فهرست مطالب

اندیشه دینی - پیاپی 75 (تابستان 1399)
  • پیاپی 75 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علی بابایی* صفحات 1-20

    در فلسفه ی مشایی ماهیات به جوهر و عرض تقسیم می شوند و چون حق تعالی ماهیت نیست، بنابراین نه جوهر است و نه عرض. اما در حکمت خاص صدرایی، نه تنها حق تعالی جوهر خوانده می شود، بلکه فراتر از آن، حق تعالی تنها جوهر هستی است. اعراض از مراتب وجود جوهر به شمار می روند. عرض وجودی مستقل در کنار وجود جوهر نیست. رابطه ی میان جوهر و عرض، عمیق تر از رابطه ی میان دو شییی است که به هم ضمیمه شده اند. این دو، دو مرتبه از یک وجودند؛ یعنی یک وجود است که از مرتبه ای از آن، ماهیت جوهر و از مرتبه ی دیگر آن، ماهیت عرض انتزاع می شود، نه آنکه جوهر یک وجود داشته باشد و عرض وجودی دیگر و آنگاه، آن دو وجود به یکدیگر ضمیمه شده باشند. سر این مطلب آن است که وجود فی نفسه عرض، عین وجود عرض برای موضوعش است؛ بنابراین وجود عرض عین تعلق و ارتباط و وابستگی به وجود جوهری است که موضوع آن است و برای چنین چیزی نمی توان وجودی مستقل و مغایر با وجود موضوعش قایل شد، بلکه وجودش لاجرم از مراتب وجود موضوعش است و ماسوای او، هر آنچه می توان سراغ گرفت، عرض اند. حال سخن اصلی این است که ملاصدرا بر چه اساسی به چنین موضعی دست پیدا می کند و آیا می توان به حق تعالی عنوان جوهربودن را اطلاق کرد؟ پاسخ این است که به دلالت قراین مختلف، ملاصدرا سه مرتبه ی سیر فلسفی را تجربه کرده و در سه مبنای متمایز سخن گفته است: 1. اصالت ماهوی؛ 2. اصالت وجودی وحدت تشکیکی؛ و 3. اصالت وجودی وحدت شخصی. در هر سیر فلسفی صدرا، یک نحوه از تحول در بحث جوهر و عرض صورت می گیرد؛ یک بار با گذر از اصالت ماهیت به اصالت وجود تشکیکی، ملاصدرا انقلاب جوهری خود را عرضه می دارد، بار دیگر هم با گذر از اصالت وجود وحدت تشکیکی به اصالت وجود وحدت شخصی، در بحث جوهر و عرض تحولی ارایه می دهد و بر مبنای آن، حق تعالی را تنها جوهر هستی می خواند.

    کلیدواژگان: حق تعالی، جوهرهستی، عرض، حرکت، تجددامثال، حکمت متعالیه، ملاصدرا
  • مجتبی جاویدی* صفحات 21-44

    هر نظریه ای که در علوم انسانی مطرح می شود مبتنی بر مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی خاصی است. شناخت این مبانی و ارتباط آن ها با نظریه ی مدنظر را می توان «روش شناسی بنیادین» نامید. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد روش شناسی بنیادین به بررسی نظریه ی قرارداد اجتماعی «جان لاک» می پردازد و تلاش می کند که ارتباط این نظریه را با مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی لاک روشن سازد. به لحاظ هستی شناسی، سوبژکتیویته و اومانیسم و همچنین سکولاریسم اندیشه ی قرارداد اجتماعی لاک را راه بری می کند. تلفیق تجربه گرایی با نوعی مابعدالطبیعه و تضعیف عقل قدسی با قراردادن عقل در مقام داور وحی، دو مبنای مهم معرفت شناختی لاک در این نظریه است. به لحاظ انسان شناسی نیز نگاه خوش بینانه به طبیعت انسانی در اندیشه ی او تاثیرگذار بوده است. بر این اساس، نظریه ی قرارداد اجتماعی لاک که بعد از دوران مدرن مطرح شده است واجد ماهیت جدیدی است؛ ماهیتی که نمایانگر نگرش جدیدی به انسان و نسبت او با جهان است؛ نگرشی که در طی آن، انسان و خواست ها و امیال او محور قرار می گیرد.

    کلیدواژگان: جان لاک، روش شناسی، سوبژکتیویته، قرارداداجتماعی
  • ابراهیم حسین خانی، زهرا قاسم نژاد* صفحات 45-66

    تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی از معضلات اساسی در فلسفه و کلام اسلامی است. مفسران نیز همچون فلاسفه، در تفسیر این صفات وحدت رویه ندارند و به روش های متعددی به تفسیر پرداخته اند. جمال الدین قاسمی مفسری منتسب و مشهور به سلفی گری است که در تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی رویکردی خاص دارد. قضاوت درباره ی حقیقت باور قاسمی در تفسیر صفات، مشکل به نظر می رسد؛ زیرا در تفسیرش، با نقل گسترده ی سخنان سلف، در صدد تصویب بی چون وچرای مکتب اثبات است؛ اما ازدیگرسو، میل وی به تاویل و صنایع ادبی (نظیر مجاز و استعاره) و علاقه اش به نظرات زمخشری و آلوسی، در تقابل با اثبات گرایی اوست. قاسمی اینکه ابن تیمیه مجاز را به صورت جدی انکار می کند، کم رنگ جلوه می دهد و اشکال دیدگاه وی درخصوص جسمانیت ذات الهی را تخفیف می دهد و حتی بر آن است تا اختلاف میان منکران و مویدان مجاز را اختلافی لفظی معرفی کند. اثبات بلاکیف برخی صفات، و تاویل دیگر صفات و تمایل به نزدیک کردن مکتب اثبات و تاویل، حاکی از تمایزی است که او بین این دسته از صفات قایل است و براساس تفاوت صفات، گاه با زبان استعاری و گاه با زبان آنالوژیک (یعنی تشابه در عین تفاوت) سخن می گوید.

    کلیدواژگان: زبان آنالوژیک، زبان استعاری، جمال الدین قاسمی، صفات مشترک انسانی و الوهی، تفسیر محاسن التاویل
  • محمدقائم عابدی*، امیرعباس علیزمانی، احد فرامرز قراملکی صفحات 67-86

    پاسخ به پرسش از معنای زندگی که ممکن است هر انسانی در دوران حیات خود بارها با آن مواجه شود نقشی اساسی و بی بدیل در نوع زیستن و انتخاب شیوه ای مناسب در زندگی انسان ها دارد. ارایه ی نظریه و دیدگاهی شایسته و درخور دفاع در باب «زندگی معنادار و مولفه های آن» یکی از دغدغه های اساسی بسیاری از فیلسوفان و اندیشمندان در چند دهه ی اخیر بوده است. دستیابی به پاسخی مناسب به این مساله، متوقف بر درک حقیقت انسان و زندگی انسانی است. در این مقاله، با تبیین مفهوم و حقیقت زندگی انسانی بر اساس دیدگاه های صدرالمتالهین شیرازی، تاثیر تصویر دقیقی از «زندگی» در معناداری زندگی نشان داده می شود و از همین رهگذر به شاخصه های معناداری و بی معنایی زندگی پرداخته خواهد شد. صدرالمتالهین انسان را موجودی مرکب به نحو ترکیب اتحادی از نفس و بدن می داند. او حیات را در سه معنای عام، خاص و اخص به کار می برد. تمایز انسان از سایر موجودات در حیات اخص است که مبتنی بر ویژگی های انسان از جمله عقل و اراده می باشد و به همین دلیل معنای زندگی را باید در همین مرتبه جست وجو کرد.

    کلیدواژگان: معنای زندگی، ملاصدرا، اراده، مرگ
  • قدرت الله قربانی* صفحات 87-108

    درباب چگونگی حقانیت و نجات از منظر ادیان، عمدتا سه رویکرد انحصارگرایی، شمول گرایی و کثرت گرایی مطرح هستند که هریک مزایا و معایب خودش را دارد. رویکرد تشکیکی بدیل جدیدی است که مطرح می شود و تلاش دارد تا ضمن عاری بودن از مشکلات نظریات مزبور، مزایای آن ها را هم داشته باشد. البته بین این رویکرد و شمول گرایی دینی، به ویژه در سنت اسلامی، شباهت بسیاری وجود دارد، ولی لزوما یکی نیستند. در این رویکرد، شناخت حقیقت مطلق الهی و کلیت آموزه های ادیان و نیز گشودگی راه سعادت و نجات، به طریق تشکیکی تبیین می شود، به این صورت که همه ی ادیان الهی و گاه برخی ادیان غیرالهی، از حقیقت مطلق و طریق نجات، به طور تشکیکی و سلسله وار بهره مند ند، با این تفاوت که هر دین متاخر الهی، مانند اسلام، کمالات ادیان پیشین را دارد و حاوی برخی آموزه های جدیدی است که ممکن است در ادیان قبلی وجود نداشته باشند؛ علاوه بر اینکه همه ی ادیان الهی، به ویژه در سطح باورهای بنیادی، بیشترین اشتراک تشکیکی را دارند. پس به تناسب بهره مندی تشکیکی پیروان ادیان از حقیقت، راه نجات هم برای آنان گشوده است. در این زمینه، با استناد به قرآن، مولفه هایی چون وحدت تشکیکی در وحی، صراط مستقیم، حقیقت تشکیکی اسلام، تنوع باورهای دینی و نیز اهمیت صفات جمال و رحمانیت الهی می توانند تبیین کننده ی ویژگی منطقی رویکرد تشکیکی به مساله ی حقانیت و نجات باشند. در این مقاله، ضمن اینکه یافتن رویکردی کارآمد برای پاسخ گویی منطقی به پرسش حقانیت و نجات از منظر ادیان، مهم شمرده شده است، تلاش شده تا رویکرد تشکیکی به محک آزمون گذاشته شود.

    کلیدواژگان: حقانیت، نجات، رویکرد تشکیکی، اسلام، صراط، تعدد ادیان، شمول گرایی
  • نیما نریمانی*، عبدالرسول کشفی، امیرعباس علیزمانی صفحات 109-130

    در این مقاله در ابتدا با بیان تاریخی شکل گیری نگاه علمی جدید، مساله ی تعارض نگاه علمی با فاعلیت الهی طرح می شود و در ادامه، انواع رویکرد ها به مساله ی فاعلیت الهی و نگاه علمی جدید معرفی می شود. پس از آن با تبیین چیستی بستار فیزیکی (Physical Closure) که یکی از ارکان متافیزیکی مهم علم جدید است، نشان داده خواهد شد که این مفهوم مهم ترین مانع متافیزیکی در زمینه ی ارتباط موثر خداوند و جهان است و با پذیرش آن نمی توان از ارتباط فعالانه ی خداوند و جهان سخن گفت. پس از این تبیین، به طور خاص راهکار پلنتینگا در رفع تعارض نگاه علمی و فاعلیت الهی بررسی می شود و سپس رویکرد نوین دانشمندان خداباوری بررسی و ارزیابی می شود که قصد دارند فاعلیت الهی را ذیل قوانین نامتعین طبیعی بگنجانند. با بررسی این رویکردها نشان داده می شود که هیچ یک در مواجهه و نقد مناسب بستار فیزیکی موفق نیستند و در پایان، اراده ی آزاد و آگاه انسانی، رکنی محکم برای نقض بستار فیزیکی معرفی می شود.

    کلیدواژگان: بستار فیزیکی، فاعلیت الهی علیت ذهنی، فیزیکالیسم
|
  • Ali Babaei * Pages 1-20

    In Peripatetic philosophy essences are divided into substance and accident, and because God is not essence, so it is neither substance nor accident. But in the transcendent wisdom, not only God is called the essence, but beyond that, the only substance of being; and Except for him, all beings are accident. Now, on what basis does Mulla Sadra reach such a position? And can God be called "Substance"? The answer is: Mulla Sadra has experienced three philosophical trips and spoken on three distinct bases, for various reasons: 1. Fundamentality of essence, 2. Fundamentality of existence on Gradational Unite. 3. Fundamentality of existence on individual Unit. In every gradual evolution of Mulla Sadra's philosophy, there is a kind of evolution in the subject of substance and accident. In every philosophical course of Sadra there is a mode of evolution in the discussion of substance and accident; It is in the final course that God is called Substance.

    Keywords: substance, accident, Mulla Sadra, Islamic philosophy
  • Mojtaba Javidi * Pages 21-44

    and their relation to the theory in question is called "fundamental methodology”. By the means of a descriptive-analytical method and a fundamental methodology approach, this paper investigates John Locke's social contract theory and aims to clarify the relationship of this theory with Locke's ontological, epistemological and anthropological principles. In terms of ontology, subjectivity and humanism, as well as secularism govern Lock's social contract thought. Combining empiricism with a kind of metaphysics and weakening of sacred intellect by placing the reason as the judge of revelation, are the two important principles of Locke's epistemology in this theory. In terms of anthropology, an optimistic view towards the human nature has influenced his thinking. Accordingly, Locke's social contract theory, which has been put forward after the modern era, has a new nature, a nature that represents a new attitude towards man and his relation to the world, an attitude in which man and his wills and desires is centered.

    Keywords: John Locke, Methodology, Subjectivity, Social contract
  • MohammadGhaem Abedi *, AmirAbbas Alizamani, Ahad Faramarz Gharamaleki Pages 67-86

    The answer to the question of "what is the meaning of life?", which is asked many times by all human beings during their lives, would play a fundamental role in their life styles. It requires a good understanding of human nature and their lives to properly answer to this fundamental question. Sadr-ol-Mote'allehin considers a human as a composition (unitive union) of both soul and a physical body. He adopts the life within three meanings, i.e., general, specific, and more specific. The fundamental distinction between humans and other creatures lies within the "more specific" life which is based on the human characteristics such as intellect and will. The soul is continuing its life during the completion motion within the three states of this, the intermediate (isthmus), and the other world. The death results in a discontinuation of relation between the soul and the body but does not lead to a destruction of the soul itself. Therefore, the soul will be transferred to another world and will continue its life. Concludingly, any theory given about the "meaning of life" that does not consider the reality about the human nature will be incomplete and incomprehensive, and would not satisfy the human thirst for knowledge.

    Keywords: The meaning of life, Mulla Sadra, will. death
  • Qodratullah Qorbani * Pages 87-108

    There are, concerning how is rightfulness and salvation from religions’ point of view, three main approaches including exclusivism, inclusivism and pluralism that each one has its own merits and defects. The gradual approach is introduced as a new alternative theory which tries to be immense from their defects and to have their merits. In this approach, recognizing absolute divine reality and the totality of religions’ teachings and openness of salvation is gradually explained, so that, all heavenly and maybe some non-divine religions have gradually and hierarchically participated of the absolute reality and the way of salvation, with this difference that every latter divine religion, like Islam, has the perfections of former religions and some new teachings that can’t be found in previous religions. Meanwhile all divine religions have gradual unity and commonality in particular regarding fundamental beliefs. So according to gradual participation of reality by believers of religions, the way of salvation, also, is opened. In this case, in this paper, by referring to the holy Quran, we can consider some factors, like gradual unity of revelation, direct way, the gradual reality of Islam, plurality of religious beliefs, the importance of divine merciful attributes that support our theory concerning gradual approach to religious pluralism. In this paper, having noticing significance of finding efficacy approach regarding logical response to the question of rightfulness and salvation in the eye of religions, is tried to test this theory.

    Keywords: Rightfulness, Salvation, Gradual Approach, Islam, the Direct Way
  • Nima Narimani *, Abolrasol Kashfi, AmirAbbas Alizamani Pages 109-130

    In this paper, first, the conflict between Scientific worldview and Divine action from the historical point of view is explained, and then, different approaches to solving this problem are introduced. In the next step, Physical Closure, as an important metaphysical basis of modern Science is illustrated and would show that the most severe obstacle in front of divine action in the world is that. After the explanation, Plantinga's approach to solving this conflict is explained. Then the proposal of new Theologians and Scientists, who intend to accommodate divine action and indeterministic laws of nature would be discussed and evaluated. By this evaluation, it would be shown that none of these approaches would be successful enough in criticizing the Physical closure. However, each of these approaches has salient points, and especially Plantinga's approach is well in his basic view. Finally, the Conscious and Free Will of human is introduced for showing the actual possibility of violating the closure of natural laws and physical world.

    Keywords: Physical Closure, Divine Action, Mental Causation, Physicalism