فهرست مطالب

  • پیاپی 63 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/26
  • تعداد عناوین: 11
|
  • زهرا بناءطهرانی، محترم نعمت طاوسی* صفحات 251-262
    هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه‎ای حرمت خود در رابطه بین سرسختی و سبک‎های مقابله بود. بر مبنای یک طرح همبستگی، 200 نفر از معلمان چهار منطقه آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند و به زمینه‎یاب دیدگاه‎های شخصی (موسسه سرسختی، 1985)، سیاهه مقابله با موقعیت تنیدگی‎زا (اندلر و پارکر، 1994) و سیاهه چندبعدی حرمت خود (اوبراین، 1988) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که حرمت خود با سرسختی و سبک مقابله مسیله‎محور همبستگی مثبت و با سبک مقابله هیجان‎محور همبستگی منفی دارد اما با سبک مقابله اجتنابی همبستگی معنادار ندارد. همچنین سرسختی با هر سه سبک مقابله همبستگی منفی داشت. نتایج آزمون تحلیل مسیر نیز نشان داد حرمت خود در رابطه بین سرسختی با مقابله مسیله‎محور و اجتنابی نقش واسطه‎ای دارد اما در رابطه بین سرسختی و مقابله هیجان‎محور نقش واسطه‎ای ندارد. بر اساس یافته‎های این پژوهش می‎توان نتیجه گرفت اگرچه سرسختی به‎طور مستقیم با نوع مقابله رابطه ندارد، اما از طریق تاثیر بر حرمت خود، انگیزش لازم برای متوسل شدن به سبک مقابله مسیله محور را فراهم می سازد.
    کلیدواژگان: تنیدگی، سرسختی، حرمت خود، سبک‎های مقابله
  • شراره عبدالله خانی، محمدعلی بشارت* صفحات 263-276

    هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای ترس از صمیمیت در رابطه بین آسیب‎های دلبستگی و اختلال‎های جنسی بود. 450 نفر (227 زن، 223 مرد) دارای اختلال جنسی در این پژوهش شرکت و سیاهه دلبستگی بزرگسال (بشارت، 1384الف، 1392)، مقیاس ترس از صمیمیت (دسکاتنر و ثلن، 1991) و سیاهه رضایت جنسی گلومبک‎‎راست (راست و گلومبک، 1986) را تکمیل کردند. نتایج پژوهش نشان داد که آسیب‎های دلبستگی با اختلال‎های جنسی و ترس از صمیمیت، رابطه مثبت معنادار و ترس از صمیمیت با اختلال‎های جنسی رابطه مثبت معنادار دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ترس از صمیمیت در رابطه بین آسیب‎های دلبستگی و اختلال‎های جنسی نقش واسطه ای دارد. بر اساس یافته‎های پژوهش می‎توان نقش دلبستگی و تاثیر آن بر مکانیزم صمیمیت و درنتیجه بر کارکرد جنسی را تایید کرد. استفاده از این یافته‎ها در زمینه پیشگیری از اختلال‎های جنسی و درمان اختلال‎های جنسی زوجین و پیشبرد اهداف درمانی از دستاوردهای عملی این پژوهش محسوب می‎شود.

    کلیدواژگان: اختلال جنسی، پایگاه امن، پیوند عاطفی، دلبستگی، صمیمیت، مدل درون کاری
  • زهرا تنها*، پروین کدیور، راضیه جلیلی صفحات 277-288

    بررسی معرفت شناسی شخصی نشان می‎دهد که تلفیق ابعاد عینیت و ذهنیت دانستن، بنیانی برای دستیابی به درک معرفت شناختی سطح بالاست. انتظار می‎رود که افراد در ابتدا عینیت‎گرا باشند و در مراحل بالاتر تحول باورها به ذهینت‎گرایی نایل شوند و در نهایت، به تلفیقی از عینیت‎گرایی و ذهنیت‎گرایی ارتقاء یابند. از سوی دیگر، طبق نظر پژوهشگران، تحول باورها را باید در ارتباط با حیطه‎های خاص مورد بررسی قرار داد. فرضیه مطرح این بود که این تحول در یک توالی نظام‎دار در جنبه‎های توجیه‎پذیری مختلف (تجربه، عقیده، استدلال فردی و صلاحیت) اتفاق می‎افتد. این فرضیه با یک نمونه 64 نفری از دانش‎آموزان پایه سوم تا پایه ششم ابتدایی از مدارس تهران آزمون شد. روش پژوهش توصیفی و علی مقایسه ای بود و شرکت کنندگان به سوالات داستان های منسفیلد و کلینچی (2002) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که بین پایه‎های تحصیلی مختلف از نظر عینی‎نگری و ذهنی‎نگری تفاوت معنادار وجود دارد، به طوری که دانش‎آموزان پایه‎‎های سوم و چهارم بیشتر در سطح عینی‎نگری و پایه‎های پنجم و ششم بیشتر در سطح ذهنی‎نگری بوده‎اند. همچنین، عامل تجربه 27 درصد از واریانس عینی‎نگری و عوامل تجربه و عقیده 30 درصد از واریانس ذهنی‎نگری را تبیین کردند. بر اساس نتایج پژوهش، به نظر می‎رسد که معرفت شناسی شخصی عاملی تحولی است.

    کلیدواژگان: معرفت‎شناسی شخصی، جنبه‎های توجیه‎پذیری، تحول
  • سیده مرجان مظلوم، سوسن رحیم زاده* صفحات 289-298

    این پژوهش با هدف شناسایی نقش بازخورد والدین به سواد در پیش بینی مهارت های شناختی کودکان 5 سال تا 5 سال و 11 ماه شکل گرفت. 128 کودک (66 پسر و 62 دختر) از شهر برازجان به کمک طرح همبستگی با روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به دو مقیاس مهارت‎های اولیه شناختی (مرکز پژوهشی هم نوای آوای رویش، 1394) پاسخ دادند. والدین آن ها نیز مقیاس‎محیط سواد خانه (مرکز پژوهشی هم نوای آوای رویش، 1394) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها نشان داد محیط سواد خانه با مهارت های اولیه شناختی کودکان همبستگی مثبت دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از این بود که محیط سواد خانه 24 درصد از واریانس مهارت‎های شناختی (14 درصد از مهارت خواندن‎‎نوشتن و 10 درصد از مهارت ریاضی) کودکان را تبیین می کند و زیرمقیاس علاقه به خواندن والدین 4 درصد از مهارت شناختی خواندن‎‎نوشتن کودکان را به تنهایی پیش بینی می کند. یافته ها بر نقش غنی سازی محیط خانواده و آگاه سازی والدین از ارزش آن در افزایش مهارت‎های شناختی کودکان پیش‎دبستانی به منظور پیشگیری از افت تحصیلی در هر مقطعی، تاکید کردند.

    کلیدواژگان: بازخورد والدین به سواد، مهارت های شناختی، کودکان پیش دبستانی
  • سعید محمودی نیا، مژگان سپاه منصور*، سوزان امامی پور، فریبا حسنی صفحات 299-310

    این پژوهش به منظور مقایسه اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و ایمن سازی در مقابل تنیدگی بر راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان نوجوانان بزهکار انجام شد. طرح پژوهش از نوع شبه تجربی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. بدین منظور از بین نوجوان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران، 60 نفر با استفاده از روش نمونه‎برداری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. شرکت کنندگان، قبل از شروع مداخله پرسشنامه‎ نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون، 2006) را تکمیل کردند. سپس دو گروه آزمایشی تحت 10 جلسه آموزش به شیوه آموزش جایگزین پرخاشگری گلدشتاین و آموزش ایمن سازی در مقابل تنیدگی مایکنبام قرار گرفتند، درحالی‎که گروه گواه آموزشی را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسه های آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجددا هر سه گروه پرسشنامه‎ مزبور را تکمیل کردند. داده‎ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش جایگزین پرخاشگری در مقایسه با دو گروه دیگر به طور معناداری بر نمرات راهبردهای شناختی مثبت نظم جویی هیجان در طول مراحل پژوهش تاثیر داشته است. اما در ارتباط با راهبردهای شناختی منفی نظم جویی هیجان نتایج نشان داد که روش‎های آموزشی نتوانستند تاثیر معناداری بر نمرات داشته باشند. با توجه به یافته‎های پژوهش می‎توان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری به عنوان روشی جایگزین یا مکمل در کنار سایر شیوه‎های مداخله‎ای برای بهبود نظم جویی شناختی در نوجوانان استفاده کرد.

    کلیدواژگان: آموزش ایمن سازی در مقابل تنیدگی، آموزش جایگزین پرخاشگری، نوجوانان بزهکار، راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان، نوجوانان
  • مرضیه صادق زاده*، فاطمه بهزادی، فرهاد خرمایی صفحات 311-320

    این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای نارسا نظم‎جویی هیجانی در رابطه بین توان بدرفتاری مادر با کودک و مولفه های صبر انجام شد. نمونه پژوهش شامل 300 نفر از مادران بوشهری بود که فرزندان آن ها در سال تحصیلی 97-1396در مقطع پیش دبستانی ثبت نام شده بودند. این شرکت کنندگان با روش نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند و مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی، فرمانی و سلطانی، 1393ب)، مقیاس نارسا نظم‎جویی هیجانی (برادلی و دیگران، 2011) و سیاهه توان بدرفتاری با کودک‎‎فرم کوتاه (آندرسما، چافینز، مولینز و لی برتون، 2005) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها بیانگر برازش مطلوب مدل مفروض و واسطه گری نسبی مولفه های نارسا نظم‎جویی هیجان در رابطه بین صبر مادر و توان بدرفتاری او با کودک بود. تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم مولفه های صبر بر بدرفتاری با کودک نیز مورد بحث قرار گرفته است. مدل نهایی پژوهش به صورت کلی بر ضرورت توجه به متغیر صبر در آموزش خانواده ها به ویژه مادران تاکید می کند.

    کلیدواژگان: توان بدرفتاری با کودک، صبر، نارسانظم‎جویی هیجانی
  • منیر آزادمنش، خدیجه ابوالمعالی*، اکبر محمدی صفحات 321-332

    هدف این پژوهش بررسی روابط ساختاری بین رفتار اخلاقی و خرد با نقش واسطه ای خودمهارگری بود. طرح این پژوهش، همبستگی و جامعه آماری آن، دانشجویان دانشگاه جامع علمیکاربردی تهران در سال 1397 بود. 370 نفر به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و سیاهه سبک های رفتار اخلاقی (تقی لو، 2017)، مقیاس خودمهارگری (تانجنی، بامیستر و بون، 2004) و مقیاس خردمندی (اشمیت، مالدون و پاندرز، 2012) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده‎ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که اثر خودمهارگری بر مردم محوری اخلاقی و وظیفه محوری اخلاقی به صورت مستقیم و در جهت مثبت و بر خودمحوری اخلاقی به صورت مستقیم و در جهت منفی بود. اثر مستقیم خرد نیز بر خودمهارگری مثبت معنادار بود ولی بر مردم محوری، وظیفه محوری و خود محوری اخلاقی معنادار نبود. اگرچه خرد از طریق نقش واسطه ای خودمهارگری، بر مردم محوری و وظیفه محوری اخلاقی تاثیر مثبت و بر خودمحوری اخلاقی تاثیر منفی داشت که نشانگر اهمیت نقش خودمهارگری است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که برای ترویج رفتار اخلاقی، بهتر است بر تقویت خودمهارگری در برنامه ریزی های تربیتی و آموزشی تاکید شود.

    کلیدواژگان: خرد، خودمهارگری، رفتار اخلاقی
  • مجید پورفرج*، طاهره محمودیان صفحات 333-341

    هدف این پژوهش تعیین روابط ساختاری بین فراشناخت و فراهیجان با تحمل پریشانی با واسطه‎گری انعطافپذیری روانی دانشجویان بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران بود. بدین منظور با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی خوشه‎ای چندمرحله‎ای، 352 دانشجو از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران انتخاب شدند و به پرسشنامه باورهای فراشناخت (ولز و کارترایت‎‎هاوتون، 2004)، مقیاس فراهیجان (میتمانسگروبر، بک، هوفر و شوبلر، 2009)، پرسشنامه‎ پذیرش و عمل‎‎نسخه دو (بند و دیگران، 2011) و مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) پاسخ دادند. برای بررسی برازش داده‎ها با مدل مفروض نخست، از روش تحلیل عاملی تاییدی جهت ارزیابی برازندگی الگوهای اندازه گیری و سپس از روش مدل‎یابی معادلات ساختاری به منظور بررسی برازندگی مدل ساختاری استفاده شد. یافته‎های حاصل از بررسی شاخص‎های برازش مدل نشان دهنده برازش مطلوب مدل مفروض برای داده‎ها بود؛ یعنی رابطه بین هریک از سازه‎های فراشناخت و فراهیجان با تحمل پریشانی با واسطه‎گری انعطاف‎پذیری روانی، بیشتر از رابطه مستقیم آن ها با تحمل پریشانی بود. درمجموع، نتایج این پژوهش بیانگر اهمیت نقش واسطه‎ای تحمل پریشانی در رابطه بین فراشناخت و فراهیجان با تحمل پریشانی بود.

    کلیدواژگان: تحمل پریشانی، فراشناخت، فراهیجان، انعطاف‎پذیری روانی
  • مینا مهبد، محبوبه فولادچنگ صفحات 342-344
  • پوریا حیدری صفحات 347-348
|
  • Zahra Banatehrani, Mohtaram Nemattavousi * Pages 251-262
    The aim of this study was to examine the mediating role of self-esteem in the relationship between hardiness and coping styles. Based on a correlation design, a sample of 200 teachers in Tehran from 4 education areas completed Personal Views Survey (Hardiness Institute, 1985) which evaluates three hardy attitudes in terms of a trait, Coping Inventory for Stressful Situations (Endler & Parker, 1994) and Multidimensional Self-Esteem Inventory (O’brien, 1988). Findings showed that self-esteem correlated with hardiness and problem-focused coping style positively and with emotion-focused coping style negatively, but it did not correlate with avoidant coping style. In addition, hardiness correlated with all the three coping styles negatively. Path analysis showed that self-esteem has a mediating role in the relationship between hardiness and problem-focused and avoidant coping styles but it does not have a mediating role in the relationship between hardiness and emotion-focused coping style. According to the result of this study, although hardiness does not correlate with coping styles positively but, by influencing self-esteem, it provides the needed motivation for applying problem-focused coping style.
    Keywords: Stress, hardiness, self-esteem, coping styles
  • Sharareh Abdollahkhani, MohammadAli Besharat * Pages 263-276

    The present research aimed to examine the mediating role of fear of intimacy in the relationship between attachment pathologies and sexual disorders. A total of 450 individuals (227 Women, 223 Men) with sexual disorders participated in this study. Participants were asked to complete the Adult Attachment Inventory (Besharat, 2011, 2013), Fear of Intimacy Scale (Descutner & Thelen, 1991), and Golombok-Rust Inventory of Sexual Satisfaction (Rust & Golombok, 1986). The results indicated that attachment pathologies had a significant positive association with sexual disorders and fear of intimacy. Fear of intimacy also showed a significant positive association with sexual disorders. The results of path analysis indicated that the relationship between attachment pathologies and sexual disorders was mediated by fear of intimacy. Based on the results of the this study the impact of attachment on both intimacy mechanisms and sexual functioning was approved. Using these findings in preventing sexual disorders as well as treating sexual disorders in couples can be considered as practical achievements of this study.

    Keywords: sexual disorder, secure base, affective bond, attachment, intimacy, internal working model
  • Zahra Tanha *, Parvin Kadivar, Razieh Jalili Pages 277-288

    The study of personal epistemology shows that the combination of dimensions of objectivity and subjectivity is the foundation for understanding high-level epistemology. It is expected that individuals are initially objectivists and attain higher levels of transformation of beliefs to subjectivism, and ultimately promote a combination of objectivism and subjectivism. On the other hand, according to the researchers, the development of beliefs must be considered in relation to specific areas. The hypothesis was that this transformation occurs in a systematic sequence in various aspects of justification (experience, opinion, reason and authority). This hypothesis was accomplished with a sample of 64 students from the third grade to the sixth grade of primary schools in Tehran. The study method was descriptive causal comparative and the participants answered the questions of Mansfield and Clinchy’s Stories (2002). The results showed that there is a significant difference between the various educational foundations in terms of objectivity and subjectivity. So that the students of the third and fourth grades were more at the level of objectivity and fifth and sixth were more at the level of subjectivity. Also, the factor of experience explained 27% of the variance of objectivity and the factors of experience and opinion explained 30% of the variance of subjectivity. Personal epistemology seemed to be a developmental factor

    Keywords: personal epistemology, judgment domains, development
  • Seyedeh Marjan Mazloom, Sousan Rahimzadeh * Pages 289-298

    This study was conducted with the aim of recognizing the role of parenting attitude to literacy in predicting cognitive skills in children between the ages of 5 years old to 5 years old and 11 months. 128 children (66 boys and 62 girls) were selected from Borazjan, through randomized cluster sampling method. The study design was correlational and the children completed two scales of Early Cognitive Skills (Hamnavay-e Avay-e Royesh, 1394) while their parents completed the Home Literacy Environment Scale (Hamnavay-e Avay-e Royesh, 1394). Data analysis indicated that home literacy environment has a positive correlation with early child’s cognitive skills. The results of multiple regression analysis indicated that home literacy environment explains 24% of the variance of early cognitive skills (14%reading-writing skills and 10% math skills) in children, and the parent’s interest in reading subscale (from literacy environment scale) predicts 4% of children’s reading-writing skills. Findings emphasize on the importance of enriching family environment and awareness in increasing the early cognitive skills in preschoolers, and preventing educational downfall in each grade

    Keywords: parenting attitude to literacy, Cognitive Skills, Preschool Children
  • Saeed Mahmoodinia, Mojgan Sepahmansoor *, Soozan Emamipoor, Fariba Hasani Pages 299-310

    The purpose of this study was to compare the effectiveness of two interventions, including Aggression Replacement Training (ART) and Stress Inoculation Training (SIT) on positive and negative cognitive emotion regulation in delinquent adolescent boys. The study design was semi-experimental with three groups and pre-test, post-test and two-month follow-up. For this purpose, 60 adolescents of Tehran's Rehabilitation Center were selected using available sampling method and randomly assigned into two experimental and one control groups. Participants in the experimental and control groups completed the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Garnefski, Kraaij & Spinhoven, 2006) before the intervention. Then, the two experimental groups were subjected to 10 sessions of training based on the (ART) and (SIT), while the control group did not receive any trainings. After completing the training sessions, as well as two months later, all the three groups completed the questionnaire again. Data were analyzed using SPSS25 software and mixed variance analysis. Findings showed that ART method significantly affected the positive cognitive emotional regulation strategies during the research stages compared to the other two groups. However, in relation to negative cognitive emotional regulation strategies, the educational methods did not have any significant effects on the scores. It seems that ART can be used to improve the behavior of adolescents and to prevent the occurrence of delinquent behaviors

    Keywords: Stress inoculation training, Aggression Replacement Training, Delinquent Adolescents, cognitive emotion regulation strategies
  • Marziyeh, Sadeghzadeh *, Fatemeh Behzadi, Farhad Khormaei Pages 311-320

    The purpose of this study was to determine the mediating role of emotional dysregulation in the relationship between mother’s child abuse potential and components of patience. The sample consisted of 300 mothers in Bushehr, whose children were enrolled in the pre-school in the year of 2017-2018. The participants were selected through targeted-sampling method and completed the questionnaires of Patience (Khormaee, Farmani & Soltani, 2014), Emotional Dysregulation (Bradley, DeFife, Guarnaccia, Phifer, Fani, Ressler & Wetsen, 2011) and, a short form of Child Abuse Potential Scale (Ondersma, Chaffin, & LeBreton, 2005). Structural equation modeling was used for data analysis. The findings showed the optimal fitness of assumed model and indicated partial mediation role of the emotional dysregulation components in the relationship between the mother’s patience and her child abuse potential. The direct and indirect effects of patience components on child abuse potential were discussed. The final model, in general, emphasizes on the importance of considering patience in the process of family trainings, especially mothers.

    Keywords: Child abuse potential, patience, Emotional dysregulation
  • Monir Azadmanesh, Khadijeh Abolmaali *, Akbar Mohammadi Pages 321-332

    The purpose of this study was to predict moral behavior based on wisdom with the mediating role of self-control. The study design was correlational and the statistical population included students of University of Applied Sciences and Technology in 2019 in Tehran. 370 students were selected by random cluster sampling method and completed Moral Behavior Questionnaire (Taqhiloo, 2017), Self-Control Questionnaire (Tangney, Baumeister & Boone, 2004) and Wisdom Questionnaire (Schmit, Muldoon, Pounders, 2012). For data analysis, structural equation modeling method was used. The results indicated that the self-control affects people-oriented and task- oriented moral behavior positively and self-centered moral behavior negatively. The direct effect of wisdom was also positive and significant on self-control while it was not significant on people-oriented, task-oriented and self-centered moral behavior, But through the mediating role of self-control, wisdom had a positive effect on people-oriented and task-oriented moral behavior and a negative effect on moral self-centeredness, indicating the importance of the role of self-control. Therefore, it can be concluded that in promoting moral behavior in educational planning, it is better to emphasize on improving self-control

    Keywords: wisdom, Self-Control, moral behavior
  • Majid Pourfaraj *, Tahere Mahmoudian Pages 333-341

    The aim of this study was to determine the structural relationship between metacognition and meta-emotion with distress tolerance by the mediatory of psychological flexibility. The study design was descriptive correlational and statistic population was all students of Mazandaran Islamic Azad University. For this purpose, 352 students were selected using multistage randomized cluster sampling method and responded to Metacognitive Questionnaire (Wells & Cartwright-Hatton, 2004), Meta-emotion Questionnaire (Mitmansgruber, Beck, Höfer & Schübler, 2009), Acceptance and Action Questionnaire (Bond, Hayes, Baer, Carpenter, Guenol et al., 2011), and Distress Tolerance Scale (Simons & Gaher ,2005). First, to evaluate the fitness of the models confirmatory factor analysis was used and then the fitness of the proposed model was analyzed by Structural Equation Modeling. Findings indicated a suitable fitness of the model to the data. Moreover, the results showed that the relationship between metacognitive and meta-emotion with distress tolerance by the mediatory of psychological flexibility was stronger than their direct relationship with distress tolerance. Therefore, the findings of this study revealed the importance of the mediating role of psychological flexibility in the relationship between metacognition and meta-emotion with distress tolerance

    Keywords: Distress Tolerance, Metacognition, meta-emotion, Psychological flexibility
  • Mina Mahbod, Mahboubeh Fouladchang Pages 342-344
  • Mohammad Darban Pages 345-346
  • Pouria Heidari Pages 347-348