فهرست مطالب

علوم روانشناختی - پیاپی 90 (شهریور 1399)
  • پیاپی 90 (شهریور 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/01
  • تعداد عناوین: 13
|
  • نفیسه همایی مراد، سارا باقری*، الهام خداداده، فائزه زارعی صفحات 657-663
    زمینه

    مطالعات متعددی به بررسی خودپنداشت و اضطراب رقابتی  صفتی پرداخته اند. اما  پژوهشی که به بررسی ارتباط بین خودپنداشت و اضطراب رقابتی پرداخته باشد مغفول مانده است.

    هدف

    بررسی رابطه بین خود پنداشت و اضطراب رقابتی صفتی در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان تهران - پردیس نسیبه بود.

    روش

    پژوهش از نوع توصیفی، همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 223 دانشجوی رشته تربیت بدنی مقطع کارشناسی (19 تا 23 سال) در سال 1397 بود 100 نفر به صورت تصادفی از میان دانشجویان شرکت کننده در مسابقات درون دانشگاهی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از: پرسشنامه سه ارزشی اضطراب رقابتی صفتی SCAT مارتنز و همکاران (1990) و پرسشنامه پنج ارزشی خودپنداره ورزشی SCQ راج کمارساراسوت (1957) با تعداد 48 سوال سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون پیرسون تحلیل شدند.

    یافته ها

    براساس یافته های پژوهش، ضریب همبستگی بین شاخص های اضطراب رقابتی صفتی و خودپنداشت 016/0 بود (05/0 ≤α) یعنی نوع بازخورد فرد نسبت به خود بدون هرگونه قضاوت شخصی یا مقایسه با دیگران با اضطراب وی هنگام مسابقه ارتباط معنا داری نشان داد.

    نتیجه گیری

    افراد با اضطراب بالا از خودپنداشت پایین تری برخوردار بوده و عملکرد ورزشی ضعیف تری را تجربه کردند.

    کلیدواژگان: خود پنداشت، اضطراب رقابتی صفتی، دانشجو، معلمان
  • فاطمه ربیعی، نیما قربانی*، لیلی پناغی صفحات 665-675
    زمینه

    مطالعات متعددی پیرامون هیجان های بنیادی خشم و غم انجام شده است. اما پژوهشی که به همبسته های فیزیولوژیک هیجان های بنیادی خشم و غم در افراد سالم و افسرده پرداخته باشد مغفول مانده است.

    هدف

    بررسی همبسته های فیزیولوژیک هیجان های بنیادی خشم و غم در افراد سالم و افسرده بود.

    روش

    پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دختران / زنان 20 تا 45 ساله ساکن تهران در تابستان و پاییز سال 1397 بودند. 66 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند، ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه افسردگی بک (1967). تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیری عاملی با اندازه گیری مکرر و نیز آزمون های تعقیبی انجام شد.

    یافته ها

    تغییرات فرآیندهای فیزیولوژیک در دو گروه سالم و افسرده در حین تجربه غم و خشم متفاوت با یکدیگر (0.01 <p) اما در جهتی یکسان بود. در حین تجربه خشم افزایش نرخ تنفس، ضربان قلب و نسبت نرخ تنفس بر ضربان قلب در افراد افسرده بیشتر از سالم بود (0.01 <p).

    نتیجه گیری

    این یافته موید نظریه روان پویشی درباره سبب شناسی افسردگی است. بر اساس این نظریه، افسردگی خشم سرکوب شده است و افراد افسرده در تجربه خشم مشکل دارند

    کلیدواژگان: هیجان های بنیادی، خشم، غم، فرایندهای فیزیولوژیک
  • زهرا فلاحان*، علیرضا محمودنیا، یحیی قائدی، سعید ضرغامی صفحات 677-686
    زمینه

    آموزش حل مسئله ریاضی در تحقیقات پیشین مورد توجه بوده است. اما پیرامون تاثیرگذاری عناصر شناختی پژوهش فلسفی بر بهبود آموزش حل مسیله ریاضی شکاف تحقیقاتی وجود دارد.

    هدف

    تبیین چگونگی تاثیرگذاری عناصر شناختی پژوهش فلسفی بر بهبود آموزش حل مسئله ریاضی بود.

    روش

    پژوهش از نوع کیفی بود. کلیه متون حاوی محتوای پژوهش های فلسفی و همچنین آموزش حل مسیله ریاضی در دو دهه اخیر در داخل و خارج از کشور به عنوان گفتمان ها و علاوه بر آنها متن کتاب های پولیا و شونفیلد به عنوان آثار اصلی و کلیدی آموزش حل مسیله ریاضی مدنظر بوده اند. نمونه گیری به روش حداکثر تنوع جهت برخوردار شدن از همه کدهای قابل استفاده، انجام گرفته است. همه عناصر یافت شده کدگذاری گردیده اند و کدهای حاوی عناصر شناختی استخراج و تحلیل گردیده اند. داده ها با روش تحلیل گفتمان انجام شد.

    یافته ها

    روش های پژوهش فلسفی حاوی شروح استفاده از عوامل شناختی هستند. انواع مهارت های تفکر، استدلال های مفهومی، استنتاج، استفاده از مفاهیم انتزاعی، درک و فهم عمیق و روشن مسیله و شروط آن و شرایط پاسخ، بازآرایی و تغییر نحوه قرارگیری شروط و عناصر مسیله ازجمله مشترکات روش های پژوهش فلسفی و حل مسیله ریاضی هستند.

    نتیجه گیری

    ازآنجاکه مهارت های شناختی قابل آموختن و تمرین کردن هستند با آموزش و تمرین آن ها می توان روند آموزش حل مسیله ریاضی را بهبود بخشید. پژوهش فلسفی به دلیل استفاده گسترده از انواع استدلال و تحلیل مفاهیم انتزاعی، ظرفیت مناسبی برای استفاده در کلاس درس ریاضی دارد.

    کلیدواژگان: آموزش حل مسئله ریاضی، پژوهش فلسفی، روش پژوهش فلسفی، مهارت های شناختی
  • بیژن عبدالهی، حسن رنگریز، حسین عباسیان، فائزه رحمانی* صفحات 687-697
    زمینه

    مطالعاتی پیرامون  پیشرفت شغلی کارکنان و جهت گیری شغلی متنوع انجام شده است. اما پیرامون مضامین استخراجی مسیر پیشرفت شغلی کارکنان بر مبنای جهت گیری شغلی متنوع به شیوه تحلیل محتوای استقرایی شکاف تحقیقاتی وجود دارد.

    هدف

    پژوهش حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف مسیر شغلی کارکنان با تمرکز بر جهت گیری مسیر شغلی متنوع در صنعت لبنیات طراحی گردید.

    روش

    این مطالعه کیفی، از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاهی و خبرگان سازمانی مطلع منابع انسانی در سال 1398 بود.14 نفر به روش نمونه گیری نظری و موارد مطلوب به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده شامل نگرش های جهت گیری شغلی متنوع و مصاحبه عمیق بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی انجام شد.

    یافته ها

    مقوله های اصلی پژوهش شامل عوامل علی در بعد شرایط سازمانی (سیستم داد و ستد نیروی کار، شرایط استخدامی موثر و قابلیت سازمانی) و شرایط فردی (استقلال و انعطاف پذیری نیروی انسانی)، راهبردها شامل (آماده سازی کارکنان، کیفیت کاری بالاتر، کنجکاوی شغلی، افزایش دغدغه مسیر شغلی و بهینه سازی یادگیری) و پیامدها شامل پیامدهای رفتاری (چابک سازی، خودانگیختگی، بهبود شخصیت هدفمند، پای بندی به تعهدات) و پیامدهای انگیزشی (خوش بینی، تفکر مثبت، شدت شور و آرزومندی) بود.

    نتیجه گیری

    نیاز است سیاست گذاران، برنامه ریزان و کارگزاران صنایع مختلف، در برنامه ریزی های خود به فرایند جهت گیری شغلی متنوع در کارکنان توجه نشان داده تا از این طریق شاهد بهبود عملکرد شغلی آنها باشند.

    کلیدواژگان: مسیر شغلی، کارکنان، جهت گیری شغلی، تحلیل محتوای استقرایی
  • غلامرضا خلیلی*، کیانوش زهراکار، عبدالرحیم کسایی اصفهانی صفحات 699-713
    زمینه

    مطالعات مختلفی نشان داده ا ند که درمان کوتاه مدت راه حل محور و درمان عقلانی - هیجانی - رفتاری در بهبود شاخص های شغلی موثر بوده اند، اما آیا آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور و درمان عقلانی - هیجانی رفتاری بر معنای کار موثر است و کدام یک تاثیر بیشتری دارد؟

    هدف

    این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور و درمان عقلانی - هیجانی - رفتاری بر معنای کار در کارکنان شرکت نفت انجام شد.

    روش

    این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه کنترل استفاده گردید. جامعه این پژوهش را کارکنان ستادی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه شمال شهر ساری در نیمه دوم سال 1396 تشکیل دادند که تعداد آنها 230 نفر بود. نمونه 45 نفر از کارکنان بودند که به شیوه در دسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در سه گروه شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه کار و معنا استیگر، دیک و دافی (2012) بود. گروه آزمایشی اول، آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور (عباس پور، 1393) و گروه آزمایش دوم، آموزش مبتنی بر درمان عقلانی - هیجانی - رفتاری (جهانیان نجف آبادی، 1389) را در 8 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده گردید.

    یافته ها

    نتایج حاکی از آن بود که هر دو مداخله آموزشی در بهبود معنای کار و مولفه های آن (معنای مثبت، معناسازی از طریق کار و انگیزش های برتر) در گروه های آزمایش در پایان درمان و بعد از پیگیری یک ماهه موثر واقع شدند. همچنین بین اثربخشی آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور و درمان عقلانی - هیجانی - رفتاری تفاوت معنا داری وجود داشت و آموزش مبتنی بر درمان عقلانی - هیجانی - رفتاری در بهبود معنای کار و مولفه های آن موثرتر بود (01/0 >p).

    نتیجه گیری

    آموزش مبتنی بر درمان عقلانی - هیجانی - رفتاری گزینه مداخله ای مناسب و موثری جهت بهبود معنای کار در کارکنان می باشد.

    کلیدواژگان: آموزش، درمان کوتاه مدت راه حل محور، درمان عقلانی- هیجانی- رفتاری، معنای کار
  • حسن یعقوبی*، لادن واقف صفحات 715-722
    زمینه

    هیجان ها در بسیاری از نظریه های شناختی و رفتاری مورد تاکید قرار گرفته اند و در برخی موارد به عنوان عامل خطرساز در بروز مشکلات روانشناختی نقش مهمی دارند. اما پژوهش با بررسی نقش مشترک و یگانه راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی مشکلات هیجانی مورد غفلت واقع شده است.

    هدف

    بررسی نقش مشترک و یگانه راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی مشکلات هیجانی دانشجویان پرستاری بود.

    روش

    پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی رشته پرستاری دانشگاه  علوم پزشکی تبریز در سال تحصیلی 96-1395 بود. تعداد 207 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه های علایم اضطراب و افسردگی (واتسون وهمکاران، 2007) و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون، 2002). تحلیل داده با روش آماری رگرسیون گام به گام انجام شد.

    یافته ها

    نتایج ضرایب رگرسیون مربوط به پیش بینی سهم یگانه راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان با توجه به ضرایب بتا و مقدار t، نشخوار ذهنی، سرزنش دیگران و سرزنش خود به شکل یگانه تاثیر معناداری بر مشکلات هیجانی داشتند (0.01 <p). نتایج مربوط به نقش تعاملی نیز نشان داد که ضریب تاثیر استاندارد راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان معنادار است (0.01 <p).

    نتیجه گیری

    هر چه دانشجویان در راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان نمرات بالایی بگیرند، از مشکلات هیجانی بیشتری برخوردارند لذا راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی باید مورد توجه قرار گیرد.

    کلیدواژگان: راهبردهای ناسازگارانه، تنظیم شناختی هیجان، مشکلات هیجانی، دانشجویان پرستاری
  • نرگس کشاورز ولیان*، اکرم زارعی گونیانی صفحات 723-732
    زمینه

    پیرامون کارکردهای اجرایی، توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه کودکان دارای  ناتوانی یادگیری تحقیقات متعددی انجام شده است. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری پرداخته باشد مغفول مانده است.

    هدف

    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری بود.

    روش

    طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. به منظور انجام این پژوهش نمونه ای 30 نفره از جامعه آماری پژوهش (کودکان با ناتوانی یادگیری دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397) به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه به صورت تصادفی گمارش شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل آزمون هوشی ویرایش چهارم (وکسلر، 2003)، آزمون عصب روانشناختی (کانرز، 2004)، پرسشنامه مشکلات یادگیری (ویلکات و همکاران،2011) و مقیاس مهار توجه (دیری بری و رید، 2002) بود. قبل از اجرای متغیر مستقل از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد. سپس گروه آزمایش آموزش کارکردهای اجرایی (صاحبان و همکاران، 1389) را در طی 8 جلسه آموزشی در طول 2 ماه دریافت نمود. داده های به دست آمده توسط تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری تاثیر معناداری داشته است (132.82 f=، 53.55 f=، 0.001 p<). میزان تاثیر آموزش کارکردهای اجرایی بر توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری به ترتیب 81 و 66 درصد بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش، می توان آموزش کارکردهای اجرایی را به عنوان روشی موثر برای بهبود توانش های عصب روانشناختی و مهار توجه در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری مورد استفاده قرار داد.

    کلیدواژگان: آموزش کارکردهای اجرایی، توانش های عصب روانشناختی، مهار توجه، ناتوانی یادگیری
  • لیلا علاقبند، حسن پاشا شریفی*، ولی الله فرزاد، علیرضا آقایوسفی صفحات 733-743
    زمینه

    مطالعات متعددی به پیش بینی طلاق عاطفی  و بررسی سبک های مقابله ای، کیفیت زندگی، هیجان خواهی و تاب اوری پرداخته اند. اما پیرامون پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سواد عاطفی، سبک های مقابله ای، کیفیت زندگی، هیجان خواهی با میانجی گری تاب آوری شکاف تحقیقاتی وجود دارد.

    هدف

    پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سواد عاطفی، سبک های مقابله ای، کیفیت زندگی و هیجان خواهی با میانجی گری تاب آوری بود.

    روش

    پژوهش از نوع همبستگی با رویکرد مدل ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان متاهل شاغل در مدارس ابتدایی دولتی شهر تهران در سال 98-97 بود تعداد 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار عبارتند از: پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (2008)، کیفیت زندگی واروشریون (1992)، سبک های مقابله ای لازاروس - فولکمن (1985)، هیجان خواهی زاکرمن (1964)، کارکردهای روانشناختی خانواده ایرانی کیمیایی (1388) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003). تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و بوت استرپینگ انجام شد.

    یافته ها

    کیفیت زندگی و سواد عاطفی به طور مستقیم و منفی، سبک مقابله ای هیجان مدار و هیجان خواهی بطور مستقیم و مثبت بر طلاق عاطفی تاثیر دارند (0/05 ≥p).

    نتیجه گیری

    می توان طلاق عاطفی را بر اساس تاب آوری پیش بینی کرد.

    کلیدواژگان: طلاق عاطفی، سواد عاطفی، سبک های مقابله ای، کیفیت زندگی، هیجان خواهی، تاب آوری
  • اسماعیل هاشمی پورپتکوئی، عباس خورشیدی*، کامران محمدخانی، امیرحسین محمد داودی، فتاح ناظم صفحات 745-754
    زمینه

    مطالعات متعددی به بررسی  آموزش ضمن خدمت به عنوان ابزاری برای رشد، توسعه و تعالی سرمایه انسانی پرداخته اند. اما ارایه الگوی اثربخشی آموزش های ضمن خدمت مدیران دوره ابتدایی مغفول مانده است.

    هدف

    الگوی اثربخشی آموزش های ضمن خدمت مدیران دوره ابتدایی آموزش و پرورش استان هرمزگان بود.

    روش

    پژوهش از نوع کیفی بود. جامعه آماری شامل صاحب نظران و خبرگان حوزه آموزش اعم از اساتید دانشگاه ها و مدیران آموزش و پرورش بود. تعداد 25 نفر با روش نمونه گیری هدفمند گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: بررسی اسناد ملی و بین المللی مرتبط با موضوع و همچنین مصاحبه اکتشافی نیمه ساختار یافته. طبقه بندی داده ها با روش داده بنیاد و کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) انجام شد.

    یافته ها

    عوامل موثر بر اثربخشی آموزش های ضمن خدمت مدیران دوره ابتدایی آموزش و پرورش استان هرمزگان ابعادی چون فراگیرنده، محتوا، آمادگی، مدرس، تمرین، ارزشیابی، محیط، الزامات اجرایی، ارزشیابی نتایج و سازمان و مدیریت بودند.

    نتیجه گیری

    ابعادی چون فراگیرنده، محتوا، آمادگی، مدرس، تمرین، ارزشیابی، محیط، الزامات اجرایی، ارزشیابی نتایج و سازمان و مدیریت بر آموزش های ضمن خدمت مدیران تاثیر گذاشت.

    کلیدواژگان: اثربخشی آموزشی، آموزش ضمن خدمت، نظام آموزشی، مدیران دوره ابتدایی
  • خلیل قاسمی، محمدباقر کجباف*، امیر قمرانی، هاجر ترکان صفحات 755-763
    زمینه

    پیرامون  نشانه های  اختلال کم توجهی و فزون کنشی  پزوهش هایی انجام شده است، اما  پژوهشی که به بررسی اثربخشی  بسته بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه های اختلال کم توجهی و فزون کنشی کودکان پرداخته باشد مغفول مانده است.

    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی بسته بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان بر نشانه های اختلال کم توجهی و فزون کنشی کودکان دبستانی انجام شد.  

    روش

    روش پژوهش حاضر نیمه آزمایش با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کودکان دبستانی مبتلا به اختلال کم توجهی و فزون کنشی شهر اصفهان در پاییز و زمستان 1397 بود. در این پژوهش تعداد 30 کودک دبستانی مبتلا به اختلال کم توجهی و فزون کنشی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 15 کودک). معلمان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش کارکردهای اجرایی (محقق ساخته) قرار گرفتند. در این پژوهش پرسشنامه اختلال کم توجهی و فزون کنشی کانرز فرم والدین (بروک و کلینتون، 2007) استفاده شد. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که بسته بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان به شکل معناداری منجر به کاهش نشانه های اختلال کم توجهی و فزون کنشی کودکان دبستانی شده است (0/001<p).

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که بسته بومی آموزش کارکردهای اجرایی ویژه معلمان با تمرکز بر فرآیندهای شناختی و فراشناختی کودکان می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش نشانه های اختلال کم توجهی و فزون کنشی کودکان دبستانی مورد استفاده گیرد.

    کلیدواژگان: آموزش کارکردهای اجرایی، اختلال کم توجهی و فزون کنشی، کودکان دبستانی
  • سمیه صباغی، ایران مهدی زادگان* صفحات 765-772
    زمینه

    مطالعات متعددی به مقبولیت اجتماعی و ناگویی طبعی در بین دانش آموزان پرداخته اند. اما پیرامون مقایسه مقبولیت اجتماعی و ناگویی طبعی در بین دانش آموزان دارای اختلال رفتار درونی سازی شده و دانش آموزان عادی شکاف تحقیقاتی وجود دارد.

    هدف

    بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف مقایسه مقبولیت اجتماعی و ناگویی طبعی در بین دانش آموزان دارای اختلال رفتار درونی سازی شده و دانش آموزان عادی شهر اصفهان انجام گرفت.

    روش

    روش پژوهش حاضر علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان دارای اختلال رفتار درونی سازی شده و نوجوانان عادی در مقطع دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 97-1396 در شهر اصفهان بود. حجم نمونه شامل 50 دانش آموز دارای اختلال رفتار درونی سازی شده و 50 نوجوان عادی شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل سیاهه رفتاری کودکان و نوجوانان (آخنباخ و رسکورلا، 2001)؛ ناگویی طبعی (بگبی، پارکر و تیلور، 1994)، مقیاس مقبولیت اجتماعی (فورد و رابین، 1970) و پرسشنامه عوامل دموگرافیک بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که نتایج نشان داد که بین مقبولیت اجتماعی و ناگویی طبعی در بین دانش آموزان دارای اختلال رفتار درونی سازی شده و دانش آموزان عادی شهر اصفهان تفاوت معنادار وجود دارد (0.001>p). بدین صورت که دانش آموزان دارای اختلال رفتار درونی سازی شده در مقایسه با دانش آموزان عادی از میزان مقبولیت اجتماعی کمتر و ناگویی طبعی بالاتری برخوردارند.

    نتیجه گیری

    می توان چنین نتیجه گرفت که اختلال رفتار درونی سازی شده به دلیل آسیب پذیری روانشناختی، هیجانی و اجتماعی، مقبولیت اجتماعی پایین و ناگویی طبعی بالا را به همراه دارد.

    کلیدواژگان: اختلال رفتار درونی سازی شده، مقبولیت اجتماعی، ناگویی طبعی
  • مریم سلامت اهوازی، محمد حسین پور*، سکینه شاهی صفحات 773-786
    زمینه

    مطالعات متعددی به شناسایی مولفه ها و ارایه الگوی توسعه سازمانی و بررسی ارزیابی عملکرد یادگیری سازمانی پرداخته اند. اما پژوهشی که شناسایی مولفه ها و طراحی الگوی توسعه مدیریت منابع انسانی بر اساس ارزیابی عملکرد و یادگیری سازمانی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر پرداخته باشد مغفول مانده است.

    هدف

    شناسایی مولفه ها و طراحی الگوی توسعه مدیریت منابع انسانی بر اساس ارزیابی عملکرد و یادگیری سازمانی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر بود.

    روش

    تحقیق از نوع آمیخته (کمی - کیفی) بود، جامعه آماری شامل کارشناسان، مدیران و کارکنان سازمان منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر بود، از بخش کیفی 20 نفر ازکارشناسان سازمان بر اساس نمونه گیری هدفمند و از بخش کمی با روش سرشماری تعداد 189 نفر از مدیران، و کارکنان سازمان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی اسناد مدارک سازمان و در بخش کمی پرسشنامه های محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری انجام شد.

    یافته ها

    متغیر یادگیری سازمانی کارکنان بر متغیر توسعه مدیریت منابع انسانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی و متغیر ارزیابی عملکرد کارکنان بر متغیر توسعه مدیریت منابع انسانی تاثیر معنادار داشت (0.05 <p).

    نتیجه گیری

    برای توسعه مدیریت منابع انسانی می توان از متغیرهای ارزیابی عملکرد و یادگیری سازمانی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: ارزیابی عملکرد، الگوی توسعه، مدیریت منابع انسانی، یادگیری سازمانی
  • زهرا درویش دماوندی، فریبرز درتاج*، بهرام علی قنبری هاشم آبادی، علی دلاور صفحات 787-797
    زمینه

    مطالعات متعددی به اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش های اجرایی روزمره و بررسی بهبود نظم جویی شناختی هیجان پرداخته اند. اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش های اجرایی روزمره بر بهبود نظم جویی شناختی هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی پرداخته باشد مغفول مانده است.

    هدف

    تعیین اثربخشی قصه درمانی مبتنی بر کنش های اجرایی روزمره بر بهبود نظم جویی شناختی هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی بود.

    روش

    پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان 11-9 ساله مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی تحت حمایت درمانگاه شبانه روزی حضرت علی اصغر (ع) شهر ری در سال 1397 بود، تعداد 30 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش عبارتند از: مقیاس مشکلات رفتاری کودکان کانرز - فرم والد (گویت، کانرز و آلریچ، 1973)، مصاحبه بالینی ساختاریافته (محقق ساخته، 1397)، پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان - فرم کودکان (گارنفسکی و همکاران (2007) و جلسات مداخله قصه درمانی مرادیان و همکاران (1393). داده ها با استفاده از آزمون لوین و تحلیل کواریانس تحلیل شدند.

    یافته ها

    قصه درمانی مبتنی بر کنش های اجرایی روزمره بر بهبود نظم جویی شناختی هیجان کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی تاثیر معنادار داشت (0.01 >p).

    نتیجه گیری

    کودکان بیش فعالی که در جلسات قصه درمانی شرکت کردند راهبردهای ناسازگارانه کمتر و راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجانی بیشتر کسب کردند.

    کلیدواژگان: قصه درمانی مبتنی بر کنش های اجرایی روزمره، نظم جویی شناختی هیجان، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی
|
  • Nafiseh Homaie Morad, Sara Bagheri*, Elham Khodadadeh, Faezeh Zarei Pages 657-663
    Background

      Numerous studies have examined self-concept and competitive trait anxiety. But research that examines the link between self-esteem and competitive anxiety has been overlooked.

    Aims

    The purpose of this study was to investigate the relationship between self-concept and trait competitive anxiety in students of Tehran-Campus Nassibeh Cultural University.

    Method

    This was a descriptive correlational study. The statistical population of this study consisted of 223 undergraduate (19-23 years) undergraduate students in the year 2018. 100 students were randomly selected from the students participating in the indoor competition. The research tools were: SCAT Martens et al. (1990) three-point Competitive Anxiety Inventory (SCAT) and the SCQ Raj Kamarsarasoot Five-Value Self-Concept Questionnaire (1957) with 48 questions. Data were analyzed using Pearson test.

    Results

    According to the findings of the study, the correlation coefficient between trait competitive anxiety and self-concept indices was 0/016 (α≤ 0/05), meaning that the type of feedback to one's self without any personal judgment or comparison with others with anxiety during the race showed a significant relationship. Gave.

    Conclusions

    People with high anxiety had lower self-esteem and experienced poorer sport performance.

    Keywords: Self-concept, trait competitive anxiety, student, teachers
  • Fatemeh Rabiee, Nima Ghorbani*, Leili Panaghi Pages 665-675
    Background

    Numerous studies have been conducted on the fundamental emotions of anger and sadness. But research into the physiological correlates of the fundamental emotions of anger and sadness in healthy and depressed individuals has remained neglected.

    Aims

    To investigate the physiological correlates of anger and sadness basic emotions in healthy and depressed individuals.

    Method

    This study was quasi-experimental. The statistical population consisted of girls / women between the ages of 3 and 5 years living in Tehran in summer and autumn of 2018. 66 people were selected by convenience sampling method. The research instruments were Beck Depression Inventory (1967). Data analysis was performed using repeated measures multivariate analysis of variance and post hoc tests.

    Results

    The results showed that changes in physiological processes in both healthy and depressed groups were different (P< 0/01) but in one direction while experiencing sadness and anger. During anger, increased respiratory rate, heart rate, and respiratory rate ratios on heart rate in depressed people were more than healthy (P< 0/01).

    Conclusions

    This finding confirms the psychoanalytic theory about the etiology of depression. According to this theory, depression is due to repression of anger and depressed people have difficulty in experiencing anger.

    Keywords: Basic emotions, anger, sadness, physiological processes
  • Zahra Falahan*, Alireza Mahmodnia, Yahya Ghaedy, Saeid Zarghami Pages 677-686
    Background

    Mathematical problem-solving training has been the focus of previous research. But there is a research gap on the impact of the cognitive elements of philosophical research on improving mathematical problem solving education.

    Aims

    To explain how cognitive elements of philosophical research can influence mathematical problem solving education.

    Method

    This was a qualitative study. All texts containing the content of philosophical research as well as mathematical problem-solving instruction in the last two decades at home and abroad have been considered as discourses and in addition to the text of Polya and Schoenfield's books as the main and key works of mathematical problem-solving instruction. Sampling was done using the maximum diversity method to obtain all the usable codes. All found elements were coded and codes containing cognitive elements were extracted and analyzed. Data were analyzed using discourse analysis.

    Results

    Philosophical research methods include the use of cognitive factors. A variety of thinking skills, conceptual reasoning, inference, use of abstract concepts, deep understanding of the problem and its conditions and response conditions, rearrangement and modification of problem terms and elements are common philosophical and mathematical problem solving methods.

    Conclusions

    Since cognitive skills can be learned and practiced, training and practicing them can improve mathematical problem solving training. Philosophical research, because of the widespread use of reasoning and the analysis of abstract concepts, has the potential to be used in the mathematics classroom.

    Keywords: Mathematical problem solving training, philosophical research, philosophical research method, cognitive skil
  • Bizhan Abdolahi, Hasan Rangriz, Hosein Abbasian, Faezeh Rahmani* Pages 687-697
    Background

    Studies have been conducted on employee career advancement and diverse job orientation. But there are research gaps around employee extraction topics based on employee career orientation using inductive content content analysis.

    Aims

    The purpose of this study was to explore different aspects of employees' career paths with a focus on diversifying career paths in the dairy industry.

    Method

    This qualitative study was a content analysis. The statistical population of the study consisted of university professors and HR experts in 1398. 14 individuals were selected through theoretical sampling and desirable cases were selected. The tools used included diverse job orientation attitudes and in-depth interviews. Data analysis was performed using content analysis method with inductive approach.

    Results

    The main categories of research include causal factors in organizational conditions (workforce trading system, effective employment conditions and organizational capability) and individual conditions (independence and flexibility of human resources), strategies include (staff preparation, higher quality of work, job curiosity). There were behavioral consequences (agility, spontaneity, targeted personality improvement, commitment), and motivational consequences (optimism, positive thinking, intensity of passion, and desire).

    Conclusions

    It is necessary that policymakers, planners and practitioners of different industries, in their planning, pay attention to the varied job orientation process in their employees so that they can see their job performance improved.

    Keywords: Career orientation, employee orientation, inductive content analysis
  • Gholamreza Khalili*, Kianoush Zahrakar, Abdurrahim Kasaee Esfahani Pages 699-713
    Background

    Different studies have shown that solution-focused brief therapy and rational-emotional-behavioral therapy have been effective on improving work indices, but the question is that “are trainings based on solution-focused brief therapy and rational-emotive-behavioral therapy effective on meaning of work and, if so, which one is more effective?”

    Aims

    The present research was conducted by the aim of comparing the effectiveness of training based on solution-focused brief therapy and rational-emotive-behavioral therapy on meaning of work among employees of oil Company.

    Method

    The present research was conducted by semi-experimental method in which a pretest-posttest-follow up with control group design was used. The research population included all the headquarters’ staff of the oil pipeline and telecommunication company of the North region of Sari, Iran, in 2017 who were 230 individuals. The sample included 45 individuals who were selected by available sampling method and were assigned into two experiment groups and one control group through random assignment method. The research tool was Work as Meaning of Steger, Dik and Duffy (2012). The first experiment group received training based on solution-focused brief therapy (Abbas Pour, 2014), and the second experiment group received training based on rational-emotional-behavioral therapy (Jahanyan Najaf Abadi, 2010) in eight 2-hour sessions. For analyzing the data, variance analysis with repeated measures and Bonferroni post hoc test were used.

    Results

    Results indicated that, in the end of the therapy and after one-month follow-up, both training interventions were effective on improving meaning of work and its components (positive meaning, meaning-making through work, and higher motivations) in experiment groups. Moreover, there was significant difference between the effective of training based on solution-focused brief therapy and training based on rational- emotive -behavioral therapy, and the latter was more effective on improving meaning of work and its components (p< 0/01). 

    Conclusions

    Training based on rational- emotive -behavioral therapy is an appropriate and effective interventional option for improving meaning of work among staff.

    Keywords: Training, solution-focused brief therapy, rational- emotive -behavioral therapy, meaning of work
  • Hassan Yaghoubi*, Ladan Vaghef Pages 715-722
    Background

    Emotions have been emphasized in many cognitive and behavioral theories and in some cases play an important role in the development of psychological problems. However, research has overlooked the common and unique role of maladaptive cognitive emotion regulation strategies in predicting emotional problems.

    Aims

    To investigate the common and unique role of maladaptive cognitive emotion regulation strategies in predicting nursing students' emotional problems.

    Method

    This was a descriptive correlational study. The statistical population consisted of nursing undergraduate students of Tabriz University of Medical Sciences in the academic year 2015-2016. 207 students were selected by simple random sampling method. Research tools include the Anxiety and Depression Symptoms Questionnaire (Watson et al., 2007) and Cognitive Emotion Regulation Strategies (Garnefsky, Krayg and Spinhaun, 2002). Data analysis was performed by stepwise regression.

    Results

    The results of regression coefficients for predicting single contribution of maladaptive cognitive emotion regulation strategies with regard to beta coefficients and t-value, subjective rumination, blaming others, and self-blame had a significant effect on emotional problems (P < 0/01). Interactive role results also showed that standard coefficient of maladaptive cognitive emotion regulation strategies was significant (P< 0/01).

    Conclusions

    The higher the scores of students in maladaptive cognitive emotion regulation strategies, the more emotional problems they have, so maladaptive cognitive regulation strategies should be considered.

    Keywords: Maladaptive strategies, cognitive emotion regulation, emotional problems, nursing students
  • Narges Keshavarz Velian*, Akram Zarei Goniani Pages 723-732
    Background

    Numerous studies have been conducted on executive functions, psychological neurological abilities, and attention deficit disorder in children with learning disabilities. However, research that has examined the effectiveness of teaching executive functions on neuropsychological abilities and attention deficit disorder in children with learning disabilities has been neglected.

    Aims

    The objective of the present study was to investigate the effect of teaching Executive functions training on neuropsychological skills and attention control of the students with learning disability.

    Method

    A sample of 30 people of the study population (the students with learning disability in the primary schools of the city of Tehran in academic year 2018-19) were selected through multi-stage clustered sampling method and were randomly replaced into experimental and control groups in order to do the study. The research design was experimental from pretest, posttest and control group type. The applied instruments in this study included forth version of intelligence test (Wexler, 2011) and neuropsychological test (Conners, 2004), learning problems questionnaire (Wilcot, et.al, 2011) and attention control questionnaire (Derry berry & Reed, 2002). Before administering independent variable, pretest was taken from both groups. Then the experimental group received teaching interventions during 8 sessions in Two months. The data from the study were analyzed via Variances with repeated measurements.

    Results

    The results showed that Executive functions training has significantly influenced neuropsychological skills and attention control of the students with learning disability (f= 123/82, f= 53/55, p<0/001). The degree of the effect of Executive functions training on neuropsychological skills and attention control of the students with learning disability was 81 and 66% respectively.

    Conclusions

    According to the findings of this study Executive functions training can be applied as an efficient method to improve neuropsychological skills and Derry berry & Reed of the students with learning disability

    Keywords: Executive functions training, neuropsychological skills, attention control, learning disability
  • Leyla Alaghband, Hasan Pasha Sharifi*, Valiollah Farzad, Alireza Sghayousefi Pages 733-743
    Background

    Numerous studies have predicted emotional divorce and the study of coping styles, quality of life, excitement, and resilience. But there is research on predicting emotional divorce based on emotional literacy, coping styles, quality of life, and excitement through the mediation of resilience.

    Aims

    Predicting emotional divorce was based on emotional literacy, coping styles, quality of life, and emotion-seeking mediation.

    Method

    The study was correlational with structural model approach. The statistical population consisted of married women working in public elementary schools in Tehran in 1997-98. 250 persons were selected by multistage random sampling method. The instruments are: Gutman's Emotional Divorce Questionnaire (2008), Varoshrion's Quality of Life (1992), Lazarus-Folkman Coping Styles (1985), Zuckerman's Emotion-seeking (1964), Psychological Functions of the Iranian Chemical Family (2009), and Conner and Davidson Resilience. (2003). Data were analyzed using Pearson correlation test, path analysis, and bootstrapping.

    Results

    Quality of life and emotional literacy directly and negatively, emotional coping style and emotion-seeking directly and positively influenced emotional divorce (p≥ 0/05).

    Conclusions

    Emotional divorce can be predicted based on resiliency.

    Keywords: Emotional divorce, emotional literacy, coping styles, quality of life, sensation seeking, resilience
  • Esmaeil Hashemi Pour Patkooei, Abbas Khorshidi*, Kamran Mohammadkhani, AmirHossein Mohamad Davoud, Fattah Nazem Pages 745-754
    Background

    Numerous studies have examined in-service training as a tool for the growth, development and excellence of human capital. However, the effectiveness of in-service training for primary school principals has been neglected.

    Aims

    The model of effectiveness of in-service education of Hormozgan province elementary education managers.

    Method

    This was a qualitative study. Statistical population included educational experts and experts including university professors and education managers. A total of 25 individuals were selected using purposive sampling method. Research tools include: reviewing national and international documents related to the subject as well as semi-structured exploratory interviews. Data were categorized using data base and coding method (open, axial and selective).

    Results

    Factors affecting the effectiveness of in-service education of Hormozgan province elementary school principals were such as learner, content, preparation, teacher, practice, evaluation, environment, executive requirements, evaluation of results and organization and management.

    Conclusions

    In-service training managers influence aspects such as learner, content, preparedness, instructor, practice, evaluation, environment, executive requirements, evaluation of results and organization and management.

    Keywords: Educational effectiveness, in-service training, educational system, elementary school administrators
  • Khalil Ghasemi, MohammadBagher Kajbaf*, Amir Qamarani, Hajar Torkan Pages 755-763
    Background

    Research has been done on the symptoms of attention deficit hyperactivity disorder, but research that has examined the effectiveness of the native package of teacher-specific executive functions on the symptoms of attention deficit hyperactivity disorder has been neglected.

    Aims

    the present study was conducted aiming to determine the effectiveness of domestic package of Executive functions specific for teachers on the signs of ADHD in primary school children.

    Method

    the research method was quasi-experimental with pretest, posttest, follow-up and control group design. The statistical population of the present study included primary school children with ADHD in the city of Isfahan in academic year 2016-17. 30 primary school children with ADHD were selected through purposive sampling method and randomly replaced into experimental and control groups (each group of 15). The teachers in the experimental group received 8 training sessions of Executive functions (researcher-made). ADHD questionnaire parents form (Brook and Clinton, 2007) was used in the present study. The data from the study were analyzed through mixed ANOVA.

    Results

    the results showed that domestic package of training Executive functions specific for teachers has significantly led to the decrease of ADHD signs in the primary school children (p<0/001).

    Conclusions

    according to the findings of the present study it can be concluded that the domestic package of training Executive functions specific for teachers focusing on the children’s cognitive and meta-cognitive processes can be used as an efficient treatment to decrease ADHD signs in primary school children.

    Keywords: Training executive functions, ADHD, primary school children
  • Somayeh Sabaghi, Iran Mahdi Zadegan* Pages 765-772
    Background

    Numerous studies have addressed social acceptance and natural disability among students. But there is a gap in the comparison between social acceptance and natural disability among students with internalized behavioral disorders and normal students.

    Aims

    Therefore, The present study was conducted aiming to compare social desirability and alexithymia among students with internalized behavioral disorder and normal students in the city of Isfahan.

    Method

    The research method was causal-comparative. The statistical population included all first high school adolescents with internalized behavioral disorder and normal ones in academic year 2017-18 in the city of Isfahan. The sample size in the study included 50 students with internalized behavioral disorder and 50 normal adolescents in the city of Isfahan who were selected through multi-stage clustered random sampling method. The applied instruments included children and adolescents behavioral inventory, alexithymia, social desirability scale and demographic factors questionnaire. The data from the study were analyzed through repeated measurement MANOVA method.

    Results

    The results showed that there is a significant difference between social desirability, alexithymia among students with internalized behavioral disorder and normal students in the city of Isfahan (p<0/001). Thus, students with internalized behavioral disorder have lower social acceptability and higher alexithymia than normal students.

    Conclusions

    It can be concluded that internalized behavior disorder is associated with psychological, emotional and social vulnerability, low social acceptability and high natural cognition.

    Keywords: Internalized behavioral disorder, social desirability, alexithymia
  • Maryam Salamat Ahvazi, Mohammad Hosseinpour*, Sakineh Shahi Pages 773-786
    Background

    Numerous studies have identified the components and presented the organizational development model and evaluated the performance of organizational learning performance. However, the research that identifies the components and designs the pattern of human resource management development based on performance evaluation and organizational learning of Mahshahr Special Economic Zone has been neglected.

    Aims

    To identify the components and design of HRM development model based on organizational performance and learning assessment of Mahshahr Special Economic Zone.

    Method

    The research was a mixed (quantitative-qualitative) study. The statistical population consisted of experts, managers and staff of Mahshahr Special Economic Zone Organization. The managers, and the staff of the organization were selected as the sample. Data collection tools were in the qualitative part of the organization's documentation and in the quantitative part of the researcher-made questionnaires. Data were analyzed using confirmatory factor analysis and structural equations.

    Results

    Organizational learning variable of staff had significant effect on human resource management variable of Special Economic Zone organization and staff performance evaluation variable on human resource development variable (P< 0/05).

    Conclusions

    Organizational performance and organizational learning variables can be used for human resource management development.

    Keywords: Performance evaluation, development model, human resource management, organizational learning
  • Zahra Darvish Damavandi, Fariborz Dortaj*, BahramAli Ghanbari Hashem Abadi, Ali Delavar Pages 787-797
    Background

    Numerous studies have examined the effectiveness of storytelling based on daily executive actions and the study of cognitive emotion regulation. However, research that has examined the effectiveness of storytelling based on daily executive actions on improving cognitive emotional regulation in children with attention deficit / hyperactivity disorder has been neglected.

    Aims

    To determine the effectiveness of storytelling therapy based on daily executive actions on improving cognitive emotion regulation in children with attention deficit / hyperactivity disorder.

    Method

    The research was semi-experimental with pre-test-post-test design and control group. The statistical population included 11-9 year old children with Attention Deficit / Hyperactivity Disorder with the support of Hazrat Ali Asghar (AS) Day Clinic in Rey in 2018. Were appointed. Research data collection tools include: Conners-Children's Parental Behavioral Problem Scale (Gwyneth, Connors and Allerich, 1973), Structured Clinical Interview (Researcher Made, 2018), Children's Cognitive-Form of Cognitive Formulation Questionnaire (Garnefsky et al. (2007) and Interventions of Moradian et al.'s story therapy intervention (2014). Data were analyzed using Levine test and analysis of covariance.

    Results

    Storytelling based on daily executive actions on improving cognitive emotion regulation in children with attention deficit disorder / Hyperactivity had a significant effect (p< 0/01). Hbrdhay less maladaptive and adaptive cognitive emotion regulation strategies gained more.

    Conclusions

    Children with ADHD who participated in story therapy sessions had fewer maladaptive strategies and more adaptive emotional cognitive regulatory strategies.

    Keywords: Narrative therapy based on routine administrative actions, cognitive emotion regulation, attention deficit, hyperactivity