فهرست مطالب

  • پیاپی 18 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/30
  • تعداد عناوین: 6
|
  • پویا زمانیان* صفحات 1-15

    انقلاب اسلامی ضمن باقی گذاشتن تاثیرات بسیار زیاد بر شیوه زندگی مردم، مسیر هنر و به خصوص عکاسی ایران را تغییر داد. آثار عکاسی درخور توجه بسیاری از سال های منتهی به انقلاب 57 در دسترس هستند که با بررسی نشانه های تصویری موجود در آنها، می توان به اطلاعات مهمی در رابطه با طرز پوشش و آرایش مردم، وضعیت کوچه و خیابان و طرز برخورد و رفتار افراد در موقعیت های متفاوت از جمله بحران های اجتماعی، دست یافت. اینکه آیا بین نشانه های تصویری موجود در عکس ها اشتراکاتی وجود دارند یا خیر و آیا این اشتراکات معانی خاصی را به ذهن منتقل کرده و اگر می کنند چه معانی؟ و آیا می توان این نشانه ها را بر اساس نظریات نشانه شناسی پیرس بررسی کرد؟ جزء سوالات اساسی این پژوهش هستند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و پایگاه های اطلاعاتی انجام شده، ضمن بررسی اجمالی نشانه شناسی، در منابع مکتوب، به شکل اختصاصی به نظریات پیرس پرداخته شده است. برای انجام این پژوهش، 120 عکس بر اساس موضوع پژوهش، از 6 عکاس ایرانی انتخاب شد و نشانه های تصویری موجود در این عکس ها که از کتاب های عکس و پایگاه های اطلاعاتی معتبر جمع آوری شده بودند، بر اساس تقسیم بندی نشانه های پیرس، مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهند عکس های بر جای مانده، اشتراکات تصویری زیادی با هم داشته، بر اساس الگوی نشانه شناسی پیرس قابل تقسیم بندی هستند، تمام نشانه های موجود در عکس ها وجهی نمادین داشته و آگاهانه توسط عکاسان و به قصد تاثیرگذاری بیشتر، استفاده شده اند.

    کلیدواژگان: نشانه شناسی، پیرس، عکاسی انقلاب، عکاسان انقلاب
  • سارا شادرخ*، نجیبه رحمانی صفحات 17-30

    نشانه های فرهنگی، فرم های گرافیکی انتزاعی هستند؛ انباشتی از فرهنگ غنی ملت ها، نمایی از داشته های صوری و مفهومی کشورها در قالبی کوچک و بازتابی از اندوخته های کهن الگویی یک ملت. کهن الگوها، الگوی اصلی و پایدار ذهنی و محصول تجربه جمعی بشر در طی هزاران سال هستند. آنها، خود را در نمودهای انسانی از جمله نشانه های تصویری، نشان می دهند. در این مقاله به کمک نگرش اسطوره ای و کهن الگویی، نشانه های فرهنگی مرتبط با حوزه دانش؛ اعم از دانشگاه ها، انتشارات و موسسه های پژوهشی (حداقل ده نمونه مطرح بین المللی و ملی)، مورد بررسی قرار می گیرند.
    هدف از این امر، درک بینش کهن الگویی است که تمدن های مختلف به مفهوم دانش داشته اند و تبلور دوباره آن در شکل های ساده شده نشانه های کنونی دیده می شود. برای دست یابی به ارتباطی منطقی و استدلالی متقن، بیش از صد نشانه دانش بنیاد بین المللی و ملی مشاهده شدند؛ اکثریت نشانه ها، زبان مستقیم را برگزیده و به نمادهای تصویری سرراست چون کتاب و سردر دانشگاه اکتفا کرده اند، اکثر طراحان، از نمادهای ملی در طراحی نشانه دانشگاه بهره برده و برداشتی مستقیم از مفهوم دانش داشته اند، برخی که مورد پژوهش این مقاله بوده، از نمودهای ضمنی و نهفته در کهن الگوها بهره برده اند. اکثر نشانه هایی که مفاهیم ثانویه را القا نموده ، در فرهنگ های مختلف به صورت یکسان استفاده شده اند؛ کهن الگوهایی که در فرهنگ های مختلف مشترک بوده و خواستگاه های اساطیری داشته و فرم های درخت، خورشید، آتش (شمع، مشعل) و آب، که نمادهای معرفت در کهن الگوی جهانی هستند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به واکاوی معنای دانش و معرفت در کهن الگوهای جهانی پرداخته و بازتاب آنها را در نشانه های مطرح موسسه های دانش بنیاد، معرفی می کند.

    کلیدواژگان: کهن الگو، نشانه، دانش، درخت، خورشید
  • ناهید امینی سودکلائی، علی اصغر ملک افضلی* صفحات 31-39

    از مشکلات جامعه امروزی، دوری هنرمند از حرفه هنرهای دیگر و گروه های مختلف اجتماعی، همچنین نادیده گرفتن هنر و هنرمند توسط گروه های مذکور و در پی آن، ضعف هنر در سطح جامعه است. اهمیت برقراری تعاملات اجتماعی و رویارویی گروه های مختلف اجتماعی با هنرمندان و در پی آن، شناخت و درک اهمیت این تعاملات در استعلای جامعه، تحقیق درباره ایجاد یک بستر مناسب جهت حضور یافتن طیف وسیعی از گروه های مختلف اجتماعی و در پی آن، رویارویی با مسایل هنری را ضروری می سازد. فلسفه لویناس، نوعی پدیدارشناسی اخلاقی در راستای رو- در- رویی فرد با دیگری یا دیگران و شکل گیری عدالت و سیاست مطلوب یک جامعه است که در نهایت، سبب ظهور استعلای آن جامعه می شود. در راستای تحقق پذیری هدف مقاله پیش رو که شیوه طراحی مناسب برای یک بستر اجتماعی موثر در برآورده ساختن این نیاز اجتماعی است، فرضیه هایی در پاسخ به این پرسش که چه ترفندهایی در طراحی بهینه مرکز اجتماعی هنرمندان با استفاده از تطبیق هنرهای بصری و زیبایی شناسی در معماری با فلسفه امانویل لویناس می توان به کار گرفت؟ ارایه شده اند. در این پژوهش، مباحث حاصل از مطالعه و بررسی هنرهای بصری و معماری به عنوان کالبد معماری و نتایج به دست آمده از مطالعات فلسفه رو- در- رویی لویناس به عنوان رویکرد نظری، با یکدیگر تطبیق داده شده و در نهایت، با در نظر گرفتن کاربری هر یک از این دستاوردهای جدید در طراحی مرکز اجتماعی هنرمندان، فرضیه هایی به عنوان نتایج پژوهش فوق شکل گرفته که می توانند در راستای تحقق طراحی یک بستر معماری مناسب به صورت بهینه و تاثیرگذار در جهت ارتقا و ترویج هنر و به دنبال آن رشد و پیشرفت یک جامعه، مورد استفاده قرار گیرند.

    کلیدواژگان: مرکز اجتماعی، هنر بصری، معماری، لویناس
  • مونا امامی*، بهنام کامرانی صفحات 41-52

    جهان در عصر حاضر، شاهد تحولات پیچیده ای بوده است. انسان همواره کوشیده مصیبت ها و فجایع را پشت سر گذاشته و جوابی برای آنها بیابد. او به دنبال راهی می گردد تا به بیان این تقابل ها و تضادها در قالب آثاری هشدار دهنده، پیچیده و تفکر برانگیز بپردازد. نیکزاد نجومی، از هنرمندان معاصر است که به واسطه بدن هایی گروتسک و بریده بریده در فضایی کارناوالی، به واگویه کردن این تقابل ها می پردازد. آثار او، به نقد قدرت حاکم پرداخته و با عناصر متعددی، آن را به چالش می کشند. این آثار، ویژگی های خاصی داشته که در اندیشه میخاییل باختین و نظریه کارناوال او نیز دیده می شوند. کارناوال گرایی[i] در ادبیات، از برجسته ترین ایده های باختین است که زیر مجموعه مباحث فرهنگ عامه و طنز محسوب می شود. از کارکردهای اصلی کارناوال، واژگونی نظام سلسله مراتبی حاکم و وارونگی هنجارهای رایج است؛ از این رو، به دلیل نزدیکی آرای باختین با مضمون این آثار، می توان ویژگی های کیفی آثار او را که به نمود ادراک کارناوالی از جهان می پردازند، مورد تحلیل قرار داد. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که به چالش کشیدن قدرت و هجو آن در آثار نیکزاد نجومی، چگونه نمودار می شود؟ هدف از این پژوهش، برقراری نسبت میان امور زندگی روزمره همچون کارناوال و قدرت با هنر، در قالب خوانشی باختینی از مفهوم کارناوال گرایی است. بر این مبنا، در نقاشی های او، شاهد تقابل فضای رسمی و جدی با فضای غیررسمی و اموری متضاد هستیم و این تقابل به صورت چند پارگی و ظهور شخصیت های ناقص، غریب و ترکیبی، دست کاری در بعضی قسمت های بدن و تکرار آن، تلفیق بدن انسان با بدن حیوان، انجام امور پیش پا افتاده و مهمل، مبدل پوشی و برش های بدنی در قالب شخصیت هایی نیمه دلقک (هارلکن)، نمایش داده شده است. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه ای و به شیوه ای توصیفی- تحلیلی انجام شده است.

    کلیدواژگان: نیکزاد نجومی، سلسله مراتب قدرت، بدن گروتسک، کارناوال، باختین
  • مریم قدم زن، افسانه ناظری* صفحات 53-66

    امروزه یکی از رویکردهای نوین آموزشی در نظام تعلیم و تربیت، آموزش بر مبنای نظریه هوش های چندگانه هوارد گاردنر بوده که مبتنی بر توجه به جنبه های گوناگون هوش افراد است. یکی از انواع هوش ها، هوش تجسمی- فضایی است که ارتباط مستقیمی با توانایی درک درست از جهان به صورت بصری دارد. به کارگیری روش های مناسب آموزشی جهت تقویت هوش تجسمی- فضایی، ضمن افزایش توجه، تقویت سطح ادراک بصری، حافظه و هدفمندسازی فعالیت های هنری کودک، می تواند در ارتقای سطح یادگیری وی موثر باشد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی روش های آموزش نقاشی مبتنی بر نظریه هوارد گاردنر، در جهت افزایش هوش تجسمی- فضایی کودکان پیش دبستانی شکل گرفت. این پژوهش، از نوع پژوهش های کاربردی بوده و از نظر روش، شبه آزمایشی با گروه های گواه و آزمون است. آزمودنی های پژوهش، شامل 36 نفر (دو گروه هجده نفری) از دانش آموزان دختر پیش دبستانی های عترت و خجستگان از ناحیه چهار اصفهان در سال تحصیلی 93-92 بوده که به روش تصادفی انتخاب شدند. هر 36 دانش آموز، مورد آزمون هوشی ریون کودکان به صورت پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفتند. در گروه آزمون، آموزش نقاشی بر اساس مولفه های هوش تجسمی- فضایی طی پانزده جلسه انجام شد. داده ها با آزمون کوواریانس تحلیل شده و نشان دادند که آموزش نقاشی به کودکان بر طبق شاخصه های هوش تجسمی- فضایی، در افزایش این هوش در کودکان تاثیر داشته است (0/005>P). یافته های کمی، میزان این تاثیرپذیری را 21% نشان دادند. همچنین لازم به ذکر است که تحلیل های کیفی نیز موید نتایج تحلیل های کمی بودند. با ذکر این نتیجه، فرضیه پژوهش مبتنی بر افزایش هوش تجسمی-فضایی از طریق آموزش نقاشی به کودکان پیش دبستانی، تایید شد.

    کلیدواژگان: هوش های چندگانه، هوارد گاردنر، هوش تجسمی- فضایی، آموزش نقاشی، آزمون ریون
  • سودابه صفری سنجانی*، اصغر کفشچیان مقدم صفحات 67-80

    هنرهای سنتی[1] ایران، قابلیت زیادی در بازآفرینی در نقاشی معاصر ایران دارند. در مواردی، هنرمندان با بازتاب صنایع دستی[2] در نقاشی معاصر ایران، به غنی کردن آثار خود پرداخته اند. چگونگی میزان گرایش به صنایع دستی در نقاشی معاصر ایران، مسیله اصلی این پژوهش است. هدف از این تحقیق، توجه به قابلیت های صنایع دستی در هویت سازی به نقاشی معاصر ایران است؛ همچنین، می تواند به ماندگاری هنر صنایع دستی و ارتباط آن با نقاشی معاصر ایران کمک کند. جامعه آماری این پژوهش، شامل نقاشی های هشتمین دو سالانه ایران است. تحقیق پیش رو ابتدا به تعریف صنایع دستی پرداخته، سپس حضور هر یک از رشته های صنایع دستی در نقاشی های هشتمین دوسالانه را به صورت مجزا در جدولی مورد بررسی قرار داده است. در این بررسی، بازآفرینی صنایع دستی در رشته های؛ خوشنویسی[3]، طراحی سنتی، چاپ قلمکار[4]، گره سازی[5] و هندسه نقوش، سفال، لعاب و کاشی کاری، مشبک فلزی، قلم زنی[6]، فرش، دست بافت ها و حجاری[7]، در آثار هشتمین دوسالانه نقاشی دیده می شود. این پژوهش نشان می دهد 16/12 درصد از نقاشی های راه یافته به هشتمین دوسالانه، از صنایع دستی استفاده کرده اند. همچنین، این تحقیق نتیجه می گیرد در بازتاب صنایع دستی، هنرمندان، کمترین گرایش را به سه رشته قلم زنی و مشبک فلزی، حجاری و دست بافت ها (در هر رشته 2/2 درصد) داشته اند و بیشترین توجه هنرمندان در این هویت بخشی، به طراحی سنتی (33/33 درصد) است. این پژوهش می تواند نگاه هنرمندان را به آن دسته از صنایع دستی که قابلیت زیادی جهت بازتاب در نقاشی معاصر ایران دارند، معطوف ساخته و به هویت بخشی آثار کمک کند. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است.

    کلیدواژگان: هنرهای سنتی، صنایع دستی، هنر معاصر ایران، نقاشی، هشتمین دوسالانه نقاشی
|
  • Pouya Zamanian* Pages 1-15

    The Islamic revolution, has remaining very influential on the way people lived, changed the path of art and especially the photography of Iran. There are many photographs of the Revolution. By examining the visual cues, the changes in the cultural and artistic trends of that period can be better understood. Are there any shared signs between the images in the photograph and do they share certain meanings in the mind and if so, what meanings? These are main questions of the research. this research has done by descriptive analytical method and collected data by using library resources and databases, In addition to the study of semiotics and the views of the great activists in this branch, it was specifically devoted to Pierce's ideas. To conduct this research, 60 photographs were randomly selected from 6 Iranian photographers and the image cues in these photographs were analyzed based on the distribution of Pierce signs. Findings of the research show. The remaining images share a lot of things, and most of the signs have a symbolic character, and while showing the revolutionary and fighting spirit of the people, they transfer the humanitarian concepts to the minds of the viewer with Islamic tendencies

    Keywords: Semiotics, Pierce, Photography of the Revolution, Revolution photographer
  • Najibeh Rahmani*, Sara Shadrokh Pages 17-30

    Cultural signs are simple graphic forms. Signs compressed by the rich culture of nations. They are view form content facial and conceptual countries in small modle also they have reflection of reserves the archetype a nation. Archetypes are primary and stable pattern mentally. They are product collective experience over the thousands of years. Archetype represent itself in every human aspect, including visual signs.
    In this article to help attitude mythical and the archetype been tried for explore culture signs relevant to field of knowledge such of universities, publishers, research institutes (least ten samples indictor national and international).
    The purpose this article is understand insight archetype that different civilizations had the meaning of knowledge.

    Keywords: Archetype, Signs, Knowledge, tree, sun
  • Nahid Amini Soudkolaei, Aliasghar Malekafzali* Pages 31-39

    One of problems of today’s society is the fact that the artist is away from the profession of other arts and various social groups, as well as disregard of art and artist by the above groups and the consequent weakness of art in the community. The importance of establishing social interactions and Face- To- Face of different social groups with the arts and artists, as well as artist with other social strata, and the subsequent recognition and understanding of the importance of these interactions in the advancement of society makes necessary the research about establish a suitable bed for the presence of a wide range of different social groups, and consequently, confrontation with artistic issues. In direction fulfill of the goal the article, wich is the appropriate design method for an effective social bed for make come true this social need, produced hypotheses in response to the question of what manners can be in the optimal design of the social center of artists through the adaption of visual and beauty arts architecture whit the philosophy of Emmanuel levinas. Levinas philosophy is a kind of moral phenomenology in the direction of the person’s Face- To- Face to one another or others, and the formation of the justice and the desired policy of a society that ultimately leads to the emergence of the transcendence of that society. In this research, the results of the study of visual arts and architecture as the architectural framework and the results are from Emmanuel Levinas’s Face- To- Face philosophy studies as a theoretical approach adapted together and finally considering the use of each of these new achievements in design of the social center of artists, hypotheses were created as the results of this study  which can be used to establish an appropriate and effective way for promotion and development of art, and consequently, the growth and progress of a community.

    Keywords: Community Center, visual art, architecture, Levinas
  • Behnam Kamrani, Mona Emami* Pages 41-52

    The world has faced complicated upheavals nowadays. Man has always tried to forsake these disasters and calamities and find an answer for them. He looks for a way to express these contrasts and conflicts in warning, intricate and thought provoking works of art. Nikzad Nodjoumi, one of the contemporary artists shows these oppositions by grotesque bodies in pieces, in a carnivalesque form. His work challenges the dominant power and demonstrate it with various elements. These works have specific qualifications which can be seen in Mikhail Bakhtin’s Carnival theory. Carnivalization in Literature is one of the most prominent ideas of Bakhtin which is a subsidiary of folk culture and irony. The inversion of the dominant hierarchy and common norms is one of the main functions of carnival. So, because of propinquity of Bakhtin’s ideas and the themes of these works, it is possible to investigate qualifications which focus on the appearance of Carnival perception of the world in Nodjumi’s works of art. Here, the question is how this power irony in Nodjumi’s artworks is illustrated. Establishing a relationship between everyday life affairs like carnival and power with Art, in a Bakhtinian reading of carnival, is the aim of this research. In his paintings, the contrast of formal with informal spaces and antonym affairs is seen. This contrast appears via a body in pieces and emergence of defective, odd and hybrid characters, manipulation of body organs and its repetition, integrating human body with animal body (human-animal), doing ordinary and trashy works, transvestitism and body cuts in a half-clownish format (Harlequin). This study is accomplished with library references in a descriptive- analytic method.

    Keywords: Nikzad Nodjumi, Power Hierarchy, Grotesque Body, Carnival, Bakhtin
  • Afsane Nazeri, Maryam Ghadamzan* Pages 53-66

    Today, one of the newly introduced approaches in the educational system is thought to be the instruction based upon the theory of multiple intelligence proposed by Howard Gardner that is founded on considering the different aspects of intelligence among the individuals. . This study is aimed at investigating the effectiveness and the usage of special painting methods based upon Howard Gardner`s theory on the spatial – visual intelligence among the preschool children that has been taken into consideration with regard to both the history and lack of information. Methodologically, the study is of the experimental type with both experimental and control groups and the participants mainly consist of 36 students( comprising two groups of students) that educate in two preschools of Isfahan.
    All the students participating in the intelligence test known as " Raven " were classified in the pre- test and post-test groups in the experimental group , the painting instruction was conducted according to the components of spatial – visual intelligence in 15 sessions .The analyses obtained via ( through) the co-variance test demonstrated that the painting instruction has enhanced the children`s intelligence to a degree of 21% according to the features (characteristics) of spatial-visual intelligence. Likewise, the qualitative analyses conducted on the children`s paintings remarkably confirm the effectiveness of the aforementioned method, the research findings are indicative of the validity and the approved of the hypothesis and its effectiveness over the teaching methods in enhancing the extent of spatial-visual intelligence in the children

    Keywords: Multiple intelligence, Howard Gardner, spatial - visual intelligence, painting instruction, Ravon test
  • Soudabeh Safari Senejani*, Asghar Kafshchian Moghadam Pages 67-80

    Civilization of Iran has affection in other nations and influenced by them in during the history, however it has kept its traditions. Nowadays that affection of art of west is more than past, artists must be commitment to the past their culture and art. Inspiring from traditional arts in contemporary Iranian painting is one of the ways to identity creation to the contemporary Iranian painting. Tendency to the handicraft in contemporary Iranian painting is the main purpose in this study. The aim of this research is attention to abilities of the handicraft in creation of identity to the contemporary Iranian painting, also it can help to durability of handicraft art and its relation with contemporary Iranian painting. Statistical community in this research is paints of eighth painting biennial. In this study hand craft has been introduced at first, and then presentation of every major of handicraft has been investigated in table. In this research recreation of handicraft in calligraphy, traditional designing, qalamkAr, , geometry of motifs, pottery, tiling, metal mesh, emboss, carpet, hand woven, carve, is seen in paints of eighth painting biennial. This study show that 12.16% of paints which has been choose to the contemporary Iranian painting, has used from handicraft. Also this research result that artists have the least attention to the، hand wove، carve and emboss (2.2% in every major) in inspiring of handicraft and most tendency of artist in this identity creation is related to the traditional designing (33.33 %). This research can focus the attention of artists to the handicraft which have more ability to affection on contemporary Iranian paintings and help to creation identity of paints. The method of this study is descriptive- analytical and method of collection of information is using the library information.

    Keywords: traditional arts, handicraft, contemporary iranian art, painting, the eighth biennial of painting