فهرست مطالب

فقه پزشکی - پیاپی 38-39 (بهار و تابستان 1398)
  • پیاپی 38-39 (بهار و تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سید محسن مرتضوی*، مجتبی نوروزی صفحات 7-20
    زمینه و هدف

    یکی از مسایل مستحدثه پزشکی در حوزه مباحث درمان ناباروری در جهان کنونی، مساله اهدای اسپرم و ذخیره‌سازی و بهره‌برداری از آن می‌باشد. بانک‌های اسپرم که به منظور نگهداری و ذخیره‌سازی اسپرم مردان ایجاد می‌شود، این امکان را فراهم کرده تا جهت درمان ناباروری زوجین و حتی بچه‌دارشدن در آینده دور زمانی که قدرت جنسی مردان به افول کشیده شده کمک به سزایی نماید.

    مواد و روش ‌ها

    این پژوهش با روش تحلیلی به دنبال بررسی همه‌جانبه ابعاد فقهی بانک اسپرم مانند احکام مختلف تکلیفی و وضعی مرتبط با این موضوع همچون جواز ذخیره‌سازی اسپرم برای استفاده خود شخص از آن در آینده و یا باروری همسر او بعد از مردن وی از منظر فقه پویای امامیه می‌باشد. استفاده از اسپرم‌های ذخیره‌شده در بانک اسپرم برای زوجین نابارور و اهدای اسپرم به دیگران، خرید و فروش اسپرم‌ها و انتساب طفل متولدشده به صاحب اسپرم از دیگر مباحث مورد بررسی در این پژوهش می‌باشد.

    نتیجه ‌گیری

    نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که ذخیره‌سازی اسپرم برای استفاده خود شخص در ایام حیاتش اشکالی ندارد، ولی بعد از مردن او چون علقه زوجیت منتفی می‌گردد، تزریق اسپرم به رحم همسرش جایز نیست. همچنین استفاده از اسپرم اجنبی و اهدای اسپرم به دیگران حرام است و در هر صورت، طفل متولدشده از این راه به صاحب اسپرم اصلی انتساب خواهد داشت. همچنین نسبت به خرید و فروش اسپرم اشکالات متعددی وجود دارد و بهترین راه، اخذ پول در مقابل رفع ید از حق اختصاص نسبت به اسپرم می‌باشد.

    کلیدواژگان: اسپرم، بانک اسپرم، فقه امامیه
  • سید رضا اسدی وانانی *، محمد محسنی دهکلانی، سعید ابراهیمی، عباسعلی سلطانی صفحات 21-31
    زمینه و هدف

    در طی قرون اخیر که هیپنوتیزم کشف گردیده، آرای مختلفی در مورد ماهیت آن صادر شده است. گروهی از فقیهان بر این باورند که هیپنوتیزم از مصادیق سحر است و عده دیگری آن را یک مساله نوپدید می‌دانند. با توجه به برداشت متفاوت فقیهان از ماهیت هیپنوتیزم، احکام مختلفی در مورد آن صادر شده است و تاکنون پژوهشی در مورد ارزیابی دلایل قایلین به نوپدیدبودن هیپنوتیزم ارایه نشده است.

    مواد و روش‌ ها

    در این مطالعه، ماهیت هیپنوتیزم و وجوه تمایز و شباهت‌های آن با سحر مورد بررسی قرار گرفت و پس از آن، ادله فقهی صاحبان نظر در مورد نوپدیدبودن استفاده از هیپنوتیزم ارایه شد و سپس این دلایل مبتنی بر اسلوب توصیفی‌ تحلیلی، مورد واکاوی و نقد قرار گرفت.

    نتیجه ‌گیری

    نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که هرچند مستحدثه‌دانستن مساله هیپنوتیزم وجه دارد، اما نویسندگان مقاله بر این باور صحه می‌گذارند که هیپنوتیزم، نوعی سحر کلامی است که هیپنوتیزور، به وسیله آن، کنترل ذهن انسان را به دست می‌گیرد. بنابراین حکم اولیه استفاده از هیپنوتیزم، حرام‌بودن آن است.

    کلیدواژگان: هیپنوتیزم، سحر، فقه اسلامی
  • سعید نظری توکلی *، معصومه نادری پارسا صفحات 33-50
    زمینه و هدف

    یکی از بارزترین مصادیق خسارت معنوی، نقص در زیبایی است که تاثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی بزه‌دیده دارد. با وجود اشارات متون قانونی ایران نسبت به لزوم جبران خسارات معنوی، وحدت رویه‌ای میان آرای قضایی ناظر به چگونگی جبران خسارت نقص زیبایی و میزان تاثیر مولفه‌های آن، همچون از دست‌دادن آرامش روحی، موقعیت اجتماعی، کار، ازدواج و... وجود ندارد.

    مواد و روش ‌ها

    پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی و به استناد منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. در این پژوهش برآنیم که پس از بررسی منابع فقهی و استخراج مواردی که فقیهان مسلمان به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، مساله خسارت ناشی از سوختگی را مورد بحث قرار داده‌اند، امکان جبران تمامی خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از آن را با استفاده از ابزار «ارش» ارزیابی کنیم.

    یافته ‌ها

    از آنجا که از طرفی «ارش» به عنوان یک سازه فقهی ناظر به جبران خسارت، از نظر شرایط و میزان، فاقد همبستگی با دیه است و خسارت ناشی از سوختگی نیز تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی بزه‌دیده دارد، بزه‌کار موظف است افزون بر پرداخت دیه در صورتی‌ که موجب دیه تحقق پیدا کند تمام خسارت‌‌‌های مادی و معنوی ناشی از سوختگی بزه‌دیده را از جمله هزینه‌های درمان و ترمیم زیبایی، روان‌درمانی و مشاوره، از دست‌رفتن فرصت اشغال و ازدواج، فروپاشی یا تزلزل خانواده و مانند آن‌ها را جبران کند. روش محاسبه خسارت و چگونگی پرداخت آن بر عهده کارشناسان حوزه سلامت است.

    کلیدواژگان: زیبایی، نقص زیبایی، سوختگی، خسارت
  • مصطفی هاشمی*، رضا علی کرمی صفحات 51-68
    زمینه و هدف

    «پسوریازیس» نوعی بیماری مزمن پوستی است که سبب بروز پلاک‌های نقره‌ای روی پوست شده، قسمت‌های مختلف بدن به‌ ویژه سر و صورت را درگیر می‌کند. از آنجا که این بیماری می‌تواند بر استحکام روابط زناشویی اثر بگذارد، در این پژوهش بر آن هستیم به واسطه شباهت زیاد آن با بیماری پیسی، امکان عیب‌دانستن این بیماری و فسخ نکاح به ‌واسطه آن را بر اساس مبانی فقه اسلامی بررسی کنیم.

    مواد و روش ‌ها

    پژوهش حاضر، پژوهشی تحلیلی توصیفی است که با استناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است. ابتدا بر اساس یافته‌های پزشکی، بیماری «پسوریازیس» و شباهت آن با بیماری «پیسی» بررسی شده، سپس امکان جواز فسخ نکاح به واسطه بروز بیماری «پسوریازیس» از نظر مبانی فقه امامیه تحلیل شده است.

    یافته ‌ها

    از آنجا که در متون دینی علت جواز فسخ نکاح در بیماری «پیسی»، انزجار مردم از فرد بیمار دانسته شده و این علت در بیماری «پسوریازیس» نیز وجود دارد، حکم جواز فسخ نکاح به بیماری «پسوریازیس» نیز قابل تعمیم بوده، در صورت بروز این بیماری در یکی از زوجین، طرف دیگر می‌تواند قرارداد نکاح خود را با او فسخ کند.

  • عبدالرضا محمدحسین زاده *، سیده فاطمه طباطبایی صفحات 69-79
    زمینه و هدف

     یکی از مسایل نوپدید در علم پزشکی «درمان‌های بیهوده» می‌باشد و از عناوینی است که به هر صورت مشمول احکام وضعی یا تکلیفی شرع اسلام می‌گردد، اما یافتن حکم شرعی آن به دلایل گوناگون در عمل با صعوبت رو به روست، زیرا از طرفی در مرحله نخست، توافق بر مفهومی مورد قبول دانش و اخلاق پزشکی به سادگی میسر نمی‌باشد و از طرف دیگر بر فرض اتفاق نظر بر تعریف، استنباط حکم شرعی آن با توجه به ملازمات و تبعات جسمی و روحی برای بیمار و وابستگان وی و همینطور با لحاظ منبع تامین هزینه‌های مرتبط بیمار یا بیت‌المال با چالش‌هایی مهم رو به رو می‌باشد.

    مواد و روش ‌ها

    این پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی تلاش می‌کند پس از کشف مفهوم مورد اتفاق برای آن؛ از میان دو نظریه حرمت قطع درمان یا وجوب قطع درمان، بر اساس دلایل شرعی، نظریه درست‌تر را برگزیند.

    نتیجه ‌گیری

    دلایل شرعی به حرمت قطع درمان و وجوب استمرار آن اشعار داشته و اگر بتوان آن را مصداق روشن لهو و لغو دانست، می‌توان به جواز یا حتی وجوب قطع درمان حکم داد به‌شرط آنکه درمان بیهوده را مصداق لهو و لغو دانست.

    کلیدواژگان: درمان، بیهودگی، درمان بیهوده، حکم شرعی
  • محمدرسول آهنگران*، انسیه نوراحمدی صفحات 81-95
    زمینه و هدف

    جنینی که به شیوه معمول به وجود می‌آید، مشمول احکامی نظیر حرمت سقط است. فقیهان اتفاق نظر دارند که سقط جنین جرم محسوب می‌شود و بسته به مدتی که نطفه (زیگوت) وارد رحم مادر گشته و مراحل طی شده، مجرم باید دیه بپردازد. این پژوهش بر آن است که امکان سرایت احکام مربوط به سقط جنین طبیعی بر جنینی که در لوله‌های آزمایشگاهی تولیدشده را بر اساس منابع و مستندات فقهی مورد بررسی قرار دهد.

    مواد و روش ‌ها

    مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای اعم از حقیقی و سایبری، به نگارش درآمده، بدین‌ترتیب که ابتدا کلیه دلایلی که در منابع فقهی امامیه در زمینه سقط جنین قابل استناد بوده، طرح و آنگاه به روش تحلیلی سعی شده تا امکان سرایت احکام سقط جنین طبیعی به سقط جنین آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا چون مهم‌ترین مستند احکام مزبور، روایاتی هستند که حرمت سقط جنین را بیان می‌کنند، این روایات مورد مداقه قرار گرفته و با بررسی واژه جنین در آن‌ها و همچنین طریقیت یا موضوعیت‌داشتن نحوه شکل‌گیری آن، امکان شمول روایات نسبت به جنین‌های آزمایشگاهی سنجیده می‌شود.

    نتیجه‌ گیری

    بررسی‌های صورت‌گرفته بیانگر آن است که میان فقیهان در زمینه سلب حیات جنین‌های تولیدشده از راه لقاح غیر طبیعی، دو نظریه جواز و عدم جواز مطرح شده که از نقد و بررسی مستندات دو نظریه چنین برمی‌آید که دلایل قول به عدم جواز سلب حیات، از اتقان و استحکام بیشتری برخوردار است. بنابراین در حکم سلب حیات فرقی میان جنین آزمایشگاهی و طبیعی وجود ندارد و همانطور که سقط جنین‌های تشکیل‌شده به صورت طبیعی، جایز نیست، انعدام جنین‌های آزمایشگاهی نیز دارای همین حکم بوده، مگر آنگه در موارد خاص عناوین ثانوی به نحو دیگری اقتضا نماید.

    کلیدواژگان: جنین، جنین آزمایشگاهی، حیات، سقط جنین
  • فاطمه قدرتی* صفحات 97-111
    زمینه و هدف

    با توجه به اصل عدم ولایت بر دیگری، هیچ یک از زوجین نمی‌توانند دیگری را وادار به پذیرش نقش پدری و مادری کند یا با ممانعت از بارداری تجربه احساس پدری و مادری را از شخص بگیرد، در این میان تبیین فقهی حدود اختیارات زوجه برای ممانعت از بارداری علی‌رغم میل زوج به داشتن فرزند، با توجه به حقوق و اختیاراتی که زن نسبت به بدن خود دارد و از طرف دیگر تکالیفی که در جایگاه زوجه نسبت به همسرش خواهد داشت، می‌تواند یکی از محورهای تعیین‌کننده در روشن‌نمودن حدود اختیارات زوج برای الزام زوجه به بارداری باشد. همچنین به دنبال تعیین موارد جواز شرعی ممانعت زوجه از بارداری، تعریف ضمانت‌های اجرایی مناسب برای حمایت از زوجه می‌تواند از جهت تعیین نحوه احقاق حقوق او در این موضوع دارای اهمیت باشد.

    مواد و روش‌ها

    در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی در جهت بررسی موارد جواز شرعی ممانعت زوجه از بارداری و ضمانت‌های اجرایی مناسب برای حمایت از او در مقوله ممانعت از بارداری نگاشته شده، با استفاده از روش کتابخانه‌ای دیدگاه فقها و ادله ایشان در ممانعت زوجه از بارداری مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است.

    نتیجه‌گیری

    زوجه در مواردی که اقدام به ممانعت باعث لطمه به حق تمتعات همسرش نشود، بارداری برای زوجه دارای عذر شرعی ضرر و حرج باشد و ضمن ازدواج حق استیلاد شرط نشده باشد، مجاز است تا از بارداری خود ممانعت کند، هرچند همسر علاقمند به فرزند‌آوری باشد. در این شرایط ضمانت اجرایی زوجه در قالب حق سقط، حق عقیم‌سازی، حق طلاق حرجی قابل بررسی است و حتی در صورتی که اجبار زوجه برای بارداری با سوءرفتار همراه باشد، ضمانت اجرایی پیش‌گفته در قالب حق دعوای نشوز زوج و تعزیر حاکم قابل پیگیری خواهد بود.

    کلیدواژگان: بارداری، زوج، زوجه، عقیم سازی
|
  • Seyyed Mohsen Mortazavi*, Mojtaba Norouzi Pages 7-20
    Background and Aim

    One of the innovated medical issues in subjects filed of infertility treatment is sperm donation and storage issue and utilization of it in today's world. The sperm banks, which created to maintain and storage of male sperm, have made it possible to help treat infertile couples and even have children in the distant future when men's sexual power declines.

    Materials and Methods

    This study is done with analytical method which is followed by examination of all legal aspects of sperm bank jurisprudence such as various mandates and status orders related to this issue such as storage sperm permit for future self use or fertility of his wife after her husband dies in perspective of Imamiyah dynamic jurisprudence. Using of saving sperm in the sperm bank for infertile couples and donating sperm to others, buying and selling sperm, and assigning newborn baby to sperm owner are other topics which are considered in this study.

    Conclusion

    The results of this study indicate that using of storage sperm has no problem for one's own during her life, but after her death, because of canselation of marriage couple, sperm injection into uterus of his wife is not allowed. It is also forbidden to use stranger sperm and donate sperm and in any case, the born baby will be assigned to the original sperm. There are also a number of drawbacks to buying and selling sperm and the best way is to getting money in return of removed hands from the right of assign into the spam

    Keywords: Sperm, Sperm Bank, Imamieh Jurisprudence
  • Seyed Reza Asadi Vanani*, Mohammad Mohseni Dehkalani, Saeid Ebrahimi, Abasali Soltani Pages 21-31
    Background and Aim

    During recent centuries that hypnotism has been found, scientists have described different viewpoints about its nature. A group of jurisprudents believe that hypnosis is one of the examples of magic and another sees it as a new issue. The jurists, according to the concept of hypnosis nature, have given different rulings about it. So far, no research has been conducted on the evaluation of the reasons for who say hypnosis is new issue.

    Material and Methods

    In this research, the nature of hypnosis and its differences and similarities with the magic were studied. Then, it has been tried to present reasons of scholars who believe hypnotism is a new happening issue and analyze these reasons with descriptive-analytical method.

    Conclusion

    Findings of this research after studying reasons of scholars who think hypnotism is new happening issue, is they are not wrong completely. But writers of this study are certain that hypnotism is a kind of talking magic. Hypnosis has been known by large as a phenomenon where the hypnotist takes control of your mind. Therefore, use of hypnotism is prohibited primitively

    Keywords: Hypnotism, Magic, Islamic Jurisprudence
  • Saeed Nazari Tavakoli*, Masoumeh Naderi Parsa Pages 33-50
    Background and Aim

    Loss of beauty is a great example of injuries that are Psychiatric as well as physical and directly affect the quality of the victim’s life. Although the necessity of compensating for such injuries is mentioned in Iranian Judicial scripts, there is no unity in how criminal acts that cause loss of beauty (and their consequences such as loss of mental health, loss of social and career opportunities and loss of the chance for a proper marriage) are dealt with.

    Materials and Methods

    This is a descriptive analytical study that is done based on Library resources. The researchers have tried to examine the possibility of using Arsh to compensate for burn related injuries after studying Jurisprudential sources and finding cases in which Muslim Jurist have discussed the topic.

    Findings

    Since Arsh as a juridical instrument has no correlation with Diya in amount and quality and the compensation for a burn related injury has a great effect on the quality of the victim’s life, the victimizer has to pay for any necessary medical treatments, cosmetic surgeries to improve the victim’s appearance, therapy and compensate for the loss of career opportunities, loss of the chance for a proper marriage and any possible marital problems as well as paying Diya. The quality and the amount of the compensation are decided by medical experts.

    Keywords: Beauty, Loss of Beauty, Burn, Compensation
  • Mostafa Hashemi*, Reza Ali Karami Pages 51-68
    Background and Aim

    "Psoriasis" is a chronic skin disease characterized by silver plaques on the skin and affecting various parts of the body, especially head and face. Since the disease can affect the strength of marital relations and due to its great similarity with Vitiligo, in this study we intend to examine the possibility of considering this disease as a vice and revocation of the marriage through it based on the principles of Islamic jurisprudence.

    Materials and Methods

    The present study is a descriptive analytical study based on library resources. First, based on medical findings, "psoriasis" and its similarity with Vitiligo has been studied, Then the possibility of permission of revocation of marriage by this disease has been analyzed in terms of the basics of Imami jurisprudence.

    Findings

    Because in religious texts, the reason for the permission of revocation of a marriage in Vitiligo is people hate from the patient, and this cause is also present in "psoriasis", Permission of revocation of marriage can be extended to this disease and if the disease occurs in one couple, the other party can revocate the marriage.

    Keywords: Marriage, Revocation of Marriage, Psoriasis, Disease
  • AbdolReza Mohammad Hosseinzadeh*, Seyedeh Fatemeh Tabatabaei Pages 69-79
    Background and Aim

    One of the emerging issues in medical sciences is useless treatments and is one of the topics - in any form - is subject to defining and declaratory law of Islam religion, but in practice, finding its religious rulings is difficult for a variety of reasons. In one hand, in the first stage, consensus on a concept accepted by knowledge and medical ethics is not easily possible and on the other hand, supposing consensus on definition, deduction of its religious ruling is facing significant challenges due to requirements and physical and mental consequences for the patient and his/her relative and also considering source of supplying respective costs - the patient or treasury.

    Materials and Methods

    This present analytical descriptive study tries to achieve a predominant opinion after discovering an incidental concept for it from among two theories of illegality of treatment cessation and incumbency of its continuation based on religious reasons.

    Conclusion

    Findings are illustrative that religious reasons indicate illegality of treatment cessation and necessity of its continuation and if we can consider it as representation of abolition, permit or even incumbency of treatment cessation can be doomed, provided that useless treatment is considered as representation of abolition.

    Keywords: Treatment, Uselessness, Medical Futility, Religious Ruling
  • Mohammad Rasool Ahangaran*, Ensiyeh Nourahmadi Pages 81-95
    Background and Aim

    A fetus that develops normally is subject to such rules as the sanctity of abortion. The jurists agree that abortion is a crime and depending on how long the sperm has entered the mother's womb and the steps taken, the offender must pay blood money. This study aims to investigate the possibility of spreading natural abortion rulings on embryos in vitro based on jurisprudential sources and documents.

    Materials and Methods

    The present analytical descriptive study has been written using library data, both real and cyber. Thus, first of all, the reasons that can be cited in Imami jurisprudential sources regarding abortion has been planned and then by analytical method it has been tried to examine the possibility of spreading the rules of natural abortion to the embryos in vitro abortion. In this regard, since the most important document of these rulings are narrations that express the sanctity of abortion, these narrations have been studied and by examining the word embryo in them and also the way or subject of its formation, the possibility of inclusion of narrations in relation to embryos in vitro is measured.

    Conclusion

    Studies have shown that among the jurists regarding the deprivation of life of embryos produced by abnormal fertilization, two theories of permissibility and impermissibility have been proposed. By the review of the documents of the two theories, it appears that the reasons for deprivation of life impermissibility are more certain and strong. Then there is no difference between an embryo in vitro and a natural embryo in deprivation of life. Destroying the embryos in vitro is not permissible as well as the naturall embryos, unless in special cases that the secondary titles require otherwise.

    Keywords: Embryo, Embryo in Vitro, Life, Abortion
  • Fatemeh Ghodrati* Pages 97-111
    Background and Aim

    According to the principle of non-guardianship over the other, none of the spouses can force the other to accept the role of father or mother, or deprive experience of feeling paternal and maternal by preventing pregnancy. Meanwhile, the jurisprudential explanation of the limits of the wife's authority to prevent pregnancy despite the husband's desire to have a child, according to the rights and authority that the wife has over her body and on the other hand the duties she will have as a wife to her husband, can be one of the main determining factors in clarifying the limits of the husband’s authority to force his wife to become pregnant. Also, following the determination of the cases of legal permission for the wife to prevent pregnancy, the definition of appropriate legal sanctions to support the wife can be important in determining how her rights are realized in this matter.

    Materials and Methods

    In this research, which has been written in a descriptive-analytical method in order to investigate the cases of religious permission’s wife to prevent pregnancy and appropriate legal sanctions to support her, using the library method, the views of jurists and their reasons in preventing the wife from becoming pregnant have been criticized and analyzed.

    Conclusion

    The wife is allowed to prevent pregnancy in the following cases, even if her husband is interested in having children: Pregnancy prevention should not harm the spouse's right to enjoy sexual intercourse, Pregnancy should be a legal excuse of loss and hardship for the wife and the right of having a child is not conditioned during marriage. In these circumstances, the wife's legal sanction can be examined in the form of the right to abortion, the right to sterilization and the right to divorce. Even if the wife's coercion to pregnancy is accompanied by misbehavior, the aforementioned legal sanction can be pursued by the judge in the form of claiming for compensation under the right of woman arrogance or Ta’zir.

    Keywords: Pregnancy, Husband, Wife, Sterilization