فهرست مطالب

Veterinary Medicine - Volume:14 Issue: 2, 2020
  • Volume:14 Issue: 2, 2020
  • تاریخ انتشار: 1399/04/28
  • تعداد عناوین: 10
|
  • لیت محمود الکتان*، اسما حسین علاوی، اسامه موفق العراقی صفحات 111-119
  • علیرضا بشیری *، داود شریفی، محمد ملازم صفحات 121-134
    زمینه مطالعه

    دیسپلاژی لگن یکی از بیمارهای متداول ارتوپدی است که به همراه دررفتگی مفصل به وقوع می‌پیوندد. روش آرتروپلاستی سقف استابلوم دو مرحله‌ای می‌باشد و بر اساس آن گرفت استخوانی برای افزایش پوشش سر استخوان ران به کار می‌رود که مطالعات کمی بروی آن انجام شد و متعاقبا نتایج بلند مدت و میزان به‌کارگیری کمی دارد.

    هدف

    هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی تغییرات رادیواگرافی و بالینی بعد از پیوند شدن بافت دنده پوشش داده شده با یا بدون سلول‌های مزانشیمی و پلاسمای غنی از پلاکت در درمان دیسپلازی لگن در سگ. در این مطالعه میزان اثرگذاری آرتروپلاستی سقف استابلوم تغییر یافته مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    روش کار

    12 سگ انتخاب شد و همه آن‌ها در ابتدا تحت عمل جراحی القای دیسپلازی اصلاح شده قرار گرفتند. سپس یک قطعه 25 میلی‌متری از دنده استخراج شد و در یک حفره تقریبا با پهنای 7 میلی‌متری و عمق 5/12 میلی‌متری در بالا و جلو منشا کپسول مفصلی مفصل لگنی رانی بوسیله پیچ 2 میلی‌متری کورتیکال به هر سگ پیوند شد. پلاسمای غنی از پلاکت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی به محل پیوند تزریق شد. متعاقبا حیوانات در سه گروه چهارتایی قرار داده شدند: گروه کنترل، گروه پلاسمای غنی از پلاکت و گروه سلول‌های بنیادی مزانشیمی. 6 ماه پس از جراحی، همه سگ‌ها مورد ارزیابی بالینی و رادیولوژی قرار گرفتند.

    نتایج

    از لحاظ بالینی هیچکدام از ‌سگ‌ها اختلال ارتوپدی که با علامت اورتولانی مشخص می‌شود، مشاهده نشد همچنین کاهش حجم عضلات و درد در مفصل لگنی رانی نشان داده نشد. در یکی از سگ‌ها لنگش خفیف به مدت دو هفته دیده شد و در یک مورد دیگر سروما تشکیل شد که با کشدن محتوای آن و بانداژ فشاری درمان شد. در ارزیابی رادیوگرافی هیچ علامت جابه‌جایی دنده مشاهده نشد. پرولیفراسیون استخوانی مشاهده شد. سگ‌ها در در تمامی گروه‌ها افزایش زاویه نوربرگ و درصد پوشش داده شده سر استخوان ران برای گروه سلول‌های مزانشیمی مغز استخوان (25/5±3/0 و 22/5±81/0)، برای گروه پلاسمای غنی از پلاکت (5/6±43/0 و 5/20±12/0) و کنترل (5/6±3/0 و 19±23/1) در شش ماه پس از عمل نشان داده شد.

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بافت پیوند شده دنده پوشش داده شده با سلول‌های مزانشیمی و پلاسمای غنی از پلاکت می‌تواند کاملا در یکپارچگی و استحکام مفصل در سگ‌های با علایم دیسپلازی مفصل لگنی رانی موثر باشد

    کلیدواژگان: دیسپلازی مفصل، آرتروپلاستی سقف استابلوم، سلول های مزانشیمی، پلاسمای غنی از پلاکت
  • بهشاد بهشتیان، پیام حقیقی خوشخو*، گیتا اکبری آزاد، حسین حسینی صفحات 135-145
    زمینه مطالعه

    ویروس بیماری نیوکاسل (NDV) یکی از مهمترین بیماری‌های مسری است که نقش مهمی را در بروز بیماری‌های تنفسی چند عاملی در صنعت طیور ایفا می کند.

    هدف

    مطالعه حاضر برای شناسایی و ارزیابی ویروس بیماری نیوکاسل در بیماری‌های تنفسی چند عاملی انجام شد. .

    روش کار

    در طول سال های 1393-1394 در استان قزوین مجموع 180 نمونه سواب نایی از 20 گله صنعتی که با علایم بالینی تنفسی همراه بودند گرفته شد. در آزمایشگاه هر سه نمونه با هم پول شده و به عنوان یک نمونه شناخته شدند، سپس با استفاده از پرایمر اختصاصی آزمایش نسخه برداری معکوس - واکنش زنجیره ای پلی مراز (RT-PCR) بر روی 60 نمونه انجام گردید. نمونه‌های حاصل از 12 گله ی مثبت؛ ارزیابی و سکانس شده و آنالیز فیلوژنی بر اساس شباهت های آمینواسیدی و نوکلیوتیدی در محل ژن F صورت گرفت .

    نتایج

    بر اساس یافته های PCR ، 26 نمونه از 60 نمونه (43 درصد) و 12 گله از مجموع 20 گله (60 درصد) از نظر وجود ویروس نیوکاسل مثبت ارزیابی شدند. از میان 12 نمونه ی سکانس شده، نشان داده شد که 5 ویروس (66/41%) متعلق به سویه ولوژنیک (کلاس دو و تحت ژنوتیپ هفت دی) و 7 ویروس (22/58%) به سویه لنتوژنیک تعلق داشتند. بر اساس آنالیز فیلوژنی و شباهت های نوکلیوتیدی نتیجه‌گیری شد که از لحاظ همولوژی، سویه های واکسینال با سویه های ب 1 و لاسوتا به میزان 100 درصد و جدایه های ولوژن این مطالعه به همین نسبت با سویه‌های قبلی جدا شده در ایران شباهت داشتند.

    نتیجه گیری نهایی

    ویروس بیماری نیوکاسل با درصدی بالا در یک کمپلکس تنفسی از جوجه های گوشتی جداشده است. از میان آنها نتیجه شد که جدایه‌های لنتوژن و سویه های واکسینال نیز موجب تشدید کمپلکس تنفسی شوند

    کلیدواژگان: ویروس بیماری نیوکاسل، بیماری های تنفسی چند عاملی، ساب ژنوتیپ هفت دی، آنالیز فیلوژنی، واکنش زنجیره ای پلی مراز به روش نسخه برداری معکوس
  • حامد منصور لکورج، زهره خاکی*، مسعود قربانی، مهدی شفیعی اردستانی امید دزفولیان صفحات 147-158
    زمینه مطالعه

    برای رسیدن دارو به تومورها، از اسید فولیک  (FA) به عنوان لیگاند هدفمند جهت تغییر حاملین نانو استفاده می شود. زیرا که گیرنده فولات به میزان زیادی در چندین نوع تومور همچون سرطان سینه بیان می شود.

    هدف

    هدف مطالعه حاضر، ارزیابی in vitro اثر دوکسوروبیسین FA-Dox- G2)-FA-G2) بر روی سرطان سینه می باشد و اختصار G2 نسل دوم سنتز دندریمر را نشان می دهد.

    روش کار

    به همین منظور، FA-Dox-G2 تولید و از طیف سنجی جرمی برای تایید مولفه های سنتزی استفاده شد. همچنین آزمایش MTT ، فلوسایتومتری و تعیین بیان ژن جهت ارزیابی زنده مانی سلول، آپوپتوز و نکروز نیز انجام شد.

    نتایج

    در این مطالعه، اثر Dox و FA-Dox-G2 در بیان ژن های Bax و Bcl2 نشان داد که در بیان ژن Bcl2 در گروه FA-Dox-G2 در مقایسه با گروه های کنترل و Dox کاهش معنی داری وجود دارد (05/P>0). همچنین، نتایج فلوسایتومتری نشان داد که نرخ آپوپتوز در حضور FA -Dox-G2 بیشتر از گروه Dox می باشد (05/P>0)

    نتیجه گیری نهایی

    براساس نتایج مطالعه حاضر ، اثر FA-Dox-G2 بر آپوپتوز ، بهتر از اثر Dox به تنهایی می باشد.

    کلیدواژگان: دوکسوروبیسین FA-G2-، سرطان سینه، آپپتوزیس، Bax، Bcl2
  • محمدرضا رضایی آهوانوئی، محمدعلی نوروزیان*، مهدی هدایتی صفحات 159-165
    زمینه مطالعه

    امروزه شیر به‌عنوان منبع مهمی برای تامین نیاز ید روزانه گروه‌های مختلف سنی در برخی کشورها مطرح است اما در ایران اطلاعات زیادی در مورد غلظت ید شیر مصرفی موجود در بازار وجود ندارد.

    هدف

    هدف از این مطالعه تعیین غلظت ید شیر مصرفی موجود در بازار و بررسی میزان سهم آن در تامین نیاز گروه های مختلف سنی افراد جامعه است.

    روش کار

    در مرحله اول این مطالعه، از تانک حجمی شیر 10 گاوداری صنعتی (در دو منطقه گرمسیر و سردسیر استان تهران) نمونه برداری شد. در مرحله دوم نیز شش برند شیر پرمصرف بازار انتخاب و غلظت ید نمونه‌های بدست آمده به روش سندل کالتوف اندازه‌گیری شد.

    نتایج

    شیر خام گاوداری‌ های مناطق سردسیر 3/24 ± 7/50 درصد ید کمتری نسبت به نمونه‌های شیر خام گاوداری‌های مناطق گرمسیر داشتند (0/05>P). شیر استریلیزه (0/111 ± 0/282 میکروگرم در هر لیتر) ید بیشتری نسبت به شیر خام (9/116 ± 3/224 میکروگرم در هر لیتر) داشت (0/05> P). محتوای چربی نمونه ‌های آزمایشی (شیرپرچرب یا کم چرب) اثری بر غلظت ید نداشت (0/05<P).

    نتیجه گیری نهایی

    نتیجه گیری نهایی: بر اساس میانگین مصرف شیر جامعه ایرانی، شیرهای خام، پاستوریزه و استریلیزه بطور میانگین به ترتیب 6/74، 6/84 و0/96 میکروگرم و یا به ترتیب 8/29، 8/33 و 6/37 درصد نیاز ید روزانه افراد بزرگسال را تامین می کنند.

    کلیدواژگان: شیر، فرآوری، ید، نیاز انسان، گاو شیری
  • مریم عزیزخانی*، فرشته جعفری، پویان حقیقی، مائده دهقان صفحات 167-176
    زمینه مطالعه

    آجیل های خام و بو داده یکی از محبوب ترین میان وعده های غذایی مورد مصرف در ایران هستند. اما شرایط و روش نگهداری نامناسب می تواند منجر به رشد میکروارگانیسم ها در آجیل و در نتیجه بروز مسمومیت و عفونت های غذایی در مصرف کننده شود.

    هدف

    هدف از مطالعه حاضر، بررسی کیفیت میکروبی آجیل خام و برشته شده (شور و بدون نمک)، توزیع شده در بازارهای تجاری استان مازندران (ایران) بود.

    روش کار

    میزان رطوبت، تعداد کل باکتری، کلی فرم کل، کلی فرم مدفوعی، استافیلوکوکوس اوریوس و آلودگی قارچی مطابق با روش های استاندارد ملی ایران مورد ارزیابی قرار گرفت.

    نتایج

    مقدار رطوبت محصولات فندق، پسته، بادام درختی و بادام هندی خام و برشته شده بالاتر از حد استاندارد بود. میزان رطوبت بادام زمینی خام در محدوده مجاز (حداکثر 9٪) قرار داشت اما نمونه های بادام زمینی برشته شده دارای رطوبت بالاتر از حد توصیه شده (5٪) بودند. در مورد مخمرها و کپک ها، به جز همه نمونه های بادام درختی و 56٪ نمونه های بادام هندی، سایر نمونه‌ها دارای بار قارچی بیش از حد مجاز بودند. تعداد کل باکتری ها در نمونه‌های فندق، بادام درختی و بادام هندی در محدوده استاندارد (کمتر از log cfu/gr 4) بود. تعداد کلی فرم در همه نمونه های بادام، 6/91٪ و نمونه‌های فندق و 7/16٪ از نمونه های پسته در محدوده قابل قبول (کمتر از log cfu/gr 1) قرار داشت. هیچ کلی فرم مدفوعی در نمونه‌ها مشاهده نشد. آلودگی به استافیلوکوکوس اوریوس در 5/6٪ از نمونه های فندق، 8٪ بادام درختی، 25٪ بادام هندی و 33٪ بادام زمینی شناسایی شد.

    نتیجه گیری نهایی

    مطابق یافته‌ها، بادام درختی و فندق کمترین و نمونه‌های بادام زمینی و پسته بیشترین میزان آلودگی میکروبی را نشان دادند.

    کلیدواژگان: بادام درختی، بادام زمینی، بادام هندی، پسته فندق، بار میکروبی
  • ساسان کبیریان مقدم، علی حاجی محمدی*، سعید نظیفی، سید امین رضوی، عباس روشن قصرالدشتی صفحات 178-187
    هدف

    اثر مکمل خوراکی پروبیوتیک (پروتکسین) و کروم – متیونین چلاته بر روی هورمون‌های تیروییدیT3 و T4، پروتیین تام، آلبومین، روی و وزن‌گیری در طول دوره ی از شیرگیری مورد بررسی قرار گرفت.

    روش کار

    تعداد 21 راس گوساله هولشتاین شیرخوار به صورت تصادفی در 4 گروه آزمایش شدند. این تحقیق 21 روز قبل از شیرگیری آغاز شد (سن میانگین گوساله ها 70 روزگی). دوز پیشنهادی برای هر دو مکمل پروبیوتیک (پروتکسین) و کروم – متیونین به میزان 2 گرم در روز جهت هر راس گوساله بنا به توصیه شرکت سازنده در نظر گرفته شد. اولین نمونه خون در زمان شروع تحقیق در 21 روز قبل از شیرگیری از ورید وداج گرفته شد و در روز های 3، 7 و 21 روز پس از شیرگیری مجددا خونگیری انجام شد و غلظت سرمی هورمون های T3 و T4، پروتیین تام، آلبومین و روی اندازه‌گیری شد. وزن گوساله ها در 7 روز قبل ازشیرگیری، روز از شیرگیری و 7 روز پس ازشیرگیری اندازه گیری شد.

    نتایج

    هیچ تفاوتی در بین گروه های مختلف تغذیه ای مورد آزمایش و اثر متقابل گروه و بازه ی زمانی بر روی افزایش وزن روزانه، پروتیین تام و آلبومین مشاهده نشد. همچنین تفاوت معناداری در هورمون T4بین گروه های مختلف تغذیه ای مشاهده نشد ولی اثر متقابل بین گروه و بازه ی زمانی مشاهده شد. تاثیر گروه‌های مختلف تغذیه‌ای و بازه ی زمانی بر روی هورمون T3 مشاهده شد و میانگین غلظت هورمون T3 در گروه دریافت کننده ی هر 2 مکمل پروتکسین و کروم – متیونین در پایین ترین سطح ممکن بود. میانگین غلظت روی در 21 روز بعد از ازشیرگیری در تمامی گروه ها در بالاترین میزان بود در صورتی که میانگین غلظت سرمی روی درگروه های مختلف تغذیه ای تفاوت معناداری نداشت.

    نتیجه گیری نهایی

    هیچ تاثیر بسزایی در مصرف به صورت جدا و یا ترکیبی هر دو مکمل پروبیوتیک (پروتکسین) و کروم – متیونین بر روی افزایش وزن، پروتیین تام و هورمون‌های تیروییدی مشاهده نشد

    کلیدواژگان: پروبیوتیک، کروم-متیونین چلاته، دوره از شیرگیری، هورمون های تیروئیدی، گوساله شیری هولشتاین
  • مینو نیرومند، کامران رضایزدی*، مهدی گنج خانلو صفحات 189-203
    زمینه مطالعه

    مطالعات محدودی در مورد اثر افزودن اسیدهای آمینه در استارتر گوساله ها وجود دارد.

    هدف

    هدف مطالعه حاضر، ارزیابی سطوح مختلف پروتیین خام در استارتر و نیز مقایسه اثر افزودن برخی اسیدهای آمینه پوشش دار روی بازده، سلامتی و متابولیت های خونی گوساله های شیرخوار و مقایسه آن با نوع معمولی بود.

    روش کار

    48 گوساله هلشتاین 3 روزه به طور تصادفی به 4 تیمار در قالب طرح کاملا تصادفی اختصاص یافتند. جیره های آزمایشی شامل (1) 18درصد پروتیین خام در استارتر بدون اسیدآمینه، (2) 18درصد پروتیین خام با 034/0 درصد لیزین و 016/0 درصد متیونین پوشش دار بیشتر، (3) 18درصد پروتیین خام با 215/0 درصد لیزین و 02/0 درصد متیونین معمولی و (4) 22 درصد پروتیین خام بدون اسیدآمینه بود. همه گوساله ها مقدار یکسان شیر کامل دریافت کردند، در 56 روزگی شیرگیری شده و مطالعه در 70 روزگی خاتمه یافت.

    نتایج

    گوساله ها در تیمار 4 بالاترین مصرف استارتر ، وزن شیرگیری و وزن نهایی را داشتند (0/05>P) ولی بازده مصرف خوراک آنها با سایر تیمارها متفاوت نبود. تفاوت معنی داری در میزان ایمونوگلوبولین جی ،پروتیین تام و مقدار لیزین و متیونین سرم خون وجود نداشت (0/05<P). نمره سلامتی، به غیر از نمره مدفوع، بین تیمارها متفاوت نبود. استارتر با 22 درصد پروتیین خام منجر به مقدار اوره سرمی بالاتر شد (0/05>P).

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تفاوتی در عملکرد گوساله هایی که اسید آمینه محافظت شده یا معمولی در استارتر دریافت کردند، وجود ندارد. همچنین سطح پروتیین خام بالاتر در استارتر منجر به بهبود نسبت افزایش وزن به مصرف خوراک نشد

    کلیدواژگان: گوساله شیرخوار، لیزین، متیونین، محافظت شده در شکمبه، استارتر
  • بهمن مصلی نژاد*، محمد راضی جلالی، رضا آویزه، مهدی پورمهدی صفحات 205-213
    زمینه مطالعه

    فنوباربیتال یکی از شایع‌ترین داروهای مورد استفاده جهت درمان صرع و سایر اختلالات تشنجی در سگ‌ها و گربه‌ها است. مسمومیت کبدی متعاقب تجویز فنوباربیتال، وابسته به دوز می‌باشد.

    هدف

    هدف از انجام مطالعه حاضر، ارزیابی عملکرد محافظتی سیلیمارین بر اثرات مسمومیت کبدی ناشی از تجویز فنوباربیتال در گربه‌ها بود.

    روش کار

    بدین منظور 24 قلاده گربه بالغ سالم به‌طور تصادفی به 4 گروه مساوی تقسیم‌بندی شدند. گربه‌های گروه A، فنوباربیتال را با دوز 16 میلی‌گرم/کیلوگرم به صورت خوراکی و برای مدت 28 روز دریافت کردند. گربه‌های گروه B سیلیمارین را با دوز 30 میلی‌گرم/کیلوگرم و به شکل همزمان با فنوباربیتال برای مدت 28 روز دریافت کردند. گروه‌های C و D مشابه گروه B درمان شده بودند، اما سیلیمارین به‌ترتیب 3 و 48 ساعت بعد از تجویز فنوباربیتال، به آن‌ها خورانده شده بود و تا روز 28 ادامه یافت. غلظت آنزیم‌های سرمی آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلکالاین فسفاتاز، لاکتات دهیدروژناز، بیلی‌روبین تام و مستقیم، ازت اوره خون و کراتینین، قبل از تجویز فنوباربیتال، 24 ساعت، 72 ساعت و 28 روز بعد، اندازه‌گیری شدند.

    نتایج

    در گربه‌های گروه A، فنوباربیتال به شکل معنی‌داری غلظت‌های سرمی آنزیم‌های کبدی را (در تمام موارد) و بیلی‌روبین تام و مستقیم را در دو قلاده گربه، بعد از 24 ساعت افزایش داد (001/0 >p). در گربه‌های گروه B و C، میزان فعالیت آنزیم‌های سرمی و بیلی‌روبین تام و مستقیم، تا 28 روز، در محدوده نرمال قرار گرفتند (05/0 >p).، اما در گروه D، میزان فعالیت آنزیم-های سرمی، در 4 مورد افزایش پیدا کرد (001/0 >p).

    نتیجه گیری نهایی

    نتایج نشان داد که سیلیمارین می‌تواند بافت کبد را از استرس اکسیداتیو القایی توسط فنوباربیتال در گربه‌ها، بویژه در 3 ساعت اول پس از در معرض قرار گرفتن دارو، محافظت نماید.

    کلیدواژگان: گربه، مسمومیت کبدی، فنوباربیتال، سیلیمارین، درمانی
  • سمیه نمرودی، سید محمد حسینی*، هادی علیجانی، رضا امانی، سیاوش روشنیان صفحات 215-220

    درماتوفیبروما یک تومور پوستی خوش خیم رایج است که بر اساس تغییرات مورفولوژی و ترکیب عناصر متنوع آن به انواع مختلفی تقسیم می شود. علت درماتوفیبروما ناشناخته است که از لحاظ تاریخچه یک پاسخ واکنشی نسبت به برخی ضایعات پوستی است که با خارش و درد همراه می باشد. این تومور معمولا در قسمت انتهایی اندام ها در بالغین جوان ظاهر می شود. در مطالعه حاضر، به طور تصادفی یک پلنگ ایرانی میانسال به دلیل برخورد با ماشین در پارک ملی گلستان ایران کشته شد. بعد از کالبدگشایی، یک توده پوستی در پنجه راست مشاهده شده که پس از نمونه برداری به آزمایشگاه انتقال یافت. پس از انجام فرآیندهای معمول هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمی، درماتوفیبروما بدون کپسول، محدود و همراه با ندول پوستی هایپوسلولار با الگوی مارپیچی تشخیص داده شد. همچنین براساس نتایج رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی نشانگر  CD34مثبت بود. اطلاعات محدودی در مورد درماتوفیبروما در پلنگ وجود دارد. بر اساس اطلاعات ما، این اولین گزارش از درماتوفیبروما در پلنگ ایرانی است.

    کلیدواژگان: درماتوفیبروما، پلنگ، ایمونوهیستوشیمی، هیستوپاتولوژی
|
  • Layth Alkattan *, Asma Alawi, Osama Al-Iraqi Pages 111-119
    BACKGROUND

    In dogs, Achilles tendon rupture is an important clinical issue. Treatment of the ruptured tendon remains a controversial problem. However, surgical intervention, by the using of different biological scaffolds, has been recognized as the most effective approach for the repair of such cases.

    OBJECTIVES

    The current study aimed to evaluate the efficiency of platelets-plasma rich protein (PRP) and autogenous peritoneal scaffold to improve the healing process of ruptured Achilles tendon in dogs.

    METHODS

    Eighteen healthy dogs of the local breed were randomly allocated into three equal groups. Achilles tendon of the hind limbs were prepared aseptically and transected transversely. In the control group, the tendon was reconstructed with the traditional suture using modified Kessler techniques. In the peritoneal scaffold group, a combination of traditional suture and the autogenous peritoneal scaffold was used to augment the defected tendon. In the peritoneal scaffold with the PRP group, the induced rupture was treated as similar to the peritoneal scaffold group and supported by a topical application of PRP. In addition to the gross observation, the healing process was evaluated with histopathological and sonographic investigations at 15, 30, and 60 days post-operative.

    RESULTS

    By comparison with control, the utilizing of autologous peritoneum scaffold augmented with PRP revealed a valuable impact on Achilles tendon healing. This impact was manifested by improved fibroblastic proliferation, reduced adhesion, and improved mechanical function of the tendon. Also, the sonographic examination of the fibrosis site demonstrated the presence of hyperechoic spots.

    CONCLUSIONS

    We concluded that utilizing both the peritoneal scaffold augmented and PRP along with the traditional suture revealed remarkable optimistic effects on healing of the ruptured Achilles tendon in dogs.

    Keywords: Achilles tendon repair, dogs, Evaluation, peritoneum, scaffolds
  • Alireza Bashiri *, Davood Sharifi, Mohammad Molazem Pages 121-134
    BACKGROUND

    Hip Dysplasia is a frequent orthopedic disease that is characterized by early joint sublux- ation. The DARthroplasty technique is a two-part process that involves applying bone graft to increase the femoral head coverage with a low morbidity rate and the long term is known results.

    OBJECTIVES

    This study was aimed to investigate the radiographic and clinical changes after transplanting the rib allograft impregnated with PRP and MSCs in the treatment of hip dysplasia in a dog. The current study was conducted to assess the effectiveness of modified DARthroplasty.

    METHODS

    12 dogs were selected, all of them operated by the modified induced hip dysplasia. Afterward, an approximately 25 mm segment rib was harvested and transplanted at slot approximately 7 mm broad and 12.5 mm high, close craniodorsally to the joint capsule origin, and secured with a 2 mm cortical bone screw in each recipient dog. PRP and MSCs were injected into the gap around allograft. Subsequently, they were divided into 3 subgroups of 4 dogs in each group, control, PRP, and MSCs. 6 months after the surgery, all dogs were subjected to clinical and radiographic evaluations.

    RESULTS

    Clinically, all dogs showed no sign of orthopedic disorder which was determined by Ortolani sign, and no muscle atrophy and pain were elicited in the hip joint. One dog showed a slight lameness degree about two weeks and one case had seroma but was immediately treated by aspiration and pressure bandage. Upon ra- diographic examination, no dislocation of the rib allograft could be detected. Bone proliferation was observed. Dogs in all groups showed NA and PC increase with MSCs (5.25 ± 0.3 and 22.5 ± 0.81), PRP group (6.5 ± 0.43 and 20.5 ± 0.12) and control group (6.5 ± 0.35 and 19 ± 1.23) at six months postoperatively.

    CONCLUSIONS

    This study showed that rib bone allograft with PRP and MSCs can be quite effective on joint congruency and stability in symptomatic dogs due to hip dysplasia.

    Keywords: DARthroplasty, Hip dysplasia, Mesenchymal stem cells, PRP, Radiology
  • Behshad Beheshtian, Payam Haghighi Khoshkhoo*, Gita Akbariazad, Hossein Hosseini Pages 135-145
    BACKGROUND

    Newcastle disease virus (NDV) is one of the most principal contagious diseases with a significant role in multifactorial respiratory diseases in the poultry industry.

    OBJECTIVES

    This study aims to evaluate and detect NDVs in multicausal respiratory diseases.

    METHODS

    A total of 180 tracheal swabs were collected from 20 commercial broiler flocks during 2014- 2015. Three tracheal swabs from each flock were pooled. Sixty samples were amplified in PCR by specified primers for fusion gene that flanked cleavage site. Twelve samples were purified and sequenced by a two-way direction method. Based on the amino acids and nucleotide similarities in the part of the F gene, the phyloge- netic analysis of the fusion genes was generated.

    RESULTS

    Based on PCR detection, 26 of 60 (43%) samples and 12 of 20 (60 %) flocks were positive for NDV. Sequence analysis of 12 positive samples revealed that 5 viruses (41.66 %) belonged to the velogenic strains (genotype II, subgenotype VIId) and 7 viruses (58.33 %) were included in the lentogenic pathotypes. Based on the nucleotide similarities, it is concluded that some of the lentogenic pathotypes have 100% close- ness to B1 and Lasota strains. Likewise, the 5 virulent ND virus strains of this study show 100% homogeneity to some previously identified velogenic isolates.

    CONCLUSIONS

    A high percentage of ND viruses were detected in broiler flocks with respiratory com- plexes. Among these detected viruses, it is concluded that the lentogenic isolates and vaccinal strains can be effective in exacerbating respiratory problems.

    Keywords: Multicausal respiratory diseases, Newcastle disease virus, Phylogenetic analysis, RT-PCR, VIId subgenotype
  • Hamed Mansoor Lakooraj, Zohreh Khaki *, Masoud Ghorbani, Mehdi Shafiee Ardestani, Omid Dezfoulian Pages 147-158
    BACKGROUND

    To achieve delivery of a drug to tumors, folic acid (FA) was used as a targeting ligand to change nanocarriers. Since the folate receptor has more expression in several tumor types such as breast cancer.

    OBJECTIVES

    The present study aimed to evaluate the effect of Doxorubicine-G2-FA (Dox- G2-FA) with in vitro assays. The abbreviation of G2 represents the second generation of dendrimer synthesis.

    METHODS

    For this purpose, Dox-G2-FA was synthesized and mass spectroscopy was used to confirm the synthesized component. Also, MTT assay, flow cytometry, and gene expression assay by real-time PCR were used to evaluate cell viability, apoptosis, and necrosis.

    RESULTS

    In this study, the effect of Dox and Dox-G2-FA on the expression of Bax, Bcl2 genes showed that there was a significant decrease in the expression of the Bcl2 gene in the Dox-G2-FA group compared to Dox and control groups(   P<0.05). Also, the results of flow-cytometry showed that apoptosis in the presence of Dox-G2-FA was greater than in the Dox group (   P<0.05).

    CONCLUSIONS

    Therefore, it seems that the effect of Dox-G2-FA on apoptosis is better than the effect of Dox usage alone.

    Keywords: Apoptosis, Bax, Bcl2, Breast Cancer, Doxorubicine-G2-folate
  • Mohammad Reza Rezaei Ahvanooei, Mohammad Ali Norouzian *, Mehdi Hedayati Pages 159-165
    BACKGROUND

    Due to the large proportion of iodine present in milk and dairy products, they have been one of the important sources of nutritional iodine in several countries. Information about variation in milk iodine concentration in Iran is limited.

    OBJECTIVES

    The present study was conducted to determine the iodine concentration in Iranian milk and dairy milk products.

    METHODS

    In the first step, 10 commercial dairy farms (five located in tropical and other located in cold region) were included in the study. In the second step, the iodine concentration of six samples of different milk products from the retail market was determined by Sandell-Kolthoff (acid-digestion) reaction.

    RESULTS

    The average iodine concentration of milk samples from cold region was significantly lower (50.7 ± 24.3 %) than the iodine concentration of milk samples from the tropical region (P<0.05). Sterilized milk (282.0 ± 111.0 µg/l) had higher and raw milk (224.3 ± 116.9 µg/l) had lower iodine concentration  (P<0.05). There was no effect of milk fat class (whole and semi-skimmed) on milk iodine concentration (P>0.05).

    CONCLUSIONS

    Based on Iranian dairy product intake, raw, pasteurized and sterilized milk provides on average, 74.6, 84.6, 96.0 µg of iodine, approximately 29.8, 33.8, 37.6 % of the adult recommended dietary allowance for this nutrient, respectively.

    Keywords: : Dairy cow, Human need, iodine, Milk, processing
  • Maryam Azizkhani *, Fereshteh Jafari, Pouyan Haghighi, Maedeh Dehghan Pages 167-176
    BACKGROUND

    Raw and roasted nuts are one of the most popular snacks consumed in Iran but mishandling and poor storage conditions and practices may lead to promote the growth of microorganisms and foodborne intoxications and infections.

    OBJECTIVES

    The purpose of this study was to investigate the microbial quality of raw and roasted (salted and unsalt- ed) nuts, distributed in commercial markets in Mazandaran province, Iran.

    METHODS

    The moisture content, total colony counts, total coliform, fecal coliform, Staphylococcusaureus, and fungal contamination were evaluated according to procedures of Iran national standards.

    RESULTS

    The moisture content of raw and roasted hazelnut, pistachio, almond, and cashew nut samples were above the standard limits. The moisture content of the raw peanuts was within the standard approved limit (maximum 9%). But the moisture content of the roasted peanut was higher than the permissible limit of 5%. For yeasts and moulds, except for all almond samples and 56% of cashew nut samples, all products tended to be loaded with unsatisfactory limits. The total viable count was within the standard limits in hazelnut, almond, and cashew nut samples (less than 4log cfu/gr). Satisfactory limits of coliforms (lower than 1log cfu/gr) were observed in all almond samples, 91.6% of hazelnut, and 16.7% of pistachio samples. No fecal coliforms were detected in samples. S.aureus contamination was observed in 6.5% of hazelnut, 8% of almond, 25% of cashew nut, and 33% of peanut samples.

    CONCLUSIONS

    According to the findings, almond and hazelnut showed the least, and pistachio and peanut samples showed the highest microbial contamination.

    Keywords: almond, Cashew nut, Hazelnut, Microbial load, Peanut, Pistachio
  • Sasan Kabirian Moghadam, Ali Hajimohammadi *, Saeed Nazifi, Seyed Amin Razavi, Abbas Rowshan-Ghasrodashti Pages 178-187
    BACKGROUND

    Many additives have been recommended to calf feed but the effects of each supplement have been under investigation especially during weaning stress.

    OBJECTIVES

    The effects of dietary supplementation of probiotic (Protexin) and chromium-methionine che- late (Cr-Met) on triiodothyronine (T3), thyroxine (T4), total protein, albumin, zinc, and growth body-weight gain in dairy calves during weaning period was investigated.

    METHODS

    A total of 28 dairy Holstein calves were randomly allocated to one of the four experimental treatments (n=7). The study commenced 21 days before weaning (average 70 days).The recommended dosage for both chromium-methionine chelate (Cr-Met) and probiotic (Protexin) is 2 gr/calf daily. Blood samples were collected from the jugular vein, 21 days before weaning and 3, 7 and 21 days after weaning. Serum consen- trations of T3, T4, total protein, albumin, and zinc were measured. Bodyweight (BW) was measured 7 days before, at weaning and 7 days after weaning.

    RESULTS

    No effect of different diets nor interaction was found for body weight gain, total protein, and al- bumin. No effect of different diets was observed for T4 although the interaction was observed between groups and time. An effect of different diets and time was found for T3 and the mean T3 concentration was lowest in group Protexin + Cr-Met. The mean Zinc concentration was at its highest level 21 days after weaning, while different diets did not affect the Zinc concentrations.

    CONCLUSIONS

    There is no benefit associated with the separate or combined feeding of Protexin and Cr- Met on calves’ growth performance according to weight gain, total protein, and thyroid hormones.

    Keywords: Chromium-methionine chelate (Cr-Met), Dairy Holstein calves, Probiotic, thyroid hormones, Weaning period
  • Minou Niroumand, Kamran Rezayazdi *, Mahdi Ganjkhanlou Pages 189-203
    BACKGROUND

    A limited number of studies have investigated the inclusion of amino acids in calf starter.

    OBJECTIVES

    This study was aimed to evaluate different levels of crude protein in starter and supplement- ing some protected amino acids on efficiency, health status and blood metabolites of dairy calves and to com- pare it with unprotected amino acids.

    METHODS

    Forty-eight 3-day-old Holstein calves were randomly allocated to four treatments in a complete- ly randomized design. Dietary treatments were (1) 18% Crude Protein starter without Amino Acid, (2) 18% Crude Protein with 0.0340% protected lysine and 0.016% protected methionine, (3) 18% Crude Protein starter with 0.215% un-protected lysine and 0.012% un-protected methionine, (4) 22% Crude Protein without Amino Acid. All calves received the same amount of whole milk, weaned on day 56; the study was finished on day 70.

    RESULTS

    Calves in treatment 4 had the greatest starter intake, weaning weight and final weight (P<0.05) but their feed efficiency was not different among treatments. There were no significant differences in Immu- noglobulin G, total protein and Lysine and Methionine concentration in blood (P>0.05). Health score (eye, ear, nose and respiratory score), was not different among treatments but the fecal score revealed a significant difference (P<0.05). Starter diet with 22% Crude Protein resulted in higher serum urea concentration (P< 0.05)

    CONCLUSIONS

    Results of the present study indicate that, the performance of calves received protected or un-protected amino acid in starter was not different. Also, higher Crude Protein levels in diet did not lead to a better gain to feed ratio.

    Keywords: Dairy calves, lysine, methionine, Rumen protected, starter
  • Bahman Mosallanejad *, Mohammad Razi Jalali, Reza Avizeh, Mahdi Pourmahdi Pages 205-213
    BACKGROUND

    Phenobarbital is one of the most commonly used drugs to treat epilepsy and other seizure disorders in dogs and cats. Hepatotoxicity following phenobarbital administration is dose-dependent.

    OBJECTIVES

    The present study aimed to evaluate the protective action of silymarin on phenobarbital-in- duced hepatotoxicity in cats.

    METHODS

    For this purpose, twenty-four healthy adult cats were randomly allotted to four equal groups. Cats in group A were given phenobarbital with dosage 16 mg/kg orally for 28 days; group B received silymarin (30 mg/kg/day for twenty-eight days) orally concurrent with phenobarbital; groups C and D were treated like group B, but silymarin was administered 3 and 48 h after administration of phenobarbital, respectively, and continued up to twenty-eight days. The serum concentrations of alanine aminotransferase, aspartate amino- transferase, alkaline phosphatase, lactate dehydrogenase, total and direct bilirubin, blood urea nitrogen and creatinine were measured before administration of phenobarbital and after 24 h, 72 h and 28 days.

    RESULTS

    Phenobarbital elevated significantly serum concentrations of liver enzymes (in all cases), and total and direct bilirubin in two cats of group A, after 24 h (P <0.001). In groups, B and C, levels of serum enzyme activities and total and direct bilirubin remained within the normal range up to 28 days (P>0.05), while in group D, levels of serum enzyme activities (in 4 cases) were higher than the normal values (P<0.001).

    CONCLUSIONS

    The results showed that silymarin can protect liver tissue against oxidative stress in cats with phenobarbital intoxication especially in the first 3 h post-exposure.

    Keywords: Cat, hepatotoxicity, Phenobarbital, Silymarin, therapeutic
  • Somayeh Namroodi, Seyed Mohammad Hoseini *, Hadi Alijani, Reza Amani, Siavash Roshanian Pages 215-220

    Dermatofibroma is a common skin benign cutaneous tumor with many variants based on alterations in the morphology and composition of its diverse elements. The cause of dermatofibroma is unknown, it was his- torically attributed to being a reactive response to some traumatic lesion to the skin which is associated with itching and pain. This tumor usually appears on the limbs, especially the end extremities, in young adults. In the present study, a middle-aged Persian leopard was accidentally killed because of a car incident in the Golestan National Park, Iran. Following necropsy, skin mass on the right toe was observed and after sam- pling was transferred to the laboratory. After routine histopathological and immunohistochemical processes, Dermatofibroma was diagnosed microscopically with non-capsulated, circumscribed, hypocellular dermal nodule in a spiral pattern. According to the results of this study immunohistochemical staining revealed positivity for CD34. There is limited information about the Dermatofibroma in leopards. To our knowledge, this is the first report of Dermatofibroma in the Persian leopard.

    Keywords: : Dermatofibroma, Immunohistochemistry, Histopathology, Leopard