فهرست مطالب

  • سال هشتم شماره 2 (خرداد و تیر 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/03/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مالک علیرضایی، قربان فتحی اقدم*، محمد قمری، سعیده بزازیان صفحات 1-13
    مقدمه

    نشانگان تنیدگی یکی از عوامل مهم در ایجاد تعارض زناشویی است که می تواند خسارات جبران ناپذیری به سلامت روانی، جسمی و اجتماعی خانواده وارد کند.این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی واقعیت درمانی و طرحواره درمانی بر نشانگان تنیدگی در زنان دارای تعارض زناشویی اجرا شد.

    روش کار

    این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با  طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 1 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 120 نفر از زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و شورای حل اختلاف ورامین در سال 1397  بودند.حجم نمونه این پژوهش 45 نفر بودند که از میان افراد جامعه که در پرسشنامه تعارض زناشویی نمرات بالای میانگین کسب کرده بودند، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش نمونه گیری تصادفی در گروه های آزمایش  و گروه کنترل)هر گروه 15 نفر(قرار گرفتند.. اعضای گروه آزمایش 1 طی 7 جلسه ی 5/1 ساعته 2 ماه واقعیت درمانی و اعضای گروه آزمایش 2 نیز طی 8 جلسه 5/1 ساعته 2ماهه طرحواره درمانی به صورت گروهی دریافت کردند. ولی اعضای درمانی کنترل هیچ نوع مداخله ای را دریافت نکردند. سپس پرسشنامه نشانگان تنیدگی اجرا شد .تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی و نرم افزار SPSS-24 انجام شد.

    یافته ها

    میانگین و انحراف معیار نشانگان تنیدگی گروه واقعیت درمانی در پیش آزمون (34/6±07/199)، گروه طرحواره درمانی (66/5±27/200)، و گروه کنترل (12/7±20/201) بود. درمان های واقعیت درمانی (27/6±27/124) و طرحواره درمانی (14/5±13/125) در مقایسه با گروه کنترل (67/7±53/200) نشانگان تنیدگی را در پس آزمون کاهش دادند (001/0>p). در مرحله پیگیری، اثر واقعیت درمانی (68/6±00/123) و طرحواره درمانی (34/5±33/123) بر نشانگان تنیدگی زنان دارای تعارضزناشویی (75/7±07/200) ماندگار بود (001/0>p). تاثیر واقعیت درمانی و طرحواره درمانی بر نشانگان تنیدگی زنان دارای تعارض زناشوی در مراحل پس آزمون و پیگیری یکسان بود (05/0>p).  

    نتیجه گیری

    بر مبنای یافته های این پژوهش،می توان نتیجه گرفت که واقعیت درمانی و طرحواره درمانی،درمان های موثری برای کاهش نشانگان تنیدگی در زنان دارای تعارض زناشویی هستند.پیشنهاد می شود این دو رویکرد درمانی برای برای درمان تعارض زناشویی در مراکز درمانی استفاده شوند.

    کلیدواژگان: واقعیت درمانی، طرحواره درمانی، نشانگان تنیدگی، تعارض زناشویی
  • سمانه عزیزی آرام، مهران فریور، سجاد بشرپور* صفحات 14-23
    مقدمه

    پرستاران یکی از ارکان های اصلی سازمان های بهداشتی می باشند که بخش مهمی از زندگیشان در ارتباط نزدیک با بیماران سپری می شود و عملکرد شغلی آن ها بر رضایت و سلامت بیماران تاثیر بسزایی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کیفیت خواب، شخصیت صبحی- عصری و پردازش حسی در پیش بینی عملکرد شغلی پرستاران انجام گرفت.

    روش کار

    روش مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پرستاران شاغل در بیمارستان های دولتی شهر کرمانشاه در سال 1398 بودند، که از میان آن ها 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ، پرسشنامه صبحگاهی- شامگاهی هورن و استرنبرگ، نیمرخ حسی براون و دان و پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 24، تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که عملکرد شغلی پرستاران با متغیرهای حساسیت حسی و شخصیت صبحی- عصری رابطه ی مثبت و با ثبت پایین و کیفیت خواب رابطه ی منفی دارد (01/0<p). اما عملکرد شغلی با احساس جویی و اجتناب حسی، هیچ گونه رابطه معناداری ندارد (05/0>p). نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که 61 درصد از کل واریانس عملکرد شغلی بر اساس حساسیت پردازش حسی، شخصیت صبحی- عصری و کیفیت خواب تبیین می شود (001/0<p).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج پژوهش، متغیرهای کیفیت خواب، شخصیت صبحی- عصری و مولفه های حساسیت حسی و ثبت پایین می توانند به صورت معنادار عملکرد شغلی را پیش بینی کنند. بر اساس نتایج این مطالعه، انتخاب شیفت های کاری پرستاران بر اساس ترجیح شبانه روزی، ارایه آموزش های لازم برای بهبود کیفیت خواب، روان درمانی مبتنی بر تغییر پردازش حسی با هدف افزایش حساسیت حسی و ثبت حسی برای بهبود عملکرد شغلی پرستاران پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: پرستار، حساسیت پردازش حسی، شخصیت صبحی - عصری، عملکرد شغلی، کیفیت خواب
  • زهره فتحیان، مریم مقیمیان*، فاطمه سلمانی صفحات 24-33
    مقدمه

    مشکلات جسمانی و روانی مبتلایان به مثانه نوروژنیک که از سونداژ متناوب استفاده می‏کنند، در همه ابعاد زندگی آنها تاثیرگذار است؛ به‏نحوی که افت کیفیت زندگی و عزت نفس بیماران را به دنبال دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش گروهی مهارت‏های سازگاری بر عزت نفس و کیفیت زندگی مبتلایان به مثانه نوروژنیک انجام شد.

    روش کار

    روش این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش بیماران زن مبتلا به اختلال مثانه نوروژنیک مراجعه کننده به بیمارستان خورشید اصفهان در سال 1398 بودند که از میان آنها 60 نفر از زنان مبتلا به مثانه نوروژنیک واجد معیارهای ورود به مطالعه  با روش نمونه گیری مستمر  انتخاب و با تخصیص تصادفی بر اساس ماه مراجعه بیمار در دو گروه مساوری جایگزین شدند(هر گروه 30 نفر).  گروه مداخله 8 جلسه 2 ساعته آموزش مهارت های سازگاری را توسط دو پژوهشگر روانپرستار و پرستار شاغل در بخش ارولوژی دریافت کرد و گروه کنترل آموزشهای روتین بخش را دیدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه های مشخصات فردی، عزت نفس آیزنگ و کیفیت زندگی زنان مبتلا به بی اختیاری ادرار کلر بودند. داده ها با آزمونهای توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی(تی زوجی و مستقل، کای اسکویر، من ویتنی) در نرم افزار SPSS نسخه 18 تجزیه و تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین گروه‏های مداخله و  کنترل  از نظر عزت نفس و کیفیت زندگی تفاوت معنی‏داری وجود نداشت (P >0/05)  . اما در مرحله پس آزمون بین گروه‏ها از نظر هر دو متغیر، تفاوت معنی‏دار وجود داشت (P <0/001). اما میانگین نمرات عزت نفس و کیفیت زندگی در گروه کنترل در دو مرحله تفاوت معنادار وجود نداشت (P >0/05)  . به عبارت دیگر، آموزش  مهارت‏های سازگاری باعث افزایش عزت نفس و کیفیت زندگی مبتلایان به مثانه نوروژنیک شد (P <0/001)  .

    تتیجه گیری

    نتیجه حاکی از اثر بخشی آموزش مهارت‏های سازگاری بر کیفیت زندگی و عزت نفس مبتلایان به مثانه نوروژنیک بود.  بنابراین پیشنهاد می‏گردد که از این روش درکنار سایر روش‏های درمانی برای بهبود مشکلات روانشناختی این بیماران استفاده شود.

    کلیدواژگان: آموزش گروهی، سازگاری، عزت نفس، کیفیت زندگی، مثانه نوروژنیک، سونداژ متناوب
  • المیرا اعزازی بجنوردی، سمانه قدم پور، آمنه مرادی شکیب، رضیه غضبان زاده* صفحات 34-44
    مقدمه

    دیابت یکی از علل اصلی مرگ ومیر در جهان است؛ به طوری که آمار مبتلایان به آن هر روز افزایش می یابد و یکی از گروه های خطر در بیماری کرونا مبتلایان به دیابت هستند. از عوامل مرتبط با اضطراب می توان به راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سرسختی سلامت و اضطراب مرگ اشاره کرد، لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سرسختی سلامت و اضطراب مرگ در بیماران دیابتی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش بیماران دیابتی شهر اهواز در سال 1399 بودند که از میان آنان 400 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای اضطراب کرونا، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ، سرسختی سلامت و اضطراب مرگ برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و سرسختی سلامت با اضطراب کرونا در بیماران دیابتی رابطه منفی و معنی دار و راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و اضطراب مرگ با اضطراب کرونا آنان رابطه مثبت و معنی دار داشت. همچنین، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سرسختی سلامت و اضطراب مرگ توانستند 8/38 درصد از تغییرات اضطراب کرونا در بیماران دیابتی را تبیین نمایند که سهم اضطراب مرگ بیشتر از سایر متغیرها بود (01/0>P).

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج، برای کاهش اضطراب کرونا بیماران دیابتی می توان برنامه هایی برای افزایش راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و سرسختی سلامت آنها و کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و اضطراب مرگ آنان طراحی و از طریق کارگاه های آموزشی الکترونیکی و مجازی اجرا کرد.

    کلیدواژگان: اضطراب، کرونا، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، سرسختی سلامت، اضطراب مرگ، بیماران دیابتی
  • مهناز کیانی، غلامرضا منشئی*، امیر قمرانی، جواد راستی صفحات 45-56
    مقدمه

    سوختگی یکی از مخرب ترین و دردناک ترین آسیب های پزشکی است و یکی از شایع ترین مشکلات روانشناختی در بیماران آسیب دیده از سوختگی، اضطراب درد است. درمان رایج در مشکلات سوختگی، دارو درمانی است، اما اخیرا درمان های نوظهوری همچون واقعیت مجازی سه بعدی برای کاهش شدت و اضطراب درد مورد استفاده قرار گرفته اند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دارو درمانی و واقعیت مجازی بر اضطراب درد و شدت درد بیماران سوختگی مرکز امام موسی کاظم (ع) شهر اصفهان بود.

    روش کار

    پژوهش حاضر نوع طرح نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور از جامعه آماری این پژوهش که  کلیه بیماران واجد شرایط بستری در بخش سوختگی مرکز آموزشی درمانی امام موسی کاظم (ع) شهر اصفهان در سال 1397 را تشکیل می داد، 75 نفر از بیماران بخش سوختگی مرکز آموزشی درمانی امام موسی کاظم به شیوه نمونه گیری از نوع در دسترس انتخاب شدند. سپس با درنظر گرفتن معیارهای ورود، تعداد 45 بیمار وارد مطالعه شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش1 (واقعیت درمانی مجازی)، آزمایشی2 (دارو درمانی) و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) گماشته شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخلات به مقیاس های  درجه بندی تصویری درد (GRS) و مقیاس اضطراب درد (BSPAS)، پاسخ دادند.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که  هر دو درمان واقعیت مجازی و دارو درمانی بر اضطراب درد سوختگی بیماران مبتلا به سوختگی تاثیر معنی دار داشت و در مقایسه دو درمان، اثربخشی درمان واقعیت مجازی بیشتر از دارو درمانی بود و تفاوت گروه های دارو درمانی و درمان واقعیت مجازی معنی دار بود (05/0>p). همچنین هر دو درمان واقعیت مجازی و دارو درمانی بر شدت درد ادراک شده بیماران مبتلا به سوختگی تاثیر معنی دار داشت و در مقایسه دو درمان، میان اثربخشی درمان واقعیت مجازی و  دارو درمانی تفاوت معناداری در کاهش شدت درد یافت نشد (05/0>p).

    نتیجه گیری

    اگرچه هر دو درمان دارویی و نرم افزار واقعیت مجازی در درمان اضطراب درد و شدت درد بیماران سوختگی موثر هستند، اما به نظر می رسد که واقعیت مجازی با انحراف توجه از محرکهای بیرونی و دردناک و غوطه ور سازی شخص در دنیای مجازی و خوشایند، بیش از دارو درمانی منجر به کاهش اضطراب در بیماران سوختگی می شود.

    کلیدواژگان: واقعیت مجازی، دارو درمانی، اضطراب درد، شدت درد، سوختگی
  • محمدعلی شیخی، مهین نادری فر *، محمدرضا فیروزکوهی، عبدالغنی عبدالهی محمد، مجید رضا اکبری زاده صفحات 57-65
    مقدمه

    پرستاران یکی از اجزای مهم در سیستم سلامت جامعه می باشند که مشکلات جسمی و روحی آنها به طور مستقیم بر کیفیت خدمات ارایه شده به بیماران تاثیر می گذارد. معنادرمانی، می تواند راه و روشی جدید جهت وارد کردن هدفمندی و معناجویی به زندگی و کار به  حساب آید. تحقیق حاضر با هدف تعیین تاثیر معنا درمانی گروهی بر فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه انجام شد.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه از نوع نیمه تجربی با دو گروه می باشد که بر روی 40 نفر از پرستاران شاغل در بخش های CCU - ICU-PICU-NICU بیمارستان امیرالمومنین علی (ع) شهرستان زابل در سال1397 که سطح بالاتری از فرسودگی شغلی را داشتند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه دو قسمتی، که بخش اول مربوط به پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و بخش دوم پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ بود. قبل از مداخله هر دو گروه پرسشنامه ها را تکمیل نمودند و سپس برای گروه آزمون 5 جلسه یک ساعته معنادرمانی هر هفته2 جلسه انجام گردید و مجددا پرسشنامه ها توسط دوگروه پس از 20 روز تکمیل گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نسخه 22 نرم افزار SPSS و آزمون های تی تست و کای اسکویر استفاده شد.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که میانگین نمرات شدت فرسودگی شغلی درگروه آزمون و کنترل قبل از مداخله معنادرمانی به ترتیب 55/69 و 10/77 بود که پس از مداخله در گروه ازمون میانگین شدت فرسودگی شغلی به 5/52 کاهش یافت. ولی در میانگین گروه کنترل پس از مداخله تفاوت معنی داری مشاهده نگردید، همچنین در سه حیطه ی خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و درگیری شغلی در گروه آزمون پس از معنادرمانی تفاوت معنی داری وجود دارد(p<0/05)، که نشان دهنده ی تاثیرگذاری معنادرمانی می باشد. متغیر جمعیت شناختی تاثیری بر فرسودگی شغلی نمی گذارد (05/0>p).

    نتیجه گیری

    نتایج پزوهش حاضر نشان می دهد که معنا درمانی می تواند به صورت معنی داری باعث کاهش شدت و میزان فرسودگی شغلی در پرستاران بخش های ویژه شود.  لذا بنظر می رسد می توان از این نوع روان درمانی برای کاهش فرسودگی شغلی در مشاغل  حساس و اضطراب زا استفاده کرد

    کلیدواژگان: فرسودگی شغلی، معنادرمانی گروهی، پرستار، بخش ویژه
  • افسانه جلوه گر، علی محمد رضایی*، سیاوش طالع پسند صفحات 66-75
    مقدمه

    با توجه به اهمیت مهارت های اجتماعی در سال های ابتدایی زندگی، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجانی مبتنی بر مدل تحول یکپارچه انسان  (DIR) بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی بود.

    روش کار

    به منظور نیل به اهداف پژوهش، از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل 200 کودک پیش دبستانی در شهر میبد بود. ابتدا از تمامی کودکان، مقیاس مهارت های اجتماعی ماتسون به عمل آمد و تعداد 20 دختر و 20 پسر که  کمترین نمرات را  در این مقیاس کسب کرده بودند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی تحت آموزش مبتنی بر مدل تحول یکپارچه (DIR) در 10 جلسه دو ساعته قرار گرفته و گروه کنترل در این مدت هیچ درمانی را دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس سنجش مهارت های اجتماعی ماتسون استفاده شد که قبل از شروع مداخله، پس از پایان و 1 ماه بعد در مرحله پیگیری تکمیل شد. داده ها با آزمون کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    نتایج آزمون کوواریانس چند متغیره و تک متغیره  نشان داد که آموزش  تنظیم هیجانی مبتنی بر مدل تحول یکپارچه انسان (DIR) موجب افزایش مهارت های اجتماعی کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است و این بهبود  در دو خرده مقیاس رفتارهای مناسب اجتماعی و پرخاشگری و رفتارهای تکانشی مشاهده شد (05/0 <p).

    نتیجه گیری

    با توجه به تاثیر آموزش تنظیم هیجانی بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان، پیشنهاد می شود در برنامه های آموزشی کودکان به این مهم توجه ویژه ای صورت بگیرد.

    کلیدواژگان: تنظیم هیجانی، مدل مبتنی بر تحول یکپارچه انسان، مهارت های اجتماعی، پرخاشگری و رفتارهای تکانشی
  • علی کاظمی رضایی، مریم محمدی*، عزیزالله تاجیک اسماعیلی، بهناز پیشگاهی صفحات 76-85
    مقدمه

    دانشجویان به ویژه پرستاران در زمینه سازگاری اجتماعی مشکلات فراوانی دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان  پرستاران انجام شد.

    روش کار

    پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. تعداد 122 نفر از دانشجویان پرستاری در حال تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران در سال تحصیلی 99-1398 با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به پرسشنامه های سازگاری اجتماعی ، فرم کوتاه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری رگرسیون خطی چندگانه به روش گام به گام و نرم افزار آماری SPSS-24 استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین واردشده در مدل رگرسیون، حمایت خانوادگی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، نقش معناداری در پیش بینی سازگاری اجتماعی دانشجویان  پرستاران دارند و این دو متغیر درمجموع توانستند 49/0 از واریانس متغیر سازگاری اجتماعی پرستاران را تبیین کنند.

    نتیجه گیری

    شناخت عوامل موثر بر سازگاری اجتماعی پرستاران، امکان پیش بینی و برنامه ریزی متناسب جهت کمک به تامین بهداشت روانی آنان را فراهم و از شیوع ناراحتی های روانی- اجتماعی جلوگیری می کند. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، با آگاهی از نقش اساسی حمایت های خانوادگی و مهارت های تنظیم هیجان در سازگاری اجتماعی، می توان با درنظر گرفتن این متغیرها در برنامه های آموزشی و اتخاذ راهبردهای مناسب جهت ارتقای آن ها، سازگاری اجتماعی  دانشجویان پرستاران را در محیط ها و موقعیت های زندگی شغلی و خانوادگی بهبود بخشید.

    کلیدواژگان: تنظیم شناختی هیجان، حمایت اجتماعی، سازگاری اجتماعی، پرستاران
  • عفت شیخ بهااءلدین زاده، طاهره اشک تراب*، اکرم سادات سادات حسینی صفحات 86-103
    مقدمه

    "صلاحیت بالینی" مفهوم پیچیده ای است که جهت ارایه مراقبت ایمن برای حرفه پرستاری ضروری می باشد. اما باتوجه به اینکه نوع خدمات روان پرستاری با بافت و بستر مراقبت تغییر می کند، در مورد تعریف صلاحیت بالینی قطعیت وجود ندارد. ارایه تعریف واضح از صلاحیت بالینی موجب شناسایی اجزای ضروری و موارد کاربرد آن در پژوهش یا بالین شده و امکان ارایه بهترین استاندارد های مراقبتی را فراهم می نماید. هدف مطالعه حاضر، تبیین مفهوم صلاحیت بالینی روان پرستار و شناسایی ویژگیها، پیشایندها و پیامدهای آن می باشد.

    روش کار

    در مطالعه حاضر از روش تحلیل مفهوم بارویکرد تکاملی6مرحله ای "راجرز استفاده گردید. پس از مرور اجمالی متون، کلید واژ ه ها انتخاب و واژه های فارسی    و انگلیسی روان پرستاری، صلاحیت بالینی، صلاحیت ، دانشجو، پرستاری بصورت مجزا یا ترکیبی در پایگاه های اطلاعاتی SID, PubMed ،Archives of psychiatric nursing و IJPN جستجو شدند. سپس، با توجه به شواهد، دوره زمانی بین سالهای1980 تا 2018 و بستر حرفه ای روانپزشکی برای جمع آوری داده ها انتخاب شد، از 300 مقاله اصیل، و 2 کتاب اولیه با در نظر گرفتن معیارهای ورود، 195مقاله حدف و 105 مقاله باقی ماند. طبق رویکرد راجرز 20% از منابع، در پژوهش لحاظ گردید. لغات جایگزین، ویژگی، پیشایند، پیامد تعیین و مفهوم سازی انجام شد.

    یافته ها

    واژه های توانایی (85/42%)، کفایت (76/4%)، آمادگی (28/14%،) مهارت (90/61%)، شایستگی (76/4%)، بعنوان جایگزین صلاحیت بکار رفته اند. دو دسته ویژگی عمومی و اختصاصی شناسایی شدند. پیشایندها عبارتنداز: عوامل فردی، و محیطی و سازمانی. پیامد صلاحیت بالینی ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، کاهش هزینه اقتصادی، و توسعه حرفه پرستاری است.

    نتیجه گیری

    صلاحیت بالینی روان پرستار مشتمل بر دو نوع عمومی و تخصصی، عبارتست از تلفیق مدبرانه و مستمر ارتباط درمانبخش با مهارت تکنیکی، دانش و استدلال بالینی، عواطف و ارزشها متناسب با زمینه  انجام مداخلات روانپرستاری است که عوامل فردی، محیطی  و سازمانی برآن اثر گذارند. تبیین صلاحیت بالینی منجر به تعیین معیارهای عملکردی جهت ارزیابی عینی تر، تشکیل چارچوبی برای آموزش مبتنی برشاخص و مبنای ارایه گواهی صلاحیت می شود. تحلیل مجدد مفهوم به روش هیبرید مورد نیاز است.

    کلیدواژگان: روانپرستاری، صلاحیت بالینی، پرستاری، تحلیل مفهوم
  • غزاله جلالی، زهرا تقربی، زهرا سوکی، خدیجه شریفی* صفحات 104-115
    مقدمه

    با توجه به کاهش امید در سالمندی  یک راهکار احتمالی برای ارتقاء کیفیت زندگی در این دوره  امید درمانی است. لذا این مطالعه با هدف "بررسی اثر امید درمانی گروهی بر کیفیت زندگی سالمندان" طراحی گردید.

    روش کار

    پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که  در  آن 56  سالمند  شرکت داشتند . نمونه ها به روش تصادفی سازی بلوکی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه آزمون امید درمانی گروهی را   8 جلسه  90   دقیقه ای طی  4  هفته دریافت کرد. گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. نمرات کیفیت زندگی در شروع، پایان و 4 هفته پس از پایان مطالعه اندازه گیری شد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های "کیفیت زندگی سالمندان لیپاد" و "معاینه مختصر وضعیت روانی" استفاده شد. داده ها با نرم افزارspss  نسخه 16 با استفاده از آزمون های  فیشر، مجذور کای، تی مستقل، من ویتنی یو و اندازه های تکراری تجزیه و تحلیل شد.     

    یافته ها

    میانگین نمره کیفیت زندگی درشروع مطالعه درگروه های آزمون و کنترل تفاوت آماری معنی دار نداشت اما در پایان مداخله گروه آزمون (10.28±54.64) و گروه کنترل (12.72 ± 38.96) و چهار هفته پس از پایان مداخله گروه آزمون (8.95  ± 52.75) و گروه کنترل  (12.54 ± 38.54) تفاوت آماری معنی دار مشاهده شد (0.000<p) تفاوت بین نمرات دو گروه درپایان و چهار هفته پس از پایان مداخله در تمامی ابعاد کیفیت زندگی بجز دو بعد عملکرد اجتماعی و جنسی  از نظر آماری معنی دار بود.

    نتیجه گیری

     مراقبین سلامت، پرستاران و کارشناسان سلامت روان می توانند از امید درمانی گروهی برای افزایش کیفیت زندگی سالمندان استفاده نمایند.

    کلیدواژگان: امید درمانی، سالمند، کیفیت زندگی
|
  • Malek Alirezaee, Ghorban Fathiaqdam*, Mohammad Ghamari, Saeedeh Bazzazian Pages 1-13
    Introduction

    Stress symptoms may result in marital conflict imposing psychological,physical and social difficulties to family.

    Aim

    comparing the effectiveness of reality therapy and schema therapy on stress symptoms  in women with marital conflict.

    Methods

    the present study is quasi-experimental with pre-test ,post-test and one-month follow-up with control group. statistic population includes women with marital conflict reffered problem-solving office and counseling center in 2019 in varamin. 45 testees getting high mark in Sanaee marital conflict qustionaire were selected through purposed sampelling. they wrere accomodated in 2 experimental and control groups (each group included 15) through random sampling. they filled ouSeydkhorasani stress symptoms  questionaire (2000). 2 groups were taught reality therapy and schema therapy for 2 months but control group did not get any treatment. two experimental groups were tested again through post-test. A month.

    Results

    The mean & standard deviation in stress symptoms for the reality therapy group, the schema therapy group, and the control group on the posttest were (199.07±6.34), (200.27±5.68) and (201.20±7.123), respectively. The results showed that reality therapy (124.27±6.27) and schema therapy (125.13±5.142) compared to the control group (200.53±7.67) Reduced the stress symptoms in women with marital conflict on the posttest (p<0.001). Besides, the effect of reality therapy (123.00±6.68) and schema therapy (123.33±5.34) on the stress symptoms (200.07±7.75) persisted in the follow-up phase (p <0.001). It was also shown that the reality therapy and schema therapy did not show any significant differences in terms of their effects on the stress symptoms at posttest and follow-up phases (p <0.05). 

    Conclusion

    It was also shown that the reality therapy and schema therapy were effective on stress symptoms therefore,these two approaches can help couple therapists improve marital quality life.

    Keywords: Reality therapy, Schema therapy, Stress symptoms, Marital conflict
  • Samaneh Aziziaram, Mehran Farivar, Sajjad Basharpoor* Pages 14-23
    Introduction

    Nurses are one of the main pillars of health organizations that spend a significant part of their lives in close contact with patients and their job performance has a major impact on patient satisfaction and health.

    Aim

    The purpose of this study was to investigate the role of sleep quality, morningness-eveningness personality and sensory processing sensitivity in predicting nurses' job performance.

    Methods

    The study method was cross-sectional as descriptive-correlational study. The statistical population of the study consisted of all nurses working in public hospitals in Kermanshah, in 2019, among whom 120 were selected through available sampling. Data were collected using four questionnaires: Pittsburgh sleep quality questionnaire, Brown and Dunn sensory profile, Paterson job performance and Horne and Ostberg morningness- eveningness questionnaires. Data were analyzed using Pearson correlation and simultaneous multiple regression tests by SPSS software, version 24.

    Results

    The results showed that nurses' job performance was positively correlated with sensory sensitivity variables and morningness- eveningness personality and negatively associated with low registration and sleep quality (P<0.01). But job performance has no significant relationship with sensory-seeking and sensory avoidance (P>0.05). The results of multiple regression also showed that 61% of the total job performance variance is explained by sensory processing sensitivity, morningness- eveningness personality and sleep quality (P<0.001).

    Conclusions

    According to the results of the study, the variables of sleep quality, morningness- eveningness personality, sensory sensitivity and low registration could significantly predict job performance. Basing the results of this study, selecting work shifts of nurses based on circadian preference, offering necessary training to improve sleep quality and psychotherapies focused on changing sensory processing aimed to increase sensory sensitivity and registration ware suggested to improve job performance of nurses.

    Keywords: job performance, morningness- eveningness personality, nurse, sensory processing sensitivity, sleep quality
  • Zohreh Fathian, Maryam Moghimian*, Fatemeh Salmani Pages 24-33
    Introduction

    Physical and psychological problems in patients with neurogenic bladder using intermittent catheterization affect all areas of their life in a way that leads to a decline in their quality of life and self-confidence. The purpose of this study was to evaluate the effect of group training of adaptation skills on self-esteem and quality of life in patients with neurogenic bladder.

    Methods

    The method of this study was quasi-experimental with pre-test-post-test design and control group. The Research population was parents with Neurogenic Bladder Disorders referred to Khorshid Hospital in Isfahan in 2019, which from them 60 women with neurogenic bladder who had the criteria to enter the study were selected by continuous sampling method and randomly assigned based on the month of referral. Patients were replaced in two equal groups (30 in each group). The intervention group received 8 2-hour training sessions on adaptation skills by two psychotherapists and a nurse working in the urology department, and the control group received routine training. The research tools were the personal profile questionnaires, Eiseng's self-confidence, and women's quality of life for urinary incontinence women. Data analyzed by descriptive tests (mean and standard deviation) and analytical (pairwise and independent, Chi-square, Man Whitney) in SPSS -18 software.

    Results

    The findings showed that in the pre-test stage, there wasn’t significant difference between intervention and control groups in terms of self-esteem and quality of life (P> 0.05), but in the post test between them there was significant difference in terms(P <0.001). However, the mean scores of self-esteem and quality of life in the control group were not significantly different in two stages (P> 0.05). In other words, adaptability training increased the self-esteem and quality of life of patients with neurogenic bladder (P <0/001).

    Conclusion

    The results indicated the effectiveness of training adaptation skills on quality of life and self-esteem of people with neurogenic bladder. Therefore, it is suggested that to use this method along with other treatment methods to improve the psychological problems of these patients.

    Keywords: group training, adaptation, self-esteem, quality of life, neurogenic bladder, intermittent catheterization
  • Elmira Ezazi Bojnourdi, Samane Ghadampour, Amene Moradi Shakib, Raziyeh Ghazbanzadeh* Pages 34-44
    Introduction

    Diabetes is one of the main causes of death in the world; so that every day the number of patients with it is increasing and one of the risk groups in Corona disease are people with diabetes. From anxiety related factors can be noted to cognitive emotion regulation strategies, health hardiness and death anxiety, therefore present research aimed to predicting Corona anxiety based on cognitive emotion regulation strategies, health hardiness and death anxiety in diabetic patients.

    Methods

    This study was cross-sectional from type of correlation. The research population was diabetic patients of Ahvaz city in 2020 year which from them 400 people selected by purposive sampling method. In this research to collected data used from the tools of Corona anxiety, cognitive emotion regulation strategies, health hardiness and death anxiety. Data were analyzed by Pearson correlation coefficients and multiple regression with enter model in SPSS-19 software.

    Results

    The findings showed that positive cognitive emotion regulation strategies and health hardiness had a negative and significant relationship with Corona anxiety in diabetic patients and negative cognitive emotion regulation strategies and death anxiety had a positive and significant relationship with their Corona anxiety. Also, cognitive emotion regulation strategies, health hardiness and death anxiety could explain 38/8 percent of Corona anxiety changes in diabetic patients, which the share of death anxiety was higher than other variables (P<0/01).

    Conclusions

    Regarded to the results, for reduce Corona anxiety of diabetic patients can designed programs to increase their positive cognitive emotion regulation strategies and health hardiness and decrease their negative cognitive emotion regulation strategies and death anxiety and implemented through electronic and virtual workshop.

    Keywords: Anxiety, Corona, Cognitive Emotion Regulation Strategies, Health Hardiness, Death Anxiety, Diabetic Patients
  • Mahnaz Kiani, Gholamreza Manshaee*, Amir Ghamarani, Javad Rasti Pages 45-56
    Introduction

    Burns are one of the most destructive injuries and one of the most common psychological problems in patients affected by burns is pain anxiety. The most common treatment for burn problems is medication and drug therapy, but recently emerging therapies such as 3D virtual reality have been used to reduce the severity and anxiety of pain. the purpose of this study was to compare the effectiveness of drug therapy and virtual reality on pain anxiety and pain severity in burn patients of Imam Musa Center in Isfahan.

    Method

    This study was a quasi-experimental design with pre-test and post-test with control group. For this purpose, the study population consisted of all eligible patients in burn section of Imam Musa Kazem Medical Center in Isfahan in 1977. Available types selected. Then, according to inclusion criteria, 45 patients were included in the study and were randomly assigned into two groups of experimental 1 (virtual reality therapy), experimental 2 (drug therapy) and one control group (15 patients each). Before and after the intervention, subjects responded to the GRS and BSPAS.

    Results

    The results showed that both virtual reality therapy and drug therapy had a significant effect on burn pain anxiety of burn patients and compared the two treatments, the effectiveness of virtual reality therapy was more than drug therapy and the difference between drug therapy and treatment groups. Virtual reality was significant (p <0.05). Also, both virtual reality therapy and drug therapy had a significant effect on perceived pain severity in burn patients and there was no significant difference between the effectiveness of virtual reality therapy and drug therapy in reducing pain severity (p <0.05).

    Conclusions

    although Both drug therapy and virtual reality software are effective in treating pain anxiety and pain severity in burn patients, virtual reality seems to be more effective than drug therapy because of distracting attention from external and painful stimuli and immersing the person into the virtual and pleasant world.

    Keywords: Virtual Reality, Drug Therapy, Pain Anxiety, Pain severity, Burn
  • Mohammadali Sheykhi, Mahin Naderifar, Mohammadreza Firouzkohi, Abdolghani Abdollahimohammad*, Majid Reza Akbarizadeh Pages 57-65
    Background

    Nurses are one of the most important components of health care system who’s physical and psychological problems directly affect the quality of health servicescares provided to patients. Logic therapy can be a new way to bring meaning and meaning into work life. The purpose of this study was to determine the effect of group logo therapy on burnout in intensive care unit nurses.

    Methods

    This study is a quasi-experimental study with two groups which conducted on 40 nurses working in CCU - ICU-PICU-NICU wards of Amiralmomenin Ali hospital in Zabol city in 2018 which had higher level of burnout. The data collection tool was a two-part questionnaire, the first part related to demographic questionnaire and the second part Maslach burnout questionnaire. Before intervention, both groups completed the questionnaires and then for the experimental group 5 sessions of one hour of Logic Therapy 2 sessions per week were performed. Data were analyzed by SPSS software version 22 using t-test and chi-square tests.

    Results

    The results showed that the mean scores of burnout severity in the experimental and control groups before the intervention were 69.55 and 77.10, respectively. After the intervention, the mean burnout severity decreased to 52.5 after intervention. There was no significant difference in the mean of the control group after the intervention. There was also a significant difference in the three domains of emotional exhaustion, depersonalization, and occupational involvement in the post-test (p <0.05). Demographic variables have no effect on job burnout (p> 0.05).

    Conclusion

    The results of this study showed that logo therapy can significantly reduce the severity and burnout of nurses in intensive care units. It seems that this type of psychotherapy can be used to reduce burnout in sensitive and anxious jobs.

    Keywords: Burnout, Group Logo Therapy, Nurses, Intensive Care Units
  • Afsane Jelvegar, Alimohammad Rezaei*, Siavash Talepasand Pages 66-75
    Introduction

    Considering the importance of social skills in the early years of life, the aim of the present study was to investigate the effectiveness of DIR on social skills of preschool children.

    Methods

    Present study was a semi-experimental with a pre-test, post-test and follow-up design with control. The statistical population included 200 preschool children in Meybod, including 20 girls and 20 boys who scored the lowest scores on the Matson social skills assessment scale and were randomly assigned to two experimental and control groups. The experimental group underwent training based on Integrated Transformation Model (DIR) in 10 two-hour sessions (2 sessions a week) and the control group received no treatment during this period. Matson's Social Skills Scale was used for data collection, which was completed before the intervention, at the end and one month after the intervention. Data were analyzed using multivariate and univariate covariance tests.

    Results

    The results of multivariate and univariate covariance test showed that training of emotional adjustment based on integrated human transformation model (DIR) increased social skills of children in experimental group compared to control group and this improvement in two skills subscales. Social fit and aggression and impulsive behaviors were observed.

    Conclusion

    The results of the study indicate the effectiveness of emotional regulation training on social skills of preschool children; therefore, paying attention to these findings and the mechanism of effect of this educational method can be used to reduce aggressive behaviors and increase appropriate social behaviors.

    Keywords: Emotional regulation, Developmental, individual differences, relationship- based model, social skills, Impulsive, Recalcitrant
  • Ali Kazemi Rezaei, Maryam Mohammadi*, Azizullah Tajikesmaili, Behnaz Pishgahi Pages 76-85
    Introduction

    Students, especially nurses, have many problems in social adjustment. The purpose of this study was to investigate the role of cognitive emotion regulation strategies and perceived social support in predicting nurses' social adjustment.

    Methods

    This research is a descriptive correlation study. 122 nursing students studying in Islamic Azad University of Tehran Medical Sciences during the academic year of 1389-99 were selected by convenience sampling method and responded to social adjustment questionnaires, short form of Cognitive Emotion Regulation Questionnaire and Multidimensional Perceived Social Support Scale. They gave. Data were analyzed using stepwise multiple linear regression and SPSS-24 statistical software.

    Results

    The results showed that among the predictor variables included in the regression model, family support and adaptive emotion regulation strategies had a significant role in predicting nurses 'social adjustment and these two variables could explain 0.49 of the variance of nurses' social adjustment variable.

    Conclusion

    Understanding the factors affecting nurses' social adjustment enables them to predict and plan appropriately to help them with their mental health and to prevent the spread of psychosocial disorders. According to the results of this study, knowing the essential role of family support and emotion regulation skills in social adjustment, we can consider these variables in educational programs and adopt appropriate strategies to promote them. Improve nurses' social adjustment in work and family environments and situations.

    Keywords: Cognitive emotion regulation, social support, social adjustment, nurses
  • Effat Sheikhbahaeddin Zadeh, Tahereh Ashktorab*, Akram Sadat Sadat Hosseini Pages 86-103
    Introduction

    "Clinical competency" is a complicated concept which is important in nursing profession for safe caring. However; there is no certainty on clinical competence definition as the kind of psychiatric nursing services changes based on context. A clear definition of clinical competency leads to identify the essential components and in research or clinical practice and provides the best possible standards of care. The aim of present study was to analyze the clinical competency concept to identify its attributes, antecedents and consequences.

    Methods

    Six step Rodgers’ concept analysis method was used. First, the key words were selected with reviewing articles. The key words of psychiatric nurse, clinical competency,competence, nursing, students , in databases of SID, PubMed, Archives of psychiatric nursing , IJPN were searched in Persian and English in single or combind. Regarding the evidences time period between 1980 to 2018 and the psychiatric context were selected for data collection. Among 300 original articles and 2 primary books, 195 articles were excluded with regard to inclusion criteria and 105 articles remained. According to Rodgers’ approach, 20% of the sources were included in the research. The Alternative words, attribute, antecedents and consequence were explained and conceptualized.

    Results

    The terms ability(42.85%), adequacy(4.76%), preparation(14.28%),skill(61.90%) and competency(4.76%) were used as substitution for clinical competency. 2categories of general and specific traits were defined. Antecedents were individual, environmental and organizational factors. Consequences of Clinical competency of psychiatric nurses are enhancement of health services quality, decreased medical mistakes, increased safety, decreased costs and enhanced nursing profession.

    Conclusion

    Psychiatric nursing clinical competency is careful and continuous incorporation of therapeutic communication with, professional skills, specialized knowledge and clinical reasoning, emotions and values appropriate to context for psychiatric nursing interventions that, individual, environmental, organization are influential factors. Definition of clinical competency leads to have practical indicators for objective evaluating, formation of a framework for training based on index, and the basis for providing the competency license. The re-analysis of the concept by hybrid method is needed.

    Keywords: Psychiatric nurse, Clinical competence, Nursing, Concept analysis
  • Ghazaleh Jalali, Zahra Tagharrobi, Zahra Sooki, Khadijeh Sharifi* Pages 104-115
    Introduction

    Given the decline in hope during period, one possible strategy for improving the quality of life in this period is hope therapy. Therefore, this study was designed to investigate the effect of group hope therapy on quality of life.

    Methods

    A clinical trial study was performed on 56 elderly patients. Samples were randomly divided into two groups; control and intervention. The experimental group received group hope therapy for 8 sessions of 90 minutes during 4 weeks. The control group received no intervention. Quality of life scores were measured at the beginning, end and 4 weeks after the end of the study. Data were collected using "LIPAD elderly quality of life" and "Brief Psychological Status Examination". Data were analyzed by SPSS16 software using Fisher's exact test, chi-square, independent t-test, Mann-Whitney test and repeated measures.

    Results

    At the beginning of the study, there was no significant difference between the mean score of quality of life in the experimental group and control group, but at the end of the intervention, between the experimental group (54.64±10.28) and the control group (38.96±12.72), and four weeks after the end of the intervention, the experimental group (52.75±8.95) and the control group (38.54±12.54) significant difference was observed (P<0.0001). The scores of all dimensions of quality of life (except social and sexual function) were significantly different in the two groups at the end and four weeks after the intervention

    Conclusion

    Health care providers, nurses and mental health professionals can use hope group therapy to increase the quality of life in the elderly.

    Keywords: Hope Therapy, Elderly, Quality of Life