فهرست مطالب

  • پیاپی 88 (بهار و تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/05/19
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدجواد اعتمادی گلریز*، حبیب الله عباسی، رسول رسولی پور صفحات 7-36

    مسیله شناخت در زندگی انسان موضوعی دیرینه و محوری است که از سرآغاز تفکر بشر درباره هستی به میان آمده است. مجموعه اندیشه های مطرح شده در این زمینه دانش معرفت شناسی را پدید آورده است. در میراث عرفانی مولانا نکات بدیع و عمیقی درباره مقوله شناخت به دست می آید و بخش مهمی از آرای او به بحث خطاها و محدودیت های شناختی انسان مربوط است. این بحث در سنت فلسفی غرب نیز از جهات گوناگون طرح شده و پاسخ ها و تبیین هایی یافته است. در این پژوهش کوشش شده، با روش تحلیلی توصیفی و با رویکردی تطبیقی، ابعاد چندگانه موضوع خطاها و محدودیت های شناختی انسان نزد مولانا بررسی شود و برای رسیدن به مقصود نگاهی نیز به سیر موضوع در سنت فلسفی غرب شده است. از این رهگذر، به مقولاتی همچون عقل، تجربه، توهم، تصور و بود و نمود جهان پرداخته شده و پس از روایت سیر تکاملی موضوع در فلسفه غرب، اشارات مولانا در این زمینه نقل و بررسی شده است. درنهایت، نشان داده شده که چگونه مولانا نیز سویه های چندگانه خطاها و محدودیت های شناخت را کاوش و بیان کرده و آرای او چه شباهت هایی با سنت فلسفی غرب دارد. همچنین، تفاوت ها و شباهت های نگرش فیلسوفان و عارفان در چیستی و چگونگی امر شناخت نیز بررسی شده است. میان فیلسوفان و عارفان درباره موضوع شناخت شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد. مهم ترین تفاوت ها را می توان به نقش محوری عقل نزد فیلسوفان و بی اعتباری آن در مقابل بعضی ابعاد دیگر شناخت نزد عارفان نسبت داد. ازسوی دیگر، تمثیل سایه ها در فلسفه افلاطون و مسیله بود و نمود و نقش تصور در مواجهه با جهان در دیدگاه فیلسوفان ایده آلیست قرن هجدهم، شباهت زیادی با مبانی شناخت شناسی در آرای مولانا دارد. در بیان شبا هت ها، درمی یابیم که بخشی از دیدگاه مولانا در توصیف جایگاه عقل و محدودیت های شناختی انسان، به آرای عقل گرایان معرفتی قرن هفدهم شباهت دارد، و در زمینه جایگاه ویژه تجربه در شناخت و کاستی های آن، به آرای تجربه گرایان قرن هجدهم پهلو می زند.

    کلیدواژگان: شناخت، انسان، خطا، محدودیت، مولانا، معرفت شناسی غربی
  • حسین اکبری*، حبیب جدیدالاسلامی قلعه نو، مصطفی سالاری صفحات 37-62

    فرهنگ عامه بخش مهمی از منظومه فکری شاعران است و شناختن مولفه های آن در سرعت بخشیدن به فرآیند تشریح ذهنیات شاعران اثر برجسته ای دارد. محمدحسین کبریایی، ابن حسام خوسفی و نزاری قهستانی از شاعران برجسته منطقه قهستان (جنوب استان خراسان) هستند که با تکیه بر عناصر فرهنگ عامه، موضوعات مختلف معرفت شناختی، غنایی و اخلاقی را در اشعار خود بازتاب داده اند. در این مقاله، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، زمینه های کاربست فرهنگ عامه در چهار بخش کلی «باورها»، «آداب و رسوم (با تکیه بر مشاغل)»، «کنایه و تمثیل» و «واژگان محلی» در شعر کبریایی بررسی شده است. همچنین، در اشعار نزاری و ابن حسام ذیل چندین مولفه از این موضوع سخن به میان آمده است. به نظر می رسد شاعران قهستان، با به کارگیری این عناصر، در فرآیند طرح و شرح مقولات تعلیمی و عرفانی، و محسوس جلوه دادن اغراض خود موفق عمل کرده اند. ازآنجاکه بخش اعظم مخاطبان این شاعران مردم عامی بوده اند، به کاربردن عناصر فرهنگ عامه در منظورشناسی سخنشان و برقراری ارتباط استوار گروه هدف با اشعارشان موثر بوده است. کبریایی با استفاده از این شگرد سطح کیفی سخن خود را آگاهانه تنزل داده است تا ارتباطی سه وجهی میان او، متن تولیدی و گروه هدف به وجود آید. نزاری و ابن حسام نیز غالبا مسایل غنایی را منعکس کرده اند.

    کلیدواژگان: شعر خراسان جنوبی، شاعران قهستان، کبریایی، ابن حسام، نزاری، فرهنگ عامه
  • منوچهر اکبری*، سارا مشایخی صفحات 63-87

    بررسی انسجام متن ابزاری زبان شناختی برای درک ساختار آثار ادبی فارسی مبتنی بر توصیفات عینی و دقیق و بر مبنای الگویی واحد است. در این مقاله ابیاتی از حدیقه سنایی با استفاده از نظریه انسجام متن هلیدی و حسن در زبان شناسی ساختگرا بررسی و نتایج آن به صورت نمودارهای کمی ارایه شده است. از این دیدگاه، انسجام عوامل دستوری، واژگانی و پیوندی دارد و هرکدام از این عوامل دربردارنده عوامل جزیی تر هستند. هدف این مقاله بررسی هریک از این عوامل انسجام در حدیقه سنایی است. روش پژوهش توصیفی است و هرکدام از عوامل انسجام با ذکر نمونه بیت و بسامد تکرار تحت بررسی قرار می گیرد. نتیجه نشان می دهد که در میان گونه های متنوع انسجام، انسجام واژگانی، به خصوص تضاد، و انسجام پیوندی، به ویژه ارتباط سببی یا علی، بیشترین تاثیر را در پیوستگی و یک پارچگی بیت های حدیقه به خود اختصاص داده است.

    کلیدواژگان: سنایی، حدیقه، انسجام دستوری، انسجام واژگانی، انسجام معنایی
  • احمد تمیم داری*، شیوا دولت آبادی، شهناز عبادتی صفحات 89-115

    مطالعات میان رشته ای ادبیات فارسی و روان شناسی نقش موثری در تبیین و انتقال مفاهیم در این دو حوزه دارد. این نوشتار با توجه به نقش امثال فارسی در عینی سازی مفاهیم انتزاعی و بازنمایی نیازها و خواسته های درونی مشترک اقوام ایرانی، بر آن است تا کارکرد این بخش از ادبیات عامه را در تبیین مفاهیم واقعیت درمانی بررسی کند. ویلیام گلسر (1925) مبدع واقعیت درمانی، این رویکرد نوین روان شناسی را مبتنی بر نظریه انتخاب تبیین کرد. واقعیت درمانی بر خودارزیابی، با تکیه بر واقعیت پذیری و رفتار هنجارمند استوار است و در نهایت انسان را به مسیولیت پذیری برای نیل به خشنودی و نیک بختی دعوت می کند. مقاله حاضر به روش تحلیل کیفی، پی گیر پاسخگویی به این پرسش ها است که با چه روشی می توان امثال فارسی را با رویکردهای روان درمانی جدید بازخوانی کرد؟ و چگونه می توان از امثال فارسی در تبیین مفاهیم واقعیت درمانی بهره گرفت؟ و آیا به کارگیری امثال فارسی در فرآیند مشاوره و روان درمانی با هدف تبیین مفاهیم واقعیت درمانی کارآیی دارد؟امثال برگزیده، با توجه به تاکید گلسر بر سه اصل بنیادین واقعیت درمانی، یعنی واقع گرایی، مسیولیت پذیری و هنجارمندی رفتار بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد امثالی که بیان کننده رفتار موثر با هدف برآورده سازی نیازهای اساسی در بلندمدت هستند، ضمن دارندگی معیار مسیولیت پذیری، فاقد سویه غیراخلاقی اند و امثالی که مفاهیم رفتار غیر موثر را دربردارند، از سویه اخلاقی برخوردار نیستند و بیانگر رفتار مسیولیت گریزانه هستند؛ اما دوسویگی اخلاقی که نشانه نامعلوم و پنهان بودن انگیزه بروز شماری از رفتار هاست، در هر دو گروه از امثال مذکور دیده می شود.. به نظر می رسد امثال فارسی با ویژگی هایی مانند جنبه های پند و اندرزی، روشنی و درستی معنی، حسن تاثیر، تکیه بر تجربه، انعکاس اندیشه و... می توانند در انتقال مفاهیم واقعیت درمانی موثر باشند.

    کلیدواژگان: امثال فارسی، واقعیت درمانی، رفتار موثر و ناموثر
  • محمدحسن جمشیدی*، علی محمد موذنی صفحات 117-140

    هدف این پژوهش، شناخت محرک اصلی گردیزی در نگارش تاریخ زین الاخبار است. ازآنجاکه هدف مورخ از نگاشتن تاریخ، در ساختار تاریخ او نمود پیدا می کند و روایت گردیزی از حوادث تاریخی، روایت معناداری است که باعث شکل گرفتن نتیجه ای ویژه در ذهن خواننده و ترویج، تایید و مستندسازی یک اندیشه سیاسی می شود، نویسندگان به دنبال کشف و رمزگشایی معنا و اندیشه سیاسی نهفته در ساختار روایی تاریخ زین الاخبار هستند. برای رسیدن به هدف پژوهش، از نظریه زمان روایت ژرار ژنت، هماهنگ با فضای تاریخ گردیزی، استفاده شده است. در این روش، عناصر برجسته ساز زمان روایی انتخاب شده اند و درنهایت پاره هایی از متن، که به لحاظ زمانی برجسته بوده اند، از نظر اندیشه ای تحت بررسی قرار گرفته اند. در نتیجه این روش، دو عنصر محوری ساختار روایتگری گردیزی، یعنی بوطیقای روایتگری زوال و حلقه های واسط روایتگری، طرح و تبیین شده اند. از تحلیل این دو عنصر چنین برمی آید که مرکزی ترین هدف گردیزی در نگارش زین الاخبار ایجاد انگیزه در غزنویان برای دست یابی دوباره به حکومت خراسان است و محرک او به سمت تاریخ نگار ی، ریشه یابی علت زوال حکومت های گوناگون برای یافتن راهی جهت رهاندن حکومت غزنویان از نابودی و بازگرداندن آن به روزگار اوج حکومت محمود غزنوی است.

    کلیدواژگان: زین الاخبار، گردیزی، تاریخ نگاری، روایت شناسی، اندیشه سیاسی، ژرار ژنت، زمان روایی
  • احمد خاتمی*، قدرت الله طاهری، یعقوب خدادادی صفحات 141-175

    هدف مقاله حاضر بررسی وضعیت تاریخی خاصی است که در آن نسبتی تازه میان «متون ادبی» و «تربیت ملت» برقرار شد و صورت بندی متفاوتی برای «ادبیات» رقم خورد. برای رسیدن به این منظور از روش تبارشناسی استفاده شد. از منظر تبارشناختی، پدیده ها ذاتی فراتاریخی ندارند و در پی رخ دادهای تاریخی و در درون مناسبات پیچیده قدرت برساخته می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد، «شعر» و «تربیت» در گفتمان قرون میانی تعریف، کارکرد و صورت بندی خاصی داشتند و در پیوند با سازوکار قدرت وصولگر و ساخت سلسله مراتبی جامعه، نسبتی با یکدیگر می یافتند. مواجهه حاکمیت قاجار و جامعه ایران با بحران های متعددی همچون جنگ، وبا و قحطی، قدرت وصولگر را با مانع مواجه کرد. با فعال شدن سازوکار های جدید قدرت (انضباطی و زیست سیاست) و شکل گیری پیش فرض برابری، ساخت سلسله مراتبی جامعه آرام آرام سست شد و مسیله تعلیم و تربیت عمومی همچون راه نجات دولت و ملت مسیله مند شد. صورت بندی گفتاری نقد ادبی، «خلقیات مردم ایران» و «متون ادبی» را به ابژه تبدیل و نسبتی تازه میان این دو برقرار کرد. دراین میان، مجموعه ای از متون و موقعیت های اجتماعی متفاوت ذیل دال واحد «ادبیات» گرد آمدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که با تغییر سازوکارهای قدرت در دوره قاجار، گسستی اساسی در هستی تاریخی ایرانیان پدید آمد و نسبت های تازه ای میان امور برقرار شد؛ «ادبیات» و «تربیت» تعریف، کارکرد و مفصل بندی تازه ای یافتند و نسبتی تازه با یکدیگر برقرار کردند.

    کلیدواژگان: شعر، ادبیات، تربیت، قدرت وصولگر، زیست سیاست، تبارشناسی
  • مریم دزفولیان راد*، غلامعلی فلاح، فرزاد بالو صفحات 177-200

    تاکنون متفکران بسیاری با رویکردهای گوناگون به بررسی  مفهوم «دیگری» و مصادیق آن در ابعاد گوناگون زندگی پرداخته اند. ادبیات نیز به منزله بستری برای بازنمایی مصادیق «دیگری»، در کانون توجه محققان و دیگری پژوهان قرار گرفته است. بررسی مصادیق «دیگری» در خوانش متون ادبی، علاوه بر  شناخت جایگاه دیگربودگی در جهان بینی افراد در اعصار مختلف، تحدید قلمرو «من» را نیز ممکن ساخته است. در این نوشتار، به روشی تحلیلی و با رویکرد تلفیقی، ظرفیت های مثنوی مولوی در بازنمایی انواع «دیگری» و تحقق سطوح دیگربودگی «دیگری» و جایگاه «دیگری» در جهان بینی عرفانی بررسی می شود تا با درک سطوح تحقق دیگربودگی، شناختی نسبی از ساختارهای حاکم بر اندیشه های عرفانی حاصل شود. بدین منظور، پس از تببین مفهوم «دیگری» در سه نظام فکری فلسفی: تقابلی، دیالکتیکی و بین سوژه ای، با ذکر نمونه هایی از مصادیق «دیگری» در ابیات مثنوی، خوانشی از سطوح تحقق دیگربودگی «دیگری» و شروط امکان آنها در این متن ارایه می شود.  ازمنظری کلی، به جهت  وجود ساختار تقابلی حاکم بر جهان بینی عرفانی و تعریف «دیگری» به منزله یک «غیر»، تحقق سطوح بالای دیگربودگی را در متن مثنوی نمی توان انتظار داشت، اما روایت تجربه وصال و به تصویرکشیدن عجز «من» از درک «دیگری نامتناهی» را بازنمایی بالاترین سطح از دیگربودگی می توان تلقی کرد. ضمن اینکه در فاصله «غیر» تا « دیگری نامتناهی» و به واسطه گفت وگو، سطحی از دیگربودگی نیز در ارتباط میان شخصیت های داستان هایی از مثنوی بازنمایی می شود.

    کلیدواژگان: دیگری، دیگربودگی، مثنوی، گفتمان عرفانی
  • نرگس صالحی*، محمدرضا حاجی بابایی صفحات 201-228

    پاورقی نویسی گونه ای نوشتاری است که با شکل گیری مطبوعات پدید آمده است و دلایل پیدایی آن را می توان جبران کمبود نشر کتاب، بهره گیری از شیوه ای تازه برای ارایه مطالب طولانی، و نیز حفظ و افزایش تعداد خوانندگان دانست. در این مقاله، با استفاده از روش تاریخ ادبیات پژوهی، به بررسی این گونه نوشتاری و کاربرد آن در مطبوعات ایران از آغاز تا سال 1320 پرداخته ایم. هرچند که داستان های پاورقی بیشترین سهم از پاورقی نویسی مطبوعات را به خود اختصاص داده است، موضوعات گوناگون دیگری همچون نمایش نامه، سفرنامه، شرح حال و متون تاریخی نیز به صورت پاورقی منتشر شده است. در نخستین مطبوعات ایرانی، اصطلاحات گوناگونی همچون قسمت تحتانی، فیتون و ذیل برای این گونه نوشتاری استفاده شده است. نخستین بار روزنامه اتحاد اسلام اصطلاح پاورقی را به کار برد و اندک اندک این اصطلاح در دیگر نشریات نیز به کار رفت. نخستین پاورقی ها را اعتمادالسلطنه در روزنامه ایران منتشر کرده است که عمدتا دارای موضوعات تاریخی هستند. نخستین داستان پاورقی ایرانی، رمان نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید، اثر ملک الشعرای بهار است که در سال 1298 در نشریه ایران منتشر شده است و این موضوع که عده ای از پژوهشگران، رمان های تهران مخوف یا ده نفر قزلباش را نخستین رمان های پاورقی ایران دانسته اند، فاقد دقت پژوهشی است. مهم ترین ویژگی های این گونه نوشتاری، دنباله داربودن و تنوع موضوعی آن است. از نظر سبک نوشتاری نمی توان ویژگی زبانی خاصی را برای این گونه در نظر گرفت. سبک زبانی این گونه، تابع سبک نوشتاری نویسندگان یا مترجمان آن است.

    کلیدواژگان: گونه شناسی ادبی، مطبوعات، پاورقی نویسی
  • حمید عبداللهیان*، سمیرا شفیعی، عاطفه زندی صفحات 229-251

    یکی از رویکردهایی که در نقد داستان از منظر زبان شناختی بسیار متحول شده، نظریه راجر فالر است. این نظریه آمیزه ای از نظریات دستورزبان گشتاری چامسکی و زبان شناسی نقش گرای هالیدی است. ازآنجاکه داستان «خانه روشنان» گلشیری به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده و فالر نیز معتقد است، در چنین داستان هایی، روساخت به فهم ژرف ساخت کمک می کند، در مقاله حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و با رویکرد زبان شناختی برمبنای نظریه زبان شناختی فالر، داستان «خانه روشنان» تحلیل شده است. نتایج این تحقیق حاکی است نوع گشتار و شیوه جریان سیال در این اثر باعث به هم‎ریختگی ساختار نحوی جملات، عدم پیروی از قواعد دستوری، تکرار مرجع ضمایر، ایجاد ضرباهنگ و موسیقی در کلام، کاربرد تضادهای تداعی گر و تکرارهای مبتنی بر تاکید، سردرگمی مخاطبان، و ایجاد تعلیق و تعویق در کلام می شود. شخصیت اصلی این اثر، کنشگر و راویان جمع، همگی، منفعل و حسی ادراکی اند. گویی، نباید کلامی ضدایدیولوژی غالب متن بر زبان رانند که باعث برهم خوردن فضای تک صدای متن شود. گلشیری در این اثر نیز خواسته مانند بقیه آثارش به مشکلات جامعه نقب بزند و قضاوت های مداخله جویانه اش را در متن حاکم کند. از حیث نگاه به متن، نویسنده گاه از منظر بیرونی به متن پرداخته و خود را قادر به فهم ادراکات اشخاص داستان ندانسته و گاه از منظر درونی متن را کاویده و گرایش های شناختی خود را با متن همگام کرده است. از حیث بازنمود گفتار و اندیشه نیز این اثر هم از گفتار باواسطه (مستقیم آزاد) استفاده کرده است و هم از گفتار بدون واسطه و مستقیم. هردوی این شیوه ها توانسته تا حد امکان مکنونات درونی و کلامی شخصیت های اصلی و فرعی را بازنماید.

    کلیدواژگان: گفتمان، متن، راجر فالر، گلشیری، «خانه روشنان»
  • رویین تن فرهمند* صفحات 253-277

    منزوی در غزل پردازی و سخن پیرایی، به منظور آفرینش صور خیال و گسترش دایره معنا و مضامین سروده هایش، از میراث ادب غنایی، حماسی و تصاویر شاعرانه، داستان واره ها، تلمیحات و اشارات دینی بهره برده است. دیوان حافظ یکی از سرچشمه های آشکار شعر منزوی در صورت، معنا و انسجام موسیقایی است. منزوی از وام گرفتن ترکیبات، وزن غزل های حافظ و تضمین مصراع ها و ابیات حافظ دریغ نکرده است. مفهوم عشق و دشواری های طریق عشق، عهد امانت، شادخواری و مسایل اجتماعی از مفاهیم غزل های منزوی است که تاثیر حافظ در آفرینش آنها آشکار است. شیوه تصویرآفرینی منزوی در زمینه عشق و اطوار آن همانندی هایی با شعر حافظ دارد. در این جستار، تاثیرپذیری منزوی را از حافظ، به شیوه توصیفی و تحلیلی، در صورت شعر، وزن، معانی، عشق، سیمای معشوق و صور خیال بررسی کرده ایم. یافته ها نشان داد که منزوی در حدود دویست بار از مفردات، اوزان و مفاهیم اشعار حافظ بهره برده است.

    کلیدواژگان: ادبیات مقابله ای، حافظ، منزوی، تاثیر و تاثر، عشق، صور خیال
  • سعید کریمی قره بابا* صفحات 279-302

    نظامی گنجوی از جمله گویندگان پرآوازه ای است که حضوری همه جانبه در تاریخ فرهنگی ایران دارد و این حضور حتی در دوره معاصر نیز کم رنگ نشده است. دراین میان، صحنه «آب تنی شیرین در چشمه» از منظومه خسرو و شیرین یکی از تصاویر پرجاذبه ای است که همواره در کانون توجه شاعران هم روزگار ما بوده است. مقاله پیش رو، به روش تحلیل محتوا، می کوشد کیفیت و دلایل تاثیرگذاری این تصویر را در شعر معاصر بررسی کند. تاثیرپذیری از این تصویر به دو شیوه انجام گرفته است: در شکل نخست و مهم تر آن، کل شعر به این تصویر اختصاص یافته است و در نوع دیگر نیز شاعران تنها در بخشی از اشعار خود نیم نگاهی به این تصویر انداخته اند. در ادامه مقاله، این بحث را پیش کشیده ایم که تصویر شیرین در چشمه با مشخصات یک تصویر رمانتیک هم خوان است و ازاین رو برخی شاعران که در مقطعی از فعالیت حرفه ای شان تحت تاثیر رمانتیسم بوده اند، به این تصویر نظامی اقبالی تام نشان داده اند. عصیان، عدول از مرزهای اخلاق، توجه به افسانه های محلی، تجلی مثالی و اسطوره ای زن/ معشوق، استعاره گرایی، پویایی و بالندگی تصویر، بیان آراسته و پرجلوه، زمان و مکان محو و رنگ باخته و نامشخص، و طبیعت گرایی همگی از مشخصات شعر و تصویر رمانتیک به شمار می آید که اغلب آنها در تصویر شیرین در چشمه نیز دیده می شود. یکی دیگر از دلایل جذابیت این تصویر را جسمانی بودن آن دانسته ایم. این تصویر کلاسیک، با جنبه های ملایم اغواگرانه اش، استعداد آن را داشته است که هم کشش های تنانه و زنانه روزگار ما را بازتاب دهد و هم به شعر مدرن هویتی بومی ببخشد.

    کلیدواژگان: نظامی، شیرین در چشمه، شعر معاصر، تصویر رمانتیک
  • عفت نقابی*، مهناز اکبری صفحات 303-323

    نشانه شناسی یکی از رویکردهای پژوهشی است که به بررسی نشانه ها در جهت درک معانی نهفته در متن می پردازد. این رویکرد که از زبان شناسی، جامعه شناسی، نقد ادبی و... بهره می گیرد، روشی کارآمد برای تجزیه و تحلیل است. تحلیل نشانه شناختی سفرنامه ها فرصتی برای خوانشی تازه و فهم بهتر از آنها فراهم می کند. به علاوه، می تواند نقش سفرنامه ها را در ترسیم و بازنمایی اوضاع اجتماعی و فرهنگی جوامع روشن کند. در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی نشانه های اجتماعی سفرنامه حاج سیاح، که طولانی ترین سفرنامه یک فرد عادی ازلحاظ بعد زمانی و مکانی در عصر ناصری است، با استفاده از نشانه شناسی پیر گیرو، زوایای پنهانی از هویت، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی سرزمین های سیاحت شده روشن شود. این پژوهش، که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، به مقایسه و گاه نشان دادن تقابل فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ اروپایی و تقابل انسان ها با خود و نیز با محیط زندگی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که مسایل و اعتقادات دینی، به مثابه یکی از نشانه های هویت، مهم ترین دغدغه نویسنده است که هم در داخل و هم در خارج از ایران با دیدی نقادانه بدان پرداخته است. توجه بیش از حد او به مکان های مقدس همچون مساجد، معابد و کلیساها حاکی از هویت دینی او در جایگاه طلبه ای جوان است.

    کلیدواژگان: سفرنامه حاج سیاح، نشانه شناسی اجتماعی، پیر گیرو، سفرنامه نویسی، تقابل فرهنگی و اجتماعی