فهرست مطالب

  • پیاپی 33 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدعلی میرعلی بیداخویدی*، امان الله شفائی صفحات 1-19
    هدف

    این نوشتار در نظر دارد نقش کشور جمهوری ترکیه با ایدیولوژی سکولار و کشور پادشاهی عربستان سعودی با ایدیولوژی وهابیت را در تولید و تشدید افراط گرایی تکفیری در آسیای مرکزی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال های پس از 1991 بررسی و تبیین نماید.

    روش

    روش تحقیق مقاله حاضر توصیفی-تحلیلی و مطالعه موضوع به صورت تطبیقی در چارچوب نظریه «مجموعه امنیتی» باری بوزان است. اطلاعات لازم با استفاده از شیوه کتابخانه ای و با مراجعه به کتاب ها، مقالات، و نشریات داخلی و خارجی گرد آوری شده است.

    یافته ها

    یافته ها نشان می دهد که قطبش(قطب گرایی) رقابتی ترکیه و عربستان سعودی به انحای مختلفی خود را در آسیای مرکزی نشان داده است. ترک ها در چارچوب پان ترکیسم، گولنیسم را ترویج کرده اند و سعودی ها در چارچوب دیپلماسی عمومی ایدیولوژی وهابیت را در منطقه گسترش داده اند.

    نتیجه گیری

    آسیای مرکزی به عنوان یک مجموعه امنیتی پس از فروپاشی شوروی در معرض رقابت قدرت های بزرگ و منطقه ای قرار گرفته است و این قدرت ها به انحای مختلفی در امنیتی شدن منطقه موثر بوده اند. ترکیه و عربستان سعودی به عنوان دو قطب مهم جهان اسلام گسل های بنیادگرایی در این منطقه را تحریک نموده و تامین منافعشان را در دامن زدن به افراط گرایی دیده اند. رقابت ایدیولوژیک دو کشور تفاوت هایی را در نقش، سطح، هدف، راهبرد و ثمره ایجاد نموده است. ترک ها و سعودی ها هرچند متفاوت عمل کرده اند، اما نتیجه کار ایشان در تشدید افراط گرایی تکفیری در آسیای مرکزی مشابهت داشته است.

    کلیدواژگان: ترکیه، عربستان سعودی، افراط گرایی تکفیری، آسیای مرکزی، وهابیت، گولنیسم
  • محمدجواد فتحی دولیسکانی*، ایوب نیکونهاد، سید محمود آقایی فیروزآبادی صفحات 21-50
    هدف

    تحولات یمن به واسطه مداخله کنشگران متعدد به یکی از پیچیده ترین بحران های منطقه راهبردی غرب آسیا تبدیل شده است و به همین دلیل رسیدن بحران به نقطه تعادل پروسه ای بلندمدت خواهد بود؛در شرایط کنونی هیچ کدام از بازیگران قصد تعدیل منافع اساسی و اصلی خود را ندارند.جستار آینده پژوهانه پیرامون بحران،مسیله ای اولویت دار و حایز اهمیت است. هدفپژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش است که سناریوهای آینده بحران یمن کدام اند؟

    روش پژوهش

    با توجه به تعدد بازیگران و منافع متفاوت آن ها،روش تحلیل بازیگران وتبیین منافع آنها،جهت ارایه سن ریوهای ممکن،محتمل و مطلوب،مناسب خواهد بود. این پژوهش همچنین از پنل خبرگانی و مصاحبه دلفی بهره گرفته است.

     یافته ها

    مداقه صورت گرفته نشانگر این است که هفت سناریوی بحران ادواری (وضعیتی بین آتش بس و جنگ)،خاتمه بحران و تشکیل حکومت مرکزی قدرتمند (بهترین حالت ممکن)،ادامه جنگ و تجزیه یمن (بدترین حالت ممکن)،فدرالیسم و تقسیم یمن به نظام اقلیم ها،تفوق انصارالله،تشکیل حکومت و ناکامی ایتلاف عبری عربی غربی،تفوق جبهه عبری عربی غربی و شکست انصارالله را می توان برای آینده بحران برشمرد. 

    نتیجه گیری

    کنشگران اصلی دخیل در بحران یمن از جمله ایران، انصارالله، عربستان، امارات، اسراییل، امریکا، روسیه، چین، انگلیس و فرانسه هرکدام با توجه به منافع و اهدافی که برای خود مطرح کرده اند، یکی از سناریوهای مذکور را برای خود مطلوب/نامطلوب می دانند. از همین روی تلاش جملگی کنشگران این است که روند بحران را به سمت سناریوی مطلوب خود جهت دهی کنند.

    کلیدواژگان: یمن، ایران، امریکا، عربستان، آینده پژوهی
  • حمید درج*، مجید عباسی صفحات 51-76
    هدف

    ایران و عربستان دو بازیگر مطرح خاورمیانه و رقیب منطقه ای یکدیگر محسوب می شوند. در این رابطه، عراق یکی از بازتاب های مهم سیاست های رقابتی ایران و عربستان در منطقه محسوب می شود. تحولات سیاسی و امنیتی سال 2003 میلادی در عراق، منجر به افزایش نقش و تاثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در صحنه سیاسی این کشور شد. در این راستا، عربستان در تلاش است تا ضمن افزایش حوزه نفوذ و گسترش قلمروی ژیوپلیتیکی خود در عراق، از توسعه نفوذ سیاسی و معنوی ایران در این کشور جلوگیری به عمل آورد. از این رو، هدف اصلی پژوهش، تجزیه و تحلیل سیاست ها و سازوکارهای عربستان سعودی در مقابله جویی این کشور با جمهوری اسلامی ایران در صحنه سیاست عراق (2018-2003) می باشد.

    روش

    پژوهش حاضر در تلاش است؛ با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و در چارچوب نظریه موازنه تهدید، به بررسی ابعاد و زوایای مختلف این موضوع بپردازد.

    یافته ها

    یافته های پژوهش نشان می دهد که عربستان در پی شکست داعش در سوریه و عراق، با هدف موازنه سازی قدرت منطقه ای ایران، به اقداماتی چون تحریک سلفی گری، دامن زدن به ناامنی ها در قلمروی ژیوپلیتیکی ایران و تقویت بنیان دفاعی روی آورده است تا از این طریق از رشد فزاینده قدرت ایران در عراق جلوگیری کند؛ از طرفی ایران نیز در تلاش است با تقویت مناسبات خود با عراق پساداعش مانع از تغییر معادلات قدرت به نفع رقبای منطقه ای و بین المللی خود به خصوص عربستان در این کشور شود.

    نتیجه گیری

    نتایخ حاصل از پژوهش نشان می دهد؛ عربستان سعودی برای احیاء قدرت و نفوذ خود در عراق که بعد از حمله سال2003 آمریکا به این کشور با افزایش و توسعه قلمروی نفوذ تهران در صحنه سیاست عراق همراه بوده است، سیاست کنترل و مهار نفوذ ایران در منطقه از جمله عراق را دنبال می کند و در این راستا؛ در اتحادی راهبردی با هم پیمانان منطقه ای و فرامنطقه ای خود، به اتخاذ سیاست هایی علیه منافع تهران در صحنه سیاسی عراق دست زده است.

    کلیدواژگان: ایران، عربستان، عراق، موازنه منطقه ای، موازنه تهدید
  • حسن احمدی، حسین هرسیج، حمید نساج*، عباس حاتمی صفحات 77-100
    هدف

    بر اساس نظریه گذار به دمکراسی هانتینگتون، انتظار می رود که کشورها پس از ظهور طبقه متوسط جدید شاهد شکل گیری نظام های دموکراتیک باشند. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل نقش طبقه متوسط جدید در فرآیند گذار به دموکراسی و بررسی چرایی عدم تحقق فرآیند گذار به دموکراسی در مصر و بحرین، علی رغم رشد طبقه متوسط جدید در این کشورها است.

    روش

    این تحقیق با عنایت به چارچوب نظری هانتینگتون، اتخاذ روش مقایسه ای و گردآوری اطلاعات از منابع معتبر علمی و داده های ثانویه، به مطالعه تحلیلی- تطبیقی فرایند گذار به دموکراسی در دو کشور مصر بحرین و مصر پرداخته است.

    یافته ها

    یافته های این مقاله نشان می دهد که علی رغم رشد نمادهای طبقه متوسط جدید، نظیر افزایش درآمد سرانه، توسعه شاخص های آموزش عالی، دیوانسالاری، و ارتباطات، و تحول در ارزش های جامعه، فرآیند گذار از نوع تغییر شکل، جابجایی و فروپاشیدر دو کشور بحرین و مصر در مقطع کنونی با موانع جدی مواجه شده است.

    نتیجه گیری

    در مصر، پس از پیروزی انقلاب فوریه 2011، مرحله نخست فرآیند گذار به دموکراسی، با سقوط رژیم اقتدارگرای حسنی مبارک، با موفقیت انجام شد، اما بعد از کودتا علیه رییس جمهور محمد مرسی در 3 جولای 2013 و مداخله نظامی مورد حمایت قدرت های خارجی، شبه اقتدارگرایی دوران مبارک از سوی نظامیان بازتولید شد. بعلاوه، هرگونه تلاش طبقه متوسط جدید برای گذار به مرحله دوم دمکراسی، یعنی تقویت نهادهای دموکراتیک، با ناکامی مواجه شده است.در بحرین نیز با توجه به موانع فرهنگی، ماهیت رانتیر بودن دولت، و رابطه حامی-پیرو بین طبقه متوسط جدید و دولت، فرایند گذار به دموکراسی در مرحله نخست آن، یعنی شکست اقتدارگرایان، متوقف شده است. مضافا اینکه در هر دو کشور عامل خارجی در جهت تقویت کننده اقتدارگرایی عمل کرده است.

  • رضا اختیاری امیری*، احمد رشیدی، عبدالله سلطانیان صفحات 101-125
    هدف

    تحولات سال های اخیر در نظام بین الملل و به ویژه در سطح منطقه، که موجب تشدید آنارشی در ژیوپلیتیک خاورمیانه شده، برخی از کنشگران اصلی را به سمت ایتلاف سازی در برابر تهدیدات مشترک سوق داده است. از جمله کشورهایی که در این بین گام های جدی را در روند ایتلاف سازی برداشته اند، اسراییل و عربستان سعودی می باشند. با توجه به این موضوع، هدف پژوهش حاضر بررسی علل و زمینه های شکل گیری ایتلاف دوفاکتو بین عربستان سعودی و اسراییل موسوم به «ایتلاف عبری-عربی» و پیامدهای امنیتی آن برای ایران است. بر همین اساس سوال اصلی بر این مبنا قرار دارد که زمینه های ایتلاف دوفاکتو عبری-عربی چیست و این ایتلاف چگونه امنیت ملی ایران را مورد تهدید قرار می دهد؟

    روش

    روش پژوهش در این مقاله تحلیلی-تبیینی است و برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای استفاده شده است.

    یافته ها

     یافته های پژوهش نشان می دهدعوامل گوناگونی در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی در شکل گیری ایتلاف نقش داشته اند که رابطه هم افزایی دارند و یکدیگر را تقویت می کنند. همچنین یافته ها حاکی از این است که ایتلاف عبری-عربی از طریق تقویت ایران هراسی و تغییر در بلوک بندی منطقه ای، تغییر موازنه قدرت و ساختار امنیتی منطقه، تسری ناامنی و بحران زایی در ایران و نهایتا تشدید اختلافات فرقه ای- هویتی با هدف تحلیل قدرت منطقه ای ایران، امنیت و منافع ملی این کشور را با تهدید مواجه ساخته است.

    نتیجه گیری

     شکل گیری ایتلاف عبری-عربی سبب واگرایی و تشدید اختلافات کشورهای مسلمان با یکدیگر در منطقه شده و روند توسعه آنها را با چالش مواجه خواهد ساخت. بحران در مناسبات کشورهای مسلمان به طورقطع تامین کننده منافع ایالات متحده امریکا و اسراییل در منطقه است.

    کلیدواژگان: عربستان سعودی، اسرائیل، ائتلاف دوفاکتو، عبری-عربی، امنیت ملی ج، ا، ایران
  • حدیث روشنی*، محمدرحیم عیوضی صفحات 127-154
    هدف

    هدف از انجام مطالعه حاضر تحلیل و بررسی این موضوع است که چگونه تنش های موجود بین قطر و عربستان بر روابط سایر کشورهای واقع در حوزه خلیج فارس تاثیرگذار خواهد بود و اهمیت مواضع جمهوری اسلامی ایران در این رابطه به عنوان قدرتی منطقه ای به چه صورت می باشد؟

    روش

    مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی - تحلیلی است که با استفاده از روش کتابخانه ای ضمن مراجعه به اسناد شامل کتب و مقالات، بانک های اطلاعاتی و دیجیتال گردآوری شده است.

    یافته ها

    تنش میان کشورهای همجوار در منطقه ای که مستعد تحولات بسیاری است، اثرات مهمی بر رویکرد کشورهای دارای منافع خواهد داشت، تغییر ایدیولوژی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در روابط با یکدیگر و نیز تنزل جایگاه عربستان سعودی از رویکرد قدرت مآبانه اش از جمله اثرات مهم تداوم تنش های موجود میان قطر  و عربستان است. دوحه نیز منافع جدیدی را برای خود تعریف کرده که تداوم مناقشاتش با سعودی ها تا به امروز نشان از تغییرات ایدویولوژیکی دراین کشور است.

    نتیجه گیری

    تمامی تغییرات ایدیولوژیکی کشورها به یکباره و در مدتی کوتاه اتفاق نمی افتد و قطعا با صرف هزینه های مادی ومعنوی، این کشش در دولت ها وجود دارد تا ایدیولوژی خود را در راستای منافع جدیدی که برای خود تعریف کرده اند تغییر بدهند.

    کلیدواژگان: عربستان سعودی، قطر، دگرگونی اجتماعی، شورای همکاری خلیج فارس، جمهوری اسلامی ایران
  • مصطفی قربانی*، سلیمان غفاری، علی کارگر شورکی صفحات 155-176
    هدف

    با توجه به ابعاد تاثیرگذاری حمایت جمهوری اسلامی ایران از محور مقاومت اسلامی در منطقه غرب آسیا بر تحولات داخلی، منطقه ای و بین المللی، سوال اصلی پژوهش حاضر آن است که «جمهوری اسلامی ایران در حمایت از محور مقاومت اسلامی، برای بهبود موقعیت خود چه راهبردهایی باید اتخاذ کند؟»

    روش

    روش پژوهش به صورت ترکیبی از روش کتابخانه ای و مصاحبه عمیق است. تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز با استفاده از تکنیک SWOT، پس از دسترسی به تمام نتایج به دست آمده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه عمیق، صورت گرفته است. یافته ها: جمهوری اسلامی به موازات آنکه در رهبری محور مقاومت موفق عمل کرده و فرصت سازی خارجی کرده است، با تهدیداتی نیز روبرو شده و در داخل کشور نیز ضعف هایی پیش روی آن نمایان شده است.

    نتیجه گیری

    جمهوری اسلامی ایران برای بهینه سازی نقش خود در حمایت از محور مقاومت اسلامی در منطقه باید ضمن تقویت همبستگی و توسعه مناسبات، به ویژه در بعد اقتصادی، با کشورهای عضو محور مقاومت اسلامی، تلاش کند تا جایگاه مقاومت در صحنه سیاسی ملی این کشورها تقویت شود و برای دفع یا کاهش تهدیدات خارجی، علاوه بر تلاش برای معطوف سازی هرچه بیشتر مقاومت اسلامی به آرمان فلسطین و در گام بعدی، مقابله و محدودسازی تکفیری ها و درنهایت، فشار به بیگانگان برای ترک منطقه، با اقدامات رسانه ای تلاش کند تا تبلیغات ایران هراسانه در سطح منطقه را نیز خنثی سازد. برای بهبود نقاط ضعف داخلی نیز باید در کنار تلاش برای خنثی سازی دوگانه سازی منافع مردمی - حمایت از محور مقاومت اسلامی، فرصت ها و دستاوردهای اقتصادی - امنیتی جمهوری اسلامی ایران از قبل محور مقاومت اسلامی تبیین و تقویت شود.

    کلیدواژگان: راهبرد، جمهوری اسلامی ایران، محور مقاومت اسلامی، منطقه گرایی، ایران هراسی
|
  • Mohamadali Mirali *, Amanollah Shafaee Pages 1-19
    Objective

    This article intends to examine the role of the Republic of Turkey with secular ideology and the Kingdom of Saudi Arabia with Wahhabi ideology in the production and intensification of Takfiri extremism in Central Asia after the collapse of the Soviet Union in the post-1991.

    Method

    The research method of the present article is descriptive-analytical and the study of the subject is comparative in the framework of the theory of "security complex" of Bari Bouzan. The necessary information has been collected using the library method and by referring to books, articles, and domestic and foreign publications.

    Results

    The findings show that the competitive polarity of Turkey and Saudi Arabia has manifested itself in different ways in Central Asia. The Turks have promoted Gulenism within the framework of Pan-Turkism, and the Saudis have spread Wahhabi ideology in the region within the framework of public diplomacy.

    Conclusion

    Central Asia, as a security complex after the collapse of the Soviet Union, has been exposed to the competition of major regional powers, and these powers have been effective in various ways in securing the region. Turkey and Saudi Arabia, as two major poles of the Islamic world, have provoked the fault lines of fundamentalism in this region and have seen their interests in fueling extremism. The ideological competition between the two countries has made a difference in role, level, purpose, strategy and fruit. Although the Turks and Saudis have acted differently, their work has been similar in intensifying Takfiri extremism in Central Asia.

    Keywords: Turkey, Saudi Arabia, Takfiri Extremism, Central Asia, Wahhabism, Gulenism
  • Mohammad Javad Fathi *, Ayyub Nikunahad, Seyyed Mahmood Aghaei Firoozabadi Pages 21-50
    Objective

    The developments in Yemen have become one of the most complex crises in the strategic region of West Asia due to the intervention of various actors, and therefore, reaching a point of equilibrium will be a long-term process. In the current situation, none of the actors intend to moderate their basic interests. Futuristic research on the crisis is a priority and important issue. The aim of the present study is to answer the question of what are the future scenarios of the Yemeni crisis?

    Method

    Due to the multiplicity of actors and their different interests, the method of analyzing actors and explaining their interests will be suitable for presenting possible, probable and desirable scenarios. The study also used an expert panel and a Delphi interview.

    Results

    The study shows that seven scenarios can be counted for the future of the crisis: periodic crisis (a situation between fire and war), the end of the crisis and the formation of a strong central government (the best possible situation), the continuation of the war and the disintegration of Yemen (worst case scenario), federalism and division Yemen's climate system, Ansarullah's superiority, the formation of a government and the failure of the Hebrew-Arab-Western coalition, the superiority of the Hebrew-Arab-Western front, and finally the defeat of Ansarullah and Lebanonization.

    Conclusion

    The main actors in the Yemeni crisis, including Iran, Ansarullah, Saudi Arabia, the United Arab Emirates, Israel, the United States, Russia, China, Britain and France, each considers one of the mentioned scenarios to be desirable/undesirable according to the interests and goals they have set for themselves. Therefore, the efforts of all actors are to direct the crisis towards their desired scenario.

    Keywords: Yemen, Iran, America, Saudi Arabia, Futures Studies
  • Hamid Dorj *, Majid Abbasi Pages 51-76
    Objective

    Iran and Saudi Arabia are two prominent actors in the Middle East and regional rivals. In this regard, Iraq is one of the important reflections of the competitive policies of Iran and Saudi Arabia in the region. The political and security developments in Iraq in 2003 led to an increase in the role and influence of the Islamic Republic of Iran in the country's political scene. In this regard, Saudi Arabia is trying to prevent the development of Iran's political and spiritual influence in Iraq while increasing its sphere of influence and expanding its geopolitical territory in Iraq. Therefore, the main goal of the research is to analyze the policies and mechanisms of Saudi Arabia in the face of this country's confrontation with the Islamic Republic of Iran in the field of Iraqi politics (2013-2003).

    Method

    The present study, relying on the descriptive-analytical method and the context of the theory of threat balance, is an attempt to examine the various dimensions and angles of this issue.

    Results

    The findings show that Saudi Arabia, following the defeat of ISIS in Syria and Iraq, with the aim of balancing Iran's regional power, has resorted to measures such as inciting Salafism, inciting insecurity in Iran's geopolitical realm and strengthening its defense base in order to prevent the growing power of Iran in Iraq; On the other hand, Iran is trying to strengthen its relations with post-ISIS Iraq to prevent the change of power equations in favor of its regional and international rivals, especially Saudi Arabia in this country.

    Conclusion

    The results of the research show; Saudi Arabia is pursuing a policy of controlling and controlling Iran's influence in the region, including Iraq, in order to restore its power and influence in Iraq, which has been accompanied by an increase in the scope of Tehran's influence in Iraq's politics since 2003 US-led invasion. And in this regard, inn a strategic alliance with its regional and trans-regional allies, it has adopted policies against Tehran's interests in the Iraqi political arena.

    Keywords: Iran, Saudi Arabia, Iraq, Regional Balance, Threat Balance
  • Hassan Ahmadi, Hossein Harsij, HAMID NASSAJ *, Abbas Hatami Pages 77-100
    Objective

    Based on Huntington’s theory of transition to democracy, it is expected to witness occurrence of democratic systems following the emergence of a new middle class. The main purpose of the present study is to analyze the role of the new middle class in the transition to democracy and review the reasons for not-materialization of the process of transition to democracy in Egypt and Bahrain, in spite of the rise of the new middle class in these countries.

    Methods

    By using Huntington’s theoretical framework, adopting a comparative method, and collecting information from ratified scientific resources and secondary data, this research comparatively analyzed the process of democratization in Egypt and Bahrain.

    Results

    Findings of this article indicates that representations of the new middle class, such as the growth of per capita income, higher education, bureaucracy, and communication development indexes, as well as changes in social values, have been increased. However, the process of transition to democracy, in its different types of deformation, displacement, and disintegration, has encountered with serious obstacles in both countries.

    Conclusion

    Following the victory of the Egyptian revolution in February 2011, the firstphase of transition to democracy is successfully achieved by the collapse of Hosni Mubarak’s authoritarian regime. But, after the coup de ta against President Mohamed Morsi, the pseudo-authoritarianism of the Mubarak era was reproduced by military intervention on 3 July 2013, and the negative role played by external power. Also, entering to the second phase of "strengthening democratic institutions" has been aborted. Similarly, the process of democratization in Bahrain has been stopped in its first phase, that is, the overthrow of dictatorship rule, because of cultural barriers, the rentier nature of the state, and patron-client relationship existed between state and the new middle class.AlsoIn both countries, foreign agents have acted to reinforce authoritarianism.

    Keywords: New Middle Class, Transition to Democracy, Political Change, Egypt, Bahrain
  • Reza Ekhtiari Amiri *, Ahmad Rashidi, Abdullah Soltanian Pages 101-125
    Objective

    Recent developments in the international system in particular in regional level, which intensified anarchy in the Middle East geopolitics, directed some key actors to form coalition against common threats. Israel and Saudi Arabia are those who have seriously taken step for creating a coalition. With regard to that, the aim of the research is to study the fields that led Saudi Arabia and Israel to establish a de facto coalition and the consequences of it for Iran’s national security. Therefore, the main question of the research is that what are the main roots of forming the coalition and how this threats Iran's national security?

    Method

    The research method is analytical- explanatory and library resources were used for data collection.

    Results

    The research findings reveal that different factors of internal, regional and international had role in forming the coalition which are reinforcing one another. Furthermore, the findings demonstrate that Israeli-Saudi coalition through intensifying Iran-phobia and changing regional blocking, shifting balance of power and altering regional security structure, extending instability and crisis generation in Iran and ultimately exacerbating identical and sectarianism variancesaimed at dwindling Iran regional power, has put in danger Iran's national security and interests.

    Conclusion

    forming Israeli-Saudi coalition will lead to divergence and escalating of differences among the Muslim countries in the region and will challenge their development. The crisis among Muslim countries, will definitely supply the US and Israel benefits in the region.

    Keywords: Saudi Arabia, Israel, De facto Coalition, Iran's National Security
  • Hadis Roshani *, Mohammadrahim Eivazi Pages 127-154
    Objective

    The aim of this study is to analyze how tensions between Qatar and Saudi Arabia will affect the relations between other countries in the Persian Gulf and how important is the position of the Islamic Republic of Iran in this regard as a regional power?

    Method

    The present study is a descriptive-analytical study that has been conducted based on the library method using documents including books and articles, digital databases and Internet resources

    Results

    Tensions between neighboring countries in a region prone to many developments will have a significant impact on the approach of countries with interests. Changing the ideology of the GCC (Persian Gulf Cooperation Council) countries in their relations with each other, as well as degrading Saudi Arabia's position of power, are among the important effects of continuing tensions between Qatar and Saudi Arabia.Doha also defines a new interest for the continuation of grievances with Saudi Arabia to date indicates the ideological changes in the country.

    Conclusion

    Not all countries' ideological changes happen all at once and in a short period of time, and certainly at the expense of material and spiritual costs, there is a tendency in governments to change their ideology in line with the new interests they have defined for themselves.

    Keywords: Saudi Arabia, Qatar, Social change, Persian Gulf Cooperation Council, Islamic Republic of Iran
  • Mostafa Ghorbani *, Suleiman Ghaffari, Ali Kargar Pages 155-176
    Objective

    Considering the effect of the Islamic Republic of Iran's support for the axis of Islamic resistance in the West Asian region on internal, regional and international developments, the main question of the present study is "what strategies should the Islamic Republic of Iran adopt in order to improve its position in support of the Islamic Axis of Resistance?"

    Method

    The research method is a combination of library method and in-depth interview. Data analysis was also performed using SWOT technique, after accessing all the results obtained from library resources and in-depth interviews.

    Results

    the Islamic Republic, in addition to being successful in leading the resistance axis and building foreign opportunities, has also faced threats, and some weaknesses have emerged in the country.

    Conclusion

    In order to optimize its role in supporting the Islamic Axis of Resistance in the region, the Islamic Republic of Iran must strengthen its solidarity and develop relations, especially in the economic dimension, with member states of the Islamic Axis of Resistance, must try to strengthen the position of the resistance in the national political scene of these countries and to repel or reduce foreign threats, in addition to trying to divert the Islamic resistance to the Palestinian cause as much as possible, and in the next step, confronting and limiting the Takfiris, and finally, putting pressure on foreigners to leave the region, it must work with the media to thwart Iran-phobia propaganda at the regional level. In order to improve the internal weaknesses, along with the efforts to neutralize the duplication of popular interests - support for the Islamic Axis of Resistance, the economic and security opportunities and achievements of the Islamic Republic of Iran by the Islamic Axis of Resistance must be explained and strengthened.

    Keywords: strategy, I.R. Iran, Islamic Axis of Resistance, Regionalism, Islamphobia