش های پیشین نتایج متناقضی را در خصوص عملکرد حافظه کاری پس از جراحی بای پس عروق کرونر قلب ارایه داده اند. این پژوهش به منظور مقایسه حافظه کاری بیماران جوان بای پس عروق کرونر با دامنه سنی 30 تا 55 سال که یک سال از عمل جراحی آنان گذشته است با افراد سالم انجام شده است.

    روش بررسی

    در این مطالعه مورد-شاهدی که در فاصله زمانی بهمن 1396 تا مهر 1397 انجام گرفت، 40 بیمار مرد بای پس عروق کرونر قلب با دامنه سنی 30 تا 55 سال که طی یک سال گذشته در مرکز قلب تهران بستری بودند، به عنوان گروه آزمایشی و 64 مرد سالم با دامنه سنی همتا به عنوان گروه کنترل به صورت تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه با آزمون حافظه کاری وکسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه در آزمون حافظه کاری در زیر مقیاس های حافظه شنیداری رو به جلو و معکوس، نمره کل حافظه شنیداری، حافظه دیداری معکوس و فراخنای حافظه شنیداری در سطح خطای 1% از نظر آماری معنادار است (0/01>P). همچنین، تفاوت دو گروه در زیر مقیاس نمره کل حافظه دیداری در سطح خطای 5% از نظر آماری معنادار است (0/05>P). نتایج گویای عملکرد ضعیف تر گروه بیماران در تمامی زیر مقیاس های آزمون حافظه کاری نسبت به افراد سالم می باشد.

    نتیجه گیری

     نتایج این مطالعه شیوع کاهش شناختی به نسبت بالا به ویژه در حافظه کاری پس از CABG را تایید می کند و الگویی از تداوم کاهش شناختی پس از گذشت یک سال از عمل بای پس عروق کرونر در بیماران جوان با دامنه سنی 30 تا 55 سال ارایه می دهد.

    کلیدواژگان: اختلالات شناختی، جراحی بای پس عروق کرونر، حافظه کاری
  • محسن سلیمانی، رحیمه نبوی*، نادیا کریمی، عباسعلی ابراهیمیان صفحات 171-177
    زمینه و هدف

    خارش از مهمترین مشکلات بیماران همودیالیزی است، به طوری که کمابیش 60% بیماران از آن شکایت می کنند. قرص هیدروکسی زین یکی از درمان های مرسوم برای کنترل خارش می باشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر قرص هیدروکسی زین بر شدت خارش بیماران همودیالیزی است.

    روش بررسی

    این مطالعه نیمه تجربی پیش و پس آزمون (Design Pre-test and post-test) از مهر تا اسفندماه 1395 بر روی 40 بیمار همودیالیزی مرکز همودیالیز سوده تهران که براساس معیارهای ورود انتخاب شده بودند، انجام شد. بیمارانی که دچار خارش بودند برای مدت شش هفته قرص هیدروکسی زین با دوز روزانه mg 25، دریافت نمودند. نمره خارش بیماران با استفاده از ابزار بررسی خارش 5-D که دارای هشت آیتم با مقیاس لیکرت (Likert scale) پنج نمره ای بود و مدت، شدت، گسترش و اثر خارش بر فعالیت های روزمره را ارزیابی می کرد، پیش و پس از درمان مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که بیشتر بیماران مورد مطالعه مرد (55%) با میانگین سنی 11/59±55/97 سال بودند و بیشترین علت نارسایی کلیه آن ها دیابت (37/5%) بود. میانگین نمره خارش بیماران پیش از مداخله 3/4±16/73 بود که بیشترین اثر کاهش خارش در آیتم فعالیت های اجتماعی (0/6±2/47) بود. پس از مداخله میانگین نمره خارش 2/15±9/65 شد که کاهش معناداری داشت (0/001<p). یافته ها ارتباط معناداری را بین کاهش نمره خارش با مشخصات بیماران نشان نداد.

    نتیجه گیری

    یافته های این مطالعه نشان داد که استفاده از قرص هیدروکسی زین صرف نظر از مکانیسم ایجاد خارش در بیماران همودیالیزی، می تواند در درمان خارش بیماران موثر باشد.

    کلیدواژگان: نارسایی مزمن کلیه، همودیالیز، هیدروکسی زین، خارش
  • داریوش افشاری علی آبادی*، نسرین مرادیان، الهام رحمانیان، مسعود محمدی صفحات 178-182
    زمینه و هدف

    سندرم گیلن باره شدیدترین نوروپاتی ناخوشایند حاد است، از این رو هدف این مطالعه بررسی مشخصات بیماران مبتلا به سندرم گیلن باره بود.

    روش بررسی

    این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی (مقطعی) و با استفاده از داده های بیماران بستری شده در بیمارستان های امام رضا (ع) و فارابی کرمانشاه از فروردین 1372 تا اسفند 1392 انجام و تعداد 262 پرونده بررسی شد.

    یافته ها

     از افراد مورد بررسی 59/5% مرد و 40/5% زن و میانگین سن بیماران مورد مطالعه 22/9±44/6 بود. بیشترین افراد مبتلا در سن 30 تا 50 سالگی و بیشترین شیوع در فصل بهار مشاهده گردید. پلی رادیکولونوروپاتی دمیلیناتینگ التهابی حاد با 4/53% شایعترین تظاهر این سندرم در بین بیماران بوده و میزان مرگ ومیر نیز 5/7% گزارش شد.

    نتیجه گیری

     نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پلی رادیکولونوروپاتی دمیلیناتینگ التهابی حاد بیشترین شیوع را در بیماران داشته و با افزایش سن کاهش و این سندرم در فصل بهار شیوع بیشتری داشته است.

    کلیدواژگان: ویژگی های بیماری، اپیدمیولوژی، سندرم گیلن باره، ایران، بیماری های دستگاه عصبی
  • نفیسه ثقفی، لیلا پورعلی*، الهام حمیدی صفحات 183-187
    زمینه و هدف

    وارونگی رحم در زمانی غیر از زایمان یافته نادری است. بسیاری از متخصصین زنان ممکن است حتی شاهد یک مورد از آن در دوران طبابت خود نباشند. وارونگی رحم به خروج رحم از سرویکس دیلاته گفته می شود. در این مقاله یک مورد وارونگی رحم پس از یایسگی گزارش می شود.

    معرفی بیمار

    بیمار زن 66 ساله مولتی پار 6 با شکایت خونریزی رحمی، درد شکم و خروج توده از واژن در مهر 1396 به بیمارستان قایم (عج) مشهد مراجعه کرده بود. بیمار با تشخیص میوم همراه با وارونگی کامل رحم تحت میومکتومی واژینال قرار گرفت. با رویکرد شکمی-پرینیال، وارونگی رحم به طور کامل رفع و هیسترکتومی انجام شد. دو ماه پس از عمل هیچگونه شکایت و یافته بالینی غیرطبیعی وجود نداشت.

    نتیجه گیری

     وارونگی حاد رحم یک وضعیت خطرناک می باشد (خونریزی، درد شدید، احتمال نکروز رحم و عفونت سیستمیک) که در سنین پس از منوپوز به عنوان یک تشخیص افتراقی مهم در توده های واژینال باید مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: لیومیوما، بعد یائسگی، وارونگی رحم
  • عماد بهبودی*، وحیده حمیدی صوفیانی صفحه 188

    سردبیر محترم در 31 ماه دسامبر 2019 میلادی، مواردی از عفونت شدید تنفسی در شهر ووهان کشور چین مشاهده شد. گزارش های مرکز کنترل و پیشگیری بیماری (CDC) حاکی از آن است که عامل اپیدمی تنفسی اخیر، کروناویروس جدید 2019 (2019-nCoV) می باشد. احتمال داده می شود که این بیماری به واسطه غذاهای دریایی و حیوانات شیوع پیدا کرده باشد و همچنین احتمال انتقال بیماری به صورت انسان به انسان در بین مبتلایان وجود دارد.1 از آن جایی که خفاش منبع طبیعی انواع مختلفی از ویروس ها از جمله کروناویروس می باشد، این احتمال وجود دارد که خفاش مخزن اصلی ویروس جدید باشد.2 موتاسیون در کروناویروس ها بسیار رایج است و این تغییرات بیشتر به دلیل نوترکیبی ها در ژنوم ویروس در مرحله تکثیر ویروس و طی تکثیر RNA ساب ژنومیک حاصل می شوند. این نوترکیبی های همولوگوس در کروناویروس ها به واسطه پدیده Copy-choice اتفاق می افتند.3 اگرچه این ویروس کشنده بوده اما براساس آمار بروزرسانی شده جهانی در بین مبتلایان به ویروس کرونای جدید در کشورهای مختلف تنها در چین مرگ و میر گزارش شده است.4 این رخداد را می توان به موتاسیون های رخ داده در ویروس نسبت داد، زیرا این امکان وجود دارد که به واسطه پاساژ یافتن متعدد ویروس طی انتقال در میزبان های متعدد و متفاوت (خفاش و انسان) بواسطه وجود فشار انتخابی و تغییرات ژنومی حاصل از آن، از شدت پاتوژنیسیته ویروس کاسته شده باشد. تجزیه و تحلیل ها فشار انتخابی بر ساختار ویروس و موتاسیون پروتیین های سطحی (پروتیین S) و پروتیین نوکلوکپسید N را مسبب پایداری ذرات ویروسی نشان داده است.5 پروتیین S ویروسی مسیولیت ورود ویروس به سلول پس از اتصال به گیرنده سلولی و فیوژن غشایی، که نقش اساسی در عفونت ویروسی و پاتوژنز ویروس می باشد را عهده دار است. پروتیین N یک پروتیین ساختاری درگیر در بسته بندی ویریون، نقش محوری در رونویسی ویروس و خروج ویروس را ایفا می کند.5 موتاسیون این پروتیین ها عامل مهم پایداری ویروس کرونای جدید نسبت به عامل سارس خفاش و پاتوژنیسیته کمتر ویروس نسبت به عامل سارس است. این ویژگی ها می توانند به دلیل انتقال Zoonotic این ویروس بوده و دلیل شدت بیماری کمتر از سارس باشند. از طرف دیگر ویرولانس بالای بیماری در شرایط حاضر غیرقابل انکار است و مسبب خسارات زیادی بر کشورهای درگیر خواهد بود. بنابراین سیاستگذاران وزارت بهداشت باید به تقویت زمینه های پیشگیری از ورود بیماری به کشور و همچنین پیشگیری از انتقال بیماری بپردازند. در این راستا، سیاست ملی و برنامه استراتژیک وزارت بهداشت شامل مجموعه اقداماتی برای پیشگیری از ورود بیماری به کشور باید تدوین شود.

    کلیدواژگان: کروناویروس، نامه به سردبیر، موتاسیون، اپیدمی، پیشگیری، برنامه استراتژیک
|
  • Farideh Zafari Zangeneh*, MohammadMehdi Naghizadeh, Maryam Bagheri, Masoumeh Dehghan Pages 121-129
    Background

    Most studies show that 9 to 24% of people who are in in vitro fertilization (IVF) cycles are women who respond poorly to ovarian stimulation. Women with poor ovarian response (POR) are a group of infertile patients whose ovarian reserve, ovarian response to medication, and the quality of ovum are declining. Therefore, the number of female cycles, the number of fetuses from the oocyte and the rate of pregnancy in these women is reduced. The purpose of this study was to investigate the expression of three adrenoceptor receptor genes in the cumulus cells of women with poor ovarian response in culture medium.

    Methods

    This case-control study was conducted in two groups: study (POR) and control (oocyte donor's women) groups. POR diagnosis was performed by ESHRE Bologna criteria. After puncture of the follicles, cumulus-oocyte complex was collected and the cumulus cells (CCs) were isolated by enzyme and are counted with Neobar lamella and then were added in the culture medium. After completing the culture, RNA was extracted from cumulus cells and the RNA concentration was read by the Spectrophotometer (NanoDrop Technologies, Wilmington, DE, USA). Then cDNA synthesized and primers designed for ADR-α1, 2 and ADR-B2 or gene expression by real-time polymerase chain reaction (PCR) technique. The research was done in Reproductive Health Research Center of Imam Khomeini Hospital, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran, from April to December 2017.

    Results

    Comparison of the results of ADR-α1, 2 gene expressions in cumulus cells showed a significant decrease, but ADR-B2 was not significant in two groups. Correlation coefficients also showed that there are relationship between three adrenoceptors and their effects on each other.

    Conclusion

    Our results showed that the decreased expressions of ADR-α1, 2 probably related to activation of the sympathetic system and release of the more neurotransmitter that lead to down-regulation of ADR-α1, 2 in the cell membrane of cumulus in culture medium.

    Keywords: adrenergic receptors, case-control studies, cumulus cells, gene expression, infertility, poor responder, women
  • Aida Alizamir, Seyed Mahdi Rezvanjoo, Elham Khanlarzadeh*, Farnaz Fariba Pages 130-136
    Background

    Early diagnosis and proper treatment of patient with acute coronary syndrome (ACS) and ischemic heart disease are important in determining prognosis, preventing adverse effects, and may even save lives. In this study, the level of pregnancy-associated plasma protein-A (PAPP-A) in ACS patients was compared with the control group, in addition to cardiac Troponin (cTn) and creatine kinase-myocardial band (CK-MB) markers.

    Methods

    In this cross-sectional study, 116 patients with ACS were selected by convenience sampling method among patients referring to the emergency department of Farshchian Heart Center, Hamadan University of Medical Science in Iran, from June 2017 to May 2018, and then were compared with 116 healthy persons (control group) in term of PAPP-A, CK-MB and serum cTn biomarkers.

    Results

    The mean and standard deviation of PAPP-A in acute coronary syndrome (ACS) and control group were 93.85±27.56 and 89.63±7.29, respectively. There was no significant statistical difference between patients with ACS and control group. However, the level of PAPP-A in ST segment elevated myocardial infarction patients (STE-MI) was significantly higher than those with unstable angina (UA) and non-ST segment elevated myocardial infarction (NSTE-MI) (P<0.001). The mean and standard deviation of PAPP-A in patients with acute coronary syndrome with positive and negative troponin results was 99.42±27.52 and 90.69±18.79, respectively (P=0.021). The correlation coefficient between serum PAPP-A and creatine kinase-MB obtained 0.070 (P=0.292).

    Conclusion

    In patients with ACS, in addition to the increase in cardiac troponin markers (cTn), the serum level of pregnancy-associated plasma protein A (PAPP-A) also increases significantly. Therefore in addition to measuring serum cardiac troponin levels, evaluation and measurement of PAPP-A can also be used to diagnose and management of ACS.

    Keywords: acute coronary syndrome, creatine kinase MB form, pregnancy-associated plasma protein-A, troponin
  • Sama Rezasoltani, Hamid Asadzadeh Aghdaei*, Hossein Dabiri, Abbas Akhavan Sepahi, MohammadHossein Modarressi, Ehsan Nazemalhosseini Mojarad Pages 137-143
    Background

    Colorectal cancer is the second most common cancer in the world which is mainly caused by epigenetic and environmental factors. Among these epigenetic factors, gut microbiota is an important one. Although it has not been proved a unique group of bacteria correlated with colorectal cancer, these findings have generally demonstrated differences between healthy and disease gut microbiome in population. Actually, the identification and investigation of intestinal microbiota in early detection of colorectal cancer have been highlighted in new researches and studies. Herein, in the current study, we aimed to evaluate the number of selected gut bacteria including Lactobacillus and Escherichia coli and Prevotella in the fecal specimens of adenomatous polyposis patients, colorectal cancerous cases in compared to normal participants in terms of estimating important role of gut microbiota during colorectal cancer initiation and progression.

    Methods

    The current research was a case-control study. Fecal samples were provided from 31 healthy individuals, 42 adenomatous polyposis patients and 20 colorectal cancer cases that were referred to Taleghani Hospital, Tehran, Iran, from August 2016 to August 2017 for colorectal cancer screening tests. Fecal samples were collected to analyze intestinal bacteria including, Lactobacillus, Escherichia coli, and Prevotella by absolute quantitative real-time polymerase chain reaction (PCR). The number of these gut bacteria was precisely determined by this method of real-time PCR.

    Results

    Higher number of Prevotella with 24.6 CT number (P<0.005) and E.coli with 20.4 CT number (P<0.015) were achieved in colorectal cancer cases and adenomatous polyposis patients in contrast to samples from normal individuals. On the contrary, the opposite range was observed for the quantification of Lactobacillus and greater numbers of bacteria (CT=28.6) were detected in normal, compared to the colorectal cancer cases and adenomatous polyposis (P<0.001).

    Conclusion

    The gut microbiota composition of individuals with colorectal cancer and adenomatous polyposis differs from that of healthy individuals, and the higher numbers of pathogenic microbiota versus beneficial microbiota present in those with colorectal cancer and adenomatous polyposis. In contrast, healthy individuals have higher numbers of beneficial gut microbiota than pathogenic microbes. These findings need more experimental analysis and investigation to better clarify.

    Keywords: adenomatous polyposis, case-control studies, colorectal neoplasms, gastrointestinal microbiome
  • Hossein Shakeri, Aliasghar Arabi Mianroodi*, Mohammadali Haghbin, Narges Khanjani Pages 144-149
    Background

    A major problem in surgical procedures is postoperative pain. The effectiveness of prescribing preoperative tizanidine in reducing postoperative pain is not clear. The aim of this study was to determine the efficacy of tizanidine as a premedication in reducing pain after septoplasty.

    Methods

    This double blind clinical trial study was performed in 71 patients aged from 18 to 50 years, undergoing septoplastic surgery for the first time, who were classified in ASA (American Society of Anesthesiologists) classes 1 and 2 in the Ear, Nose, and Throat (ENT) Department of Shafa Hospital, in Kerman, Iran from April 2014  to March 2015. Patients were randomly assigned into two groups using numbers from a randomization table. A dosage of 4 mg of tizanidine was administered orally to the patients two hours before the surgery (septoplasty) in the intervention group. In the control group, placebo pills which were 100 mg vitamin B1 were prescribed. The severity of pain was measured and recorded after 4 and 8 hours, and the morning after the surgery.

    Results

    62 patients (87.32%) were male and 9 (12.68%) were female. The mean age of the subjects was 24.6±7.5 years. The two groups were similar in regard to age (P=0.54), but the duration of surgery was different in the two groups (P=0.038) and was longer in the group that received tizanidine. The mean of pain was different between the two groups, after 4 hours and was significantly higher in the group that received tizanidine (P=0.043). The mean of pain was not significantly different between the two groups after 8 hours (P=0.95) or one day after surgery (P=0.79).

    Conclusion

    Although some researchers have reported that taking tizanidine before some surgeries may reduce postoperative pain, in this study the administration of tizanidine before surgery was not effective in reducing pain after septoplasty.

    Keywords: clinical trial, pain management, premedication, septoplasty, tizanidine
  • Ali Ameri* Pages 150-154
    Background

    Skin cancer is one of the most common forms of cancer in the world and melanoma is the deadliest type of skin cancer. Both melanoma and melanocytic nevi begin in melanocytes (cells that produce melanin). However, melanocytic nevi are benign whereas melanoma is malignant. This work proposes a deep learning model for classification of these two lesions.   

    Methods

    In this analytic study, the database of HAM10000 (human against machine with 10000 training images) dermoscopy images, 1000 melanocytic nevi and 1000 melanoma images were employed, where in each category 900 images were selected randomly and were designated as the training set. The remaining 100 images in each category were considered as the test set. A deep learning convolutional neural network  (CNN) was deployed with AlexNet (Krizhevsky et al., 2012) as a pretrained model. The network was trained with 1800 dermoscope images and subsequently was validated with 200 test images. The proposed method removes the need for cumbersome tasks of lesion segmentation and feature extraction. Instead, the CNN can automatically learn and extract useful features from the raw images. Therefore, no image preprocessing is required. Study was conducted at Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, Iran from January to February, 2020.

    Results

    The proposed model achieved an area under the receiver operating characteristic (ROC) curve of 0.98. Using a confidence score threshold of 0.5, a classification accuracy of 93%, sensitivity of 94%, and specificity of 92% was attained. The user can adjust the threshold to change the model performance according to preference. For example, if sensitivity is the main concern; i.e. false negative is to be avoided, then the threshold must be reduced to improve sensitivity at the cost of specificity. The ROC curve shows that to achieve sensitivity of 100%, specificity is decreased to 83%.

    Conclusion

    The results show the strength of convolutional neural networks in melanoma detection in dermoscopy images. The proposed method can be deployed to help dermatologists in identifying melanoma. It can also be implemented for self diagnosis of photographs taken from skin lesions. This may facilitate early detection of melanoma, and hence substantially reduce the mortality chance of this dangerous malignancy.

    Keywords: deep learning, melanoma, pigmented nevus, skin neoplasms
  • Mehdi Sanatkar, Mehrdad Goudarzi, Ebrahim Espahbodi* Pages 155-164
    Background

    Cataract is one of the most common eye diseases especially in elderly patients and most of these patients require surgery. In the process of sedation, different drugs are used, each with its advantages and disadvantages. Dexmedetomidine is one of the drugs that has recently received special attention for sedation. In this study, we compared the drug combination of dexmedetomidine-fentanyl with midazolam-fentanyl in cataract surgery.

    Methods

    In a case-control study, the patients who underwent cataract surgery by a surgeon with topical anesthesia and sedation techniques were included in the target group. Seventy patients were divided into two groups of 35 according to a random number table. One group received dexmedetomidine-fentanyl (dexmedetomidine group) and the other received midazolam-fentanyl (midazolam group). Age, sex, weight, systolic and diastolic blood pressure, heart rate, patient sedation, surgeon satisfaction, recovery nurse satisfaction, and postoperative nausea and vomiting were compared between the two groups. The study was performed in the Farabi Hospital, Tehran, Iran, from October to November 2019.

    Results

    Patients in the two groups were similar in age, sex, weight, and preoperative hemodynamic variables. There was no significant difference in preoperative systolic and diastolic blood pressure between the two groups (P=0.150). However, those who received dexmedetomidine had significantly lower intraoperative heart rate (P<0.001). The difference in postoperative systolic and diastolic blood pressure as well as postoperative heart rate was significantly lower in the dexmedetomidine group (P<0.001). There was no statistically significant difference between the two groups in postoperative sedation (P=0.93). The surgeon’s satisfaction was no significant difference between the two groups (P=0.17). Also, the rate of recovery nurse satisfaction was not significantly different between the two groups (P=0.21). The incidence of nausea and vomiting was similar in both groups (P=1.00).

    Conclusion

    Sedation with dexmedetomidine decreases blood pressure and heart rate. Therefore, it is recommended to use dexmedetomidine more cautiously in patients with unstable hemodynamics and especially in short surgical procedures.

    Keywords: case-control studies, cataract, midazolam, dexmedetomidine, fentanyl, sedation
  • Mohadeseh Mozafari*, Seyyed Abolghasem Mehri Nejad, Jamshid Bagheri, Mehrangiz Peyvstegar, Masoud Saghafinia Pages 165-170
    Background

    Previous researches have provided contradictory results about on working memory performance after the coronary artery bypass graft (CABG). In addition, studies have focused on the elderly community. For this reason and with regard to the importance and direct effects of working memory on the quality of life human. This study was designed to compare working memory of young CABG patients with age range of 30-55 years one year postoperatively with healthy subjects.

    Methods

    In this Case-control study, which was conducted from February 2017 to October 2018, two groups of people, 40 patient men with coronary artery bypass graft that admitted to the heart center of Tehran in last year and 64 healthy males were selected with using available sampling method. Both groups were tested with Wechsler's working memory scale.

    Results

    The results of the study showed that the mean and standard deviation of the age of coronary artery bypass graft patients were 52.65 and 5.559, respectively, and the mean and standard deviation of healthy subjects were 41.81 and 8.619, respectively. The results showed that The two group had significantly difference (P<0.01), in the sub scales of the working memory including of the forward auditory memory and reverse auditory memory, total score of auditory memory, reverse visual memory and auditory memory span and the two groups had significantly difference (P<0.05), in the total score of visual memory. But the two group had not significantly difference (P>0.05) in the forward visual memory (CABG [mean=5.40 & standard deviation=1.41] Healty people [mean=6.13 & standard deviation=3]) and visual memory span (CABG [mean=5.35 & standard deviation=1.12] Healty people [mean=5.56 & standard deviation=1.97]). The results showed that Patients with CABG than healthy people have overall poorer results for all sub scales the of working memory test.

    Conclusion

    The results of this study confirm the prevalence of relatively high cognitive decline, especially in working memory after CABG, and provide a pattern of persistence of cognitive decline after one year of coronary artery bypass surgery in young patients aged 30 to 55 years.

    Keywords: cognitive dysfunction, coronary artery bypass graft, working memory
  • Mohsen Soleimani, Rahimeh Nabavi*, Nadia Karimi, Abbasali Ebrahimian Pages 171-177
    Background

    Uremic pruritus is one of the important problems in patients undergoing hemodialysis. Causing the mechanism of uremic pruritus in hemodialysis patients is complex and multifactorial. Almost 60 percent of hemodialysis patients suffer from uremic pruritus. Oral hydroxyzine is a common treatment for uremic pruritus of this patients. This study aimed to survey effect of hydroxyzine on uremic pruritus of hemodialysis patients.

    Methods

    This quasi-experimental study (pre and post design) performed on 40 patients with eligible criteria. All of the hemodialysis patients who suffer from pruritus received a tablet of hydroxyzine 25 mg daily for 6 weeks. In this time, drugs and the plan of hemodialysis were constant. Pruritus score of patients, evaluated with 5-D pruritus scale that had 8 items with 5-score Likert scale and evaluate duration, direction, disability, and distribution of pruritus. Severity scores of pruritus before and after treatment with tablet of hydroxyzine were compared. This study was conducted on hemodialysis patients in the Soodeh Center of Hemodialysis in the south of Tehran, Iran, from September 2016 to February 2017.

    Results

    The findings of this study showed that most of the patients in this study were male (55%) with mean age of 55.97±11.59 years. The most cause of chronic renal failure in these patients was diabetes (37.5%). This study showed that 32.5% of the hemodialysis patients had moderate to severe uremic pruritus. The mean score of pruritus before the treatment with hydroxyzine was 16.73±3.4 and the most effect of this drug was in the social activity item (2.47±0.6). After treatment with hydroxyzine, the mean score of pruritus in the patients was 9.65±2.15 that was decreased significantly (P<0.001). The findings showed that there was no significant relationship between decrease of pruritus and characteristics of patients.    

    Conclusion

    This study showed that uremic pruritus is still a challenge in hemodialysis patients. According to this study use of hydroxyzine, regardless of uremic pruritus mechanism, could be decreased uremic pruritus of hemodialysis patients.

    Keywords: chronic renal failure, hemodialysis, hydroxyzine, pruritus
  • Dariush Afshari Aliabadi*, Nasrin Moradian, Elham Rahmanian, Masoud Mohammadi Pages 178-182
    Background

    Guillain-Barré syndrome is an autoimmune inflammatory disease, which manifests itself as an acute motor weakness of the organs, diagnosed as affecting the motor spinal nerve roots generally and causing muscle and motor weakness, the cause of this disease is the presence of active antibodies against the myelin sheath around the spinal nerve roots. Guillain-Barré syndrome is the most common and most severe unpleasant neuropathy that affects about 100,000 people worldwide annually.

    Methods

    This is a descriptive analytical study, the data of 354 admitted patients were reviewed and 262 cases, which matched the criteria for entering the study, was included. The criterion for entering the study was clinical diagnosis.Required information were included age, sex, complaints of disease, and visitation period. Data was analyzed by using Microsoft Excel 2013 (Microsoft Corp., Redmond, WA, USA) and study was performed on Imam Reza and Farabi Hospitals of Kermanshah in Iran, from March 1993 to February 2013.

    Results

    59.5% were male and 40.5% female, and the mean age of the patients was 44.6±22.9. The most affected individuals were at the age of 30-50 and the highest prevalence was observed in spring. Acute inflammatory demyelinating poly-radiculoneuropathy with 53.4% was the most common backward disorder in patients and 5.7% among deaths among patients.

    Conclusion

    The results of the present study showed that Acute inflammatory demyelinating poly-radiculoneuropathy had the highest prevalence in patients and decreased with increasing age, and this syndrome was more prevalent in the spring.

    Keywords: disease attributes, epidemiology, Guillain-Barré Syndrome, Iran, nervous system diseases
  • Nafiseh Saghafi, Leila Pourali*, Elham Hamidi Pages 183-187
    Background

    Nonpuerperal uterine inversion is a rare medical condition that many gynecologists might not be encountered even with one case during their entire medical practice. It refers to the expulsion of uterine corpus from the dilated cervix resulting in uterus being turned inside out. There are two kinds of uterine inversion, puerperal and non-puerperal, which the second condition is less common. Acute uterine inversion usually presented by crampy abdominal or pelvic pain, vaginal bleeding, anemia, and even symptoms of severe sepsis. We describe a case of uterine inversion in a postmenopausal woman.

    Case Presentation

    A 66 years old grand multiparous woman (6 normal vaginal delivery) who was menopause since 15 years ago, was referred to the emergency unit of an academic hospital of Mashhad University of Medical Sciences at October 2016 due to postmenopausal uterine bleeding, cramp-like abdominal pain and mass protrusion from the vagina. The vital sign was stable at the first visit but a big non-necrotizing red vaginal mass was protruded from vaginal opening that connected to other soft intravaginal mass. Abdominal ultrasonography revealed the dilated vaginal cuff and some air-fluid levels in the uterine cavity. The patient referred to the operative room and vaginal myomectomy was done with diagnosis of pedunculated submocusal leiomyoma. Then, total abdominal hysterectomy and bilateral salpingo-oophorectomy were performed after the correction of uterine inversion by abdominoperineal approach.

    Conclusion

    Acute uterine inversion is a potentially dangerous condition (due to vaginal bleeding, severe abdominal or pelvic pain, and the possibility of uterine necrosis and even systemic infection). This condition should be considered as an important differential diagnosis as a vaginal mass in the post-menopausal period.

    Keywords: leiomyoma, postmenopause, uterine inversion
  • Emad Behboudi*, Vahideh Hamidi Sofiani Page 188