فهرست مطالب

  • پیاپی 45 (بهار1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/04/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فاطمه کیوانی، محمدرضا کردی*، ژیلا مقبولی تقی دیزج، فاطمه شب خیز صفحات 17-30

    یکی از سازوکارهای اصلی پیری کوتاه شدن تلومرهاست که تحت تاثیر عواملی ازقبیل تلومراز و SIRT6 قرار می گیرد. فعالیت ورزشی می تواند نقش موثری در به تاخیرانداختن پیری داشته باشد، اما سازوکار آن مشخص نیست؛ براین اساس، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر سطوح سرمی پروتیین SIRT6 و آنزیم تلومراز در سالمندان بود. بدین منظور، 20 مرد سالمند با میانگین سنی 8 ± 63 سال، وزن 5/78 ± 71/03کیلوگرم، شاخص توده بدنی 49/25± 24/3کیلوگرم بر مترمربع و قد 5/92 ± 170/79سانتی متر در دو گروه کنترل و HIIT قرار گرفتند. آزمودنی ها در گروه HIIT با شدت 90 درصد ضربان قلب ذخیره با سه ست و سه تکرار، برنامه تمرین دویدن را شروع کردند و درنهایت به پنج ست و شش تکرار رسیدند، اما شدت ثابت بود. تمرین سه جلسه در هفته و به مدت هشت هفته انجام شد. در پایان دوره تمرینی، نمونه های خونی جمع آوری شدند و عوامل مدنظر با روش الایزا اندازه گیری شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آنالیز کوواریانس و تی وابسته استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر افزایش معنادار پروتیین سیرتویین شش و آنزیم تلومراز را در گروهHIIT  در مقایسه با گروه کنترل نشان داد؛ بنابراین، با توجه به تنظیم کاهشی فعالیت تلومراز و پروتیین سیرتویین شش با افزایش سن، فعالیت ورزشی می تواند در جبران این کاهش و به تاخیرانداختن پیری نقش موثری داشته باشد و مسیر اثرگذاری مثبت فعالیت ورزشی در افراد سالمند را می توان تاحدودی به افزایش عوامل ذکرشده نسبت داد.

    کلیدواژگان: تمرین تناوبی شدید (HIIT)، آنزیم تلومراز، سیرتوئین شش، سالمندان
  • حامد علی زاده پهلوانی*، حمید رجبی، محمد نبیونی، پزمان معتمدی، ندا خالدی، اکرم تایانلو صفحات 31-44

    هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین تاثیر تمرین هوازی با شدت متوسط و زیاد بر بیان ژن های BAX و BCL2 میوکارد موش های صحرایی نر پس از کم خونی و خون رسانی مجدد بود. در این پژوهش از 26 سر موش صحرایی ویستار دوماهه با وزن تقریبی 25/25 ± 25/225 گرم استفاده شد. برای بررسی ایجاد سکته حاصل از تزریق ایزوپرنالین، مطالعه ای راهنما در گروه تجربی برای گروه سکته (تعداد = هفت) و گروه کنترل (تعداد = هفت) انجام شد و سکته بطن چپ پس از تزریق ایزوپرنالین با تکنیک تری کروماسون تایید شد. سپس، موش های گروه پژوهش برای اندازه گیری بیان ژن ها به سه گروه تمرین هوازی با شدت متوسط (تعداد = چهار)، شدت زیاد (تعداد = چهار)و کنترل (تعداد = چهار)تقسیم شدند. موش های گروه پژوهش به مدت یک هفته با دویدن روی نوار گردان آشنا شدند و تمرین هوازی یک ماهه را با شدت متوسط و زیاد با تواتر سه جلسه در هفته اجرا کردند. پس از دو روز استراحت، با فاصله 24 ساعت به موش ها ایزوپرنالین تزریق شد، اما به موش های گروه کنترل فقط ایزوپرنالین تزریق شد. از فرمول 2-∆∆ct برای اندازه گیری بیان ژن BAX و BCL2 و از آزمون آماری تی مستقل برای مقایسه دو گروه سکته و کنترل در مطالعه راهنما و از آزمون آنوا برای مقایسه گروه ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تمرین هوازی متوسط و زیاد می تواند بیان ژن BAX و BCL2 را به ترتیب کاهش و افزایش دهد، اما این تغییرات در تمرین هوازی با شدت متوسط و زیاد معنا دار نبود؛ بنابراین، به نظر می رسد این شدت و مدت زمان تمرین نمی تواند مسیرهای آنتی آپوپتوزی حاصل از ورزش را برای به حداقل رساندن عوارض سکته فعال کند.

    کلیدواژگان: آپوپتوز، تمرین هوازی با شدت متوسط و شدید، BAX، BcL2، ایسکمی-ریپرفیوژن، میوکارد
  • فائقه قاسمی، حمید محبی*، حمید اراضی صفحات 45-60

    هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثر نوشیدن شیر، شیرسویا و آب بر آب گیری مجدد و زمان رسیدن به خستگی در دختران جوان تمرین کرده بود. هشت دختر تمرین کرده (سن 0/74 ± 21/37سال، شاخص توده بدن 1/49 ± 22/062کیلوگرم بر مترمربع، حداکثر اکسیژن مصرفی 1/83 ± 43/09میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه) به عنوان آزمودنی در پژوهش حاضر شرکت کردند. آزمودنی ها فعالیت تناوبی را روی تردمیل با شدت 75 درصد ضربان قلب بیشینه در دوره های 20 دقیقه ای برای کاهش وزن 0/17 ± 1/8 درصد توده بدن اجرا کردند و به صورت متقاطع تصادفی یکی از نوشیدنی ها شامل شیر کم چرب، شیر سویا و آب را به میزان 150 درصد توده بدنی ازدست رفته مصرف کردند. نمونه های ادرار در شش مرحله جمع آوری شدند و میزان حجم ادرار و وزن مخصوص ادرار اندازه‏گیری شد و پس از پایان ریکاوری سه ساعته، آزمون بروس برای بررسی عملکرد ورزشی اجرا شد. حجم کل ادرار تولیدی در دو آزمون شیر و شیرسویا در مقایسه با آزمون آب کاهشی معنادار داشت (P < 0.05). تعادل خالص مایع بدن در دو آزمون شیر و شیر سویا در مقایسه با آزمون آب به طور معنا داری مثبت بود (P < 0.05). همچنین، زمان رسیدن به خستگی، در هر دو آزمون شیر و شیر سویا نسبت به آزمون آب بیشتر بود (P < 0.05)؛ باوجوداین، بین دو نوبت شیر و شیرسویا تفاوتی معنا دار در حجم کل ادرار تولیدی، تعادل خالص مایع بدن و زمان رسیدن به خستگی وجود نداشت (P > 0.05)؛ بنابراین، باید گفت که هر دو نوشیدنی شیر و شیر سویا به بهبود آب گیری مجدد و تعادل مایعات پس از فعالیت ورزشی منجر می شوند و می توانند سبب بهبود عملکرد ورزشی شوند.

    کلیدواژگان: تعادل مایعات، خستگی، شیر، شیرسویا
  • زهرا سرلک، مهتاب معظمی*، سید رضا عطارزاده حسینی، رضا قراخانلو صفحات 61-78

    در مطالعات به طور گسترده به متابولیسم لیپیدهای گردش خون توجه شده است، اما در سال های اخیر به متابولیسم لیپید در مغز به دلیل ارتباط با برخی اختلال های عصبی توجه بیشتری شده است. مطالعات اخیر نشان داده اند که برخی عوامل خطرزای شروع زودرس آلزایمر با متابولیسم کلسترول در ارتباط هستند؛ بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر برخی عوامل درگیر در متابولیسم کلسترول در هیپوکمپ و نقش آن در بهبود عملکرد شناختی رت های نر ویستار بود. آزمودنی های پژوهش حاضر 26 سر رت نر بالغ نژاد ویستار هشت هفته ای با میانگین وزنی 20 ± 195 گرم بودند که در ابتدا با روش تصادفی ساده به دو گروه تقسیم شدند: گروه تمرین (تمرین روی تریدمیل، پنج روز در هفته به مدت هشت هفته) (13 رت) و گروه استراحت (13 رت). پس از هشت هفته رت های هر گروه با روش تصادفی ساده به دو زیرگروه دیگر تقسیم شدند که از یک گروه آزمون رفتاری (هفت رت) گرفته شد و گروه دیگر (شش رت) برای بررسی متغیرهای مطالعه شده در پژوهش تشریح شدند. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه ماز آبی موریس بهبود معناداری را در یادگیری (P < 0.05) و حافظه (P < 0.05) رت های گروه تجربی نسبت به گروه کنترل نشان داد. همچنین، نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه افزایش معناداری را در بیان ژن هایAPOE  (P < 0.05) و ABCA1 (P < 0.05) و نبود تفاوت معنادار در سطح Aβ1-42 محلول (P > 0.05) در هیپوکمپ رت های گروه تجربی نسبت به گروه کنترل نشان داد؛ بنابراین، تمرین هوازی با افزایش معناداری در بیان ژن هایAPOE  و ABCA1 که از عوامل اصلی متابولیسم کلسترول در مغز هستند و در پاتولوژی بیماری آلزایمر نیز درگیرند، می تواند هم راستا با بهبود عملکرد شناختی شیوه ای موثر در پیشگیری از بیماری آلزایمر باشد.

    کلیدواژگان: تمرین هوازی، عملکرد شناختی، ABCA1، APOE، Aβ1-42محلول
  • سید مصطفی موسوی مظفر، مریم نورشاهی*، علی اکبرنژاد صفحات 79-94

    مصرف مکمل HMB به همراه انجام تمرین های مقاومتی به دلیل حفظ توده عضلانی، در بین ورزشکاران بسیار استفاده می شود؛ با وجوداین، در زمینه مسیر تاثیر این مکمل بر افزایش فاکتورهای هایپرتروفی و کاهش فاکتورهای آتروفی نتایج متناقضی مشاهده می شود؛ بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تاثیر مصرف مکملHMB  و تمرین مقاومتی بر پاسخ به میزان MuRF1 و P70S6K عضلانی در مردان غیرفعال بود. بدین منظور، 40 مرد غیرفعال با شاخص توده بدنی 1 ± 21/2کیلوگرم بر مترمربع و سن 5 ± 25/5سال به چهار گروه تمرین، تمرین+ مصرف HMB، مصرف HMB و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها چهار روز در هفته و به مدت شش هفته تمرین های بدن سازی را (سه ست/ 8-12 تکرار/ 75 درصد تا 80 درصد 1RM) انجام دادند. گروه کنترل در این مدت هیچ تمرینی انجام ندادند. بیوپسی عضله پهن خارجی و مقادیر یک تکرار بیشینه از هر آزمودنی، یک جلسه قبل و بعد از یک دوره تمرین و مصرف مکمل انجام شد. نتایج آزمون آنوای یک طرفه نشان داد که تفاوت معنا داری (P = 0.001) بین افزایش یک تکرار بیشینه در قبل و بعد از شش هفته تمرین در حرکت پرس پا بود. همچنین، نتایج آزمون تحلیل واریانس مکرر با عامل بین گروهی نشان داد که افزایش معنا داری (P = 0.001) در مقادیر P70S6K  بین گروه های تمرین، تمرین+ مصرف HMB، مصرف HMB با گروه کنترل وجود داشت؛ هرچند این تفاوت در مقادیر MuRF1 معنا دار نبود (P = 0.22)؛ بنابراین، مصرف مکمل HMB در طول تمرین موجب افزایش پاسخ P70S6K به عنوان شاخص هایپرتروفی و افزایش در قدرت پرس پا بعد از شش هفته می شود.

    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، مکمل بتاهیدروکسی بتا متیل بوتیرات، P70S6K، MuRF1
  • مسعود مرادی*، عبدالحمید حبیبی، محمدرضا تابنده، سعید شاکریان صفحات 95-108

    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شش هفته تمرین های تداومی و تناوبی هوازی بر شاخص آنتی اکسیدانی تام هیپوکمپ و تعادل رت های مبتلا به پارکینسون بود. در این پژوهش از 24 سر رت نر نژاد ویستار 12 هفته ای با میانگین وزن 250 تا 350 گرم استفاده شد. آزمودنی ها با استفاده از رزرپین به پارکینسون مبتلا شدند. سپس، تمرین های هوازی تداومی و تناوبی به مدت شش هفته و هر هفته پنج جلسه و با زمان 15 دقیقه و سرعت 10 متر در دقیقه در هفته اول اجرا شد که زمان تمرین در هفته آخر به 40 دقیقه و سرعت تمرین به 20 متر در دقیقه رسید. این تمرین در گروه تناوبی در هفته اول در دو مرحله، در هفته های دوم تا چهارم در چهار مرحله و در هفته های پنجم و ششم در شش مرحله اجرا شد و در پایان شش هفته، تعادل با استفاده از آزمون روتارود اندازه گیری شد و سپس، رت ها با استفاده از کتامین و زایلازین کشته شدند. پس از آن، بافت هیپوکمپ از سایر قسمت های مغز جدا شد و شاخص آنتی اکسیدانی تام (TAC) اندازه گیری شد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه وتحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که شش هفته تمرین هوازی تداومی و تناوبی باعث بهبود شاخص آنتی اکسیدانی تام در هیپوکمپ (P ≤ 0.000) و تعادل (P ≤ 0.000) رت های مبتلا به پارکینسون می شود. همچنین، در مقایسه بین دو گروه تمرینی در متغیر شاخص آنتی اکسیدانی تام تفاوت معناداری مشاهده نشد (P ≤ 0.46)، اما در شاخص تعادل، تمرین تناوبی در مقایسه با تمرین تداومی تاثیر بیشتری را نشان داد (P ≤ 0.000)؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که از این نوع تمرین ها می توان برای بهبود سیستم آنتی اکسیدانی هیپوکمپ و تعادل بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد.

    کلیدواژگان: پارکینسون، شاخص آنتی اکسیدانی تام، تمرین های تداومی، تمرین های تناوبی، تعادل
  • محمد شریعت زاده جنیدی*، علی کاشی، زهره برهانی کاخکی، بهشته اقبالی صفحات 109-128

    هدف از انجام این پژوهش، توصیف روند تغییر ویژگی های آمادگی جسمانی و مهارتی داوطلبان دختر و پسر شرکت کننده در آزمون ورودی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی بین سال های 1384 تا 1395 بود؛ براین اساس، اطلاعات مربوط به داده های موجود از آزمون های عملی برگزارشده بین سال های 1384 تا 1395 به جز سال های 1386 و 1388 که موجود نبودند، برای 58449 آزمودنی شامل 37917 آزمودنی دختر و 20532 آزمودنی پسر در شش خرده آزمون سنجیده شده در آزمون عملی (چهار آزمون برای سنجش آمادگی جسمانی و دو آزمون برای سنجش آمادگی مهارتی) بررسی شد. سپس، روند تغییرات متغیرهای موردبررسی در سال های مختلف و در هر دو جنس بررسی و تحلیل آماری شد؛ براین اساس، نتایج این مطالعه نشان داد که در تمامی مفاد مقایسه شدنی آزمون عملی، پسران عملکرد بهتری از دختران داشتند و روند تغییرات در ویژگی های متفاوت آمادگی جسمانی و حرکتی با سرعتی کم و به صورت تدریجی (آزمون کشش بارفیکس، پرتاب توپ طبی دختران، دریبل فوتبال و دریبل بسکتبال با روند کاهشی و زمان کل آزمون، پرتاب توپ طبی پسران و درازونشست بدون تغییر) درحال وقوع است. تحلیل بیشتر نتایج مشخص کرد که آمادگی جسمانی در بین پسران و آمادگی مهارتی در بین دختران درحال تغییرات بیشتری است؛ نمره های آمادگی مهارتی پسران در آزمون دریبل در مقایسه با دختران کاهش بیشتری داشته است و برعکس.

    کلیدواژگان: آمادگی جسمانی، آمادگی مهارتی، رکورد، جوانان، آزمون عملی
  • معصومه هلالی زاده*، محمدرضا لبافی حسین آبادی، هادی روحانی، رضا حاجی آقایی، الهه حاتمی صفحات 129-152

    هدف از انجام مطالعه حاضر، تجمیع نتایج متناقض چندین پژوهش انجام شده درباره اثربخشی گیاه دارویی زعفران بر نشانگران آنزیمی دفاع آنتی اکسیدانی در فعالیت ورزشی بود. این فراتحلیل شامل نتایج جمع آوری شده از مجموع چهار مطالعه دارای شرایط است که از بین 12 پژوهش انجام شده در این زمینه برگزیده شد. تمامی پژوهش ها مورد-شاهدی و انسانی بودند (تعداد = 70) و در آن ها اثربخشی مکمل یاری با زعفران پیش از انجام فعالیت ورزشی هوازی بر مقادیر آنزیم های کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز ارزیابی شده بود. با توجه به معنادارنبودن مقدار P (P = 0.155) در شاخص I2 ، از مدل اثرات ثابت استفاده شد. تجزیه وتحلیل آماری نتایج با استفاده ازنسخه دوم نرم افزارCMA  انجام شد و اندازه اثر ازطریق اختلاف میانگین استانداردشده (SMD) محاسبه شد. درمجموع، 10 اندازه اثر در این مطالعات مشاهده شد که پنج اندازه اثر مثبت و پنج اندازه اثر منفی بودند. براساس نتایج، SMD آنزیم های آنتی اکسیدان در گروه مکمل (0/671) نسبت به گروه کنترل معنا دار بود (فاصله اطمینان = 1/005-0/337، P = 0.01). SMD آنزیم های آنتی اکسیدان در گروه مکمل + تمرین (0/77) نیز نسبت به گروه کنترل معنادار بود (فاصله اطمینان = 1/105-0/436، P = 0.01). در برآورد دفاع آنتی اکسیدانی ازطریق آنزیم کاتالاز، SMD گروه مکمل (0/604) نسبت به گروه کنترل معنادار بود (فاصله اطمینان = 1/161-0/048، P = 0.05)؛ درحالی که SMD گروه مکمل + تمرین (0/243) نسبت به گروه کنترل معنا دار نبود(فاصله اطمینان = 0/789-0/302-). در برآورد دفاع آنتی اکسیدانی ازطریق آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، SMD گروه مکمل (1/464) نسبت به گروه کنترل معنادار بود (فاصله اطمینان =2/082-0/846-،P = 0.01)  و SMD گروه مکمل + تمرین (1/306) نسبت به گروه کنترل معنادار بود (فاصله اطمینان = 1/908-0/705،P = 0.01). براساس جمع بندی نتایج مطالعات می توان نتیجه گیری کرد که مکمل یاری با زعفران موجب افزایش آنزیم های دفاع آنتی اکسیدانی در فعالیت ورزشی می شود. بیشترین میزان اثربخشی زعفران در مقدار آنزیم سوپراکسید دیسموتاز مشاهده شد، اما این اثربخشی بر مقدار کاتالاز در فعالیت ورزشی تایید قرار نشد.

    کلیدواژگان: زعفران، گیاه دارویی، مکمل یاری، فعالیت ورزشی هوازی، شاخص های آنزیمی دفاع آنتی اکسیدانی
|
  • Fatemeh Keyvani, Mohammad Reza Kordi *, Zhila Maghbooli Taghidizaj, Fatemeh Shabkhiz Pages 17-30

    One of the major aging mechanism is telomere shortening that affected by factors such as telomerase and SIRT6. Exercise may have effective role in delaying aging and increase telomerase enzyme activity. However, these mechanisms are unknown. In this context, the aim of present study was to determine the effect of eight weeks high intensity interval training (HIIT) on serum levels of telomerase enzyme and SIRT6 protein in aged men. For this purpose, twenty aged men with average age of 63±8 years, 71.03±5.78 kg, body mass index 24.49±3.25 kg/m2 and height 170.79±5/92 cm assigned into two control and HIIT groups. Subjects in HIIT group beginning the sprint training program with intensity of 90% reserve heart rate with three sets and three repetitions, and finally reached to five sets and six repetitions, but intensity maintained. Training program perform three time in week for eight weeks. At the end of training period, blood samples collected and experimental factors measured with Elisa method. for data analyze, covariance analysis and dependent t test used. Results of present study represent significant increase in SIRT6 protein and telomerase enzyme in HIIT group than to control group. Therefor respect to downregulation of telomerase activity and SIRT6 protein with aging, exercise training can be effective in compensate this decrease and delaying aging, and effectiveness pathway of exercise training in aged people can be partly related to increase in mentioned factors (telomerase enzyme and SIRT6 protein).

    Keywords: high intensity interval training (HIIT), telomerase enzyme, sirtuin6
  • Hamed Alizadeh Pahavani *, Hamid Rajabi, Mohammad Nabiuni, Pezhman Motamedi, Neda Khaledi, Akram Tayanloo Pages 31-44

    The present research aims to examine the effect of aerobic exercise with medium and high intensity on the gene expression of Bax and Bcl-2 markers in rat myocard after ischemic-reperfusion by isoprenaline. 26 male Wistar rats were used weighing approximately 225.25±25.25 g with two to three months old; Then pilot study with stroke group (n = 7) and control Group (n = 7) was knock to examine of isopernalin induced-infarct and the infarct of left ventricle were confirmed in isopernalin into normal groups used Masson-trichrom teqnique. Then rats were divided into three groups to Measure gene expression: control (n=4), aerobic exercise with middle (n=4) and many intensity (n=4). The rats in research group were introduced to treadmill for a week, then the rats were exposed medium and high intensity aerobic training with frequency of three times weekly for one month. After two days of rest, rats were injected with isoprenaline within 24 hours; but control group were injected only with isopernaline in the end of one month. The formula 2-ΔΔct were used to measure the gene expression of BAX and BCL2, and independent t-test was used to compare the two groups of stroke and control in the pilot study and ANOVA were used to compare the groups.The results of study showed that aerobic exercise with medium and high intensity could reduce and increase the gene expression of BAX and BCL2, but these changes were not significant. Therefore, it seems that this intensity and period of training can not active anti-apoptotic routes of exercise to minimize the effects of stroke.

    Keywords: Aerobic Exercise, medium, high intensity, BAX, BcL2, Reperfusion - Ischemia, Myocard
  • Faeghe Ghasemi, Hamid Mohebbi *, Hamid Arazi Pages 45-60

    The aim of this study was to compare the effects of drinking skim milk, soy milk, and water on fluid balance, rehydration and time to exhaustion during aerobic exercise. Eight trained females (age 21.37±0.71 years, BMI 22.06±1.42 Kg.m-2, VO2max 43.09±1.83 ml.kg-1.min-1) randomly assigned. The subjects ran on a treadmill at 75% of maximum heart rate for 20 minutes. This process continued for each subject until approximately 1.8±0.17% of reduction in body weight. Following that, subjects consumed one of the drinks randomized crossover design. The amount of consumed liquid was about 150% of the lost weight. Urine volume and urine specific gravity were measured after collecting urine samples. After the end of tree hours recovery, Bruce protocol was performed to evaluate exercise performance. The total volume of urine was significantly reduced in both milk and soy milk trials compared to water trial (P<0.05). Furthermore, the net fluid balance in these two trials was significantly positive compared to water trial (P<0.05) and the time to exhaustion was also longer than water trial (P<0.05). However, there was no significant difference between these two trials, milk and soy milk, in these variables (P>0.05). Therefore, drinking milk and soy milk led to better rehydration and fluid balance after exercise, which is associated with improved exercise performance.

    Keywords: Water balance, Exhaustion, Milk, Soy milk
  • Zahra Sarlak, Mahtab Moazami *, Seyed Reza Attaezade Hosseini, Reza Gharakhanloo Pages 61-78

    Although the metabolism of blood lipids has been widely considered in studies, lipid metabolism in the brain has attracted more attention in recent years due to its association with some neurological disorders. Recent studies have shown that a number of risk factors for early onset of Alzheimer's are associated with cholesterol metabolism. Therefore, the purpose of this study was to investigate the effect of eight weeks of aerobic training on some factors involved in the metabolism of cholesterol in the hippocampus and its role in improving the cognitive function of male Wistar rats. The subjects of this study were 26 adult male Wistar 8 weeks old (weight 195±20 g). At first, they were randomly divided into two groups: exercise (training on treadmill, 5 days a week for 8 weeks) (13 rats) and control (13 rats). After 8 weeks, the rats in each group were randomly assigned to two other subgroups: (7 rats: behavioral test, 5 rats were sacrificed). The results of one-way ANOVA of Morris water maze showed a significant improvement in learning (P<0.05) and memory (P<0.05) in the exercise group compared to the control group. Also, the results of one-way ANOVA showed a significant increase in the expression of mRNA APOE (P<0.05) and ABCA1 (P<0.05) and no significant difference in the level of Aβ1-42 (P>0.05) in the hippocampus in exercise group compared to the control group. Therefore, aerobic training by a significant increase in the expression of mRNA APOE and ABCA1, which are the main factors of lipid metabolism in the brain and which are involved in the pathology of Alzheimer's disease, can be consistent with improving cognitive function as an effective way of preventing of Alzheimer's disease.

    Keywords: Aerobic Training, Cognitive Function, ABCA1, APOE, soluble Aβ1-42
  • Seyed Mostafa Mousavi Mozafar, Maryam Nourshahi *, Ali Akbarnejad Pages 79-94

    Resistance training with HMB supplement helps preserving the body mass and, that is why, it is extensively practiced by athletes. However, there are contradictory results about the effect of the pathway of this supplement on increasing factors related to hypertrophy or reduction of atrophy. The present study investigates the effect of HMB and resistance training on response to Muscle MuRF1 and P70S6K in inactive men. To this end, 40 inactive men with the average age (25.5±5 years) and a BMI of (21.2±2 kg/m2) were divided into the following four training categories: training, training+HMB, HMB and control. The subjects did bodybuilding exercises (3set/10-12repitations/75%-80%1RM) for four days a week over a six-week time period. The control group did not do any kinds of exercise. The vastus lateralis muscle biopsy and 1RM amounts of each subject in leg press movement were conducted and measured before and after six weeks of training and consuming the supplement. The results of one-way ANOVA and repeated variance analysis test with inter-group factor showed that there is a difference (P= 0.001) between the increase of 1RM before and after six weeks of training and the amounts of P70S6K (P= 0.001) in all three groups in comparison with the control group. However, this difference was not significant (P= 0.22) in MuRF1 amounts. As a result, consuming HMB supplement in the course of training can lead to the increase of P70S6K response as a marker of hypertrophy and an increase of strength in the leg press after six weeks.

    Keywords: Resistance Training, HMB supplement, P70S6K, MuRF
  • Masoud Moradi *, Abdolhamid Habibi, Mohammad Reza Tabandeh, Saeed Shakerian Pages 95-108

    The purpose of this study was to investigate the effect of 6 weeks of continuous and interval aerobic exercises On Total Antioxidant Capacity Hippocampus and balance Parkinson's Model Rats. Twenty-four Wistar male rats (250-350 gr) were used in this study. Subjects were infected with reserpine to Parkinson's. Continuous and interval aerobic exercises were performed for 6 weeks. At the end of 6 weeks, , 5 sessions per week and 15 minutes, and 10 m / min at the first week, with training time of 40 minutes in the last week and 20 m / min in the training period. At the end of 6 weeks This exercise was performed in the periodic group in the first week in two stages in the second to fourth week in four stages and in the fifth and sixth week in six stages. the balance was measured using a rotarod test, and then the rats were killed by ketamine and xylazin. Then the tissue of the hippocampus was separated from other parts of the brain and the index Tom Antioxidant was measured. The results were analyzed using one-way analysis of variance analysis and LSD post hoc test. The results of this study showed that 6 weeks of continuous and interval aerobic exercise improved the total antioxidant index (P≤0.00), and the balance (P≤0.00) of parkinsons rat. Also, there was no significant difference between the two training groups in the total antioxidant index (P≤0.46), but in the interval exercise equilibrium index, there was a significant difference between the two exercises (P≤0.00),Therefore, it can be concluded that these types of exercises can be used to Improve the hippocampal antioxidant system and balance of Parkinson's patients.

    Keywords: Parkinson's, Total antioxidant, continuous training, Interval Training, Balance
  • Mohammad Shariat Zadeh Joneydi *, Ali Kashi, Zohreh Borhani Kakhaki, Beheshte Eghbali Pages 109-128

    The purpose of this study was to describe change process of some characteristics of physical fitness and motor skill of male and female volunteers participating in the entrance exam of physical education and sports science between the years of 2005 and 2015. Accordingly, information on available data from tests held between 2005 and 2015 – (except for 2007 and 2009 was not available) for 58449 subjects including 37,917 female subjects and 20,532 male subjects in all cases of practical was examined. Then, the change process of some variables in different years and in both sexes were statistically analyzed. Accordingly, the results of this study showed that the process of changes in the physical and motor fitness characteristics was slowly and gradually taking place (chin- up, girls medicine ball throwing, soccer and basketball dribbling record had a downward trend and curl up, boys medicine ball throwing and total time of tests had a unchanged trend). Further analysis of the results indicated that the physical fitness in boys and the motor skills readiness among the girls have more changing (The boys' skill readiness scores for dribbling tests were lower than girls, and vice versa).

    Keywords: Physical Fitness, motor skills, Record, Young Adults, Practical Test
  • Masoumeh Helalizadeh *, Mohammadreza Labbafi Hoseinabadi, Hadi Rohani, Reza Hajiaghaee, Elaheh Hatami Pages 129-152

    The aim of present study was to perform a meta-analysis on the conflict results of several surveys about the effectiveness of saffron supplementation on enzymatic antioxidant defense biomarkers in exercise. This meta-analysis has collected results from four qualified studies. All researches were control case study (n=70) and had evaluated the effectiveness of saffron supplementation before aerobic exercise on Catalase and Superoxide Dismutase (SOD) enzymes amounts. Regard to non-significant P-value (P=0.155) in I2 index, fixed effects model has been used. The statistical analyze of research was done by Comprehensive Meta-Analysis Version 2, and the effect size was measured by Standardized Mean Difference (SMD). Generally, 10 effect sizes were observed in researches which five effect sizes were positive and five effect sizes were negative. According to the results, SMD of antioxidant enzymes in saffaron group (SMD=0.671) was significant toward control group (Confidence interval= 0.337-1.005, P=0.01), and SMD of antioxidant enzymes in saffaron+exercise group  (SMD=0.77) was also significant toward control group (Confidence interval= 0.436-1.105, P=0.01). In the case of estimating antioxidant defense via Catalase, SMD in saffaron group (SMD=0.604) was significant toward control group (Confidence interval= 0.048-1.161, P=0.05), whereas SMD in saffaron+exercise group (SMD=0.243) was not significant toward control group (Confidence interval= -0.302-0.789). In the case of estimating antioxidant defense via SOD, the SMD in saffaron group (SMD=1.464) was significant toward control group (Confidence interval= -0.846-2.082, P=0.01), and SMD in saffaron+exercise group  (SMD=1.306) was also significant toward control group (Confidence interval= 0.705-1.908, p=0.01). Based on collecting the studies results, it can be concluded that saffron supplementation may enhance enzymatic antioxidant defense and lower exercise induced-oxidative stress. However, the most effectiveness of saffron has observed on SOD enzyme amount, whereas saffron effectiveness on exercise induced-Catalase amount was not proven in this study.

    Keywords: saffron, Medicinal Herb, supplementation, Aerobic Exercise, enzymatic antioxidant defense