فهرست مطالب

  • پیاپی 20 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 24
|
  • نغمه مبرقعی* صفحات 4-4
    انتشار این شماره از نشریه پژوهش های محیط زیست در پاییز و زمستان 1398 همزمان با آغاز شیوع بیماری همه گیر کوید 19 است. بیماری که به سرعت در جهان در حال انتشار است و کشورها یکی پس از دیگری قوانین و مقررات ویژه ای را برای کاهش ارتباطات اجتماعی، با هدف کنترل این ویروس همه گیر، وضع می نمایند. ویروسی که یک بار دیگر لزوم تبعیت انسان از قوانین طبیعت را گوشزد کرد و ترمزی بر توسعه لجام گسیخته بشر بود. هر چند شیوع این بیماری با درد و رنج بسیاری برای بشر همراه است اما کاهش حضور انسان در طبیعت و کاهش مداخله های انسانی مجالی بود تا طبیعت نفسی تازه کند، حیات وحش محیط آرامتری را تجربه کند و گیاهان و جانوران در سایه حضور کمرنگ تر انسان در طبیعت، آسیب کمتری ببینند. کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، بهبود کیفیت هوای شهرها وکند شدن روند شتابان گرمایش جهانی را می توان از دیگر مزایای دوران قرنطینه برای محیط زیست برشمرد.
    در کنار این مزایا بیم آن می رود که با پایان یافتن این دوران بشر که همواره سودای رشد شتابان اقتصادی را در سر دارد، با سرعت بخشیدن به تولید، در صدد جبران عقب ماندگی ها برآید و دوباره نفس زمین به شماره افتد. از سوی دیگر ارزان شدن سوخت های فسیلی تهدیدی برای توسعه انرژی های نو خواهد بود و می تواند به توسعه صنایع مبتنی بر سوخت های فسیلی دامن زند. همچنین فزونی ورود شوینده ها و ضدعفونی کننده ها به طبیعت می تواند با تغییر در فلور طبیعی آب و خاک، تهدیدی برای طبیعت و تنوع زیستی به شمار آید.  به هر جهت امید است بشر بتواند از تجربه ناخوشایند شیوع بیماری کرونا در جهان، درس های مفیدی برای همگامی و همسویی بیشتر با طبیعت بردارد و با کاربست این تجربه ها راه را برای تحقق توسعه پایدار هموارتر سازد.
    کلیدواژگان: محیط زیست
  • امیر ثامنی*، فرزام پوراصغر سنگاچین صفحات 5-20
    در مطالعه ها و برنامه ریزی های آمایشی و منطقه ای، تدوین راهبردها و سیاست و همچنین تقسیم کار بین مناطق مختلف یک کشور بر اساس مجموعه ای از ویژگی های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و توان بوم شناختی (توان اکولوژیکی) مهمترین اهداف برنامه ریزی های منطقه ای و آمایشی است. به همین دلیل منطقه بندی(1) پهنه های هر کشور یکی از بحث های محوری در آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای قلمداد می شود، به همین علت در خلال چند دهه گذشته و همزمان با طرح موضوع آمایش سرزمین و تقسیم کار ملی بر اساس منطقه بندی همواره در کانون توجه برنامه ریزان آمایش در کشور بوده است. متاسفانه با وجود گذشت سالیان متمادی از برنامه ریزی های منطقه ای و آمایشی در کشور و طرح موضوع منطقه بندی در کشور به تناسب ویژگی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بوم شناختی، هر گز این منطقه بندی ها عملیاتی نشده و کماکان این منطقه بندی ها با نگرش سیاسی و در چارچوب تقسیم بندی استانی است. مقاله حاضر در زمره پژوهش های کیفی دسته بندی شده که در آن با بهره گیری از روش تحلیل محتوا و ابزار مطالعه اسنادی و کتابخانه ای به بررسی و تحلیل الزامات منطقه بندی سرزمینی در کشور و پیشینه این مقوله در تاریخ نظام برنامه ریزی کشور پرداخته شده است. دستاوردها و نتایج این پژوهش، را باید ماحصل تجارب و تحلیل های کارشناسی نگارندگان در طی سال های اخیر در سازمان برنامه و بودجه کشور و جمع بندی نظرها و دیدگاه های شفاهی بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان خبره ملی و استانی دانست. بر این اساس در این مقاله ضمن برشمردن اهمیت و ضرورت منطقه بندی سرزمینی در کشور، به صورت خلاصه به انواع منطقه بندی های سرزمینی صورت گرفته در کشور اشاره شده و پس از تشریح مهمترین موانع و مشکلات فراروی منطقه بندی سرزمینی در کشور، نسبت به ارایه شیوه ای نوین در منطقه بندی سرزمینی کشور اهتمام شده است.
    کلیدواژگان: آمایش سرزمین، منطقه بندی سرزمینی، الزامات، تقسیم کار ملی
  • عقیل مددی*، الناز پیروزی، سمیه پرستار صفحات 21-34
    سیلاب از جمله بلایای طبیعی در مناطق کوهستانی است. شناخت نواحی مستعد وقوع سیلاب، یکی از اقدام های اساسی در مدیریت منابع طبیعی و برنامه ریزی توسعه ای است. حوضه ی آبخیز آق لاقان چای به لحاظ شرایط موجود در منطقه شامل توپوگرافی و اقلیمی، بسیار مستعد برای شکل گیری سیلاب و رواناب است و این امر خسارت های زیادی را به سکونت گاه های روستایی، مزارع و راه های ارتباطی وارد می کند. همچنین وقوع این پدیده، ضمن افزایش فرسایش پذیری خاک و هدررفت منابع با ارزش خاک، موجب تشدید پر شدن مخزن سد یامچی نیز می شود. بنابراین، هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی حوضه ی مورد مطالعه از لحاظ پتانسیل وقوع سیلاب است. در این مطالعه ابتدا با بررسی های میدانی و مطالعه منابع، نه عامل به عنوان عوامل موثر برای ایجاد سیلاب در منطقه شناسایی شدند. این عوامل شامل شیب، جهت شیب، لیتولوژی، ارتفاع، فاصله از آبراهه، بارش، دما، کاربری اراضی و خاک است. سپس لایه های اطلاعاتی در سیستم اطلاعات جغرافیایی تهیه شد. ارزش گذاری و استاندارد سازی نقشه های معیار به صورت توام با استفاده از روش فازی انجام شد. جهت وزن دهی عوامل از روش فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) استفاده شد. در نهایت، نقشه ی حاصله در پنج رده ی با خطر بسیار کم تا خطر بسیار زیاد طبقه بندی شد. طبق نتایج به دست آمده، عوامل شیب، لیتولوژی و خاک بیشترین تاثیر را بر ایجاد سیل در حوضه ی آق لاقان چای دارند. همچنین، با توجه به نقشه پهنه بندی خطر سیلاب، به ترتیب 18 و 22 درصد از مساحت حوضه، در طبقه خطر بسیار زیاد و خطر زیاد قرار دارد. به طورکلی نتایج مطالعه نشان می دهد که حوضه آق لاقان چای دارای توان بسیار بالا از لحاظ رخداد سیلاب می باشد. بنابراین، انجام اقدام های حفاظتی، آبخیزداری و مدیریتی در حوضه ی مورد مطالعه ضروری است.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، سیلاب، آق لاقان چای، مدل ANP
  • مهدی عالی پور اردی*، بهمن جباریان امیری، سمیه فروغ صفحات 35-48
    برنامه ریزی و انتخاب مکان های مناسب برای مناطق صنعتی برای استفاده صحیح و پایدار از سرزمین به عنوان پایه آمایش سرزمین و راهکار رسیدن به توسعه پایدار می باشد. ازاین رو در نظر گرفتن این مکان ها و موقعیت جغرافیایی آن ها با ویژگی های محیط زیستی سرزمین که تعیین کننده توزیع و تعادل منطقه ای و استفاده حداکثر از قابلیت های محیط باشد می تواند کاهنده اثرات مخرب محیط زیستی صنایع باشد. در این تحقیق به منظور سنجش همخوانی صنعتی استان با استفاده از روش های تصمیم گیری چند معیار فازی و به منظور بهبود برنامه ریزی توسعه ای و آمایش سرزمین از 16 معیار توپوگرافی، شیب، مناطق مسکونی، دسترسی به جاده، دسترسی به فرودگاه، آب های سطحی، عمق آب های زیرزمینی، کاربری فعلی اراضی، زمین شناسی، گسل، پوشش گیاهی، خطوط انتقال نیرو، بافت خاک، مناطق حفاظت شده، فاصله از چاه، تراکم پوشش گیاهی استفاده شد. مدل هیبریدی FDANP به منظور مکان یابی مناطق مناسب صنعتی در استان اردبیل توسعه یافت. نتایج مدل سازی نشان دهنده اهمیت بالای معیار رودخانه و سپس معیار کاربری اراضی در تعیین مناطق صنعتی می باشد. بررسی همخوانی نقاط صنعتی موجود در منطقه با مکان های دارای تناسب سرزمین در استان اردبیل نشان دهنده این می باشد که تنها 3 درصد از مناطق موجود در منطقه بر اساس اصول آمایشی و مدل آمایشی اجرا شده تطابق داشته و 97 درصد در مناطق نامساعد برای توسعه صنعتی قرار گرفتند. بنابراین، در استان اردبیل به منظور بهره برداری مناسب از فضای مطلوب و کاهش اثرات محیط زیستی عوامل باید اصول آمایش سرزمین و توسعه پایدار در برنامه ریزی های صنعتی در منطقه در آینده مورد توجه قرار گیرد تا بهینه ترین حالت همه عوامل محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی توسعه پایدار تامین شود.
    کلیدواژگان: توسعه صنعتی، مدل هیبریدی، فرآیند تحلیل شبکه ای دیمتل فازی، آمایش سرزمین
  • برهان ویسی ناب*، فریدون بابایی اقدم صفحات 49-62

    پس از انقلاب صنعتی، با افزایش جمعیت شهرها و شکل گیری شهرهای میلیونی مسایل محیط زیستی فراوانی پیش آمد؛ طوری که رویکردهای متنوعی در مورد حفظ محیط زیست شهری همانند نظریه باغشهر، شهر سبز، شهر اکولوژیک و توسعه پایدار شهری در ادبیات برنامه ریزی شهری مطرح شدند که می توان آن ها را در راستای به وجود آمدن شهرهای زیست پذیر قلمداد کرد. امروزه برخورداری از ویژگی های زیست پذیری در شهرها برای رسیدن به توسعه پایدار در جامعه اهمیت فراوانی دارد؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری- تفسیری در پی آن بوده است که شاخص های موثر بر زیست پذیری کلان شهر تبریز را شناسایی، سطح بندی و در نهایت مدل مناسب با وضعیت زیست پذیری کلان شهر تبریز را ارایه دهد. در ابتدا شاخص های مورد نیاز پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا، روش دلفی و مصاحبه با خبرگان در قالب 3 بعد و 13 شاخص شناسایی شد، در مرحله بعد با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری- تفسیری وضعیت شاخص ها و سطح بندی آن ها انجام شد و در نهایت با استفاده از تکنیک میک مک نوع شاخص ها در قالب چهار نوع شاخص مستقل، وابسته، پیوندی و کلیدی شناسایی شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که 5 شاخص؛ توزیع عادلانه امکانات و خدمات زیرساختی، اشتغال مناسب و پایدار، توسعه حمل ونقل عمومی و پایدار، افزایش امنیت فردی و اجتماعی و توسعه آموزش عمومی به عنوان شاخص های کلیدی نقش بسیار مهمی در وضعیت زیست پذیری کلان شهر تبریز دارند، همچنین مهم ترین ابعاد اثرگذار بر زیست پذیری کلان شهر تبریز به ترتیب عبارتند از: اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی.

    کلیدواژگان: زیست پذیری شهری، کلان شهر تبریز، مدل سازی ساختاری- تفسیری، تکنیک میک مک، روش دلفی
  • حامد شیری*، سروه اخرتی صفحات 63-76
    توسعه و ارتقای استانداردها و عملکرد های محیط زیستی جوامع وابسته به توسعه یافتگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آنهاست. در این چارچوب پژوهش حاضر ضمن بررسی مهمترین عوامل تاثیرگذار بر عملکرد محیط زیستی، به ارزیابی جایگاه ایران در مقایسه با کشورهای OECD، خاورمیانه و میانگین جهانی پرداخته است. از نظر روش شناختی، این پژوهش با استفاده از تحلیل ثانویه داده های جهانی در فاصله سال های 2006 تا 2016 به اجرا درآمده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که ایران از نظر شاخص عملکرد محیط زیستی (EPI) بعد از کشورهای «OECD» در جایگاه دوم قرار گرفته و عملکردی بهتر از کشورهای «خاورمیانه» و «میانگین جهانی» دارد. کشورهای «OECD» که در همه شاخص های توسعه جایگاه برتری دارند، از نظر EPI نیز بهترین عملکرد را دارند. «ایران» در شاخص هایی مانند «آموزش»، «درآمد»، «سلامت» و «نرخ رشد جمعیت» پایین تر از کشورهای OECD و بالاتر از «خاومیانه و «میانگین جهانی» قرار دارد. با وجود این در شاخص هایی مانند «کاربرد ICTها»، شاخص «برابری جنسیتی» و شاخص «دموکراسی» جایگاهی پایین تر از همه کشورها دارد. با استناد به نتایج می توان استدلال کرد که عملکرد محیط زیستی کشورها متاثر از توسعه یافتگی آنها در شاخص های اقتصادی (مانند درآمد)، شاخص های اجتماعی (از قبیل آموزش، برابری جنسیتی، نرخ رشد جمعیت، سلامت و کاربرد ICTها) و شاخص های توسعه سیاسی (مانند شاخص دموکراسی) است.
    کلیدواژگان: محیط زیست، عملکرد محیط زیستی، توسعه محیط زیستی شاخص های توسعه، ایران
  • ابوذر روستا*، سیدنعمت اله موسوی، بهاءالدین نجفی صفحات 77-92
    ویژگی اصلی اقتصادی این مطالعه، ایجاد آلودگی در فرایند رشد اقتصادی و تاثیر منفی آن در رفاه جامعه است. بر این اساس هدف اصلی مطالعه حاضر تعیین خسارت رفاه ناشی از آلودگی فعالیت های اقتصادی در ایران در چارچوب الگویی پویاست. از اهداف این تحقیق بررسی انتقال تکنولوژی پاک و ترجیحات محیط زیستی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان بر انتشار آلودگی و تاثیر آن در کیفیت محیط زیست و رفاه جامعه می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل الگو عناصر شامل توابع، تولید، نرخ سرمایه فیزیکی و انسانی، انباشت آلودگی، توزیع درآمد و شرایط اولیه، مطلوبیت مصرف کننده و رفاه می باشد. در این جهت با در نظر گرفتن سال پایه 1390 و به کارگیری مقادیر پارامترهای متناظر با اقتصاد ایران، مسیر متغیرهای آلودگی سرانه و خسارت های رفاهی ناشی از آن در یک افق 20 ساله شبیه سازی شده است. در این تحقیق متغیر انباشت رفاهی در سناریوهای متفاوت شامل انتشار تکنولوژی پاک، ترجیحات محیط زیستی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان شبیه سازی شده اند. نتایج بیانگر آن است که میزان آلودگی، انتشار آلودگی و خسارت های رفاهی در فعالیت های اقتصادی همراه با افزایش تولید افزایش پیدا نموده و نتایج شبیه سازی نیز روند افزایش را تایید می کند. بر این اساس با ادامه وضعیت فعلی اهداف توسعه پایدار در افق موردنظر قابل دستیابی نخواهد بود. نتایج بیانگر آن است که با اجرای سناریوی افزایش پارامترهای انتشار تکنولوژی پاک و ترجیحات محیط زیستی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان تاثیر معکوس بر میزان آلودگی و انتشار آلودگی و خسارت های رفاهی دارد. با اجرای سناریوی انتقال تکنولوژی پاک به 45/0 مقادیر میزان آلودگی و خسارت رفاهی ناشی از آن در سال 1410 به ترتیب 60/44 و 01/0 درصد کاهش پیدا خواهد کرد. با اجرای سناریوی ترجیحات محیط زیستی تولیدکنندگان به مقدار 2، مقادیر میزان آلودگی و خسارت های رفاهی در سال 1410 به ترتیب به 07/64 و 01/0 درصد کاهش پیدا خواهد کرد. در نهایت با اجرای سناریوی ترجیحات محیط زیستی مصرف کنندگان خسارت رفاهی ناشی از آلودگی در سال 1410 به 02/0 درصد کاهش پیدا خواهد کرد.
    کلیدواژگان: خسارت های رفاهی ناشی از آلودگی، رشد اقتصادی، پویایی سیستم، اقتصاد ایران، تکنولوژی پاک
  • زینب نظری*، نعمت الله خراسانی، سادات فیض نیا، محمود کرمی صفحات 93-104

    هدف از این مطالعه، بررسی میزان آلودگی فلزات سنگین در ذرات معلق (PM10) در اتمسفر شهر کرمانشاه است. غلظت 13عنصر فلزات سنگین (مس، نیکل، سرب، کادمیم، سلنیوم، روی، آهن،کروم، کبالت، آرسنیک، مولیبدن، وانادیم، آلومینیوم، منگنز) برای 55 نمونه خاک (در نقاط مختلف ارتفاعی 1600-600 متر) و 41 نمونه ذرات معلق به وسیله دستگاه ICP آنالیز شد. آلودگی فلزات سنگین با استفاده از شاخص زمین انباشتگی، شاخص آلودگی، فاکتور غنی شدگی و تحلیل عاملی بررسی شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که عناصر مس، سرب، نیکل، وانادیم، کادمیم، سلنیوم، آرسنیک، کبالت دارای آلودگی کم و عناصر کروم و آهن دارای آلودگی متوسط و عنصر روی دارای آلودگی زیاد و عنصر مولیبدن دارای آلودگی خیلی زیاد هستند. نتایج فاکتور غنی شدگی نشان داد که روی غنی ترین عنصر و به دنبال آن، مولیبدن با غنی شدگی بسیار بالا واقع شده است که این امر نشان می دهد که آنها احتمالا به منابع غیر خاکی همانند خروجی وسایل نقلیه وابسته اند. فاکتور غنی شدگی آهن، مس، سرب، کادمیم، نیکل، وانادیم و کروم در گستره بین 1 تا 10 و با غنی شدگی کم تا بالا می باشند که دلالت بر آن دارد که این عناصر توسط منابع غیر خاکی انتشار یافته اند. بقیه عناصر (سلنیوم، آرسنیک و کبالت) دارای فاکتور غنی شدگی کمتر از 0/1 با غنی شدگی کم هستند که نشان دهنده آن است که این عناصر از پوسته سرچشمه گرفته اند. براساس نتایج فاکتور غنی شدگی و تحلیل عاملی این عناصر منشا انسانی دارند که انتشارات ناشی از وسایل نقلیه و سوزاندن نفت- صنعت نقش اصلی را در انتشار این عناصر به اتمسفر دارند.

    کلیدواژگان: تحلیل عاملی، شاخص آلودگی، شاخص زمین انباشتگی، فاکتور غنی شدگی، فلزات سنگین
  • فرهاد قاسمی آقباش*، ثمر مرتضوی، رضا نادری صفحات 105-114
    نقش درختان در کاهش میزان فلزهای سنگین و در نتیجه کاهش خطرهای محیط زیستی قابل انکار نیست. در بررسی حاضر، توزیع فلزهای کادمیوم، نیکل، سرب و روی در برگ و پوست گونه های درختی چنار، زبان گنجشک و کاج تهران در پارک های شهری همدان بررسی شد. بدین منظور در پارک های مختلف شهر همدان از پوست و برگ درختان نمونه برداری انجام شد. بعد از انتقال نمونه ها به آزمایشگاه و هضم آنها غلظت فلزها با دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. نتایج حاصل نشان داد که غلظت فلز روی در پوست و برگ درختان در مقایسه با غلظت سایر فلزهای مورد بررسی بیشتر بود. همچنین مقایسه غلظت فلزها در پوست و برگ درختان با استانداردهای جهانی نشان داد که غلظت کادمیوم در پوست و برگ هر سه گونه مورد بررسی و غلظت نیکل در پوست دو گونه چنار و زبان گنجشک بالاتر از حد مجاز بود که حاکی از آلودگی محیط شهری است. نتایج همبستگی بین غلظت عناصر سنگین پوست و برگ درختان نشان داد که بین غلظت کادمیوم برگ و پوست گونه های چنار و کاج تهران همبستگی مثبت معنی داری در سطح پنج درصد وجود دارد. همچنین فقط در گونه کاج تهران بین غلظت سرب سوزن ها و پوست همبستگی مثبت معنی داری مشاهده شد. به طور کلی مقایسه غلظت فلزهای سنگین در برگ و پوست گونه های درختی مورد بررسی نشان داد درختان چنار و زبان گنجشک نسبت به کاج تهران توانایی بیشتری در جذب فلزهای سنگین از محیط اطراف خود را دارا هستند.
    کلیدواژگان: پارک شهری، چنار، زبان گنجشک، گیاه پالایی، فلزهای سنگین، همدان
  • عیسی سلگی*، فوزیه بیگ محمدی صفحات 115-126
    بررسی غلظت فلزات سنگین در گونه های گیاهی رشد یافته در خاک های کشاورزی آلوده به فلزات سنگین بسیار حایز اهمیت است. کنگر (Gundelia tournefortii) یکی از گونه های خوراکی مورد استفاده در بخش های مختلف کشور است که امکان رشد در زمین های کشاورزی را دارا است. افزون بر این استفاده از گیاهان با قابلیت تجمع بالا یکی از کارسازترین روش های پاکسازی خاک های آلوده به فلزات سنگین است. هدف از پژوهش حاضر بررسی پتانسیل گیاه کنگر در جذب فلزات سنگین در زمین های کشاورزی و غیرکشاورزی است. به این منظور 4 ایستگاه در مناطق کشاورزی و 2 ایستگاه در مناطق غیرکشاورزی به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. در هر یک از این ایستگاه ها سه نمونه گیاهی به طور کامل از ریشه و به همراه خاک اطراف آن ها برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها غلظت فلزات سنگین کروم، نیکل، روی، مس، منگنز و آهن با استفاده از دستگاه جذب اتمی تعیین شد. برای هر یک از گیاهان فاکتورهای تجمع زیستی و فاکتور انتقال محاسبه شد. بر اساس یافته های به دست آمده، گیاه کنگر از نظر فلزات روی، منگنز، مس و نیکل بیش انباشت گر و از نظر کروم و آهن انباشت گر متوسط محسوب می شود. همچنین یافته ها نشان داد بین غلظت فلزات سنگین در خاک، اندام های هوایی و زیر زمینی کنگر در منطقه شاهد و کشاورزی اختلاف آماری معنی داری وجود دارد (p<0.05). بنابراین مصرف گیاهان زراعی رشد یافته در زمین های کشاورزی به موجب غلظت بالاتر فلزات سنگین در آن ها ا از خطر بالاتری برخوردار است و با توجه به نتایج فاکتورهای انتقال و تجمع، این گونه برای پاکسازی نواحی آلوده به فلزات سنگین پیشنهاد میشود.
    کلیدواژگان: کنگر، فلزات سنگین، زمین های کشاورزی، گیاه جاذب، فاکتور انتقال
  • آزیتا کوشافر*، محمد ولایت زاده صفحات 127-140
    این تحقیق در سال 95- 1394 به منظور تعیین میزان فلزات سنگین آرسنیک، سرب و کادمیوم در آب و رسوبات تالاب ناصری استان خوزستان انجام شد. نمونه برداری از سه بخش شمالی، مرکزی و جنوبی در دو فصل زمستان و تابستان با 3 تکرار با استفاده از روش های استاندارد صورت گرفت. میزان آرسنیک و سرب در آب تالاب ناصری در فصل تابستان بالاتر از فصل زمستان به دست آمد، اما غلظت کادمیوم در فصل تابستان پایین تر بود. همچنین غلظت کادمیوم و سرب در رسوبات تالاب در فصل تابستان بالاتر از فصل زمستان محاسبه شد، اما میزان آرسنیک در رسوبات در فصل تابستان پایین تر بود. میزان آرسنیک، کادمیوم، سرب در آب تالاب ناصری در مقایسه با آستانه مجاز استاندارد ملی ایران و استانداردهای جهانی مانند آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا و سازمان بهداشت جهانی پایین تر بود. نتایج حاصل از محاسبه فاکتور آلودگی نشان داد فلزات آرسنیک، سرب و کادمیوم به ترتیب در سطوح آلودگی کم، آلودگی متوسط و شدیدا آلوده طبقه بندی شدند. درجه آلودگی فلزات مورد مطالعه نیز نشان داد که آلودگی رسوبات تالاب ناصری در رده متوسط بوده است. با توجه به این که مقادیر شاخص بار آلودگی بالاتر از 1 به دست آمد. بنابراین، این شاخص هم نشان دهنده آلودگی رسوبات تالاب ناصری به فلزات کادمیوم، سرب و آرسنیک بود. از لحاظ فاکتور غنی شدگی فلزات آرسنیک و سرب در رده کم و کادمیوم در طبقه زیاد به دست آمد. به عبارت دیگر فلز کادمیوم دارای منشا انسان زاد بود، اما فلزات آرسنیک و سرب دارای غنی شدگی و منشا طبیعی هستند. می توان با ایجاد سیستم های مناسب تصفیه برای پساب های واحدهای نیشکر و اعمال مدیریت بهینه، از ورود هر نوع آلاینده ای به ویژه فلزات سنگین به تالاب ناصری جلوگیری و ممانعت به عمل آید.
    کلیدواژگان: آب، آلودگی، تالاب ناصری، رسوبات، فلزات سنگین
  • تورج نصرآبادی*، غلامعباس اسدپور، رفعت محمدرضاخانی صفحات 141-148
    استفاده از مواد طبیعی برای تصفیه آب آشامیدنی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از دیرباز رایج بوده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی کارایی منعقدکننده پوست سبز پسته در فرآیند تصفیه آب و فاضلاب انجام گرفت. تمام آزمایش های مربوط به انعقاد و لخته سازی توسط دستگاه جارتست انجام پذیرفت. آب به صورت مصنوعی آلوده و برای ایجاد کدورت از کایولینیت استفاده شد. در این پژوهش اثر پارامترهایی از قبیل pH، غلظت ماده منعقدکننده و میزان کدورت اولیه بر روی فرایند انعقاد و ته نشینی توسط پوست سبز پسته بررسی شد. نتایج نشان می دهد که پسته در غلظت 50 میلی گرم در لیتر، 5 = pH و کدورت اولیه  NTU 300 بهترین عملکرد در فرآیند انعقاد با راندمان 88 درصد در شرایط بهینه را دارد. پس از بررسی و تعیین عملکرد پوست سبز پسته به عنوان منعقدکننده طبیعی پیشنهاد شد پوست سبز پسته به عنوان کمک منعقدکننده طبیعی در فرآیند تصفیه همراه با منعقدکننده های شیمیایی متداول به منظور کاهش کدورت آب/ پساب و هم چنین با هدف پایین آوردن هزینه ها مورد بررسی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تصفیه آب، کدورت، پوست سبز پسته، کارایی، هزینه
  • مسعود عبدالله رش*، محمدحسن صیف، سیدمحمد شبیری، معروف خلیلی صفحات 149-160

    هدف پژوهش کاربردی حاضر طراحی مدلی از مولفه های تربیت منش محیط زیستی است. تربیت منش، تلاش برای انجام بهترین ها در قبال طبیعت است. 11 مضمون فراگیر در نتیجه تحلیل محتوای منابع متعدد داخل و خارج کشور، برای تربیت منش محیط زیستی شناسایی شده، براساس آن پرسشنامه مقدماتی با 130 گویه و در مقیاس لیکرت طراحی شد. سه بار دلفی متوالی ضمن تایید روایی صوری و محتوایی آن، تعداد گویه ها را به 76 عدد تقلیل داد. 384 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم شمال غرب کشور براساس فرمول کوکران به عنوان جامعه هدف، با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. آلفای کرونباخ 0/89 نشان از پایایی ابزار پژوهش بود. مقدار KMO= 0/850و معنی داری آزمون کرویت- بارتلت، نشان دهنده کفایت نمونه گیری بود. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که بارهای عاملی تمامی مولفه ها در سطح 0/01 معنی دار است. مقدار آماره T در مورد تمامی مولفه ها بزرگتر از 1/96 بود که نشان دهنده ارتباط معناداری بین هر یک از مولفه ها با تربیت منش محیط زیستی بود. همچنین شاخص های برازش RMSEA=0/056 و GFI=0/95نشان دهنده برازش عالی مدل بودند.

    کلیدواژگان: تربیت منش، تربیت منش محیط زیستی، دانش آموزان متوسطه
  • ساناز صنایع گلدوز*، مجید مخدوم، حمیدرضا جعفری، حسن اصیلیان مهابادی صفحات 161-176
    ارزیابی اثرات محیط زیستی ابزاری حمایتگر و مهم برای توسعه پایدار است. ابزاری که به راحتی رابطه بین اقتصاد، اجتماع، بهداشت و محیط زیست را برقرار می سازد و در پیشبرد اهداف توسعه پایدار نقش مهمی را ایفا می کند. یکی از عواملی که می تواند در انجام صحیح و کامل ارزیابی اثرات محیط زیستی موثر باشد، آموزش صحیح آن است. در ارزیابی اثرات، مفهوم آموزش ترکیبی از انتقال اطلاعات، دانش و اکثر اوقات مهارت های بر مبنای هدف، الزامات قانونی، روندها، رویکردها و ابزار وابسته به فرایند است. از زمانی که ارزیابی اثرات محیط زیست جایگاه قانونی خود را در سیاستگذاری کشورها یافت، آموزش آن نیز برای توسعه مهارت های نرم افزاری و رسمی کاربران آن الزامی شد. در ایران آموزش ارزیابی اثرات محیط زیستی سابقه ای سی و چند ساله دارد. امروز شاید نیاز برای آموزش ارزیابی اثرات محیط زیستی از طریق فناوری های نوین بیشتر باشد. آموزش هایی در قالب شبکه های دانش که با استفاده از جایگاه دانش و فناوری در کنار هم، بتواند نیازهای کاربران را به خوبی و به روز پاسخ دهد. در این مقاله شبکه دانش ارزیابی اثرات محیط زیستی در ایران با استفاده از مدل هستی شناسی ارایه می شود. هستی شناسی فوقانی به طبقه بندی نظام مند مفاهیم و ارتباط ها در فرایند تهیه و اجرای ارزیابی اثرات محیط زیستی می پردازد و هستی شناسی تحتانی با توسعه سناریوهای آموزشی مناسب، موضوع های چندرسانه ای را معرفی می کند. این هستی شناسی قابل تبدیل به زبان کامپیوتر است و در قالب وب معنایی امکان دسترسی به انواع مفاهیم را در حوزه ارزیابی اثرات محیط زیستی به کاربران می دهد. هستی شناسی ارزیابی اثرات محیط زیستی، راه چاره ای برای رفع نیازها و کمبودهای موجود در نظام آموزشی ارزیابی اثرات توسعه و ایجاد هماهنگی بین آموزش هاست و با توجه به توسعه آموزش های مجازی در کشور از جنبه های مختلف و امکان به روزرسانی و تکمیل با انواع رسانه ها بسیار کاربرد خواهد داشت. همچنین امکان اصلاح، پالایش و توسعه را دارد و می تواند با سایر هستی شناسی ها در زمینه مشترک ادغام شود.
    کلیدواژگان: ارزیابی اثرات محیط زیستی، هستی شناسی، شبکه دانش، وب معنایی، موضوع های چند رسانه ای
  • محمدحسن صادقی روش* صفحات 177-194

    بیابان زایی یکی از بزرگترین چالش های محیط زیستی زمان ما به شمار می رود. این پدیده یک مساله جهانی است و پیامدهای جدی آن بر تنوع زیستی، ایمنی محیط زیست، ریشه کنی فقر، ثبات اجتماعی- اقتصادی و توسعه پایدار در سراسر جهان تاثیرگذار است. در این میان مناسب ترین روش برای تعیین شدت خطر بیابان زایی استفاده از مدل های تجربی است. به منظور بررسی شدت بیابان زایی در این پژوهش از مدل مطلوبیت چند شاخصه (MAUT)(1) استفاده شد. برای این منظور در این روش لایه های اطلاعاتی مورد نیاز در نرم افزار Arc View تهیه شد. سپس اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژیومرفولوژی شد. با تعیین شاخص های موثر، ارزش شاخص ها در هر واحد کاری تعیین و ارزش شاخص ها نسبت به هم از روش آنتروپی شانون برآورد و در ادامه، تابع مطلوبیت چند شاخصه یا ضریب مطلوبیت(2) برآورد و در انتها نتایج به صورت نقشه ارزیابی ارایه شد. مطالعه های انجام شده نشان داد که 0/43 درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت خیلی شدید و 8/92 درصد به صورت به نسبت شدیدی تحت فرایند بیابان زایی می باشد و بیابان زایی با شدت متوسط (81/74%)، بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. در عین حال ارزش عددی ضریب مطلوبیت بیابان زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 0/8677 (کلاس متوسط یا V) به دست آمد. نتایج این پژوهش امکان برنامه ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان زایی در اثر انجام طرح های توسعه فراهم می سازد و شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت ها و پهنه بندی آسیب پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح های توسعه و محیط امکان پذیر شود.

    کلیدواژگان: پهنه بندی، ساختار سلسله مراتبی، شدت بیابان زایی، تصمیم گیری چند معیاره، مطلوبیت چند شاخصه
  • فاطمه افکاری، محسن اکبری*، آزاده کاظمی نیا صفحات 195-208
    با افزایش آلاینده ها، ناهنجاری های محیط زیستی در اجزای سیاره ی ما ریشه می دواند، بنابراین تشویق رفتارهای طبیعت گرا و ضرورت پرداختن به این مقوله درک می شود. این تحقیق، عوامل موثر بر قصد رفتار حامی محیط زیست در بین گروه هایی از افراد که تجربه مسافرت در نیمه اول سال 1396 را داشته اند، با توجه به نظریه ارزش- باور- هنجار و تلفیق آن با نظریه انتظار مورد بررسی قرار داده است. با توجه به اینکه پژوهش حاضر در جامعه ایرانی- اسلامی انجام می گیرد، مفهوم ارزش های مذهبی به بخش ارزش های نظریه ارزش- باور- هنجار افزوده شد. جامعه آماری حدود 2 میلیون نفر بود که از شهرهای رشت، انزلی و لاهیجان، سفر خود را آغاز کردند و تعداد 384 نفر با استفاده از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه، تعیین شد که 400 پرسشنامه توزیع و در نهایت با در نظر گرفتن نتایج مخدوش، 391 مورد از آن ها مورد استفاده قرار گرفت و روش معادله های ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزیی به کار گرفته شد. تمامی فرضیه های تحقیق جز فرضیه سوم، مورد تایید قرار گرفتند و نتایج نشان داد که 3 ارزش زیست بوم، نوع دوستانه و دینی گردشگران بر الگوی جدید محیط زیست تاثیر مثبت دارند و به تبع آن الگوی جدید محیط زیستی بر آگاهی از نتایج و ظرفیت اثر داشته است. تاثیر متغیرهای نظریه انتظار (ظرفیت، ابزار و انتظار) نیز به ترتیب ذکر شده بر هم مورد تایید قرار گرفت، علاوه بر این اثر مثبت آگاهی از نتایج بر ابزار و مسیولیت پذیری، مسیولیت پذیری بر انتظار و هنجارهای شخصی و هنجارهای شخصی و انتظار بر قصد رفتار حامی محیط زیست در سفر اثبات شد.
    کلیدواژگان: ارزش های مذهبی، قصد رفتار حامی محیط زیست مسافران، نظریه ارزش- باور- هنجار، نظریه انتظار
  • حمیدرضا کامیاب*، عاطفه باقری، علی شهبازی صفحات 209-218
    پارک ملی گلستان به عنوان منطقه ای منحصربه فرد به لحاظ شرایط توپوگرافی ویژه و شرایط اقلیمی از کیفیت زیستی برخوردار است. پلنگ زیرگونه ایرانی یکی از گونه های پرچم این منطقه است که در رده بندی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) در طبقه در خطر انقراض قرار دارد. مهم ترین عامل در کاهش جمعیت این گونه، تخریب و نابودی زیستگاه های آن معرفی شده است. بنابراین، شناخت عوامل موثر بر مطلوبیت زیستگاه پلنگ به عنوان یک ابزار کارآمد، می تواند مدیران را در مدیریت و حفاظت از زیستگاه های باقیمانده و به گزینی لکه های جدید یاری رساند. در این مطالعه ابتدا به یافتن مطلوب ترین نقاط برای زیستگاه پلنگ ایرانی پرداخته شد. با استفاده از مدل ارزیابی چند معیاره، چهار لکه به عنوان لکه های بهینه به دست آمد. در ادامه پژوهش از تیوری مدار الکتریکی برای بررسی ارتباطات زیستگاه پلنگ ایرانی بین لکه های مذکور استفاده شد و بر اساس نقشه های جریان، الگوی حرکت و ارتباطات عملکردی برای گونه ی هدف و همچنین نواحی مهم ارتباطی در منطقه مطالعاتی شناسایی شد. در انتها سه لکه ی زیستگاهی به همراه راه ارتباطی مابین آنها از قسمت شمال غربی پارک ملی تا جنوب شرقی پارک در محدوده مرکزی بهترین مسیر برای گونه ی پلنگ ایرانی پیشنهاد شد. نظریه ی مدار الکتریکی نشان داده که می تواند در مدل سازی طراحی کریدور در سیمای سرزمین بسیار مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: پارک ملی گلستان، پلنگ ایرانی، کریدور زیستگاهی، تئوری مدار الکتریکی، ارزیابی چند معیاره
  • جواد معتمدی*، اسماعیل شیدای کرکج، الهام آزاد موسوی صفحات 219-234

    گزارش های موجود در خصوص پایش مراتع کشور، بیانگر آن است که تنوع گونه ای رویشگاه های مرتعی، رو به کاهش است. برای احیا اکوسیستم های مذکور، ضرورت دارد که مطلوبیت رویشگاه ها برای گونه ها، مورد بررسی قرار گیرد و مهمترین عوامل محیطی موثر در پراکنش آنها، مشخص شود. از این رو مطلوبیت رویشگاه های کوهستانی ارومیه، برای گونه گل ماهور (Verbascum stachydiforme) به عنوان یک گیاه دارویی با ارزش، با استفاده از مدل تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی (ENFA)(1)، مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی، یک روش تجزیه و تحلیل چندمتغیره برای مطالعه توزیع جغرافیایی گونه ها در مقیاس داده های حضور به عنوان متغیر وابسته و عوامل محیطی به عنوان متغیر مستقل است. برای این منظور، داده های مکانی حضور گونه گل ماهور (رویشگاه بالفعل) با GPS(2) ثبت شد و عوامل محیطی (اقلیمی، توپوگرافی و خاکی) مرتبط با رویشگاه، اندازه گیری شد. با وارد کردن لایه های اطلاعاتی اقلیمی، توپوگرافی و خاکی و نقشه حضور گونه به نرم افزار بیومپر(3)، نقشه رویشگاه بالقوه گونه گل ماهور ایجاد شد. نتایج نشان داد که از 2220 هکتار رویشگاه های مورد بررسی، 480 هکتار (21/6درصد)، رویشگاه بالقوه گونه گل ماهور به شمار می رود. در این خصوص، میزان صحت مدل بر مبنای نمایه بویس(4) و استفاده از الگوریتم میانه، 99 درصد ارزیابی شد. همچنین میزان تطابق نقشه تهیه شده با نقشه واقعی پوشش گیاهی، با توجه به ضریب کاپا(5)، 0/91 بود. نتایج حاصل از این پژوهش، می تواند به منظور شناسایی مناطق مستعد برای انجام عملیات اصلاحی، مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی، گل ماهور، مطلوبیت رویشگاه، مراتع کوهستانی
  • محمد سرباز، مریم مروتی*، مهدی تازه صفحات 235-246

    تنوع زیستی طی 60 سال گذشته، کاهش شدیدتری در مقایسه با هر زمان در تاریخ بشر را تجربه کرده است. از آنجایی که کاهش تنوع زیستی همواره با تخریب اکوسیستم همراه است بنابراین، به نوبه خود بر رفاه انسان از طریق نبود مزایای خدمات اکوسیستمی که اکوسیستم ها فراهم می کنند، تاثیر می گذارد. اکوسیستم ها با عرضه خدمات زیستگاهی به حفظ تنوع زیستی در سطوح مختلف تنوع زیستی کمک می کنند. در این مطالعه با هدف بررسی اثرات تغییر کاربری/ پوشش اراضی بر عرضه خدمات زیستگاه در منطقه حفاظت شده ارس سیستان در خراسان رضوی، اقدام به مدل سازی کیفیت زیستگاه این منطقه برای بازه زمانی 30 ساله توسط بسته نرم افزاری InVEST شد. نتایج نشان داد که سطح طبقات اراضی باغی، زراعی و مسکونی 64 درصد، مراتع تنک 6 درصد و ارس متراکم 6 درصد کاهش و طبقات مراتع نیمه متراکم 15 درصد و ارس نیمه متراکم 1 درصد افزایش یافته است. همچنین نتایج نشان داد که کیفیت زیستگاه طی 30 سال گذشته حدود 12000 هکتار کاهش یافته است. به عبارت دیگر اراضی تحت پوشش زیستگاه های با کیفیت از 36/98به 25/95درصد کاهش یافته است و 29253 هکتار از منطقه (حدود 26 درصد) دارای شاخص کمیابی متوسط و 2405 هکتار از منطقه (2/2 درصد) دارای شاخص کمیابی بالا می باشد که این موضوع لزوم حفاظت هرچه بیشتر از زیستگاه های این منطقه را نشان می هد. بر اساس بررسی های انجام شده، مهمترین عوامل تاثیرگذار بر خدمات زیستگاهی و در نتیجه حیات وحش این منطقه را می توان به عواملی از قبیل تخریب زیستگاه، شکار غیرمجاز، چرای احشام، آغل ها، حضور سگ های گله و خشکسالی های اخیر اشاره نمود.

    کلیدواژگان: کیفیت زیستگاه، منطقه حفاظت شده ارس سیستان، تغییر کاربری، InVEST، خدمات زیستگاهی
  • زین العابدین لایقی قلعه سوخته، حمیدرضا ریاحی بختیاری*، علی جعفری صفحات 247-258

    رشد روزافزون جمعیت شهری، تغییرات اقلیمی، رشد صنعت و در پی آن آلودگی های محیط زیستی سبب شده است که توجه به فضای سبز، با توجه به نقش آن در کاهش آلودگی ها و همچنین تعدیل آب و هوا، بیش از پیش مورد توجه مدیران و برنامه ریزان شهری قرار گیرد. در این مطالعه، با استفاده از سنجش از دور، سامانه اطلاعات جغرافیایی و عملیات میدانی به بررسی کمیت و کیفیت فضای سبز شهری در سطح منطقه یک شهرداری شهرکرد پرداخته شده است. بدین منظور از تصاویر ماهواره ای QuickBird استفاده و سرانه ی فضای سبز و نحوه ی پراکنش فضاهای سبز در سطح منطقه یک این شهر، مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. طبقه بندی تصاویر با استفاده از خوارزمیک حداکثر احتمال شاخص  NDVI انجام و کاربری های مختلف در سطح منطقه تفکیک شدند. برای بررسی میزان صحت طبقه بندی، از نقشه ی واقعیت زمینی که با استفاده از ثبت نقاط با GPS تهیه شده بود، استفاده شد. بر اساس نتایج جدول خطا، صحت کلی 91% و ضریب کاپا 85/. به دست آمد. سرانه ی کل فضای سبز (فضاهای سبز عمومی و غیرعمومی) و سرانه پارک برای هر نفر، به ترتیب برابر با 13/87و 12/18مترمربع به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد که پراکنش فضاهای سبز از الگوی خاصی پیروی نمی کند اما در تمامی سطح منطقه به صورت عادلانه توزیع شده اند. در نهایت با تشخیص نقاط خالی از فضای سبز و بدون کاربری مسکونی، مکان های مناسب برای احداث فضای سبز و جبران کمبود سرانه پارک پیشنهاد شد.

    کلیدواژگان: سنجش از دور، تصاویر ماهواره ای QuickBird، سامانه اطلاعات جغرافیایی، صحت کلی، سرانه فضای سبز
  • مریم فلاح*، احمدرضا پیرعلی زفره ئی، علی اکبر هدایتی صفحات 259-272
    در مطالعه های مدیریت منابع آب های سطحی و زیرزمینی، بررسی آلودگی و گسترش آن ها در مناطق تحت تاثیر منبع آلاینده از موضوع های بسیار مهم است. یکی از اثرات محیط زیستی تغییر کاربری اراضی، تاثیر مستقیم آن بر کیفیت آب های سطحی است؛ بنابراین، دانستن چگونگی اثر الگوی مکانی و نحوه چیدمان کاربری های مختلف اراضی بر کیفیت آب به منظور تعیین بهترین فعالیت های مدیریتی بسیار حایز اهمیت است. در این راستا اثر الگوی مکانی و تغییرات شش طبقه کاربری اراضی کشاورزی و مرتع، شهر و روستا، دریا، آب، باغ وجنگل ، پوشش گیاهی سطح وکناره آب ، در مقیاس سیمای سرزمین بر کیفیت آب تالاب انزلی (یکی از مهم ترین تالاب های ایران)، مورد بررسی قرار گرفت. سنجه های سیمای سرزمین در این مطالعه شامل درصد مساحت لکه ، تعداد لکه، تراکم لکه، حاشیه کل، تراکم حاشیه، مساحت کلاس کاربری و بزرگ ترین لکه و پارامترهای کیفیت آب شامل COD، NO3، COD، P و BOD5 بود. پردازش تصاویر ماهواره ای در محیط IDRISI و محاسبه سنجه های مربوطه با استفاده از نرم افزار Fragstates صورت گرفت. این مطالعه در بازه 28 سال (1364 و 1392) انجام شده است .نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که کیفیت آب تالاب به طور قابل توجهی از مساحت و الگوی مکانی کاربری کشاورزی و مرتع متاثر شده است. افزایش حاشیه کاربری کشاورزی و مرتع اثر منفی بر کیفیت آب بالاخص NO3 و BOD5 داشته است. به طورکلی نتایج حاصل از تغییرات سنجه های مذکور متناسب با پارامترهای کیفی آب، تجزیه و تخریب سیمای سرزمین تالاب بین المللی انزلی را نشان داد.
    کلیدواژگان: کیفیت آب، کاربری اراضی، سنجه های سیمای سرزمین، پوشش گیاهی، اراضی کشاورزی، تالاب انزلی
  • یونس گلی* صفحات 273-284

    رشد اقتصادی همراه با افزایش کیفیت محیط زیست یکی از مطلوب های هر اقتصادی است. اگرچه توسعه بخش صنعت همواره به عنوان راه حلی موثر برای افزایش رشد اقتصادی مطرح است، اما دارای ضریب بالایی در تولید آلودگی است. مطالعه حاضر با استفاده از داده های استانی برای دوره زمانی 1385 تا 1393 به بررسی اثر فضایی صنعتی شدن بر انتشار دی اکسیدکربن با استفاده از رهیافت اقتصادسنجی فضایی می پردازد، شواهد نشان می دهد که نوعی همبستگی فضایی مثبت انتشار CO2 بین استان ها وجود دارد. همچنین نسبت صنعتی شدن، شهرنشینی و چگالی جمعیت اثرات مثبت معناداری را بر انتشار CO2 دارند، و اثرات فضایی صنعتی شدن و شهرنشینی به ترتیب معادل با 0/104 و 0/23 است. اما رشد اقتصادی اثر نامعنادار بر انتشار CO2 دارد، و این نشان دهنده اهمیت بخش های دارای انرژی بری کمتر در توسعه است. بنابراین تخصیص اعتبارهای متناسب با منافع مستقیم و غیرمستقیم کاهش آلودگی، توجه به پتانسیل بخش های دارای انرژی بری کمتر در ایجاد توسعه اقتصادی، ارتقا تکنولوژی تولیدی بخش صنعت و بهبود کیفیت ناوگان حمل و نقل عمومی می تواند به عنوان سیاست های کارا در جهت کاهش آلاینده ها مدنظر قرار گیرد.

    کلیدواژگان: صنعتی شدن، کیفیت محیط زیست، اثرات فضایی، ایران
  • هادی کشمیری، مرضیه غلامپور* صفحات 285-298
    طراحی در جهت ایجاد رفتارهای پایدار، حوزه جدید پژوهشی است که به کاهش پیامدهای اجتماعی و محیط زیستی ساختمان ها در جریان بهره برداری از آن ها، از طریق تغییر عادت های کاربران و وادار کردن آن ها به بهبود رفتارهای خود به طرق مختلف می پردازد. بخش زیادی از این پیامدها، مرتبط با مصرف انرژی در ساختمان ها است. در میان تیوری های مطرح شده در این حوزه، به نظر می رسد به بسترهای فرهنگی مختلف و محدودیت هایی که طراحی در شکل دادن به رفتار در جهت کاهش مصرف انرژی دارد، کمتر توجه شده است. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی چگونگی تاثیرگذاری طراحی معماری بر رفتار، برای کاهش مصرف انرژی است. بر این اساس، این فرضیه مطرح شد که طراحی معماری می تواند از طریق غلبه بر فرهنگ مصرفی نامناسب و تغییر شکل رفتار، در جهت کاهش مصرف انرژی و تحقق رفتار پایدار گام بردارد. در این مطالعه ترکیبی (کمی، کیفی) از نوع همبستگی، طرح مدل یابی معادله های ساختاری، از تحقیق پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری، ساکنان شهر شیراز در بهمن ماه 1395 و حجم نمونه، به کمک فرمول کوکران، 385 نفر (به منظور اطمینان بیشتر 400 نفر)، به روش غیراحتمالی ترکیبی انتخاب شد. پس از تایید روایی صوری، محتوایی، سازه و پایایی پرسشنامه محقق ساخته، همبستگی متغیرها و فرضیه ها با نرم افزارهای آماری SPSS16 و AMOS22 ارزیابی و اثبات شد. یافته ها بیانگر تاثیرگذاری فرهنگ، معماری و رفتار بر میزان مصرف انرژی است. در نهایت، ضمن معرفی فرهنگ به عنوان یکی از موانعی که طراحی، در شکل دادن به رفتار برای کاهش مصرف انرژی دارد، بر ضرورت اصلاح محیط به گونه ای که افراد را به سمت و سوی موردنظر هدایت کند، تاکید شد.
    کلیدواژگان: رفتارهای پایدار، طراحی معماری، فرهنگ مصرف، مصرف انرژی، کاربری مسکونی
  • هادی ویسی*، فرهاد نوری نجفی، کوروس خوشبخت، رضا میرزایی تالار پشتی صفحات 299-312

    این تحقیق برای تبیین اثرات احداث سهند بر پایداری بوم نظام های کشاورزی از سوی کشاورزان در هشترود آذربایجان شرقی انجام شد. در این تحقیق برای تبیین اثرات بر بوم نظام های کشاورزی از مدل مدیریت زیست بومی استفاده شد. در این رابطه احداث سد سهند به عنوان یک عامل محرک در نظر گرفته شد و اثرات آن بر ویژگی ها و مولفه ها و کارکردهای بوم نظام های کشاورزی و همچنین رفاه و معیشت روستایی تبیین شد. در این تحقیق جمعا 112 نفر به عنوان نمونه از بین کشاورزان ساکن در پایین دست و بالادست سد سهند برای تعیین عوامل اثر استفاده شد و با استفاده از روش تحلیل عاملی چند عامل شامل حفاظت از منابع آب و خاک، بهره وری کشاورزی، ارتقای معیشت و رفاه اجتماعی، ارتقای سرمایه فرهنگی و بهبود کیفیت زندگی، توسعه اشتغال و گردشگری و همچنین تغییرات کالبدی تبیین شدند. بر اساس مدل مدیریت زیست بومی این گونه نتیجه گیری شد که احداث سد سهند توانسته است از طریق تقویت پتانسیل اکولوژیکی بوم نظام های پیرامون به کشاورزی و معیشت و رفاه ساکنان حوضه آبی رونق ببخشد هر چند به علت بی توجهی به پیوستگی حوضه آب و بوم نظام کشاورزی به عنوان یک چشم انداز، سبب برخی مشکلات در بعد برابری و عدالت به ویژه برای ساکنان بالا دست سد شده است. بر این اساس پیشنهادهایی به منظور ظرفیت سازی انسانی و قانونی برای استقرار مدیریت زیست بومی با تاکید اجرای برنامه پرداخت برای خدمات زیست بومی به ویژه تجارت کیفیت و کمیت آب ارایه شد.

    کلیدواژگان: پایداری، بوم نظام های کشاورزی، سد سهند، مدیریت زیست بومی، ارزیابی اثر
|
  • NAGHMEH Mobarghei Dinan * Pages 4-4
  • Amir Sameni *, Farzam Pourasghar Sangachin Pages 5-20
    In strategic spatial planning and regional planning studies, formulation of strategies, policies as well as Division of labor between country regions based on a set of economic, social, cultural and ecological potential aspects, is the most important goals. For this reason, territorial zoning will be considered as a one of the central issues of zoning areas in spatial planning and regional planning. Therefore, during the past few decades and along with the raising the strategic spatial planning topic and national division of labor based on territorial zoning, always in the spotlight of spatial planners in the country. Unfortunately, despite the passage of many years of regional and spatial planning in the country, and raising the topics of zoning in the country, according to economic, social, political and ecological aspects, these zoning have not been operated and still continue the types of zoning have been done with political attitudes and in the division of the province. This paper classified as qualitative research that with use of content analysis method and documentary and library study tools, has been proceed to study and analyze the requirements of the territorial zoning in the country and the background of this issue in the country planning system history. On the basis of this study, while pointing out the importance and necessity of territorial zoning in the country, in summary, the types of territorial zoning has been mentioned in country, and after explaining the obstacles ahead of territorial zoning in the country, has been concerned to provide new ways of territorial zoning in the country.
    Keywords: Strategic spatial planning, Territorial zoning, Iran, Requirements, National division of labor
  • Aghil Madadi *, Elnaz Piroozi, Somayye Parastar Pages 21-34
    Flood is one of the natural disasters in mountainous area. Recognition of susceptible areas for happening flood is also one of the main steps in natural resources management and development planning. Aghlaghan chay watershed due to the existing condition in the area, such as topography and continental issues, is very susceptible for flood formation which causes happing so many damages to rural habitation, farms and ways of communication. The occurring of this phenomenone with increase erosion of soil and loss of valuable resources of it, causes to increase in filling the cistern of Yamchi Dam. Therefore, the purpose of this study is area paitition of the area interms of potential of the flood happening. In this study, first whit field investigation and studying of resources, nine factors are recognized as the effective factors for making and happening flood. These factors are: slope, aspect, lithology, elevation, rainfall, temperature, landuse, distance from drainage and use of soil. Then informational layers are provided in Geographical Information System (GIS). Valuation and standardization of maps are conjoined with the use of the Fuzzy method. For overall weight factor, we used (ANP) models. Finally, the obtained map is classified in five categories from very low to very high risk. According to the results, the factors like: Slope, lithology and soil have the most effect on happening flood in Aghlaghan chay basin. Also According to the catchment map, risk of happening flood exists respectively from 18 and 22 percent of the area of watershed from very high risk class to high risk class. All in all, the results of the study show that the Aghlaghan chay basin has very high potential in terms of happening flood, so accomplishment of conservation, watershed and management works and steps in the area of study is important and necessary.
    Keywords: zonation, flood, Aghlaghan chay, ANP Model
  • Mahdi Alipour Ardi *, Bahman Jabbarian Amiri, Somayeh Foroug Pages 35-48
    Planning and selection suitable industrial zones locations for safe and sustainable use of land are as the basis for land use planning and approach to sustainable development. Therefore, considering these location and geographical positions with environmental characterize that determine distribution and regional balance and maximum use of environment capabilities could mitigate degradation impact of industries on environment. In this study, to assess conformity of industrial in Ardabil province, Fuzzy Multi Criteria Decision Making model and to improve development and land use planning, 16 criteria such as topography, slope, residential areas, road access, airport access, surface water, groundwater deep, current land use, geology, fault, vegetation, electrical facilities, soil, protected areas, distance from wells, vegetation density was used. FDANP hybrid model developed to locate areas of industrial in Ardabil province. The modeling results indicate importance of river criteria and then land use in industrial areas. Verify conformity of current industries in region with suitable area in Ardabil province indicates that only 3 percent of areas in region are matched on land use planning and spatial planning approach and 97 percent in areas are in unsuitable for industrial development. Therefore, the principles of land use planning and sustainable development be considered in industrial planning on region in future to proper operation of optimal space and reduce impact agents on environmental, until the most optimal mode of all environmental, economic social and sustainable development be ensured.
    Keywords: industrial development, Hybrid Model, Fuzzy dematel analytical network process, Land Use Planning
  • Borhan Veysi Nab *, Feredoon Babaei Agdam Pages 49-62

    After the Industrial Revolution, many environmental problems arose with the increasing population of cities and the formation of millions of cities. So that various approaches to preserving the urban environment such as Garden City, Green Town, Ecological City and Sustainable Urban Development, have been proposed in urban planning literature, which can be considered as the basis for the emergence of Livable cities. Nowadays, it is important to have the characteristics of livability in cities in order to achieve sustainable development in the community. Therefore, the present study uses a descriptive-analytical approach using Interpretive Structure Modeling to determine the effective indicators on the livability of Tabriz metropolis Identify, level, and eventually provide a suitable model for Tabriz Metropolis. At first, the indices needed for research were identified by using content analysis, Delphi method and interview with experts in 3 dimensions and 13 indicators. In the next step, using Interpretive Structure Modeling (ISM), the status of indicators and leveling they were completed and finally, using the Mic Mac technique, the types of indicators were identified in the form of four types of independent, affiliate, linkage and key indicators. The results of the research indicate that the five indicators: the fair distribution of infrastructure and services, sustainable employment, the development of public and sustainable transport, increased individual and social security and the development of general education as key indicators play a very important role in the status of livability  metropolitan  of Tabriz. Also, the most important dimensions affecting the livability of Tabriz metropolitan are economic, social and environmental.

    Keywords: Urban Livability, Tabriz Metropolis, Interpretive Structure Modeling, Mic mac technique, Delphi method
  • Hamed Shiri *, Serwa Okhrati Pages 63-76
    The development and enhancement of the environmental standards and performances of a community depend on its economic, social and political development. The current research aims to examine this hypothesis and investigate the most significant factors affecting the Environmental Performance Index (EPI). Methodologically, this research is carried out based on the secondary analysis of global data gathered between the years 2006 and 2016. The EPI in Iran has the second rank after the OECD countries, and has had a better performance compared to the Middle East countries and the Global Average. The OECD countries have the first rank in all the development indexes, as well as the EPI. Iran, on the other hand, ranks below the OECD countries and above the Middle East ones and the Global Average in the education, income, health, and population growth rate indexes. In indexes such as the usage of ICTs, gender equality and democracy it ranks below the Middle East countries and the Global Average. The research indicates the influence of economic development indexes (e.g. the income), social development indexes (e.g. the education, gender equality, population growth rate, health status and usage of ICTs), and political development indexes (e.g. democracy index) on the EPI.
    Keywords: Environment, Environmental performance, environmental development, Development Indexes, Iran
  • Abozar Rosta *, Seyed Nemat MOUSAVI, Bahaedin Najafi Pages 77-92
    The main economic feature of this study is the creation of pollution in the process of economic growth and its negative impact on community welfare. This article analyzes the welfare loss of pollution resulting from production in Iranian economy using an augmented growth model and designing an economic-ecological system dynamics model. The aim of this study is to investigate the transfer of clean technology and environmental preferences of producers and consumers to pollution emissions and its impact on environmental quality and community welfare. In order to analyze the pattern, elements include functions, production, physical and human capital, accumulation of pollution, income distribution, and initial conditions, consumer utility and welfare. Regarding 2011 as a base year, the time path of per capita pollution and related welfare loss are simulated for the Iranian economy over the 20-year time horizon. in this research , welfare has been simulated in different scenarios including the diffusion of clean technology, preferences of producers and consumers. The results indicate that the amount of pollution emissions diffusion and welfare losses in economic activities increases with the increase in production and simulation results also confirm the trend. The simulation results indicate that with persistence of the status quo, pollution, emission pollution and its welfare loss rise with positive rate. The results show that by implementing the scenario of increasing the parameters of clean technology diffusion and environmental preferences of producers and consumers have an adverse effect on the rate of pollution and pollution emissions and welfare damages. By implementing the clean technology diffusion transfer scenario to 45% of the amount of pollution and the welfare damage due to it in 2031, will decrease by 60 % and 0.01 % , respectively. By implementing the scenario of environmental preferences of producers in the amount of 2 values of pollution, and welfare damages in 2031 will be reduced to 64.07 and 0.01 percent, respectively. Finally, by implementing the scenario of environmental preferences of consumers, the welfare damage caused by pollution in 1410 will be reduced to 0.02 percent.
    Keywords: Damage welfare, Economic Growth, System dynamic, Clean technology, Iran's economy
  • Zeinab Nazari *, Nematollah Khorasani, Sadat Feiznia, Mahmoud Karami Pages 93-104

    The purpose of this research is investigation of the heavy metals pollution in PM10 aerosols in atmosphere in city of Kermanshah. The concentrations of thirteen elements consisting of Cu, Ni, Pb, Cd, Se, Zn, Fe, Cr, Co, As, Mo, V were analyzed by ICP for 55 soil samples (in various point of the height of 600-1600m) and 41 aerosols samples. The heavy metals pollution have been investigated using geo- accumulation index, contamination factor, enrichment factor, factor analysis. The results obtained from this studying, showed that elements of Cu, Ni, Pb, Cd, Se, Co, As, V have low pollution, elements of Fe, Cr have medium pollution, element of Zn has high pollution, element of Mo has very high pollution. Based on results of enrichment factor, Zn is the most enriched element. Mo have located after Zn. These elements have high EF-values. This indicates that they are probably dependent on non-soil sources such as vehicle exhaust. Enrichment Factor for Cu, Pb, Ca, Ni, V and Cr are in the range of 1 to 10. This implies that these elements were influenced not only by crust, but also by other pollution sources. Enrichment Factor of other elements (selenium, arsenic, cobalt) are less than 0.1. This indicates that these elements have originated from the crust. Based on results of enrichment factor and factor analysis, these elements have anthropogenic source that emissions of vehicle and industry-oil burning emissions have the main role in emission to atmosphere.

    Keywords: Contamination Factor, Enrichment Factor, Factor analysis, Geo-Accumulation Index, heavy metals
  • Farhad Ghasemi Aghbash *, Samar Mortazavi, Reza Naderi Pages 105-114
    The role of trees in reducing the amount of heavy metals in the air and thus reducing the environmental risks cannot be denied. In the present study, distribution of cadmium, nickel, lead and zinc metals was investigated in leaf and skin of Plane tree, Ash and Eldarica pine in urban parks of Hamadan. For this purpose, in the different parks of Hamadan, samples were taken from the skin and leaves of the trees. After transferring the samples to the laboratory and digesting them, the concentration of metals was measured by atomic absorption. Comparison of the concentration of heavy metals in the leaves and the skin of the tree species showed that the Plane trees have a higher ability to absorb of heavy metals than the Ash and Eldarica pine trees. The zinc concentration in the skin and the leaves of the trees was higher than the concentrations of other elements. Comparison of the concentrations of the elements in the skin and the leaves of the trees with global standards showed that the concentration of cadmium in the skin and leaves of trees was higher than the standard limit and the concentration of nickel in the skin of the two Plane tree and Ash species was higher than the standard limit Which indicates the pollution of the urban environment. Correlation between the concentration of heavy elements in the skin and the leaves of the trees showed that there was a significant positive correlation between cadmium concentrations in leaves and skin of Plane tree and Eldarica pine trees (P <0.05). In general, the comparison of heavy metal concentrations in the leaf and skin of the tree species showed that Plant tree and Ash were very effective in absorbing heavy metals from their surroundings than Eldarica pine.
    Keywords: Urban park, Plane tree, Ash, Bioremediation, Heavy metals, Hamadan
  • Eisa Solgi *, Fouzieh Beigmohammadi Pages 115-126
    It is very important to study the concentration of heavy metals in plant species grown in agricultural soils because of the possibility of heavy metals accumulation. Gundelia tournefortii is one of the edible species used in different parts of the country that has the potential for growth in agricultural lands. In addition, the using of plants with high accumulation ability is one of the most effective methods for clearing up the soils contaminated with heavy metals. Accordingly, the present study examined the potential of Gundelia tournefortii as a heavy metal adsorbent in agricultural and non-agricultural lands. For this purpose, 4 stations in agricultural areas and 2 stations in non-agricultural areas (control) were selected. At each of these stations, three plant samples were completely removed from the root and surrounding soil were also collected. After preparation and digestion of samples, the concentrations of heavy metals such as chromium, nickel, zinc, copper, manganese and iron were determined using atomic absorption spectrophotometer. For each plant, bioconcentration and transfer factors were calculated. According to the results, Gundelia tournefortii is recognized as hyper accumulator for zinc, manganese, copper, and nickel and medium accumulator for chromium and iron. Also the findings showed significant differences between heavy metals concentrations in the agricultural and non agricultural areas for soil, shoot and root biomass (p <0.05). Therefore, the consumption of plants grown in agricultural lands is more risky due to the higher concentrations of heavy metals. Considering the accumulation of heavy metals based on the transfer and accumulation factors in this species, it can be proposed to remediate heavy metals contaminated areas.
    Keywords: Conger, heavy metals, Agricultural Land, Absorbent plant
  • Azita Koshafar *, Mohammad Velayatzadeh Pages 127-140
    This study was carried out to determine the amount of heavy metals arsenic, lead and cadmium in water and sediments of Nasseri wetland of Khuzestan province in 2014-2015. Sampling was done in three parts of north, central and south in winter and summer with three replications using standard methods. Arsenic and lead levels in Nasseri wetland were higher in summer than in winter, but cadmium concentrations were lower in summer. The concentration of cadmium and lead in wetland sediments was also higher in summer than in winter, but arsenic content in sediments was lower in summer. The levels of arsenic, cadmium, and lead in the Nasseri wetland were lower than the permissible national standard of Iran and international standards such as the US Environmental Protection Agency and the World Health Organization. The results of the contamination factor calculation showed that arsenic, lead and cadmium metals were classified as low, moderate and severely contaminated, respectively. The degree of contamination of the studied metals also showed that the contamination of Nasseri wetland sediments was moderate. As the pollution load index values were higher than 1, so this index also indicates contamination of Nasseri wetland sediments with cadmium, lead and arsenic metals. In terms of the enrichment factor of arsenic and lead metals in the low class and high cadmium was obtained, in other words, cadmium metal was of human origin, but arsenic and lead metals were enriched and of natural origin. Preventing and preventing the entry of any pollutants, especially heavy metals, into the Nasserian wetland can be achieved by developing appropriate treatment systems for the wastewater treatment plants.
    Keywords: Water, Pollution, Nasseri Wetland, sediments, heavy metals
  • Touraj Nasrabadi *, Gholamabbass Asadpour, Rafat Mohammadrezakhani Pages 141-148
    Using herbal and natural substances for treatment of drinkable water has been common in many developing countries. The present study aimed to investigate the efficiency of pistachio green hull coagulant on water and wastewater treatment processes. All experiments related to coagulation were done by Jar Test set. The water was contaminated artificially and kaolinite was used to create turbidity. In the present study, the effect of parameters such as pH, concentration of coagulant and primary turbidity on coagulation process and sedimentation of pistachio green hull was investigated. Results indicated that this coagulant, with the concentration of 50 mg/l, can reduce water turbidity most efficiently in pH=5 and primary turbidity of 300 NTU. Pistachio green hull has the best performance in coagulation process with 88% efficiency in the optimal condition. It has been suggested that pistachio green hull can be used as a natural coagulant-aid along with other chemical coagulants to reduce water/wastewater turbidity and also costs accordingly.                 Keywords:
    Keywords: Water Treatment, Turbidity, Pistachio green hull, Efficiency, Cost
  • Masoud Abdollahrash *, Mohammad Hassan Seif, Seyed Mohammad Shobeiri, Mahrouf Khaliliy Pages 149-160

    The purpose of this applied research is to design a model of environmental character education components. Character education is an endeavor to do the best for nature. 11 discovered main categories from the qualitative section of the research, and the initial likert scale questionnaire containing 130 items was prepared. Its face and content validity was verified by three consecutive delphis, and the final questionnaire containing 76 items was distributed among 384 secondary school students from the North-West of the country, who were selected through multistage cluster random sampling. 0.89 Cronbach’s alpha was showing the reliability of the research tool. The value of Kaiser-Meyer-Olkin (KMO)=0/85 and the significance of the bartlett test of sphericity showed the suitability of sampling. The results of confirmatory factor analysis showed that factorial load of all components were significant at the level of 0.01. The T-value for all components was greater than 1.96, which indicated a significant relationship between each components with environmental character education. Also, the fitting indexes standard root mean residual (RMSE) =0/056 and goodness of fit index (GFI) =0/95 represents an excellent fit of the model.

    Keywords: Character education, Environmental character education, high school students
  • Sanaz Sanaye Goldouz *, Majid Makhdoum, Hamidreza Jafari, Hassan Asilian Mahabadi Pages 161-176
    Environmental impact assessment (EIA) is a supportive and important tool for sustainable development. A tool that easily establishes the relationship between the economy, society, health and the environment and plays an important role in advancing sustainable development goals. One of the factors that can be effective in performing a proper environmental impact assessment is its proper training. In EIA, the concept of training is a combination of information transmission, knowledge, and most often goal-based skills, legal requirements, procedures, approaches, and process-related tools. Since EIA has found its legal place in policy making of countries, its training has also been required to develop the users' software and the formal skills. In Iran, EIA training has a history of more than thirty years. Today there may be a greater need for EIA training through new technologies. Training in knowledge web format combines knowledge and technology together to respond to users' needs well and in an up-to-date manner. This paper presents the Knowledge Network using an ontology model for EIA in Iran. The upper ontology classifies the concepts and communications in the process of preparing and implementing EIA, and the lower ontology introduces a variety of Multimedia Objects (MMOs) by developing appropriate training scenarios. This ontology can be transformed into a computer language and gives users access to a variety of concepts in the field of environmental impact assessment in a semantic web format. The ontology- based knowledge network for EIA is a solution for the existing needs and deficiencies in the system of EIA education. It creates coordination between trainings. And according to the development of virtual education in different aspects in Iran, it can update and complete with MMOs. The ontology of EIA can be modified, refined and developed and also be integrated with other ontologies in common.
     
     
     
     
     
    Key Words:
    Keywords: Environmental Impact Assessment (EIA), ontology, knowledge network, Semantic Web, Multimedia Objects (MMO)
  • Mohammad Hasan Sadeghi Ravesh * Pages 177-194

    Nowadays, Desertification is one of the greatest environmental challenges. It is a global issue & its serious consequences affect on biodiversity, environmental safety, poverty eradication, economic & social stability & sustainable development around the world. Therefore, the most appropriate way to determine the extent of desertification risk is using experimental models. In this study to investigate the desertification multi attribute utility theory model was used. For this aim, required data layers were provided in ArcView environment. Then work units were separated using geomorphology method. By determining the effective index, the index values were determined in each works unit & the value of the indices to one another was determined by Shannon entropy method. In continues with calculating the equation of indices utility in work units, multi-attribute utility function or utility coefficient was estimated. Finally, the results were presented as evaluation map. The results showed that 0.42 & 8.92 percent of total study area are classified in very high & high class of desertification, respectively, & moderate desertification (81.74 percent) has the most share of desertification in the study area. Based on all factors, desertification utility index values for the entire region with value of 0.8677 was classified in moderate class. The results of this research provide the possibility of planning to minimize the effects of desertification in development projects, & can create conditions that the balance between development & environment projects be possible according to the priorities & vulnerability mapping of the study area.

    Keywords: Desertification Intensity, Hierarchical structure, Multi Attribute Utility Theory (MAUT), multi criteria decision making (MCDM), Zoning
  • Fatemeh Afkari, Mohsen Akbari *, Azadeh Kazeminia Pages 195-208
    Since environmental disasters root in our planetary components with increasing environmental pollutants, the encouragement of environmental friendly behaviors is of particular importance. This research examined some factors influencing pro-environmental travel intentions among the groups of people who had an experience of traveling in the first half of 1396, by adopting "Value-Belief-Norm" theory and merging it with "expectancy". Given that the current research is carried out in the Iranian-Islamic society, and because it is important that the concepts also indicate the status of society, religious values were added to the values of the VBN theory. The statistical population was 1,921,865 people who have started their travels from Rasht, Anzali and Lahijan, and 384 people were determined as the samaple by using the Cochran formula. 400 questionnaires were distributed and eventually considering the distorted results, 391 of them were used in data analysis. The structural equation modeling with partial least squares were used to analyze data of present study.all the research hypotheses were supported, except for the no. 3. results indicate that 3 values of ecosystem (biospheric), altruistic and religion have a positive effect on the new ecological paradigm, and as a result, the new ecological paradigm has an influence on awareness of consequences and valence-which is the first concept in the expectation theory. the effects of expectation theory variables (valence, instrumentality and expectancy) were also supported in the order indicated. in addition, the positive effect of awareness of consequences on the instrumentality and ascription of responsibility, ascription of responsibility on expectancy and pro-environmental personal norm, and pro-environmental personal norm and expectancy on the intention to behave pro- environmentally while traveling was proven.
    Keywords: Religious vaules, Pro- environmental intentions of tourists, Value- belief- norm theory, Expectancy theory
  • Hamidreza Kamyab *, Atefeh Bagheri, Ali Shahbazi Pages 209-218
    Golestan National Park as a unique region due to its special topography and its climate conditions has a special quality. Panthera pardus saxicolor is one of the flag’s species of the region, which is in the category of the International Union for Conservation of Nature and Natural Resources in the endangered class. The most important factor in reducing the population of this species is the destruction of its habitats. Therefore, recognizing the factors affecting the suitability of Panthera pardus habitat as an efficient tool, can help managers to manage and conserve the remaining habitats and select new spots. In this study, firstly, the most desirable locations for the Panthera Pardus saxicolor habitat were used. Four different patches were selected as optimum patches using the multi-criteria evaluation model. Then, electric circuit theory was used to investigate the connectivity between the Panthera pardus saxicolor habitat of these patches. Based on flow maps, the pattern of movement and functional connectivity were identified for the target species as well as the connectional area in the study area. three habitat patches along with a communication path between them from the northwest of the national park to the south-east of the park in the central area were proposed as the best corridor for the Panthera pardus saxicolor species. Although the electrical circuit theory is relatively new, it has shown that it can be very useful in modeling the corridor design on the landscape.
    Keywords: Golestan National Park, Panthera pardus saxicolor, Habitat corridor, Electric circuit theory, Multi criteria evaluation
  • Javad Motamedi *, Esmaeil Sheidai Karkaj, Elham Azad Mosavi Pages 219-234

    Reports on the monitoring of rangelands of the country indicate that the variety of rangelands habitats is declining. In order to restore these ecosystems, it is necessary to study the desirability of habitats for rangeland species and to determine the most important environmental factors affecting their distribution. Hence, the desirability of mountainous habitats of Urmia for the species of Verbascum stachydiforme L. was considered as a valuable medicinal plant using the ecological niche factor analysis model (ENFA). Ecological niche factor analysis is a multivariate analysis method for studying the geographic distribution of species in the scale of presence data as an associated variable and environmental factors as an independent variable. For this purpose, the spatial data of the presence of the Verbascum stachydiforme (actual area) was recorded with GPS and the environmental factors (climate, topography and earth) related to the habitat were measured. By introducing climatological, topographic and earthy information layers and the map of the presence of species into the biomaper software, a potential habitat map was created. The results showed that of 2,220 hectares of studied habitats, 480 hectares (21.6%) are the potential habitat for Verbascum stachydiforme species. In this regard, the accuracy of the model based on the Boys Index and the use of the Medium Algorithm was evaluated 99%. Also, the compliance rate of the map prepared with the actual map of cover, according to Kappa coefficient, was 0.91. The results of this research can be used to identify areas susceptible to range improvments.

    Keywords: Ecological niche factor analysis (ENFA), Verbascum stachydiforme, the desirability of habitats, mountain rangelands
  • Mohammad Sarbaz, Maryam Morovati *, Mahdi Tazeh Pages 235-246

    Diversity has experienced a sharp decline over the past 60 years compared to any time in human history. Reducing biodiversity is associated with the degradation of ecosystems, which in turn affects human well-being through the lack of ecosystem service benefits that ecosystems provide. Ecosystems contribute to the conservation of biodiversity at various levels of diversity through the provision of habitat services. The results showed that the lands of garden, agronomic and residential lands were 64%, 6% trench rangelands and 6% reduction of ors and 6%. And semi- dense rangelands of 15% and semi-dense ors 1% increased. The results showed that the lands of garden, agronomic and residential lands were 64%, 6% trench rangelands and 6% ors was Decreased. And semi-condensing rangelands, 15% and semi-dense ors 1% increased. The results showed that the quality of habitat has dropped by about 12,000 hectares over the past 30 years, in other words, the areas covered by quality habitats dropped from 36.98 to 25.25 percent. The results showed that the quality of habitat has dropped by about 12,000 hectares over the past 30 years, in other words, the areas covered by quality habitats dropped from 36.98 to 25.25 percent and 29253 ha of the region (about 26%) had a moderate scarcity index and2405 ha of the region (2.2%) with a high scarcity index, which required the further protection of the habitats of this area. Based on the findings of this study, the most important factors affecting the habitat services and as a result of the wildlife of this region Can be expressed factors such as habitat destruction, unauthorized hunting, cattle grazing, corral, The presence of flock dogs and recent droughts.

    Keywords: Habitat quality, Protected area of Ors Sistan, Change in usage, InVEST, Habitat service
  • Zeynallah Layghi, Hamid Reza Riyahi Bakhtyari *, Ali Jafari Pages 247-258

    Increasing urban population growth, industrialization and climate change have led to environmental pollution and therefore attracted attention of city managers and planners to green space, due to its key role in reducing pollution and climate effects. In this study, using remote sensing, geographic information system and field works, the quantity and quality of urban green space in a district one of Shahrekord municipality has been investigated. QuickBird satellite images with high spatial resolution were used to calculate per capita green space and the distribution of green spaces in the concerned municipal district of Shahrekord city. To discriminate different land uses in the study area, image classification was performed using NDVI index and maximum likelihood algorithm. To assess the accuracy of the classification results, the ground truth map was prepared using field works and recording of ground points by GPS. Based on the error matrix, the overall accuracy of 91% and kappa coefficient of 0.85 were obtained. The total per capita green space (public and non-public green spaces) and per capita park for each person was 13.87 and 12.18 square meters respectively. Moreover, the results showed that the distribution of green spaces does not follow a specific pattern, but distributed equally and fairly throughout the region. Finally, with the recognition of empty spaces without any residential applications, suitable places for green spaces establishment and compensating for the lack of per capita park were proposed.

    Keywords: Remote Sensing, QuickBird satellite images, Geographic information system, overall accuracy, Green spaces per capita
  • Maryam Fallah *, Ahmadreza Pirali, Aliakbar Hedayati Pages 259-272
    In studies of surface and underground water resources management, contamination and their spread are very important issues in areas affected by the source of contamination. One of the environmental impacts of land-used change is its direct impact on surface water quality; therefore, it is investigated that how would landscape characteristics and land-use patterns could affect water quality and ecosystem management. In this regard, the effects of six land use including forest and gardens, agriculture and pasture, urban and village, water, sea, vegetation and surface water withdrawal were identified to examine how landscape influence water quality parameters in Anzali wetland (one of the most important wetlands in Iran). Landscape metric of this study were included number of Patches, Edge Density, Percentage of landscape, Total Edge, Patch Density, Class Area and Largest Patch Index and water quality parameters including COD, NO3, COD, P, BOD5. The processing of satellite images was done in the IDRISI and the calculation of related measures using Fragstates software. In this study was at the period of 28 years (1983-2011). The results indicated that water quality was significantly correlated with both proportions and configuration of agriculture and pasture areas. Total edge of Agriculture and pasture area had negative effects on water quality, especially on NO3 and BOD5. In general, the results of the changes in the measured parameters indicated destruction and degradation of the landscape of International Anzali Wetland.
    Keywords: Water Quality, land use, Landscape metrics, Vegetation, Agricultural Lands, International Anzali wetland
  • Younes Goli * Pages 273-284

    Economic growth along with increasing environmental quality is one of the desires of every economy. Although the development of the industrial sector has always been an effective solution to increase economic growth, it has a high coefficient of producing of pollution. The study examines the spatial effect of industrialization on CO2 emission in Iran’s province by using spatial econometric approach over 2006-2014. The evidence shows that there is a positive spatial effect of CO2 emission between provinces. Also, industrialization, urbanization and population density have a significant positive effect on CO2 emissions, And the spatial effects of industrialization and urbanization are 0.104 and 0.23 respectively. But economic growth has a non-significant effect on the emission of CO2, which reflects the importance of less energy-intensive sectors in development. Therefore, allocation of credits in accordance with the direct and indirect benefits of reducing pollution, paying attention to the potential of less energy-intensive sectors in creating economic development, improving the technology of the manufacturing sector and increasing the quality of public transport system can be considered as effective policies to reduce emissions.

    Keywords: Industrialization, Environmental Quality, Spatial effect, Iran
  • Hadi Keshmiri, Marzieh Gholampour * Pages 285-298
    Design for Sustainable Behaviors is a new field of research that aims to reduce the social and environmental consequences of buildings in their life cycles, through changing users’ habits and forcing them to improve their behaviors in different ways. A large part of these consequences is related to energy consumption in buildings. Among the proposed theories in this area, it seems that less attention has been paid to different cultural contexts and the barriers of design methods in shaping behavior to reduce energy consumption. The purpose of this study is to investigate how architectural design affects behavior to reduce energy consumption. Accordingly, it was hypothesized that architectural design can reduce energy consumption and realize sustainable behavior through overcoming inappropriate utilization culture and behavior transforming. A survey was conducted in this mixed-method (quantitative and qualitative), Correlation type, and Structural equation modeling study. Shiraz residents in February 2017 were determined as the statistical population. 385 people were determined as the sample size based on the Cochran formula, and by the Non-Probability sampling method. The correlation of variables was assessed, and the hypotheses were proved using statistical software SPSS16 and AMOS22, after confirmation of Face validity, content validity, construct validity and reliability of the researcher-made questionnaire. The results prove the impact of culture, architecture, and behavior on energy consumption. Finally, in addition to introducing culture as a barrier to designing in shaping behavior to reduce energy consumption, the necessity of environmental modification in a way that leads users toward the desired direction, was emphasized.
    Keywords: Sustainable behaviors, Architectural Design, Utilization culture, energy consumption, Residential Buildings
  • Hadi Veisi *, Farhad Nori Najafi, Kours Khoshbakhat, Reza Mirzaei Talar Poshti Pages 299-312

    This study was conducted to analyze the effects of Sahand Dams on the sustainability of agroecosystems in Hashtrod- East Azerbaijan basin, Iran. This study used an impact evaluation with ecosystem services approach to explore the effects of Sahand dam agroecosystems. In this line, building Sahand dam was considered as a diving force and its effects were scrutinized on the functions, properties as well as human welfare and livelihood. A total of 112 farmers were sampled who were settled in upstream and downstream, randomly. The principal component analysis was used to identify the impact factors of Sahand dam, explored several factors, including the protection of water and soil resources, agricultural productivity, the enhancement of social position and livelihood, enhancement of cultural capital, and quality of life, tourism and employment development as well as sturactural changes. According to ecosystem management approach, it was concluded that the Sahand Dam through strengthening ecological potential and capacity contribute to flourishing livelihood and community welfare. However, due to ignorance of the integrity of agricultural landscape upstream settlements face inequity in terms of income and resources. In this regard, human capacity building and the enforcement of new law for establishment of ecosystem approach in management emphasis on payment for ecosystem services e.g. water quality and quantity trading recommended.
                                    
     
     
     
    Key words:

    Keywords: Agroecosystem, Ecosystem management, Impact Assessment, Sanhand dam, Sustainability