فهرست مطالب

پژوهش آب در کشاورزی - سال سی و چهارم شماره 1 (بهار 1399)
  • سال سی و چهارم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/29
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علی مومن پور*، مریم دهستانی اردکانی، ولی سلطانی گردفرامرزی، محمدهادی راد، محمدرضا وظیفه شناس، امین آناقلی، فاطمه احمدی، زهرا جماعتی اردکانی صفحات 1-14

    به منظور تعیین آستانه تحمل به شوری و شیب کاهش عملکرد در برخی از ارقام و ژنوتیپ های انتخابی انار، پژوهشی به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفیبادوعاملژنوتیپانار در 12 سطح (شیشه کپ فردوس، ملس یزدی، ملس ساوه، رباب نیریز، گلنار زینتی ساوه، گلنار زینتی سروستان، گلنار زینتی شهداد، نرک لاسجرد سمنان، وحشی بابلسر، پوست سیاه اردکان، چاه افضل و وشیک ترش سراوان) و میانگین شوریخاکدر پنجسطح (5/1، 8/3، 2/6، 3/9 و 6/12 دسی زیمنس برمتر)و با چهار تکرار (مجموعا 240 گلدان)، انجامشد.بر اساسنتایج،کمترین میزان آستانه تحمل به شوری در ژنوتیپ وشیک ترش سراوان (02/3 دسی زیمنس بر متر) و پس از آن در رقم ملس ساوه (25/3 دسی زیمنس بر متر) و گلنار زینتی ساوه (40/3 دسی زیمنس بر متر)، مشاهده شد. بیشترین آستانه تحمل به شوری در ژنوتیپ های گلنار زینتی شهداد، چاه افضل، پوست سیاه اردکان و رقم ملس یزدی، به ترتیب به میزان (90/4، 70/4، 38/4 و 17/4 دسی زیمنس بر متر) و بیشترین مقدار شیب کاهش عملکرد به ازای افزایش هر واحد شوری (بر حسب دسی زیمنس برمتر)، در ژنوتیپ گلنار زینتی ساوه (89/7 درصد)و پس از آن در ژنوتیپ های گلنار زینتی سروستان (39/7%)، وشیک ترش سراوان (69/6%) و رقم ملس ساوه (33/6%)، مشاهده شد. کمترین مقدار شیب کاهش عملکرد در ژنوتیپ های چاه افضل، پوست سیاه اردکان و نرک لاسجرد سمنان به ترتیب به میزان (83/2%، 88/2% و 89/2%)، مشاهده شد. در مجموع نتایج نشان داد که میزان شوری که موجب کاهش عملکرد 50% در ژنوتیپ های چاه افضل، پوست سیاه اردکان و نرک لاسجرد سمنان شد، در حدود دو برابر میزان شوری بود که موجب کاهش عملکرد 50% در ژنوتیپ های گلنار زینتی ساوه، گلنار زینتی سروستان و وشیک ترش سراوان و رقم ملس ساوه شده بود. کاهش 50% عملکرد در ژنوتیپ های چاه افضل، پوست سیاه اردکان و نرک لاسجرد سمنان به ترتیب در شوری های 37/22، 74/21 و 10/21 دسی زیمنس برمتر، مشاهده شد. در پژوهش های قبلی گزارش شده است کهدر شوری 4/8 دسی‏زیمنس بر متر تا میزان 50% از عملکرد (بیوماس) درختان انارکاسته می شود، در حالیکه نتایج این پژوهش نشان داد که در ژنوتیپ های چاه افضل، پوست سیاه اردکان و نرک لاسجرد سمنان در شوری 4/8 دسی‏زیمنس بر متر تنها به ترتیب 47/10، 58/11 و 30/13 درصد از عملکرد کاسته شد.بر این اساس، ژنوتیپ های چاه افضل، پوست سیاه اردکان و نرک لاسجرد سمنانبرای انجام آزمایش ها و مطالعات تکمیلی و کاشت به عنوان پایه در ایستگاه چاه افضل مرکز ملی تحقیقات شوری انتخاب شدند.

    کلیدواژگان: آب و خاک شور، پوست سیاه اردکان، ژنوتیپ چاه افضل، شیب کاهش عملکرد، نرک لاسجرد سمنان
  • میثم عابدین پور*، هادی دهقان، مهدی مکاری، هادی معماریان صفحات 15-28

    این تحقیق به منظور شبیه سازی اجزای بیلان آب در مقیاس مزرعه ای، پیش بینی رطوبت در نیمرخ خاک، و هم چنین عملکرد دانه در مزارع تحت آبیاری گندم در دشت نیشابور انجام شد. در این راستا، تعداد سه مزرعه در نقاط مختلف دشت انتخاب گردید. داده های ورودی مدل AquaCrop شامل پارامتر های هوا، خاک، گیاه و عملیات زراعی در هر کدام ازمزارع جداگانه جمع آوری گردید و سپس اطلاعات مورد نیاز مدل و ویژگیهای زراعی گندم واسنجی شد. اندازه گیری رطوبت خاک مزارع از سه عمق (03-3 ،03-03 و03-03) سانتی متر و در پنج نوبت در فصل زراعی انجام شد. برای ارزیابی کارآیی مدل از آماره های متوسط خطای ریشه میانگین مربعات (RMSE) کارآیی مدل (EF) و خطای برآورد (Pe) استفاده شد. نتایج حاصل از شبیهسازی رطوبت در نیمرخ خاک نشان داد که مدل مزبور مقدار رطوبت را در عمقها و زمانهای مختلف به خوبی شبیه سازی میکند. نتایج تحقیق نشان داد که آماره های ارزیابی کارآیی مدل در مرحله واسنجی برای شبیهسازی رطوبت خاک مرحله در مقادیر این. بود درصد 0/5<Pe<91 و 3/03<EF<3/09 ،3/300<RMSE<3/300 بهترتیب مزارع همه در وحداکثر حداقل. گردید حاصل درصد 0/0<Pe<90 و 3/00<EF<3/01 ،3/305<RMSE<3/309 مدل اعتبارسنجی درصد خطای شبیه سازی مدل برای عملکرد دانه و کارآیی مصرف آب در همه مزارع تحت مدیریت کشاورز به ترتیب 0/0-%1 %و 0-%0/1 %بود. با توجه به نتایج تحقیق، مدل AquaCrop قادر است میزان رطوبت خاک، عملکرد دانه و کارآیی مصرف آب را در شرایط مشابه این مزارع با دقت قابل قبولی شبیه سازی نماید.

    کلیدواژگان: گندم آبی، زی توده، کارآیی مصرف آب
  • محمدحسین بناکار*، سید علی محمد چراغی، مهدی کریمی زارچی، محمدحسن رحیمیان صفحات 29-49

    با توجه به کمبود منابع آب متعارف و افزایش شوری منابع آب و خاک، استفاده از گیاهان شورپسند برای تولید علوفه و امنیت غذایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به منظور مقایسه عملکرد علوفه برخی گونه ‎های شورپسند در روش های مختلف آبیاری (قطره ای، بابلر، جویچه ای)، پژوهشی در مزرعه تحقیقاتی مرکز ملی تحقیقات شوری واقع در شهرستان صدوق استان یزد طی سه سال متوالی انجام شد. این آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک تصادفی در سه تکرار انجام شد، بطوریکه سیستم های مختلف آبیاری در پلات های اصلی و گونه های گیاهی شورپسند (Atriplex halimus، A. lentiformis، A. canesence، A. nummulariaو Kochia indica) در پلات های فرعی قرار گرفتند. آبیاری با آب شور dS.m-114 انجام گردید و پس از اینکه گیاهان به رشد کافی رسیدند، هر سه تا چهار ماه یک بار برداشت شده، عملکرد و اجزاء عملکرد علوفه و نیز کارآیی مصرف آب در روش های مختلف آبیاری اندازه گیری شد. صرف نظر از روش آبیاری، گونه A. canesenceو سپس A.halimusبه ترتیب با تولید 48/7 و 28/3 تن در هکتار علوفه خشک، بیشترین میزان علوفه را در بین گونه های مورد مطالعه تولید کردند که اختلاف آنها با یکدیگر و با سایر گونه ها در سطح پنج درصد معنی دار بود. در روش آبیاری جویچه ای، بیشترین و کمترین مقدار کارآیی مصرف آب به ترتیب متعلق به گونه های A. canesenceو K. indicaبود. در روش های آبیاری بابلر و قطره ای نیز گونه A. canesenceبیشترین مقدار کارآیی مصرف آب را داشت. بر اساس نتایج، بالاترین مقدار کارآیی مصرف آب (kg/m326/2) از گونه A. canesenceدر آبیاری به روش بابلر و پایین ترین مقدار (kg/m3 07/0) از گونه K. indicaدر آبیاری به روش قطره ای به دست آمد. بنابراین، با در نظر گرفتن صرفه اقتصادی و سهولت بهره برداری از سامانه آبیاری، بر اساس نتایج این تحقیق، گونه A. canesenceبا عملکرد علوفه خشک 73/7 تن در هکتار با آبیاری به روش جویچه ای و 81/8 تن در هکتار با آبیاری به روش بابلر به عنوان گونه برتر برای تولید علوفه در شرایط شور توصیه می شود. تکرار آزمایش با تعیین آب مورد نیاز هر گیاه بر اساس تبخیر و تعرق یا تغییرات رطوبت خاک به نتیجه گیری کمک خواهد کرد.

    کلیدواژگان: آبیاری جویچه ای، بابلر، قطره ای، شوری، عملکرد، کارآیی مصرف آب
  • فرزین پرچمی عراقی*، فاطمه سمیع پور، عدنان صادقی لاری صفحات 51-64
    به دلیل تغییرات زمانی سریع تراز آب زیرزمینی کم عمق و  اجزای بیلان آب و نیز به لحاظ وسعت قابل توجه (حدود 20 هکتار) هر قطعه از مزارع نیشکر با زهکشی زیرزمینی در استان خوزستان، شبیه سازی واقع بینانه فرآیندهای زراعی-هیدرولوژیکی حاکم بر این مزارع چالش برانگیز است. در پژوهش حاضر، از طریق کاربرد نسخه تصحیح شده ای از مدل SWAPو گونه بهبود یافته ای از الگوریتم بهینه سازی رفتار جمعی اجزای یکپارچه (UPSO)، یک طرح مدل سازی زراعی-هیدرولوژیکی توزیعی با قابلیت واسنجی زیرروزانه با امکان شبیه سازی زهکشی زیرزمینی کنترل شده ساخته شد. طرح مدل سازی مزبور در یکی از مزارع کشت و صنعت نیشکر امام خمینی (ره) با مدیریت زهکشی کنترل شده (کنترل سطح ایستابی در عمق 90 سانتی متر) و کشت اول نیشکر (رقم CP48-103) طی دوره شبیه سازی 28/4/1389 تا 20/9/1390 (به مدت 481 روز) به کاربرده شد. نتایج واسنجی و صحت یابی مدل مزبور حاکی از قابلیت تعمیم پذیری مناسب مدل در شبیه سازی رطوبت خاک، عمق سطح ایستابی و جریان زه آب خروجی (با آماره ضریب راندمان مدل، EF، به ترتیب، برابر با 829/0، 922/0 و 857/0 طی مرحله واسنجی و آماره EF به ترتیب، برابر با 877/0، 781/0 و 712/0 طی مرحله صحت یابی)، شبیه سازی نیم رخ غلظت املاح آب خاک و شوری زه آب خروجی از سیستم زهکش زیرزمینی)با آمارهریشه میانگین خطای نرمال شده، NRMSE، به ترتیب، برابر با 124/0 و 079/0 در مرحله واسنجی و آماره NRMSE به ترتیب، برابر با 152/0 و 072/0 طی مرحله صحت یابی) و شبیه سازی شاخص سطح برگ، عملکرد نی و عملکرد ساکارز (با آماره EFبه ترتیب، برابر با 997/0، 993/0 و 988/0 در مرحله واسنجی) بود. بر اساس اجزای بیلان املاح شبیه سازی شده طی دوره مطالعاتی، حدود 10/30 تن نمک بر هکتار از طریق آبیاری به مزرعه مطالعاتی وارد و حدود 25/46 تن نمک بر هکتار از طریق سیستم های زهکشی سطحی و زیرزمینی به بدنه های آبی پذیرنده تخلیه شد.
    کلیدواژگان: برنامه نویسی موازی، بهینه سازی رفتار جمعی اجزا، پنمن-مانتیث ASCE، شوری، هیدرولوژی محیط غیراشباع
  • فاطمه حاجی آبادی، فرزاد حسن پور، مصطفی یعقوب زاده، حسین حمامی*، سید محسن سیدی صفحات 65-78

    تنش شوری و خشکی از مهم ترین عواملی هستند که رشد و نمو گیاهان را در نواحی خشک و نیمه خشک محدود می کنند. به منظور بررسی اثرات مقدار و شوری آب آبیاری بر روی عملکرد و اجزای عملکرد گندم رقم سیروان آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند و در سال زراعی 97-1396 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل مقدارهای مختلف آبیاری در چهار سطح (125%، 100%، 75% و 50% نیاز آبی گندم) و شوری آب آبیاری در سه سطح (6/1 دسی زیمنس بر متر، شش دسی زیمنس بر متر و 8/7 دسی زیمنس بر متر) بود. نتایج آزمایش نشان داد که اجزای عملکرد، عملکرد بیولوژیک و دانه گندم به طور معنی داری تحت تاثیر مقدار آب آبیاری، شوری آب آبیاری و اثر متقابل آن ها قرار گرفتند.بیش ترین مقدار عملکرد بیولوژیک و دانه گندم متعلق به تیمار 125% نیاز آبی گندم × شوری 6/1 دسی زیمنس بر متر به ترتیب با 1535 و 76/588 گرم در مترمربع بود. افت 65% عملکرد بیولوژیک و دانه گندم در تیمار50% نیاز آبی گندم × شوری 8/7 دسی زیمنس بر متر در مقایسه با تیمار 125% نیاز آبی گندم × شوری 6/1 دسی زیمنس بر متر مشاهده شد. عملکرد بیولوژیک و دانه بین تیمارهای 125% نیاز آبی گندم × شوری 6/1 دسی زیمنس بر متر و 100% نیاز آبی گندم × شوری 6/1 دسی زیمنس بر متر اختلاف معنی داری را نشان ندادند. در تیمارهای مقدارهای آبیاری، اگرچه در بیشتر صفات تیمار 125% نیاز آبی گندم تیمار برتر بود ولی اختلاف معنی داری با تیمار مصرف 100% نیاز آبی گندم نداشت. با توجه به نتایج این آزمایش، ضرورت دارد در شرایط شور، برای ممانعت از تجمع شوری در منطقه توسعه ریشه و کاهش اثرات منفی آن، آبیاری طبق نیاز آبیگندم انجام گیرد.

    کلیدواژگان: تنش آبی، تنش شوری، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، نیاز آبی
  • هادی دهقان*، مهدی مکاری، میثم عابدین پور صفحات 79-91
    با توجه به افت کمی و کیفی منابع آب زیرزمینی، بهینه سازی مصرف آب در کشاورزی ضروری است. یکی از روش های بهینه سازی مصرف آب در کشاورزی بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک، استفاده از توابع تولید آب- شوری- عملکرد می باشد. لذا این مطالعه به منظور پیش بینی عملکرد و اجزای عملکرد گیاه اسفناج و تعیین تابع تولید بهینه در شرایط تنش شوری و خشکی در منطقه کاشمر اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار شامل سه فاکتور شوری (آب شرب 75/0=S1، 4=S2، 8=S3دسی زیمنس بر متر) و سه سطح آبیاری (شامل آبیاری کامل (100% نیاز آبی)=I1، I175%= I2و I150%= I3) اجرا گردید. داده های عملکرد و اجزای عملکرد اسفناج (شامل سطح برگ، ارتفاع گیاه، ارتفاع ساقه، طول ریشه، وزن خشک گیاه و وزن خشک ریشه) بر مدل های مختلف توابع تولید شامل خطی ساده، کاب داگلاس، درجه دوم و متعالی برازش داده شد و پس از تعیین ضرایب توابع مختلف، تابع تولید بهینه اسفناج تعیین گردید. برای ارزیابی توابع مختلف از شاخص های آماری میانگین مجذور مربعات خطای نرمال شده، میانگین مطلق خطا، کارایی مدل سازی، شاخص توافق و ضریب تعیین استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب تعیین (R2) برآورد وزن کل زی توده توسط توابع درجه دوم، متعالی، خطی ساده و کاب داگلاسبه ترتیب 93/0، 89/0، 88/0 و 86/0 بود. همچنین، بیشترین مقدار شاخص های میانگین مجذور مربعات خطای نرمال شده و میانگین مطلق خطا مربوط به توابع خطی ساده و کاب داگلاس می باشد. بنابراین بر اساس نتایج این تحقیق، تابع تولید درجه دوم به عنوان تابع تولید بهینه برای عملکرد و اجزای عملکرد گیاه اسفناج، در منطقه قابل توصیه می باشد.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، تنش شوری، کاب داگلاس، مدل خطی ساده، مدل درجه دوم
  • سمیرا مصری، شجاع قربانی دشتکی*، حسین شیرانی، ابوالقاسم کامکار روحانی، حمیدرضا متقیان صفحات 93-105
    آب خاک از عوامل مهم موثر در رشد گیاه است. روش های متفاوتی برای تعیین آب خاک وجود دارد. از آنجا که تعیین رطوبت حجمی به روش آزمایشگاهی زمان بر بوده و موجب برهم خوردگی خاک می شود، این پژوهش به منظور ارزیابی برخی روش های صحرایی (درجا) اندازه گیری رطوبت خاک انجام شد. برای اندازه گیری رطوبت خاک از روشمقاومت الکتریکی با آرایش الکترودی ونر، روش رادار نفوذی به زمین با آنتن 700 مگاهرتز و دو حس گر (thetaml2 وsm300)، در 72 نمونه خاک هایی با بافت لوم، لوم شنی، لوم سیلتی، رسی سیلتی، رسی لومی و سیلتی رسی لومی در بخش هایی از حوزه آبخیز شهرکرد استفاده شد. نتایج به دست آمده ضریب همبستگی بین رطوبت خاک و عکس مقاومت الکتریکی زمین را 85/0 نشان داد. همچنین، ضریب همبستگی بین مقادیر حاصل از روش رادار زیرسطحی، حس گر sm300و thetaml2با نتایج به دست آمده از اندازه گیری های آزمایشگاهی به ترتیب برابر بود با 86/0، 94/0 و 86/0 و شاخص CRM 52/0- ، 75/0- و 22/1- بدست آمد. با مقایسه مقاومت ویژه الکتریکی، رطوبت به دست آمده از رادار نفوذی به زمین و حس گر sm300و thetaml2با رطوبت حجمی اندازه گیری شده در آزمایشگاه، مقادیر ریشه میانگین مربعات خطا به ترتیب 41/8، 4، 3/5 و 6/8 و  RRMSEبه ترتیب 10، 31، 29 و 26 به دست آمد. آزمون دانکن بین رطوبت ها نشان داد که اختلاف رطوبت به دست آمده از حسگرها با رطوبت اندازه گیری شده در آزمایشگاه در سطح 5 درصد (05/0p<) معنی دار بود. بر اساس نتایج ، حس گر sm300دارای بالاترین میزان همبستگی و رادار نفوذی به زمین دارای کمترین خطا (RMSE) در بین سایر روش ها بود. با توجه به مقدار RRMSEهمه حس گرها تخمین مناسبی از رطوبت خاک داشتند. به طور کلی، برای تعیین رطوبت حجمی نیمرخ خاک در مقیاس های مزرعه تا زیر حوضه، روش مقاومت الکتریکی، رادار زیرسطحی و حس گر های رطوبتی به دلیل سهولت استفاده و تعیین دامنه گسترده رطوبت خاک، می تواند به عنوان روشی اقتصادی و سریع بدون تخریب ساختمان خاک،مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: روش مقاومت الکتریکی زمین، رادار زیرسطحی، ثابت دی الکتریک، حس گر رطوبت
  • بختیار کریمی*، فریبا علی نظری صفحات 107-119
    تخمین ابعاد جبهه رطوبتی موجب افزایش راندمان کاربرد و استفاده بهینه از آب  می گردد. با توجه به این که بیش تر زمین هایکشاورزی تحت کشت در اکثر مناطق دنیا نا مسطح است، شناخت الگوی نسبتا مناسب جبهه ی رطوبتی در اراضی شیب دار برای مدیریت و بهره برداری صحیح از سیستم هایآبیاری قطره ای ضروری می باشد. در این پژوهش، برای اندازه گیری جبهه پیشروی رطوبت در خاک دو مدل فیزیکی به شکل مکعب مستطیلساخته شد. از مدل کوچکتر برای انجام آزمایش با دبی کمتر و از مدل بزرگتر برای آزمایش با دبی بیشتر استفاده شد. آزمایش ها برای چهار شیب مختلف (0%، 10%، 20% و 30%)، سه نوع خاک با بافت های مختلف (سبک،متوسط، سنگین)،  با سه دبی قطره چکان (2، 4 و 6 لیتر در ساعت) به انجام رسید. نتایج نشان داد که گسترش پیاز رطوبتی در اراضی شیبدار در قسمت پایین دست و بالادست قطره چکان (برای دبی ها و خاک های مختلف) متفاوت می باشد، بنابراین، طراحی در ارتباط با موقعیت قرارگیری قطره چکان و گیاه در اراضی شیب دار بایستی متفاوت از اراضی مسطح باشد و با توجه به ماهیت اراضی شیب دار و موقعیت گیاه به سمت پایین قطره چکان تغییر مکان داده شود که مقادیر دقیق آن وموقعیت دقیق قرارگیری قطره چکان ها برای سناریوهای مختلف (برای دبی ها، شیب ها و خاک های مختلف) در این تحقیق ارایه شده است. نتایج نشان داد که درصد شعاع خیس شده پایین دست قطره چکان در اراضی شیبدار برای سه نوع خاک سنگین، متوسط و سبک به ترتیب بین 5/81-2/49%، 76-2/49% و 7/70-3/48% متغییر می باشد و این مقادیر برای درصد شعاع خیس شده بالادست قطره چکان به ترتیب بین 8/50-5/%18، 8/50-%24 و 7/49-3/29% متغییر می باشد.  نتایج این تحقیق می تواند به عنوان یک راهنمای کلی در طراحی سیستم های آبیاری قطره ای در اراضی شیبدار استفاده گردد و موقعیت گیاه و قطره چکان را به صورت نسبتا دقیقی مشخص کند.
    کلیدواژگان: پیاز رطوبتی، قطر خیس شده، مساحت خیس شده، توزیع افقی و عمودی رطوبت
  • میلاد دوست حسینی، حمید سودایی زاده*، رستم یزدانی بیوکی، محمدرضا سرافراز اردکانی، محمدعلی حکیم زاده صفحات 121-135

    تحقیق حاضر در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 97-1396 در گلخانه تحقیقاتی مرکز ملی تحقیقات شوری انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل هفت سطح شوری آب (3 (شاهد)، 10، 20، 30، 40، 50 و 60 دسی زیمنس بر متر) بود که اثر آن برگونه سیاه شور بررسی گردید. در این مطالعه صفاتی از جمله طول گیاه، وزن تر و خشک گیاه، سطح برگ، محتوای کلروفیل، قند محلول و میزان پرولین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر سطوح تنش شوری بر تمامی ویژگی های مورد بررسی معنی دار بود. افزایش شوری سبب کاهش معنی دار طول گیاه شد، به طوری که گیاهان تیمار شده با شوری 60 دسی زیمنس بر متر نسبت به گیاهان تحت تنش شوری سه دسی زیمنس بر متر با 37/12 درصد کاهش طول گیاه مواجه شدند. وزن تر، وزن خشک، سطح برگ، کلروفیل a و کلروفیل کل با افزایش تنش شوری از 3 تا 30 دسی زیمنس بر متر افزایش معنی دار داشتند و سپس با افزایش شوری تا سطح 60 دسی زیمنس بر متر به طور معنی داری کاهش یافتند. با افزایش شوری از 3 تا 30 دسی زیمنس بر متر وزن خشک گیاه به میزان 7/3 گرم در بوته افزایش یافت سپس با افزایش شوری تا سطح 60 دسی زیمنس بر متر وزن خشگ گیاه با کاهش معنی داری مواجه شد. افزایش شوری از تیمار شاهد تا سطح 60 دسی زیمنس بر متر سبب افزایش میزان پرولین (03/52 %) و قندهای محلول (12/21 %) گیاه شد. حدآستانه تحمل به شوری آب آبیاری در گیاه سیاه شور 31 دسی زیمنس بر متر و شیب کاهش ماده خشک آن به ازای افزایش هر واحد شوری 22/0 % بود.

    کلیدواژگان: آستانه تحمل به شوری، پرولین، کلروفیل، وزن تر، وزن خشک
  • پریا راشکی، حلیمه پیری*، عیسی خمری صفحات 137-150
    در این تحقیق، اثر مقادیر مختلف آب آبیاری و کود پتاسیم بر چای ترش مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش درقالبطرح کرت های یک بارخرد شده به صورت بلوک کامل تصادفی در سه تکرار با چهار تیمار آب آبیاری (I1 ، I2 ، I3و I4به ترتیب معادل 40%، 60%، 80% و 100% نیاز آبی گیاه) سه سطح پتاسیم (K1، K2وK3  به ترتیب معادل 50%،  75% و 100% نیاز کودی پتاسیم) به عنوان کرت فرعی انجام شد. در پایان آزمایش، پارامترهای کمی شامل ارتفاع گیاه، وزن و تعداد کپسول، عملکرد خشک و کارآیی مصرف آب آبیاری اندازه گیری شد. همچنین، پارامترهای کیفی شامل مقدار آنتوسیانین، پروتیین و کربوهیدرات برای بررسی اثرات تنش آبی و کودی بر کیفیت چای ترش اندازه گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که اثرات ساده آب آبیاری و کود پتاسیم بر تمامی پارامترهای اندازه گیری شده در سطح احتمال 1% و 5% معنی دار گردید. بیشترین عملکرد از تیمارهای 100 % مصرف کود پتاسیم و 80 % نیاز آبی به دست آمد. بیشترین بهره وری آب آبیاری در تیمار 60 % نیاز آبی 100% مصرف کود پتاسیم به دست آمد اما از این نظر بین تیمارهای 60% و 80% نیاز آبی گیاه تفاوت معنی دار حاصل نشد. از نظر کیفی، با کاهش مقدار آب آبیاری تا 60% نیاز آبی گیاه و کاهش مصرف کود پتاسیم، مقدار آنتوسیانین، درصد پروتیین و کربوهیدرات افزایش یافت. اما از این نظر بین تیمار 50% و 75% مصرف کود پتاسیم تفاوت معنی دار مشاهده نشد. بنابراینباتوجهبهوضعیتآبمنطقهوکاهشمنابع آبی،به کاربردن80% نیازآبیباعث صرفه جویی در مصرف آب و مصرف 75% کود پتاسیم باعث افزایش کیفیت و تعدیل خسارات ناشی از تنش خشکی در چای ترش می گردد.
    کلیدواژگان: کم آبیاری، آنتوسیانین، کربوهیدرات، پروتئین
  • نادر سلامتی *، پیمان ورجاوند، شکرالله آبسالان، آذرخش عزیزی، محی الدین گوشه صفحات 151-165

    به منظور بهره وری بهینه از آب در کشاورزی، دانستن میزان نشت آب از کانال ها ضروری است. در این پژوهش، ارزیابی کانال های خاکی و کانالت های شبکه های آبیاری و زهکشی استان خوزستان با محاسبه راندمان انتقال آب و تلفات نشت انجام شد. در این رابطه، تعداد30 کانال در شبکه های اصلی آبیاری و زهکشی استان خوزستان شامل:کارون بزرگ، شمال خوزستان، کرخه، شاوور، زهره، جراحی و کانال های تحت مدیریت کشاورزان مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. تعداد 17 کانالت و شش کانال خاکی در شبکه های آبیاری از درجات سه و چهار بوده و همچنین یک کانالت و شش کانال خاکی تحت مدیریت کشاورز قرار داشت.دامنه تغییرات راندمان انتقال در کانالت ها از 9/38% در شهرستان رامشیر تا 7/99% در شهرستان شوشتر و در کانال های خاکی از 9/46% در شهرستان باغملک تا 3/89% در شهرستان شوش در نوسان بود. مقایسه میانگین شاخص های اندازه گیری و محاسبه شده با آزمونt نشان داد کهمقدار تلفات در هر کیلومتر طول کانال خاکی با مقدار 7/3017 مترمکعب در روز نسبت به کانالت ها با مقدار 2/2166 مترمکعب در روز اختلاف معنی داری نداشت.نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان دادکه همبستگی منفی و معنی داری در سطح یک درصد بین راندمان انتقال با مقدار تلفات در هر کیلومتر طول کانال و نیز بین میزان تلفات با دبی ورودی در هر کیلومتر کانال وجود دارد. 7/16% از کل کانالت های مورد بررسی، راندمان انتقال کم تر از 8/67% (بین 9/38% تا 8/67%) داشتند، در حالی که در 50 % کانال های خاکی، راندمان انتقال کمتر از 6/68% بود.میزان کم تلفات آب در نیمی از کانالت ها و زیاد بودن بیش از حد تلفات در 11% کانالت ها که حتی از تلفات آب در کانال های خاکی هم بیش تر بود، ضرورت توجه هر چه بیش تر به مدیریت بهینه استفاده از کانالت ها را نمایان می سازد. این مدیریت، هم در مراحل طراحی و ساخت این سازه و هم در مراحل نصب و قرارگیری در اراضی کشاورزی باید مدنظر قرار گیرد. همچنین باید به واشرهای آب بندی و دیگر تجهیزات مناسب جلوگیری از نشت آب توجه ویژه شود.

    کلیدواژگان: مولینه، تلفات آب، کانال های پیش ساخته
|
  • Ali Momenpour *, Maryam Dehestani, Vali Soltani Gerdfaramarzi, Mohammad Hadirad, Mohammadreza Vazhfeshenas, Amin Anagholi, Fatemeh Ahmadi, Zahra Jamaati Pages 1-14

    In order to determine salinity tolerance threshold and yield decrease per unit increase of soil salinity in selected pomegranate genotypes, a factorial experiment was carried out based on completely randomized design (CRD), with two factors: genotypes in 12 types (Shisheh Kap Ferdus, Malas Yazdi, Malas Saveh, Rabab Neyriz, Golnar Saveh, Golnar Sarvestan, Golnar Shahdad, Narak Lasjerd Semnan, Vahshi Babolsar, Post Siyah Ardakan, Chah Afzal and Voshik Torsh Saravan) and soil salinity at five levels (1.5, 3.8, 6.2, 9.3 and 12.6 dSm-1). According to the results, the lowest salinity tolerance threshold was observed in Voshik Torsh Saravan (3.02 dS/m), Malas Saveh (3.25 dS/m) and Golnar Saveh (3.40 dS/m) genotypes, and the highest salinity tolerance threshold was observed in Golnar Shahdad (4.90 dS/m), Chah Afzal (4.70 dS/m), Post Siyah Ardakan (4.38 dS/m), and Malas Yazdi (4.17 dS/m) genotypes. The highest yield reduction slope was observed in Golnar Saveh (7.89%), Golnar Sarvestan (7.39%), Voshik Torsh Saravan (6.69%), and Malas Saveh (6.33%) genotypes, respectively. In contrast, the lowest yield reduction slope was observed in Chah Afzal (2.83%), Post Siyah Ardakan (2.88%) and Narak Lasjerd Semnan (2.89%) genotypes, respectively. Overall, the results showed the levels of salinity that reduced the yield by 50% in Chah Afzal, Post Siyah Ardakan and Narak Lasjerd Semnan genotypes were about twice greater than salinity that reduced the yield by 50% in Golnar Saveh, Golnar Sarvestan, Voshik Torsh Saravan and Malas Saveh genotypes. EC50 in Chah Afzal, Post Siyah Ardakan, and Narak Lasjerd Semnan genotypes were observed at 22.37, 21.74 and 21.10 dS/m. At salinity level of 8.4 dS/m, yield reductions in Chah Afzal, Post Siyah Ardakan and Narak Lasjerd Semnan genotypes were only 10.47%, 11.58%, and 13.30%, respectively, which were lower than the 50% value previously reported. Therefore, these three genotypes were selected for further studies and planting as rootstocks in Chah Afzal Station of National Salinity Research Center.

    Keywords: Chah Afzal genotype, Narak Lasjerd Semnan, Post Siyah Ardakan, Saline water, soil, total biomass, Yield reduction slope
  • Meysam Abedinpour *, Hadi Dehghan, Mahdi Mokari, Hadi Memarian Pages 15-28

    This study was conducted to simulate water balance components at field scale, predict soil moisture profile, and grain yield in irrigated wheat fields in Neyshabur plain. In this regard, three farms were selected in different parts of the plain. AquaCrop input data including air, soil, and crop parameters were collected at each farm separately, then, the required model parameters and wheat crop data were calibrated. Root mean square error (RMSE), model efficiency (EF) and prediction error (Pe) were used to evaluate the model performance. The results of moisture simulation in soil profile showed that the model correctly simulated moisture content at different depths and times. The statistical parameters used for evaluating efficiency of the model at the calibration stage for simulating soil moisture in all farms were 0.027<RMSE<0.032, 0.80<EF<0.91, and 3.5<Pe<14%. These values at model validation stage were 0.025<RMSE<0.031, 0.82<EF<0.94, and 2.7<Pe<12%. The minimum and maximum percentages of model simulation error for grain yield and water productivity in all farms managed by the farmers were 4-8.8% and 4.6 to 9%, respectively. According to the results of the research, AquaCrop model can simulate soil moisture content, grain yield, and water productivity with acceptable accuracy under similar field conditions.

    Keywords: irrigated wheat, biomass, Water Productivity
  • Mohammad Hossein Banakar *, Alimohammad Cheraghi, Mehdi Karimi, Mohammadhasan Rahimian Pages 29-49

    Due to shortage of fresh water resources and increase in the salinity of soil and water resources, use of halophytes has a great importance for forage production and human food security. To compare the effect of different irrigation methods (furrow, bubbler, and drip) on some halophyte forage species, a research was conducted in Sadooq Salinity Research Farm of NSRC in Yazd, Iran, for three years. The experimental design was arranged in complete randomized block design in the form of split plot with three replications, Main plots were different irrigation methods (furrow, bubbler, drip) and halophyte species (A. canescens, A. halimus, A. lentiformis, A. nummularia, and K. indica) were laid out as sub main plots. All plots were irrigated with saline water of 14 dSm-1. During the growing season, all plants were cut every 3-4 months and yield and yield component as well as water use efficiency were measured. Results indicated that A. canescens, followed by A. halimus, with yield of 7.48 and 3.28 ton/ha dry forage, respectively, had the highest forage yield with significant differences (p< 0.05) with each other and with other treatments. Results showed that, under furrow irrigation method, A. canesence and K. indica had the maximum and minimum water use efficiency, respectively. The same trend was also observed for bubbler and drip irrigation methods, as A. canesence had the maximum of water use efficiency under these methods. Based on the results, the highest water use efficiency (2.26 kg/m3) was observed for A. canesence irrigated with bubbler method, and the lowest (0.07 kg/m3) was for K. indica under drip irrigation method. Consequently, based on the results of this experiment and considering the economical and operational aspects of irrigation methods, A. canesence, with dry yield of 7.73 and 8.81 ton/ha under furrow and bubbler irrigation methods, respectively, could be introduced as the best halophyte species for forage production under saline conditions. The results will be more helpful if the experiment is carried out again with determination of water requirement for each plant based on evapotranspiration or soil moisture fluctuations.

    Keywords: Furrow, Bubbler, Drip irrigation, Salinity, yield, Water use efficiency
  • Farzin Parchami-Araghi *, Fatemeh Samipour, Adnan Sadeghi Pages 51-64
    Realistic agro-hydrological modeling of the sugarcane fields with subsurface drainage in Khuzestan Province, Iran, is a challenging problem, due to rapid fluctuations of the shallow groundwater and, hence, water balance components, and significant size (~ 20 ha) of the fields. In this work, a distributed agro-hydrological modeling scheme was developed through the application of a modified version of the SWAP model and an improved variant of Unified Particle Swarm Optimization (UPSO) algorithm with capability of sub-daily calibration and simulation of controlled drainage. The developed modeling scheme was applied to a sugarcane (CP48-103 cultivar) field with controlled drainage (at 90 cm below ground level) in Imam Khomeini Sugarcane Agro-industrial Company farms, during 2010-2011 (481 days). The results demonstrated the success of the developed modeling scheme in retrieving the measured soil moisture, groundwater level, subsurface drainage outflow (with an EF of 0.829, 0.922, and 0.857 for calibration dataset; and 0.877, 0.781, and 0.712 for validation dataset, respectively), soil water solute concentration, subsurface drainage outflow salinity (with a NRMSE of 0.124 and 0.079 for calibration dataset; and 0.152 and 0.072 for validation dataset, respectively), Leaf Area Index, cane yield, and sucrose yield (with an EF of 0.997, 0.993, and 0.988, respectively). Based on the solute balance components simulated throughout the simulation period, ~ 30.10 ton salt ha-1 was added to the soil due to saline irrigation water, and ~ 45.25 ton salt ha-1 was discharged into the receiving water bodies via surface/subsurface field drains.
    Keywords: Parallel programming, Particle Swarm Optimization, Penman-Monteith ASCE, Salinity, Unsaturated hydrology
  • Fatemaeh Hajiabadi, Farzad Hassan Pour, Mostafa Yaghoubzadeh, Hossin Homami *, Seyed Mohsen Seyedi Pages 65-78

    Salinity and drought stress are the most important factors that limit plant growth, especially in dry and semi-arid regions. To investigate the effects of irrigation water levels and salinity on yield and yield components of wheat cultivar Sirvan, a factorial experiment was conducted in a complete randomized block design with three replications in the research field of agricultural faculty of the University of Birjand during the growing season of 2017-18. The treatments included irrigation at four levels (125%, 100%, 75%, and 50% water requirement) and water salinity in three levels (1.6 dS.m-1, 6 dS.m-1, and 7.8 dS.m-1). The results showed that yield components, biological yield, and grain yield of wheat were affected by water irrigation levels and water salinity. Moreover, these treatment significantly reduced the yield components, harvest index, and water use efficiency (WUE). In biological and grain yield of wheat, the highest and the lowest amounts belonged to 125% water requirement × salinity of 1.6 dS m-1 by 1535and 588.76 g m-2, respectively. In biological yield and grain yield, there was no significant difference observed between 125% wheat water requirement × salinity’s of 1.6% dS.m-1 and 100% water requirement × salinity of 1.6% dS.m-1 treatments. Biological and grain yield of wheat decreased to 65% in 50% water requirement × salinity of 7.8 dS m-1 compared with 125% water requirement × salinity of 1.6% dS.m-1. According to results of this experiment, 125% and 100% water requirement treatments had the highest biological and grain yield. Although 125% wheat water requirement had the highest value in all traits but they were not significant compared to 100% water requirement treatment. In water salinity treatments, non-stress levels had the best performance. According to the results of this study, to avoid salt accumulation in the root zone under saline water irrigation and to decrease negative salinity effects, irrigation must be applied based on wheat water requirement.

    Keywords: Biological yield, Grain yield, Water stress, Salinity stress, Water requirement
  • Hadi Dehghan *, Mahdi Mokari, Meysam Abedinpour Pages 79-91
    Due to the quantitative and qualitative decline of groundwater resources, it is essential to optimize the water use in agriculture. One of the methods to optimize water use in agriculture, especially in arid and semi-arid regions, is to use yield-water-salinity functions. Therefore, this study was performed for prediction of spinach yield and yield components and determination of optimal production function under salinity and water stress conditions in Kashmar region, Iran. A factorial experiment was performed in a completely randomized block design with four replications including three salinity levels (i.e. S1= 0.75, S2=4, S3= 8 dS/m) and three levels of irrigation (including full irrigation (100% of water requirement)) = I1, I2=75% I1, and I3= 50% I1). Yield and yield components data of spinach (including leaf area, plant height, stem height, root length, plant dry weight, and root dry weight) were fitted to different production functions including simple linear, Cobb-Douglas, quadratic, and transient models. Optimal production function of spinach was determined after determining the coefficients of different functions. To evaluate different functions, the statistical indices of normalized mean square error, mean absolute error, modeling efficiency, agreement index and explanation coefficient were used. The results showed that the coefficient of determination (R2) for estimation of the biomass weight by quadratic, transcendental, simple linear, and Cobb-Douglas functions were 0.938, 0.890, 0.888 and 0.867, respectively. Most of the values of normalized mean square error and mean absolute error belonged to the simple linear functions and Cobb- Douglas. According to the results of this research, the quadratic production function is recommended as the optimal production function for yield and yield components of spinach.
    Keywords: Cobb-Douglas, Quadratic model, Salinity stress, Simple linear model, Transient model, Water stress
  • Samira Mesry, Shoja Ghorbani *, Hossin Shirani, Abolghasem Kamkar, Hamidreza Motaghian Pages 93-105
    Soil water is an important factor in the growth of the plant. There are different methods for soil moisture estimation. It is time-consuming to obtain volumetric soil moisture in a laboratory. This study was performed to evaluate estimate of soil moisture by different in situ methods including the electrical resistance of Werner electrode arrangement and ground penetration radar (GPR) from 700 MHz antenna, and two humidity sensors, namely, thetaml2 and sm300. These were used in 72 soil samples with different textures (loam, sandy clay loam and silty loam, silty clay, silty clay loam, clay loam) in parts of Shahrekord Watershed.The results showed that the coefficient of correlation between soil moisture and electrical resistance was 0.85. Also, the correlation coefficient between the values obtained from subsurface radar method, sm300 sensor and thetaml2 with the results obtained from laboratory measurements were 0.86, 0.94, 0.86, with CRM index values of -0.52, -0.75 and –1.22. By comparing the results of electrical resistivity, moisture from the GPR and the sm300 and thetaml2 sensors with volumetric moisture, the Root Mean Squared Error (RMSE) values were 8.41, 4, 5.3 and 8.6; and RRMSE were 10, 31, 29, and 26, respectively. Duncan test of moisture content showed that the difference between the sensors and the laboratory moisture content was significant at 5% level (p<0.05). According to the value of RRMSE All sensors had a good estimate of soil moisture. In conclusion, electrical resistivity and GPR method, due to higher sampling density, could be used as a rapid, cost effective, and non-destructive technique to estimate profile of soil water content at scales of field to sub-watershed.
    Keywords: Ground electrical resistance, Ground penetration radar, Dielectric constant, Moisture sensor
  • Bakhtiyar Karimi *, Fariba Alinazari Pages 107-119
    Estimation of wetting front dimensions enhances the water use efficiency and optimal use of water. Since, globally, most of the cultivated lands are not flat, full recognition of the moisture advance front is essential for proper management and operation of surface drip irrigation in these areas. In this study, two physical rectangular cubic models were constructed to measure the soil moisture advance front. The smaller model was used for experiments with lower discharge and the larger model was used for experiments with higher discharge. The experiments were carried out in four different slopes (0, 10%, 20%, and 30%), three soil types with different textures (light, medium, heavy), with three emitter discharges (2, 4 and 6 liters per hour). The results showed that the moisture distribution (for upstream and downstream of the emitter) was different in sloping lands (for different flow rates and different soil texture). Therefore, in relation to the position of the emitter and plant, drip system should be designed differently in the sloping land in comparison to flat lands. According to the nature of the sloping lands, the plant position was downwardly shifted and its exact positions are suggested for different scenarios (for different discharge rates, slopes, and soils) in this study. The results showed that the percent of downstream wetted radius in sloping lands for the three types of heavy, medium, and light textured soils were between 49.2-81.5%, 49.2-76%, and 48.3-70.7%, respectively. These values for the percent of the upstream wetted radius of the emitter ranged between 18.5-50.8%, 24-50.8%, and 29.3-49.7%, respectively. The results of this study can be used as a general guide in the design of drip irrigation systems in sloping land to determine the plant and emitter position relatively accurately.
    Keywords: Wet bulb, Horizontal, vertical moisture distribution, Wetted area, Wetted diameter
  • Milad Doosthosini, Hamid Sodaiezadeh *, Rostam Yazdani-Biouki, Mohammad Reza Sarafraz Ardakani, Mohammadali Hakimzadeh Pages 121-135

    This studywas conducted as a completely randomized design with 3 replicates at Research Greenhouse of National Salinity Research Center, during 2017-18 growing season. Treatments were seven levels of water salinity: 3 (control), 10, 20, 30, 40, 50 and 60 dS.m-1. Throughout the experiment, plant length, fresh weight, dry weight, leaf area, chlorophyll content, soluble sugars and proline were measured. Results showed that salinity treatments significantly affected all the traits. Salinity significantly reduced plant height, such that plants in 60 dS/m were 12.37% shorter than those of 3 dS/m. Fresh weight, dry weight, leaf area, chlorophyll a, and total chlorophyll were increased by increasing stress level from 3 to 30 dS/m, but then significantly decreased by increasing salinity up to 60 dS/m. Increasing salinity from 3 to 30 dS/m increased plant dry weight by 3.7 g per plant, but increasing it to 60 dS/m reduced dry weight. Increasing salinity to 60 dS/m led to enhanced proline (52.03%) and soluble sugars (21.21%). Salinity tolerance threshold of Suaeda fruticosa was 31 dS m-1 and the slope of dry matter decrease was 0.22% per increase in each salinity unit.

    Keywords: Salinity tolerance threshold, Proline, chlorophyll, fresh weight, Dry weight
  • Praiya Rashki, Halime Piri *, Eisa Khammari Pages 137-150
    In this study, the effect of different levels of irrigation water and potassium fertilizer on Roselle was investigated. The experiment was conducted using split plot design with four levels of irrigation water (I1, I2, I3 and I4 equivalent to 40%, 60%, 80%, and 100% crop water requirement) and three levels of potassium (K1, K2 and K3 equivalent 50%, 75%, and 100% potassium requirement) as sub-plot. At the end of experiment, quantitative parameters of plant including height, weight and number of capsules, dry yield, and water use efficiency were measured. Also, qualitative parameters including anthocyanin, protein, and carbohydrate content were measured to investigate the effects of water stress and fertilizer on Roselle quality. The results showed that the simple effects of irrigation water and potassium fertilizer were significant (P <0.01) on all measured parameters. The highest yield was obtained from 100% potassium fertilizer treatments and 80% water requirement. The highest water use efficiency was obtained in 60% water requirement plus 100% potassium fertilizer application, but no significant difference was found between 60% and 80% water requirement. The anthocyanin, protein, and carbohydrate contents increased with decreasing irrigation water depth to 60% of plant water requirement and decreasing potassium fertilizer application. However, there was no significant difference between 50% and 75% K fertilizer application. Therefore, due to the water status of the region and the reduction in water resources, application of 80% water requirement reduces water consumption and 75% potassium fertilizer increases quality and mitigates effect of drought stress in Roselle.
    Keywords: Deficit Irrigation, Anthocyanin, Carbohydrate, protein
  • Nader Salamati *, Peyman Varjavand, Shokrola Absalan, Azarakhs Azizi, Moheydin Goosheh Pages 151-165

    In order to optimize the efficiency of water in agriculture, it is necessary to know the extent of water leakage in the lined canals. In this study, water conveyance efficiency and seepage/leakage losses were determined to evaluate earth and concrete lined channels in Khuzestan irrigation networks. The result of this assessment was to identify the problems of management and damages in these channels. Thirty channels were studied and evaluated in the main irrigation and drainage networks of Khuzestan province, including Karun, North Khuzestan, Karkheh, Shavour and, Zohreh and Jarrahi, and channels managed by the farmers. There were 17 tertiary and quaternary canals and 6 earth channels in irrigation networks, as well as 1 canal and 6 earth channels under farmers’ management. The water conveyance efficiency in canals ranged from 38.9% in Ramshir to 99.7% in Shushtar; and in the earth channels, from 46.9% in Baghmalek to 89.3% in Shush. The comparison of means of the measured and calculated indices was performed by t-test and showed that seepage per km length of the unlined earth canals was 3017.7 m3/day, which had no statistically significant difference with lined canals with a leakage of 2166.2 m3/day/km. The results of Pearson correlation coefficients showed that there was a negative and significant (at p<1%) correlation between distribution efficiency with the amount of seepage per kilometer channel length, and between losses and the input flow rate per km of channel length. Also, 16.7% of the total canals had a water distribution efficiency of less than 67.8% (between 38.9% and 67.8%), while 50% of the canals had a conveyance efficiency of less than 68.6%. The low water losses in half of the concrete lined canals and the excessive water loss in 11% of such canals, which even increased water losses in the earth's channels, reveals the necessity of paying attention to the optimal management of these canals. This optimal management should be considered at the design and construction stages of the structure as well as during the installation in agricultural lands. Attention should also be paid to use of proper seals and other suitable equipment to prevent water leakage.

    Keywords: Moulinet, Water losses, Precast channels