فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 3 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علی اصغر کلاهی* صفحات 221-223

    بحران یک فشار روانی- اجتماعی بزرگ و ویژه است که باعث در هم شکسته شدن انگاره های متعارف زندگی و واکنش های اجتماعی گردیده و آسیب های جانی و مالی، تهدیدات، مخاطرات و نیازهای تازه ای را به وجود می آورد. مدیریت بحران بر اساس مشاهده دقیق بحران های پیشین و تجزیه و تحلیل آنها بتوان از بروز بحران ها، پیشگیری نمود و یا در صورت بروز برای کاهش پیامدهای ناگوار آمادگی لازم برای امداد رسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام نمود. سیستم مدیریت شرایط اضطراری در سه مرحله اقدامات قبل از وقوع به عنوان طرح پیشگیری، اقدامات حین وقوع به عنوان طرح مقابله و اقدامات پس از وقوع به عنوان طرح بازیابی می باشد. اجرای صحیح این سیستم موجب کاهش پیامدهای جانی، مالی و زیست و بازیابی سریع پس از بروز وضعیت های اضطراری می باشد. اصلی ترین نیازهای بعد از بحران، خدمات انتقال، تشخیص و درمان بویژه در بیمارستان ها می باشد. همه کارکنان بیمارستان ها بطور اعم و کارکنان بحران بیمارستان ها بطور اخص مسیولیت سنگینی بویژه در ساعت های اولیه وقوع حوادث ناخواسته را به عهده دارند. برای ایفای نقش موثر و کارآمد بعد از بحران اطمینان از آمادگی بیمارستان از نظر امکانات، تجهیزات و آمادگی کارکنان یک ضرورت است. به علت عدم وجود منابع کافی در تامین امکانات و تجهیزات و مواد مصرفی پزشکی، بطور معمول مدیران بیمارستان ها بیشترین توجه را به انجام وظایف روزمره معطوف می نمایند. همچنین کارکنان بیمارستان ها در طول زمان تغییر می کنند، بنابراین برای اطمینان از داشتن آمادگی پاسخ به خدمات در زمان حوادث ناخواسته لازم است مانورهای دوره ایی انجام شود. انجام این گونه مانورها در حیطه های مربوط به پاسخ به شرایط اضطراری نظیر آتش سوزی، نجات غریق، سقوط هواپیما، عرق شدن کشتی ها و... امری معمول است. از آنجاییکه تقاضای خدمات پزشکی همواره بیش از ظرفیت بیمارستان ها می باشد، و منابع مالی یک محدودیت دایمی شده است، اجرای برنامه های آمادگی مورد غفلت قرار می گیرد. این نوشته با هدف توجه خوانندگان مجله بخصوص مدیران مرکز درمانی و پزشکان درگیر در موارد اورژانس به مقاله با عنوان" تدوین برنامه و اجرای آزمایشی نحوه مقابله با یک حادثه یا حمله شیمیایی فرضی در بیمارستان لقمان حکیم تهران: پدافند غیر عامل" چاپ شده در این شماره نوشته شده است. انتظار می رود که مطالعه آن مقاله موجب حساسیت بیشتر به موضوع آمادگی پاسخ به شرایط بحرانی بعد از وقوع حوادث ناخواسته بزرگ شده و بیمارستان ها با انجام مانور های دوره ای نه تنها آمادگی کارکنان را ارتقاء دهند بلکه به فکر تامین امکانات و تجهیزات مورد نیاز نیز باشند.

  • حسین حسنیان مقدم، علی اصغر کلاهی*، نفیسه بیگم میرکتولی، امیدوار رضائی میرقائد، نسیم زمانی، محمد کریمی نیا، علیرضا گل آقایی، اکرم سادات رضوی زاده، پیرحسین کولیوند، داوود وزیری، زهرا حبیبی نوده، معصومه قیومی، مجید ملک پور صفحات 223-238
    زمینه و هدف

    تجارب و شواهد ثبت شده در جنگ های گذشته تاریخ بشری و قرن حاضر، نمونه های انکارناپذیری است که اهمیت پدیده دفاع غیرعامل را آشکار و ثابت می کند. در ایران نیز حملات متعدد با انواع گازهای شیمیایی در طول هشت سال دفاع مقدس تجربه شده است. علاوه بر این وقوع حوادث ناخواسته در زمان زلزله، طوفان، تصادفات وسایل نقلیه در زمان حمل و نقل مواد وگازهای شیمیایی هرچند نادر ولی اجتناب ناپذیر است. بطور مثال نشست و انتشار وسیع گاز کلر بارها اتفاق افتاده است. چون این وقایع نادر هستند طبیعی است که کارکنان به علت عدم مشاهده و تکرار، آمادگی لازم را برای ایفای نقش موثر بخصوص در ساعات اولیه طلایی ندارند. بنابراین آمادگی مراکز درمانی از نظر تجهیزات و کارکنان بحران در بیمارستان ها بعد از وقوع حملات و حوادث یک ضرورت اساسی است. سازمان پدافند غیرعامل کشور بر حسب وظایف ذاتی خود برنامه آموزش و اقدام برای آمادگی کارکنان بیمارستان ها را بعهده دارد. این پروژه با حمایت آن سازمان انجام گرفت. هدف این پروژه تدوین و اجرای آزمایشی (مانور) نحوه مقابله با یک حادثه یا حمله شیمیایی فرضی در بیمارستان لقمان حکیم در سال می باشد.

    روش و مواد

    ابتدا با استفاده از متون و دستورالعمل های موجود و نظرات اساتید پدافند شیمیایی برنامه نحوه مقابله با یک حادثه یا حمله شیمیایی فرضی و سناریو تدوین شد. سپس کارگاه های آموزشی به منظور آگاهی و آمادگی اعضای تیم بحران، کارکنان عمل کننده و بیمارنماها برگزار شد. هماهنگی های لازم با دست اندرکاران خارج از بیمارستان و عوامل داخل بیمارستان به عمل آمد. در نهایت مانور عملیاتی مطابق سناریوی طراحی شده در یک روز غیر تعطیل در ساعت 30/9 آغاز و ساعت 16 به پایان رسید. همه مراحل مانور با استفاده از 12 دوربین ثابت و سیار فیلم برداری گردید. برای ارزیابی میزان انجام هر یک از اقدامات چک لیست مربوطه تهیه و توسط فرمانده عملیات تکمیل می شود.

    یافته ها

    این مانور با مشارکت 65 نفر از پزشکان، کارکنان و دانشجویان در محل بیمارستان لقمان حکیم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید برگزار شد. یافته ها بر حسب موضوع به سه سطح زیر طبقه بندی می شود: سطح اول: سطح ستادی و مدیریتی، بصورت کلی متوسط موفقیت این مرحله 70% برآورد می شود. سطح دوم: سطح عملیاتی، متوسط امتیاز کسب شده 70% برآورد می شود. سطح سوم: اختتام عملیات و شروع بازتوانی، متوسط امتیاز کسب شده در این سطح 40% بود.

    نتیجه گیری

    مانور با حدود 65% برنامه پیش بینی شده اجرا شد. آمادگی پزشکان و کارکنان درگیر در مانور در حد متوسط ارزیابی می شود. کمبود تجهیزات بویژه در مورد آلودگی زدایی و لباس های حفاظتی کارکنان مشهود بود. در مجموع می توان گفت که آمادگی برای مقابله با یک حادثه یا حمله شیمیایی فرضی در بیمارستان لقمان حکیم کافی نمی باشد.

    کلیدواژگان: پدافند غیرعامل، اجرای آزمایشی، مانور، حوادث شیمیایی
  • سعید عالمی، سعید بختیارپور*، پرویز عسگری، ناصر سراج خرمی صفحات 239-250
    زمینه و هدف

    اعتیاد به مواد مخدر، بیماری مزمنی است که در اغلب موارد با یک بیماری روان پزشکی دیگر مانند افسردگی می تواند همراه باشد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و گروه درمانی شناختی-رفتاری بر افسردگی افراد معتاد تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد.

    روش و مواد

    روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و مرحله پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری مردان معتاد تحت درمان نگهدارنده متادون مراجعه کننده کلینیک های ترک اعتیاد و کاهش آسیب در قزوین در سال 1398 بودند که از بین آنها تعداد 90 نفر به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. پس از جایگزینی تصادفی در سه گروه، گروه آزمایش اول تحت گروه درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت درمان شناختی-رفتاری هر کدام در 10 جلسه 120 دقیقه ای به صورت هفتگی شرکت کردند اما گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. هر سه گروه، قبل از مداخله، بعد از مداخله و پس از سه ماه، پرسشنامه افسردگی Beck را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند

    یافته ها

    در گروهی که مداخله شناختی-رفتاری صورت گرفت میانگین (انحراف معیار) افسردگی بیماران از (3/3) 5/44 در پیش آزمون به (1/3) 9/34 در پس آزمون و (5/3) 1/34 در مرحله پیگیری کاهش یافت (001/0>P). در گروهی که مداخله درمانی وجودی صورت گرفت میانگین (انحراف معیار) افسردگی بیماران از (2/3) 7/47 در پیش آزمون به (5/5) 1/37 در پس آزمون و (4/5) 9/35 در مرحله پیگیری کاهش یافت (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) افسردگی بیماران در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوتی نداشت. نتایج حاکی از آن بود که اندازه اثر درمان شناختی-رفتاری (53/0=Eta) بیش تر از اندازه اثر درمان وجودی (24/0=Eta) در کاهش افسردگی است که این مساله نشان دهنده تاثیر بیشتر درمان شناختی-رفتاری در مقایسه با درمان وجودی در کاهش افسردگی بود.

    نتیجه گیری

    هر دو مداخله گروه درمانی شناختی-رفتاری و گروه درمانی وجودی باعث کاهش افسردگی بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون شدند، اما گروه درمانی شناختی-رفتاری موثرتر از گروه درمانی وجودی بود.

    کلیدواژگان: گروه درمانی وجودی، گروه درمانی شناختی-رفتاری، افسردگی، درمان نگهدارنده با متادون
  • رومینا نگاری نامقی، جعفر بوالهری، شهربانو قهاری*، امیرمحمد صفرانداقی صفحات 251-264
    زمینه و هدف

    دیدگاه مردان در رابطه با برابری، نقش و حقوق زن و مرد در خانواده می تواند به خشونت نسبت به زنان دامن بزند. هدف این مطالعه حاضر تعیین درک مردان مرتکب همسرآزاری از برابری، نقش و حقوق زن و مرد در خانواده بود.

    روش و مواد

    این پژوهش یک مطالعه کیفی بود. نمونه گیری به صورت هدفمند بود و شرکت کنندگان از میان مردان مرتکب همسرآزاری که به مراکز مشاوره خانواده در تهران مراجعه کرده بودند انتخاب شدند. در مجموع با 11 مرد مرتکب خشونت مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. داده های به دست آمده از مصاحبه ها کدگذاری شدند و بعد زیرطبقات و طبقات اصلی استخراج شدند.

    یافته ها

    از نظر مشارکت کنندگان، تامین نیازهای جنسی، روانی و عاطفی همسر و سپس تربیت فرزندان مهم ترین وظایف زن و تامین رفاه مادی، آسایش و امنیت خانواده و همسر مهم ترین وظایف مرد بود. بیش از نیمی از شرکت کنندگان به برابری حقوق زن و مرد در خانواده باور نداشتند و از حقوق و مسیولیت های زن در خانواده بنابر قانون بی اطلاع بودند. اکثریت مشارکت کنندگان رابطه جنسی شرعی و غیر شرعی خارج از چهارچوب ازدواج را برای مردان متاهل جایز نمی دانستند.

    نتیجه گیری

    اکثریت مردان مرتکب همسر آزاری بر این باور بودند که حقوق زن و مرد در خانواده برابر نیست و از حقوق و مسیولیت های زن در خانواده از منظر قانون اطلاع کافی نداشتند.

    کلیدواژگان: همسرآزاری، خشونت خانگی، حقوق مرد، حقوق زن
  • زهرا محبی، حسین قمری گیوی *، محمدرضا فلسفی نژاد، آناهیتا خدابخشی کولایی صفحات 265-277
    زمینه و هدف

    خودآسیبی بدون خودکشی در سال های اخیر تبدیل به چالشی برای سلامت عمومی جامعه شده است و شیوع این پدیده در دوران نوجوانی بیشتر از سنین دیگر است با این حال ابهامات زیادی در مفهوم سازی آن وجود دارد. لذا هدف این پژوهش مطالعه تجارب زیسته دختران نوجوان دانش آموز دارای خودآسیبی بدون خودکشی شهر اردبیل با توجه به بافت فرهنگی و بومی به منظور شناسایی این پدیده بود.

    روش و مواد

    پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان در پژوهش 17 نفر بودند که از میان دانش آموزان دختر دوره اول و دوم متوسطه شهر اردبیل به روش هدفمند در سال تحصیلی 98-1397 انتخاب شدند و با هر کدام از آنها پس از اعلام تمایل و رضایت آگاهانه خود و خانواده ایشان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. روش تحلیل هفت مرحله ای Colaizzi برای تحلیل داده ها استفاده شد.

    یافته ها

    یافته های مطالعه سه طبقه اصلی عوامل زمینه ساز خود آسیبی، کارکرد خودآسیبی و پیامدهای خودآسیبی را نشان داد. طبقات اصلی، نه طبقه اولیه شامل، ویژگی های عاطفی شناختی، روابط ناسازگار، مشکلات نوجوان در خانواده، آرام شدن، فراموش کردن مشکلات، تحت تاثیر قرار دادن دیگران، اثبات بزرگ و قوی بودن، احساس ندامت و اسکار زخم را در خود جای دادند.

    نتیجه گیری

    جهت درک بیشتر افراد درگیر با خودآسیبی بدون خودکشی ضروری می باشد با نظر ایشان در مورد این پدیده بیشتر آشنا شویم. از دید شرکت کنندگان در مطالعه، این رفتار دارای عوامل زمینه ساز، کارکرد و هدف و همچنین پیامدهایی می باشد که برای برنامه های پیشگیری و همچنین ارزیابی صحیح و درمان بایستی مورد توجه قرار گیرند.

    کلیدواژگان: خودآسیبی بدون خودکشی، دختران نوجوان، دانش آموز، پدیدارشناسی
  • سارا صابری نیا، فرزانه نیک نژادی* صفحات 278-288
    زمینه و هدف

    کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای عموما ناسازگار هستند و بیشتر از همسالان خود رفتارهای لجبازانه و سرکشانه دارند. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر کنترل خشم و اضطراب مادران دارای فرزند نافرمانی مقابله ای شهر اصفهان بود.

    روش و مواد

    طرح پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با دو گروه آزمایشی و گواه بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای فرزند نافرمانی مقابله ای در شهر اصفهان در سال 1396 بود. روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای بوده است. 60 نفر از مادران دارای فرزند نافرمانی مقابله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس مادران گروه آزمایش تحت هشت جلسه 90 دقیقه ای هر هفته یک جلسه آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل قرار گرفتند ولی گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش، پرسشنامه خشم و اضطراب Beck بود و داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که میانگین (انحراف معیار) خشم حالت گروه آزمایش در پیش آزمون (1/7) 1/36 بود که در پس آزمون به (7/1) 9/27 کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (3/6) 8/35 بود که در پس آزمون به (1/6) 6/35 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) خشم صفت گروه آزمایش در پیش آزمون (5/4) 5/25 بود که در پس آزمون به (9/3) 1/18 کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (1/5) 8/26 بود که در پس آزمون به (1/4) 2/25 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) فقدان کنترل خشم گروه آزمایش در پیش آزمون (3/8) 1/87 بود که در پس آزمون به (3/6) 6/69 کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (5/8) 5/87 بود که در پس آزمون به (6/8) 9/87 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود. میانگین (انحراف معیار) اضطراب گروه آزمایش در پیش آزمون (6/4) 4/52 بود که در پس آزمون به (7/4) 5/34 کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه گواه در پیش آزمون، (5/6) 4/51 بود که در پس آزمون به (6/6) 9/51 رسید که این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش گروهی تحلیل رفتار متقابل منجر به کاهش خشم حالت، خشم صفت، فقدان کنترل خشم و نیز کاهش اضطراب مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای شد.

    کلیدواژگان: تحلیل رفتار متقابل، کنترل خشم، اضطراب، مادران اختلال نافرمانی مقابله ای
  • اکرم شیرزادفر، قدرت الله عباسی *، رمضان حسن زاده صفحات 289-298
    زمینه و هدف

    طلاق از مهمترین پدیده های حیات انسانی به شمار می آید که تعادل روانی فرزندان، بستگان، دوستان و نزدیکان را نیز به هم می ریزد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش قبل از ازدواج مبتنی بر برنامه آموزش ارتباط بر مشکلات تصمیم گیری در انتخاب همسر و نگرش به ازدواج فرزندان طلاق بود.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه فرزندان طلاق کارکنان وزارت دفاع شهر تهران بودند. نمونه آماری این پژوهش شامل 60 نفر از فرزندان طلاق بودند که در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گروه گواه (30 نفر) قرار گرفتند.. داده ها با استفاده از مقیاس مشکلات تصمیم گیری در انتخاب همسر و نگرش به ازدواج به دست آمد و به استفاده از تحلیل کواریانس یک راهه و نرم افزار spss.22 تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) نمره مشکلات تصمیم گیری در انتخاب همسر گروه آزمایش از 1/258 (6/10) در پیش آزمون به 4/163 (1/10) در پس آزمون و 9/163 (8/15) در پیگیری کاهش یافت (001/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) نمرات گروه گواه در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوتی نداشته است. میانگین (انحراف معیار) نمره نگرش به ازدواج گروه آزمایش از 6/51 (9/4) در پیش آزمون به 4/82 (9/3) در پس آزمون و 1/83 (4/2) در پیگیری افزایش یافت (001/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) نمرات گروه گواه در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوتی نداشته است.

    نتیجه گیری

    می توان نتیجه گرفت که برنامه قبل از ازدواج مبتنی بر برنامه آموزش ارتباط منجر به کاهش مشکلات تصمیم گیری در انتخاب همسر و نگرش به ازدواج فرزندان طلاق می گردد.

    کلیدواژگان: آموزش ارتباط، مشکلات تصمیم گیری، نگرش به ازدواج، فرزندان طلاق
  • فرشته بخشایش، نسرین باقری* صفحات 299-309
    زمینه و هدف

    نگرش به خیانت زناشویی یا عهد شکنی همسر را می توان یکی از پیچیده ترین و آسیب زا ترین مشکلات عاطفی بین زوجین دانست. هدف از انجام این پژوهش مقایسه ویژگی های شخصیتی و رضایت جنسی در بین زوجین با مشکل خیانت زناشویی و زوجین عادی بود.

    روش و مواد

    این پژوهش از نوع توصیفی با روش علی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجینی بود که به علت خیانت زناشویی یکی از طرفین به یک کلینیک مشاوره در منطقه 3 تهران در طی ماه های اردیبهشت تا آبان سال 1397 مراجعه کرده بودند. روش نمونه گیری از نوع در دسترس بود. نمونه پژوهش شامل 60 نفر در گروه زوجین دارای پرونده خیانت زناشویی و 60 نفر در گروه زوجین عادی بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه سنجش صفات پنج گانه شخصیتی Neo و پرسشنامه رضایت جنسی به دست آمد. همچنین داده ها با کمک روش تحلیل واریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) نمره رضایت زناشویی در گروه افراد دارای سابقه روابط فرازناشویی (5/10) 9/56 کمتر از گروه عادی (4/14) 8/72 بود (001/0>P). در گروه دارای سابقه روابط فرازناشویی، نمرات مولفه های ویژگی های شخصیتی شامل روان نژندی (6/4) 1/37، برون گرایی (3/4) 7/36، باز بودن به تجربه (1/4) 3/39 به ترتیب بالاتر از روان نژندی (6/4) 7/32، برون گرایی (3/4) 7/33 و باز بودن به تجربه (1/4) 1/35 گروه عادی بود (001/0>P). همچنین مولفه های توافق جویی (1/5) 6/36 و وجدان گرایی (7/5) 6/37 در گروه عادی بالاتر از توافق جویی (1/5) 1/32 و وجدان گرایی (5/6) 6/33 در گروه دارای سابقه روابط فرازناشویی بود (001/0>P).

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که رضایت جنسی در زوجین دارای سابقه روابط فرازناشویی کمتر و صفات شخصیتی شامل روان نژندی، برون گرایی و باز بودن نسبت به تجربه در میان آنها بیشتر از زوجین عادی بود.

    کلیدواژگان: ویژگی های شخصیتی، رضایت جنسی، خیانت زناشویی، زوجین
  • مژینه سادات میر ارض گر، جواد خلعتبری *، بهمن اکبری، شهنام ابوالقاسمی صفحات 310-318
    زمینه و هدف

    زنان زندانی یک گروه آسیب پذیر هستند که دوران حبس اثرات منفی مختلفی روی آنان دارد. واقعیت درمانی یکی از رویکردهای مطرح درمان است که کارایی آن در حل بسیاری از مشکلات مختلف به اثبات رسیده است. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان زندانیان زن بود.

    روش و مواد

    پژوهش حاضر از نوع کاربردی با روش نیمه تجربی و از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه شاهد بود. جامعه پژوهش کلیه زندانیان زن شهرستان رشت در سال 1396 بود که از طریق نمونه گیری دردسترس تعداد 30 نفر به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد انتخاب شدند. هر دو گروه قبل از اجرای مداخله درمانی، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان & Kraaij Garnefski را تکمیل کردند. گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله واقعیت درمانی قرار گرفت اما گروه شاهد مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و بوسیله آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و با استفاده از نرم افزارSPSS-18 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) مولفه های تنظیم شناختی هیجان شامل کم اهمیت جلوه دادن از(5/1) 6 در پیش آزمون به (2)9 /13 در پس آزمون (01/0P<)، ارزیابی مجدد از(6/1) 6/5 در پیش آزمون به (8/1) 8/14 در پس آزمون (01/0P<)، برنامه ریزی مجدد از (5/1) 6/5 در پیش آزمون به (9/1) 8/14 در پس آزمون (01/0>P) و تمرکز مجدد از (4/1) 6/5 در پیش آزمون به (5/1) 2/15 در پس آزمون افزایش یافت (01/0P<)، درحالی که نمرات مولفه های تنظیم شناختی هیجان گروه شاهد در پیش آزمون و پس آزمون تفاوتی نداشته است.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که واقعیت درمانی باعث افزایش اتخاذ راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان شامل کم اهمیت جلوه دادن، ارزیابی مجدد، برنامه ریزی مجدد و تمرکز مجدد در زنان زندانی شد.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، تنظیم شناختی هیجان، زنان زندانی
  • بای محمد چندری، محمدکاظم فخری*، یارعلی دوستی صفحات 319-327
    زمینه و هدف

    کودکان به عنوان یکی از گروه های سنی آسیب پذیر در معرض انواع مشکلات روان شناختی و رفتاری قرار دارند که نیازمند مداخلات روان شناختی است. هدف این پژوهش تعیین اثر بخشی آموزش مدیریت خشم بر مشکلات رفتاری دانش آموزان 12-10 ساله بود.

    روش و مواد

    روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بر روی گروه آزمایش و گروه شاهد بود. جامعه ی آماری پژوهش، دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر گنبدکاووس در سال تحصیلی 97-1396 بود. نحوه ی نمونه گیری روش تصادفی چند مرحله ای بود که 60 دانش آموز به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفره (گروه آزمایش و گروه شاهد) گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه مدیریت خشم شرکت نمودند در حالی که گروه شاهد، آموزشی در آن دوره دریافت نکردند. پرسشنامه ی رفتاری (فرم معلم) جهت گرد آوری اطلاعات استفاده گردید. حاصل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل کواریانس یک راهه و نرم افزار spss.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن دانش آموزان پسر گروه آزمایش 1/10 (4/1) و دانش آموزان دختر 7/10 (2/1) بود. میانگین (انحراف معیار) سن دانش آموزان پسر گروه شاهد 7/10 (6/1) و دانش آموزان دختر 2/10 (5/1) بود. میانگین (انحراف معیار) مشکلات رفتاری گروه آزمایش در پیش آزمون 1/10 (8/12) بود که در پس آزمون به 6/5 (1/6) کاهش یافت (01/0>P) اما میانگین (انحراف معیار) گروه شاهد در پیش آزمون 7/10 (1/13) بود که در پس آزمون به 6/10 (9/12) رسید که از نظر آماری معنادار نبود.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد که آموزش مدیریت خشم منجر به کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان گردید.

    کلیدواژگان: درمان مدیریت خشم، مشکل رفتاری، دانش آموزان
  • اعظم علیزاده، پروانه دانش*، امیر ملکی، فاطمه جواهری صفحات 328-339
    زمینه و هدف

    سبک زندگی سلامت محور از جمله ورزش و فعالیت بدنی، مدیریت استرس، رژیم غذایی سالم و پرهیز از مصرف دخانیات و الکل تاثیر مهمی بر سلامت روان دارند، اما این مولفه ها و تاثیرگذاری آنها ممکن است در زنان و مردان متفاوت باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین توان مولفه های سبک زندگی سالم در پیش بینی سلامت روان زنان و مردان است. روش و

    مواد

    پژوهش حاضر، یک تحقیق توصیفی-تحلیلی است و به روش پیمایش انجام شد. جامعه آماری آن کلیه افراد 20 تا 60 ساله ساکن کرمان در سال 1398 بوده اند که 600 نفر از آنان شامل 300 زن و 300 مرد، براساس روش نمونه گیری سهمیه بندی از چهار منطقه شهر کرمان انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مقیاس سلامت عمومی 12 سوالی و پرسشنامه سبک زندگی سالم جمع آوری و با نرم افزار آماری SPSS-23 و آزمون t دو نمونه ای مستقل و رگرسیون خطی و چندگانه تحلیل شد.

    یافته ها

    میانگین (انحراف معیار) سن زنان (6/9) 39 و مردان (1/10) 5/40 سال بود. میانگین (انحراف معیار) نمره سبک زندگی سالم زنان (6/6) 7/55 بیشتر از مردان (9/7) 2/53 بود (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) نمره مدیریت استرس زنان (8/3) 6/12 بیشتر از مردان (2/4) 7/11 بود (003/0=P). میانگین (انحراف معیار) میزان پرهیز از مصرف دخانیات و الکل در زنان (3/1) 4/19 بیشتر از مردان (2/4) 7/11 بود (001/0>P). میانگین (انحراف معیار) نمره ورزش و فعالیت بدنی زنان (0/3) 6/7 کمتر از مردان (7/2) 2/8 بود (006/0=P). میانگین (انحراف معیار) نمره رژیم غذایی سالم زنان با (8/2) 2/16 بیشتر از مردان (2/2) 3/15 بود (001/0>P). مولفه های پیش بینی کننده سلامت روان زنان به ترتیب مدیریت استرس، ورزش و فعالیت بدنی و پرهیز از مصرف دخانیات و الکل و مولفه های پیش بینی کننده سلامت روان مردان به ترتیب مدیریت استرس و رژیم غذایی سالم بودند.

    نتیجه گیری

    مطالعه نشان داد وضعیت مدیریت استرس، پرهیز از مصرف دخانیات و الکل و رژیم غذایی سالم در زنان بهتر اما میزان ورزش و فعالیت بدنی آنها کمتر از مردان بود. سلامت روان زنان با افزیش مدیریت استرس، ورزش بیشتر و مصرف کمتر دخانیات و الکل و شاغل بودن بهبود یافت و سلامت روان مردان با افزایش مدیریت استرس و بهبود رژیم غذایی افزایش نشان داد. از بین مولفه های سبک زندگی سالم، مدیریت استرس موثرترین پیش بینی کننده سلامت روان در هر دو جنس بود.

    کلیدواژگان: سبک زندگی سالم، سلامت روان، تفاوت جنسی، مدیریت استرس، رژیم غذایی
  • حمیدرضا پورحسینی، اکبر شفیعی* صفحات 340-344
    زمینه و هدف

    پرفشاری خون یکی از عوامل مهم مرگ و میر در ایران و جهان است. این مطالعه گزارش کلی اجرای طرح ملی کنترل فشار خون بالا در سال 1398 در مرکز قلب تهران است.

    روش و مواد

    در این مطالعه مقطعی، که بین 17 خرداد و 15 تیر 1398 در طول مدت برنامه غربالگری پرفشاری خون انجام شد، داده های تمامی افراد مراجعه کننده به ایستگاه اندازه گیری فشارخون در مرکز قلب تهران مورد بررسی قرار گرفت و فراوانی انواع پرفشاری خون بر مبنای راهکار بالینی پرفشاری خون انجمن قلب امریکا گزارش شد.

    یافته ها

    در این مطالعه فشار خون 3031 نفر (7/54 درصد زن، میانگین سنی 8/13±3/52 سال) در مرکز قلب اندازه گیری شد. شیوع کلی انواع پرفشاری خون، با در نظر گرفتن حد طبیعی 80/130 میلی متر جیوه، در جمعیت غربالگری شده برابر با 7/42 درصد بود. در کل 47 بیمار (5/1 درصد) دارای فشار خون سیستولیک بالای 170 میلیمتر جیوه بودند که در اورژانس بیمارستان درمان شدند.

    نتیجه گیری

    یافته های مطالعه حاضر نشانگر شیوع قابل توجه پرفشاری خون در جامعه و در نتیجه لزوم تببین برنامه های غربالگری و پیشگیرانه در سطح جامعه است.

    کلیدواژگان: پرفشاری خون، فشار خون، غربالگری، ایران
|
  • Ali-Asghar Kolahi * Pages 221-223

    Crisis is a socio-psychological stress which breaks through the conventional notions of life and social reactions resulting in death, financial harms, threats, dangers and new needs. It can be managed based on careful observation and analysis of previous crises to reduce the negative consequences of the situation. The emergency management system includes three stages of:1- pre-occurrence measures as a prevention plan; 2- measures during occurrence as a countermeasure plan; and 3- post-occurrence measures as a recovery plan. Proper implementation of this system reduces deaths and financial/biological consequences while evolving a quick recovery of emergencies. After the crises, the main needs are transfer services as well as diagnosis and treatment, especially in hospitals. All hospital staff in general and hospital crisis staff in particular are highly responsible, especially in the early hours after the unwanted accidents. To play an effective and efficient role after the crisis, it is necessary to ensure the preparedness of the hospitals in terms of facilities, equipment, and staff. Due to the lack of sufficient resources in the provision of medical facilities, hospital managers generally pay the most attention to performing daily tasks. Hospital staff change over time making periodic maneuvers a necessity to become sure about their readiness to respond to accidents appropriately. Doing such maneuvers on preparedness for emergencies including fires, lifeguards, plane crashes, and boat sweating is a quite common strategy. As demand for medical services has always exceeded the capacity of hospitals and financial resources have become a constant limitation, implementation of the preparedness programs is often neglected. This editorial was written to especially draw the attention of the medical center managers and physicians involved in emergencies to the article entitled: " Plan Development and Experimental Implementation of It on Confronting with an Imaginary Chemical Attack in Loghman-Hakim Hospital in Tehran, Iran: Civil defense ”. It is expected to increase the sensitivity to the issue of preparedness for critical situations after unintended major accidents. Hospitals will not only improve staff readiness by conducting periodic maneuvers, but also will need to provide the necessary facilities and equipment.

  • Hossein Hassanian-Moghaddam, Ali-Asghar Kolahi*, Nafiseh-Beigim Mirkatouli, Omidvar Rezaei-Mirghaed, Nasim Zamani, Mohammad Kariminia, Alireza Golaghaei, Akram-Sadat Razavizadeh, Pirhossein Koolivand, Davood Vaziri, Zahra Habibi-Nodeh, Masoumeh Ghayomi, Majid Malekpour Pages 223-238
    Background and Objective

    Evidence from past wars of human history and the present century presents undeniable examples revealing the importance of civil defense. In Iran, there have been numerous attacks with a varietyof chemical gases during the eight years of the battle with Iraq. In addition, unintended accidents during earthquakes, hurricanes, and car accidents while transporting chemicals and chemical gases, although rare, are inevitable. For example, large-scale chlorine gas emissions have occurred. Because these events are rare, ED personnel are often not prepared enough to play an effective role in such situation, especially in the early golden hours after their happening. Due to lack of observation and repetition, preparedness of medical centers in terms of equipment and trained staff after the occurrence of attacks and accidents is a basic necessity. According to its inherent duties, Iranian civil defense organization is responsible for training and taking action to prepare hospital staff. This project, supported by this organization, aims to report how to confront with an accident or chemical attack in Loghman Hakim Hospital, a tertiary referral center for poisonings in Tehran, Iran, in 2019.

    Materials and Methods

    This project was performed as a maneuver with participation of 65 physicians, hospital personnel, and students at Loghman Hakim Hospital affiliated to Shahid Beheshti University of Medical Sciences. Initially, training workshops were held to raise theawareness and preparedness of the members of the crisis team and all active staff using existing texts and instructions. Then, a designed imaginary scenario was presented and acted as a maneuver on a non-holiday day between 9.30 AM and 4 PM.

    Results

    Sixty-five physicians, hospital staff, and students attended the maneuver. The findings are reported in three levels of A: directorship and management level reaching almost 70% of its goals; B: operational level reaching about 70% of its goals, andC: termination of the maneuver and initiation of rehabilitation reaching almost 40% of its goals.

    Conclusion

    The maneuver was performed with almost 65% of the aims reached. Physicians and staff readiness was assessed to be moderate. Lack of equipment was undeniably obvious, especially in decontamination tools and protective clothing for employees. In general, our referral center of poisoning is not prepared enough to deal with any chemical accident or attack if it happens. More attention is needed to chemical accident/attack preparedness at least in all referral centers for clinical poisoning throughout the country.

    Keywords: Civil defense, Experimental execution, Maneuver, Chemical events
  • Saeed Alami, Saeed Bakhtiarpour*, Parviz Asgari, Naser Seraj-Khorrami Pages 239-250
    Background and Objective

    Drug addiction is a chronic illness that can often be associated with another psychiatric illness, such as depression. The objective of this study was to compare the efficacy of existential group therapy and cognitive behavioral group therapy on depression among patients on Methadone Maintainance Therapy (MMT) in Qazvin Province.

    Materials and Methods

    The research method was quasi-experimental with pre-test, post-test, and control group. Participants included 90 male patients on MMT rehabilitation facilities of Qazvin in 2019, whowere purposefully selected and randomly divided into three groups: an experimental group under 10 weekly 120-minute existential group therapy, an experimental group under 10 weekly 120-minute cognitive-behavioral therapy, and a control group. All three groups completed Beck's Depression Questionnaire before the intervention, after the intervention and after 3 months. Data were analyzed using repeated measure test in SPSS software version 22.

    Results

    In the group receiving cognitive-behavioral intervention, the mean (SD) score of depressionvaried from 44.5 (3.3) in the pre-test to 34.9 (3.1) in the post-test and 34.1 (3.5) in the follow-up, p<0.001. In the group receiving existential therapy intervention, the mean (SD) score of depression varied from 47.7 (3.2) in the pre-test, to 37.1 (5.5) in the post-test, and 35.9 (5.4) in the follow-up phase, p<0.001. In the control group, the mean (SD) score of depression did not vary significantly in pre-test, post-test and follow-up. The effect size of cognitive-behavioral therapy (Eta=0.53) was greater than the effect size of existential therapy (Eta=0.24) in reducing depression, which indicates a greater effictivenesss of cognitive-behavioral therapy compared to existential therapy in depression reduction.

    Conclusion

    It can be concluded that both cognitive-behavioral therapy and existential therapy are effective in reducing depression among patients under MMT, with cognitive-behavioral therapy being more effective in reducing depression than existential therapy.

    Keywords: Existential group therapy, Cognitive-behavioral group therapy, Depression, Methadone maintenance therapy
  • Romina Negari-Namaghi, Jafar Bolhari, Shahrbanoo Ghahari*, Amir-Mohamad Safarandaghi Pages 251-264
    Background and Objective

    Men’s views ongender equality, role and rights of men and women within the family may influence the tendency for violence against woman. The objective of this study was to determine the perception of men with a history of committing domestic violence on equality, role and rights of men and women in the family in Tehran.

    Materials and Methods

    This study was of qualitative design and participants were selected via convenience sampling method among those who were referred to family counselor in Tehran. Data were collectedusing semi-structured interview and demographic questionnaire in 11 interview sessions and then analyzed.

    Results

    From participants’ point of view, sexual, mental and emotional needs of husband and children were the most important duties of wife and providing welfare, comfort and security of family besides meeting pecuniary, mental and sexual needs of wife are underlying duties of man. More than half of participants did not believe in gender equity and had no idea about woman rights in marital relationship. Most participants did not recognize any sort of legitimate of illegitimate sexual relationship outside the bonds of marriage for married men.

    Conclusion

    The results of this study indicated that more than half of male perpetrators did not believe in equal rights of man and woman in family and did not have enough information about the rights of woman.

    Keywords: Domestic violence, Preparatory men, Spousal abuse, Qualitative Study
  • Zahra Mohebbi, Hossein Ghamari-Givi*, Mohammad Reza Falsafinejad, Anahita Khodabakhshi-koolaee Pages 265-277
    Background and Objective

    Non-suicidal self-injury has become public health challenge in recent years. The prevalence of this phenomenon is higher among adolescents than other age groups. However, there are many ambiguities in conceptualizing non-suicidal self-injury. The objective of this study was to investigate the experiences of female high school students in Ardabil city who had committed non-suicidal self-injury.

    Materials and Methods

    This qualitative descriptive phenomenology study was conducted with participation of 17 female high school students in Ardabil city who were selected via targeted sampling method in 2018-2019. Data were collected via semi-structured interview sessions. Colaizzi’s seven-step analysis method was used for data analysis.

    Results

    The findings of the study showed three main categories include predisposing factors of self-injury, function of self-injury, and consequences of self-injury. The main categories were subcategorized into cognitive emotional features, incompatible relations, teenage problems in the family, calming down, forgetting the problems, impressing others, proving greatness and strength, feelings of regret and scarring.

    Conclusion

    To better understand people involved with non-suicidal self-injury, it is essential to become more familiar with their experiences. From the participantspoint of view, this behavior has underlying causes, functions, purposes and also the implications that should be addressed for prevention programs as well as proper evaluation and treatment.

    Keywords: Non-suicidal Self-injury, Female Adolescents, Student, Phenomenological study
  • Sara Saberinia, Farzaneh Niknejadi* Pages 278-288
    Background and Objectives

    Children with coping disobedience are generally incompatible and have more insidious behaviors than peers. The objective of this study was to determine the effectiveness of interactive behavior analysis training on the control of anger and anxiety among mothers with non-oppressive children in Isfahan.

    Materials and Methods

    This study was of quasi-experimental design with pre-test, post-test, and two experimental and control groups. The statistical population of this study included all mothers of children with oppositional defiant disorder in Isfahan in 2017. The sampling method was multi-stage cluster sampling, among whom 60 mothers were randomly selected and divided into two groups of 30. Subsequently, the experimental group underwent eight weekly 90-minute group training sessions on interpersonal analysis, but the control group did not receive any interventions. Beck anger and anxiety inventory was used for data collection. The data wereanalyzed using single-variable covariance analysis and SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) anger score in the experimental group was 36.1 (1.7), which decreased to 27.9 (1.7) in the post-test (P<0.01), but the mean (SD) of the control group was 35.8 (6.3) in the pre-test, which reached 35.6 (0.6) in post-test, which was not statistically significant. The mean (SD) anger score in the experimental group was 25.5 (4.5) in the pre-test, which decreased to 18.1 (3.9) in the post-test (P<0.01), but the mean (SD) score of the experimental group in the pre-test was 26.8 (5.1), which was 25.2 (4.1) in the post-test, which was not statistically significant. The mean (SD) score of lack of anger control in the experimental group was 87.1 (8.3) in pre-test,which decreased to 69.6 (6.3) in post-test (P<0.01), but the mean (SD) score of the group in the pre-test was 87.5 (8.5), which was 87.9 (8.6) in post-test, which was not statistically significant. The mean (SD) anxoety score of the experimental group in the pre-test was 52.4 (4.6), which decreased to 34.5 (4.7) in the post-test (P<0.01), but the mean (SD) of the control group in the pre-test was 51.4 (6.5) which was 51.9 (6.6) in the post-test, which was not statistically significant.

    Conclusion

    The study showed that group interactive behavior analysis training led to reduction of anger, state of anger, lack of anger control and also anxiety reduction among mothers with non-oppressive children in Isfahan.

    Keywords: nteraction analysis, Anger control, Anxiety, Mothers, Disobedience disorder
  • Akram Shirzadfar, Ghodratollah Abbasi*, Ramezan Hasanzadeh Pages 289-298
    Background and Objective

    Divorce disrupts the psychological well-being of children, relatives and friends of the couple. The objective of this study was to investigate the effectiveness of premarital education based on Relationship Education Program on difficulties in spouse-selection decision and attitudes toward marriage of children of divorce among the staff of the Ministry of Defense.

    Materials and Methods

    This research was of expanded quasi-experimental design with pretest-posttest and follow-up with control group. The statistical population of this study was all divorced children who were referred to a counseling center in Tehran, among whom 60 were selected using convenience sampling method and were randomly divided into two groups of 30. Premarital education was conducted based on the communication training program for the experimental group. Before the intervention and the final session, pre-test and post-test were taken and follow-up was performed 45 days after the post-test. The data were analyzed using the decision-making scales for choosing a spouse and the attitude toward marriage and analyzed using one-way covariance analysis via SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) decision-making problem score in choosing the spouse of the experimental group decreased from 231.2 (10.6) in the pre-test to 163.4 (10.1) in the post-test and 163.9 (15.8) in follow-up (P<0.001), but the mean (SD) of the control group did not differ in pre-test, post-test and follow-up. The mean (SD) score of the attitudes toward the marriage of the experimental group increased from 51.6 (4.9) in the pre-test to 82.4 (3.9) in the post-test and 83.1 (2.4) in follow-up (P<0.001), but the mean (SD) score of the control group did not differ in pre-test, post-test and follow-up.

    Conclusion

    The study showed that the relationship education program led to a reduction in decision-making problems in choosing a spouse and an increase in the positive attitudes toward marriage among children of divorce.

    Keywords: Relationship education, Decision-difficulties, Attitude toward marriage, children to divorce
  • Fereshteh Bakhshayesh, Nasrin Bagheri* Pages 299-309
    Background and Objective

    Attitudes towards marital infidelity and unfaithfulness could be considered among the most complex and painful emotional problems among couples. The objective of this study was to compare of personality characteristics and sexual satisfaction among couples with marital infidelity and normal couples.

    Materials and Methods

    This study was of descriptive design with a causal-comparative method. The statistical population of the study included all couples who had come to a counseling clinic in District 3 of Tehran from May to November 2018 due to marital infidelity. Convenience sampling method was used and 120 participants, 30 couples, were selected: 30 couples with a history of marital infidelity and 30 couples in the control group. Data were collected using Neo Five personality traits and sexual satisfaction questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of variance via SPSS software version 22.

    Results

    The mean (SD) score of marital satisfaction in the group with a history of marital infidelity was 56.9 (10.5) which was lower than the control group: (14.4) 72.8, P<0.001. In the groupwith a history of marital infidelity, the scores of components of personality traits including neurosis 37.1 (4.6), extraversion 36.7 (4.3), openness to experience 39.3 (4.1) were higher than neurosis 32.7 (4.6), extraversion 33.7 (4.3), and openness to experience 35.1 (4.1) in the control group, P<0.001. The components of consensus 36.6 (5.1) and conscientiousness 37.6 (5.7) 37.6 in the normal group were higher than consensus 32.1 (5.1) and conscientiousness 33.6 (6.3) in the group with history of maritalinfidelity, P<0.001.

    Conclusion

    The study showed that sexual satisfaction was lower among couples who had a history of marital infidelity, while prevalence of personality traits including neurosis, extraversion and openness to experience was higher than normal couples

    Keywords: Personality traits, Sexual satisfaction, Marital infidelity, Couples
  • Mojineh-Sadat Mirarzgar, Javad Khalatbari*, Bahman Akbari, Shahnam Abolghasemi Pages 310-318
    Background and Objective

    Female prisoners are a vulnerable group who are negatively affected by the imprisonment in various ways. Reality therapy is a major treatment approach, whose effectiveness has been proven in solving many problems. The purpose of this study was to determine the effectiveness of reality therapy on the consistent strategies for cognitive management of female prisoners.

    Materials and Methods

    This semi-experimental study was of pretest-posttest design with control group. Participants included 30 female prisoners in Rasht in 2017, who were selected via convenience sampling method and were randomly assigned to two experimental and control groups. Both groups completed emotional cognitive regulation questionnaire before the intervention. The experimental group received vertigo intervention in eight 90-minute sessions, but the control group received no intervention. Data were analyzed using descriptive statistics and multivariate analysis of covariance analysis by SPSS software version 18.

    Results

    Among components of cognitive emotion regulation, the mean (SD) score of underplay was 6.0 (1.5) in the pre-test and 13.9 (2.0) in post-test, P<0.01;re-evaluation was 5.6 (1.6) in pre-test and 14.8(1.8) in the post test, p<0.01; re-scheduling was 5.6 (1.5) in pre-test and 14.8 (1.9) in post-test, P<0.01; and focus was 5.6 (1.4) in pre-test and 15.2 (1.5) in post-test, P<0.01. The test scores in the control group did not differ in pre-test and post-test.

    Conclusion

    The study showed that reality therapy could improve components ofadaptive cognitive emotion regulation strategies including underplay, re-evaluation, re-scheduling, and focus amon female prisoners.

    Keywords: Reality Therapy, Emotion Cognitive Regulation, Female prisoners
  • Bay-Mohammad Chenderi, Mohammad-Kazem Fakhri*, Yarali Dousti Pages 319-327
    Background and Objective

    Children as a vulnerable age group are subject to a variety of psychological and behavioral problems requiring psychological intervention. The purpose of this study was to determine the effectiveness of anger management training on the educational problems among 10-12-year-old students.

    Materials and Methods

    The present study was of quasi-experimental design with pre-test/post-test and a control group. The statistical population of the study included 10-12 year-old elementary school students in the city of Gonbad-e-Kavus in the academic year 2017-2018. A multi-stage randomized sampling method was used in which 60 students were randomly assigned into two groups of 30, experimental and control group. The experimental group participated in eight anger management sessions, while the control group did not receive any training at that time. Behavioral questionnaire (teacher form) was used for data collection. The results of this study were analyzed using one-way ANOVA via SPSS software version 20.

    Results

    The mean (SD) age in the experimental group was 10.1 (1.4) for male students and 10.7 (1.2) female students. The mean (SD) age in the control group was 10.7 (1.6) for male students and 10.2 (1.5) for female students. The mean (SD) score of behavioral problems in the experimental group was 10.1 (12.8) in the pre-test, which decreased to 5.6 (6.1) in the post-test (P <0.01); however, the mean (SD) score of behavioral problems in the control group was 10.7 (13.1) in pre-test and varied to 10.6 (12.9) in the post-test, which was not statistically significant (P>0.05).

    Conclusion

    The study showed that anger management training led to reduction of students' behavioral problems

    Keywords: Anger Management Therapy, Behavioral problem, Students
  • Azam Alizadeh, Parvaneh Danesh*, Amir Maleki, Fatemeh Javaheri Pages 328-339
    Background and Objective

    A healthy lifestyle consisting of physical activity, stress management, healthy diet, and avoiding smoking and alcohol, has a significant impact on mental health. However, these components and their impact may vary among men and women. The aim of this study was to determine the ability of healthy lifestyle components in predicting women’s and men’s mental health.

    Materials and Methods

    The present study is descriptive-analytical. The statistical population included all 20 to 60-year-olds living in Kerman in 1398, 600 of whom, including 300 women and 300 men, were selected based on the sampling method of quotas from four regions of Kerman. The research data were collected through a global health scale of 12 questions and a healthy lifestyle questionnaire and analyzed with SPSS-23 statistical software and t-test and linear and multiple regression.

    Results

    The mean (SD) age was 39 (9.6) among women and 40.5 (10.1) among men. The mean (SD) of women’s healthy lifestyle score was significantly higher than men: 55.7 (6.6) vs. 17.6 (7.9), P<0.001. The mean (SD) score of women’s stress management was 12.6 (3.7) significantly higher than men’s 11.7 (4.2), P<0.001. The rate of avoidance of tobacco and alcohol consumption among women was significantly higher than men: 19.4 (1.3) vs. 11.11 (4.2), P<0.001. The mean (SD) score of physical activity among women was significantly lower than men: 7.6 (3.0) vs. 8.2 (2.7), P<0.001. The mean (SD) score of healthy diet among women was significantly higher than men: 16.1 (2.8) vs. 15.3 (2.2), P<0.001. Predictive components for health Women’s Psychiatry Stress Management was 0.42 units, exercise and physical activity were 0.18 units, smoking cessation and alcohol consumption were 0.12 units, and the predictive components for men’s mental health were stress management 0.30 units and a healthy diet 0.16 were units.

    Conclusion

    The study found that stress management, smoking cessation, and a healthy diet were better among women. However, they had lower physical activity than men. Women’s mental health was positively associated with increased stress management, more exercise, less smoking, alcohol, and employment. Men’s mental health positively associated with increasing stress management and diet improvement. Among the components of a healthy lifestyle, stress management was the most effective predictor of mental health in both sexes.

    Keywords: Diet, Healthy lifestyle, Mental health, Sex difference, Stress management
  • Hamid-Reza Poorhoseini, Akbar Shafiee* Pages 340-344
    Background and Objective

    Hypertension is one of the major causes for morbidity and mortality in Iran and the world. This study is a brief report of the blood pressure measurements during the National Hypertension Campaign in Iran in 2019 at Tehran Heart Center.

    Materials and Methods

    In this cross-sectional study, performed during the national Blood pressure screening campaign between 5 June and 5 July 2019, data of all the participants who referred to the blood pressure station at Tehran Heart Center were gathered and analyzed. Finally, the frequencies of various types of hypertension based on the current hypertension guideline of the American Heart Association were reported.

    Results

    In this study, the blood pressure of 3031 individuals wasmeasured. 54.7% of participans was womenandthe mean (SD) agewas 52.3(13.8)years. The frequency of hypertension of any type, considering the normal upper limit of 130/80 mmHg was 42.7%. Overall, 47 (1.5%) patients had a blood pressure above 170 mmHg who were referred to the emergency department for treatment.

    Conclusion

    The studyshowedthe high prevalence of hypertension in our society and therefore we suggest developing preventive and screening programmes to reduce the burden of hypertension.

    Keywords: Hypertension, Blood pressure, Screening, Iran