فهرست مطالب

تازه های علوم شناختی - سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 85، بهار 1399)
  • سال بیست و دوم شماره 1 (پیاپی 85، بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سید حجت زمانی ثانی*، زهرا فتحی رضائی، همایون صادقی بازرگانی، کوثر عباس پور صفحات 1-12
    مقدمه

    مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه بین جستجوی بینایی، برخی ویژگی های فردی و تخلفات رانندگان وسایط نقلیه سواری انجام شد.

    روش کار

    در این پژوهش که به روش همبستگی انجام شد، 548 آزمودنی در رده سنی 18 تا 90 سال، به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای بررسی میزان تخلفات رانندگی و ویژگی های فردی از پرسشنامه اطلاعات فردی و برای سنجش جستجوی بینایی از نرم افزار CogLab استفاده شد. همچنین اختلال کم توجهی_بیش فعالی افراد، از طریق پرسشنامه خودگزارشی اختلال کم توجهی_بیش فعالی بزرگسالان مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، همبستگی جزیی و رگرسیون چند متغیره نرم افزار   SPSS-20انجام شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد رابطه معناداری بین سن با تعداد تصادف ها و داشتن اختلال کم توجهی_بیش فعالی وجود نداشت. بین سن با تخلفات خودگزارشی، رابطه منفی و معنادار، و بین تعداد کل تصادف ها با تخلفات خودگزارشی و داشتن اختلال کم توجهی_بیش فعالی رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. نتایج مربوط به همبستگی نشان داد که بین میزان تخلفات رانندگی با مولفه های جستجوی بینایی، در اکثر متغیرها، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون خطی نیز نشان داد که سن به صورت منفی و تعداد تصادفات، اختلال کم توجهی_بیش فعالی، عدم وجود ترکیب (عوامل حواس پرتی=4) و عدم خصیصه (عوامل حواس پرتی=64) به طور مثبت توانستند حدود 28 درصد واریانس تخلفات رانندگی را پیش بینی کنند.

    نتیجه گیری

    با افزایش سن میزان تخلفات گزارش شده کاهش می یابد. رابطه مثبت بین داشتن اختلال کم توجهی_بیش فعالی با تعداد کل تصادف ها و تخلفات خودگزارشی، نشان دهنده توانایی ناکافی در توجه و تمرکز، کنترل کم به شرایط و رفتارهای تکانشی است که می تواند منجر به این رابطه شوند. همچنین با کاهش سن و قابلیت های بالای جستجوی بینایی افراد میزان تخلفات آنها افزایش می یابد.

    کلیدواژگان: جستجوی بینایی، اختلال بیش فعالی، کم توجهی، تخلفات رانندگی
  • محمد عاشوری*، سیده سمیه جلیل آبکنار صفحات 13-24
    مقدمه

    آسیب شنوایی تمام جنبه های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد، در حالی که استفاده از برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه با نتایج موثری همراه است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر مشکلات رفتاری و حافظه فعال دانش آموزان با آسیب شنوایی بود.

    روش کار

    این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. در این پژوهش 26 دختر با آسیب شنوایی که به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شده بودند، شرکت داشتند. آزمودنی ها به دو گروه 13 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه را در 10 جلسه دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارایه نگردید. ابزارهای پژوهش، آزمون مشکلات رفتاری (2001) و مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (1396) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه بر مشکلات رفتاری و حافظه فعال آزمودنی ها تاثیر معناداری داشت (0/0001>P). 

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته ها، برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه، مشکلات رفتاری و حافظه فعال دانش آموزان با آسیب شنوایی را بهبود بخشید. بنابراین، می توان از این برنامه به منظور بهبود مشکلات رفتاری و حافظه فعال چنین دانش آموزانی بهره برد و برنامه ریزی برای استفاده از برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر حافظه برای آنها اهمیت ویژه ای دارد.

    کلیدواژگان: توان بخشی شناختی، مشکلات رفتاری، حافظه فعال، آسیب شنوایی
  • مهرنوش پورسعید اصفهانی، ماه گل توکلی*، حمیدطاهر نشاط دوست صفحات 25-35
    مقدمه

    کاهش خاص بودن حافظه به عنوان یکی از فرآیند های شناختی اصلی در افسردگی مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی بر افسردگی و نشخوار فکری اشتراکی در دانشجویان دختر افسرده دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 97-96 بود.

    روش کار

    این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون_پس آزمون همراه با پیگیری دو ماهه بود. تعداد 20 نفر از دانشجویان دختر افسرده به شیوه هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک-نسخه دوم، پرسشنامه نشخوار فکری اشتراکی بود. گروه آزمایش آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی را به مدت 5 جلسه هفتگی، دریافت کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس انجام گرفت.

    یافته ها

    بر طبق نتایج، آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی منجر به بهبود افسردگی در مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش شده است (05/0>P). همچنین نتایج پژوهش نشان داد که آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی تاثیر معناداری بر نشخوار فکری اشتراکی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری نداشته است.

    نتیجه گیری

    به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که آموزش اختصاصی سازی حافظه سرگذشتی روش موثری برای کاهش افسردگی است و با توجه به سهولت و تعداد کم جلسات این آموزش، می توان از آن در کنار سایر درمان ها برای کاهش آسیب پذیری به افسردگی سود جست.

    کلیدواژگان: افسردگی، آموزش اختصاصی سازی حافظه، حافظه سرگذشتی، نشخوار فکری اشتراکی
  • نسرین اسماعیلیان*، محسن دهقانی، علیرضا مرادی، علی خطیبی صفحات 36-48
    مقدمه

    اختلال شخصیت مرزی یک اختلال مزمن روان شناختی با عدم تنظیم هیجانی، خودجرحی و روابط بین فردی ناکارآمد است که ممکن است بر اثر نقص در کارکردهای شناختی ایجاد شده باشد. پژوهش های زیادی، فرآیندهای عصب شناختی این اختلال را بررسی کرده اند، اما تاکنون هیچ پژوهشی سوگیری توجه، حافظه کاری و ارتباط آن با نشانه های اختلال شخصیت مرزی را مورد بررسی قرار نداده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سوگیری توجه و حافظه کاری در افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با و بدون سابقه خودجرحی انجام شد.

    روش کار

    افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با سابقه خودجرحی (39 نفر)، افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی بدون سابقه خودجرحی (47 نفر) و افراد سالم (46 نفر) به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه های اضطراب و افسردگی بک، نشخوار خشم، حساسیت به طرد، تکلیف شناختی کاوش نقطه و حافظه کاری را کامل کردند.

    یافته ها

    افراد دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی با و بدون سابقه خودجرحی سوگیری توجه بیشتری به خشم و درد نشان داده و در حذف چهره های خشم و درد، و ورود شادی به حافظه کاری آهسته تر از گروه سالم عمل می کنند. بین نشخوار خشم، حساسیت به طرد و نشانه های اختلال شخصیت مرزی با زمان واکنش به محرک های هیجانی خشم و درد نیز ارتباط مثبت و معناداری وجود داشت.

    نتیجه گیری

    یافته های این پژوهش شواهدی برای نقص توجه و حافظه کاری فراهم می کند و می تواند به بالینگران و پژوهشگران برای طراحی تمرین هایی جهت برطرف ساختن نقص توجه و حافظه کاری این افراد کمک کند.

    کلیدواژگان: توجه، حافظه کاری، حساسیت به طرد، نشخوار خشم، شخصیت مرزی، خودجرحی
  • ویدا میرابوالفتحی، علیرضا مرادی*، محمدحسن چوبین، نازنین درخشان صفحات 49-60
    مقدمه

    اختلال استرس پس از سانحه با مشکلات شناختی و هیجانی متعددی توامان است. مطالعات فراتحلیلی نشان داده اند که حافظه کاری و سرعت پردازش دو مولفه مجزا با اندازه اثر بالا در بررسی نواقص شناختی مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هستند. در این مطالعه این دو مولفه با استفاده از تکلیف ظرفیت حافظه کاری که مورد بررسی قرار گرفته تا تصویر کاملتری از مشکلات شناختی این اختلال بدست دهد.

    روش

    در این مطالعه 20 مبتلا به PTSD ناشی از تصادف، 15 شرکت کننده درگیر در تصادفات جاده ای بدون علایم اختلال استرس پس از سانحه و 15 نفر فردی که در طول عمر خود با تصادف شدید رانندگی مواجه نشده بودند به صورت در دسترس و با استفاده از تبلیغات در فضای مجازی انتخاب و پس از انجام مصاحبه تشخیصی مورد ارزیابی حافظه و سرعت پردازش قرار گرفتند. در این مطالعه از مصاحبه ساختار یافته بر اساس DSM-5، مقیاس خودسنجی تاثیر رویداد ها، پرسشنامه علایم روانپزشکی هاپکینز و تکلیف ظرفیت حافظه کاری دیداری برای بررسی علایم اختلال PTSD و افسردگی و ارزیابی ظرفیت حافظه کاری و سرعت پردازش استفاده شد.

    یافته ها

    آزمون تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری های مکرر نشان داد که افراد مبتلا به PTSD در تمام حالات تکلیف ظرفیت حافظه کاری به صورت معنادار کندتر از گروه Non-PTSD واکنش نشان میدهند. همچنین آزمون همبستگی پیرسون همبستگی منفی معنادار میان علایم مرتبط با بیش تحریک پذیری و اجتناب و سرعت واکنش پاسخ های صحیح در کوشش های دارای تصاویر تصادف و همچنین همبتگی مثبت معنادار میان علایم مرتبط با افکار مزاحم و سرعت واکنش پاسخ های صحیح در کوشش های داری تصویر برفک وجود دارد.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج بدست آمده به نظر میرسد که مواجه با تصاویر مبهم (برفک) با افزایش افکار مزاحم منجر به کاهش کارآمدی شناختی در مبتلایان به PTSD می گردد و نیاز به بررسی بیشتر در مطالعات آینده دارد.

    کلیدواژگان: اختلال استرس پس از سانحه، حافظه کاری، سرعت پردازش
  • ابوالفضل شایان نوش ابادی*، محمدعلی دولتی، عبدالصالح زر صفحات 61-69
    مقدمه و هدف

    عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز (BDNF) یکی از فراوانترین عوامل نروتروفیک در مغز فرد بالغ است، و با رشد، شکل پذیری سیناپسی، یادگیری، حافظه و تسهیل فرایندهای شناخنی در ارتباط است. وجود چندریختی val66met در کدین 66 ژن BDNF ترشح این پروتیین را دچار اختلال می کند. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر چندریختی تک نوکلیوتیدی عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز بر نمره حافظه و بهره ی حافظه می باشد.

    مواد و روش ها

    100 دانشجو از دانشگاه کاشان (میانگین سنی 20/2±60/21) به صورت تصادفی انتخاب شدند و پس استخراج DNA ژنومیک، انجام واکنش زنجیره پلی مراز(PCR) با استفاده از پرایمر روبه جلو 5-ACTCTGGAGAGCGTGAAT-3 و پرایمر معکوس 5-ATACTGTCACACACGCTG-3، تایید صحت محصول PCR با استفاده از ژل الکتروفرز 5/1درصد و در نهایت تعیین توالی با استفاده از آنالیزگر ABI PRISM 7000 Sequencing، 46 نفر از آنها فاقد چندریخیتی val66met، و 54 نفر از آنها تحت تاثیر این چندریختی (حامل متیونین) شناسایی شدند. سپس با استفاده از آزمون حافظه وکسلر نمره ی حافظه و بهره ی حافظه شرکت کنندگان مورد آزمون قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی توزیع طبیعی داده های تحقیق از آزمون شاپیرو ویلک و برای آزمون فرضیه تحقیق از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزارSpss  استفاده شد. 

    یافته ها

    نتایج نشان داد افراد فاقد چندریختی در نمره ی حافظه و بهره ی حافظه به صورت معناداری بهتر از حاملان متیونین بودند (P<0.001). بررسی خرده مقیاس های وکسلر نشان داد که این برتری بیشتر متاثر از خرده مقیاس های حافظه ی منطقی و یادگیری تداعی بود.

    نتیجه گیری

    به طورکلی نتایج نشان از تاثیر چندریختی val66met بر حافظه و بهره ی حافظه دارد، به گونه ای که وجود این چندریختی در برخی از افراد احتمالا از طریق اختلال در ترشح BDNF توانایی آن ها نسبت افراد فاقد این چندریختی را تضعیف می کند.

    کلیدواژگان: چندریختی تک نوکلئوتیدی، عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز، حاملان متیونین، حافظه
  • محمد رستمی، رضا خسروآبادی*، حمیدرضا پوراعتماد صفحات 70-80
    مقدمه

    اختلال بیش فعالی/ نقص توجه (ADHD) به عنوان یک اختلال عصب تحولی شامل سه زیر گروه نقص توجه (ADHD-I)، بیش فعالی/تکانشگری (ADHD-H) و ترکیبی (ADHD-C) است که با توجه به تفاوت در سبب شناسی و نشانه شناسی اختلال ناهمگنی را شکل می‏دهد. هدف این مطالعه بررسی مشخصات الکتروانسفالوگرافی (EEG) در زیر گروه های ADHD بود.

    روش

    آزمودنی های این مطالعه شامل 61 پسر مبتلا به ADHD (ADHD-I: 25 نفر؛ ADHD-H: 14 نفر؛ ADHD-C: 22 نفر) و 43 کودک عادی با دامنه سنی 7 تا 12 سال و با هوش نرمال که همتا شدند. آزمودنی ها بوسیله سیاهه رفتاری کودکان و EEG (دلتا: 1 تا 4 هرتز، تتا: 4 تا 8 هرتز، آلفا: 8 تا 12 هرتز، و بتا 12 تا 30 هرتز) در حالت چشم بسته مورد ارزیابی قرار گرفتند.  داده‏ها با استفاده از تحلیل عاملی دوراهه و بوسیله مدل افزایشی تحلیل شدند.

    نتایج

    نسبت تتا/ بتا در همه زیر گروه های ADHD بویژه زیر گروه ADHD-I در مقایسه با کودکان عادی بالاتر بود. به علاوه در زیر گروه ADHD-I، فعالیت تتا بالاتر و فعالیت بتا پایین‏تر بود. هیچ تفاوت معنی‏داری بین گروه‏ها در فعالیت دلتا و آلفا مشاهده نشد.

    نتیجه گیری

    براساس نتایج این مطالعه، نشانگر های EEG زیر گروه ADHD-I را بهتر تشخیص می‏دهند که این می‏تواند در چارچوب مدل تاخیر بلوغ سیستم اعصاب مرکزی تبیین گردد.

    کلیدواژگان: الکتروانسفالوگرافی، زیرگروه های اختلال بیش فعالی، نقص توجه، مدل افزایشی
  • آزاده هراتیان نژادی *، سعید ستایشی، جواد حاتمی صفحات 81-92
    مقدمه

    گفتار موثرترین ابزاری است که انسان ها برای انتقال اطلاعات  از آن استفاده می کنند. گوینده در خلال گفتار خویش علاوه بر واژگان و دستور زبان اطلاعاتی همچون سن، جنسیت و حالت هیجانی خود را منتقل می کند. پژوهش های فراوانی با رویکردهای گوناگون پیرامون هیجان در گفتار هیجانی انجام شده است. این پژوهش ها نشان می دهند که هیجان ضمن پیام در گفتار هیجانی از طبیعتی پویا برخودار می باشد. این پویایی، مطالعه ی کمی هیجان در گفتار هیجانی را با دشواری همراه می سازد. این پژوهش به ارزیابی هیجان ضمن پیام از طریق پردازش گفتار هیجانی با استفاده از ویژگی های MFCC و STFT می پردازد.

    روش

    داده های ورودی، پایگاه داده ی استاندارد گفتار هیجانی برلین شامل هفت حالت هیجانی خشم، کسلی، انزجار، ترس، شادی، غم و حالت خنثی می باشد. با استفاده از نرم افزار MATLAB ابتدا فایل های صوتی خوانده می شوند. در مرحله ی بعد نخست ویژگی های MFCC و در سپس ویژگی های STFT استخراج می شوند. بردار های ویژگی برای هر کدام از ویژگی ها بر اساس هفت مقدار آماری کمینه، بیشینه، میانگین، انحراف معیار، میانه، چولگی و کشیدگی محاسبه می شوند. سپس به عنوان ورودی شبکه ی عصبی مصنوعی مورد استفاده قرار گرفتند. در انتها، بازشناسی حالت های هیجانی با استفاده از توابع آموزشی مبتنی بر الگوریتم های مختلف انجام شد.

    یافته ها

    نتایج بدست آمده نشان می دهد میانگین و صحت بازشناسی حالت های هیجانی با استفاده از ویژگی های STFT نسبت به ویژگی های MFCC بهتر است. همچنین، حالت های هیجانی خشم و غم از نرخ بازشناسی بهتری برخوردار هستند.

    نتیجه گیری

    ویژگی های STFT نسبت به ویژگی های MFCC  هیجان ضمن پیام در گفتار هیجانی را بهتر بازنمایی می کنند.

    کلیدواژگان: گفتار هیجانی، بازشناسی هیجان، تبدیل فوریه کوتاه مدت، ضرایب کپسترال فرکانس مل، پردازش گفتار هیجانی
  • مریم کاتوزی، احمدرضا همتی مقدم*، هادی صمدی صفحات 93-101

    انسان همواره به دنبال تعریفی از مرگ بوده تا راهکارهایی برای حفظ بقا بیابد. او همواره با انواع سوالات مانند مرگ چیست؟ یا چه زمانی می توانیم بگوییم مرگ اتفاق افتاده است؟ مواجه بوده است. دو رویکرد غالب درباره تعریف مرگ در پزشکی رویکرد قلبی -ریوی به معنای توقف بدون بازگشت جریان خون و تنفس و رویکرد مرگ مغزی است که به معنای از دست دادن بدون بازگشت کارکرد مغز تعریف می شود. رویکرد دوم با به وجود آمدن ونتیلاتورها و احیا کننده ها مد نظر قرار گرفت. در نتیجه کارکردهای مغزی مهم ترین معیار جهت تعیین و تعریف مرگ در نظر گرفته شده و قطع یا عدم قطع عملکرد آنها ملاک تمیز زندگی از مرگ شد. حال سوال این است روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی در مغز ملاک تعیین مرگ است، یا روند قطع مراکز مربوط به تنفس و ضربان قلب و اگر روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی ملاک تعیین مرگ باشد، کدام خاصیت یا ویژگی یا کارکردی می تواند ملاک مشخص فعالیت شناختی باشد؟ در این مقاله استدلال می شود که روند بدون بازگشت فعالیت های شناختی ملاک تعیین مرگ مغز است و در این میان استدلال می شود «آگاهی» می تواند ملاک دقیق تری برای انجام فعالیت شناختی باشد.

    کلیدواژگان: مرگ، مرگ مغزی، آگاهی روانشناختی، آگاهی در دسترس، فعالیت های شناختی
  • حسین مطوری، الخاص ویسی*، بهمن گرجیان، مهران معماری صفحات 102-115
    مقدمه

    پژوهش حاضر نگاشت فضا-زمان را در زبان فارسی از منظر استعاره های مفهومی جانسون و لیکاف مورد بررسی قرار می دهد تا چارچوب ارجاعی زمان و منابع اقتباس آن را دریابد. استعاره ی "زمان به مثابه فضا" بر این فرضیه استوار است که ما مفهوم انتزاعی مثل زمان را از مفهوم عینی مثل فضا الگو برداری می کنیم و آن را در ذهن و زبان خود مفهوم سازی می نماییم.

    روش

    برای دستیابی به اهداف تحقیق، داده ی مورد نیاز از طریق طراحی 5 آزمایش زبانی و غیرزبانی به روش تجربی مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش های تجربی 154 دانشجوی زن و مرد با محدوه سنی 18 تا 54 سال از دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمشهر و دانشگاه علوم پزشکی آبادان شرکت نمودند.

    یافته ها

    درصد و میانگین بسامد وقوع نمونه های مورد نظر جستار حاضر نشان داد که محورهای افقی جانبی راست به چپ برگرفته از جهت نوشتاری زبان فارسی؛ محور افقی سهمی عقب به جلو برگرفته از جهت راه رفتن، استعاره های زبانی، و جهت نگاه؛ و محور افقی جانبی چپ به راست برگرفته از جهت نوشتاری اعداد و ریاضیات مهمترین منابع اقتباسی مفاهیم انتزاعی زمان در زبان فارسی قلمداد می گردند. در ضمن چارچوب ارجاعی مطلق به عنوان عمده ترین چارچوب در تمامی آزمایش ها اتخاذ شد. چارچوب ارجاعی ذاتی و نسبی نیز به ترتیب به عنوان ارجاع دوم و سوم توسط شرکت کنندگان استفاده شدند.

    نتیجه گیری

    چارچوب ارجاعی اتخاذ شده و نوع محورهای سهمی و جانبی بسیار تحت تاثیر، نوع آزمایش، الگو و طراحی آزمایش، مفهوم مورد آزمایش، زبان و استعاره های زبانی، و صنایع فرهنگی می باشند.

    کلیدواژگان: چارچوب ارجاع زمانی، فارسی، نگاشت، استعاره مفهومی
  • سکینه سلطانی کوهبنانی، سمیه زارع نژاد، راضیه خسروراد، محمد حسین سلطانی کوهبنانی* صفحات 116-127
    مقدمه

    مشکلات بدخط نویسی یکی از مهم ترین مشکلات حوزه اختلال های یادگیری محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه بازسازی مهارت های ادراکی بر بهبود بدخط نویسی دانش آموزان ابتدایی بود.

    روش

    طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون، پیگیری با گروه گواه  بود. جامعه پژوهش حاضر را دانش آموزان ابتدایی استان خراسان رضوی در سال تحصیلی 97- 96 تشکیل دادند.روش  نمونه گیری  به صورت هدفمندبود، به این صورت که ابتدا دانش آموزان ابتدایی در پایه سوم در مدرسه کمیل شهرمشهد به وسیله سیاهه محقق ساخته از نظر مشکلات دستخط بررسی شدند. پس ازشناسایی دانش آموزان با مشکلات بدخط نویسی 20 نفر انتخاب و باگمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابتدا آزمودنی های گروه آزمایش در 16جلسه(45 دقیقه ای) تحت  برنامه آموزش بازسازی مهارت های ادراکی قرارگرفتند در پایان هر دو گروه مجددامورد ارزیابی قرار گرفتند.

    یافته ها

    نتایج به دست آمده نشان داد برنامه بازسازی مهارت های ادراکی بر کاهش مشکلات خط دانش آموزان ابتدایی تاثیر دارد (0/025>p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر،علاوه بر ابعاد جسمی و آموزشی موثر بر کاهش مشکلات خط، باید به عوامل دیگری از جمله ویژگی های شخصیتی دانش آموز نیز توجه نمود و طبق مشاهداتی که در هنگام آموزش و ارزیابی انجام شد، بعدادراکی فرد در آموزش نقش بسزایی دارد، بنابراین می توان برنامه بازسازی مهارت های ادراکی را  برای  بهبود بدخط نویسی در دانش آموزان ابتدایی به کار برد.

    کلیدواژگان: بازسازی مهارت های ادراکی، بدخط نویسی، دانش آموزان ابتدائی
  • مریم رنجبر، سعید حسن زاده*، علی اکبر ارجمندنیا صفحات 128-136
    مقدمه

    برنامه های رایانه ای به عنوان ابزاری برای توانبخشی و ارتقاء کارکردهای اجرایی در کودکان به عنوان یک رویکرد نوآورانه حایز اهمیت می باشد. با این وجود نتایج متناقضی درباره اثربخشی این نتایج وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر برسی نظامدار پژوهش های تجربی انجام شده می باشد.

    روش پژوهش

    این پژوهش، یک مطالعه نظامند است که در آن تمامی مقالات چاپ شده در بازه زمانی فروردین 1390 تا پایان اسفند 1397مورد بررسی قرار گرفته اند. به منظور یافتن مقالات جستجوی اینترنتی در پایگاه های داخلی SID, magiran  و پایگاه های خارجی  Google scholar, PubMedو با کلید واژه های فارسی و انگلیسی صورت گرفت. 145 مقاله چاپ شده به زبان فارسی و انگلیسی بازیابی شد که در نهایت به دلیل تعداد کم مقالات لاتین در این بازه زمانی صرفا به مرور مقالات فارسی که 23 مقاله مرتبط شناخته شد و مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    غالب پژوهش های داخلی بدون در نظر گرفتن تفاوت های زبانی و ترجمه و انطباق تکالیف به زبان فارسی صرفا از نسخه انگلیسی استفاده کرده اند، همچنین تمرکز بر طیف محدودی از کارکردهای شناختی و عدم اجرای آزمون های پیگیری و مطالعات طولی از جمله عوامل مهمی است که کمتر مطالعه داخلی به آن پرداخته است. علاوه بر این تاثیر توانبخشی شناختی در فعالیت های روزمره و یادگیری کلامی دانش آموزان یا همان انتقال دور مورد غفلت قرار گرفته است.

    نتیجه گیری و بحث

    در مجموع بازتوانی شناختی رایانه ای به عنوان یک درمان مکمل جهت بازتوانی شناختی مبتنی بر رایانه با ایجاد محیط جذاب آموزشی و فضاهای متنوع می تواند به عنوان یک درمان مکمل در کنار سایر مداخلات روانی آموزشی و آموزش مستقیم تاثیرات مثبتی بر کارکردهای اجرایی کودکان داشته باشد. به عبارت دیگر می توان گفت همراه ساختن تکالیف رایانه محور کارکردهای اجرایی همراه با آموزش جبرانی مستقیم و انفرادی می تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد و خود این موضوع مستلزم طراحی و ساخت تکالیفی می باشد که در بخش محرکات زبانی از زبان فارسی استفاده شده باشد.

    کلیدواژگان: بازتوانی شناختی رایانه محور، کارکردهای اجرایی، حافظه فعال، توجه، بازداری پاسخ
|
  • Seyed Hojjat Zamani Sani*, Zahra Fathirezaie, Homayoun Sadeghi-Bazargani, Kosar Abbaspour Pages 1-12
    Introduction

    The purpose of this research was to study the relationship between visual search, some individual characteristics, and violations of vehicle drivers.

    Methods

    In this correlational study, 548 subjects aged 18 to 90 years, were selected by cluster sampling method. We used a questionnaire to assess the rate of driving violations and individual characteristics and CogLab software to measure visual search. Also, hyperactivity disorder in individuals was investigated through the Adult ADHD Self-Report Scale. Data were analyzed using Pearson correlation, partial correlation and multivariate regression at a significance level of 0.05 and SPSS-20 software.

    Results

    The results showed that there was no significant relationship between age some accidents and ADHD. There was a negative and significant relationship between age and self-reporting violations. Furthermore, a high index of ADHD positively related to self-reporting violations. In the following the results of correlation among the number of driving violations with visual search showed a negative and significant relationship among most of the variables. The results of linear regression showed that age negatively and number of accidents, ADHD, lack of conjunctive absent (number of distractors=4), and feature absent (number of distractors=64) positively can predict about 28% of driving violations variance.

    Conclusion

    As age increases, the amount of self-reported violations is reduced. The positive relationship between ADHD and the total number of accidents and self-reported violations indicates an inadequate ability to attention and focus, low control to conditions, and impulsive behaviors that could lead to this relationship. Also, with decreasing age, as well as the increasing people's visual search ability, the rate of self-reported violations increases.

    Keywords: Visual search, Attention deficit hyperactivity disorder, Driving violations
  • Mohammad Ashori*, Seyyedeh Somayyeh Jalil-Abkenar Pages 13-24
    Introduction

    Hearing impairment affects all aspects of an individual's life, while applying cognitive rehabilitation program based on memory has been associated with practical outcomes. The present study aimed to determine the effectiveness of cognitive rehabilitation programs based on memory on the behavioral problems and working memory in students with hearing impairment.  

    Methods

    The present research was a semi-experimental study with pre-test, post-test design, and control group. The participants were 26 girl children with hearing impairment from schools in Isfahan city using a convenient sampling method. Subjects were divided into experimental and control groups, each group consisting of 13 children. The experimental group received ten cognitive rehabilitation sessions based on memory, while the control group did not. The instruments were the Child Behavior Checklist (2001) and Working Memory Test Battery for Children (2017). Data were analyzed using MANCOVA.

    Results

    The results showed that cognitive rehabilitation program based on memory had a significant effect on the behavioral problems and working memory of subjects (P<0.0001).

    Conclusion

    According to the findings, cognitive rehabilitation program based on memory improved behavioral problems and working memory in students with hearing impairment. So, this program can be used to improve behavioral problems and working memory of these students and planning for providing a cognitive rehabilitation program based on memory for them is of particular importance.

    Keywords: Cognitive rehabilitation, Behavioral problems, Working memory, Hearing impairment
  • Mehrnoosh Poursaeid Esfahani, Mahgol Tavakoli*, Hamid Taher Neshatdost Pages 25-35
    Introduction

    Reduced specificity of memories is one of the significant cognitive processes in depression. This study aimed to examine the impact of autobiographical memory specificity training on depression and co-rumination in depressed female students of Isfahan University in 2018.

    Methods

    The research was semi-experimental and designed using the pre-test and post-test for both experimental and control groups with a two-month follow-up period. Twenty depressed female students were selected as purposive sampling, and they were randomly assigned to two groups of experimental and control. The research tools were the Beck Depression Inventory (BDI-II) and Co-Rumination Questionnaire (CQ). The experimental group underwent autobiographical memory specificity training for five sessions per week, and the control group received no intervention. The data were analyzed using analysis of covariance.

    Results

     According to the results of the research, the autobiographical Memory Specificity Training led to improved depression in the experimental group in the post-test (P>0.05) and follow-up (P<0.05). Consequently, the results showed that the autobiographical memory specificity training had no significant effect on the experimental group's co-rumination scores in the post-test and follow-up.

    Conclusion

    Generally, it can be concluded that autobiographical Memory Specificity Training is an effective way to reduce depression. Due to the ease and a low number of sessions, this training can be used along with other treatments to reduce the vulnerability to depression.

    Keywords: Depression, Memory specificity training, Autobiographical memory, Co-rumination
  • Nasrin Esmaeilian*, Mohsen Dehghani, Alireza Moradi, Ali Khatibi Pages 36-48
    Introduction

    Borderline personality disorder (BPD) is considered as a chronic mental disorder accompanied by emotion dysregulation, dysfunctional interpersonal relationships, and self-injury. Despite a wealth of research on the neurocognitive process in BPD, there is no studies provide evidence for associations between BPD, RS, ARS, attention bias, and working memory (WM) functions. The present study aimed to investigate relationships between emotional WM operations, attention bias, rejection sensitivity, rumination, and BPD symptomatology; and compare BPD individuals with and without NSSI on these mentioned variables.

    Methods

    A sample of 39 participants with BPD + NSSI, 47 with BPD - NSSI, and 46 healthy participants were selected. The research tools included the Rejection Sensitivity Questionnaire (RSQ), Beck Anxiety Inventory (BAI), Beck Depression Inventory (BDI-II), Anger Rumination Scale (ARS). All participants performed an emotional two-back task, and the dot-probe task.

    Results

    The more significant levels of borderline pathology, anger rumination, and rejection sensitivity were related to slower discarding angry and pain stimuli from WM and a higher level of attention bias to anger and pain. The obtained results revealed that people with BPD symptoms with and without NSSI show attention bias to anger and pain stimuli and are notably slower at discarding angry and pain stimuli from WM. BPD patients with NSSI were also slower at entering happy stimuli into WM compared to the other groups.

    Conclusion

    This study’s findings could point to a deficit in AB and WM operations to anger and pain cues that can help clinicians and researchers, make interventions for improving these cognitive dysfunctions in people with BPD with and without NSSI.

    Keywords: Attention, Working memory, Rejection sensitivity, Anger rumination, Borderline personality, Self-injury
  • Vida Mirabolfathi, Alireza Moradi*, Mohammad Hasan Choobin, Nazanin Derakhshan Pages 49-60
    Introduction

    People with post-traumatic stress disorder suffer from different cognitive and emotional problems. Meta analyses studies in investigating PTSD cognitive functions has been revealed that working memory and speed processing are two vital components which can explain PTSD’s cognitive dysfunctions. In this study working memory capacity and speed processing investigated via an emotional working memory capacity task.

    Method

    a total number of 50 participants (20 PTSD, 15 Non-PTSD, 15 healthy control) from road traffic accident recruited via social media advertisements. All participants screened based on SCID and then invited for the working memory and speed processing assessment session. In this study, IES-R, HSCL and emotional working memory capacity task has been used.

    Results

    Mixed ANOVA repeated measure has shown that, speed processing in the PTSD group is significantly lower than Non-PTSD group. Also person correlation has revealed that in the PTSD group reaction time in correct response trials with trauma related distractors has a negative correlation with avoidance and hyperarousal symptoms and also there is a significant negative correlation between reaction time in correct responses in trials with white noise distractor and intrusion related symptoms in PTSD group.

    Discussion

    it seems that exposing with vague distractors (white noise) can due to more intrusion, and less cognitive efficacy and it need more investigation in the future studies.

    Keywords: Post-traumatic stress disorder, working memory capacity, speed processing
  • Abolfazl Shayan Nooshabadi*, Mohammad Ali Dowlati, Abdossaleh Zar Pages 61-69
    Introduction and purpose

    Brain derived neurotropic factor (BDNF) is one of the most abundant neurotrophic factors in the adult brain associated with synaptic plasticity, learning, memory and reinforcement of cognitive processes. The advent of val66met polymorphism in codon 66 of BDNF gene, disrupt the secretion of this protein. So, the purpose of the study is investigation of the effect of brain-derived neurotrophic factor single nucleotide polymorphism on memory score and memory quotient.

    Material and methods

    One hundred students from University of Kashan, Iran (mean age 21/60 ± 2/20) were randomly selected. After extraction of Genomic DNA, implementation of polymerase chain reaction (PCR) by forward primer 5-ACTCTGGAGAGCGTGAAT-3 and reverse primer 5-ATACTGTCACACACGCTG-3, analyzing PCR by 1.5 percent Electrophoresis Gel, and in the end sequencing by ABI PRISM 7000 Sequencing Analyzer, 46 participants were identified without val66met polymorphism while 54 participants were affected by the polymorphism (met-carrier). We used from Wechsler memory test to assess memory score and memory quotient of participants. Also, we used from SPSS software and Shapirovilc and multivariate analysis of variance tests to survey normality of distribution of data and test the research hypothesis.

    Results

    Results showed people without the polymorphism were significantly better than met-carriers in memory score and memory quotient (P<0.001). The study of Wechsler's subscales showed that this superiority was more affected by logical memory subscales and associative learning.

    Conclusion

    In general, the results represent the effect of val66met polymorphism on memory and memory quotient, so that the existence of this polymorphism in some people may weaken their ability in compression with people without polymorphism, due to disruption of BDNF secretion.

    Keywords: single nucleotide polymorphism, Brain derived neurotropic factor, Met-carriers, Memory
  • Mohammad Rostami, Reza Khosroabadi*, Hamidreza Pouretemad Pages 70-80
    Introduction

    Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD as a neurodevelopmental disorder includes three subtypes predominantly inattentive (ADHD-I), predominantly impulsive/hyperactive (ADHD-H), and predominantly combined (ADHD-C) that has formed a heterogeneity disorder due to differences in pathology and syndrome. The aim of this study was to evaluate the EEG characteristics of ADHD subtypes.  

    Method

    Subjects included 61 boys (7-12 years old, normal intelligence) with ADHD (ADHD-I, N= 25; ADHD-H, N=14 and ADHD-C, N=22) and 43 typically developing children (TDC). The groups were matched for IQ- and age. Children were investigated regarding Child Behavior Checklist and brain electrical activity during eyes closed resting state (i.e. EEG power in delta (1-4 Hz), Theta (4-8 Hz), alpha (8-12 Hz) and Beta (12-30Hz) frequency bands. Statistical analysis included a 2x2 factorial design by additive model.  

    Results

    Theta / beta ratio was higher in all ADHD subtypes, especially the ADHD-I subtypes, compared to normal children. In addition, in the ADHD-I subtypes, theta activity was higher and beta activity was lower. No significant difference was found between the groups in delta and alpha activity.

    Conclusion

    According to this results, EEG markers can better distinguish the ADHD-I subtype, which can be explained within the framework of the maturational lag model of the central nervous system.

    Keywords: EEG, ADHD subtypes, Additive Model
  • Azadeh Haratiannezhadi, Saeed Setayeshi, Javad Hatami Pages 81-92
    Introduction

    Speech is the most effective way to exchange information. In a speech, the voice of a speaker carries additional information other than the words and grammar content of the speech, i.e., age, gender, emotional state, etc. Many studies have been conducted with various approaches to emotional content of speech. These studies show that emotion content in speech has a dynamic nature. The dynamics of speech makes it difficult to extract the emotion hidden in a speech. This study evaluates the implicit emotion in a message through emotional speech processing by applying the Mel-Frequency Cepstral Coefficient(MFCC) and Short-Time Fourier Transform(STFT) features.

    Method

    The input data is the Berlin Emotional Speech Database consisting of seven emotional states, anger, boredom, disgust, anxiety/fear, happiness, sadness, and neutral version. MATLAB software is used to input audio files of the database. Next, the MFCC and STFT features are extracted. Feature vectors for each method is calculated based on seven statistical values, i.e. minimum, maximum, mean, standard deviation, median, skewness, and kurtosis. Then, they are used as an input to an Artificial Neural Network. Finally, the recognition of emotional states is done by training functions based on different algorithms.

    Results

    The results show that the average and accuracy of emotional states recognized by using STFT features are better and more robust than MFCC features. Also, emotional states of anger and sadness have higher rate of recognition among the other emotions.

    Conclusion

    STFT features showed to be better than MFCC features to extract implicit emotion in speech.

    Keywords: Emotional Speech, Emotion Recognition, Short Time Fourier Transform, Mel-Frequency Cepstral Coefficients, Emotional Speech Processing
  • Maryam Katouzi, Ahmadreza Hemmatimoqadam*, Hadi Samadi Pages 93-101

    Every Human being always tried to define death in order to reach a solution to live, maybe forever. He always faced with such questions: what is death? When we can say somebody died? We have two main approaches in medicine to define death: Cardiopulmonary death which means the irreversible cessation of cardiopulmonary system (heart and lungs) and brain death which means the irreversible cessation of brain functions. The second approach promoted by the way of using ventilators which could revive brain death Patients. So brain functions became the most important criterion to define death. Now the question is: if the irreversible cessation of cognitive activities in brain is the criterion to define death or the irreversible cessation of cardiopulmonary system? And if we choose the first, which property or function can be the criterion to define cognitive activity? In this essay we conclude that the irreversible cessation of cognitive activities in brain is the criterion to define death and we try to reason that awareness is the right criterion to define cognitive activity.

    Keywords: death, braindeath, psychological awareness, cognitive activities
  • Hossein Matoori, Elkhas Veysi*, Bahman Gorjian, Mehran Memari Pages 102-115
    Introduction

    One of the metaphors that has gained a lot of attention is “Time is Space”. This Metaphor is based on a theory that we perceive an abstract concept like time through a concrete concept like space and conceptualize it in our mind and language. Consequently, this research attempts to examine space-time mapping in Persian based on conceptual metaphor theory proposed by Johnson & Lakaoff in order to find out temporal frames of reference and their sources in Persian.

    Methodology

    As a result, six tasks were designed for 154 male and female students ranging from 18 to 54 years of age at Islamic Azad University of Khorramshahr and Abadan Medical University.

    Results

    Samples’ Percentage and frequency of occurrence illustrated that lateral axis from right to left adopted from Persian writing direction; sagittal axis back to front adopted from walking direction, looking direction, linguistic metaphors; lateral axis from left to right adopted from mathematics writing direction are the main sources of adoption of abstract temporal concepts in Persian. In addition, absolute frame of reference was the major frame of reference in all tasks. Intrinsic and relative frames of references were also used by the participants.

    Conclusion

    This research implied that the adopted frame of reference and the type of sagittal or lateral axes are strongly influenced by type of task, pattern and design of the experiment, the given concepts, language and linguistic metaphors, and cultural artifacts.

    Keywords: Temporal frames of reference, Persian, adopted axis, and mapping
  • Sakineh Soltani Kouhbanani *, Somayeh Zarenegad, Razeyeh Khosroorad, Mohamad Hosin Soltani Kiuhbanani Pages 116-127
    Intrudaction

    The purpose of this study was to investigate the effect of cognitive skill rehabilitation program on improper badge marking of primary school students.

    Method

    In this research, the society includes elementary students in Khorasan Razavi province in the academic year of 1939-97 and a descriptive research method of semi-experimental type. Using purposeful sampling, firstly, elementary students at the third grade at the Kamil School of Shahmoshhad were studied by a researched logbook in terms of handwriting problems. After identifying students with poorly-labeled badges, 10 of them were randomly selected to receive instruction and trained for 12 sessions (45 minutes) each session lasted one hour The data gathering tool was a review of the research problems of the research line, which was used as a record sheet for behaviors that have a lasting effect. The student's line of problems is examined in this notebook and the teacher identifies and introduces students with line problems through observing and reviewing the student's line and responding to the checklist.

    Results

    The results showed The program for the reconstruction of perceptual skills had an impact on reducing the problems of primary school students.

    Conclusion

    In addition to the physical and educational dimensions affecting the reduction of the linguistic problems, it should be noted that other factors such as personality traits of the student should be considered. According to the observations made during the training and evaluation, Education has a significant role, so education should not only focus on one dimension and ignore other dimensions.

    Keywords: Reconstructive Cognitive Skills, Bad Scribbles, Elementary Students
  • Maryam Ranjbar, Saeid Hassanzadeh*, Ali Akbar Arjmandniya Pages 128-136
    Introduction

    Computer programs are important as a tool for rehabilitating and enhancing executive functions in children as an innovative approach. However, there are conflicting results about the effectiveness of these results. The purpose of the present study is to conduct a systematic review of experimental studies.

    Methodology

    This research is a systematic review study.  in which all articles published in the period were investigated from April 2011 to the end of March 2012. In order to find articles on the Internet, it was conducted at the internal databases SID, Magiran and other Google Scholar databases, PubMed, with the Persian and English keywords. 145 published articles were retrieved in Persian and English. Finally, reviewed were obtained only 23 related Persian articles because Latin article is lesser in period time.

    Result

    In most articles, research’s without considering limits have been used the cognitive rehabilitation software without standardization and adaptability of language.  Also, the articles lack of longitudinal such as follow-up our study is focusing on a partial cognitive function. In addition, In addition, the impact of cognitive rehabilitation has been neglected on daily activities and verbal learning.

    Conclusion

    Computerized rehabilitation as an appropriate treatment for psychological. The computerized cognitive tasks in environmental education can be a good treatment, as well as other psychology interventions, also the approach to have a positive effect on the performance of children. Actually, that more effective is computer cognitive training with direct and individual education and this issue needs develop and design a Persian program.

    Keywords: Computerize Cognitive Rehabilitation, Executive Function, Working Memory, Attention, Response Inhibition