فهرست مطالب

  • سال یازدهم شماره 2 (تابستان 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • قدرت اخوان اکبری، احمد قاضی*، سونا امامی صفحات 1-13
    سابقه و هدف

    تهوع واستفراغ حین عمل برای بیمار، متخصص زنان و زایمان و متخصص بیهوشی اضطراب زا است و می تواند خطر آسیب احشایی حین جراحی به دلیل حرکات شکمی کنترل نشده غیر عمدی را افزایش دهد. هدف مطالعه این بود که اثر بخشی دو داروی دگزامتازون وکتامین با دوز پایین در کنترل تهوع و استفراغ حین عمل در بیماران تحت سزارین با بی حسی اسپاینال  را مقایسه کنیم.                                                                                                         

    مواد و روش ها

    این مطالعه بر روی 135 خانم حامله ترم  با ASA I - II ، بین 18 تا 40 سال انجام شد. بیماران کاندید سزارین تحت با بی حسی نخاعی انجام شد. بیماران به روش تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروه یک (45 بیمار) 8 میلی گرم دگزامتازون با حجم 5 سی سی را دریافت کردند،  گروه دوم (45 بیمار) 20 میلی گرم کتامین با حجم 5 سی سی و گروه سوم (پلاسبو) 45 بیمار، 5 سی سی نرمال سالین دریافت کردند. در طی دوره عمل جراحی ، تعداد دفعات تهوع ، اوغ زدن و استفراغ توسط یک متخصص بیهوشی که از نوع داروی تجویز شده برای بیمار مطلع نبود ثبت می شد. افت فشار خون و برادی کاردی در حین عمل ثبت گردید. از بیمار نیز خواسته شد علایم تهوع ، استفراغ و لرز را که ممکن است در فواصل زمانی رخ دهد گزارش کند. استفراغ با استفاده از متوکلوپرامید 10 میلی گرم داخل وریدی آهسته تزریق می شد. در کلیه سزارینها از یک روش جراحی استاندارد استفاده شد. در نهایت در نهایت تمام داده ها وارد برنامه آنالیز آماری (spss21) شد و به تحلیل داده ها پرداختیم.

    یافته ها

    در این مطالعه 135 بیمار تحت سه گروه 45 نفره (دریافت کننده دگزامتازون، کتامین و پلاسبو) تقسیم بندی شدند. در این مطالعه تجویز دگزامتازون و کتامین با دوز پایین قبل از جراحی سزارین نتوانست میزان بروز تهوع و استفراغ (P=0.062) و لرز (P=0.550) را به صورت معنی داری کاهش دهد ولی میزان تهوع و استفراغ در گروه کتامین با دوز پایین نسبت به گروه دگزامتازون به صورت معنی داری کاهش یافت. هیچ گونه تغییر معنی داری در سطح فشار خون و ضربان قلب بیماران نسبت به هم وجود نداشت و تغییرات فشار خون در زمان های مختلف همسو با یکدیگر بودند. همچنین مشاهده شد که میزان بروز هیپوتانسیون (P=0.885)، میزان دریافت افدرین جهت افزایش فشار خون (P=0.623) و میزان بروز برادیکاردی (P=0.146) در گروههای مطالعه اختلاف معنی داری را نشان نداد. از طرف دیگر مشاهده شد که میزان بروز برادیکاردی در دریافت کنندگان کتامین نسبت به گروه دگزامتازون به صورت معنی داری کمتر بود (P=0.049).

    نتیجه گیری

    در این مطالعه کاهش معنی داری در میزان تهوع و استفراغ در گروه کتامین نسبت به دگزامتازون نشان داد ولی تفاوت معنی داری بین دو گروه از نظر افت فشار خون و لرز نشان نداد. همچنین اختلاف آماری معنی داری بین گروه های دریافت کننده دگزامتازون و کتامین با دوز کم در مقایسه با گروه کنترل در طول دوره عمل در مورد کاهش تهوع و استفراغ ، افت فشار خون و لرز وجود نداشت.

    کلیدواژگان: سزارین، بی حسی اسپاینال، کتامین، دگزامتازون، تهوع و استفراغ حین عمل
  • ملیحه حدادنژاد*، سمانه زارع، زهرا صادقی عمرو صفحات 14-25
    مقدمه و هدف

    کینتیک و کینماتیک نامطلوب از عوامل اثرگذار بر آسیب های زانو بویژه درد پتلوفمورال محسوب می شوند. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر کوتاه مدت تیپینگ مولیگان زانو بر زاویه والگوس داینامیک زانو، حداکثر زاویه فلکشن زانو و حداکثر نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به پایداری و درد زنان فعال دارای درد پتلوفمورال و والگوس داینامیک می باشد.

    مواد و روش ها

    15 زن فعال دارای درد پتلوفمورال و والگوس دینامیک با میانگین سن 9/1±0/25 سال به صورت هدفمند انتخاب شدند. قبل و پس از انجام تیپینگ مولیگان زانو، زاویه فلکشن و والگوس داینامیک زانو حین فرود و اسکات تک پا با استفاده از روش تصویر برداری دوبعدی، درد با مقیاس بصری درد، حداکثر نیروی عکس العمل زمین و زمان رسیدن به پایداری در فرود روی یک پا با صفحه نیرو، سنجیده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی وابسته استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد پس از اعمال تیپینگ مولیگان درد (4/24 % کاهش،041/0=P)، زاویه والگوس زانو در اسکات (2/58 % کاهش، 001=P) و فرود تک پا (9/42 % کاهش، 001/0=P) و نیز زمان رسیدن به پایداری (7/64 % کاهش، 033/0=P) کاهش معنی داری داشتند. با این حال حداکثر زاویه فلکشن زانو (518/0=P) و حداکثر نیروی عکس العمل (267/0=P) تغییرات معنی داری نشان نداد.

    نتیجه گیری

    نتایج مطالعه حاضر نشان داد که انجام تیپینگ اصلاحی مولیگان می تواند زاویه والگوس داینامیک زانو و زمان رسیدن به پایداری و درد را کاهش دهد. لذا استفاده از روش تیپینگ مولیگان به دلیل تعدیل عوامل مرتبط و تشدید کننده درد پتلوفمورال و کاهش درد در زنان فعال دارای این اختلال و والگوس داینامیک پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: والگوس داینامیک زانو، کینتیک، تیپینگ مولیگان، درد، پتلوفمورال
  • حمید طاهر نشاط دوست*، مهدیه یوسف زاده، مسعود هاشمی، هوشنگ طالبی، مهرداد طاهری، سیروس مومن زاده صفحات 26-43
    زمینه و هدف

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی_ رفتاری وطرحواره درمانی درکاهش خطای شناختی فاجعه آفرینی درد و افزایش خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به کمر درد مزمن صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    این پژوهش طرحی نیمه آزمایشی بود که به صورت پیش آزمون_ پس آزمون_ پیگیری دو ماهه با گروه کنترل انجام شد. 35 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن مراجعه کننده به کلینیک های فوق تخصصی درد بیمارستان های اختر و امام حسین (ع) و درمانگاه جراحی مغز و اعصاب بیمارستان امام حسین (ع) شهر تهران، به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف (غیر احتمالی) انتخاب شدند. تمامی بیماران، پرسشنامه های درد مزمن، مولفه خطای شناختی فاجعه آفرینی از پرسشنامه راهبردهای مقابله و پرسشنامه خودکارآمدی درد را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه پرکردند. همچنین گروه طرحواره درمانی علاوه بر پرسشنامه های ذکر شده، نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ را پر کردند. برای محاسبات داده ها، از مدل رگرسیون با اثر تصادفی در نرم افزار spssاستفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد درمان شناختی- رفتاری باعث کاهش معنی دار خطای شناختی فاجعه آفرینی شد. در حالی که طرحواره درمانی تاثیر معنی داری بر نمرات خطای شناختی فاجعه آفرینی نداشت. همچنین درمان شناختی- رفتاری باعث افزایش معنی دار و طرحواره درمانی نیز باعث افزایش قابل توجه خودکارآمدی درد شد به طوری که اختلاف معنی داری بین این دو روش از نظر تاثیر بر خودکارآمدی درد وجود نداشت.

    نتیجه گیری

    بر اساس نتایج تحقیق حاضر درمان شناختی_ رفتاری باعث کاهش افکار خودآیند منفی چون فاجعه آفرینی ونیز افزایش خودکارآمدی درد مبتلایان به درد مزمن می شود. همچنین طرحواره درمانی تاثیر قابل قبولی بر افزایش خودکارآمدی درد مبتلایان به درد مزمن می گذارد. بنابراین احتمالاهر دو روش درمانی بتوانند به عنوان روش درمانی مناسب در مبتلایان به دردمزمن مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: درد مزمن، خطاهای شناختی، افکار خودآیند منفی، فاجعه آفرینی، خودکارآمدی درد، درمان شناختی رفتاری، طرحواره درمانی
  • فرحناز فرزانه*، اسدالله شاکری، جمشید اردنی اول، سامان نصرالهی صفحات 44-52
    مقدمه و هدف

    با توجه به اهمیت کنترل درد در دوره بعد از عمل جراحی، تجویز مسکن ها با بهبود درد بیماران باعث کاهش عوارض بعد از عمل می شود. این مطالعه به منظور مقایسه اثر ملوکسیکام خوراکی با پمپ درد حاوی پاراستامول و سوفنتانیل در بی دردی بیماران پس از سزارین  انجام شد.

    مواد و روش کار

    در این مطالعه کارآزمایی بالینی تعداد 59 زن باردار کاندید سزارین با روش اسپینال در بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان در سال 1396 حضور داشتند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه دریافت کننده ملوکسیکام خوراکی و پمپ درد پاراستامول و سوفنتانیل تقسیم شدند و میزان شدت درد، رضایتمندی، آرامبخشی و نیاز به مسکن مصرفی در دو گروه بررسی شد.

    نتایج

    میانگین سن بیماران 9/4±9/26 سال بود. در مطالعه حاضر میانگین شدت درد در بیماران دریافت کننده ملوکسیکام و پمپ درد در لحظه صفر به ترتیب 5/1±9/3 و 4/1±2/4 (426/0=P) در ساعت 6 به ترتیب 9/0±3/3 و 8/0±6/2 (006/0=P) در ساعت 12 به ترتیب 9/0±1/2 و 7/0±7/1 (059/0=P) و در ساعت 24 به ترتیب 8/0±7/1 و 7/0±1/1 بود. (001/=P) میزان نیاز به مسکن در گروه دریافت کننده ملوکسیکام 4/11±1/18 میلی گرم و در گروه دریافت کننده پمپ درد 6/12±8/10 میلی گرم بود. (024/0=P)  

    نتیجه‌گیری

    نتایج این مطالعه نشان داد که میزان شدت درد در بیماران دریافت کننده پمپ درد نسبت به بیماران دریافت کننده ملوکسیکام خوراکی به طور معنی داری کمتر است، همچنین میزان مسکن کمتری جهت بی دردی در این گروه نیاز شده است.

    کلیدواژگان: ملوکسیکام، پاراستامول، سوفنتانیل، پمپ درد
  • کوروش فتحی، مسعود شهبازی*، امین کرایی، محمد ملک زاده صفحات 53-67
    زمینه و هدف

    تجربه درد و کنترل عواطف در افراد مبتلا  سرطان می تواند بر ابعاد مختلف روانشناختی و اجتماعی تاثیرگذار باشد. پژوهش حاضر  با هدف بررسی کارایی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر بر پذیرش درد و کنترل عواطف بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.

    مواد و روش ها

    پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش از نوع نیمه تجربی و از طرح پیش آزمون  پس آزمون با گروه کنترل  بود . جامعه آماری این پژوهش  را مردان مبتلا به سرطان شهرستان  کهگیلویه در سال 1397 تشکیل دادند. نمونه آماری 26مرد مبتلا به سرطان بود که به روش هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (13 آزمودنی) و گروه کنترل (13 آزمودنی) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های پذیرش درد مک کراکن و وولس (2004) و  کنترل عواطف ویلیامز و چامبلز (1997)، استفاده شد. گروه آزمایش در طی 8 جلسه ی 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کرد، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس  چند متغیره  (مانکووا) وتک متغیره تجزیه (انکووا) در نرم افزار SPSS  تحلیل شدند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  بر تمایل به درد، مشارکت فعال و نمره کلی پذیرش درد، خشم، خلق افسرده، اضطراب، عاطفه مثبت و نمره کلی کنترل عواطف در مرحله پس آزمون  موثر بوده است، اما ماندگاری اثر نداشته است (05/0>p). 

    نتیجه گیری

    روان شناسان می توانند از نتایج پژوهش حاضر جهت داخلات درمانی مبتنی بردرمان پذیرش و تعهد افزایش پذیرش درد و کنترل عواطف بیماران مبتلا به سرطان استفاده کنند.

    کلیدواژگان: واژه­ های کلیدی: درمــان مبتنــی بــر تعهــد و پذیــرش، درد، کنترل عواطف، سرطان
  • پریسا سلیمانی، رضا کاظمی*، سمیه تکلوی، محمد نریمانی صفحات 68-79
    زمینه و هدف

     سندرم فیبرومیالژیا یک بیماری مزمن همراه با درد گسترده اسکلتی عضلانی است که در درجه اول زنان را مبتلا می کند و بر بسیاری از ابعاد زندگی روان شناختی و اجتماعی فرد تاثیر منفی می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس ادراک شده و ادراک درد زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد.

    مواد وروش ها

    پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی یک سویه کور با کارآزمایی بالینی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به فیبرومیالژیا بود که در نیمه اول سال 1398به مطب متخصصان روماتولوژی شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. نمونه ، 36 بیمار زن مبتلا به فیبرومیالژیا بود که به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش(18 نفر) و کنترل(18 نفر) جای گرفتند. جهت ارزیابی بیماران از پرسشنام ه های استرس ادراک شده کوهن و پرسشنامه درد مک گیل استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس انجام گردید.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد که در استرس ادراک شده و ادراک درد بین دو گروه پذیرش و تعهد و گروه کنترل در مرحله بعد از درمان اختلاف معناداری وجود دارد.

    نتیجه گیری

    درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند در کاهش مشکلات روان شناختی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا موثر باشد.

    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، استرس (روان‌شناختی)، ادراک درد، فیبرومیالژیا
  • مریم میرزایی، فاطمه نسیمی* صفحات 80-88
    مقدمه

    درد در زمره معمولی ترین علایم بالینی است که پرستاران با آن روبرو هستند، لذا  کنترل و تکسین آن از اولویتهای پرستاری به شمار می رود و در این خصوص به آگاهی، نگرش صحیح و مهارت پرستاران نیاز می باشد. در این راستا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش اصول مدیریت درد بر آگاهی پرستاران بخش مراقبتهای ویژه نوزادان و اطفال انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان و اطفال بیمارستان آموزشی مطهری شهر جهرم در سال 1396 انجام شد. پرستاران شاغل در این بخشها به روش سرشماری انتخاب و سپس برای کارگاه آموزشی به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. این مطالعه در دو مرحله انجام شد؛ ابتدا پژوهشگر پرسش نامه آگاهی در مدیریت درد به همه پرسنل داده شد. در مرحله دوم پرستاران به صورت تصادفی به دوگروه کنترل و مداخله تقسیم شدند؛ با استفاده از کارگاه آموزشی در خصوص روش های ارزیابی درد و کنترل درد برگزار  شد و یک ماه بعد پرسش نامه آگاهی توسط پرسنل تکمیل شد. داده های حاصل با استفاده از نرم افزار آماری spss ویرایش 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    یافته های پژوهش در مورد نمرات مربوط به آگاهی پرستاران نشان داد میانگین نمره آگاهی در گروه آزمون نسبت به گروه پیش از آزمون افزایش معنی داری داشت (001/0>P). همچنین در مرحله ازمون و پس آزمون دو گروه از لحاظ میزان آگاهی تفاوت معنی داری دارند (001/0>P). 

    نتیجه گیری

    نتایج نشان داد که برگزاری کارگاه آموزش مدیریت درد بر آگاهی  پرستاران بخش اطفال و مراقبتهای ویژه نوزادان بعد از مداخله موثر بوده است.

    کلیدواژگان: اصول مدیریت درد، آگاهی پرستاران، بخش اطفال، بخش مراقبتهای ویژه نوزادان
  • آرش خالدی، محمد بیات ترک*، مهدی قیطاسی صفحات 89-107
    زمینه و هدف

    کمردرد مزمن یکی از شایع ترین و پرهزینه ترین اختلالات اسکلتی عضلانی در جوامع می باشد که روش های درمانی بسیاری برای آن پیشنهاد شده است. در این میان تمرین درمانی یکی از روش های پر کاربرد در کنترل و درمان کمردرد مزمن محسوب می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر، مروری سیستماتیک در مطالعات انگلیسی زبان است که به بررسی اثر روش های تمرینی مختلف بر برخی عوامل منفی ناشی از کمردرد مزمن غیر اختصاصی پرداخته اند.

    روش بررسی

    جستجو در فاصله زمانی سالهای 2008 تا 2019 میلادی از بانک های اطلاعاتی Google Scholar، Since Direct، PubMed، PsycINFO با استفاده از کلید واژه های مرتبط با کمردرد مزمن غیراختصاصی و تمرین درمانی انجام گردید. مطالعاتی که به بررسی اثر روش های مختلف تمرین درمانی بر بهبود درد و ناتوانی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن پرداخته بودند وارد مطالعه شدند. جهت بررسی کیفیت مقالات وارد شده از مقیاس PEDro استفاده گردید.

    یافته ها

    از بین 48 مقاله یافت شده، تعداد 10 مقاله با تعداد  668  آزمودنی معیارهای ورود را کسب نمودند. این مطالعات به طور عمده به بررسی تاثیر تمرینات ثبات مرکزی و پیلاتس بر متغیرهای درد، ناتوانی عملکردی پرداخته است. در این مطالعه اثر مثبت تمرینات ثباتی و پیلاتس به ثبت رسیده است.

    نتیجه گیری

    به نظر می رسد که روش های تمرینی ثبات مرکزی و پیلاتس مداخله ای موثر در توان بخشی بیماران کمردرد مزمن غیر اختصاصی می باشد.

    کلیدواژگان: تمرین درمانی، کمر درد مزمن غیر اختصاصی، ناتوانی عملکردی
|
  • Ghodrat Akhavan Akbari, Ghodrat Akhavan Akbari*, Sona Emami Pages 1-13
    Aims and background

    Intraoperative nausea and vomiting causes anxiety for the patient , gynecologist and anesthesiologist, and can increase the risk of visceral injury during surgery due to unintentional abdominal movements. The purpose of this study was to compare the efficacy of low-dose Ketamine and dexamethasone in controlling nausea and vomiting in patients undergoing cesarean section with spinal anesthesia.

    Materials and methods

    A total of 135 patients underwent cesarean section by spinal anesthesia in the operating room. All patients were 18-40 years old and ASAI-II. Patients were randomly divided into three groups using blocking method as Ketamine intake group (including 45 subjects diluted 20mg ketamine diluted in normal saline 5ml total volume), dexamethasone group (including 45 patients diluted 8mg dexamethasone normal saline 5ml total volume) and control group (including 45 patients who received 5 ml of saline) and the incidence of nausea and vomiting were recorded during anesthesia, nausea by an anesthesia technician under the supervision of an anesthetic resident who was unaware of the patient`s group. Finally, all data were analyzed by statistical analysis (spss21) program.

    Findings

    In this study, 135 patients were divided into three groups of 45 (dexamethasone, ketamine and placebo). In this study, low dose of dexamethasone and ketamine before cesarean section did not significantly reduce the incidence of nausea and vomiting (P=0.02) and shivering (P=0.550). However, the intensity of nausea and vomiting was significantly decreased in the low dose ketamine group compared to the dexamethasone group. There was no significant change in the blood pressure and heart rate of the patients, and blood pressure falctuations were consistent at different times. Also, there was no significant difference in the incidence of hypotension (P=0.885), Ephedrine intake for hypertension (P=0.623), and the incidence of bradycardia (P=0.146) in the study groups. On the other hand, it was observed that the incidence of bradycardia was significantly lower in the ketamine recipients than in the dexamethasone group.

    Conclusion

    This study showed significant reduction in nausea and vomiting in the Ketamine group compared to Dexamethasone and no significant difference between two groups regarding the hypotension and shivering. It also showed that there was no statistically significant difference between groups receiving Dexamethasone and low dose Ketamine compared to control group during the operation period regarding the decrease in rate of nausea and vomiting, hypotension and shivering.

    Keywords: Cesarean section, Spinal anesthesia, Ketamine, Dexamethasone, Intra Operative Nausea, vomiting
  • Malihe Hadadnezhad*, Samane Zare, Zahra Sadeghi Amro Pages 14-25
    Aims and background

    Inappropriate kinetic and kinematic are considered as effective factors in knee injuries especially patellofemoral pain. The aim of this study was to investigate the immediate effect of Mulligan taping on knee dynamic valgus, maximum knee flexion angle, the maximum ground reaction force, time to stabilization and pain in physically active female with patellofemoral pain and dynamic knee valgus.

    Materials and methods

    Fifteen physically active female with patellofemoral pain and dynamic knee valgus was selected purposefully. Before and after Mulligan taping, dynamic knee valgus and flexion in single leg landing and squatting were measured using a two-dimensional video-based method, pain with visual analogue scale and maximum ground reaction force and time to stabiliz during the single leg landing on the force plate were assessed. Dependent t-test was used to statistical analysis (α≤0.05).

    Findings

    The results of dependent t-test showed that the pain (p=0.041, 24.4% reduction), dynamic knee valgus was significantly decreased during single-leg squatting (p=0.001, 58.2% reduction), and landing (p=0.001, 42.9% reduction), and time to stabilization (p=0.033, 64.7% reduction) after taping. However, the maximum knee flexion angle (p=0.518), and the maximum ground reaction force(p=0.267) did not show a significant difference. 

    Conclusion

    The results of this study revealed that Mulligan corrective taping can reduce knee dynamic valgus angle, time to stabilization and pain. Therefore, this method of taping recommended due to modify the related and exacerbating factors of patellofemoral pain and pain reduction in active female with this disorder and dynamic valgus.

    Keywords: dynamic knee valgus, kinetic, kinematic, taping, pain, patellofemoral
  • Hamid Taher Neshatdoost*, Mahdieh Yousefzadeh, Masoud Hashemi, Houshang Talebi, Mehrdad Taheri, Sirous Momenzadeh Pages 26-43
    Aims and background

    The aim of the present study was to compare the effectiveness of cognitive- behavior therapy (CBT) and schema therapy (ST) on the reduction of cognitive error of pain catastrophizing and increase of pain self- efficacy of Tehranian patients with chronic back pain.

    Materials and methods

    The present study was aquasi-experimental design that conducted in the form of pretest, post-test and 2 months follow-up with control group. In this study, 35 patients with chronic low back pain who were referred to pain specific clinic of Akhtar and Imam Hussein hospitals (AS) and neurosurgery clinic of Imam Hussein hospitals (AS) in Tehran, were selected with purposive sampling method (non-probabilistic). All patients completed Chronic Pain Questionnaire, Catastrophizing subscale of Coping Strategies Questionnaire, Pain Self Efficacy Questionnaire in the pre-test, post-test and 2months follow-up. In addition, the schema therapy group completed the 90-Item Short Form of Young Schema Questionnaire (YSQ-SF) apart from the mentioned questionnaires. Mixed effect regression model using SPSS software was used to analyzing the data.

    Findings

    The results showed that cognitive-behavior therapy significantly reduced catastrophizing cognitive error whereas schema therapy did not have significant impact on the scores of catastrophizing cognitive error. Also cognitive-behavior therapy significantly increased pain self- efficacy and schema therapy noticeably increased pain self- efficacy and there was no significant difference between two methods in terms of impact on pain self- efficacy.

    Conclusion

    According to the result᾿s of present study, cognitive-behavior therapy decrease negative automatic thoughts such as catastrophizing and increase pain self-efficacyin chronic pain patients and schema therapy has acceptable influence on increase pain self- efficacy in chronic pain patients. Therefore probably both two treatment methods can be used as appropriate treatment methods in chronic pain patients.

    Keywords: Chronic Pain, Negative Automatic Thoughts(NAT᾿S), Catastrophizing, Pain Self- Efficacy, Cognitive-Behavior Therapy(CBT), Schema Therapy(ST)
  • Farahnaz Farzaneh*, Asadollah Shakeri, Jamshid Ordoni Aval, Saman Nasrollahi Pages 44-52
    Aims and background

    Due to the importance of pain control in the postoperative period, the use of pain killers reduces postoperative complications by improving the patients’ pain intensity. This study was performed to compare the efficacy of oral Meloxicam with pain pump containing Paracetamol and Sufentanil in post-cesarean analgesia.

    Materials and methods

    In this clinical trial study, 59 pregnant women undergoing spinal cesarean section in Ali ebn-e Abi taleb Hospital of Zahedan in 2017 were studied. Patients were randomly divided into two groups receiving oral Meloxicam and Paracetamol and Sufentanil pain pump. The severity of pain, satisfaction, sedation and need for analgesics were assessed in both groups.

    Findings

    Mean age of patients was 26.9 ± 4.9 years. In the present study, mean pain intensity in patients receiving Meloxicam and pump at zero moment were 3.9 ± 1.5 and 4.2 ± 1.4 (P = 0.426), at 6 hours post-surgery, respectively  3.3±0.9 and 2.6 ± 0.8 (P = 0.006) ,at 12 h post-surgery  were 2.1 ± 0.9 and 1.7 ± 0.7 (P = 0.059) and at 24 h, respectively were 1.0 ± 7.8 and 1.1 ± 0.7, respectively (P = 0.001) .The need for analgesic in Meloxicam  group was 18.1 ± 11.4 mg and in pain pump group was 10.8 ±12.6 mg. (P = 0.024).

    Conclusion

    The results of this study showed that pain intensity in patients receiving pain pump was significantly lower than those taken oral Meloxicam. Also, the demand for analgesic was lower in this group.

    Keywords: Meloxicam, Paracetamol, Sufentanil, Pain Pump
  • Korosh Fathi, Masoud Shahbazi*, Amin Koraei, Mohammad Malekzadeh Pages 53-67
    Aims and background

    Experience of pain and emotion control in people with cancer would have various psychological and social impacts. The purpose of this study was to evaluate the efficacy of commitment and acceptance on acceptance of pain and control of emotions in patients with cancer.

    Materials and Methods

    The present study was applied in terms of purpose, quasi-experimental and in terms of pre-test and post-test with control group. The statistical population of this study was men with cancer in Kohgiluyeh Countyin 2018. The statistical sample consisted of 26 men with cancer who were selected by purposive sampling and were randomly assigned to two experimental (13 subjects) and a control group (13 subjects). Data were collected using the McKracken & Woles (2004) pain acceptance questionnaires and Williams & Chambers (1997) emotion control questionnaires. The experimental group received acceptance and commitment based treatment during 8 sessions within 90 minutes, but the control group did not receive any intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and analysis of covariance (ANCOVA) in SPSS software.

    Findings

    The results showed that acceptance and commitment-based therapy were effective on pain tendency, active participation, and overall acceptance of pain, anger, depressed mood, anxiety, positive affect, and overall emotional control score at the post-test stage, but the effect did not stand permanently. (p<.05)

    Conclusion

    Psychologists may use the results of this study for therapeutic interventions based on acceptance therapy and the commitment to increase pain acceptance and control emotions in cancer patients. .

    Keywords: Acceptance, Commitment Therapy, pain, control of emotions, cancer
  • Parisa Soleymani, Reza Kazami*, Somayyeh Taklavi, Mohammad Narimani Pages 68-79
    Aims and background

    Fibromyalgia syndrome is a chronic condition associated with widespread musculoskeletal pain that primarily affects women and has negative impact on psychosocial aspects of one’s life. The aim of this study was to evaluate the effectiveness of group acceptance and commitment therapy on perceived stress and pain perception in women with fibromyalgia.

    Materials and methods

    This was an experimental single-blind clinical trial study with pretest – posttest design on control group. The statistical population included all women with fibromyalgia who referred to rheumatology specialists in Ardabil in 2019. The subjects were 36 patients with fibromyalgia who were selected based on convenience sampling and were randomly divided into one experimental (N=18) and one control (N=18) group. Patients were evaluated by two questionnaires including Cohen’s perceived Stress Scale and MC Gill Pain Questionnaire. Data were analyzed by MANCOVA.

    Findings

    Result showed that there was a significant difference in perceived stress and pain perception between acceptance and commitment group and control group after treatment.

    Conclusion

    Group acceptance and commitment therapy might be effective in reducing psychological problems in women with fibromyalgia.

    Keywords: Acceptance, commitment therapy[http:, www.ncbi.nlm.nih.gov, mesh, D064869] Stress (psychological) [http:, D013315] Pain perception[http:, D058748] Fibromyalgia[http:, D005356]
  • Maryam Mirzaei, Fateme Nasimi* Pages 80-88
    Aims and background

    Pain is one of the most common clinical symptoms faced by nurses, so its control and taxis are considered as nursing priorities and In this regard, knowledge, nursing skills and attitude are needed. Heading to this field, this study aimed to investigate the effect of teaching the principles of pain management on knowledge of nurses in the neonatal and pediatric intensive care unit.

    Materials and methods

    This clinical trial study was carried out on nurses working in Neonatal and pediatric intensive care units of Motahari Hospital in Jahrom within year 1396. The nurses working in these parts were selected by census method and then divided into two intervention and control groups for the workshop randomly. This study was carried out in two stages. At first, the researcher had a questionnaire about pain management knowledge for all personnel. In the second stage, nurses were randomly divided into two groups: control and intervention; participating in a workshop on pain assessment and control methods, a questionnaire was completed by the personnel one month later. Data were analyzed using SPSS 21 software.

    Finding

    The results of the research showed that the mean score of knowledge in the test group was significantly higher than the pre-test group (P <0.001). Also, in the stage of postoperative and post-test, the two groups showed significant differences in knowledge (P <0.001).

    Conclusion

    Results indicated that pain management training workshop was effective on increasing each of the knowledge and practice factors of nurses in the pediatric and neonatal intensive care unit after intervention.

    Keywords: Pain Management Principles, Nurses’ Awareness, Pediatric Department, Neonatal Care Unit
  • Arash Khaledi, Mohammad Bayattork*, Mehdi Gheitasi Pages 89-107
    Aims and background

    Chronic low back pain (LBP) is one of the most common and costly musculoskeletal disorders in societies that have been suggested for many therapies. Exercise therapy is one of the most widely used methods in control and treatment of chronic low back pain. The purpose of the present study is to systematically review English-language studies that have investigated the effect of different exercise methods on some of the negative factors associated with non-specific chronic low back pain.

    Materials and methods

    Searches were conducted from 2008 to 2019 years from databases of google scholar, Since Direct, PubMed, PsycINFO, using keywords including Exercise therapy, Corrective Exercise, Chronic Low Back Pain. Studies investigating the effect of different methods of exercise therapy on pain relief and disability in patients with chronic low back pain were included. PEDro scale was used to check the quality of articles.

    Findings

    Out of 48 articles, 10 articles with 668 subjects met the inclusion criteria. These studies have mainly focused on the effect of core stability, and Pilates exercises on variables of pain, functional disability in patients with non-specific chronic low back pain. In this study, the positive effect of stability exercises and Pilates was documented.

    Conclusions

    It seems that core stability and Pilates training methods are effective interventions in the rehabilitation of non-specific chronic low back pain.

    Keywords: Exercises therapy, Chronic non-specific low back pain, Functional Disability